۲۴ مردادماه، سالروز رحلت شخصیتی است که نامش با تاریخ مذهبی، سیاسی و اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد، بهویژه منطقه کهگیلویه، گره خورده است. حجتالاسلام والمسلمین آقا میراحمد تقوی، که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان «الگوی واقعی از روحانی شیعه» توصیف شدند، فراتر از یک مصلح دینی، یک رهبر کاریزماتیک اجتماعی بود که زندگیاش آمیزهای از زهد فردی و مجاهدت اجتماعی محسوب میشد.
سرویس اجتماعی راکنیوز – سید محسن عبداللهپور: ۲۴ مردادماه، سالروز رحلت شخصیتی است که نامش با تاریخ مذهبی، سیاسی و اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد، بهویژه منطقه کهگیلویه، گره خورده است. حجتالاسلام والمسلمین آقا میراحمد تقوی، که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان «الگوی واقعی از روحانی شیعه» توصیف شدند، فراتر از یک مصلح دینی، یک رهبر کاریزماتیک اجتماعی بود که زندگیاش آمیزهای از زهد فردی و مجاهدت اجتماعی محسوب میشد.
به گزارش راکنیوز، در این یادداشت نگاهی میاندازیم به ۱۱ ویژگی برجسته این عالم ربانی که ایشان را در قلبهای مردم زنده نگه داشته است:
سید محسن عبدالله پور:
نیایش پیامبرانه ؛ از خضوع سجود تا شکوه حضور
۲۴مرداد ماه سالگرد رحلت یکی از شخصیتهای برجسته و اثرگذار دینی، اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی استان کهگیلویه و بویراحمد حجت الاسلام آقا میراحمد تقوی معروف به ((پدر معنوی کهگیلویه بزرگ )) است. مقام معظم رهبری ( قائد شهید سید علی خامنهای) در مورد ایشان فرمودند؛ اگر یک الگوی واقعی از روحانی شیعه بخواهیم معرفی کنیم آن میر احمد تقوی است . در این مطلب بر آنیم تا گوشههایی از صفات درخشان این مرد با عظمت را بیان نماییم؛ با بازگو کردن صفات گرانبهایش، یاد و خاطره پر فروغش را در دلها زنده نگه داریم.
۱-آقا میر احمد تقوی اهل نماز ،عبادت و نیایش شورانگیز و اهل مشارطه،مراقبه و محاسبه بود.به طوری که هرگاه به نماز می ایستاد تصور می شد که یکی از اصحاب صدراسلام است . به علت دقت و حساسیت و تمرین مداوم بر تمرکز و توجه بر نماز می نویسد: با جرئت تمام عرض میکنم که تاریک الصلواتم !زیرا تا الان یک رکعت نمازی که از اول تا آخر آن را با توجه به نماز خوانده باشم سراغ ندارم،اما خوشبختانه با عنایات خداوندی،حالت انکسار و خضوع احساس می شود .
می نویسد بیش از سی سال نافله صبح و ناقله شب را توفیق دارم و بیش از پنجاه سال است که همواره صبح،ظهر و شب،دو رکعت نماز برای والدین می خوانم و یک سال نماز قضا برای مادرم خواندم. هر روز زیارت عاشورا و هر صبح جمعه دعای ندبه و هر صبح پنجشنبه زیارت جامعه را اکثرا با حالت تضرع می خوانم .
۲ـ در اعمال رفتار خویش با نفس خود و با صفاتی چون تکبر و حسد مقابله میکرد .بیان می کند که برای مقابله با نفس و تکبر دمپایی پلاستیکی می پوشیدم در صورتی که پوشیدن دمپایی در خارج از منزل، خلاف معمول و عیب هم شمرده می شد.
به منظور تمرین مخالفت با نفس، بیش از ۱۵ سال است که در فصل سرما یک جفت جوراب که تمام اطراف آن را وصلههای رنگارنگ پوشانیده ، در مجامع عمومی و خصوصی میپوشم.
از جمله عنایات الهی که خدا داده این است که تقدم و تاخر در راه رفتن و بالا و پایین مجلس نشستن را از قاموس معاشرتی خود در بین مردم حذف کردم. که حتی نه تنها میل و اشتهایی برای تقدم و بالا نشینی نداشتم بلکه از آنها هم متنفر بودم.
۳- در مورد صفت حسد بیان میکند ؛ خوشبختانه بنده نسبت به هم لباس های خود نه تنها احساس حسادت نمیکردم، بلکه هر کدام از آنها را که میدیدم و میدانستم در حد توان علمی اش ،عامل و متعهد به وظیفه روحانیت است و منشأ صلح ،اصلاح و ارشاد باشد، همواره تجلیل میکردم و به دیدن و زیارت آنان میرفتم.
۴- زندگی آقا میراحمد تقوی بر مبنای ساده زیستی و پایه قناعت بود به طوری که بیان میکند ثروت اصلی و اساسی من طبع غنی [ قناعت] است و زندگی خود را بر ثروت و قدرت (( نمیخواهم)) بنا نموده ام یعنی فرش نمیخواهم، اتاق سفیدکاری هم نمیخواهم ، پس رنگ اتاقم نمیخواهم ، پس رختخواب، تزیینات خوب و پردههای خوب هم نمیخواهم و برای خود سزاوار میبینم که همواره بگویم (( خدایا دلی قانع روزی ما کن)).
۵- از دیگر اوصاف او میتوان به صفت رقت و نازکی قلب اشاره کرد . معمولاً در نمازهای میت هنگام قرائت بعضی اذکار گریه میکرد که صدای گریهاش به گوش نمازگزاران میرسید . در این مورد میفرماید: صفت (( رقت قلب)) که آن را خیلی دوست دارم و بسیار خوشحالم که چنین نعمتی به من ارزانی شده ، این است که از شنیدن هر حادثه ناگواری ،خود به خود اشکم جاری میشود ، و از این جهت در خیلی از موارد ، از مصیبت وارده بر دیگران بیاختیار به گریه می افتم. گاهی حتی از تصور بعضی از حالات واقعه کربلا اشکم جاری میشود؛ مخصوصاً تصور آخرین وداع امام حسین (ع) با خواهرش زینب (س) .
۶- نحوه زندگی و امرار معاش آقا میر احمد تقوی برخلاف رویه معمول طلبهها که از وجوهات شرعی و هدایای برای سخنرانی،بیان احکام و... بود و هست بر مبنای کار زراعت و دامپروری و معامله بود . در این رابطه میگوید : از روزی که از ادامه تحصیل دست برداشته و وارد مرحله زندگی روزمره شدم،مدار امرار معاش خود را بر وجوهات قرار ندادم، بلکه از راه کسب مانند زراعت و دامداری امرار معاش می کردم و هر ساله زراعت گندم و جو که داشتم مشمول زکات واقع می شد و آن را کاملا پرداخت می کردم.
نیایش و عبادت واقعی از دیدگاه امیر احمد نیایش و عبادتی نبود که فقط اذکار ، اوراد و مناسک خاصی باشد بلکه نیایش واقعی و نیایش صادقانه فعالیتی زبانی ،قلبی و عملی است که کل جسم ،ذهن و رفتار، شامل تفکرات،احساسات،امیال و اعمال را در برمی گرفت. نیایش را یک سبک زندگی می دانست که باید انسان را به سوی خدا بالا ببرد .
به همین علت آقا میر احمد تقوی فقط در گوشه محراب سجاده نشین تنهایی نبود بلکه در میدان اجتماع رسالت خود را در قالب تبلیغ احکام شرع ،بیان مسائل دینی و اخلاقی،حمایت از ستمدیده و مظلوم و مبارزه تمام و بی امان با ظالم و ستمگر ،کمک و توصیه به مسجدسازی،تاسیس مدرسه طلاب علوم دینی ،اصلاح ذات بین و حل اختلاف مردم ،شرکت فعال و اثرگذار در مناسب های اجتماعی و سیاسی و.... به نحو خداپسندانه انجام می داد .
۷-آقا میراحمد تقوی برای حفظ و گسترش حدود مرز وفرهنگ اسلام و بیان احکام هم مثل سرباز و هم مثل افسر رفتار می کرد .مثل سرباز به روستاها،خانه ها و قصبات و مراسمات می رفت و حتی روزها و شب ها بیتوته می کرد و احکام شرع را یاد می داد و مثل افسر بود که طلبه ها و افراد باسواد متدین را تحسین و تشویق می کرد که در منطقه و آبادی ها بمانند و احکام شرع و مسائل دینی را آموزش دهند و می گفت مردم تشنه احکام دینی هستند و نباید آن ها را رها کرد . در این مورد در وصیت نامه اش دارد که: بنده خوشوقت از آنم که از باب حس رقابت، از روحانیون منطقه نگران نبودم ،بلکه از آنانی که در شهرها سکونت اختیار کردهاند نگران بودم که چرا در محل خود انجام وظیفه نمیکنند؟ و از آنانی که در منطقه زندگی میکنند نگران بودم که رفتارمان سوای عبا و عمامه با عوام فرق ندارد ، و چرا به جای اینکه عوام را با آداب اسلامی آشنا کنیم خود زودتر به آداب و رفتار عوام آشنا و مقلد شدیم؟هر اندازه از این انتقادات بیجا و بیمورد است، خدا از من نبخشاید و هر اندازه از آنان که به جا و به مورد است خدا از آنان ببخشاید.
۸- آقا میر احمد به دلیل خلوص ،صداقت و قاطعیتی که داشت ذرهای با ظالم همراهی و همدستی و حتی ملاحظهای نداشت به همین خاطر به علت عدم سازگاری و توافق با ظالم محل زندگیش را تغییر میداد که نشانه تسلیم نشدن در برابر ظلم و ظالم بود. در این رابطه بیان می کند : که خداوند نعمت الهی ((ظلم ستیزی)) را عنایت فرمود . در توصیف این صفت میگوید؛ که هیچ وقت و در هیچ مورد با ظالم همسو و همفکر نشدم و همیشه تا آخرین حد امکان به دفاع از حق مظلوم برمی خاستم و از این جهت همیشه با ظالم سر پرخاشگری و مخالفت داشتم همین روحیه سبب شد که نتوانم در یک محل سکونت دائم داشته باشم و لذا همواره از محلی به محل دیگر در مهاجرت بودم. زیرا وقتی نمیتوانستم از حق مظلومی دفاع کنم و تمنا این بود که با ظالم همدست و همفکر شوم به ناچار آثار و نتایج عمرانی و زراعی و ساختمانی خود را ترک کرده و منطقه دیگری منتقل میشدم.
۹- اهتمام و توصیه به مسجدسازی برای آموزش احکام دینی ، مسائل شرعی و مناسبتهای اجتماعی در شهرها و روستاها از دیگر وظیفههای اجتماعی آقا میراحمد بوده است ،زیرا مساجد را کانون و مرکز ثقل تعلیم و تربیت دینی و اسلامی می دانست لذا گسترش مساجد را نعمتی مادی ،فرهنگی،تربیتی و معنوی برای منطقه می دانست .
۱۰- از ابتکارات آموزشی، دینی و فرهنگی ایشان تاسیس مدرسه علمیه بود که بسیار مورد توجه خانواده ،مومنین و مردم منطقه قرار گرفت که الحمدالله طلبه هایی مهذب ،فعال و اثرگذار از این مدرسه برخاست و به فعالیتهای تبلیغی و ترویجی در روستاها ،شهرها ، ادارات و دانشگاه ها مشغول هستند .
در وصیت نامه اش به طلبه های مدرسه یادآوری می کند که : بر شما واجب و لازم است که دامن همت را بالا زده و خود را از چنگ خود نجات داده تا بتوانید دیگران را هم نجات دهید. باید بدانید مادامی که هوای پول ،خانه، جاه و عنوان در سر شماست، علم شما جز زیان ثمری برای شما نخواهد داشت. علوم اسلامی مخصوصاً در کسوت روحانی برای جمع مال و منزل و وسایل زندگی نیست ، بلکه برای شناختن و شناساندن هویت انسان است. حقیر مایل بلکه عاشق بر این بودم که شما را در حدی ببینم که بتوانید بر نفس خود مسلط و با اراده آهنین ، ایمانی چون کوه استوار در بین مردم عشایر از همه چیز محروم ،به نشر احکام اسلام بپردازید.
۱۱- بنای ماندگار و گنبد چشم نواز فیروزهای امامزاده سید محمود (ع) یکی از آثار هنری ،فرهنگی،دینی و معنوی ایشان است که که باعث آرامش دلهای مضطر و انسانهای خداسو هست و یکی از جاذبههای کم نظیر و عظیم فرهنگی و معنوی استان کهکیلویه و بویراحمد میباشد که به گمانم با توجه صعب العبور بودن و کوهستانی بودن و کمبود ( البته بهتر است بگویم نبود امکانات اولیه مثل راه ، آب و برق و.....) برای ساخت آن رنج دوران را تحمل کرده است اما با توجه به عشق و محبت و ارادت وافر و بی حد و مرز به اهل بیت (ع) با این بیت شعر :«گر عشق حرم باشد - سهل است بیابان ها » به آسایش ،آرامش و اشتیاق متصل می شد .
۱۲- کوشش در حل و فصل ومصالحه اختلافات و منازعات عشیرهای و اصلاح ذات بین از دیگر ثمرههای معنوی ایشان میباشد .
۱۳- تلاش و کوشش جهادی و مطالبه گری سرسختانه از مسئولان شهرستانی ،استانی و کشوری و ملی برای رفع محرومیت منطقه .
این ویژگیها از آقا میراحمد تقوی یک انسانی ، شاخص و معیار ساخته است که حتی کسانی که از نظر سیاسی منطقهای به شدت با او مخالف بودند ،ایشان را یک رهبر اجتماعی، دینی و معنوی و یک مصلح خیراندیش باور داشتند و راهبردهای اجتماعی و فرهنگی ایشان را فصل الخطاب قرار میدادند .
این توفیقات به جهت نیایش های پیامبرانه بود که خضوع و تواضع و فروتنی و تضرع ایشان منجر به خودسازی و خود پرورشی درونی و باطنی شد و با خلوص،همدلی ،قاطعیت،اعتماد به نفس و شجاعت به شکوه حضور رسید چون انسان عابد و زاهد بدون حضور در میدان اجتماع، انسانی منزوی، گوشه گیر و موجودی بی ثمر است و انسان در اجتماع بدون خضوع و فروتنی و معنویت ، انسانی خطرناک و حلیه گر است .
دکتر سید محسن عبداله پور دبیر آموزش و پرورش شهرستان کهگیلویه (دهدشت) .
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر