
مقامهای محلی شهر «آستین» در تگزاس اعلام کردند: یک دختر 13 ساله پس از فرار از خانه از سوی 10 مرد خلافکار در این شهر مورد تجاوز قرار گرفت.
این دختر که پس از فرار از خانه به یک آپارتمان پناه برده بود توسط این مردان خلافکار مورد تجاوز و تعرض قرار گرفت.
این دختر پس از تجاوز و آزار جنسی از سوی این افراد از محل حادثه متواری شد و پلیس را از این جنایت مطلع ساخت. ماموران پلیس ایالتی نیز تاکنون دو تن از متهمان مرتبط با این پرونده را دستگیر کردهاند.
پلیس تگزاس در مورد جزئیات روند بررسی پرونده و دیگر مظنونان احتمالی این حادثه اطلاعاتی منتشر نکرده است.
ماموران بهزیستی تگزاس نیز در تلاش برای پیگیری جزئیات بیشتر این حادثه و کمک به پیدا کردن عاملان آن هستند.

سه پسر جوان که متهم هستند بعد از دزدیدن دختران پولدار به آنها تعرض و اموالشان را سرقت کردهاند در دادگاه کیفری البرز محاکمه و به اعدام در ملاء عام محکوم شدند.
سحرگاه نهم تیرماه سال 90 دختر جوانی به نام شیوا 21ساله همراه خانواده اش به کلانتری 154 چیتگر رفته و پلیس را از ماجرای سیاهی باخبر کرد. او که به سختی سخن میگفت در شکایتش اظهار داشت: از سوی دو پسر جوان ربوده شده و مورد آزار جنسی قرار گرفته است.
شیوا توضیح داد: ساعت 10 و نیم شب با خودروی ویتارای مادرم به میدان معلم کرج رفتم تا دارو بخرم. وقتی کنار خیابان توقف کردم و خواستم از ماشین پیاده شوم، ناگهان دو پسر جوان وارد ماشینم شدند. یکی از آنها به صورتم گاز اشکآور زد و بعد با کمک دوستش به سرعت مرا به صندلی عقب کشیدند. سپس با شالی که سرم بود دستهایم را بستند. یکی از آنها هم خودش را به پشت فرمان رساند و حرکت کرد. حدود نیم ساعت بعد مرا به ساختمانی بردندکه نشانی آن را نمیدانم . هر دو نفر مرا مورد آزار قرار دادند. چند ساعت بعد چشمهایم را بستند و دوباره مرا سوار ماشین کرده و در اتوبان تهران-کرج نزدیکی پل کلاک و در یک کوچه تاریک از ماشین به بیرون پرتاب کرده و از محل گریختند.
دختر جوان ادامه داد: دو متهم، خودروی ویتارای مادرم، یک گوشی تلفن همراه، کیف دستی، گوشوارههای طلا و 200 هزار تومان پولی را که داخل داشبورد ماشین بود سرقت کردند.
بعد از مطرح شدن شکایت و ثبت مشخصات متهمان، مأموران پلیس تحقیقات خود را شروع کردند.
در حالی که بررسیها مراحل اولیه خودش را طی میکرد، 17 روز بعد زن جوانی به کلانتری17 رجایی شهر کرج رفت و شکایت مشابهی را به پلیس گزارش داد.
بیتا گفت: ساعت 8 و نیم شب با ماشین مزدا3 شوهرم داشتم به خانه میرفتم. لحظهای کنار مغازه سوپرمارکت برای خرید توقف کردم. همان لحظه دو پسر جوان سوار ماشینم شده و به صورتم گاز اشک آور زدند. آنها مرا به صندلی عقب کشاندند و دست و پایم را بستند. یکی از آنها پشت فرمان نشست و به طرف بیابان حرکت کردند. در آنجا پسر دیگری که منتظرشان بود، سوار ماشین شد. بعد هم هر سه نفر در تاریکی شب به من تعرض کردند. سپس چشمهایم را با دستمالی بستند و نزدیکی پمپ بنزین ورد آورد مرا از ماشین به بیرون انداختند و گریختند.
زن جوان ادامه داد: متهمان ماشین مزدا3، مقداری طلا و گوشی گران قیمتی را که داشتم سرقت کردند.
در حالی که گزارش پزشکی قانونی تأیید کرد دو شاکی مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند، 20 روز بعد از مطرح شدن دومین شکایت، مأموران پلیس خودروی اولین شاکی را به همراه سه پسر جوان که مهران 21 ساله، محمد 23 ساله، و امین 31 ساله نام داشتند در عوارضی قم متوقف کردند.
بعد از آن متهمان در شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومیو انقلاب کرج مورد بازجویی قرار گرفتند.
آنها ادعا کردند از ماجرای سرقتی بودن خودرو و تعرض به دختران بی خبر هستند. مهران که راننده خودرو بود، ادعا کرد خودرو را از زن جوانی خریده است اما نتوانست ادعای خود را اثبات کند. بعد از آن شاکیان با حضور در دادسرا متهمان را شناسایی و از آنها شکایت کردند.
بعد از اینکه متهمان شناسایی شدند، محمد در بازجوییها گفت: شب حادثه با ماشین پرشیای مهران در حال دور زدن در خیابان بودیم که متوجه شدیم دختر جوانی با خودرویی مدل بالا کنار خیابان توقف کرد. مهران پیشنهاد داد او را اذیت کنیم. به خاطر همین مهران ماشینش را پارک کرد و به سراغ دختر جوان رفتیم. در یک فرصت مناسب با گاز اشک آور به او حمله کردیم و بعد او را به صندلی عقب کشاندیم. دستهای دختر جوان را بستیم و من پشت فرمان نشستم و حرکت کردم. بعد هم به محل کار مهران رفتیم و بهزور به دختر جوان تعرض کردیم. بعد از حادثه، ماشین و وسایل همراهش را سرقت و دختر جوان را هم در بیابان رها کردیم.
مهران هم که چاره ای جز اقرار نداشت در بازجوییها حرفهای محمد را تأیید کرد اما گفت پیشنهاد ربودن دختر جوان را محمد داده بود. مهران درباره دومین حادثه گفت: ابتدا من و محمد زن جوانی را همراه ماشینش ربودیم و بعد امین را از ماجرا با خبر و هر سه به او تعرض کردیم.
امین که فردی متاهل بود، وقتی مورد باز جویی قرار گرفت گفت: قبول دارم با بیتا رابطه جنسی برقرار کردم اما نقشی در ربودن و سرقت ماشین و اموال او نداشتم.
سرانجام تحقیقات پرونده تکمیل شد و بعد از قرار مجرمیت، کیفر خواست علیه سه پسر جوان به اتهام آدم ربایی، سرقت و تجاوز به عنف صادرو برای رسیدگی به شعبه اول دادگاه کیفری البرز فرستاده شد و سه متهم مقابل هیأت قضات پای میز محاکمه رفتند.
نماینده دادستان کرج در دفاع از کیفرخواست گفت سه متهم در بازجوییها به جرم خودشان اقرار کرده اند و جرم آنها محرز شده است و برای شان در خواست صدور مجازات قانونی دارم. بعد از آن بیتا و شیوا در جایگاه قرار گرفتند و به صورت جداگانه در باره حادثه توضیح دادند. سپس
مهران در جایگاه ایستاد و در حالی که در بازجوییها به جرم خودش اقرار کرده بود، اتهام خودش را انکار کرد.
بعد از آن امین و محمد همدر جایگاه قرار گرفتند و حرفهای مهران را تأیید کردند.
قاضی رنجبر بعد از شنیدن دفاعیات متهمان و وکلای مدافع آنها با اعضای دادگاه وارد شور شد و متهمان ردیف اول و دوم به نامهای مهران و محمد را به اتهام آدم ربایی به 15 سال حبس، سرقت مقرون به آزار 1سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم کرد. قاضی همچنین به استناد بند «د» ماده 82 و 105 قانون مجازات اسلامیهر سه متهم را به اعدام در ملاء عام محکوم کرد.

| در چند روز گذشته انتشار فیلمی از کتک زدن یک راننده هندی توسط یک مقام دولتی امارات حسابی در فضای مجازی خبرساز شد. حالا هم مشخص شده یک زن ۲۵ ساله اهل نروژ که در دوبی مورد تجاوز قرار گرفته بود به ۱۶ ماه حبس محکوم شده است تا بار دیگر نقض حقوق بشر در امارات مورد توجه رسانههای قرار بگیرد. |
قضیه از فیلمی در اینترنت شروع شد و ناگهان همه جهان متوجه شدند؛ فیلمی که در آن یک مرد اماراتی که حالا مشخص شده یک مقام ارشد دولتی است به خاطر یک تصادف جزئی یک راننده هندی را کتک میزند. حالا اما گزارشها نشان میدهد که پلیس امارات حالا فیلمبردار این صحنه جرم را بازداشت کرده است تا دیگر کسی جرأت افشاگری از وضعیت این کشور را نداشته باشد.
در این فیلم راننده اماراتی یک خودروی لوکس دیده میشود که راننده هندی یک ون را به خاطر تصادفی جزئی در وسط خیابان و در روز روشن مورد ضرب و شتم قرار میدهد. گفته میشود راننده هندی به خاطر مشکلات اقامتی نمیخواسته کارش به دادگاه و پلیس کشیده شود و به همین خاطر در این فیلم او بدون هیچ واکنشی در حال کتک خوردن است. مقامهای پلیس امارات گفتهاند که راننده خودروی لوکس یک مقام ارشد دولتی بوده که به خودش جرأت داده در وسط خیابان تبعه کشور دیگری را به باد کتک بگیرد. مسئله جالب که به تازگی داد همه رسانهها در آورده بازداشت کسی است که این صحنه را ثبت کرده است! مقامهای پلیس امارات اعلام کردهاند که این مرد به خاطر ریختن آبروی این مقام اماراتی و فیلمبردای بدون مجوز بازداشت شده است و با رد قرار وثیقه فعلاً باید در بازداشت بماند.
ژنرال خمیس مطار المزینا،رئیس پلیس دوبی به کسانی که به امارات آینده هشدار داده که به هیچ عنوان اقدام به انتشار چنین فیلمهایی نکنند! او گفته است که هیچکسی حق انتشار چنین فیلمهایی را ندارد و در چنین مواردی فیلم باید فقط به مقامهای پلیس تحویل داده شود. انتشار این فیلم باعث بحثهای مختلفی میان کاربران کشورهای مختلف شده است. کاربران بسیاری در فضای مجازی مقامهای امارات را به برخورد نامناسب با اتباع کشورهای دیگر متهم کردهاند و گفتهاند که این مسئله در این کشور عادی به حساب میآید. به گفته این کاربران پلاک سه رقمی ماشین لوکس فرد ضارب نشان میدهد که او یکی از مقامهای ثروتمند و دولتی است که به خودش اجازه کتک زدن تبعه کشوری دیگری را داده است.
محکوم شدن به خاطر شکایت از تجاوز
همزمان با این ماجرا، محکوم شدن یک زن نروژي که در دوبی مورد تجاوز قرار گرفته بود به ۱۶ ماه زندان هم جنجالی شده است. قضیه از این این قرار است که این زن ۲۵ ساله برای سفری کاری به دوبی رفته بود مورد حمله و تجاوز قرار گرفت. او به پلیس دوبی شکایت کرد اما ماموران به جای رسیدگی به ماجرا پاسپورت او را گرفتند و او را به زندان منتقل کردند. پس از چندین روز زندانی بودن بدون دسترسی به تلفن این زن نروژي دادگاهی شد و قاضی او را به اتهام رفتار غیر اخلاقی، اظهارات دروغ و مصرف الکل به 16 ماه حبس محکوم کرد. دولت نروژ به همین خاطر از امارات انتقاد کرده است. این زن نروژی تقاضای تجدید نظر در پرونده را کرده و احتمالا در آغاز ماه سپتامبر دوباره محاکمه خواهد شد. او تا زمان محاکمه به کلیسای دبی پناهنده شده است. 
نقض حقوق بشر در امارات مورد انتقادهای کشورهای مختلف و نهادهای بینالمللی قرار گرفته و حتی چندی پیش گزارش وزارت امور خارجه آمریکا در این رابطه باعث خشم مقامهای اماراتی شد. وزارت امور خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود از وضعیت حقوق بشر در جهان،«دستگیریهای گسترده، حبس انفرادی، بازداشتهای طولانیمدت پیش از محاکمه، محدودیتهای ایجاد شده بر آزادیهای مدنی و ناتوانی شهروندان در تغییر دولت» را از جمله موارد نقض حقوق بشر در امارات دانسته است. در گزارش وزارت خارجه آمریکا، به «خشونت پلیس» در زندانهای امارات اشاره شده است.
منبع: مجله مهر
ادامه خبر...

| مجتبی جباری در مقابل رستورانش |
اخبار ورزشی
ادامه خبر...
| به گزارش پلیس استرالیا سارق نگون بخت که قصد سرقت از يک فروشگاه خيريه را داشت توسط مار پيتون بلعيده شد. |
باشگاه خبرنگاران؛ قسمتی از سقف این فروشگاه به دلیل قدیمی بودن فرو ریخته شده بود مار پیتون را به داخل این فروشگاه کشاند بعد از مدتی سارق جوانی به قصد سرقت از این فروشگاه از طریق سقف درست جایی که مار به دنبال شکار در حالت سکون نظاره گر محیط بود وارد فروشگاه شد.
ما با پیچیده به دور بدن این سارق نگون بخت بعد از خر کردن قفسه سینه و استخوانهایش او را در کمال آرامش بلعید.
به گزارش این خبرگزاری با ورود صاحب فروشگاه در کمال بهت و تعجب نظاره کر ماری بودند که در گوشه ای در حال استراحت بود.
بر اساس مشاهدات سر این پیتون 20 کیلوگرمی با سری به اندازه یک سگ و 5.7 سانتی متری توسط شکارچی محلی مار در خصوص پلیس و آتش نشانی به دام افتاد و به تالاب های مجاور منتقل شد.
حضور سارق نگون بخت هنگامی آشکار شد که مراحل لحظه به لحظه بلعیده شدنش توسط دوربین نصب شده درست مقابل درب ورودی جایی که مار و سارق هر دو از سقف وارد شده بودند به صورت یک مستند 1 ساعت و 45 دقیقه ای ضبط شده پس از بازنگری فاش شد.
ادامه خبر...

مدیرکل زندانهای استان تهران با تکذیب درگیری ماموران زندان اوین با برخی از زندانیان، گفت: بازرسی از زندان، موضوع جدید و تازهای نیست و هر ماه صورت میگیرد.
سهراب سلیمانی درباره انتشار اخباری مبنی بر درگیری ماموران زندان اوین با برخی از زندانیان، ضمن تکذیب این موضوع، اظهار کرد: ساعت 8:30 صبح روز پنجشنبه بازرسی زندان توسط ماموران انجام شد که این بازرسی طبق آییننامه سازمان زندانها هر ماه انجام میشود.
وی ادامه داد: بازرسی از زندان، موضوع جدید و تازهای نیست و هر ماه صورت میگیرد و بازرسی عمومی بوده و از تمامی زندانیان انجام میشود؛ بنابراین بازرسی صورت گرفته، معمولی و ماهیانه بوده است.ایسنا

28 تیرماه سینما درگیر غم فراوان می شود، چرا که در چنین روزی یکی از بهترین های خود را از دست داده است. خسرو شکیبایی بازیگر محبوب و توانای سینما در چنین روزی از دنیا رفت.
زنده یاد خسرو شکیبایی در 7 فروردین 1323 در تهران متولد شد. او تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفهای در سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» مسعود کیمیایی در سال1361 آغاز کرد. بازی در نقش حمید هامون در فیلم «هامون» ساخته داریوش مهرجویی یکی از ماندگارترین نقشهایی است که ایفا کردهاست.
او برای بازی در فیلم «کیمیا» ساخته احمد رضا درویش برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. او سومین سیمرغ خود را هم را برای بازی در نقش «عادل مشرقی» در فیلم «سالاد فصل » فریدون جیرانی گرفت. از آخرین افتخارات شکیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم «اتوبوس شب» کیومرث پوراحمد بود. شکیبایی آخرین جایزهاش را از ششمین جشن ماهنامه «دنیای تصویر» برای بازی در فیلم «کاغذ بی خط» دریافت کرد.
در 9 تیرماه 1387 چند روز پیش از درگذشتش در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یکی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را گرفت. زنده یاد شکیبایی صدای منحصر بفردی داشت و به همین خاطر در فیلم «خواهران غریب» ساخته کیومرث پور احمد خوانندگی را تجربه کرد. او همچنین در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر، بازیگر و گوینده تیزر جشنواره بود.
زنده یاد خسرو شکیبایی جز معدود بازیگرانی بود که در زمان حیاتش با اغلب بزرگان سینما همکاری داشت؛ داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، کیومرث پور احمد، فریدون جیرانی و بسیاری دیگر.
خاطره مهرجویی از هامون
در گفتگوی مانی حقیقی با داریوش مهرجویی که در کتابی با عنوان «کارنامه چهل سالگی» به چاپ رسیده است مهرجویی با خاطره ای از خسرو شکیبایی یاد می کند؛ «در سکانسی از فیلم «هامون»، مهشید دیر وقت به خانه می آید. ما در این سکانس برای اینکه صحنه ای طبیعی داشته باشیم به بیتا فرهی نگفتیم که قرار است سیلی بخورد! بعد از گرفتن این پلان، زنده یاد خسرو به گوشه ای از لوکیشن رفت و زار زار گریه کرد. به کنارش رفتم تا او را دل داری بدهم. خسرو گفت: «من که می دانستم قرار است سیلی بزنم.»»
در سکانسی از فیلم «هامون» گفتگوی مهشید با حمید را بعد از ریخته شدن خرید های مریم خانم بر روی پله داریم؛
مهشید: «ما دیگه نمی تونیم با هم زندگی کنیم. ازدواجمون دیگه نمی تونه ادامه پیدا کنه. گفتنش دردناکه اما من به تو هیچ وقت علاقه نداشتم، دیگه هم ندارم باید قعطش کنیم.»
حمید:«اما من به تو علاقه دارم.»
مهشید: «می دونم تو به خودت هم خیلی علاقه داری.»
حمید:«خوب این طبیعیه. یعنی تو خودتو دوست نداری؟»
مهشید:«نه. خود اینجوری مو دوست ندارم. با تو دارم می پوسم.»
حمید:«چرا پای منو وسط می کشی؟ تو داری یه بحران شدید روانی رو طی می کنی و طبیعیه که از هر کس و هر چیزی بدت بیاد.»
مهشید:«نه، نه، من دیگه این شر و ورای تو رو گوش نمی کنم. در باب وصل و یگانگی و استحال در دیگری و با معبود یکی شدن و از این جور مزخرفات. تو عملا نشون می دی یه آدم دیگه هستی. یه ذره به فکر من و بچت نیستی. کلتو کردی تو اون کتابای لعنتی می خوای همه خفه خون بگیرن. نمی تونم دیگه تحملت کنم.»
حمید:«یعنی تو واقعا می خوای من اونی باشم که تو می خوای؟ اگه من اونی باشم که تو می خوای دیگه من من نیست. یعنی من خودم نیست.»
مهشید:«من من من من اه..»
حمید:«خوب آره. یعنی تو واقعا خودتی؟ یعنی تو اصلا عوض نشدی؟»
مهشید:«نه. عوض نشدم، تو رو دیگه دوست ندارم.»
شکیبایی تا آخرین لحظات سفر ابدی خود به ایفای نقش پرداخت. سرانجام در 28 تیرماه 1387 دار فانی را وداع گفت.

علی دایی هنوز از اتفاقات 9 فروردین ناراضی است. برکناری غیرمنتظره اش از تیم ملی به دستور احمدی نژاد. گل؛ روزی که علی دایی با دستور مستقیم محمود احمدی نژاد - و مثل حسین رضازاده - سرمربی تیم ملی شد کمتر کسی فکر می کرد چند ماه بعد رییس جمهور پس از باخت خانگی به عربستان در آزادی، دستور برکناری علی دایی را صادر کند اما این اتفاق افتاد. دایی برکنار شد و کفاشیان و نفرات بالا دستی در بازی کی بود کی بود من نبودم هرکدام با انگشت نفر بالادستی را نشان دادند. مشخص بود که کسی غیر از احمدی نژاد پشت این تصمیم نیست. حالا بازی جدیدی در راه است. یک بازی بین تیم ملی 98 و تیم ملی 2014. یک بازی دوستانه که صرفا به دلیل درخواست احمدی نژاد برای خداحافظی اش با اهالی فوتبال در نظر گرفت شده. علی دایی پیغام داده که نمی آید و در این مراسم حضور ندارد. حدس زدن دلیلش هم اصلا کار دشواری نیست. او از آقای رییس جمهور دلخور است و نمی آید. شما دایی را سرزنش می کنید؟

مرد جنایتکار که برای ازدواج با زن روستایی همسر او را به قتل رسانده بود، پس از چهار ماه سکوت لب به اعتراف گشود.
اوایل فروردین ماه امسال ماموران پلیس آگاهی شهرستان زنجان از کشف جسد مرد میانسالی در حوالی جاده دندی باخبر شدند.
تیم جنایی پس از حضور در محل در بررسی های اولیه احتمال مرگ مرد ناشناس بر اثر تصادف را مطرح کردند، اما در ادامه با بررسی دقیق صحنه و شدت جراحات وارد شده به مرد میانسال احتمال مرگ بر اثر تصادف کمرنگ شد.
ماموران در ادامه احتمال قتل و صحنه سازی برای تصادف را مطرح کرده و به تحقیق در این رابطه پرداختند. در شاخه دیگری از تحقیقات نیز هویت مقتول به نام محمد 48 ساله شناسایی شد. محمد در روستایی در نزدیکی محل کشف جسد زندگی می کرد و همسر و دو فرزند داشت.
کارآگاهان در نخستین گام همسر مقتول را به اداره آگاهی احضار کردند که او در بازجویی ها منکر هر گونه اطلاعی از مرگ همسرش شد. اظهارات متناقض این زن که نیلوفر نام دارد، باعث شد که ماموران به او مشکوک شده و تحقیقات را به روی او متمرکز کنند.
بررسی های پلیسی نشان داد نیلوفر با یکی از اهالی روستا به نام ناصر ارتباط پنهانی دارد، با کشف این سرنخ ناصر دستگیر و برای تحقیقات به اداره آگاهی منتقل شد.
او در بازجویی ها با انکار هر گونه دست داشتن در مرگ محمد اظهار داشت: محمد با مشکلات مالی در زندگیاش روبرو بود و من به او و خانواده اش کمک مالی می کردم.
ناصر در حالی منکر ارتباط با نیلوفر بود که ماموران با کشف سرنخ هایی در این زمینه او را دستگیر و دوباره تحت بازجویی قرار دادند.
مرد جوان که دیگر راهی برای فرار از حقیقت نداشت، لب به اعتراف گشود و گفت: من از مقتول پول طلب داشتم و او از پس دادن این پول امتناع می کرد، از سوی دیگر من و نیلوفر به یکدیگر علاقه داشتیم و محمد سد راه رسیدن ما بهم بود، به همین خاطر روز حادثه محمد را سوار ماشینم کردم و در میان راه دوباره موضوع طلبم را مطرح کرده و از او خواستم پولم را بدهد. بر سر این موضوع باهم درگیر شدیم و او از ماشین پیاده شد من هم برای انتقام چند بار با خودرو از روی او رد شده و وقتی از مرگش مطمئن شدم جسدش را داخل صندوق عقب گذاشته و در محلی خلوت رها کردم.
سرهنگ طلوعی، رئیس پلیس آگاهی زنجان با اعلام این خبر به مهر گفت: پس از اعترافات ناصر، ماموران نیلوفر را دستگیر کردند که او هم در بازجویی ها به ارتباط پنهانی با متهم ردیف اول و اطلاع از ماجرا اقرار کرد. پس از تکمیل بازجویی ها و بازسازی صحنه قتل متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند.

در کتاب خاطرات حجتالاسلام و المسلمین حسن روحانی که مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را منتشر کرده است، خاطرهای از برخورد رئیسجمهور منتخب و مهندس غرضی در ایام تبعید امام خمینی (ره) در پاریس بیان شده است.به گزارش جامجم، روحانی این خاطره را چنین روایت کرده است: «در ایام تاسوعا و عاشورای سال 1357 حدود دو بعد از ظهر دیدم یک آقایی تلاش میکند که بلندگو را در پشت بام ساختمان باغ نوفللوشاتو نصب کند. به او گفتم این کار را نکنید، صدای بلندگو همسایهها را اذیت میکند.
هر چه گفتم، طرف زیر بار نرفت. پرسیدم این آقا کیست؟ گفتند مهندس حیدری (مهندس غرضی) است. به محض اینکه بلندگو روشن شد و برای امتحان گفتند 1، 2، 3 فوری از منزل امام یک نفر با عجله آمد و گفت: امام فرمودند فورا بلندگو را قطع کنید. بعد از چند دقیقه هم حاج احمدآقا آمد و با عصبانیت گفت: چه کسی این کار را کرده؟ فورا بلندگو را بیاورید پایین!»