این پژوهش، چارچوب دفاعی جمهوری اسلامی ایران را در پرتو نظریه پیچیدگی امنیتی و مفهوم مقاومت نهادی و اجتماعی، در برابر استراتژی غالب جنگ ترکیبی مورد واکاوی قرار میدهد.
دکترین تابآوری سیستمی: ملاحظات استراتژیک در مواجهه با جنگهای ترکیبی (تحلیل ژئوپلیتیک امنیتی)
خدیجه ثنائیان زاده، دکتری روابط بینالملل و تحلیلگر استراتژیک
راک نیوز/این پژوهش، چارچوب دفاعی جمهوری اسلامی ایران را در پرتو نظریه پیچیدگی امنیتی و مفهوم مقاومت نهادی و اجتماعی، در برابر استراتژی غالب جنگ ترکیبی مورد واکاوی قرار میدهد. استدلال محوری بر این اصل استوار است که موازنه استراتژیک در این عصر، نه بر پایه برتری سختافزاری صرف، بلکه مبتنی بر سنجش سرعت بازیابی زیرسیستمهای حیاتی است. شکست طرحهای خصمانه، مستلزم خنثیسازی محور اصلی استراتژی تهاجمی دشمن یعنی "میدان جنگ شناختی-مدنی" از طریق فعالسازی هدفمند سرمایه اجتماعی به مثابه یک دکترین دفاعی است.
گذار پارادایمی: از بازدارندگی واکنشی به تابآوری پیشگیرانه
مدل کلاسیک بازدارندگی که بر محوریت ارزش هدف و قابلیت اجرا میچرخد، در برابر بازیگرانی که هدف نهاییشان تضعیف اعتماد عمومی و القای بحران مشروعیت فراگیر است، کارایی خود را از دست میدهد.
تابآوری سیستمی به عنوان یک سازوکار دفاعی پیشنگر، متمرکز بر سه قابلیت اصلی است: جذب، تطبیق و بازیابی. این دکترین، حاکمیت را نه به عنوان یک ساختار ایستا، بلکه به مثابه یک سیستم بیولوژیک پویا میبیند که ظرفیت توزیعشده آن در قلمرو، عمق استراتژیک واقعی را میسازد.
۲. تحلیل تاکتیکی: همافزایی تهدیدات کینتیک و ناهمگون
عملیات خصمانه دشمن، یک رویکرد متمرکز نیست، بلکه مجموعهای از فشارها در سطوح مختلف است:
لایه سخت: سامانههای موشکی در این سطح، نقش محدودکننده تهدید را ایفا میکنند و از ورود منازعه به فاز انهدام استراتژیک جلوگیری مینمایند.
لایه نرم و شناختی: اولویت راهبردی تهاجم، انتقال درگیری به حوزه غیرنظامی است. این امر از طریق مهندسی ناآرامی و هدف قرار دادن نقاط اتصال شبکه نظم مانند کلانتریها و مراکز امنیتی صورت میگیرد تا با ایجاد شکاف در اجماع ملی، دولت را وادار به واکنشهای پرهزینه و تضعیفکننده نماید.
۳. راهبرد مقابلهای: عملیاتیسازی سرمایه اجتماعی
در برابر استراتژی بیثباتسازی از طریق آشوب داخلی، واکنش باید از حالت انفعالی به عملیاتی و پیشگیرانه تغییر یابد.
سرمایه اجتماعی فعال، نقش یک بازدارنده غیرمتقارن را ایفا میکند. حضور جمعی و سازمانیافته شهروندان در مکانهای دارای بار معنایی-نمادین بالا (مساجد، میادین، مصلاها و خیابانها)، نه صرفاً یک واکنش احساسی، بلکه یک اقدام مهندسیشده برای موارد زیر است:
1. تثبیت ژئومتری فیزیکی فضا: مسدود ساختن کانالهای عملیاتی برای گروههای اخلالگر.
2. تأیید مجدد هژمونی ادراکی: ارسال سیگنال صریح به بازیگران خارجی مبنی بر شکست پروژه مهندسی اجتماعی برای فروپاشی داخلی.
حکم استراتژیک: مسئولیتپذیری و تداوم آرمانها
جمهوری اسلامی ایران از سطح دانش استراتژیک کافی و ظرفیت بازدارندگی سختافزاری لازم برای مقابله با تهدیدات بیرونی برخوردار است. با این حال، تداوم این وضعیت، منوط به عدم واگذاری میدان به دشمن در لایه دوم (لایه شناختی-مدنی) است. در این چارچوب، تابآوری فعال مردم و اجتماع، نیروی محرکه اصلی است. شانه خالی کردن اجتماع از مسئولیت مقاومت مدنی و اجتماعی، یک نقص راهبردی محسوب میشود. پایداری و پیروزی نهایی، در گرو مقاومت فعال، آگاهانه و متمرکز عمومی است که باید به عنوان عملیات دفاعی مستمر برای صیانت از آرمانهای انقلاب اسلامی تلقی گردد.
بنابرابن در منظر ژئوپلیتیک، تعریف پیروزی در جنگ ترکیبی، به معنای استمرار کارایی نظام سیاسی تحت شرایط جنگ است. موفقیت استراتژیک ایران در آینده، بستگی به درجهای دارد که بتواند این تابآوری اجتماعی را به یک دکترین دفاعی فعال و نهادینهشده تبدیل کند.
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر