| نويسنده : تيزبين |
|
اخيرا از سيماي جمهوري اسلامي و از بخش اخبار چند شبکه فيلم چند دقيقه اي جهت اطلاع پخش شد يکي از اين سوژهها آن بود که خبرنگار به دنبال تهيه گزارش از اتومبيلهاي گران قيمت بود تا آنکه با يکي از صاحبان اين اتومبيلهاي آنچناني مصاحبه کرد. مصاحبه شونده اعتقاد داشت هر کس زحمت بکشد ميتواند اتومبيل شيک و گران سوار شود. به نظر ميرسد اتومبيل فوق در رديف بنز يا پورشه پانامرا باشد که قيمت آن ناقابل حدود ششصد ميليون تومان و از کشور امارات وارد ميشود. در هر صورت وقتي قيمت يک واحد مسکوني تا سه تومان ( اشتباه نکنيد منظورم سه هزار يا سه ميليون تومان نيست) بلکه سه ميليارد تومان است بايد هم فرزندان آنان اتومبيل ششصد ميليوني سوار شوند چون زحمت ميکشند. در اينجا بود آن آشنايم را ديدم که دنبال وام سه توماني (منظور سه ميليون توماني) بود تا يک پيکان تر و تميز بخرد و با آن مسافرکشي کند. البته کار ايشان بيماربري بود بدين معنا ضمن تحمل وزن سنگين بيماران و جابجايي آنان و تعويض لباسهاي خون آلود و نظافت جايشان (که غالبا بي اختياري دفع دارند) در اين ميان کميهم او زحمت ميکشيد با ماهي پانصد هزار تومان درآمد که تکافوي اجاره خانه و هزينه سنگين او را نميکرد. گفتم فلاني وام گرفتي و اتومبيل خريدي. گفت: پس از کلي مکافات و دوندگي و جورکردن ضامن و فيش حقوقي و کسر حقوقش و چند مدرک ريز و درشت ديگر به هر حال وام گرفتم ولي: اولا: اتومبيل مناسب پيدا نکردهام. ثانيا: الان ديگر مسافرکشي صرف نميکند با اين قيمت بنزين و لوازم يدکي و جريمههاي سنگين و غيره. گفتم پس اينهمه پول را چکار کردي؟ گفت: فعلا دو قطعه سکه بهار آزادي خريدهام تا وقتي گران شد بفروشم. گفتم: پس قسط وام را چگونه ميدهي. گفت: از ارزش افزوده قيمت سکه. در اينجا ياد شعر مادربزرگم افتادم که ميگفت: ميان ماه من با ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است البته خدا را شکر کردم که مسوولين اجرائي بويژه بخش اقتصادي در همه جا صحبت از عدالت ميکنند و در پي عدالت واقعي هستند. اگر غير اين بود چي ميشد؟! |
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر