
يکي از مهمترين و ماندگارترين سخنان محمود احمدي نژاد در دوران انتخابات رياست جمهوري سال 1384، سخناني است که وي در 30 خرداد ماه آن سال در جمع 150 نفر از نمايندگان مجلس هفتم بيان کرد و در رسانههاي طرفدارش در آن زمان از جمله خبرگزاري فارس و روزنامه کيهان درج شد .
به گزارش پايگاه خبري فريادگر، در آن روزها، مرحله اول انتخابات برگزار شده بود و اکبر هاشمي رفسنجاني و محمود احمدي نژاد به دور دوم راه يافته بودند و به اين ترتيب، اصولگرايان که در مرحله اول انتخابات کانديداهاي مختلفي از جمله علي لاريجاني و محمد باقر قاليباف داشتند، همگي به حمايت از احمدينژاد در مرحله دوم برخاستند و احمدي نژاد هم از اين فرصت تاريخي استفاده کرد و سعي کرد با ايراد سخنان و وعدهها، آراي همه اصولگرايان را جذب کند. شايد به همين دليل بود که احمدي نژاد در جمع نمايندگان مجلس، وعدههاي بسياري داد که در تاريخ به يادگار مانده است.
اينک بعد از گذشت بيش از هفت سال از آن جلسه، بد نيست بخشي از سخنان احمدي نژاد در آن زمان را بازخواني کنيم و ببينيم وي تا چه اندازه به سخنان بيان شده در جلسه 30 خرداد 1384 خود با 150 نماينده مجلس آن زمان پايبند بوده است:
1- «مجلس برادر، همراه و ناصح، مشوق و بهترين مشاور دستگاه اجرايي است... مطمئناً براي تشكيل كابينه خود با مجلس مشورت خواهم كرد».
در طول دو دوره تشکيل دولت احمدي نژاد يکي از مهمترين مسائل چالش زاي نمايندگان با مجلس، وزرايي بوده که وي به مجلس معرفي کرده بود، بطوري که در سال 1384 چهار نفر به عنوان وزير نفت به مجلس معرفي شدند تا بالاخره بعد از چهار ماه وزارت نفت وزير خود را شناخت! پس از آن هم بارها و بارها عزل و نصبهاي کابينه مورد اعتراض نمايندگان قرار گرفته و ماجراي استيضاح کردان و بهبهاني هم نقاط اوج رويارويي دولت و مجلس در اين زمينه بوده است.
از همه اينها که بگذريم، حالا بايد گفت کابينه که جاي خود را دارد، اين روزها احمدي نژاد با صدور بخشنامه اي اعلام کرده که دخالت نمايندگان در عزل و نصب مديران ممنوع است!
2-«نيازهاي جامعه را تامين عدالت و ريشهكني فقر در كشور ميدانم، چرا كه وقتي بي عدالتي در كشور وجود دارد و بيش از 2 ميليون بيكار در كشور داريم چگونه ميتوانيم حرف فرهنگي بزنيم».
دولت در سالهاي اخير، بارها و بارها اعلام کرده که دارد بيکاري را ريشه کن ميکند و سالي 2ميليون و 600 هزار شغل يا فرصت شغلي ايجاد کرده و ميکند ؛ اما کمتر کسي اين آمارها را پذيرفته است و هيچگاه اين آمار از سوي صاحب نظران، نمايندگان مجلس و پژوهشگران مورد قبول واقع نشد، چرا که هيچ نمود عيني ندارد و فقط يک ادعا است . رهبر انقلاب نيز در سخنان هفته گذشته شان در خراسان شمالي بالا رفتن قيمتها و بيکاري را در راس مشکلات امروز کشور دانستند.
3-« اگر مسووليت دولت بر عهده من باشد شهردار تهران را به دولت دعوت ميكنم».
اين سخنان به اين دليل گفته شد که احمدي نژاد در آن روزگار شهردار تهران بود و از طرف آقاي خاتمي به دولت دعوت نميشد.
تصور احمدي نژاد اين بود که بعد از رياست جمهور شدنش يکي از معاونانش شهردار خواهد شد و بر اين اساس اين وعده را داد؛ اما پس از رسيدن احمدي نژاد به صندلي رياست جمهوري، چون قاليباف شهردار تهران شد، باز هم شهردار تهران به دولت دعوت نشد! گزينه احمدي نژاد براي شهرداري تهران، محمد علي آبادي بود.
4-«نفت بايد بر سر سفرههاي مردم باشد».
اين شعار خيلي زودتر از بقيه تکليفش روشن شد: محمود احمدينژاد درکنفرانس خبري خود در روز 4 ارديبهشت 1385، خيلي صريح و رسمي اعلام کرد که «شعار من آوردن نفت سر سفرههاي مردم نبود...من چنين شعاري نداده بودم، روزنامه شرق از قول من نوشت و من نيز در آن زمان تكذيب نكردم»!
5-«در صورت تشكيل دولت توسط بنده فضاي كشور را دوستانه و عاطفي خواهم كرد».
قضاوت در اين مورد را به خوانندگان ميسپاريم!
ادامه خبر...
زمستان سال 90 بود كه بازار ارز و طلاي كشور ركوردهاي تاريخي را ثبت كرد. به دنبال دلار، بازار سكه حركت عجيب و غريب خود را به سمت اوجگيري قيمت آغاز كرد و طي 10 روز از 650 هزار تومان به بالاتر از يك ميليون تومان رسيد. در همان روزها تلاشهاي بانك مركزي براي كنترل بازار پول بارها و بارها با ناكامي مواجه شدو آنچه از بررسي اقدامات بانك مركزي جهت تنظيم بازارهاي طلا و ارز برميآمد و امروز نيز اينچنين است اين بود كه همه برنامههاي بانك مركزي براي كنترل بازار اثر موقت داشتهاند و همگي اقداماتي دفاعي بودهاند كه در پاسخ به آخرين حركت بازار صورت گرفته است؛ برنامههايي كه اغلب بدون توجه به سازوكارهاي قيمتگذاري بازار اعمال شدهاند و همگي عدم تعادلهاي بازار را تشديد كرده و در نهايت عموما به بروز رفتارهاي غيرقابل پيشبيني بازيگران بازار دامن زدند. حالا نيز، در آخرين اظهارات دولتيها، معاون اول رييسجمهور از شخصي مجازي نام برده كه معلوم نيست از كجا و چگونه پيدا شده است.
اسمي ناشناس براي صرافان
«جمشيد بسمالله» توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده است. اين خبري است كه روز گذشته محمدرضا رحيمي، معاون اول رييسجمهور اعلام كرد. روز شنبه هم معاون اول رييسجمهور از فردي به نام «جمشيد بسمالله» سخن گفت كه به تنهايي قيمت ارز را در بازار تعيين ميكند. به گزارش مهر، ?معاون اول رييسجمهور ديروز از دستگيري «جمشيد بسمالله» كه از وي به عنوان عامل اختلال در بازار ارز ياد شده، خبر داد. رحيمي با بيان اينكه جمشيد بسمالله توسط نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي بازداشت شده است، گفت: همچنين روزهاي گذشته 20 نفر ازاخلالگران ارزي دستگير شدند اما بنده اسامي آنها را ندارم و بايد از وزير اطلاعات سوال كرد. خبرنگار «اعتماد» با محمد كشتي آراي رييس اتحاديه كشوري طلا و جواهر تماس گرفت و از او درباره جمشيد بسمالله پرسيد.
ميخواستم درباره خبري كه آقاي رحيمي دادند از شما سوال كنم
چه خبري؟
جمشيد بسمالله. شما ايشان را ميشناسيد؟
نه. اصلا ايشان را نميشناسم. اسمش را هم نشنيدهام. من اصلا تهران نيستم، از جريان هم خبر ندارم.
خبرنگار« اعتماد» با يكي از صرافان معروف تهران تماس ميگيرد.
شما جمشيد بسمالله را ميشناسيد؟
نه. من فقط جمشيد... را ميشناسم. تا به حال اسم جمشيد بسمالله به گوشم نخورده.
شايد جمشيد بسمالله نام شناخته شدهيي نباشد اما بدون شك از روز شنبه او شخصيت معروفي شده است. چون نام او بر زبان يكي از مسوولان درجه اول مملكتي رفته است.

شنیده شد که علی مطهری در پاسخ به سوالی در مورد سخنان حدادعادل که تجربه قبلی سوال از رئیسجمهور را ناموفق خوانده بود گفته است: آقای حداد مخالف سوال هستند و طبیعی است که اینچنین بگویند اما اتفاقا بار قبل بسیار هم مفید بود و اینکه رئیسجمهور آمد و پاسخگو مسائلی شد، خوب بود اگرچه ایشان برخی موارد را رعایت نکرد اما مجموعا آن تجربه سوال را هم مفید برای مجلس و کشور میدانم. مشرق نوشت: مطهری اضافه کرده: فرق این مرتبه با بار قبل در تغییر آئیننامه است که موارد اضافه شده در آن کارایی سوال را بیشتر کرده فقط مساله مهم در این میان همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اجتناب از جنجال است که مخالف منافع کشور خواهد بود.
ادامه خبر...
شنیده شد که مجلس نهم به هر یک از نمايندگان یک دستگاه پژو پارس اهدا کرد كه البته برخي از وکلای ملت از گرفتن آن خودداري كردند. جهاننیوز نوشت؛ در حاشيه جلسه علني چهارشنبه در قسمتي از راهروهاي مجلس كارت سوخت به نمايندگان تحويل داده ميشد. در همين رابطه وقتي مسئول توزيع كارت سوخت از روحالله حسينيان، نماينده تهران و چهره شاخص مجلس خواست تا با مراجعه به جايگاه كارت سوخت خود را تحويل بگيرد، وي در جواب گفت: من خودرويي تحويل نگرفتم تا كارت سوخت بگيرم.
ادامه خبر...
درخواست محمود احمدينژاد براي بازديد از زندان اوين آن هم در ماههاي آخر حضور وي در رأس قوه مجريه كشور از آن دست اتفاقاتي است كه طي يك ماه اخير دستگاه اجرايي كشور پيگير اجرايي كردن آن بوده است.اگرچه مسوولان قضايي به اين موضوع واکنش نشان دادهاند، اما ذكر چند نكته در اين باب ضروري است.
يكم- هفت سال و اندي از دوران رياستجمهوري محمود احمدينژاد ميگذرد و قاعده كار در همه نقاط دنيا اينگونه است كه ماههاي پاياني فرصتي براي تمركز بر انجام كارهاي ناتمام است. نگارنده اگرچه درخواست براي بازديد از يك زندان تحت نظارت يك قوه مستقل از قوه مجريه را حق رئيسجمهوري كشور به عنوان مسئول نظارت بر قانون اساسي ميداند اما سوالي نيز دارد و آن اينكه كدام ضرورت و اضطرار در شرايط فعلي كه كشور با انواع و اقسام تحريم و فشار مواجه است سبب شده تا رئيسجمهور محترم درخواست بازديد از يك زندان را ارائه كند؟
دوم- در هفتههاي گذشته اجراي حكم محكوميت علياكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتي رئيسجمهور محترم كشور سبب انتقاد شديداللحن ايشان و رسانههايي که بعضا از جريان انحرافي حمايت ميکنند از دستگاه قضايي كشور شد. جالب اينكه همين رسانهها هنگام بازداشت فرزندان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، قوهقضائيه را ستايش كردند. اينك كمتر كسي است كه باور كند رئيسجمهور محترم كشور واقعا براي بازديد از اوين قصد ديدار از اين زندان پرآوازه را داشته باشد و الا چرا اين درخواست در هفت سال گذشته اتفاق نيفتاده بود؟ آيا ميتوان اينگونه برداشت كرد دولتي كه بيشترين شعارها در زمينه اجراي عدالت را سرداده و خود را پاكدستترين دولت همه اعصار تاريخ اين سرزمين ميداند، طاقت اجراي عدالت درباره يكي از اعضاي خود را ندارد؟
سوم- احمدينژاد به اوين برود يا نرود مهم نيست. مهم موج تخريبها و اتهامهايي است كه به بهانه اين درخواست از سوي رسانههاي بيگانه به نظام وارد خواهد آمد.
كشورهاي غربي و انواع و اقسام نهادهاي حقوق بشري غربي در سالهاي گذشته ايران را به نقض حقوق بشر متهم كرده و از اين رهاورد كوشيدهاند تا به كشور فشار وارد آورند. درخواست براي بازديد از اوين آن هم در شرايطي كه تنها بهانه احمدينژاد حضور يك نفر از نزديكانش در اين زندان است، چه دستاوردي جز بازخواني ادعاهاي غرب درباره حقوق بشر در ايران ميتواند داشته باشد؟ از آن گذشته چه دستاوردي براي كشور خواهد داشت؟
چهارم- اين روزها براي اقتصاد كشور روزهاي خوبي نيست. چه خوب بود آقاي رئيسجمهور از يك حق قانوني ديگر خود هم استفاده ميكرد و سري به ميدان فردوسي ميزد.
سري به كارخانهها ميزد و وضعيت توليد كشور را از نزديك نظارهگر بود. اينهاست كه بازديد از اوين را «بهانه» جلوه ميدهد وگرنه داستان كشور چيز ديگري است.
منبع : فردا
ادامه خبر...
آنها که در آن زمان تنها 20 سال سن داشتند میگویند ابتدا پذیرش این مسئله از جانب همه به خصوص مادر و پدرشان کاری سخت بود اما این دو موفق شدند دیگران را متقاعد کنند که به این مسئله به عنوان یک شغل نگاه کنند
لوئیس و مارتین دوقلوهای ۷۰ ساله هلندی هستند که در یک مصاحبه تلویزیونی شرکت کرده و و به صورت علنی از زندگی خود صحبت کرده اند. آنها گفته اند طی ۵۰ سال گذشته به خودفروشی اشتغال داشته و از این راه کسب درآمد کرده اند.
این دو که اعلام کرده اند قصد دارند بازنشست شوند علت این امر را وضعیت نامناسب اقتصادیشان در آن زمان اعلام کرده اند. به گفته آنها ابتدا لوئیس به پیشنهاد دوست همسرش که گفته بود از این طریق میتوانند مشکلات خود را حل کنند وارد این شغل شد و زمانیکه همه مشتریها خواهر دوقلویش را با او اشتباه میگرفتند "مارتین" نیز تصمیم گرفت وارد این کار شود.
آنها که در آن زمان تنها ۲۰ سال سن داشتند میگویند ابتدا پذیرش این مسئله از جانب همه به خصوص مادر و پدرشان کاری سخت بود اما این دو موفق شدند دیگران را متقاعد کنند که به این مسئله به عنوان یک شغل نگاه کنند و خیلی زود این امر برای دیگران به صورت یک مسئله عادی درآمد.
این دو خواهر داستان زندگی خود را به صورت کتابی منتشر کرده اند. آنها جایی در این کتاب میگویند که طی ۵ دهه خود فروشی با بیش از ۳۵۵ هزار مرد در رابطه بوده اند.
ادامه خبر...

: جديداً فروشگاه بزرگی در پاریس، توسط یک سایت دوست یابی افتتاح شده که ویژه زنان مجرد است. با گشایش این مغازه دیگر زنان مجرد نیاز به دوستشدن با مردان در خیابانها یا محلهای دیگری ندارند، بلکه مردانی در ویترینهای اين فروشگاه وجود دارند که میتوانند آنها را پسندیده و بخرند!
مردانی که میخواهند در این فروشگاه به فروش برسند باید در سایت این فروشگاه نام بنويسند و به عضویت فروشگاه درآیند. در این فروشگاه مشخصات و بهای هزاران عضو اين فروشگاه در اختیار دختران مجرد قرار داده میشود. 












شما چه نظری دارید...............

دولت تضمین میکند که در بازگشت پول صادرات به کشور اجازه ضرر به صادرکنندگان ندهد؛ البته برخی از صادرکنندگان این درخواست دولت را نپذیرفتهاند که باید خطاب به آنها گفت که نوبت ما نیز میرسد، البته این سخن از باب تهدید نیست... صادرکنندگان نفع دولت را تضمین کنند و ما نیز جبران ضرر صادرکنندگان را تضمین میکنیم.
به گزارش راک نیوز ، معاون اول رئیسجمهوری از صادرکنندگان درخواست کرد تا ارز حاصل از صادرات خود را در چهارراه استانبول نفروشند و گفت: نرخ ارز بازار آزاد را هر روز فردی به نام "جمشید" تعیین میکند.
محمدرضا رحیمی در مراسم روز ملی صادرات گفت: اخلال در بازار ارز را نیروهای خارجی در خارج از مرزهای کشور ایجاد نکردهاند، بلکه دشمن این اخلال را به وسیله نیروهای داخلی خود ایجاد کرده است.
معاون اول رئیسجمهوری افزود: وزیر و رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران میتوانند شهادت دهند که بنده همواره در راه رفع برداشتن موانع پیش روی صادرکنندگان تلاش کردهام، این در شرایطی است که صادرکنندگان نباید اجازه دهند که دشمن از رفتار آنها شاد شود.
وی تصریح کرد: 32 سال است که تحریم پیش روی ملت ایران قرار گرفته است؛ اما راهکارهایش را نیز به خوبی آموختهایم. بنابراین صادرکنندگان باید برای دور زدن تحریمها، ارزهای حاصل از صادرات را به گونهای منصفانه با رعایت سود و قبطه و بهره خود به کشور بازگردانند. این بهترین راه مقابله با تحریم است.
رحیمی گفت: این استدعای دولت از صادرکنندگان برای ارایه ارز خود به دولت از سر عجز نیست؛ بلکه این درخواست صورت میگیرد تا اگر صادرکنندهای راه را گم کرده است، به راه راست برگردد. این در حالی است که دولت تضمین میکند که در بازگشت پول صادرات به کشور اجازه ضرر به صادرکنندگان ندهد؛ البته برخی از صادرکنندگان این درخواست دولت را نپذیرفتهاند که باید خطاب به آنها گفت که نوبت ما نیز میرسد، البته این سخن از باب تهدید نیست.
به گفته معاون اول رئیسجمهوری، دولت نه بخشش میخواهد و نه ایثار؛ بلکه از صادرکنندگان تقاضا دارد که ارز حاصل از صادرات را برای باز کردن گره از کار کشور وارد نمایند.
وی اظهار داشت: قصد دولت رصد کردن و حساب و کتاب کردن ارز صادرکنندگان نیست، بلکه خواستار این است که صادرکنندگان ارز حاصل از صادرات را در چهارراه استانبول نفروشند و به دولت ارایه دهند.
رحیمی تصریح کرد: صادرکنندگان نفع دولت را تضمین کنند و ما نیز جبران ضرر صادرکنندگان را تضمین میکنیم؛ بنابراین به زودی باید با صادرکنندگان بنشینیم و نمایندگان صادرکنندگان با نمایندگان دولت دستورالعملی را تدوین کنند که چگونه ارزهای حاصل از صادرات را به جریان بیندازیم.
وی ادامه داد: با این کار خاری از پای ملت بیرون آورده میشود، در حالیکه دشمن تحریم آزاردهنده را در دستور کار قرار داده است؛ این در شرایطی است که در اسفندماه سال گذشته، اعلام شد که اگر در داخل مشکل نداشته باشیم، تحریم را دور میزنیم؛ اما مشکل ما در داخل کشور است.
معاون اول رئیسجمهوری خطاب به صادرکنندگان خاطرنشان کرد: آیا این انصاف است به ارزی که ملت نیاز دارد آن را تحویل ندهید، مگر اینکه تهدید شوید که منافعتان تامین نمیشود.
وی تصریح کرد: قیمتهای ارزی بازار هم اکنون صوری است و فردی به نام "جمشید بسمالله" این قیمت را در بازار آزاد تعیین میکند و البته دولت در جستجوی این است که قیمت ارز را به حدی برساند که صادرکننده، صادرات بهتری داشته باشد.
وی افزود: این تقاضای نامشروعی از سمت دولت نیست و اگر نیز صادرکنندگان آن را اجابت نکنند، این روزهای سخت را ما سپری خواهیم کرد و بیشتر به رنج میافتیم ولی بهره زیادی از معنویت و فضل الهی خواهیم برد.
رحیمی اعلام کرد: چهارشنبه هفته جاری جلسهای با صادرکنندگان ترتیب خواهیم داد؛ چراکه می خواهیم کشور را درست کنیم و یکی از راههای آن نیز صادرات است. صادرات غیرنفتی کشور را میسازد و اقتصاد مقاومتی که مورد اشاره مقام معظم رهبری است، یکی از پایههایش بیمه کردن کشور است. الان در شرایطی هستیم که نیازمن به گردش ارز حاصل از صادرات صادرکنندگان در اقتصاد کشور هستیم.
وی تصریح کرد: نرخ نیز تعیین نمی کنیم، نرخ را منصفانه اعلام میکنیم و البته از شما ارز هم نمیخواهیم بلکه صادرکنندگان کالاهایی که دولت نیاز دارد را وارد کنند.
معاون اول رئیسجمهوری گفت: صادرکنندگان در این مقطع ارز خود را رو کنند بدون اینکه حتی یک سنت را کم کنند.

پروفسور «باهر»، جامعه شناس و بنیان گذار رفتارشناسی در ایران است. او متخصص برگزاری سمینارها و نشست های عجیب و غریب در حوزه های مختلف و به ویژه روابط زناشویی است.
به گزارش ایسنا شبکه ایران به نقل از پایگاه بسیج هنرمندان نوشت: آخرین نمونه از این دست همایشهای پروفسور باهر همایش طلاق درمانی است که در حال برگزاری است. بهانه گفت وگوی ما با پروفسور باهر اما رویت یک تیتر در فهرست مقالههای او بود: «هر مرد باید 4 زن داشته باشد!» این تیتر به لحاظ روزنامه نگاری جذابیت بالایی داشت.
این موضوع بهانهای شد برای گفت وگویی کوتاه اما جالب با پروفسور باهر در بین عنوان مقالات شما چند تیتر دیده می شود که خیلی جالب به نظر می رسند.
می خواهیم رویکرد و نظر شما را راجع به این موضوعات بدانیم. برای مثال عنوان «هر مرد باید 4 زن داشته باشد» این یعنی چه؟ شما واقعا معتقدید، هر مرد باید 4 زن داشته باشد؟!
نه، آن فقط عنوان مقاله است. منظور این است که هرمرد باید تکفل 4 زن را برعهده بگیرد. در واقع از نظر من هر مرد را 4 زن می سازد.
● این 4 زن چه افرادی هستند؟
مادر، خواهر، دختر و همسر. یک مرد را باید 4 زن چکش کاری کنند تا بشود یک آقا. این 4 زن باید در زندگی یک مرد وجود و حضور داشته باشند تا یک مرد نرمال و عادی باشد.
● یعنی چه، یعنی اگر مردی خواهر یا دختر ندارد، آقا نیست؟
نه، قطعا کم دارد. وجود نداشتن هر کدام از این 4 زن می تواند در زندگی روحی و عاطفی و از طرفی در زندگی اجتماعی فرد اخلال ایجاد میشود.
● مصداق و نمونه این کمبودها در کدام رفتارها دیده میشود؟
اصولا یک مرد باید از 4 طرف و با 4 روان شناسی مختلف حمایت شود و اگر هرکدام از این ها کم باشد، مشکلی پیش می آید. شما ببینید چرا عروس و مادر شوهر باهم مشکل دارند؟ به این دلیل که می خواهند، مرد را بالانس کنند و این مشکل طبیعی است.
مثلا مردی که مادر ندارد، همسرش هرچه توانسته زور گفته و این مرد هم قبول کرده ولی اگر هرکدام از این ها حضور داشته باشند آن ها با هم مشکل دارند و مرد رفتاری متعادل پیدا می کند.
هرچیزی که در هستی است، حکمت خودش را دارد. وجود هر چیزی از نظر پروردگار لازم است. از دیدگاه هنرمند، مجسمه موسی (ع) و فرعون یک اندازه اهمیت و قیمت دارند ولی عده ای، یکی را می گذارند بالای ستون و عده ای دیگر آن یکی را می شکنند. هر چه در هستی است، حکمتی دارد و ما باید حکمت آن را متوجه شویم.
● با این اوصاف مردی که ازدواج نکرده و طبیعتا دختری ندارد، خواهری نداشته و مادرش را هم از دست داده چه وضعیتی پیدا می کند؟
مطمئنا این افراد خیلی مشکل پیدا میکنند. این افراد در دوران میانسالی و کهولت به شدت دچار افسردگی و انزوا میشوند و در دوران جوانی هم به شدت دیکتاتور هستند. این افراد به هیچ عنوان بالانس نیستند و تعادل ندارند.
ولی همه ما در اطراف مان زنان زیادی وجود دارند.
همه ما در طول زندگی مان زنان زیادی را دیده ایم ولی این که کدام تاثیر گذار بوده است و این که ما نسبت به کدام یک از آن ها تعهد داشته ایم مهم است.
● با این شرایط شما در مشاوره های تان حتما به همه توصیه می کنید که ازدواج کنند؟
بله مکرر پیش آمده که به افراد توصیه می کنیم که این اتفاق بیفتد. در یکی از مراجعات، خانمی که تحصیلات حوزه را به پایان رسانده بود، برای مشاوره پیش من آمد که پس از شنیدن صحبت های او، توصیه کردم که ازدواج کند و پس از چند هفته تماس گرفت و گفت، ازدواج کرده . در بسیاری از موارد ازدواج درمان بسیاری از نابسامانی ها و مشکلات روحی و روانی است.
ما نمی توانیم منکر قوای 4گانه وجودمان شویم که قوه شهوت هم جزو همین هاست که باید در مسیر صحیح، ابراز و کنترل شود. این نیرو در تمام موجودات زنده وجود دارد، حتی در میان معصومین و پیامبران هم به عنوان انسان های برگزیده وجود داشته است و البته این تضاد میان زن و مرد هم در همه زمان ها وجود داشته.
● این مسئله به قدری مهم و اساسی بوده که راجع به آن 4 آیه در قرآن خطاب به پیامبر(ص) آمده است. در موضوعی که بین پیامبر (ص) و زنانش پیش آمده بود خدا می فرماید، تو برای راضی کردن زنانت تصمیم گرفته ای حلال خدا را بر خودت و دیگران حرام کنی؟
در هر حال باید گفت این حالت به صورت طبیعی در بین تمام موجودات زنده جاری و ساری است و نمی توان آن را نادیده گرفت یا از بین برد. در مورد یک گلدان هم می توان دید اگر نسبت به آن بی تفاوت باشی از بین می رود ولی اگر در محلی قرار بگیرد که مورد توجه و مهربانی است شاداب تر و سرحال تر می شود. این مسئله در میان حیوانات هم صدق می کند. برای مثال در مرغداری های بزرگ هم برای این که مرغ ها راحت تر و بهتر تخم بگذارند، تصویر بزرگی از یک خروس در معرض دید مرغ های تخم گذار قرار می دهند. این تاثیر روی نبات و حیوان دیده می شود پس چطور می توان آن را در مورد انسان نادیده گرفت؟
تمام موجودات زنده حتی جن، زوجیت دارند و فقط ملائک از این مسئله مستثنا هستند و ما به عنوان انسان باید آن را قانونمند کنیم. یعنی نه افراط باشد و نه تفریط، نه تارک الدنیا باشیم مثل بعضی از پیروان کلیسا که ازدواج را ممنوع اعلام می کنند و نه مثل بعضی از مواردی که می بینیم منجر به بی بند و باری های جنسی میشوند. باید حد متعادل هرکدام از این غرایز رعایت شوند و در کنترل باشند. هر آنچه در وجود ما نهاده شده است لازم بوده و مفید است، بنابراین آن هایی که می گویند نفس را باید کشت اشتباه می گویند بلکه باید آن را مهار کرد و در اختیار گرفت، اگر لازم بود تا کشته شود، خداوند آن را می کشت و اصلا اینگونه آدم را خلق نمی کرد.
در نسل جوان به دلیل سست شدن سنت ها یا الگوبرداری از غرب، متاسفانه تمایل به ازدواج کم شده است و در مواردی می بینیم که بیشتر به عنوان هم خانه به زندگی ادامه می دهند، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا این مدل زندگی می تواند تامین کننده نیازهای 2طرف به هم باشد یا نه؟
به نظر من تا زمانی که تمام موارد و لوازم این زندگی رعایت شود و در آن هرزگی رخ ندهد، همان زندگی مشترک است. در امر ازدواج لفظ عقد مهم نیست مثل هر عقد دیگر مثل عقد بیع که همان خرید و فروش است. هیچ کس زمان خرید و فروش عقد بیع را نمی خواند. برای مثال شما یک ساعت برای فروش دارید و من آن را به قیمت 500 تومان می خرم. پول را می دهم و ساعت را می گیرم بدون آن که عقد معامله را خوانده باشیم.
در امر ازدواج هم همین طور است. اگر تعهدی نباشد این عقد هم نمی تواند او را پایبند کند. این موارد مهریه و عقدنامه های پیچیده و بگیر و ببند، ازدواج را سخت و ناپایدار می کند. همین هاست که ازدواج را از یک کار «دلی» به یک کار «گِلی» تبدیل می کند. آدم ها باید از نظر قلبی یکدیگر را بخواهند و اگر از روی ترس و اجبار باشد هیچ فایده ای ندارد. مثل مواردی که در گذشته بوده که بچه ها را از بدو تولد به عقد هم در می آوردند و وقتی بزرگ می شدند، بدون این که بخواهند مجبور بودند با هم زندگی کنند. تصور من این است که کم کم راه حل های انسانی برای این مورد پیدا می کنند. متاسفانه امروز می بینیم زوج ها باهم زندگی می کنند ولی دچار طلاق ذهنی هستند. نسل اول که پدران و مادران ما هستند به همین شیوه اجباری و انتخاب بزرگ ترها تن دادند و زندگی کردند، نسل دوم دچار این مشکلات هستند و طلاق های ذهنی و جسمی دارند ولی نسل سوم یک شیوه جدید را پیدا کرده به عنوان همزیستی مسالمت آمیز.
آیا زندگی مشترک بین 2 نفر به تضمین و پشتوانه ای نیاز ندارد و هرکدام از طرفین که احساس کرد خسته شده یا نیاز به تنوع و تغییر دارد می تواند زندگی مشترک را تمام کند؟ یعنی یک مرد می تواند پس از گذشت یک سال، 2سال یا 5 سال و بعد از تمتع از زن می تواند او را بدون هیچ عذر و بهانه ای رها کند؟
اشکال از همین جا شروع میشود؛ آیا زن در این زندگی تمتعی نبرده است؟ مشکل اینجاست که ما برای زن نرخ تعیین میکنیم در صورتی که زن هم در این ماجرا یک طرف قضیه بوده است. شما ببینید ساختمان بتن آرمه در مقابل زلزله مقاوم تر است یا ساختمان اسکلت فلزی؟ مسلما ساختمانی با اسکلت فلزی با زلزله کمی تکان می خورد بعد می ایستد ولی بتن ترک بر می دارد و می ریزد.
همین شروط و تعهدات سنگین و مهریه های نجومی باعث شده بنیان خانواده مثل بتن آرمه در مقابل مشکلات انعطاف نداشته باشد و بریزد. انعطاف در هستی قاعده است به همین دلیل در اسلام گفته می شود تساهل و تسامح، یعنی گذشت کنید و راحت بگیرید. دلیل آنکه زن و مرد برای طلاق تلاش می کنند این است که زن و مرد هیچ کدام حاضر نیستند ذره ای از موقعیت و خواسته ای که دارند پا عقب بگذارند و همین اصرار بر موقعیت و خواست شان است که زندگی شان را سست می کند یعنی حاضرند تجرد را تحمل کنند، زهر طلاق را بچشند و دربه دری بچه های شان را ببینند ولی ذره ای از موقعیت خودشان عقب ننشینند.
آیا جایگزینی وجود دارد که مردی که خواهر ندارد یا مادرش را از دست داده بتواند این کمبود را جبران کند؟
بله، هستند افرادی که می توانند این جای خالی را پر کنند. من همیشه در کلاس ها و صحبت هایم گفته ام پشت سر هر مرد موفق، 4 زن ایستاده اند لزوما تنها همسر او نیست. همیشه افرادی هستند در اطراف ما که بیشتر و بهتر از خواهر به ما کمک کرده و دست مان را گرفته اند، این افراد می توانند جای خالی خواهر نداشته را برای ما بگیرند، ولی در مورد مادر این مسئله کمی سخت تر است. خانم ها اگر در بعد شخصیت مورد توجه قرار بگیرند بسیار موثرتر خواهند بود.
چرا 4 نفر و نه بیشتر! آیا دلیل خاصی وجود دارد؟
بله، هرکدام از این نقش ها روان شناسی خاص خودشان را دارند و بخشی از نیازهای ما را برطرف می کنند. برای مثال رابطه بین مادر و فرزند از یک جنس است و رابطه خواهر و برادری از جنس دیگر و همین تفاوت ها باعث می شود انسان در جهات مختلف رشد پیدا کند.
شما در مراوده با همسرتان نیازهای جنسی و غریزی تان را برطرف می کنید و برای برطرف کردن نیاز های عاطفی، عرفانی و روانی به 3 منبع دیگر احتیاج دارید. هرچند ممکن است همسرتان بتواند در این نقش ها هم موثر باشد ولی در جایی این بازی نقش ها به نهایت می رسد و فرد از اجرای آن خسته می شود.
رابطه عرفانی مقدسی که می تواند تو را در نهایت به خدا برساند رابطه بین شما و مادرتان است. تنها زنی که بدون هیچ چشمداشتی به تو عشق می دهد بدون آن که نفعی برایش داشته باشی، مادر است. می توان گفت در خاک مادر و در افلاک خداوند است که بی چشمداشت به تو عشق می دهد. خواستن بدون توقع را می توان در وجود مادر دید؛ حتی اگر بد هم هستی باز هم عزیزی صد بار اگر توبه شکستی بازآ.
با مادر دعوا می کنی ولی باز هم بر می گردی به آغوش او، برای آرامش روانی بازهم به دامن مادر پناه می بری. حتی افرادی که مادرشان هم فوت کرده در مواقع گرفتاری به عنوان مددو یاری خواب مادر را می بینند.
در مورد زنان هم همین طور است؟
بله؛ در مورد زن هم همین طور است. یک خانم به 4 مرد نیاز دارد تا کامل شود.
پس با این تعاریف شما با تک فرزندی مخالف هستید چون در این صورت یکی از این 4 عضو ناقص می شود.
باهر: بله؛ از نظر توازن و تعادل 2دختر و 2 پسر تعادل و توازن را برقرار می کنند ولی در جامعه و مشکلات امروز یا 2 فرزند باید باشد یا اصلا بچه ای نباشد. 2 بچه با فاصله 3 یا 4 سال مناسب است.
ادامه خبر...
|
هفته گذشته حادثهاي در خيابان مدني تهران رخ داد که به جرات ميتوانم بگويم اگر در آمريکا يا در اروپا رخ داده بود، توسط صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران بيشتر مورد توجه قرار ميگرفت. طي ماههاي اخير چندين بار شاهد سوء قصد و قتل در آمريکا يا اروپا بودهايم که همواره اين حوادث به عنوان يکي از خبرهاي اصلي مهمترين بخشهاي خبري صداوسيما بازتاب پيدا کرده است. جالب اينجاست که خبرنگاران وگزارشگران و گويندگان صداوسيما، بلافاصله به تحليل اين حوادث ميپردازند و درحاليکه هنوز دلايل بروز آن حوادث هم روشن نيست، مشکلات اقتصادي اخير مردم در اروپا و آمريکا را عامل بروز اين حوادث اعلام ميکنند. حال، بگذريم از اينکه در شرايط کنوني هم که اروپا و آمريکا شرايط اقتصادي بد کم سابقهاي را تجربه ميکنند، وضعيت تورم و رشد اقتصادي و بيکاري و... در اغلب اين کشورها بهتر از وضعيت اقتصادي فعلي مردم در کشور ماست. اما همين صداوسيما در قبال حادثه مهمي که منجر به قتل يک نفر و زخمي شدن 11 نفر ديگر در پايتخت کشورمان شده، به يک خبر کوتاه يکي- دو دقيقهاي بسنده ميکند و خبري از ريشهيابي اين حادثه نيست و فقط بر استفاده قاتل از مواد روانگردان تاکيد ميشود که آن هم اگر اثبات شود، ذرهاي از مسووليت صداوسيما در ريشهيابي اين حادثه کم نميکند. آيا بروز حوادث مشابه در غرب، صرفا به دليل مشکلات معيشتي مردم و بحران اقتصادي دراين کشورهاست و اگر در کشور ما چنين حادثهاي رخ دهد، هيچ عامل بيروني ديگري، از بيکاري گرفته تا مشکلات اقتصادي نميتواند در بروز اين حادثه تاثيرگذار باشد؟ صد البته که مشکل اقتصادي نميتواند مجوزي براي قتل يا حمله به مردم باشد اما نکته مدنظر من اين است که آيا صدا و سيما همان برخوردي را که در علتيابي يک حادثه در غرب ميکند، در داخل کشور هم در مورد حادثهاي مشابه انجام ميدهد؟ پاسخ، منفي است. نمونه دوم از اين برخوردهاي دوگانه را در حادثه روز شنبه واژگوني اتوبوس حامل دانشآموزان در اردوي راهيان نور شاهد بوديم؛ حادثه دردناکي که 26 کشته و 18 زخمي برجاي گذاشت. دختران دانشآموزي در اين حادثه جان باختند که ميتوانستند آيندهسازان اين کشور باشند. دهها خانواده عزادار شدند اما برخورد رسانه به اصطلاح ملي با اين حادثه چگونه بود؟ در بخشهاي خبري روز شنبه صدا و سيما، اين حادثه چقدر بازتاب يافت؟ اين خبر با همه اهميتي که داشت، در برخي از بخشهاي خبري، يا پخش نشد، يا اينکه در زمره کم اهميتترين خبرها قرار گرفت. چندماه پيش که حادثه مشابهي در اروپا براي اتوبوس حامل دانشآموزان رخ داد، تا چند روز خبر اصلي شبکههاي تلويزيوني غرب بود. گويي جان انسانهاي غربي براي رسانههاي غربي، ارزشي به مراتب بيشتر از جان مردمان ايران براي رسانه ملي ايران دارد. از اين نمونهها باز هم هست ولي سخن گفتن درباره آن بيفايده است، چراکه صدا و سيما همچنان درگير معيارهاي دوگانه خود است؛ معيارهايي که اي کاش فقط به عرصه سياست محدود ميشد اما حوزههاي اجتماعي و حتي خبرهايي را که با جان انسانها هم سر و کار دارد، در بر گرفته است. |