
|
چند روز قبل، يکي از رهبران بوميان کانادا، مهمان دولت ايران بود و توانست با تني چند از مقامات کشورمان ديدار کند. گويا قرار است بعد از سفر او به ايران،«خواهران جاودانه» نيز مهمان کشورمان شوند ؛ «خواهران جاودانه» يک تشکل غيردولتي از بوميان کاناداست که سرنوشت زنان بومي گم شده يا کشته شده اين کشور را پيگيري ميکند. همچنين آن طور که رهبر بوميان کانادا گفته احتمالاً تعدادي از بوميان کانادايي در دانشگاههاي ايران پذيرش خواهند شد و سمينارهاي بين المللي نيز در ايران، درباره حقوق بوميان کانادا برگزار ميشود. اين البته اولين بار نيست که دولت ما، ميزبان چنين افرادي ميشود. بعد از انقلاب مصر نيز تا مدتها، هتلهاي ايران، محل آمد و شد هياتهايي از ميان گروههاي مختلف مردم مصر بودند که با هزينه کشورمان ميآمدند و ميرفتند. گو اين که مسوولان ما تصور ميکردند اگر اينها را دعوت و برايشان سخنراني کنند و آخر سر هم با هديه اي روانه کشورشان کنند، مصر و انقلابش مديون و متمايل به ايران ميشود(که نشد!). هرچند اين رشته سر دراز دارد ولي هيچ کس فکرش را هم نميکرد که روزي، بوميان کانادايي هم مهمان سفره ايرانيان شوند! اين که دولت کانادا، برخلاف دمکراسي حاکم در جامعه مدرن خود، در حق بوميان اين کشور مرتکب ستمهاي تاريخي شده و اکنون نيز به آنها عملاً به چشم شهروند درجه 2 مينگرد، امري است که خيليها برآن صحه ميگذارند و از اين منظر، حتماً محکوم است اما قضيه اين است که قرار نيست مردم ايران، وکالت تسخيري بوميان کانادا را بر عهده بگيرند و از جيبشان براي آنان هزينه کنند، همان طور که دولت کانادا نيز از جانب مردم ايران وکالتي براي مداخله ندارد. ديروز به دليل شرايط خاصي که در آن هستيم، بودجه بسياري از مراکز دولتي، درماني، آموزشي، پروژههاي عمراني و حتي حقوق کارمندان تقليل يافته است. همين امروز دکتر علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامياعلام کرد:«بودجه سال 91 ايران حدود 43 هزار ميليارد تومان در نظر گرفته شده است که تامين 15 هزار ميليارد تومان آن دور از انتظار به نظر ميرسد...شرايط فعلي کشور مانند سالهاي گذشته نيست که بتوانيم بودجههاي مختلف را در اختيار استانها بگذاريم.» (خبرگزاري مهر) بنابراين، در شرايطي که خودمان درگير مضيقههاي اين چنيني هستيم به گونه اي که در موارد متعددي، کارگران زيادي مدتهاست که حقوقشان را دريافت نکرده اند، هزينه کردن براي ديگران و از جمله جديداً براي بوميان کانادا، هرگز در اولويت نيست و اساساً حمايت از بوميان کانادا، در زمره مطالبات مردم ايران از دولتمردانشان نيست. اين که براي اعضاي انجمن خواهران جاودانه بليت رفت و برگشت کانادا بگيرند و در ايران هم چند روزي از آنان پذيرايي کنند و بعد هم «برادران جاودانه» و سپس «مادران مهربان» و «پدران استوار» و ... را از ميان بوميان کانادا بياورند و بگردانند و بفرستند و فرزندانشان را در دانشگاههاي ما بورسيه کنند و سپس حمايتهاي ديگري را متوجه آنان کنند، هرگز نميتواند با وضعيت کنوني اقتصادي کشور که در قالب اقتصاد مقاومتي تعريف شده است، همخواني داشته باشد. شايد گفته شود اين کارها هزينه چنداني ندارد، اما اولاً فارغ از حجم ريالي و ارزي اين قبيل اقدامات، بايد ديد که آيا عموم مردم رضايت دارند يا خير و آيا اولويت ديگري در کشور وجود ندارد؟ و ثانياً اين قبيل اقدامات، از نظر رواني تأثير سوء در ميان مردم داخل کشور دارد. چنين کارهايي، هر چند «ممکن است» در عالم سياست موثر باشد ولي هنگاميميتواند مفيد باشد که ابتدا ضروريات زندگي مردم تأمين شود نه اين که مردم ماهها حقوق نگيرند يا در حسرت يک سفر ساده باشند يا سر ماه متوجه شوند که دولت اضافه کاري شان را قطع کرده است و شب هنگام در شبکه يک سيما ببينند که بوميان محترم کانادا، به خرج ملت ايران، ميآيند و ميروند تا نهايتاً ناسزايي به دولت کانادا گويند! |

طنز - برخی اخبار و اظهارنظرات در کشور ما که با شدت خاصی هم رسانهای میشود و انگار هیچکس مشاوره یا تذکری به فرد اظهارنظرکننده نمیدهد، خودبهخود «طنز» است اما خب به هر حال ما هم باید نان بخوریم!
«در پی سقوط مرموز یک مرد مغازهدار از طبقه سوم آپارتمان یک مجتمع مسکونی در شمالغرب تهران، زوج صاحبخانه با دستور قضایی بازداشت و روانه مرکز پلیس شدند... مرد صاحبخانه به پلیس گفت: روز حادثه پیش از ورود به خانه، همسرم از من خواست فرزندمان را از مدرسه بیاورم. وقتی از پلهها پایین آمدم، همسایهها را دیدم که در حیاط تجمع کرده بودند، آنجا بود که متوجه شدم مرد مغازهدار محله از آپارتمان به پایین سقوط کرده است. در همین موقع همسایهها گفتند او از خانه شما به حیاط پرت شده است. باورم نمیشد چنین اتفاقی افتاده باشد. وحشت کرده و سراغ همسرم رفتم تا علت این حادثه را از وی جویا شوم که او سکوت کرد. در حالی که همسرم را کشانکشان از خانه بیرون آوردم تا خودش اتفاقی را که افتاده ببیند، ماموران به محل آمدند و ما را دستگیر کردند. نمیدانم وی چگونه از آپارتمان من به پایین سقوط کرده است.
زن جوان هم بعد از بازجویی گفت: من از مشتریهای دائم مرد مغازهدار بودم. روز حادثه نیز به وی کالا و لوازم آرایشی سفارش دادم و مرد مغازهدار گفت از آنجا که سفارش دیگری نیز برای یکی از ساکنان مجتمع ما دارد، کالای سفارشی مرا هم برایم میآورد. بعد از اینکه مرد مغازهدار کالاها را تحویلم داد، از من یک لیوان آب خواست. وقتی به آشپزخانه رفتم و بازگشتم متوجه حضور مرد مغازهدار در اتاق نشیمن شدم. شوکه شدم و از وی خواستم خانهام را ترک کند. در همین موقع صدای شوهرم را شنیدم. مرد مغازهدار که ترسیده و وحشت کرده بود به سمت پنجره رفت و خودش را از آنجا آویزان کرد. از ترس اینکه شوهرم به من سوءظن پیدا نکند، از شوهرم خواستم به خانه نیاید و برای آوردن فرزندمان به مدرسه برود تا شاید در این فرصت بتوانم مرد مغازهدار را از خانه بیرون کنم. هنوز شوهرم به حیاط مجتمع نرسیده بود که مرد مغازهدار تعادل خود را از دست داد و از پنجره خانهمان که طبقه سوم بود، به پایین سقوط کرد...مرد مصدوم همچنان در کما به سر میبرد و تلاش پزشکان برای نجات وی از مرگ ادامه دارد. »
*
و اما نتایج اخلاقی و غیر اخلاقی:
برای آقایان:
- خرید خانه را خودتان انجام دهید و مراقب مغازه دارهای پرروی بی تربیت باشید.
- هیچوقت قبل از ورود به خانه، دنبال بچه به مدرسه نروید.
- بیرون در منزل، یک آبخوری سالم و ارزان نصب کنید.
- وقتی قرار است بروید بچه را از مدرسه بیاورید، سر راه سربه هوا نشوید که چیزی را ببینید که بعدها به نفع تان تمام نشود.
برای خانم ها:
- قبل از سفارش کالا و مواد آرایشی از تشنه نبودن مغازه دار اطمینان حاصل نمایید.
- بعد از تحویل گرفتن کالا، حتما در آپارتمان را ببندید.
برای مغازه دارها:
- مغازه دارها برای تبرئه از هرگونه تهمت و افترا، همواره با خود آب معدنی داشته باشند.
- از ارائه خدمات به خانه های آپارتمانی پرهیز نمایند، و در صورت اضطرار تنها به طبقات اول و دوم سرویس بدهند.
- قبل از ارسال لیست درخواستی به درب منازل، حتما با آقای خانه تماس گرفته و ایشان را در جریان بگذارید.
- مغازه دارهای محترم، کمتر فیلمهای پلیسی - جنایی و تخیلی تماشا کنند.
برای مسئولان:
- اورژانس تهران طرح تکریم مغازه داران را به سرعت اجرا کند؛ اهدای یک چتر نجات در کنار کپسول آتش نشانی به هر مغازه دار.
- در صدور پروانه کسب برای افراد بی جنبه و تشنه بیشتر دقت فرمایند.
برای شما:
- برای انبساط خاطر حتما صفحه حوادث روزنامه رسانه ملی را بخوانید، باقی روزنامه را نخوانید چیزی از دست نداده اید!
اما چند نکته مبهم پرونده:
- خانم خانه دار، پول خریدها را حساب کرده یا الان بدهکار هستند به مغازه دار.
- در این ماجرا، فرزند خانواده، مدرسه او و زمان تعطیل شدنش، چقدر سهم دارند؟
- هزینه بیمارستان، برعهده کیست؟
الف: خانم خانه
ب: آقای خانه(طوری وارد ساختمان شده که مغازه دار و صاحبخانه هول شده اند و...)
ج: صاحبخانه(عدم طراحی درست نمای بیرونی پنجره ها برای حفظ جان مغازه دارها)
د: شهرداری تهران(کمکاری در بحث احداث آبخوری در معابر)
و...ضرب المثل: از قدیم گفتند: هرکی آب می خوره پای لرزشم باید بشینه!
ادامه خبر...
رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزش و پرورش از اعتراض معلمان پایه ششم ابتدایی نسبت به حجم کتاب ریاضی این پایه خبر داد و گفت: پس از بررسی بیشتر از سوی کارشناسان بازنگری در حجم کتاب ریاضی ششم ابتدایی برای سال آینده صورت می گیرد.
محیالدین بهرام محمدیان با حضور در غرفه خبرگزاری مهر در نوزدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها با بیان این مطلب درباره اعتراض معلمان نسبت به محتوای کتاب ریاضی گفت: ریاضی پایه ششم با روشهای جدید آموزشی تدوین شده است و معلمان این پایه باید همزمان با گذراندن دوره های تخصصی، سی دی های آموزشی را نیز برای فراگیری نحوه تدریس تماشا کنند.
وی ادامه داد: البته اعتراضاتی از سوی معلمان روی حجم کتاب ریاضی ششم شده است که در صورت سراسری شدن این اعتراضات تغییراتی در حجم کتابها خواهیم داد.
محمدیان همچنین درباره اعتراض معلمان به محتوای کتاب کار و فناوری، گفت: کار و فناوری درس جدیدی است و معلمان با دانش جدیدی مواجه شده و باید آموزشهای لازم را برای داشتن مهارت کافی در تدریس بکار گیرند.
رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزش و پرورش با اشاره به اعتباربخشی و نظرسنجی کتابهای جدیدالتألیف افزود: هر ساله با تغییر محتوای کتابها نظرسنجی از معلمان و کارشناسان و دانش آموزان صورت می گیرد. امسال هم پژوهشگاه سازمان به فراخور تغییر محتوای کتابهای دوم و کتابهای جدیدالتألیف ششم ابتدایی اعتبارسنجی و نظرسنجی لازم را از معلمان، خانواده ها، دانش آموزان و صاحبنظران تا پایان اسفند ماه امسال انجام می دهد و در صورت ضرورت تغییرات لازم و محتوای کتابها برای سال آینده انجام می شود.

هفتم آبان برابر با 29 اکتبر همزمان با روز ورود کوروش پادشاه هخامنشي به بابل و صدور منشور حقوق بشر کوروش که نخستين منشور حقوق بشر در جهان محسوب ميشود به پيشنهاد سازمان بينالمللي نجات پاسارگاد، به عنوان روز کوروش نامگذاري شده است.
به گزارش پايگاه خبري فريادگر، اين روز به مناسبت پايان تصرف امپراتوري بابل به دست سپاه هخامنشيان (29 اکتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در جهان باستان انتخاب شده است. در اين روز اعلاميه تاريخي کوروش در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود که نخستين سنگ بناي يک دولت جهاني با منافع مشترک به شمار ميآيد. نکات مطرح در اعلاميه حقوق بشر کوروش از بين بردن تبعيضات نژادي و ملي، آزادي انتخاب محل اقامت، برهم زدن برده داري، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملتهاست. هرچند که اين روز تاکنون بطور رسمي در تقويم ايران ثبت نشده است اما توجه مردم به اين روز در حال افزايش است؛ به طوريکه نه تنها در فضاي مجازي و شبکههاي اجتماعي، بلکه در پيامکهاي ارسالي از سوي مردم به يکديگر، توجه به اين مساله تبلور يافته است. افزايش پيامکهاي مرتبط با هفتم آبان روز کوروش که بسياري از ايرانيان طي روزهاي گذشته از يکديگر دريافت کردهاند، نکتهاي است که بيش از پيش بايد به آن توجه و دلايل آن را ريشه يابي کرد. البته اين پيامکها گاه به اشتباه، روز هفتم آبان يا روز 29 اکتبر را روز تولد کوروش ميدانند در حاليکه اين روز، روز تولد کوروش نيست، بلکه روزي است که در تقويمهاي جهاني کوروش به بابل وارد ميشود و منشور استثنايي خود را به عنوان يک فرمان صادر ميکند.
سال گذشته در همايشي که در مورد منشور حقوق بشر کوروش در دانشگاه تهران برگزار شد جمعي از دانشجويان باستان شناسي در خواست کردند روز کوروش به طور رسميدر تقويم ايران ثبت شود. درخواست کنندگان، که تعدادي از بزرگترين اساتيد باستان شناسي ايران نيز از آنها حمايت ميکردند، از جمله دلايل طرح اين موضوع را باقي ماندن نام نيک از کوروش در تاريخ به عنوان پادشاهي دادگستر که بر خلاف پادشاهان آن دوره، به يکتاپرستي اعتقاد داشت ذکر کردند. علامه طباطبايي در تفسير بي بديل الميزان، پس از بررسي نظريه ابوالکلام آزاد که اثبات ميکند کوروش، پادشاه هخامنشي، همان ذوالقرنينِ ستوده شده در قرآن است، مينويسد: «هر چند بعضي از موارد گفته شده خالي از اعتراض نيست، لکن از هر گفتار ديگري انطباقش با آيات قرآني روشنتر و قابل قبولتر است». آيت الله مکارم شيرازي هم مينويسد:«درست است که در اين نظريه نيز نقطههاي ابهامي وجود دارد، ولي فعلاً ميتوان از آن به عنوان بهترين نظر درباره تطبيق ذوالقرنين بر رجال معروف تاريخي نام برد.» اين نظرات در باب ذکر نام کوروش به عنوان ذوالقرنين در قرآن، در کتاب «ايران پيش از اسلام» تاليف علي اکبر ولايتي که توسط انتشارات اميرکبير منتشر شده نيز ذکر شده است. به گفته مفسر بزرگ قرآن کريم، علامه طباطبايي، آنچه نظريه ذوالقرنين بودن کوروش را تأييد ميکند اوصاف اخلاقي است که در تاريخ براي کوروش نوشتهاند. کوروش، هم طبق تاريخ و هم عهد عتيق و هم نظر مورخان قديم، پادشاهي با مروت و جوانمرد و با سخاوت و کريم بوده است؛ چنان که از تاريخ زندگي او و برخوردش با ياغيان و جباراني که با او ميجنگيدند يا او با ايشان جنگيده است نيز مبين آن است؛ و با صفات يادشده از ذوالقرنين در قرآن کريم مطابقت دارد. ذوالقرنين از طرف خداوند داراي تواناييها و امکانات فراواني، مانند عقل و تدبير و فضايل اخلاقي و ثروت و شوکت ظاهري، بوده است.
از ديگر ويژگيهاي ذوالقرنين سفرهاي او در مسيرهاي چندگانه است که شرح آن در آيات قرآني آمده است. کوروش نيز به غرب و شرق و شمال سفر کرد که شرح آن در تاريخ زندگانياش آمده است و با سفرهاي سهگانهاي که در قرآن براي ذوالقرنين ذکر شده منطبق است. نخستين لشکرکشي کوروش به کشور همسايه غربي، ليدي، بود که در شمال آسياي صغير قرار داشت. در قرآن آمده است که ذوالقرنين در سفر غربياش احساس کرد خورشيد در چشمه گل آلودي فرو ميرود؛ مشابه همان صحنهاي که کوروش به هنگام فرورفتن قرص آفتاب (در نظر بيننده) در خليجکهاي ساحل ليدي مشاهده کرده است. لشکرکشي دوم کوروش به جانب شرق بود. از تاريخ زندگي کوروش درمييابيم که اين لشکرکشي چندي پس از فتح ليدي روي داد و کوروش طي آن به آرام سازي طغيان بعضي از قبايل وحشي بياباني مستقر در شرق کشور پرداخت. شايد بتوان تعبير قرآن طبق آيه زير را در اشاره به سفرهاي ذوالقرنين، با سفرهاي جنگي کوروش به منتهاي شرق براي مقابله با اقوام بيابانگرد و صحرانورد مطابقت داد که مشاهده کرد خورشيد بر قومي طلوع ميکند که در برابر تابش آن سايباني ندارد. «حَتّي اِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلي قومٍ لَمْ نَجْعَلُ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً: تا گاهي که رسيد به محل برآمدن خورشيد يافتش برميآيد بر گروهي نگذاردهايم براي ايشان جز آن پوششي را» (کهف: 90) موضوع ديگر در انطباق کوروش و ذوالقرنين تناسب نام ذوالقرنين با کوروش است. کهنترين اشاره به موضوع ذوالقرنين را بايد در کتاب دانيال نبي، از متون عهد عتيق يهود، جستوجو کرد. آنجا که در رؤياي وي، لوقرائيم در هيئت قوچ ظاهر ميشود. لوقرائيم به زبان عبري همان ذوالقرنين عربي است. اين واژه در تورات فقط يک مرتبه آمده است و آن هم در سفر دانيال (کتاب دانيال) است. درباره نام ذوالقرنين و تناسب آن با کوروش گفتهاند: ذوالقرنين را از آن جهت ذوالقرنين، صاحب دو قرن (شاخ)، مينامند که داراي تاج يا کلاه خودي با دو شاخ بوده است. جالب اينکه در نقش برجسته هخامنشي دشت مرغاب، کوروش با تاجي بر سر تصوير شده که دو شاخ همانند شاخهاي قوچ بر آن ديده ميشود.»
با عنايت به تمامي اين تفسيرها که رنگ و بوي ديني دارد و توسط بزرگترين مفسران و مراجع شيعه نيز تاييد شده است، ميتوان از استقبال روزافزون مردم نسبت به روز کوروش در جهت تقويت همبستگي ملي و خودباوري استفاده کرد. به همين دليل ميتوان افزايش پيامکهاي مردم به يکديگر در مورد روز کوروش را تلاشي در جهت بارور ساختن روح اتحاد ملي در بين ايرانيان قلمداد کرد که در شرايط کنوني بيش از هر زمان ديگري با تهديدهاي بينالمللي مواجه هستند. ناديده انگاشتن اين پتانسيل بزرگ براي تقويت همبستگي ملي بين مردم کشورمان، آن هم در شرايطي که نه تنها هيچ نکته منفي در مورد زندگي کوروش وجود ندارد بلکه براساس مستندات فوق، از نظر مذهبي نيز اين نکات تاييد شده است، محروم ساختن مردم از اين پتانسيل ملي و تاريخي است.
ادامه خبر...
مدتي است انتقادات از احمدي نژاد به ميزان زيادي افزايش يافته است. هم سطح مسوولان منتقد ارتقا يافته و هم انتقادات، تند و تيزتر شده اند. وضعيت به گونهاي است که حاميان ديروز، امروز در انتقادات منصفانه و غيرمنصفانه از احمدينژاد از يکديگر سبقت ميگيرند. البته در همين روند، شدت و گستره انتقادات احمدي نژاد نيز از طرفهاي مختلف افزايش يافته است.
سؤال اين است آيا احمدينژاد به يکباره، تغيير کرده و به وضعيت کنوني رسيده يا اينکه وضعيت کنوني، ادامه روندي است که از 7 سال پيش، آغاز و پس از فراز و فرودهايي به اينجا رسيده است؟
برخي ميگويند احمدينژاد تغيير کرده است. اگرچه همه انسانها ميتوانند تغيير کنند و احمدي نژاد هم از اين قاعده مستثني نيست ولي به اعتقاد نگارنده، احمدينژاد همان احمدينژاد 84 است؛ کما اين که در همان زمان هم نسبت به پيامدهاي حضور احمدي نژاد در نهاد قدرت، هشدارهايي داده شده بود که معطوف بر شناخت عميق از احمدي نژاد بود.
حال سوال اين است که چرا برخي هم اکنون به ياد انتقاد و اعتراض به احمدينژاد افتادهاند؟
جواب به اين سؤال دو بخش دارد:
اول: برخي از منتقدان امروز تاکنون از انتقادات احمدي نژاد مصون مانده بودهاند و سکوت شان از سر عافيت بود.
دوم: حجم نتايج منفي ناشي از عملکرد نامناسب دولت به جايي رسيده است که نميتوان در برابر آن سکوت کرد.
واقعيت اين است که اگر از همان روز نخست فعاليت احمدي نژاد در مسؤوليت رياست جمهوري، عملکرد وي از نگاه مقامات و رسانهها، منصفانه بررسي ميشد و در کنار نقاط مثبت دولت، به نقاط منفي عملکرد دولت هم پرداخته ميشد و دولت، نهادي مقدس شمرده نميشد امروز کار به اينجا نميرسيد.
نکته قابل توجه و راهبردي اين است که استمرار حضور در دولت، خط قرمز احمدي نژاد و تيمش بود و وقتي متوجه شدند که کسي از اين خط قرمز، هرگز عبور نخواهد کرد، يکه تازيهاي خود را تشديد کردند. در واقع، احمدينژاد، همان احمدي نژاد قبلي است با اين تفاوت که در سالهاي اخير توانست صحنه را به گونهاي بچيند که حذف او هزينه ساز شود. بدين ترتيب او دريافت تا پايان دوره رياست جمهورياش، در پاستور ميماند و لذا ميتوان فارغ از دغدغه پاسخگويي نسبت به عملکردهاي امروز، در تمهيد تداوم حضور در قدرت بود. به همين دليل بود که وقتي مجلس او را مورد سوال قرار داد، او همه چيز را به شوخي گرفت و خوشحال آمد و خندان رفت زيرا ميدانست ابزارهاي نظارتي مجلس قدرت او را تهديد نخواهند کرد.
احمدينژاد وقتي دريافت که بقايش در رياست جمهوري تضمين شده است، به اين جمع بندي رسيد که دولت ميتواند براساس تفسير خود از قوانين و مصلحت بيني خود فارغ از چارچوبهاي موجود، براي اداره بخشهاي مختلف کشور تصميم گيري و اين تصميمها را اجرايي کند.
اين وضعيت، محصول افراط در ارادتمندي به احمدي نژاد بود. هنوز يادمان نرفته که عده اي در ابتداي فعاليت دولت نهم، شخص احمدي نژاد و دولت او را به مراتب ديني، آسماني و غيبي گره ميزدند تا با اين مطلق انگاري، راه را بر هر نقد و انتقادي ببندند و نيز فراموش نکرده ايم اشخاص و ارگانهايي که پس از آغاز فعاليت دولت نهم، به شکل متعصبانه، حاميدولت بودند و هر انتقاد و اعتراضي را به دولت، به منافع ملي،اسلام،شهدا و... گره ميزدند تا مانع از انتقاد و اعتراض به دولت شوند. به يک تعبير اينها، افراد شيفتهاي بودند که تعصب کورکورانه شان مانع از نگاه واقعي به عملکردها و مواضع احمدينژاد ميشد.
اينان بايد پاسخگوي آن حمايتهاي خارج از چارچوب و غير منطقي خود از دولت باشند چه آن که آن حمايتها هم به اندازه خود در ايجاد وضعيت فعلي، نقش دارند. البته منظور، حمايتهاي ناموجه است والا همين الان نيز بايد از اقدامات مثبت دولت حمايت کرد.
اگر از همان ابتداي فعاليت دولت نهم، نمايندگان وقت مجلس، به دور از نگاه مريدي و شيفتگي به دولت، به دور از نگاه وکيل الدوله بودن و به دور از توجيههاي ساختگي و من درآوردي، به وظيفه قانوني خود در نظارت بر عملکرد قوه مجريه و رئيس آن، عمل ميکردند و همه گزينهها از جمله سؤال از رئيسجمهور و استيضاح وي را روي ميز داشتند و چک سفيد امضا به احمدي نژاد نميدادند، امروز لازم نبود نالان و عصبي به مواضع و اتفاقات کنوني، واکنش نشان دهند و در برابر عملکرد دولت، کاسه "چه کنم چه کنم؟" به دست گيرند.
بنابر اين، حتي اگر بپذيريم که احمدي نژاد تغيير کرده، مقصران اين تغيير، همان حاميان افراط گراي ديروز هستند که امروز با گناهکار خواندن احمدي نژاد، در صدد تطهير خود هستند.
ادامه خبر...
استاد قلابی که3سال با مدرک جعلی اقدام به تدریس در دانشگاه های فارس ، دستگیر شد.این استاد قلابی که خود را فوق لیسانس برق معرفی کرده بود با ترفندی ماهرانه اقدام به تحصیل در تعدادی از دانشگاه های مختلف استان فارس می کرد.
به گزارش خبرنگار ما چندی قبل گزارشی مبنی بر فعالیت استادی در دانشگاه فسا به دادسرای این شهرستان ارجاع و فاش شد که مدرک این استاد جعلی است.
با توجه به اعلام این گزارش پرونده ای تشکیل و تحقیقات برای مشخص شدن موضوع آغاز شد. در گام اول تحقیقات ماموران دریافتند که این مرد مدعی شده دارای مدرک فوق لیسانس در رشته برق است و از دو الی سه سال قبل اقدام به تدریس در برخی از دانشگاه های استان فارس می کند.
تحقیقات بعدی سرنخ هایی را در اختیار ماموران قرار داد و فاش شد که این استاد قلابی برای تدریس در دانشگاه مدرکی جعلی ارائه داده و پس از اخذ استعلام مشخص شده که این استاد قلابی مدرکش جعلی است.
با افشای این موضوع ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند در حالی که تحقیقات برای دستگیری این استاد قلابی کلاهبردار ادامه داشت پرونده های دیگری مبنی بر فعالیت وی در دیگر دانشگاه ها گشوده شد. در بررسی دیگر پرونده ها سرنخ هایی به دست آمد و مشخص شد که این فرد با مدرک قلابی ضمن تدریس در دانشگاه ها از این طریق مبالغ هنگفتی به عنوان حق الزحمه اخذ و به جیب زده است.
در ادامه تحقیقات با توجه به سرنخ هایی که به دست آمد ماموران هویت این استاد قلابی را شناسایی و برای دستگیری وی وارد عمل شدند. با توجه به تحقیقات گسترده مشخص شد که این مرد در شهرستان فسا است.
تحقیقات بعدی سرنخ های دیگری را در اختیار ماموران قرار داد و مشخص شد که این استاد قلابی فقط از یک دانشگاه 14 میلیون تومان به عنوان حق الزحمه اخذ کرده است.
بر اساس اظهارات مسئولان دانشگاه، زمانی که از دانشگاهی که استاد قلابی مدعی شده که در آن تحصیل کرده استعلام گرفته اند پی برده اند که دانشجویی به این نام و مشخصات در دانشگاه مذکور هیچگاه تحصیل نکرده است.
در نهایت ماموران با اخذ مجوز قضایی برای دستگیری این کلاهبردار وارد عمل شده و در یک عملیات غافلگیرانه وی را دستگیر کردند. وی در بازجویی های اولیه به بزه ارتکابی اعتراف کرد. پس از آن متهم برای بازجویی در اختیار بازپرس پرونده قرار گرفت. وی در بازجویی ها به بزه ارتکابی اعتراف کرد و مدعی شد که با ارائه مدرک جعلی طی سه سال در دانشگاه های مختلف در فارس مشغول به تدریس بوده است.
این استاد قلابی گفت: من دارای مدرک لیسانس برق هستم از سه سال قبل تصمیم گرفتم که به عنوان استاد در دانشگاه های فارس تدریس کنم از این رو مدرک فوق لیسانس را جعل کرده و پس از طی شدن مراحل قانونی مشغول به تدریس شدم.
وی ادامه داد: در این مدت که در دانشگاه های مختلف تدریس می کردم فقط تعدادی کتاب مطالعه کرده و سپس به دانشجویان تدریس می کردم.با توجه به اظهارات متهم برای وی به اتهام جعل، استفاده از سند مجعول و کلاهبرداری قرار بازداشت موقت صادر شد و متهم راهی زندان شد.
گفتنی است این پرونده هم اکنون در دادسرای شهرستان فسا در جریان رسیدگی است.

طنز - احتمالاً اگر در روزگاران قدیم هم نشریات زرد وجود داشتند، شاهد تیترهای زیر بودیم:
صفحه اول
حسن صباح: من عضو القاعده نیستم.
ابوکیهان بیرونی: ابوعلی سینا مدرک خود را از دانشگاه هاوایی گرفته است!
پارتی شبانه در قونیه لو رفت. دستگیری مولانا و میهمانهایش در حین رقص دسته جمعی...
مولانا: از همه پخش کنندگان کتیبه میهمانی خصوصیام و همچنین از جداییها شکایت میکنم!
باباطاهر عریان: من در کنفرانس برلین حضور نداشتم.
انگشت نگاری از کریستف کلمب در لحظه ورود به خاک امریکا
چنگیزخان مغول: گزینه حمله نظامی به ایران، فعلآً در دستور کار من قرار ندارد.
مجلس سنای روم هشدار داد: ایران در صدد دستیابی به فناوری تولید منجنیق است.
هارون الرشید: در هارونیه زندانی سیاسی نداریم.
ابراز ندامت سلطان مسعود غزنوی: حسنک کجایی؟!
ورزشی: پخش زنده رقابت رستم و سهراب از طریق جام جم
سهراب: نتیجه را قبول ندارم، رستم اضافه وزن دارد.
احتمال تست دوپینگ از رستم
علمی
اعتراف گالیله: ببخشید، بخاطر تأثیر نوشیدنی غیرمجاز بود که فکر کردم زمین دارد میچرخد.
غزالی: راهزنها درس خوبی به من دادند... از این به بعد همه اطلاعاتم را روی کول دیسک ذخیره میکنم.
اجتماعی
تقدیر فتحعلی شاه از یک خیر و نیکوکار حرمسراساز!
جویندگان عاطفه در جستجوی شمس تبریزی
مادر فودلادزره پس از دریافت جایزه زیباترین زن سال: خبر جراحی پلاستیک من شایعهای بیش نیست.
افزایش شهریه ثبت نام در جندی شاپور
به دلیل عدم رعایت موازین اخلاقی، باغ شداد تا اطلاع ثانوی پلمپ شد.
میرداماد در پزشکی قانونی: خوشحالم که تبرئه شدم.
حکم تعلیق باغهای بابل صادر شد.
مذهبی
برادران یوسف: این یک یکار تیمی بود!
تشکیل کمیته حقیقت یاب توسط نمرود برای شناسایی عامل یا عوامل تخریب بتخانه
یهودا: تصویر بدی که از من در اذهان عمومی ترسیم شده، غیر واقعی و کار فتوشاپ است. اگر من نبودم کسی سفره شام آخر را جمع نمیکرد...
ورود مجردها به کشتی نوح ممنوع اعلام شد.

- بازیگر معروف سینما این نامه را در یکی از شبکه های اجتماعی نوشته است. به گزارش راک نیوز ؛مهناز افشار می نویسد: «واقعیت این است که اهل فوتبال نیستم و آن را فقط در سطح ملى دنبال میکنم ولى براى اینکه على کریمى را بشناسى حتما نباید فوتبالى باشى. کارهایى که او انجام میدهد از آن جنس کارهایى است که فقط اسطوره ها میتوانند ا...نجام دهند.
کریمى نمونه واقعى آن دسته از افرادى است که از دل جامعه برآمده و هیچوقت خود را از آن جدا نکرده. على عزیز میدانم این روزها شما را تحت فشار قرار دادند و میخواهند هرطور که شده شما را از صحنه خارج کنند ولى از شما میخواهم که بمانى، بایستى و
بجنگى

گزارش ها حاکی است این مجری معروف جهت پیگیری موضوع صدور ویزای خود به این سفارت رفته است.شنیده شده که نامبرده درصدد خروج از کشور و اقامت در آمریکاست.
به گزارش "محدوده" به نقل از سراج۲۴ روز ۱۶ اکتبر(۲۵ مهر) یکی از مجریان معروف صداوسیما در یکی از ساعات خلوت روز که رفت و آمد در دوبی کمتر است به سفارت دوبی در آمریکا رفته است.بنابراین گزارش این مجری معروف جهت پیگیری موضوع صدور ویزای خود به این سفارت رفته است.شنیده شده که نامبرده درصدد خروج از کشور و اقامت در آمریکاست.
لازم به ذکر است این مجری معروف در گذشته به دلیل ارتباطات خاص با یکی از بزرگترین بدهکاران بانکی مدتی را در بازداشت به سر برده بود و پس از این ماجرا بود که حجم برنامه های نامبرده در سیما مقداری کاهش یافت.

raaknews: حامیان رئیس جمهور به مناسبت روز تولد وی پوستر تبلیغاتی منتشر کرده اند.
|
نظرات خوانندگان |