
| این در حالیست كه متولیان فدراسیون كشتی بنا به دلایل نامعلومی از ابتدا هزینه تیم نوجوانان را فراهم نکرده و درست در دقایق آخر به تکاپو افتادند و پول بازگشت ملی پوشان را فراهم كردند تا بدین ترتیب تیم غریب و بلاتكلیف كشتی فرنگی هم بتواند با آزادکاران به ایران باز گردند! |
به گزارش مهر، امسال برای نوجوانان کشتی ایران سالی پر از سختی و حسرت بود. حسرت اردوهای آمادهسازی با امكانات و مطلوب و همچنین تورنمنتهای تداركاتی بینالمللی كه به واقع عملکرد ملیپوشان را در رقابتهای قهرمانی آسیا تحت تاثیر قرار داد.
آزاد و فرنگیكاران نوجوان ایران بعد از اینكه چندین تورنمنت بینالمللی در ترکیه و آذربایجان را با مخالفت شورای برون مرزی وزارت ورزش از دست دادند، خود را در یك قدمی حضور در رقابتهای قهرمانی آسیا در مغولستان دیدند. میدانی درون قارهای كه نمایندگان ایران باید از اقتدار و افتخار همیشگی خود دفاع میكردند و به بهترین شكل ممكن برای درخشش دراین پیكارها تجهیز میشدند، اما افسوس كه نه تنها تداركات خوبی برای آمادهسازی آنان صورت نگرفت، بلكه سفری سخت و پرماجرا نیز آخرین رمق باقیمانده كاروان اعزامی نوجوانان را از آنان گرفت.
البته فرنگی كاران نوجوان كشورمان به رغم تمامی این سختی ها توانستند پرونده رقابتهای قهرمانی آسیا را با کسب هشت مدال و مقام سومی ببندند. رتبه ای که با توجه به شرایط ویژه ی تدارکات و اعزام دشوار چندان بد و دور از انتظار نبود.
اما چند نکته در این طول این رقابتها به شدت خودنمایی میكرد. اول اینکه چرا حسن رنگرز نایب رئیس فدراسیون کشتی که بتازگی نایب رئیس شورای کشتی آسیا نیز شده، در محل برگزاری رقابتهای قهرمانی نوجوانان آسیا حضور نداشت تا بتواند با بهرهگیری از موقعیت خود كمی از سنگینی بار مسایل و مشكلات فرنگی كاران نوجوان را بكاهد.
جالب اینجاست که تیم كشتی فرنگی نوجوانان ایران حتی پس از پایان رقابتها نیز با مشكلات مختلفی دست و پنجه نرم میكند و به دلیل عدم پرداخت پول محل اقامت هنوز نتوانسته مغولستان را به مقصد تهران ترک کند!
این در حالیست كه متولیان فدراسیون كشتی بنا به دلایل نامعلومی از ابتدا هزینه تیم نوجوانان را فراهم نکرده و درست در دقایق آخر به تکاپو افتادند و پول بازگشت ملی پوشان را فراهم كردند تا بدین ترتیب تیم غریب و بلاتكلیف كشتی فرنگی هم بتواند با آزادکاران به ایران باز گردند!
این وضعیت زمانی نگران كنندهتر میشود كه همین نوجوانان خسته و زخم خورده از رقابتهای آسیایی با چنین اوضاع و احوالی باید تا بزودی راهی رقابتهای جهانی صربستان شوند.
متاسفانه مسئولان ورزش کشور سرنوشتی را برای کشتی رقم زدهاند كه نه تنها وضعیت فعلی تمانی ملی پوشان ردههای مختلف بلكه وضعیت آینده سازان کشتی ایران هم دچار خدچه و ابهام شده و دیگر چیزی بنام انگیزه و اشتیاق در جمع ملی پوشان به چشم نمیخورد.
به هر حال امیدواریم تا پیش از اعزام تیمهای ملی نوجوانان و جوانان كشتی ایران به رقابتهای جهانی صربستان و بلغارستان، سیاستی اتخاذ شود كه داستان تاسفآور سفر نوجوانان به مغولستان تكرار نشود و كشتی گیران ایرانی با توجه به اعتبار و اقتدار همیشگی خود در كشورهای میزبان حضور یابند.
ادامه خبر...
شهریار ربانی، مجری جوان ویژه برنامه افطار شبکه اول سیما که شباهت جالبی هم به محمدرضا گلزار دارد می گوید ماه رمضان جشن الهی است و باید برنامه ای برای مردم ساخت که افسرده نباشد.
روزنامه تماشا: او این روزها با اجرای «شهر باران» در لحظات افطار از شبکه یک سیما مهمان خانه های ماست و در همین چند روز اول توانسته خوش بدرخشد. شهریار ربانی، مجری جوان ویژه برنامه افطار شبکه اول سیما که شباهت جالبی هم به محمدرضا گلزار دارد می گوید ماه رمضان جشن الهی است و باید برنامه ای برای مردم ساخت که افسرده نباشد.

برای شروع خودت را برایمان معرفی کن.
- چهاردهم شهریور ۱۳۶۱ در تهران به دنیا آمده ام. دیپلم ریاضی دارم اما به دلیل علاقه ای که به هنر داشتم، در دانشگاه هنر تهران و در رشته گرافیک ادامه تحصیل دادم و لیسانسم را در این رشته گرفتم. برای مقطع کارشناسی ارشد هم مهندسی منابع طبیعی را انتخاب کردم.
چی شد که وارد تلویزیون شدی؟
- از سال ۸۴ وارد واحد دوبلاژ سازمان صدا و سیما شدم. سال ۹۰-۸۹ با اجرای برنامه صبحگاهی شبکه سه سیما وارد حوزه اجرا شدم. در این مدت در شبکه های یک، دو، ورزش، شما و ... برنامه های مختلفی را اجرا کرده ام.
و چه اتفاقی افتاد که برای اجرای «شهر باران» انتخاب شدی؟
- اجرای ویژه برنامه نوروز ۹۲ شبکه یک برعهده من بود و از این طریق با شبکه یک وارد هنمکاری شدم. با اجرای این برنامه بود که با دوستان شبکه یک آشنا شدم. در حال حاضر هم در برنامه «شهر باران» با احسان ارغوانی عزیز همکاری می کنیم.
امسال «شهر باران» خیلی دیده شده، فکر می کنی نقطه قوت این برنامه چیست که توانسته به عنوان رقیب یک برنامه قدیمی مثل ماه عسل مطرح شود؟
- خوشحالم که برنامه دیده می شود و مردم دوستش دارند. شاید علتش این است که برنامه فضای راحت و شادی دارد. به نظرم ماه مبارک رمضان یک جشن الهی است. در حال تولید برنامه ای هستیم که فضای سنگینی ندارد و در واقع افسرده نیست. فکر می کنم در این روزگار مردم دوست دارند برنامه ای را تماشا کنند که فضای شادتر و خودمانی تری داشته باشد.
در «ماه عسل» ترکیب مهمان ها و نوع اجرا طوری است که اغلب برنامه سنگین و غم انگیز می شود. این اتفاق در اجرای تو دیده نمی شود، در این مورد برایمان بگو.
- ببین اگر مهمانی در برنامه حضور پیدا کند که به سمت یک فضای احساسی و عاطفی برود ما از این فضا استقبال می کنیم اما به آن دامن نخواهیم زد. مثلا آقای سعید شهروز در برنامه ما شرکت کردند و به صورت کاملا خودجوش گریه کردند، ما هم با بغض ایشان بغض کردیم. در نهایت همانطور که گفتم اگر مهمانی داشته باشیم که فضای عاطفی داشته باشد، دست رد به او نمی زنیم اما فضای کلی برنامه به این شکل نیست که تلاش کنیم اشک مهمان و مخاطب را دربیاوریم. فکر می کنم برنامه ای در آن فضا در شبکه سه در حال پخش است و مخاطب حق انتخاب دارد که کدام فضا را انتخاب و تماشا کند.
شهریار ربانی شباهت جالبی به محمدرضا گلزار دارد، این موضوع را قبول داری؟
- نمی دانم چرا می گویند چنین شباهتی وجود دارد (خنده) شخصا شباهت زیادی حس نمی کنم.
نظرت در مورد این مقایسه ظاهری چیست؟
- آقای گلزار انسان جذاب، خوش تیپ و خوش چهره ای هستند اما به شخصه چنین شباهتی حس نمی کنم و فکر می کنم هر کسی چهره و استایل خاص خودش را دارد.
با توجه به این شباهت دوست نداری وارد سینما شوی؟
- راستش خیلی وقت پیش و قبل از اینکه وارد تلویزیون شوم، بازیگری را تجربه کرده ام و هنوز هم با دوستانی که در این حوزه دارم در ارتباطم اما این روزها دغدغه بازیگری ندارم. در نهایت باید بگویم علاقه ام به بازیگری به شباهتی که می گویی ارتباطی ندارد.
چرا به بازیگری به صورت جدی نگاه نمی کنی؟ به هر حال بازیگری یک پله بالاتر از اجراست...
- هر کاری شأن و منزلت خاص خودش را دارد وهیچ کاری نسبت به کاری دیگر ارجحیت ندارد. البته شاید پول و شهرت بیشتری در بازیگری و سینما وجود داشته باشد. همانطور که گفتم به بازیگری علاقه دارم اما گاهی دست سرنوشت انسان را به سمتی می برد که شاید هدف اصلی او نیست.

پاسخ شجریان به نامه افتخاری/ طنز من کی یادداشت نوشتم برات آخه؟ دوم اینکه نه عزیزم، لای یادداشت آخه چطوری بپیچم خودمرو؟ ولی با خواندن نامهات تب و لرز کردم و الان خودم را لای پتو پیچیدم.
به گزارش راک نیوز؛
«اجازه بفرما تو مرا ممدرضا صدا کنی. حتی مملی. اما من چگونه تو را به نام کوچکت صدا بزنم استادا؟»
پوریا عالمی در مطلبی طنز که روزنامه شرق آن را منتشر کرده است، نوشت: «نفسم، عمرم، امیدم، دشتیام، علیرضا جانم، افتخاریام ببخش که پاسخ به نامهات دیر شد. راستش الان سه روز است با کمک دیکسیونری و دیکشنریهای فارسی قدیم به فارسی منسوخ، فارسی محله شما به فارسی امروز ایران، بنگلادشی به فارسی میانه، اوستایی به فارسی قدیم و همچنین تاریخ طبری به تاریخ هجری شمسی مشغول ترجمه نامهات هستم. راستش را بگو، دفتر انشای کلاس ششمت را پیدا کردی؟ مرسی پسرم. کار خوبی کردی. ولی آخه چرا؟ عزیزم، پاسخ نوشتن به نامهات برای من خیلی زحمت داشت. ببین، بالاغیرتا فقط بوخون، دیگه ننویس.
اما پاسخ نامهات؛
نوشتهای «ما آجر نیستیم که بمانیم.»
آجر نیستیم؟ آهکیم؟ گچ گچسریم؟ سیمان سمنانیم؟ سنگ دهبیدیم؟ مصالح ساختمانی سنگستانی و پسران، به جز علیرضاییم؟ ما چیستیم؟ از وقتی تو گفتی ما آجر نیستیم من به فکر فرو رفتهام که ما چیستیم؟ آیا اگر در مصالح ساختمانی آجر نیستیم در جاهای دیگر چی نیستیم؟ در سبزیجات هویج نیستیم؟ چغندر نیستیم؟ در لوازم منزل آباژور نیستیم؟ در وسایل ماشین ترمزدستی نیستیم؟ در ابزار و یراق لولا نیستیم؟ در ساعات روز لنگ ظهر نیستیم؟ واقعا چرا آجر نیستیم؟ داری ساختمان میسازی و ذهنت درگیر شده؟ چیزی شده بگو.
نوشتهای «باید هر کدام در نوای هم بخوانیم.»
آفرین. تا حالا به ذهن من نرسیده بود. زنگ زدم تالار وحدت و هماهنگ کردم. قرار شد آخر هفته یک کنسرت بگذاریم نوایی نوایی، در نوای هم بخوانیم. خوبه؟
نوشتهای «ما باید اسم همدیگر را صدا بزنیم.»
راست میگویی. دو تا استاد که به هم برسند دیگر به هم استاد نمیگویند. میزنند روی پای هم، لپ هم را میکشند و شوخی ملموس میکنند. باشد. حرفی نیست. اما اجازه بفرما تو مرا ممدرضا صدا کنی. حتی مملی. اما من چگونه تو را به نام کوچکت صدا بزنم استادا؟ استادا آزموده را آزمودن خطاست.
نوشتهای «ما باید همایون هم باشیم.»
پس همایون چی؟ اگر ما همایون هم باشیم، همایون نسبتش با ما چه میشود؟ یعنی من بشوم همایون؟ بعد ثبت احوال ایراد نمیگیرد که چرا خودم همایون، پسرم همایون، استاد افتخاری هم همایون؟ بعد فردا کنسرت بگذاری، میخواهی بگویی کنسرت همایون؟ ای کلک. اگر راست میگویی چرا افشاری هم نباشیم؟ یا بیات ترک؟
نوشتهای «ما نباید ورود را از هم بپوشانیم ...»
به جون همایونم هنوز نفهمیدم یعنی چی. من کی ورود را از تو پوشاندم؟ ورود پوشاندنی است؟ یا پوشیدنی؟ شاید منظورت این است که به هم نوعی لباس بپوشانیم؟ چون دو روز است دارم ورود را میپوشانم ولی از هرکسی میپرسم میگوید ورودت پوشیده نیست.
نوشتهای «چرا هوا را آنچنان برای هم سرد کردهایم که باید در دیدارهایمان با پالتوی زمستانی باشیم؟»
در رو بستم استاد.
نوشتهای «نباید دیگران برای ما تصمیم بگیرند، کدام طرف برو، کدام طرف نرو.»
الان داری برای من تصمیم میگیری؟
نوشتهای «حیف کسی نیست برای خودمان شعر بگوید.»
حیف کسی نیست یعنی چی؟ یعنی کسی برای ما شعر بگوید حیفش است؟ یا یک کاما بعد از حیف است؟ داری افسوس میخوری کسی نیست برایت شعر بگوید؟ اتفاقا ریچارد براتیگان گفته بود همه دختران باید شعری داشته باشند که برای آنان نوشته شده باشد.
نوشتهای «کسی نیست ترقهای به زمین بزند تا همه از حصاری که سرمای وجودمان را احاطه کرده، بیدار شویم.»
راستش من تا حالا از حصار بیدار نشدم. آن هم حصاری که سرمای وجودم را احاطه کرده باشد. بنابراین اگر ترقه هم بزنی من از حصارم بیدار نمیشوم.
نوشتهای «من چرا در گذر وجود شما از کنار جدولهای دستهجمعی بگذرم، آن هم غریب و تنها.»
جان ممدرضا، کتاب متاب چی میخونی؟
نوشتهای «دوست دارم یکی مرا صدا بزند با اسم کوچک رضا، رضا، رضا!»
رضا... رضا... رضا... خوبه؟ نه؟ رضا... رضا... رضا... استادا...
نوشتهای «ما ته خط رسیدیم.»
یعنی میخواهی من را هم با خودت بکشانی؟ یا به زور خط پایان را بکشی جلو؟ یعنی هر جا کم آوردی آخر خطه؟
نوشتهای «کمی پای گرمای هم بنشینیم. این بهترین یادگاری است که برای هم مینویسیم.»
چیزی برای گفتن ندارم.
نوشتهای «محمدرضا شجریان دوستت داریم. اما نه با پیغام.»
من هم دوستت دارم عزیزم.
نوشتهای «خود را در لای یادداشت وزینت نپیچ. غریبی نکن.»
اول، من کی یادداشت نوشتم برات آخه؟ دوم اینکه نه عزیزم، لای یادداشت آخه چطوری بپیچم خودمرو؟ ولی با خواندن نامهات تب و لرز کردم و الان خودم را لای پتو پیچیدم.
نوشتهای «بیا سکوت را بشکن با نوای خود.»
رضا... رضا... رضا... من کنسرت نمیتونم برگزار کنم بابا. سکوت نکردم. بای هانی.
ادامه خبر...
حجتالاسلام روحالله حسينيان، نماينده مردم تهران در مجلس با اشاره به اقدامات ضدايراني وزير سابق خارجه انگليس گفته: جك استراو از موسسان و عاملان اصلي تحميل قرارداد تعليق غنيسازي بود و مجلس ايران جايگاه حضور اين فرد نيست.
حسينيان به فارس گفته: معني ندارد در مجلس شوراي اسلامي كه نمايندگان ملت شريف ايران در آن هستند، جك استراو حضور بيابد.وي گفته:قطعا نمايندگان با حضور اينگونه افراد در مجلس مخالفت خواهند كرد و اجازه حضور اينگونه افراد را نخواهند داد. اين نماينده گفته: بالاخره همانطور كه گفتم، به شوخي يا جدي اگر ايشان بيايد با يك چيزي او را ميزنم چه تخممرغ باشد چه گوجه.
در واكنش به سخنان حسينيان،محمدرضا خباز گفته: من خيلي تعجب كردم وقتي از يك روحاني كه لباس پيامبر(ص) بر تن دارد اينچنين شنيدم كه بگويد من با گوجه از او پذيرايي ميكنم.خباز گفته: البته حضور آقاي جك استراو در مراسم تحليف قطعي نشده است، اما بايد به ايشان يادآوري كرد كه پيامبر اسلام(ص) فرمودند مهمان را گرامي بداريم اگرچه كافر باشد، حال آنكه آقاي جك استروا مسيحي و اهل كتاب است.

| جایزه جهانی خودروی سال زنان، امسال به خودروی فورد فیستا تعلق گرفت. |
به گزارش پرشین خودرو، خودرویی اقتصادی با موتور اکوبوست ۱.۰ لیتری و توان ۱۲۵ اسب بخار و میزان آلودگی تنها ۹۹ گرم در کیلومتر، که نشان از یک خودروی تمیز و اقتصادی دارد.
این انتخاب توسط ۱۸ نویسنده خودرویی و بر اساس معیارهایی چون ایمنی، ارزش در برابر پول پرداختی، زیبایی ظاهری، فضای داخلی برای مسافر و بار، سهولت رانندگی، رنگ آمیزی، جاذبه جنسی، محیط زیست و امکانات خاص کودکان، صورت پذیرفته است.
این جایزه در ماه اکتبر در مراسمی در لندن به شرکت فورد اهدا خواهد شد. پیش از این نیز موتور سه سیلندر اکوبوست فورد جوایز بسیاری از جمله بهترین موتور سال را از آن خود کرده بود.
ادامه خبر...
جان لاین، خبرنگار بیبیسی كه اخیرا به علت تومور مغزی تحت مداوا قرار گرفته بود در ۵۵ سالگی درگذشت.
![]() |

| زیباترین لبخند دنیا متعلق به این کودک یکسال و هفت ماهه از یک خانواده معمولی استرالیایی است. |
پدر و مادر او بر حسب اتفاق در یک از آتلیه های شهرشان از فرزندشان عکس گرفتند
زیباترین لبخند دنیا متعلق به این کودک یکسال و هفت ماهه از یک خانواده معمولی استرالیایی است. پدر و مادر او بر حسب اتفاق در یک از آتلیه های شهرشان از فرزندشان عکس گرفتند و پس از آن عکس این کودک خوش شانس دست به دست چرخید تا آنجا که از رکوردهای گینس سر درآورد. معیارهای این انتخاب هم نوع لبخند، فرم لبها و حاوی پیام بودن آن است.
این دختر زیبا رکورد زیباترین لبخند دنیا را از آن خود کرده است.
منبع : عصرخبر
ادامه خبر...

| لعيا زنگنه در لباس نظامي در فيلم "خيابان هاي آرام" |
ادامه خبر...

| سید محمد خاتمی، رئیس بنیاد باران و رئیس جمهور سابق کشورمان در ضیافت افطار «شاهگوش» شرکت کرد و از پشت صحنه این سریال بازدید کرد. که در این مراسم خاتمی دقایقی را در کنار محسن تنابنده قرار گرفته و با او به گپ و گفت پرداخت. تنابنده در «شاهگوش» نقش خواننده ای مشابه ابراهیم حامدی خواننده لوس آنجلسی را ایفا می کند. |
به گزارش راک نیوز به نقل از کافه سینما: سید محمد خاتمی، رئیس بنیاد باران و رئیس جمهور سابق کشورمان در ضیافت افطار «شاهگوش» شرکت کرد و از پشت صحنه این سریال بازدید کرد. سید محمد خاتمی که در تمام طول حضور در وزارت ارشاد و همچنین دوران هشت ساله ریاست جمهوری خود، سر صحنه هیچ فیلم یا سریالی حاضر نشده بود با حضور در محل فیلمبرداری پروژه جدید داود میرباقری، از نزدیک با روند ساخت «شاهگوش» آشنا شد.
جالب اینجاست که در این مراسم خاتمی دقایقی را در کنار محسن تنابنده قرار گرفته و با او به گپ و گفت پرداخت. تنابنده در «شاهگوش» نقش خواننده ای مشابه ابراهیم حامدی خواننده لوس آنجلسی را ایفا می کند.
یکی از پلان های این مجموعه طنز، با حضور داود میرباقری، سیروس مقدم، حسن فتحی و سید محمد خاتمی فیلمبرداری شد و بعد از آن حضار روزه خود را همراه با رئیس جمهور پیشین ایران افطار کردند. در این دیدار صمیمانه به جز عوامل «شاهگوش» هنرمندانی چون رضا کیانیان، حبیب رضایی، امیر جعفری، مهناز افشار، علیرضا شجاع نوری، بهاره رهنما، پیمان قاسم خانی، سامان مقدم، علی قربان زاده و... نیز حضور داشتند.
ادامه خبر...

تی شرت هایی جالب با طراحی کتب و درسهای دوران ابتدایی تولید شد.


