بازار تاریخی بلادشاپور بدون صنایعدستی، بخش مهمی از کارکرد اقتصادی و اجتماعی خود را از دست میدهد و صنایعدستی دهدشت نیز بدون بازار تاریخی و یک مقصد گردشگری قدرتمند، بخشی از ظرفیت واقعی خود برای رونق اقتصادی را از دست خواهد داد.
یادداشت اختصاصی / به قلم مهدی عدالتمند؛**
### **ضرورت احیاء بازار تاریخی بلادشاپور و رابطه آن با صنایع دستی و فرهنگ بومی**
> **چکیده:** بازار تاریخی بلادشاپور بدون صنایعدستی، بخش مهمی از کارکرد اقتصادی و اجتماعی خود را از دست میدهد و صنایعدستی دهدشت نیز بدون بازار تاریخی و یک مقصد گردشگری قدرتمند، بخشی از ظرفیت واقعی خود برای رونق اقتصادی را از دست خواهد داد.
**راک نیوز:** احیای بافت تاریخی بلادشاپور بدون احیای اقتصاد و فعالیتهای اجتماعی درون آن، نمیتواند به حفاظت پایدار از این میراث ارزشمند منجر شود. همانگونه که مرمت بناهای تاریخی باید با باززندهسازی کارکرد همراه باشد، احیای بازار تاریخی نیز باید با بازگشت فعالیتهای اقتصادی متناسب با هویت تاریخی آن صورت گیرد. در این میان، صنایعدستی میتواند یکی از مهمترین حلقههای اتصال میراث فرهنگی، گردشگری و اقتصاد محلی باشد.
بازار تاریخی بلادشاپور در گذشته صرفاً مجموعهای از حجرهها و فضاهای تجاری نبوده، بلکه بخشی از نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر بوده است. بازار محل تولید، عرضه و مبادله کالا و همچنین محل تعامل اجتماعی مردم بوده و صنایعدستی نیز بخشی از همین چرخه اقتصادی و فرهنگی را شکل میداده است. بنابراین اگر امروز قرار است بازار تاریخی دهدشت احیا شود، احیای صنایعدستی باید در متن این فرآیند قرار گیرد، نه در حاشیه آن.
از سوی دیگر، صنایعدستی زمانی میتواند به یک فعالیت اقتصادی پایدار تبدیل شود که بازار عرضه، هویت مکانی و ارتباط مستقیم با گردشگر داشته باشد. بازار تاریخی بلادشاپور میتواند چنین بستری را فراهم کند؛ یعنی هنرمند محلی در همان فضایی که بخشی از تاریخ و فرهنگ منطقه در آن شکل گرفته، محصول خود را تولید، معرفی و عرضه کند. در این حالت، خود بازار به بخشی از تجربه گردشگر تبدیل میشود و صنایعدستی نیز از یک محصول صرفاً تجاری به محصولی فرهنگی و گردشگری ارتقا پیدا میکند.
از این منظر، رابطه میان بازار تاریخی و صنایعدستی یک رابطه دوطرفه است:
$$\text{بازار احیاشده} \leftarrow \text{جذب گردشگر} \leftarrow \text{افزایش تقاضا برای صنایعدستی} \leftarrow \text{رونق تولید} \leftarrow \text{ایجاد اشتغال} \leftarrow \text{حفظ مهارتهای بومی} \leftarrow \text{تقویت اقتصاد بازار} \leftarrow \text{افزایش انگیزه برای حفاظت از بافت تاریخی}$$
بنابراین احیای بازار و احیای صنایعدستی باید بهصورت یک پروژه یکپارچه بازآفرینی فرهنگی ـ اقتصادی دیده شود.
نکته مهم این است که نباید صنایعدستی در بازار تاریخی صرفاً به عرضه کالاهای عمومی و فاقد ارتباط با هویت منطقه محدود شود. اولویت باید با صنایعدستی بومی، هنرهای سنتی، محصولات دارای ریشه فرهنگی در کهگیلویه و بلادشاپور و تولیدات خلاقی باشد که بتوانند روایت تاریخی و فرهنگی منطقه را به گردشگر منتقل کنند. این موضوع باعث میشود گردشگر هنگام بازدید از بلادشاپور، علاوه بر مشاهده بناها، با بخشی از فرهنگ زنده منطقه نیز مواجه شود.
در واقع، میراث فرهنگی زمانی زنده است که مردم امروز بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و از آن بهره اقتصادی و اجتماعی ببرند. اگر بناها مرمت شوند اما فعالیت اقتصادی و اجتماعی متناسب با آنها شکل نگیرد، خطر تبدیل شدن بافت تاریخی به فضایی صرفاً موزهای و کمتحرک وجود دارد.
از این رو، احیای بازار تاریخی بلادشاپور باید همزمان شامل مرمت و استحکامبخشی بناها، ساماندهی کالبدی بازار، احیای کاربریهای سازگار، استقرار هنرمندان و فعالان صنایعدستی، ایجاد فضاهای عرضه و فروش، آموزش و توانمندسازی هنرمندان، برندسازی محصولات بومی و پیوند بازار با مسیر گردشگری بلادشاپور باشد.
چنین رویکردی میتواند دهدشت را از شهری که صرفاً دارای یک بافت تاریخی ارزشمند است، به شهری تبدیل کند که میراث تاریخی آن بخشی از اقتصاد معاصر آن شده است.
به بیان دیگر، بازار تاریخی بلادشاپور بدون صنایعدستی، بخش مهمی از کارکرد اقتصادی و اجتماعی خود را از دست میدهد و صنایعدستی دهدشت نیز بدون بازار تاریخی و یک مقصد گردشگری قدرتمند، بخشی از ظرفیت واقعی خود برای رونق اقتصادی را از دست خواهد داد.
پس مسئله فقط «مرمت بازار» یا «حمایت از صنایعدستی» نیست؛ مسئله، بازگرداندن یک زنجیره ارزش تاریخی به زندگی معاصر دهدشت است؛ زنجیرهای که در آن میراث فرهنگی، صنایعدستی، گردشگری، اشتغال، سرمایهگذاری و اقتصاد محلی به یکدیگر متصل میشوند.
---
**نویسنده: مهدی عدالتمند**
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر