روایتِ خداحافظی مصطفی قدیمی از اداره صمت کهگیلویه و لنده، تنها یک متن اداری نیست؛ بیانیهای است در دفاع از شرافت مدیریتی. او که در دورانِ سختِ اقتصادی سکاندار بازار این شهرستانها بود، اینبار در کلامی بیپرده از دلایلِ کنار گذاشته شدنِ خود میگوید. قدیمی با اشاره به ایستادگیاش در برابر خواستههای غیرقانونی و فشارهایی که منجر به کنار رفتنش شده، «کمسلیقگی» در بدنه مدیریتی استان را نشانه گرفته و با افتخار میگوید: «اگر قرار بود برای ماندن، قانون را فراموش کنم، همان بهتر که نمانم.»
روایتِ خداحافظی مصطفی قدیمی از اداره صمت کهگیلویه و لنده، تنها یک متن اداری نیست؛ بیانیهای است در دفاع از شرافت مدیریتی. او که در دورانِ سختِ اقتصادی سکاندار بازار این شهرستانها بود، اینبار در کلامی بیپرده از دلایلِ کنار گذاشته شدنِ خود میگوید. قدیمی با اشاره به ایستادگیاش در برابر خواستههای غیرقانونی و فشارهایی که منجر به کنار رفتنش شده، «کمسلیقگی» در بدنه مدیریتی استان را نشانه گرفته و با افتخار میگوید: «اگر قرار بود برای ماندن، قانون را فراموش کنم، همان بهتر که نمانم.»
به گزارش راک نیوز،متن کامل پیام مصطفی قدیمی رئیس سابق صمت کهگیلویه و لنده به شرح زیر است:
بسمالله الرحمن الرحیم
خداحافظی یک مدیر؛ با قانون آمدم، با قانون رفتم
امروز که پس از حدود دو سال مسئولیت، از جایگاه ریاست اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستانهای کهگیلویه و لنده کنار گذاشته میشوم، پیش از آنکه از میز و مسئولیت خداحافظی کنم، لازم میدانم چند نکته را با مردم شریف و بزرگوار شهرستانهای کهگیلویه و لنده در میان بگذارم.
من مسئولیت اداره صمت را در یکی از سختترین مقاطع اقتصادی و اجتماعی کشور بر عهده گرفتم؛ روزهایی که کشور با شرایط دشوار اقتصادی، جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان و حوادث و ناآرامیهای دیماه ۱۴۰۴ مواجه بود. در چنین شرایطی، سکان مدیریت حوزه صنعت، معدن و تجارت سه شهرستان و شش بخش را بر عهده گرفتم و تمام توان خود را به کار گرفتم تا بازار دچار التهاب و کمبود نشود.
خوشحالم که با وجود همه دشواریها، در دوران مسئولیتم اجازه ندادم دغدغهای بابت تأمین کالاهای مورد نیاز مردم ایجاد شود و در سختترین روزها، بازار تحت نظارت مستمر و روزانه قرار داشت.
در این مسیر، بارها از وقت، استراحت، تعطیلات، تفریح و آسایش خود و خانوادهام گذشتم؛ شب و روز در کنار همکارانم برای نظارت بر بازار، تأمین کالا، حفظ آرامش بازار و صیانت از حقوق مردم تلاش کردم.
سوختم و ساختم؛ اما اجازه ندادم مردم بسوزند.
در تمام این مدت، تلاش کردم مسئولیت را نه به عنوان یک امتیاز، بلکه به عنوان امانت مردم و تکلیف قانونی ببینم.
نه اهل رانت بودم، نه اهل معامله و زدوبند و نه اهل باجدادن و باجگرفتن.
سرلوحه کارم قانون بود و در کنار قانون، رضایت مردم، رعایت حقوق مصرفکنندگان و احترام به کسبه و فعالان اقتصادی.
در هیچ شرایطی اخلاق را قربانی مصلحت نکردم و برای حفظ جایگاه مدیریتی، از اصولی که به آن باور داشتم عبور نکردم.
حتی در استفاده از امکانات اداری نیز خود را موظف به رعایت دقیق حقوق بیتالمال میدانستم. با وجود در اختیار بودن سه دستگاه خودروی اداری، در طول مسئولیت خود حتی برای یک روز نیز از آنها استفاده شخصی نکردم و هیچگاه اجازه ندادم خودروی اداری برای استفاده شخصی در حیاط منزل من پارک شود.
شاید برای برخی این موضوع کوچک به نظر برسد؛ اما برای من، امانتداری از بیتالمال یک اصل بود، نه شعار.
امروز با صراحت میگویم:
پست و مقام، اصالت و پیشینه انسان را تعیین نمیکند.
من اصالت، تربیت، شرافت و گذشته خود را به میز مدیریت نفروختم و برای ماندن بر صندلی مسئولیت، حاضر نشدم قانون را نادیده بگیرم یا در برابر خواستههایی که آنها را مغایر با قانون میدانستم، سکوت کنم.
در موضوعات مرتبط با روند انتخابات و مدیریت امور اتاق اصناف شهرستان کهگیلویه نیز موضع من روشن بود:
قانون باید فصلالخطاب باشد، نه خواسته اشخاص.
اگر اجرای قانون، رعایت مقررات و نپذیرفتن خواستهها و توقعاتی که از نظر اینجانب مبنای قانونی نداشتهاند، هزینهای برای مسئولیت مدیریتی داشته باشد، من آن هزینه را پذیرفتم؛ چراکه اعتقاد دارم میز مدیریت ارزش آن را ندارد که انسان وجدان، شرافت و امضای قانونی خود را به آن بفروشد.
من ترجیح دادم به دلیل پایبندی به قانون کنار گذاشته شوم، تا اینکه برای ماندن، قانون را کنار بگذارم.
اگر درباره علت پایان مسئولیت من دلیل دیگری وجود دارد، شایسته است آن دلیل شفاف، رسمی و مستند به مردم و افکار عمومی اعلام شود.
اما اگر تنها جرم من این بوده که زیر بار برخی خواستهها نرفتم، از اجرای قانون کوتاه نیامدم و حاضر نشدم برای حفظ جایگاه خود از اصول قانونی عبور کنم، با افتخار میگویم:
این جرم را میپذیرم.
من برای ماندن، معامله نکردم.
برای صندلی مدیریت، باج ندادم.
برای حفظ مسئولیت، قانون را قربانی نکردم.
و برای جلب رضایت اشخاص، رضایت مردم و وجدان خود را نادیده نگرفتم.
امروز ممکن است صندلی مدیریت را از من گرفته باشند؛ اما آنچه برای من باقی مانده، چیزی فراتر از یک عنوان اداری است:
وجدان آرام، سربلندی، شرافت و کارنامهای که در برابر مردم از آن دفاع میکنم.
سپاس از همراهان راه خدمت
در پایان این مسیر، بر خود لازم میدانم با نهایت احترام و فروتنی، از همه بزرگوارانی که در طول دوران مسئولیتم با راهنمایی، همراهی و حمایت خود، مسیر خدمت را برای بنده هموار کردند، صمیمانه تقدیر و تشکر کنم.
از ائمه محترم جمعه شهرهای دهدشت، چرام، لنده، دیشموک، قلعهرئیسی، سوق و سرفاریاب که با رهنمودها و توصیههای دلسوزانه خود همواره دغدغه مردم و آرامش جامعه را داشتند، صمیمانه سپاسگزارم.
از فرمانداران محترم شهرستانهای کهگیلویه، لنده و چرام و همچنین بخشداران محترم سوق، قلعهرئیسی، دیشموک و سرفاریاب که در مسیر انجام وظایف اداری و خدمت به مردم همراهی و همکاری داشتند، قدردانی میکنم.
از شهرداران محترم، اعضای محترم شوراهای اداری، دستگاههای نظامی، انتظامی و امنیتی، مدیران دستگاههای اجرایی، نهادها، ادارات و مجموعههایی که در طول این مدت در مسیر خدمت به مردم همراه مجموعه صنعت، معدن و تجارت بودند، تشکر و قدردانی دارم.
همچنین از حمایتها و همراهیهای نماینده محترم مردم شریف شهرستانهای کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده، جناب حجتالاسلام والمسلمین سید محمد موحد، رئیس دفتر محترم ایشان در تهران و شهرستان، همه جریانها و مجموعههای سیاسی، بزرگان، معتمدین و عزیزانی که در زمان سپردن این مسئولیت به بنده همراهی و حمایت کردند، صمیمانه سپاسگزارم.
از مردم شریف، کسبه و فعالان اقتصادی نیز تشکر میکنم؛ چه آنان که در طول این مدت مشفقانه از عملکرد ما حمایت کردند و چه آنان که با انتقادهای خود، موجب شدند کاستیها و ضعفهای احتمالی را بهتر ببینیم.
و اما یک حلالیت...
اکنون که این فصل از خدمت به پایان رسیده است، شاید مهمترین سخن من، سخنی از جنس حلالیت و خداحافظی باشد.
اگر در طول دوران مسئولیتم، خواسته یا ناخواسته، در اثر قصور یا تقصیر، غفلت، اشتباه، تندی در کلام، تصمیم اداری یا عدم امکان انجام خواستهای مشروع موجب رنجش خاطر عزیزی شدهام، صمیمانه پوزش میخواهم.
اگر جایی آنگونه که شایسته و مطلوب مردم، همکاران، مدیران، بزرگان و عزیزان بوده نتوانستم انجام وظیفه کنم، از همه بزرگواران تقاضا دارم عذر مرا به بزرگواری خود بپذیرند و حلالم کنند.
اگر در انجام وظیفه قانونی، تصمیمی گرفتهام که موجب دلخوری کسی شده، شهادت میدهم که در تمام آن لحظات، قصد و نیت من انجام تکلیف و صیانت از حقوق عمومی بوده است؛ با این حال، اگر در مقام عمل خطایی از اینجانب سر زده، مسئولیت اخلاقی آن را میپذیرم و از صمیم قلب طلب بخشش دارم.
من امروز با کولهباری از خاطرات، تجربهها، شیرینیها و تلخیها خداحافظی میکنم؛ اما دلم نمیخواهد حتی یک دل آزرده از من باقی بماند.
از همه کسانی که حقی بر گردن من دارند، حلالیت میطلبم و خود نیز با قلبی آرام، همه بیمهریها، کملطفیها و رنجشهایی را که در این مسیر دیدهام، به خداوند بزرگ واگذار میکنم.
در این میان، بیش از همه، سر تعظیم در برابر خانوادهام فرود میآورم؛ همسر و فرزندان عزیزم که در تمام این مدت، هزینههای این مسئولیت را در سکوت تحمل کردند و بار سنگین غیبتها، بیخوابیها، نگرانیها و مشغلههای کاری مرا به دوش کشیدند.
اکنون که این فصل از مسئولیت به پایان رسیده است، با آرامش میگویم:
پاک آمدم و پاک میروم.
سربلند آمدم و سربلند میروم.
میز مدیریت ماندنی نیست ، اما نام نیک ، وجدان ، شرافت و عملکرد انسان ماندگار است.
اگر قرار بود برای ماندن، قانون را فراموش کنم ، همان بهتر که نمانم.
و اگر قرار است هزینه قانونمداری ، از دست دادن یک صندلی باشد ،
من این هزینه را با سربلندی میپذیرم.
خداحافظ میز مدیریت ،
سلام بر وجدان آسوده و سربلندی.
و در پایان ، تنها یک جمله برای خودم و برای همه کسانی که روزی در جایگاه مسئولیت قرار میگیرند :
« مسئولیت امانت است؛
میز میرود، اما امضای انسان بر کارنامهاش میماند »
با احترام مصطفی قدیمی
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر