
پایگاه خبری راک نیوز ؛ شریفی نیا در آغوش مهناز افشار
ادامه خبر...
رویا تیموریان و لیلا بلوکات در دیدار تیم های ملی والیبال ایران و آلمان
ادامه خبر...

سايت اعتدال نوشت:در روزهای پایانی دولت محمود احمدی نژاد اقدامات عجیب و خلاف قاعده دولت هر روز شکل تازه ای به خود می گیرد. در تازه ترین اقدام بصورت چراغ خاموش و بی سر و صدا، معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری به بهانه بهرمندی از تجربیات روسای جمهور سابق و پیگیری امور اجرایی مربوط به آن، اقدام به ایجاد تشکیلاتی جدید در ساختار نهاد ریاست جمهوری با عنوان «دفتر رئیس جمهور سابق»! نموده است. در این ساختار جدید که طی نامه اي با امضای غلامحسین الهام به عنوان معاون توسعه مدیریت انسانی رئیس جمهور به بقایی معاون اجرایی و سرپرست نهاد ریاست جمهوری برای اجرا ابلاغ شده است، شرح وظایف دفتر رئیس جمهور سابق و تشکیلات تفصیلی و ساختار دفتر رئیس جمهور سابق با ۲۵ پست سازمانی مشخص در نظر گرفته شده است. جای این سوال باقی است که چرا آقای احمدی نژاد ۸ سال قبل به فکر استفاده از تجربیات روسای جمهور سابق برنیامد و حتی ساختمانی که در اختیار رئیس جمهور سابق( خارج از نهاد ریاست جمهوری) بود را از وی گرفت و چنان در تبلیغات انتخاباتی و مناظرات تلویزیونی علیه همه مسئولان قبلی سخن گفت که شد آنچه شد.
ادامه خبر...
گروه سياسي:همزمان با روزهاي پاياني دولت احمدينژاد، روزنامه افراطي و تندروي «وطنامروز» (متعلق به بذرپاش) يكي از ياران حلقه اول احمدينژاد به دلیل آنچه سرمقاله نویس آن «بی پولی» خوانده، از اول مرداد منتشر نمیشود!
![]() |

| یك فوتبالیست مشهور ایرانی به زودی با یك دختر اتریشی ازدواج خواهد كرد.\nشنیده می شود یکی از فوتبالیست های مطرح کشورمان که هم اکنون در لیگ برتر ایران بازی می کند حسابی عاشق یک دختر اتریشی شده و در آینده ای نزدیک با هم ازدواج خواهند کرد. |
آقای "ر" یکی از فوتبالیست های خوب کشورمان عاشق دختری اتریشی شده که دوست خانوادگی خواهر این فوتبالیست است. خواهر این فوتبالیست سال هاست كه ساکن اتریش است.
گفته می شود این دختر اتریشی نیز حسابی عاشق فوتبالیست ایرانی شده و مسلمان نیز شده است.
ادامه خبر...
رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان کرمان به فارس گفت: برقراری دوستی بین یک دختر 16 ساله با یک پسر 20 ساله در یکی از شهرستانهای کرمان منجر به قتل دختر توسط پدرش شد.
هوشنگ پوررضاقلی درادامه افزود: در یکی از شهرستانهای استان کرمان یک دختر 16 ساله دبیرستانی در پی برقراری دوستی با یک جوان 20 ساله از خانه خارج میشود.
عدم حضور این دختر به شدت در خانواده وی ایجاد حساسیت میکند و این موضوع به گوش دختر و پسر میرسد و دختر به یکی از بستگان خود پناه میبرد و پس از دو سه روز غیبت به منزل میرود.
روح حاکم بر خانواده و لجبازی کاملا غیرمنطقی حتی فرصت تبیین و بررسی را به این دختر نمیدهد و پدر، مادر و برادر در یک تصمیم جمعی به این نتیجه میرسند که این رفتار نتیجهای به غیر از مرگ ندارد و دختر جوان باید به مجازات برسد.
این دختر بعد از یک کتککاری شدید پس از برگشت به منزل در هفته بعد از وقوع این ماجرا در روند عادی زندگی وقتی به داخل مزرعه میرود با شلیک سلاح شکاری پدر به قتل میرسد و در قبری دفن میشود که در عمق پنج، شش متری مزرعه از قبل آماده شده بود.
متهمان این پرونده بعد از حدود شش ماه دستگیر شدند و بعد از انکارهای طولانی اقرار کردند که با حضور مقامات قضایی و راهنمایی خانواده مقتول و با استفاده از بیل مکانیکی جنازه وی از قبر خارج شد.
پوررضاقلی اذعان داشت: دو اندیشه و تفکر غیرمنطقی و غیرعادی در این خانواده وجود داشته است که یک تفکر برقراری رابطه با جنس مخالف را ممنوع نمیداند و در همان منزل تفکری وجود دارد که رابطه با جنس مخالف را برابر با مرگ میداند.

درعرض همین چند ماه بیست دفعه از مدرسه فرارکرده است. چند روز پیش هم دوباره فهمیدم که ساسان درکلانتری بازداشت است. وقتی به کلانتری رفتم فهمیدم که او بعد از فرار از مدرسه برای یک دختر ۱۸ ساله مزاحمت,تجاوز ایجادکرده، در ضمن یک بسته حشیش در جیبش بوده است. دختر بیچاره تمام بدنش میلرزید و میگفت که این بچه مثل یک پسر ۲۰ ساله او را مورد آزار قرارداده. من اصلاً نمیدانم آن بسته حشیش را از کجا آورده است.
به گزارش پایگاه خبری راک نیوز به نقل از افکار، پدرساسان یک پزشک است و من هم لیسانس حسابداری دارم. در تمام خانواده ما یک نفر وجود ندارد که سابقه کیفری داشته باشد. این بچه برای ما آبرو نگذاشته است. هنوز هفت سال بیشتر ندارد که پروندهای حجیم در دادگاه برایش تشکیل شده است.
زن هق هق میکرد و اشک میریخت . وقتی دلیل آن همه بیتابی و درد را پرسیدم. با نگاهی که شادی فرسنگها از آن فاصله داشت گفت: «باورتان میشود کودک هفت ساله به جرم مزاحمت برای نوامیس محاکمه شود؟ پسرم ساسان زندگی ما را سیاه کرد. او بچه آدم نیست، بچه شیطان است. دیگر حاضر نیستم حتی یک روز او را نگه دارم. هیچ شباهتی با بچه های عادی ندارد. »و بعد که آرامتر شد، تعریف کرد:
«من و همسرم هر دو کار میکردیم ولی الان من به خاطر او کارم را از دست دادهام. ساسان از سن ۲ سالگی پیش مادرم بود. وقتی سه ساله شد آنقدر مادرم را اذیت کرد که او هم از دست بچه من خسته شد. باورتان نمیشود، بچه سه ساله با پرت کردن قاب عکس به طرف مادرم باعث شد که او بینایی یک چشم خود را از دست بدهد.
دیگر رو ندارم به دیدن پدر و مادرم بروم. بعد از آن جریان ساسان را به مهدکودک بردم. هر روزیکی از اولیای بچه های مهدکودک شکایت میکرد. ساسان چند بار بچه های دیگر را کتک زده بود. چند بار سوسک به جان بچه ها انداخته بود. باورتان نمیشود که این بچه حتی به حیوانات رحم نمیکند. بیش از صدبار ماهیهای قرمز عید را کشت. او دنبال گربه ها میکند و آنها را میزند و...
یک روز با مربی مهدکودک دعوا کرد. من سرکار بودم که خبردادند بروم و ساسان را به خانه ببرم. آن روز صدبار از مربی و مدیران عذرخواهی کردم تا آنها راضی شدند یک فرصت دیگر به ساسان بدهند . هرچه از این بچه پررو و شیطان خواستم که از مربی خود معذرت بخواهد زیربار نرفت. فردای آن روز فهمیدم که ساسان در کلانتری بازداشت است.
سراسیمه از محل کارم به کلانتری رفتم. این پسر که نمیدانم باید چه چیزی درباره اش بگویم به خاطر تلافی و اذیت مربی خود مهدکودک را آتش زد. نمیدانم اصلاً کبریت را از کجا آورده بود. به هر حال خدا رحم کرد آن آتش سوزی فقط خسارت مالی داشت. ما خسارت را پرداختیم و من مجبور شدم کار خود را رها کنم و مواظب ساسان باشم.
من که هیچ، اگر تمام دنیا هم جمع شوند از پس این شیطان برنمیآیند. از سن ۴ تا ۶ سالگی خودم از او نگهداری کردم. این دو سال برایم یک عمر گذشت.
۳۰ سال بیشتر ندارم اما موهای سرم مانند زنان کهنسال سفید شده و زود پیرشدهام. در این دو سال جرأت نداشتم پلک برهم بگذارم. اگر یک لحظه غافل میشدم، او از خانه خارج میشد. تا حالا چند بار از پدرش، عموش و من دزدی کرد. برای آن که او این کارش را تکرار نکند پول بیشتری به او دادم اما این کار نه تنها کمکی نکرد بلکه باعث شد او بیشتر منحرف شود. او در یک چشم برهم زدن از خانه خارج میشد و با پولهایش چیزهایی میخرید که رو ندارم بگویم. آخر چه کسی باور میکند که یک بچه ۶ ساله در عرض پنج دقیقه cd مبتذل بخرد و به خانه برگردد؟
یکبار وقتی به دستشویی رفته بودم، او از خانه فرارکرد. سه روز تمام گم شد. بعد از سه روز خودش به خانه بازگشت. وقتی از او پرسیدیم که کجا بودی؟ گفت: برای تعطیلات رفته بودم شمال! بعدها فهمیدم که در آن چند روز در خیابانها میگشته و شبها را با کودکان خیابانی درپارکها سرمیکرده. هرچه روانشناس و مشاور در تهران بوده او را معاینه کردند. فکر میکردم رفتار او وقتی به مدرسه برود خوب خواهد شد. اما او روز اول مدرسه سر همکلاسیاش را شکست.
درعرض همین چند ماه بیست دفعه از مدرسه فرارکرده است. چند روز پیش هم دوباره فهمیدم که ساسان درکلانتری بازداشت است. وقتی به کلانتری رفتم فهمیدم که او بعد از فرار از مدرسه برای یک دختر ۱۸ ساله مزاحمت,تجاوز ایجادکرده، در ضمن یک بسته حشیش در جیبش بوده است. دختر بیچاره تمام بدنش میلرزید و میگفت که این بچه مثل یک پسر ۲۰ ساله او را مورد آزار قرارداده. من اصلاً نمیدانم آن بسته حشیش را از کجا آورده است.
پدرساسان یک پزشک است و من هم لیسانس حسابداری دارم. در تمام خانواده ما یک نفر وجود ندارد که سابقه کیفری داشته باشد. این بچه برای ما آبرو نگذاشته است. هنوز هفت سال بیشتر ندارد که پروندهای حجیم در دادگاه برایش تشکیل شده است.
من از قاضی پرونده خواستهام که او را چند سال در کانون اصلاح و تربیت کودکان نگاه دارد. البته مطمئن هستم مسوولین آنجا هم از پس این جانور برنمیآیند و او را از آنجا هم بیرون خواهند کرد....»
و اما ساسان با چشمانی که از آن آتش زبانه میکشید و لبخندی زهرآگین مادر را نگاه میکرد انگار از اشک ریختن زن بیچاره لذت میبرد.
روانشناسان پزشکی قانونی هوش ساسان را بیش از کودکان عادی اعلام کردهاند اما این کودک با چنین هوش و ذکاوتی باید در کانون اصلاح و تربیت دوران کودکی را بگذراند.

شيخ "يوسف ادعيس" رئيس «شوراي عالي قضات شرعي و دادگاه خانواده» در فلسطين با صدور دستوري، طلاق و ثبت رسمي آن در ماه مبارک رمضان توسط دادگاه هاي فلسطين را ممنوع اعلام کرد.
وي در پايان دستور خود نوشته: البته اگر پرونده اي خاص و موضوعي ويژه باشد، بايد دادگاه خانواده پرونده را به ديوان دادگاه عالي فلسطين ارسال کند تا در آنجا در مورد طلاق در ماه رمضان تصميم گرفته شود.
در همين راستان خانم "سوالفه صوالحه" مدير «اداره ارشاد و اصلاح خانواده» که از زير مجموعه هاي دادگاه خانواده در فلسطين به شمار مي رود، در اين باره گفت: شيخ "يوسف ادعيس" اين دستور را به توصيه «اداره ارشاد و اصلاح خانواده» صادر کرد.
او در ادامه گفت: بررسي هاي انجام شده نشان مي داد که تعداد طلاق ها در ماه رمضان سال گذشته نسبت به ماه هاي ديگر افزايش يافته بود. ما با مطرح کردن چنين درخواستي براي ممنوعيت طلاق در ماه رمضان، تلاش کرديم گامي در راستاي کاهش اين پديده برداريم.
"سوالفه صوالحه" همچنين افزود: برخي از مسلمانان به ماه رمضان با چشم معنوي نگاه مي کنند از همين رو مسائل معنوي اين ماه برايشان اهميت بيشتري دارد. اما متأسفانه برخي افراد به مسائل حاشيه مانند غذا و غيره در اين ماه نگاه مي کنند از همين رو در نبود غذا از نظر روحي و رواني در آرامش نيستند و با برخي اقدامات و اتخاذ برخي تصميمات، در راستاي طلاق گرفتن و بر هم زدن کانون خانواده گام بر مي دارند./شیعه آنلاین

خواستگاری یك پرسپولیسی از دختر اکبر عبدی! تازه ترین سریال میرباقری «شش گوش» نام دارد که در 26 قسمت برای عرضه در شبکه خانگی آماده می شود. 0 8 0 نظر
| [-] | اندازه متن | [+] |
در حالی که داوود میرباقری کار ساخت تازه ترین سریالش را با کمترین حاشیه خبری آغاز کرده اما هفته نامه «وصف صبا» در گزارشی خط کلی داستان این مجموعه را ارائه کرده است. تازه ترین سریال میرباقری «شش گوش» نام دارد که در 26 قسمت برای عرضه در شبکه خانگی آماده می شود.
فرهاد اصلانی، اکبر عبدی، حمیدرضا آذرنگ، مرجان گلچین، طناز طباطبایی، احمد مهارن فر، شهرام حقیقت دوست، علیرضا جعفری، محسن تنابنده و مصطفی طاری بازیگران کار بوده اند و چهره پردازی کار را هم عبدا.. اسکندری انجام خواهد داد. مدیر فیلمبرداری کار هم عظیم جوانروح است.
اما داستان سریال «شش گوش»:
اکبر عبدی کله پزی است که عشق اش به استقلال را با هیچ چیز دیگر جایگزین نمی کند.. او دختری دارد با بازی طناز طباطبایی که دخترک خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین تعلق رنگی است که با مخالف پدر روبرو می شود. نقش پسرک خواستگار را حامد میرباقری فرزند پسر داوود بازی می کند.
در ادامه یک تصادف منجر به فوت باعث بازگشایی پرونده یک قتل می شود؛ کله پز داستان حین عبور از عرض خیابان با پژوی سبزرنگی تصادف کرده و در پی این تصادف می میرد! تنها شاهد اتفاق مردی است تک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. این طوری است که تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و این چنین است که داستان وارد فاز کلانتری می شود؛ افسر تحقیق پرونده هم فرهاد اصلانی است! احمد مهرانفر هم سرباز کلانتری است.
از اینجا به بعد است که هر کدام از قسمتهای سریال به بازجویی از یکی از مظنونین اختصاص می یابد و جالب اینجاست که پسرک خواستگار هم به عنوان یکی از مظنونین تحت بازجویی افسر تحقیق قرار می گیرد؛ افسری که گوشهای تیزی دارد و همین عاملی است بر موفقیت نهایی او.شبکه ایران
ادامه خبر...