
«وحدت» از آن واژههايي است که تکليفش براي بعضي برادران ارجمند حامل و حامي اصول، مشخص نيست. وحدت، زبانم لال، رويم به در و پنجره و ديوار، زماني نورچشمي و عزيز بود ولي اندکاندک از خوبيهايش کاسته شد و آب رفت، به نوعي که امروز پيدا کردنش سخت تر از گم کردنش است و از قانقاريا هم بدتر شده است. در زمانهاي نه چندان دور که هنوز بعضي برادران ارجمند، پيشرفت نکرده بودند قرار بود همه با هم وحدت کنند، اما...! بعد قرار شد وحدت در داخل جناح باشد و خيلي هم در اين راستا زور زده شد اما...! حالا بعضي برادران اصولگرا سعي دارند لااقل دولت وحدت ملي را تشکيل دهند اما باز هم شرايط براي آنها دارد به سمت همان «سه نقطه» هميشگي پيش ميرود! واقعا همت و تلاش برادران اصولگرا در بردن هر نوع وحدتي به سمت سه نقطه شايسته تقدير و قدرداني است.
ديروز يکي از برادران خيلي محترم آن طرف، به شدت دست به افشاگري زده و در راستاي همان سه نقطه معهود،گفته است: «طرح دولت وحدت ملي همان طرح دولت سلطنتي و خانوادگي است که سابق بر اين نيز مطرح بوده است»! يک نفر ديگر از همين برادران محترم اصولگرا هم به شدت ديگري، دست به افشاگري زده وباز هم سه نقطه مورد نظر را تقويت کرده و گفته است: «بحث تشکيل دولت وحدت ملي، انحرافي است»!
اگر داستان به همين صورت ادامه پيدا کند، نتيجه خواهيم گرفت که اصولا وحدت، موضوعي سلطنتي است که جريان انحرافي دنبال آن است! متاسفانه، رويم به ديوار، اين دفعه ديگر گلاب به روي همهتان، اين تعريف جديد از وحدت هنوز در هيچ فرهنگ لغتي درج نشده است اما با تلاش و فعاليتي که برادران اصولگرا دارند، آن اتفاق هم ميافتد و بعد از آن هم بايد فقط «يک نقطه » گذاشت و گفت: نامه تمام!
محمدحسين روانبخش

تصاویر زیر مربوط به یک کارگاه تولید سکه های تقلبی در چین است، این کارگاه روزنه چند هزاران دلار سکه تقلبی تولید میکرده است، البته بیشتر این سکهها، سکه های با تاریخ قدیمی بودهاند که کلکسیونرهای پول به دنبال آنها هستند. این سکه های تقلبی تا قیمت 400 دلار به فروش رسیدهاند.







انتهای پیام/
ادامه خبر...
راک نیوز : به گزارش خبرگزاری فارس از دشتستان، شامگاه دوشنبه جسد منصور رضازاده دهیار سرقنات به همراه دختر هفت سالهاش در داخل خودروی پراید در اطراف روستای سرقنات از توابع دشتستان پیدا شد و گمانهزنیهای زیادی مبنی بر قتل وی توسط افراد مسلح قوت گرفت.
فرمانده انتظامی شهرستان دشتستان با تایید کشته شدن این پدر و دختر در گفتوگو با خبرنگار فارس در دشتستان اظهار داشت: به محض وقوع این حادثه، نیروی انتظامی و پلیس آگاهی دشتستان تحقیقات خود را آغاز کردند و عملیات برای روشن شدن قتل آغاز شد.
داوود محمودزاده افزود: بر اساس تحقیقات به عمل آمده این شخص با اسلحهای که یکسال پیش خریداری کرده ابتدا دخترش را به قتل رسانده و سپس اقدام به خودکشی کرده است.
وی اضافه کرد: تحقیقات بیشتر برای علل و انگیزههای احتمالی این حادثه ادامه دارد و در صورت تکمیل شدن تحقیقات اعلام میشود.
ادامه خبر...
ن
عیمه اشراقی، نوه دختری امام خمینی(س)، مهندس پتروشیمی و کارشناس ارشد صنایع از دانشگاه امیرکبیر، معاون مدیر عامل و عضو هیئت مدیره شرکت خدمات مهندسی نفت کیش است. به دعوت ما برای مصاحبه پاسخ مثبت داد.
سروش نیوز:امروزه دربرخی از خانواده های جوان ایرانی گاه شاهد بروز نوعی از هم گسیختگی فرهنگی هستیم. در حالیکه به نظر می رسد در سال های گذشته نیز این تفاوت ها وجود داشتند اما بنیان خانواده ها از استحکام بیشتری برخوردار بودند. به نظر می رسد امام نیز در زندگی خصوصی خود با همسرشان تفاوت هایی داشتند چگونه این تفاوت ها را مدیریت می کردند؟
اشراقی:حضرت امام همواره ارتباط صمیمی و خاصی با همسرشان داشتند به طوریکه همین رفتار و ارتباط تا به امروز نیز سرمشق دیگر اعضای خانواده ایشان است. چرا که ارتباط امام با همسرشان بر سه پایه استوار بود. علاقه وافر که تا پایان عمر همچنان به قوت خود باقی ماند وهیچگونه خدشه ای به آن وارد نشد، احترام سرشار از تواضع که موجب شده بود همه نسبت به شخصیت امام و احترام خاص ایشان به خانم، جایگاه ویژه ای قائل شوند و در آخر نیز احترام به خواسته های همسرشان. اگرچه در برخی مواقع خواسته های زنی با روحیه اشرافی در کنار مردی از تبار سیاست، مبارزه و روحیه طلبگی و عرفانی، همخوانی آنچنانی نداشت اما هیچگاه این نبود همخوانی به چشم دیده نشد و هیچ اشکالی در تعامل بین این دو فرد به وجود نیاورد. تا جائیکه همواره اما و همسرشان به اجرای خواسته های به حق خویش ملتزم و متعهد بودند. ناگفته نماند خصایص ویژه خانم حاصل تشخص فرهنگی و خانوادگی نیز از ایشان شخصیتی دوست داشتنی و قابل احترام به وجود آورده بود.
سروش نیوز:خانواده امام این روزها چه می کنند؟ آیا روابط خانودگی شان همچون گذشته که امام حضور داشتند، مستحکم است؟
بلی. البته در زمان حیات مرحوم دایی بزرگوارم حاج سید احمد خمینی(ره) با ترغیب ایشان هرهفته دور هم جمع می شدیم. همچنین قبل از فوت مادربزرگ عزیزم همه خانواده در منزل ایشان به طور منظم در رفت وآمد بودند اما درحال حاضر گرچه این ارتباطات به اندازه گذشته منظم نیست اما خانواده امام همچنان در یک صمیمیت آکنده از مهر ومحبت و با نشاطی همراه با امیدی به آینده حتی با دیدگاههای سیاسی مختلف در کنار هم روزگار سپری می کنند.
سروش نیوز:نوه امام از بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران چه به یاد دارد؟
ده سال زندگی با امام برای من سراسر خاطره بود که شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین خاطرات زندگیم در این دوره زمانی شکل گرفته است. در این بین لحظه دیدارم با ایشان در نوفل لوشاتو را هیچگاه فراموش نمی کنم. به همراه مادرم به نزد اما رفتیم. امام در وهله ورود دستان شان را از دو طرف باز کرده بودند و من و مادرم را در آغوش فشردند. در آنجا بود که وقتی در آغوش امام جا گرفتم، در عالم کودکی احساس کردم این آغوش محکم، امن و مهربان ترین آغوشی است که مرا در بر گرفته. درست از همان لحظه جرقه ای از عشق به امام در وجودم تپیدن گرفت. با وجود سن کمی که داشتم امام را بدین گونه یافتم و عاشق مهر و محبت بی دریغ ایشان شدم. عاشق جهره نورانی، لبخند ملیح و صورت جذاب و شیرین شان شدم. در طول ده سال از زندگی ام با ایشان نیز به دلیل حسن رفتار، کردار و ادب بی نظیرشان هرروز عاشق تر از گذشته شدم به طوریکه هنوز هم با یاد اشان از قطران آن خاطرات بهره ها می جویم و به آرامش می رسم.
سروش نیوز:در سال های گذشته همواره شایعاتی در خصوص مصاحبه امام در لحظه ورود ایشان به کشور مطرح بود، آیا شما از صحت این موضوع باخبرید؟
یک بار از امام در خصوص پاسخ "هیچ" به سوال خبرنگاری در لحظه ورودشان به خاک وطن سوال پرسیدم. اینکه آیا در آن لحظه هیچ احساسی نداشتند یا خیر. به ایشان گفتم می خواهم دقیقا بدانم آیا واقعا در لحظه ورود به ایران در مقابل مردمی که با پاک ترین احساسات به استقبال شما شتافتند، در مواجه با پیروزی انقلابی که خود برای به ثمر رسیدن آن خون دل ها خورده بودید و در حین بازگشت به وطنی که 15 سال از دیدن آن محروم بودید، هیچ احساسی نداشتید؟ امام در پاسخ به سوالم فرمودند در لحظه فرود هواپیما به خاک ایران آقای قطب زاده از من اجازه مصاحبه با یک خبرنگار را درخواست کردند. من پاسخم منفی بود. در همین اثنا خبرنگار آمد و سوالش را پرسید. پاسخ "هیچ" من به خبرنگار در خصوص عدم قبول مصاحبه بود نه اینکه هیچ احساسی ندارم. اینگونه بود که آن حرف و حدیث ها در خصوص پاسخ هیچ امام در جامعه شکل گرفت.
سروش نیوز:شما به عنوان نوه امام (ره) در خصوص بها دادن به زنان در مقابل مردان و وضعیت اجتماعی فرهنگی زنان جامعه ایران در حال حاضر چه نظری دارید؟
در خصوص پاسخ به این سوال نظری ندارم، چون اعتقادی به جداسازی زنان از مردان و بررسی وضعیت آنان به صورت انتزاعی ندارم. در عین حالیکه خود در این زمینه صاحب نظر و متخصص نیستم.
سروش نیوز:به نظر شما مهم ترین ویژگی اخلاقی امام چه بود که اینگونه همگان را به خود جلب می کرد؟
از نگاه من مهم ترین ویژگی امام ثبات و عدم تغییر در حالات روحی و شخصیتی ایشان در قبل و بعد از به قدرت رسیدن شان است. به طوریکه هیچ وقت اثرات سوئی که بر اثر قدرت ذاتا در بشر حاصل می شود، در امام بروز نکرد و ایشان کاملا از این صفات ناپسند، مبرا باقی ماندند. البته عده ای تصور می کنند امام در موضع گیری های سیاسی خویش در قبل و بعد از انقلاب، دچار تغییراتی شدند اما به نظر من این تصور عبثی است که بیشترین جفا را در حق ایشان ادا می کنند. زیرا چنانچه تغییراتی هم رخ داده، تابع شرایط زمانی به وجود آمده نه هیچ بهانه دیگری.
سروش نیوز:بهتر است در این خصوص کمی توضیح بدهید. یعنی از نظر شما امام هیچگاه نظر و خط مشی خود را تغییر ندادند ؟
ببینید در سال های اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ما با یک جامعه از هم گسیخته سیاسی و اجتماعی روبرو بود. خروج مجرم های مسلح همراه با آزادی زندانی های سیاسی از زندان ها، مسایل و مشکلات استقلال طلبی خوزستان و مشکلات قومیتی و اختلافات مذهبی اقوام استان هایی مانند کردستان از معضلات حائز اهمیت آن زمان بود. از سویی دیگر ترور برخی ائمه جمعه شهرهای مهم کشور، ترور شخصیت های اثرگذاری هم چون دکتر بهشتی و بیش از هشتاد نفر از مسئولان برجسته نظام، همچنین شهادت استاد مطهری، دکتر مفتح که دو تئوریسین اصلی نظام بودند به همراه ترور رئیس جمهور و نخست وزیر وقت در یک عملیات ناجوان مردانه، هر لحظه بر حجم مشکلات جامعه می افزودند. از طرف دیگر شروع حمله عراق به ایران و کنترل فضای احساسی حاکم بر جامعه که در اقشار مختلف مردم، خود را به اشکال مختلف نمایان می ساخت، همگی از شاخصه های قابل تعمق مشکلات و بحران های آن زمان به حساب می آید. شما خود قضاوت کنید آیا می توان در چنین جامعه ای و در چنین فضای خاص زمانی، از دمکراسی دم زد. برای همین است که معتقدم مقایسه سال های ابتدایی انقلاب با ایران امروز، قیاس اصولی و مناسبی نیست. به همین دلیل است که قاطعانه می گویم نمی توان مشکلات و مصائب را به گردن معمار انقلاب گذاشت و این کار ناجوانمردانه ای است.
سروش نیوز:دربسیاری از متون به این مهم اشاره شده که امام مردم را مهم ترین شاخصه هر نظامی می دانستند و برای نظر مردم احترام خاصی قائل بودند. آیا شما نیز که از نزدیک با امام و طرز فکرشان آشنا بودید، همین برداشت را دارید؟
آنچه مسلم است، امام به دنبال یک جامعه دینی آزاد و مستقل بودند که با تصویب قوانین مطابق با شریعت و خواست ملت همراه و همگام باشد. از منظر امام در این جامعه مردم از نعمت های رفاه، امنیت و آزادی در لایه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به شکل مساوی برخوردار می شدند. در این خصوص نیز لازم است این مهم را به خاطر داشته باشیم که ملاک اصلی برای امام همواره مردم بودند. به همین دلیل نیز امام همواره از نظریه انتخابات آزاد پشتیبانی می کردند که پیرو آن این جمله معروف "میزان رای ملت است" را بیان فرمودند که این جمله خود حاکی از پایبندی ایشان به اصالت رای مردم است. با اتکا به خواست امام است که امروز شاهد آن هستیم در جامعه با وجود همه تشتت های نظری در ابعاد مختلف، باز هم خواسته اکثریت مردم، وجود حکومتی با رعایت قوانین اسلامی است که تلفیقی از حکومت دینی و مردمی را به دنبال داشته باشد.
ضمن اینکه باید اضافه کنم که امکان در اختیار داشتن چنین جامعه ای دور از ذهن نیست. زیرا در باور و اعتقاد مردم این جامعه به صورت کاملا روشن، متبادر است.
سروش نیوز:شما به نوعی در صنعت نفت فعالیت دارید خاطره ای رو برای ما یاد آور می شوید؟
به طور نمونه از مدیریت قوی جناب مهندس زنگنه در صنعت نفت یاد می کنم. خوب به یاد می آورم که تصمیم گیری های درست و بلند مدت مهندس زنگنه چه در زمینه اعزام دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد به کشورهای غربی با دادن بورسیه و تعهد خدمت به صنایع نفتی ایران و چه در زمینه دعوت از شرکت های بزرگی چون شل، توتال، بی پی، استات اویل و غیره از اقدامات شایسته آن زمان مدیریت این فرد شایسته در زمینه صنعت نفت بود.
به نظرم این نمونه ای که گفتم هرچند کوچک اما از اصول اولیه یک جامعه آرمانی است که در جهت توسعه گام های موثری برداشته باشد ولی متاسفانه امروز جامعه ما از این اقدامات مدیریتی شایسته فاصله گرفته. ضمن اینکه برگشت به چنین فضایی آسان نه ولی امکان پذیر است.
سروش نیوز:شما عملکرد دولت در راستای وحدت ملی و تامین رفاه و ارتقا وضعیت معیشتی مردم را چگونه ارزیابی می کنید؟
من معتقدم عملکرد دولت فعلی، حتی اگر با باور نیت خیرخواهانه نیز همراه باشد، برای مردم بسیار پرهزینه بوده به طوریکه بهای آن شرایط اقتصادی نامطلوب است.
نظرتان در خصوص کلمات زیر چیست؟
امام (ره): من از شخصیت امام، پاسخ سوالم در خصوص اینکه تفاوت انسان ها در چیست را پیدا کردم.
همسر امام (ره),خانم: ایشان نمونه ای بارز از هم نشینی دو بعد شخصیتی متضاد، تشخص و تفاخر در کنار فروتنی و تواضع
مرحوم آیت الله اشراقی(ره): مهربان ترین پدر دنیا بود.
نعیمه اشراقی: پاسخ به این سوال قدری دشوار است ولی مهمترین خصوصیت من به زعم خودم "صبوری" است.
دانشگاه: جذابترین مکان برای تحصیل علم و تهذیب نفس
زنان: نظری ندارم
احمدی نژاد : هنوز به کنه وجودش پی نبردم
سید حسن خمینی: به نظرم تلفیقی از دانش جدید و قدیم، بهترین گزینه برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است.
رهبرمعظم انقلاب : جانشین امام ، امام هر زمان ایشان را در حال سان دیدن و یا لباس رزم در تلویزیون در مقام ریاست جمهوری می دیدند لذت می بردند و می گفتند آقای خامنه ای مناسب رهبری هستند.
انتخابات: بهترین رویداد در یک جامعه چنانچه آزادانه برگزار شود.
تهران: شلوغ، آلوده، امن و جذاب. شهری که آرزو دارم ما بقی عمرم را در آن زندگی کنم.
رسانه : با توجه به تاثیر گذاری آن می تواند شریف ترین و یا خبیث ترین باشد.
امام موسی صدر: رهبر فقید شیعیان لبنان
پاریس: عروس شهرهای اروپا با کافه های خیابان شانزه لیزه که مرکز تبادل فکر و هنر است.
قم : زادگاه پدری
مردم ایران: صبور، صبور و صبور.
دلار و سکه : کاهش ارزش ارز در بازار جهانی، آنچه در ایران اتفاق می افتد سقوط در سراشیبی تند و عنان گسیخته ارزش پول ملی ماست که با تدبیر و تلاش جهت کاهش و یا شکستن تحریم ها خصوصا تحریم نفت می توان چتر نجاتی برای جلو گیری از سقوط آزاد ریال فراهم آورد.
تحریم:تبری است که گردن مردم را نشانه رفته است.
آینده: من به آینده خوش بین هستم، به نظر من راه حل ما در تشکیل یک دولت کارآمد با انتخاب مردم نهفته. ضمن اینکه استفاده از مدیریت های قوی و تصمیم گیری های صحیح نیز راه حال مناسبی است که بر این اساس جامعه آرمانی مطلوب پایه ریزی خواهد شد.
ادامه خبر...
حمیدرضا ترقی عضو حزب موتلفه اسلامی در یادداشتی با عنوان «تاثیرات لطیفهها» به برخی از لطیفه هایی که نسبت به آیت الله جنتی در جامعه رواج یافته است، انتقاد کرد.
به گزارش راک نیوز به نقل از آسمان، وی در این یادداشت چنین نوشته است:
در طول دوران فعالیت و تلاش ۳۲ ساله آیتالله جنتی در شورای نگهبان و مسئولیتهای دیگری که در ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، مجلس خبرگان رهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام، دادگاه انقلاب و امام جمعهای در قم و تهران و شورای عالی تبلیغات و ... داشتهاند، در تمامی این سنگرها جزء عناصر پایبند به اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی بودهاند و با جریان شناسیای که درون حوزه علمیه داشتهاند، توانستند خطوط و جریانهای سیاسی مخالف و منحرف از راه امام و رهبری را معرفی، افشا و ایستادگی کنند.
درباره لطیفه سازیهای که ناجوانمردانه درباره آیتالله جنتی، در جامعه ساخته میشود هم باید بگویم که پایداری و پایمردی ایشان در دفاع از قانون اساسی و محکم نگه داشتن شورای نگهبان به عنوان سدی در برابر عوامل نفوذی و جریانهایی که تلاش میکنند تا شورای نگهبان را از فشارهای سیاسی خودشان متاثر بکنند، عامل بسیاری از شایعات و برخی تعابیر سخیف علیه ایشان بودهاند.
سازندگان این شایعات تلاش میکنند با تقدس زدایی از این شخصیت و ضربه زدن سیاسی در جایگاه و مواضع ایشان در حفاظت و پاسداری از قانون اساسی و شرع تزلزلی ایجاد کنند که خوشبختانه این جریان سازی نه تنها هیچ تاثیری در روحیه، رفتار و مواضع ایشان ایجاد نکرده که ایشان را در راهی که می روند مصمم تر کرده است.
سکوت آیتالله جنتی در قبال عملکرد دولت هم بیش از موضع گذشته شان قابل توجه است. این هم ناشی از تقوای سیاسی و عدالتی است که ایشان همراه داشته اند.

ساعت هشت نگهبان جلوی در، از روی لیست نوشته شده اسمها را میخواند. هر فردی کارت شناسایی خود را در نگهبانی جلوی در میگذارد و اجازه ورود به مرکز مبادلات ارز را پیدا میکند. روی دیوارهای راهروی ساختمان، پوسترهای روز ملی صادرات نصب شده است. روی این پوسترها نوشته شده «29 مهر، روز ملی صادرات. مرکز همایشهای بینالمللی صدا و سیما» و البته با حروف درشتتر «تحقق اقتصاد مقاومتی با توسعه صادرات غیرنفتی». در حالی که پوسترهای روز ملی صادرات روی در و دیوار مرکز مبادلات ارز نصب شده، هر کسی که اینجا آمده برای واردات آمده است. در طبقه دوم ساختمان شهید جواد اسدالله وزارت صنعت، معدن و تجارت، سالن مربع شکل بزرگی هست که دور تا دور آن هر بانکی با دو نفر متصدی قرار است گواهی ثبت آماری مراجعهکنندگان را صادر کنند. روی دیوار این طبقه نوشته شده است: «لطفا به هیچ عنوان بدون هماهنگی اقدام به شمارهگیری نفرمایید.» بعد از نوشتن اسمها در لیست جلوی در، نوبت به گرفتن شماره در این سالن میشود. پسر جوانی که در بانک مورد نظرش، نفر دوم است، میگوید:« امروز یک کمی خیالم راحت شد. اگر میخواهی ارز بخری به اینکه نفر قبلیات چه میزان ارز خریده بستگی دارد.» او که در یک شرکت واردکننده سموم کار میکند، ادامه میدهد: «شرکتی که برایش کار میکنم برای وارد کردن سم، چهار میلیون یوان لازم دارد. روز چهارشنبه چون نفری قبلی من مقدار زیادی یوان میخواست من نتوانستم ارز مورد نظرم را تهیه کنم. در حال حاضر هم بعد از سه بار رفت و آمد به اینجا فقط موفق شدم یک میلیون یوان بگیرم.» زن جوان دیگری که اولین بار است به این مرکز مراجعه کرده و هنوز نمیداند چگونه باید گواهی ثبت آماری بگیرد، از چند نفر مراحل کار را میپرسد و میگوید: «به نظر من تا چند وقت دیگر همین را هم جمع میکنند. فقط برای یک مدت کوتاهی این برنامه وجود دارد. به نظر من که نمیتواند طرح موفقی باشد.» موفق بودن یا نبودن راهاندازی مرکز مبادلات ارز به عقیده علی قنبری، استاد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس در وهله اول به اعتمادسازی دولت بستگی دارد. دولت باید به مردم نشان دهد که توان تامین نیازهای اساسی آنها را دارد. او در این زمینه میگوید: «به عقیده من با اوضاع و احوالی که در بازار ارز کشور ما وجود دارد دولت اگر بتواند در کنار عرضه و تقاضای ارز، نظارت صحیحی داشته باشد راه اندازی تالار مبادلات ارزی مفید است.» اگر راهاندازی مرکز مبادلات ارزی مفید باشد باید در نظر داشت که تسهیل کار برای مراجعهکنندگان هم در موفقیت طرح خیلی مهم است. بیشتر افرادی که آمدهاند از روند کار اداری که در این سیستم حکمفرماست، گلایه دارند. پسر جوانی با چند پرونده در دستش با خنده میگوید: «از روز اولی که این مرکز باز شد، کار من هم این شده که هر روز به اینجا بیایم.» مرد جوان دیگری هم با خوابآلودگی میگوید: «مراحل اداری خیلی وقتگیر است. پروندهها را اینجا آوردهام ولی تا به امروز هفت تا هشت روز طول کشیده است و هنوز به جایی نرسیدم.» مرد میانسالی که به دنبال گرفتن شماره است تا بتواند گواهی ثبت آماریاش را بگیرد، میگوید: «بانکها با مشکل کارهای مربوط به حوالهها را انجام میدهند. وقتی میخواهند حواله را تحویل بگیرند میگویند که ارز نداریم. به نظر من اگر این اقدامات در خود بانکها انجام شود بهتر است. دیگر حداقل اگر قرار شد کاری انجام شود یا حتما انجام میشود یا نمیشود. در آن صورت مثل الان نیست که اینجا تایید کنند بعد بانکها بگویند نداریم.» پسر جوانی که ادعا میکرد هر روز اینجا حضور دارد، اضافه میکند: «چند روز پیش تلویزیون اعلام کرد که کار 125 نفر در مرکز مبادلات ارز راه افتاد، در حالی که کسی نگفت در آن روز بیشتر از هزار نفر اینجا بودند که کارشون انجام نشد.» نظارت صحیح و تسهیل کار مراجعهکنندگان از جمله اقدامات مهمی است که دولت میتواند با ایجاد آن مشکلات ارزی کشور را حل کند. به گفته قنبری، استاد دانشگاه دولت تنها به این شکل میتواند بر بازار ساختگی و غیرواقعی به وجود آمده غلبه کند. تعدادی از افرادی که به مرکز مبادلات ارز آمدهاند میگویند: «بعد از انجام این مراحل در مرکز مبادلات ارزی و مراجعه به بانک، آنها میگویند که این میزان ارز را ندارند.»
به عقیده بعضی از مراجعهکنندگان، دولت یک دور باطل ایجاد کرده است. به گفته قنبری آن اعتمادی که میتواند به وجود آورنده آرامش در بازار ازر کشور باشد الان وجود ندارد. البته نبود همکاریها هم به نوبه خود میتواند در بیثباتی نرخ ارز موثر باشد. علاوه بر اعتمادسازی دولت و تسهیل کار برای مراجعهکنندگان، عدهای بر این عقیده هستند که دولت مشکل دیگری دارد. پسر جوانی میگوید: «به نظر میرسد که مرکز برای اروپا محدودیت دارد. اصولا گیر میدهند و گواهی ثبت صادر نمیکنند.» البته صمدکریمی، سخنگوی مرکز مبادلات ارزی دارندگان و متقاضیان ارز در این زمینه گفته است که «اگر با مشکلاتی در حین انجام کار مواجه شویم و در یک زمانی کمبودهایی وجود داشته باشد، موقتی است.» این موقتی بودن مشکلات و کمبودها باعث میشود مردم به دولت بیاعتماد شوند. البته به عقیده قنبری از دیگر راههای اعتمادسازی دولت نشان دادن و فهماندن ذخایر ارز قابل توجه است. ساعت 9:30صبح، دو پسر جوان دور میدان ولیعصر به دنبال مرکز مبادلات ارز هستند. همین طور که سعی میکنند با نگاه کردن به اطراف مرکز را پیدا کنند.»
ادامه خبر...
پس از انتخابات دور نهم و دور دهم رياست جمهوري و يکدست شدن اصولگرايان حول حمايت از محمود احمدي نژاد، اين يکدستي به اجماع حداکثري بيسابقه در طول تاريخ پس از انقلاب اسلامي رسيد. آنها تمامي نهادهاي قدرت را در اختيار گرفتند و در آمد سرشار و بيسابقه نفت نيز فرصت مغتنمي را پيشروي آنان قرار داد تا آنچه را در چنته دارند در معرض ديد، نظر و قضاوت مردم و تاريخ قرار دهند. اين دولت با درآمد بيسابقه حاصل از فروش نفت و منابع و موقعيتي که پس از اصلاحات در اختيار داشت همچنين حمايتهاي بيسابقه نهادهاي ديگر زمان و موقعيت مناسبي را در اختيار آن گذاشت تا ضعفهايي که با برجسته نمودن آنها به همراه نقد و تخريب بي امان دولت اصلاحات نظر مردم را نسبت به خود جلب و البته که آن ضعفها را برطرف نمايد. در واقع دولت پس از اصلاحات هيچ مانع و محدوديتي براي اجراي برنامهها و وعدههايي که به مردم داده بود نداشت. اما اينک پس از 7 سال با نگاهي گذرا به آنچه در کشور اتفاق افتاده وبا نگاهي منصفانه و بدور از حب و بغض ميتوان کارنامه اين دولت را در معرض قضاوت گذاشت که مجال مقالي ديگر ميخواهد اما آنچه اين نوشتار در پي آن است پرسشي است که اين روزها در محافل خبري داخلي و خارجي به آن پرداخته ميشود که کنش اصلاحطلبان در اين انتخابات چيست؟ طرح مقدمه فوق از آن جهت اهميت دارد که اصلاح طلبان به خوبي شرايط و موقعيت کشور را درک ميکنند بطور قطع آنها چنانچه به اين نتيجه برسند که حضورشان ميتواند کشور را از بحرانهاي پيش رو خارج کند وارد صحنه خواهند شد. اما مساله اصلي چگونگي ورود و تاثيرگذاري آنان در شرايط کنوني کشور است. در واقع مهمتر از آنکه چه کسي بيايد پاسخ به اين پرسش اساسي است که فردي که ميآيد در چه صحنهاي ورود کرده و با کدام چشم انداز ميخواهد مشکلات کشور را حل کند و سوال مهمتر اينکه حاکميت تا چه حد لوازم حضور آنان را قبل و پس از انتخابات فراهم خواهد کرد؟ به طور قطع تا پرسش روشني به سوالات فوق داده نشود بحث روي فرد و يا حتي چگونگي ورود اصلاح طلبان بحثي انحرافي خواهد بود. شرکت در انتخابات يک حق براي همه ايرانيان است.اعاده اين حق لوازمي دارد. بخشي از آن گرفتني است اما بخش مهم تر آن نگاه حاکميت به اعاده اين حق است. آنچه در شرايط کنوني آشکار شده آن است که بسياري از اصولگرايان از يک سو نميخواهند عملکرد دولت به پاي آنان نوشته شود و از سوي ديگر اصلاحات را مرده و تاريخ مصرف گذشته ميدانند. و از طرف ديگر راهکار روشني نيز براي حل بحرانها و مشکلات داخلي و خارجي رو به تزايد پيش رو ندارند. بايد از آنان پرسيد که به کجا ميرويد؟
آذرمنصوری

یک فروند هواپیمای جنگنده از نوع «اف ۴» شنبه شب در بندرعباس سقوط کرد.
به گزارش عصر امروز، یک منبع آگاه در استانداری هرمزگان با تایید این خبر، اظهار داشت: این حادثه موجب شهادت خلبان و کمک خلبان این جنگنده شده است.
وی در ادامه افزود: این حادثه در فرودگاه بندرعباس و هنگام برخاستن هواپیمای جنگنده به وقوع پیوسته است.
این منبع آگاه همچنین برخی شایعات مبنی بر مورد اصابت قرار گرفتن این جنگنده بر فراز خلیج فارس را بیاساس اعلام کرد.
ادامه خبر...
طنز - استاد ابولفضل زرویی نصرآباد که کتاب مجموعه طنزهایش این روزها جزء پرفروشهاست در این قطعه شعر از فشارهای زندگی به بیانی متفاوت سخن گفته و پردهبرداری کرده است!
ما که در صف از فشار همدگر زائیده ایم
صبحها تا شام و شبها تا سحر زائیده ایم
از فشار جمع مردم بارها با حال زار
در کنار دکّه ی «مشتی صفر» زائیده ایم
گاه بعضی رامیان همدگر زایانده ایم
گاه ما هم در صفی، جایی دگر زائیده ایم
زیرکی می گفت: آنطوری که من کردم حساب
از زن اکبر چاخان هم بیشتر زائیده ایم!
چون که او هر سال می زاید یکی کودک، ولی
ما همین امسال، صد کاکل به سر زائیده ایم
در همین تهران هزاران بار ،فارغ گشته ایم
غیراز آن طفلان که شاید در سفر زائیده ایم
دوش با من تازه کاری در صف سیگار گفت:
بسکه می کوبندمان، از پشت سر زائیده ایم
گفتمش: عیبی ندارد ای برادر زانکه ما
پیش از اینها در صف قند و شکر زائیده ایم
دیگران در بخشهای زایمان زائیده اند
لیک ،ما در بین مردم، پشت در زائیده ایم
اندرین آشوب و غوغا، جنس کودک شرط نیست
ای که می پرسی که دختر یا پسر زائیده ایم؟
الغرض امروزه دیگر کار ما زائیدن است
گوش شیطان کر، فقط بی درد سر زائیده ایم

| نويسنده : تيزبين |
|
اخيرا از سيماي جمهوري اسلامي و از بخش اخبار چند شبکه فيلم چند دقيقه اي جهت اطلاع پخش شد يکي از اين سوژهها آن بود که خبرنگار به دنبال تهيه گزارش از اتومبيلهاي گران قيمت بود تا آنکه با يکي از صاحبان اين اتومبيلهاي آنچناني مصاحبه کرد. مصاحبه شونده اعتقاد داشت هر کس زحمت بکشد ميتواند اتومبيل شيک و گران سوار شود. به نظر ميرسد اتومبيل فوق در رديف بنز يا پورشه پانامرا باشد که قيمت آن ناقابل حدود ششصد ميليون تومان و از کشور امارات وارد ميشود. در هر صورت وقتي قيمت يک واحد مسکوني تا سه تومان ( اشتباه نکنيد منظورم سه هزار يا سه ميليون تومان نيست) بلکه سه ميليارد تومان است بايد هم فرزندان آنان اتومبيل ششصد ميليوني سوار شوند چون زحمت ميکشند. در اينجا بود آن آشنايم را ديدم که دنبال وام سه توماني (منظور سه ميليون توماني) بود تا يک پيکان تر و تميز بخرد و با آن مسافرکشي کند. البته کار ايشان بيماربري بود بدين معنا ضمن تحمل وزن سنگين بيماران و جابجايي آنان و تعويض لباسهاي خون آلود و نظافت جايشان (که غالبا بي اختياري دفع دارند) در اين ميان کميهم او زحمت ميکشيد با ماهي پانصد هزار تومان درآمد که تکافوي اجاره خانه و هزينه سنگين او را نميکرد. گفتم فلاني وام گرفتي و اتومبيل خريدي. گفت: پس از کلي مکافات و دوندگي و جورکردن ضامن و فيش حقوقي و کسر حقوقش و چند مدرک ريز و درشت ديگر به هر حال وام گرفتم ولي: اولا: اتومبيل مناسب پيدا نکردهام. ثانيا: الان ديگر مسافرکشي صرف نميکند با اين قيمت بنزين و لوازم يدکي و جريمههاي سنگين و غيره. گفتم پس اينهمه پول را چکار کردي؟ گفت: فعلا دو قطعه سکه بهار آزادي خريدهام تا وقتي گران شد بفروشم. گفتم: پس قسط وام را چگونه ميدهي. گفت: از ارزش افزوده قيمت سکه. در اينجا ياد شعر مادربزرگم افتادم که ميگفت: ميان ماه من با ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است البته خدا را شکر کردم که مسوولين اجرائي بويژه بخش اقتصادي در همه جا صحبت از عدالت ميکنند و در پي عدالت واقعي هستند. اگر غير اين بود چي ميشد؟! |