نامهای دلسوزانه اما صریح به مردم و بزرگان گچساران و باشت
به گزارش راکنیوز در نامهی غلامرضا تاجگردون خطاب به مردم عزیز گچساران و باشت آمده است:
بزرگان، معتمدین، نخبگان و صاحبان نفوذ اجتماعی منطقه
سالهاست همه ما از یک درد مشترک سخن میگوییم: بیکاری جوانان.
سالهاست گفتهایم چرا با وجود این همه ظرفیت نفت و گاز، منابع طبیعی، نیروی انسانی تحصیلکرده و موقعیت مناسب منطقه، نتوانستهایم فرصتهای شغلی متناسب با ظرفیتهای گچساران و باشت ایجاد کنیم.
امروز اما شرایطی به وجود آمده که نباید با گذشته مقایسه شود.
چند طرح بزرگ اقتصادی و صنعتی در منطقه آغاز شده یا در مسیر اجرا قرار گرفتهاند؛ طرحهایی مانند پالایشگاه، صنعت شیشه و طرحهای مختلف صنعتی و پاییندستی.
اینها فقط چند پروژه ساختمانی نیستند.
این طرحها میتوانند مسیر اقتصادی منطقه را تغییر دهند، زنجیرهای از فعالیتهای تولیدی ایجاد کنند و برای سالهای آینده فرصتهای شغلی مستقیم و غیرمستقیم به وجود آورند.
اما یک نگرانی جدی وجود دارد.
تعداد جوانان جویای کار زیاد است و همه حق دارند نگران آینده فرزندان خود باشند. ولی نمیتوانیم برای حل یک مشکل، مشکلی بزرگتر ایجاد کنیم.
نمیشود هم سرمایهگذار را دعوت کرد و همزمان با فشار، تجمع، سفارش و ایجاد حاشیه، فضای سرمایهگذاری را ناامن کرد.
حق دارند بدانند چه کسی استخدام شده، بر چه اساسی انتخاب شده و آیا تخصص و شایستگی در اولویت بوده است یا خیر.
اتفاقاً باید از شفافیت کامل دفاع کرد.
برای همین است که سامانه ثبتنام و شناسایی نیروی کار ایجاد شده تا متقاضیان بر اساس تحصیلات، تخصص، مهارت، سابقه و نیاز واقعی پروژهها شناسایی شوند.
اگر اشکالی در این سامانه یا فرآیند وجود دارد، باید با شجاعت آن را اصلاح کرد.
اما اصلاح فرآیند با برهم زدن فرآیند متفاوت است.
اگر اعتراضی داریم، مسیرش مشخص است
اگر حقی ضایع شده، پیگیری شود.
اگر فردی بدون شایستگی وارد شده، باید پاسخ بخواهد.
اما نباید اجازه دهیم اعتراض به یک نفر، بهانهای برای آسیب زدن به یک پروژه و آینده هزاران نفر شود.
خطاب من به بزرگان منطقه است
امروز بیش از هر زمان دیگری به نقش بزرگان و معتمدین نیاز داریم.
از شما انتظار نمیرود برای هر جوان یک شغل پیدا کنید.
از شما انتظار بزرگتری داریم:
کمک کنید اصل فرصتهای شغلی از بین نرود.
اگر جوانی امروز به هر دلیل در یک پروژه استخدام نشد، ممکن است فردا در همان پروژه یا پروژه دیگری فرصت پیدا کند.
اما اگر پروژه به دلیل فشارها و حاشیهها از منطقه برود، دیگر هیچ سامانهای نمیتواند برای کسی شغل ایجاد کند.
اینجا باید بین «مطالبه بحق» و «رفتاری که آینده منطقه را تهدید میکند» تفاوت بگذاریم.
یک حرف صریح با همه دلسوزان منطقه
من نمیخواهم کسی را متهم کنم.
نمیخواهم بگویم اعتراض نکنید.
نمیخواهم بگویم مردم سکوت کنند.
اما صریح میگویم:
اگر قرار باشد هر پروژهای که وارد گچساران میشود، گرفتار فشار برای استخدام، سهمخواهی و حاشیه شود، باید منتظر فرار سرمایه باشیم.
و اگر سرمایه فرار کرد، نباید فردا از دولت، نماینده، استاندار یا سرمایهگذار بپرسیم چرا در منطقه سرمایهگذاری نمیشود.
سرمایهگذار جایی میرود که بتواند با خیال آسوده سرمایهگذاری کند.
ما یک انتخاب بیشتر نداریم
امروز بر سر یک دوراهی واقعی قرار گرفتهایم:
یا از این پروژهها حمایت کنیم، شفافیت را مطالبه کنیم، جذب نیرو را تخصصی و عادلانه نگه داریم و اجازه دهیم سرمایهگذاریها به نتیجه برسند؛
یا با فشارها و حاشیهها فضای کار را از بین ببریم و دوباره به همان نقطهای برگردیم که سالها در آن گرفتار بودهایم.
بیکاری.
من نمیخواهم فردا مجبور شویم برای نبود سرمایهگذار و نبود شغل، دوباره جلسه بگذاریم و راهحل پیدا کنیم.
راهحل امروز جلوی چشم ماست.
سرمایه آمده است.
پروژه آمده است.
فرصت آمده است.
فقط باید اجازه دهیم کار انجام شود.
و اینجا وظیفه من روشن است.
من وظیفه دارم از حق جوانان، از شفافیت و از منافع منطقه دفاع کنم؛ حتی اگر دفاع از این مسیر همیشه آسان نباشد.
اما این مسیر بدون همراهی بزرگان، معتمدین و دلسوزان منطقه به مقصد نمیرسد.
از همه شما میخواهم در این مقطع حساس، یک تصمیم بزرگ بگیریم:
نه در برابر مطالبه جوانان بایستیم،
نه در برابر سرمایهگذار؛
بلکه کنار جوانان و کنار سرمایهگذاری بایستیم.
مطالبهگری کنیم، اما سرمایهگذاری را نترسانیم.
شفافیت بخواهیم، اما پروژه را متوقف نکنیم.
عدالت بخواهیم، اما تخصص را قربانی نکنیم.
و مهمتر از همه:
اجازه ندهیم چند حاشیه، سرنوشت یک نسل را تعیین کند.
اگر امروز نتوانیم این فرصتها را حفظ کنیم، فردا شاید دیگر نه سرمایهگذاری باشد، نه پروژهای و نه شغلی که بر سر آن اختلاف کنیم.
این بار دیگر مسئله یک استخدام نیست؛
مسئله آینده گچساران و باشت است.
بیایید این فرصت تاریخی را حفظ کنیم.
راه دیگری برای عبور از بیکاری جز ایجاد تولید، سرمایهگذاری و اشتغال پایدار نداریم.
و اگر امروز همه دلسوزان، بهویژه بزرگان منطقه، برای حفظ این مسیر وارد نشوند، ممکن است سالها بعد دوباره در همان نقطهای بایستیم که امروز ایستادهایم؛
در مقابل یک سؤال تلخ:
چرا فرصت داشتیم، اما نتوانستیم از آن استفاده کنیم؟
يك نکته را صریح میگویم
من این حرفها را امروز مینویسم که هنوز فرصت باقی است؛ نه فردا که پروژهها متوقف شده باشند و سرمایهگذار رفته باشد.
امروز هشدار میدهم که ادامه این روند میتواند سرمایهگذاری را با خطر مواجه کند.
اگر فردا، خدای ناکرده، یکی از این طرحها متوقف شد، سرمایهگذار منطقه را ترک کرد یا پروژهای که برای آن سالها تلاش شده بود به جای دیگری منتقل شد، نمیخواهم کسی بگوید:
«نمیدانستیم چنین خطری وجود دارد.»
من امروز این نگرانی را با مردم و بزرگان منطقه در میان میگذارم.
اگر ایرادی در روند جذب نیرو وجود دارد، باید اصلاح شود؛ اگر حقی از جوانی ضایع شده، باید احقاق شود؛ اگر سامانه یا فرآیند استخدام اشکالی دارد، باید شفاف و اصلاح شود.
اما اگر قرار باشد به نام اشتغال جوانان، اصل سرمایهگذاری و ادامه پروژهها را با فشار و حاشیه به خطر بیندازیم، من در برابر این تصمیم سکوت نخواهم کرد.
چرا که فردای از دست رفتن یک سرمایهگذاری بزرگ، دیگر توضیح دادن برای جوان بیکار فایدهای ندارد.
آن روز دیگر نمیتوان گفت «کاش سرمایهگذار میماند.»
سرمایهگذار اگر برود، بازگرداندنش بسیار دشوار است.
بنابراین من امروز مسئولیت این هشدار را میپذیرم و صریح میگویم:
اگر این فرصتها را از دست بدهیم، باید روزی پاسخ بدهیم که چرا اجازه دادیم سرمایه و اشتغال از منطقه خارج شود.
من نمیخواهم فردا مدعی کسی باشم؛
میخواهم امروز همه ما نسبت به آینده منطقه مسئول باشیم.
اما اگر امروز این هشدار شنیده نشود و فردا پروژهای به دلیل همین فشارها و حاشیهها از گچساران و باشت برود، قطعاً خواهم گفت:
من هشدار داده بودم.
و این حرف از سر دلسوزی برای جوانانی میزنم که سالها منتظر همین فرصتها بودهاند.
این آخرین فرصت ما برای آزمودن یک مسیر جدید نیست؛ اما شاید یکی از مهمترین فرصتهای نسل امروز ما باشد.
پس بیایید کاری نکنیم که فردا به جای جشن گرفتن افتتاح کارخانهها و دیدن جوانانمان در محیط کار، دوباره دور یک میز بنشینیم و درباره علت رفتن سرمایهگذار و افزایش بیکاری حرف بزنیم.
امروز زمان تصمیم است؛ فردا ممکن است زمان حسرت باشد.
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر