» نگاه سردمسئولان فرهنگی انرژی کارکردن وماندن دراستان را از آدم می گیرد
نزدیک به سی سال است تلاشهای هنرمندانهی خود را بر زندگی عشایر ایران متمرکز کرده و در این مدت آرشیو غنی و پرباری را از آداب و رسوم، پوششها، و شیوههای زندگی عشایری و مردمی که زندگیشان به طبیعت وابسته است فراهم نموده است.
به گزارش خبرنگار راک نیوز از مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد؛ حسن غفاری، عکاس شناخته شدهای است که در زمینهی عکاسی مستند اجتماعی کار میکند.
نزدیک به سی سال است تلاشهای هنرمندانهی خود را بر زندگی عشایر ایران متمرکز کرده و در این مدت آرشیو غنی و پرباری را از آداب و رسوم، پوششها، و شیوههای زندگی عشایری و مردمی که زندگیشان به طبیعت وابسته است فراهم نموده است. آرشیو عکسهای او میراث گرانبهایی برای مطالعات و تحقیقات مردمنگاری محسوب میشود. او متولد یاسوج است و در رشتهی عکاسی از دانشگاه هنر فارغالتحصیل شده است.
غفاری در پاسخ به پرسشی مبنی براینکه چه احساسی از این کار خود داریدکه بیش از دو دهه کارهنری به عنوان یک عکاس کولهپشتی را برمیدارید و به جستجوی چیزها، مکانها و یا موضوعات مردمی میروید.؟ گفت:زندگی انسان از نقطهای آغاز می شود و در نقطه ای هم خاتمه پیدا می کند.
ما برای پرکردن فاصله بین این دو نقطه احتیاج به بهانه هایی داریم تا به زندگیمان معنا ببخشد. در عین حال، هم به تعهدات اجتماعی و هم به دلمشغولی های شخصی مان پاسخ بدهد. عکاسی برای من این فاصله را پرمی کند و بهانه ای است برای حرکت و تلاش.
هر وقت تصمیم می گیرم وسیله هایم را جمع کنم و به سفرعکاسی بروم احساس می کنم اصلا به همین خاطر به دنیا آمده ام. احساس می کنم کار مفیدی انجام می دهم. برای همین احساس زنده بودن و ارزشمند بودن دارم.
این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که به نظرتان کاری که می کنید چقدر به گردشگری شبیه است؟
یادآورشد: یک گردشگر با هدف دیدن، مکاشفه، لذت بردن و یا تجربهی هیجان از طریق گردش و مسافرت، بر روی زمین در حال حرکت است. ظاهر کاری که می کنید خیلی با آن مشابه است. خودتان چه فکر می کنید؟
قرارگرفتن در مسیرهای ناشناخته و نادیده، و رفتن به سوی آدم ها و مکان هایی که با آنها رابطه های نسبی و سببی ندارید وضعیتی مشابه با گردشگری است.
گردشگر معمولا برای لذت بردن از چیزهای تازه و نادیده سفر می کند و عموماً به جزئیات متمرکز نمی شود اما من در موقعیت یک عکاس مستند اجتماعی و مردم نگار برای تفریح و لذت به سفر نمی روم. درست است که از سفر لذت هم می برم اما بهعنوان عکاس همه ی جزئیات زندگی مردمی که به سمت و سوی شان می روم ماندن در کنارشان و تجربه ی وضعیتی که در آن هستند و درک تعریف شان از زندگی مهم است. و در نهایت اینکه دیگران را هم در مشاهدات خودم سهیم کنم.
صاحب اثر«نفت و آفتاب» در پاسخ به بخش دوم سوال که از وی پرسیده شده بود ، دربارهی کاشفان جغرافیا و نیز زیست شناسانی که با هدف کشف واقعیت های تازه بر روی زمین در حرکت اند، آنها نیز سعی در کاوش و ثبت واقعیتهای مهم در زمین دارند. یعنی عکاسی از نوعی که شما انجام میدهید به یک کار هنری مثل نقاشی شبیه تر است یا به چنین فعالیت های غیرهنری؟
گفت: کاری که من می کنم به علوم اجتماعی نزدیک تراست تا به هنر. یک عکاس مستند اجتماعی از هنر و آموخته های هنری برای بهتر عکاسی کردن استفاده می کند.
دغدغهی من در عکاسی معطوف به برداشت و نگاه صرفاً هنری به موضوعات نیست. برای من چیزی که در فضای زندگی هست و از پشت دوربین می بینم به عنوان واقعیت مهمتر از اجرای هنری است. بسیار اوقات این واقعیت لحظات گذرایی ست که اتفاق می افتد و تمام می شود ولی من با دوربینم بخشی از آن را ثبت و نگهداری میکنم.
از عکس بهعنوان حافظه تاریخ یاد میشود زیرا اطلاعات زیادی را در مورد مکان ها و انسان ها و شرایط زیستی شان برای همیشه ثبت و نگهداری می کند.
فرض کنید برای نشان دادن چیزی به مخاطب، دو راه وجود دارد. نخست اینکه او را به مکان مورد نظرتان ببرید و اجازه دهید او خود از یک واقعیت موجود بازدید کند. دوم این که عکس هایی را از آن موقعیت به او نشان دهید. به نظرشما در هر یک از راه ها، نتیجه چقدر ممکن است با همدیگر تفاوت داشته و با آنچه از موضوع در ذهن خودتان بوده است فرق داشته باشد.
چندی پیش از سانحه تاسف آور سقوط هواپیما در قله دنا فیلم و عکس گرفتید. البته مایل نیستم در این مجال به ابعاد تراژیک و انسانی آن بپردازیم. اما بهعنوان یک عکاس که به کوه دنا نیز آشنا بوده اید و عکسهای بسیاری نیز در گذشته از این سمبل قومی گرفته اید، این بار داستان چقدر فرق داشت؟
در گذشته تجربه کوتاهی در عکاسی خبری داشتم. اما آن را رها کردم به دلیل اینکه درست یا غلط احساس می کردم دراین کار در بسیاری از موقعیت ها شخصیت عکاس تحقیر می شد. مثلاً گاه برای عکاسی از یک مراسم سادهی افتتاحیه توسط یک سیاستمدار و یا مصاحبهای معمولی با یک مقام مسئول مدتها معطل میشدیم و بسیاری اوقات برخوردهای نامناسبی با عکاسان صورت می گرفت. علاقه ای به رویاروشدن با حوادث طبیعی و بحرانهای اجتماعی برای خبرهای آنی نیز نداشتم. در نتیجه خیلی زود از این کار فاصله گرفتم.
اما در حادثهی غم انگیز دنا مدتی همراه امدادگران بودم. می خواستم من هم به نوبه خودم، با توجه به مهارتی که داشتم دست کم برای ثبت زحمت این عزیزان کاری کرده باشم. آنها در ارتفاع چهارهزار متری با آن وضعیت جوی نامناسب و دشواری کار با بیل و ابزارهای ابتدایی آن هم در وسعتی بسیار زیاد برای کاویدن و پیدا کردن جانباختگان و در نهایت فشار عاطفی دیدن جنازهها کار می کردند.
بیانصافی بود اگر در آن شرایط در ثبت این حادثه غم بار مشارکت نمی کردم. عکاسی از حادثه دنا برای من مشارکت فردی در یک تراژدی اجتماعی بود. در عین حال برایم بسیار مهم بود که عکسهایی از این واقعه تهیه شود که مطالبات مردم شهر و استانمان را به مسئولان یادآوری کند.
این که سکوت می کنیم و حقوق خودمان را نمی دانیم، به قدر کافی تاسف برانگیز است. اما وجود اسناد تاریخیای از این دست برای به یاد آوردن ضایعات و لطماتی که به خاطر بیتوجهیها به مردم ما وارد شده، مفید خواهد بود، حق مردم استان
کهگیلویه و بویراحمد نیست که در همهی این سالها با یک هواپیمای بردکوتاه و فاقد استانداردهای لازم برای مناطق سرد کوهستانی مسافرت کنند. حادثهی دنا ظلمی بود بر مردمی که از حق و حقوقشان اطلاع کافی ندارند.
آقای غفاری، شما در چند سال اخیر در حال تکمیل پروژهای بسیار ارزشمند از طریق عکاسی هوایی از استان گهگیلویه و بویراحمد هستید.در آسمان و از آن فاصله، چه چیزی از این سرزمین و مردمانش میبینید؟
در کنار علاقه ام به عکاسی از مردم همیشه یک بدهکاری نسبت به سرزمینی که در آن زندگی کرده و بزرگ شده ام احساس می کنم. هیچ زمان از جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد غافل نبودم و همیشه سعی به معرفیش داشته و دارم. چندسال قبل تصمیم گرفتم که نگاهی از بالا به رودها، کوه ها، دشت ها، شهرها و روستاهای استان داشته باشم. نامه نگاریهای بسیار زیادی از طریق استانداری، نمایندگان مجلس، نماینده خبرگان رهبری و نهادهایی که دارای ابزارهای مناسب کار بودند، از جمله هلال احمر، شرکت نفت که همکاری بسیار زیادی داشتند، صورت دادم. این کار با شرکت نفت شروع شد.
در ادامه پروازهای زیادی را با هلی کوپترهایی که به دلایل مختلف در رفتوآمد بودند، بهویژه بالگرد سازمان هلال احمر داشتم. سعی کردم در چهار فصل استان و مناطق مختلف طبیعت زیبای آن را ثبت کنم. همچنین عکس هایی گرفتم که تحولات شهرنشینی و توسعه کالبدی روستاها و یا عقب نشستن منابع طبیعی را نشان می دهند. موضوعات این عکس ها می توانند مورد آسیب شناسی قرار بگیرند و توسط کارشناسان رشته های مربوطه مشاهده و تحلیل شوند. اکنون نیز با توجه به پیشرفت هایی که در حوزه صنعت رخ داده با استفاده از هلیشاتها در حال تکمیل این پروژه هستم.
بخش دوم این گفتگو بزودی منتشر میگردد /برگرفته از مجله فراسو
فکر میکنید چند سال دیگر بتوانید عکاسی کنید؟
متاسفانه سالهاست موفق به تهیه ابرازهای جدید عکاسی نشده ام. بحرانهای اقتصادی تورم، ناامنی اجتماعی و شغلی و بیثباتی اقتصادی دامنگیر کار عکاسی نیز شده است و با این روند چشم انداز دلگرم کنندهای برای ادامه کار عکاسی پیش روی نمیبینم. محصولات بسیار مرغوب و قدرتمندی در دنیا ساخته شده است، اما ما مجبور به قناعت هستیم و با آنچه از گذشته مانده است در حال تلاش برای بقا در حوزه حرفه ای کار خود هستیم. متاسفانه در سرزمین پدریام استان کهگیلویه و بویراحمد از بابت کملطفی و نگاههای قومی و منطقهای مسئولان فرهنگی و هنری اذیت میشوم، همکاری و حمایت فرهنگی وجود ندارد و در بسیاری موارد نگاه حذفی دیده می شود، احتمالا در استان نتوانم کار کنم، نگاه سرد بیتفاوت آنها انرژی ماندن و کارکردن را از آدم می گیرد، این زمانی است که این سرزمین از حضور فرزند خود و توانایی انجام کارش محروم می شود.
چه چیزی آنطور که دوست دارید نیست؟
نوع کاری که من در عکاسی انتخاب کردم، یک کار عامالمنفعه است که بازتابش برای جامعهای ست که در آن زندگی می کنم. این کار بخشی از هویت، تاریخ و فرهنگ ماست. من سعی کردم ارزشهای انسانی که در فرهنک و تاریخ و سرزمین ما وجود داشت و بسیاری از آنها در حال دگرگونی و نابودیست و خود شاهد آن بودهام از طریق عکاسی ثبت کنم. البته در این روند تنها نبودهام و عکاسان بسیاری هم اکنون نیز قدم در این راه دارند و بی هیچ دستمایه مادی برای ثبت و ضبط زندگی عشایر تلاش می کنند. متاسفانه ثبت تصویری زندگی عشایر بهویژه از طرف مسئولان جدی گرفته نشده و ما در این کار مورد حمایت کافی قرار نگرفتهایم. متاسفانه دولت و مسئولان اهمیت این کار را به درستی درک نمیکنند. افراط در پرداختن مستقیم به موضوعات مذهبی و ایدئولوژیک سبب شده است تا توجه کمتری به این کار صورت پذیرد.
تاریخ انتشار :
6 اردیبهشت 1398, 08:39
» اخبار مرتبط:
عکاس کهگیلویه و بویراحمدی موفق به دریافت گواهینامه درجه یک هنری شدعکاس کهگیلویه وبویراحمدی در میان عکاسان برجسته اینستاگرامگواهی نامه درجه یک هنری دررشته عکاسی در کشور به عکاسی از کهگیلویه و بویراحمد رسید+عکسگواهی نامه درجه یک هنری دررشته عکاسی در کشور به عکاسی از کهگیلویه و بویراحمد رسید+عکسسلفی گردن کنار سیل جز یک رفتار احمقانه هیچ پیامی ندارد
» اشتراک گزاری خبر