
دختر رئیس مجلس نمایندگان امریکا ، جان بوهنر با یک جوان جامائیکایی در یک مراسم خصوصی در باغی در فلوریدا ازدواج کرد.
به گزارش نیک صالحی لیندزی ماری بوهنر، 35 ساله با یک کارگر ساختمانی به نام دومینیک لاکان ازدواج کرد، در حالی که عروس خالکوبی بزرگی نیز بر روی بازویش داشت.
داماد 38 ساله نیز در یک کت شلوار طوسی به همراه موهای بسیار بلند عجیبش که تا کمرش می رسید در مراسم عروسی خود شرکت کرد.
لازم به ذکر است که دومینیک سابقا در سال 2006 به جرم حمل مواد مخدر ماریجوانا دستگیر شده بود به گزارش نیک صالحی ولی با این وجود آنها اظهار داشتند که بسیار به یکدیگر افتخار می کنند.
در این مراسم عروسی 60 مهمان حضور داشتند که از جمله آن خواهر کوچکتر لیندزی، تریشیا 32 ساله بود که در سال 2011 با جیمز کینی ازدواج کرد.
بوهنر و همسرش دبی نیز به دخترشان پیوستند تا عکس های عروس را با آنها در کنار برکه های زیبا بگیرند.
بر طبق گزارشات این عروسی با امنیت بسیار بالا برگزار شده است تا حدی که به مهمانان عروسی دستبندهای آبی رنگی داده شده بود تا آنها را از مشتریان رستوران هتل جدا کنند.
تهیه و ترجمه: گروه خبر نیک صالحی
ادامه خبر...
بامداد امروز در جریان سرقت از یک دامداری چوپان میاندرودی در استان مازندران به قتل رسید.
به گفته اهالی روستای محمدآباد، این اتفاق ساعات اولیه بامداد امروز در روستای محمدآباد دشتناز در حالی رخ داده است که سارق یا سارقان با قتل چوپان دامداری که مالک آن بوده است چندین راس گوسفند را به سرقت بردند.
این دامداری از نوع سنتی بوده است که دیوارههای آن از حصار چوبی ساخته شده بود و اهالی منطقه از وقوع یک فقره سرقت در همین دامداری در سال گذشته خبر میدهند.
در حادثه صبح امروز پیرمرد مالک دامداری به قتل رسید.
در حال حاضر مردم منطقه از هرگونه کمک به نیروی انتظامی برای شناسایی و دستگیری عامل یا عوامل این حادثه دریغ نمیکنند و تحقیقات پلیس در این زمینه ادامه دارد.
ادامه خبر...
زنی که پس از کشتن و مثله کردن مردی جنازه اش را آتش زده بود در اعترافاتش عنوان کرد که برای دفاع از خودش این کار را کرده است. بهمن ماه سال ۹۰ ماموران یک دستگاه پژو ۴۰۵ را در کمربندی جاده ورامین در حالی پیدا کردند که در آتش ميسوخت.پس از خاموش شدن آتش مشخص شد که خودرو هیچ پلاکی ندارد تا از طریق آن بتوان هویت صاحبش را پیدا کرد اما باز شدن در صندوق عقب ماشین سرآغاز داستان یک جنایت ناموسی بود.در صندوق عقب پژو دو کیسه پلاستیکی حاوی جنازه مردی میانسالی بود که تکه تکه شده بود و گمان ميرفت صاحب خودرو باشد.
با انتقال جنازه به پزشکی قانونی تحقیقات برای پیدا کردن هویت مرد کشته شده و علت فوت او آغاز شد.پس از بررسی گزارشهاي افراد مفقودی، خانواده مردی که نشانههايش با مرد فوت شده تطابق داشت برای تشخیص هویت به پزشکی قانونی آمدند.پس از شناسایی حسین ۵۲ ساله از سوی اعضای خانواده اش مشخص شد که او از تاریخ ۹ بهمن از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. همزمان با شناسایی شدن حسین گزارش علت فوت او نیز از سوی پزشکی قانونی منتشر شد.در گزارش پزشکی قانونی عنوان شده بود که اول ضربه با یک جسم سخت به سر او وارد شده و سپس با استفاده از جسم برنده و نوک تیز اعضای حیاتی بدنش بریده شده که علت اصلی مرگ او بوده است.
با بررسی محل کار و افراد نزدیک به حسین هیچ مظنونی پیدا نشد تا اینکه پرینت آخرین مکالمات تلفنی حسین ردی از تماسهای مکرر او با یک زن را فاش کرد. این زن که فرانک نام داشت در نخستین بازجوییها عنوان کرد که چنین شخصی را نميشناسد و هیچ اطلاعی هم از او ندارد. اما ادامه تحقیقات چیز دیگری را ثابت ميکرد که خلاف گفتههاي فرانک بود. کارآگاهان در ادامه تحقیقات دریافتند که فرانک یک رابطه خانوادگی دور با حسین دارد .به خاطر همین نقاط ضد و نقیضی که در گفتههاي فرانک بود او مجبور به اعتراف شد و راز جنایت هولناک فاش شد.
فرانک در اعترافاتش گفت که حسین را به قتل رسانده و جنازهاش را با کمک همسرش داخل صندوق عقب گذاشته و به آتش کشیده است.فرانک در بازجوییها درباره انگیزهاش برای این کار گفت: حسین فامیل دور من بود اما دائماً مزاحم من ميشد.او یک بار سعی داشت به من تعرض کند و من را دائما تهدید ميکرد که اگر به خواسته اش تن ندهم پدر و برادرم را ميکشد. به همین خاطر هم من از او خواستم به خانه ام بیاید تا با او حرف بزنم.آن روز که حسین به خانهام آمد فهمیدم که دست بردار نیست و ميخواهد هرطور شده به نیت شوم خود برسد.مجبور شدم با چکش یک ضربه به سرش بزنم.
وي افزود: حسین به خاطر آن ضربه بیهوش شد.زمانی که بیهوش شده بود درون چشمانش جوهر نمک ریختم و بعد با ضربات چاقو او را کشتم. بعد به شوهرم و برادرم زنگ زدم و گفتم که چه کار کردهام. آنها سریع خودشان را به خانه رساندند.وقتی شوهرم دید چه کردهام به برادرم گفت چند کیسه زباله تهیه کند با کمک هم جنازه را به دستشویی بردیم و مثلهاش کردیم. بعد از آمدن برادرم تکههاي جنازه را در کیسهها گذاشتیم و با ماشین خود حسین در جادههاي اطراف تهران آتش زدیم.
علیرضا شوهر فرانک و مرتضی برادر او نیز در اعترافات خود گفتههاي فرانک را تایید کردند. با اعتراف آنها بازپرس دادسرای جنایی برای آنها به اتهام مباشرت در قتل قرار مجرمیت صادر کرد که با تایید قرار مجرمیت و صدور کیفرخواست پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قرار است به زودی به این پرونده در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شود.

خانم«سکینه پیوندی» 86 ساله مادر حجت الاسلام والمسلمین دکترحسن روحانی رئیس جمهور منتخب است. او اهل سرخه و ساکن این شهر است. اما به واسطه کهولت سن، بیشتر در کنار دختران و دامادهایش در کوی «فلسطین» شهر سمنان زندگی می کند. به بهانه انتخاب دکتر حسن روحانی، سراغ مادر رئیس جمهور منتخب رفتیم تا از فرزندش برایمان بگوید. آن چه می خوانید گزیده ای از خواندنی ترین حرف های مادر رئیس جمهور منتخب دولت یازدهم است:
5 فرزند دارم که حسن فرزند اول من است وبعد از او صدیقه، طوبا،حسین وآمنه هستند.
«حسن» با همه کارهایی که دارد هروز از طریق تلفن جویای حال من است وبا من صحبت می کند هر چند کوتاه. حتی در زمان تبلیغات انتخاباتی که خیلی هم مشغول بود، به من زنگ می زد و چندکلام هم که شده با من حال و احوال می کرد.
آخرین باری که پسرم را از نزدیک دیدم، عید نوروز بود. می خواستم بعد از انتخابات هم به دیدنش بروم .اما وضعیت جسمانی به من اجازه نداد وتلفنی به فرزندم تبریک گفتم.
عروسم، خواهرزاده ام هم هست. پسرم وقتی 20 ساله بود با عروسم که آن موقع 14 سالش بود ازدواج کرد.
حسن، بیشتر کودکی اش را با مطالعه و قرآن خواندن می گذراند. درسش هم آن قدر خوب بود که چند سالی را هم جهشی درس خواند. از همان کودکی شیطنت خاصی نداشته وآرام بود.
خطبه عقدازدواج تمام فرزندان و وابستگان نزدیک را دکتر روحانی می خواند.
هر وقت حاج حسن پیش ما می آید همه خانواده در خانه پدری جمع می شوند.
حسن بین همه ورزشها به کوهپیمایی وشنا علاقه بیشتری دارد.

| رئیس رسانه ملی با ارسال نامه ای به عارف از مراتب قدر شناسی وجامع نگری وی در خصوص عملکرد رسانه ملی تشکر کرد. |

هافبک تیم استقلال چند سال پیش با کمک علی انصاری مرد متمول بازار مبل و موبایل مغازه ای را در بازار موبایل تهران خرید و به تجارت در این حوزه مشغول شد.
پارست:جباری به این شغل بسنده نکرده و در یکی از مغازه های نزدیک میدان تجریش رستورانی را تاسیس کرده که در آن به مشتریان نان داغ و کباب ارائه می کند.
جباری برای هر گونه حاشیه این مغازه را با مدیریت یکی از نزدیکانش اداره می کند و در آن اسمی از جباری وجود ندارد.
ادامه خبر...

| فرزاد جمشیدی که در کارنامه خود ۲۰ سال همکاری با سازمان صداوسیما را دارد، با انتشار نامهای برای همیشه از کار اجرا خداحافظی کرد. |
نامه فرزاد جمشیدی را در ادامه میخوانید:
«هو الحلیم الخبیر»
سر سفره چاشت صبحگاهی، مادرم چایی شیرین قصههایش را به دستمان میداد. از همان جا بود که قصههای قرآن در جانم آشیان کرد و حرارت حقیقت این کلام کبریایی، یخبندان دروغِ اهلِ دنیا را در خاطرم ذوب کرد تا باور کنم تنها رسولان حقاند که ویترین واقعیتشان از متاع محبت، پُر است و از قرار روزگار، همانانند که شیشه مغازه معنویشان، پیوسته با سنگ مزاحمتِ بدخواهان میشکند و هر که با تابلوی «یاد خدا» دکان دوستی بنا کرد، بساط سخنش را میچینند و معرکهاش را بر هم میزنند!
هنوز از تلخی روزگار، دو قاشق از آن چای خوش عطر و طعم قصههای قرآنی مادرم، در خاطرم هست که گلوی گرفته بغض را باز کند و سلام خوبی برای این نامه خداحافظی باشد.
مادرم میگفت: موسای کلیم الله (ع) از خدا خواست حکمی فرما تا از حرف مردم، در امان باشم! پروردگار فرمود: کاری که برای خود نکردهام! چگونه برای تو انجام دهم؟!
هنوز در کوهستان گذر عمر، پژواک صدای مادر، باقی است که میگفت: نمرود خواست با خدا مبارزه کند؛ دستور داد ارابهای آماده کنند. آنگاه ارابه را به پای مرغی بزرگ بست و تکه گوشتی جلوتر از دهان مرغ گذاشت تا به هوس آن به آسمان پر بکشد! سپس نمرود رو به آسمان چند تیری انداخت به این پندار که سمت پروردگار، تیر پیکار افکنده!
آن وقت مادرم از همسایگی دو خاطره، نتیجه میگرفت:
اولین ملامتی عالم، خودِ خداست که انسان را هم که خلق کرد، فرشتهها از روی عبادت (و نه از روی لجاجت) ملامتش کردند. حال آنکه نمیدانستند آدمی غیر از خون ریختن، فرشته خصال هم خواهد شد و به عطر اخلاق محمدی(ص)اش، دنیا را تسخیر خواهد کرد. پس پسرجان! اگر میخواهی در این عالم بمانی، یا از نیل مشکلات، عبور کن که دست فرعون بددلی به تو نرسد و یا آنقدر بالا برو که تیر عداوت نمرود، به تو اثر نکند!
من - این حیرت زدهی دیار دنیا - که نه عصای استقامت موسی(ع) دارم و نه آبروی صبر ابراهیم خلیلالله(ع)، بیریا با همان لهجه سحرگاهی ماه خدا، این نامه را به نشانی مردم سرزمینام پست میکنم. آنها مرا خوب میشناسند. مردم میهنام مرا از اینترنت پیدا نکردهاند که حالا با دو خط خبر، مرا در شورهزار اینترنت، تنها رها کنند.
هموطنان جغرافیای ایران! همسایههای تاریخ دین و ایمان! همکلاسیهای درس سخت وجدان! سلام سالها به دعای شما دانش اندوختم تا سکه سخنم را در بازار انتخاب خود، بخرید و متاع محبت و حرف حسابام را به خانه خاطر پسندی خود ببرید. ترسِ مقدسِ سخن گفتن در قاب تلویزیون که معیار جهانیاش به من آموخته: «یک دقیقه حرف زدن در تلویزیون، یک ساعت مطالعه میخواهد» اسب استعداد مرا نهیب زد که باید یک نفس در دشت دانش بدوی و اگر میخواهی خوشه علم برای مخاطبینِ تلویزیون بدوی باید صدبرابر آنچه میگویی، بشنوی!
حاصل این نخوردنها و نخفتنها و دویدنها آن شد که «کتابخانهام بزرگتر از خانهام شد» و اعتبار اعتنای مردم خوب میهنم، مثل سنجاقکی روی سینهام نشست تا بدان حد که بعنوان «مرغ سحر» بالاتر از نام فرزاد جمشیدی، مسئولیت امانتی به اندازه واجب نماز و روزه بر دوشم وانهاد.
هفت سال این بار امانت را با درستکاری و روزهداری بر دوش کشیدم و هر چه به خانه محمد و آل محمد (ص) نزدیکتر شدم، لهیب آتش کینه ابوالهبها بیشتر شد؛ اینک یکسال از اجرای آخرین برنامه سحرگاهی «ماه خدا» بر من و ما میگذرد. در این یک سال، ابر سوء تفاهم میان من و مخاطبام سایه انداخت ولی چون نمیتوان چهره خورشید حقیقت را با مشتی گل دروغ پوشاند، عاقبت، آفتاب بر پهندشت وجدانِ اهل حق تابید و کشتی شکسته دروغ، به گل رسوایی نشست. در چهار ضلعی «من، رسانه، شاکی و قوهی قضاییه»، انصافاً هر یک نقش خود را خوب ایفا کردند ولی ناضعلی نادانهای اینترنت، پیش از رسیدگی قضایی، نظم اخلاق را بر هم زد و عقرب قلم دروغ چند میرزا بنویس که اصولا خبرنگار نیستند، عقربه سرعت خوانندگان را بالا برد تا از شیطان، سبقت بگیرند و در سراشیبی غیبت، سقوط کنند!
شلاق، زندان اوین، حکم جلب، دستبند، نامعروف، نامشروع.... و دیگر صفات اشیاء ناپسند را حتی بیاطلاع شاکی پرونده و بیاستدلال و استفاده عقل و قضا، در کنار اسم من قرار دادند تا با شیطان همغذا شوند؛ غیبت مرا بکنند و در حمام تهمت، گِل گناه مرا بشوند.
اکنون سبکبار مینویسم:
در این یک سال که بر من به اندازه یک عمر گذشت، تیر گمانهزنی مردمی که اسیر امواج ملتهب فضاهای مجازی قرار گرفته بودند، بسیار به سویم پرتاب شد. در فرودست آن مرتبه اوج و عرفان سحرگاهان رمضان، مثل دامنههای کوهسار زندگیام، آشغال دروغ، بسیار ریختند. محیط زیست پاک رمضانی من و مردم را آلودند و میزان آلایندههای مورد رضایت شیطان و دشمنان را به حداکثر خود رساندند. پس بنا به تدبیر مادرم و راه کار موسوی و ابراهیمی که قبلاً آموخته بودم سعی کردم بالاتر بروم تا خدنگ خدعه و بدی در دلم ننشیند و ننشست.
زندگی در دیار پُر از حسادت دنیا به من آموخته: در جایی که هنوز برای خاتم پیامبران (ص) به هزینهی شیطان، فیلم میسازند! من فقط میتوانم به شهید فهمیده، اقدا کنم؛ یک نارنجک، به خود ببیندم و لااقل یک تانک تهمت را منهدم کنم!!
این خداحافظی، نتیجه رسیدن به یک جادهی جدید در زندگی من است:
آنچه در حق فرزاد جمشیدی گفتند و نوشتند و پراکندند، نزد خدا، گم نمیشود. با این خداحافظی نیز چیزی بیشتر از آنچه رخ داده، از آبروی فرزاد جمشیدی، کم نمیشود! فقط میماند یک تسویه حساب ساده که موعدش روز جزا و قضاوتش به عهده علی بن موسیالرضا (ع) است. بالا بلند نجیبی که از روز اول کارم در سازمان صدا و سیما، آبروی خودم را با آبروی رضای آل مرتضا (ع) گره زدهام. آن تسویه حساب، این است:
- اگر آنچه درباره فرزاد جمشیدی گفتهاند، حقیقت دارد، چه وقیحم من که باز هم رو به روی چشم سیاه دوربین بنشینم و از بخت سپید سحرگاهی رمضان، با مردم و روزهداران سخن بگویم!
اما اگر آنچه نوشیدند و نوشتند و نشر دادند، حقیقت نداشته باشد چه کم توانم من که بخواهم تمامی ذهنهای مخدوش را ترمیم کنم و چه کمتوانتر و نحیفترند آنهایی که باید رو به روی همین یک آینه از آیههای قرآن بایستند و خدای خویش را پاسخ گویند. کدام آیه؟
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر فاسقی برایتان خبری آورد، تحقیق کنید. مباد که از روی نادانی، به مردمی آسیب برسانید. آنگاه از کاری که کردهاید، پشیمان شوید. (سوره مبارکه حجرات - آیه نورانی ششم)
پس بگذار میان من و دروغ پردازان و مُمَهدین و باعثین این خدعه خصمانه، قرآن و امامان معصوم (ع) قرار گیرد. اینک که خود دروغ میسازند و سپس آبروی ایمانی و قرآنی و انقلابی صدا و سیما و همه کارکنانش را با همان متر و مقیاس دروغ، اندازه میگیرند، من بروم بهتر است تا دامان این همه مجری، گوینده، تهیه کننده، کارگردان و هنرمندان شریف و تحصیل کردهی صدا و سیما، آلوده شود.
البته خلاف آنچه که دیگران فکر میکنند شاید این قلم و صاحباش گلهمند و منکسر و اندوهگین و از کار افتاده باشند اما به جای گلهگذاری چند تشکر است که به چندین نفر بدهکارم!
از سید عزت الله ضرغامی (رییس رسانه ملی) که در تندباد حواشی که مثل ابر مرثیه از سَرَم عبور میکرد، به منآموخت: عزت را خدا و ماه خدا به تو دادهاند نه رسانهها و نه فقط صدا و سیما، سپاسگزارم.
از سید رمضان موسوی مقدم (قائم مقام صدا و سیما) از علی دارابی (معاون سیما) و از مهدی فرجی(مدیر شبکه یک) به عنوان کوهوارههای ادب و اخلاق که در بارش بیدریغ تیغهای تهمت و دروغ علیه من، سایبان مهرشان را از سَرَم دریغ نفرمودند، سپاسگزارم.
از سایتهای اینترنتی که بخاطر چند کلیک بیشتر، آبروی مرا به آتش کشیدند ولی حلقه جهنم را برای خود کوبیدند و هیزم این آتش را بر دوش خویش، حمل کردند و به من یاد دادند معنی حقیقی این ضربالمثل را که: «آتش هر چقدر هم تند و تیز باشد فقط خودش را میسوزاند» و یا این ضربالمثل که چاه کن همیشه تهِ چاه است، سپاسگزارم.
از همه رسانههایی که با انتشار اخبار غیرواقع و شلیک ترکشهای تهمت به من، درصد جانبازیام را نزد خدای دانای راز، بالا بردند، سپاسگزارم.
از آنها که جسم بیجان و متعفن شهرت دنیایی مرا روی دوش دروغ، تشییع و در گورستان گمنامی، دفن کردند، سپاسگزارم.
از تعدادی از کارکنان بخش ویژهای از سازمان صدا و سیما مثل آقایان: (م- ا)، (م- خ)، (س)، (ک) که با هدایت آقای (ر) به جای حراست از آبرو و تقدس خدادادی، مجری برنامههای رمضان، زخم اهل کوفه را بر دلام نشاندند، سپاسگزارم.
از همه آنها که آلبوم دیانت و شیعه بودن مرا با چند تکه از ذغالِ دلِ سوختهی امیرالمؤنین علی (علیه السلام) سوزاندند تا من هم فردای قیامت، احساس کنم هم تیمی ولایت علوی (ع) هستم، سپاسگزارم.
از همه بی معرفتهایی که دو تا تکه سنگ (از همان جنس که ابوجهل به سمت پیامبر (ص) می افکند)، یک لقمه از خشم فرو خوردهی امام کاظم (ع) و یک کف دست از دشت مظلومیت امام حسن مجتبی (ع) را به موزه تجربهی من بخشیدند تا آموزه عمرم شود، ممنونم.
از همه آنها که با غیبت از من، سر کلاس رضایت خدای کریم، غیبت کردند و با انجام این گناه، اولآً زباله معصیت مرا به پذیرایی اعمال خیر خود بردند و در ثانی، اعمال نیک و ثواب خود را به من هدیه کردند، سپاسگزارم.
از همه مسؤولان برگزاری برنامهها، همایشها و مراسمها در بخشهای دولتی و خصوصی، که مومنانه به حاشیهها و شایعات درباره این بنده حقیر خدا، توجهی نکردند و ذرهای از اعتمادشان نسبت به فرزاد جمشیدی، کاسته نشد، سپاسگزارم.
از آنها که به فتوای فضای مَجاز، گناه کردن را برای خود مجاز کردند و با سنگ دروغ، قامتِ غرور دروغین مرا شکستند، تشکر میکنم. از آنها که چهره زرد ترس مرا در «تابه تهمت» و «روغن معصیت» خودشان، سرخ کردند تا مزه شیرین شهامت را احساس کنم و برای ماندن در عرصه شهرت، به هر ناکسی، التماس نکنم، تشکر میکنم.
از برادران هم خانواده رسانهایام که مثل برادران غیور یوسف (ع) با درج خبرهایی سراسر دروغ، مرا به چاه امتحان خدا انداختند و از بعضی دیگر از خبرگزاریها مثل «جهان نیوز، الف، مهر، تابناک، تبیان» و همانندشان که با بیاعتنایی کامل به این قبیل شایعات، ریسمان نجات خویش و من شدند، سپاسگزارم.
در پایان و در آستانه رسیدن به نیمه راه شعبان و طلوع تولد حضرت صاحبالعصر و الزمان (عج) برای همه شما مردمان، مؤمنان، روزه داران و سفره داران سحرگاهان ماه رمضان، بهار قرآنی خوبی آرزو میکنم. من هفت سال به جای سحری، کلمه و واژه نوش جان کردم و همچو آرش، جان در پیکان نهادم تا تیر توفیقام از مرز خستگی بگذرد و جغرافیای جان روزه داران را وسعت دهد. برای اجرای چنین برنامهای باید سربازی کرد نه سلطانی و برای استحقاق نشستن سر سفره سحرگاهی رمضانی، باید خدمتگزاری کرد، نه میزبانی!
برای این بهار رمضانی هم الان در حق خودم، تأفلی به حافظ شیرین بیان زدم، چه مناسب آمد:
ارغنون ساز فلک، رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
گل به جوش آمد و از می نزدیماش آبی
لاجرم ز آتش حرمان و هوس میجوشیم
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل، خاموشیم
از همه سپاسگزارم؛ چه آنها که ترکام کردند و چه آنها که درکام کردند.
خدا نگهدارتان امیدوارم در کلاس حضور قلب خدا، با دلی خالی از دنیا پیوسته حاضر و پابرجا بمانید.
اوایل گل سرخ و انتهای بهار - فرزاد جمشیدی
خبرگزاری فارس
ادامه خبر...
پس از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم گزینههای مختلفی برای وزارتخانههای دولت در دست بررسی هستند.
حجتالاسلام حسن روحانی روز جمعه با کسب 50.71 از آرای مردم به عنوان رئیس جمهور منتخب ملت برگزیده و مامور تشکیل کابینه یازدهم شد.
اصل 133 قانون اساسی میگوید، وزرا توسط رئیسجمهور تعیین و برای گرفتن رأی اعتماد باید به مجلس معرفی شوند، بر همین اساس پس از برگزاری مراسم تنفیذ در روز 12 مرداد و همچنین برگزرای مراسم سوگند یا همان تحلیف در صحن علنی مجلس، رئیس جمهور موظف است که ظرف یک هفته وزرای پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کند.
از امروز تا پایان مهلت قانونی برای معرفی وزاری پیشنهادی، حجتالاسلام حسن روحانی 53 روز فرصت دارد که وزرای پیشنهادی خود را انتخاب کند.
شنیدهها حکایت از این دارد که رئیس جمهور منتخب تاکنون با برخی شخصیتها و چهرهها برای تصدی سمتهای مختلف در کابینه یازدهم رایزنی کرده و گزینههای مختلفی برای تصدی پستهای مهم دولتی مطرح شدهاند.
خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، به برخی از گزینههای احتمالی اعضای کابینه که همچنان در دست بررسی هستند، دست یافته است. با این وجود هنوز هیچکدام از اعضای کابینه به طور قطعی مشخص نشدهاند و رایزنیها با این افراد و همچنین بررسیهای حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی در این زمینه همچنان ادامه دارد.
آنچه در ذیل میآید گزینههای احتمالی 24 سمت مهم دولتی است:
1- معاون اول رئیسجمهور: محمدرضا عارف، محمد علی نجفی و محسن مهرعلیزاده؛ (در این زمینه محمدرضا عارف بیشترین شانس را دارد ولی اگر به هر دلیل وی به این سمت منصوب نشود، نجفی بیشترین شانس را خواهد داشت و اگر نجفی به سازمان برنامه و بودجه برود مهرعلیزاده محتملترین گزینه برای تصدی معاونت اولی دولت حجتالاسلام روحانی است.)
2- وزارت اطلاعات: حجتالاسلام علی یونسی و حجتالاسلام مصطفی محقق داماد مطرحترین گزینه برای این وزارتخانه هستند؛ (در صورت ماندن یونسی در دفتر تحقیقات و مطالعات استراتژیک، احتمالاً محقق داماد تنها گزینه تصدی وزارت اطلاعات خواهد بود و در صورت اینکه محقق داماد رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک شود، یونسی وزیر اطلاعات خواهد شد.)
3- وزارت امور خارجه: محمود واعظی، علی اکبر صالحی و کمال خرازی گزینههای مطرح برای این وزارتخانه هستند که در این میان شانس محمود واعظی از دیگران بیشتر است.
4- وزارت کشور: حجتالاسلام ناطق نوری و اسحاق جهانگیری مطرحترین گزینهها برای تصدی این وزارتخانه مهم در دولت حسن روحانی هستند. گفته میشود به احتمال قوی، ناطق نوری تصدی این وزارتخانه را نمیپذیرد، و از این روی شانس جهانگیری بسیار بیشتر از دیگران خواهد بود.
5- وزارت اقتصاد: گفته میشود در حال حاضر محمدباقر نوبخت تنها گزینه وزیر اقتصاد است و احتمالا "نیلی" که هم اکنون مشاور وی است، به عنوان مدیرکل مناطق آزاد اقتصادی معرفی میشود.
6- دبیر شورای عالی امنیت ملی: شنیده شده است که علیاکبر ولایتی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب خواهد شد.
7- وزارت دفاع: حسین دهقان، علی شمخانی و اکبر ترکان گزینههای تصدی وزارت دفاع هستند که در این میان شانس حسین دهقان بیشتر از دیگران است.
8- وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی: گفته میشود علی مطهری تنها گزینه این وزارتخانه است و احتمالاً سلطانیفر به عنوان معاون وی در این وزارتخانه انتخاب خواهد شد.
9- وزارت دادگستری: از حجتالاسلام شوشتری به عنوان گزینه مطرح برای وزارت دادگستری نام برده میشود و در عین حال گفته میشود که احتمال دارد حجتالاسلام روحانی مرتضی بختیاری وزیر فعلی دادگستری را برای ابقا در سمت خود به مجلس معرفی کند.
10- وزارت ورزش و جوانان: محمد دادکان و سعید فائقی گزینههای اصلی تصدی این وزارتخانه هستند.
11- وزارت نفت: از بیژن نامدار زنگنه و سیدکاظم وزیری هامانه به عنوان اصلیترین گزینههای تصدی این وزارتخانه کلیدی نام برده میشود.
12- ریاست سازمان انرژی اتمی: علیاکبر صالحی وزیر فعلی امور خارجه، غلامرضا آقازاده و حسین فریدون شانسهای اصلی تصدی ریاست انرژی اتمی هستند.
13- وزارت رفاه و امور اجتماعی: مرتضی بانک و صفدرحسینی گزینههای اصلی تصدی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هستند.
14- وزارت ارتباطات: از نصرالله جهانگرد به عنوان گزینه اصلی تصدی این وزارتخانه نام برده میشود.
15- وزارت علوم: جعفر توفیقی، عبدالله جاسبی و جواد اطاعت گزینههای اصلی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هستند که در این میان شانس جعفر توفیقی از دیگران بیشتر است. جعفر توفیقی سابقه تصدی وزارت علوم در دولت خاتمی را هم دارد.
16- وزارت بهداشت و درمان: گفته میشود صلاحالدین دلشاد و مسعود پزشکیان گزینههای اصلی این وزارت خانه هستند.
17- وزارت راه و شهرسازی: از علی عبدالعلیزاده و علیاکبر آقایی به عنوان گزینههای تصدی این وزارتخانه نام برده میشود.
18- وزارت صنعت، معدن و تجارت: گفته میشود محمد نهاوندیان رئیس فعلی اتاق بازرگانی ایران از جمله افرادی است که به احتمال زیاد برای تصدی وزارت صنعت، معدن و تجارت به مجلس معرفی خواهد شد.
19- مشاور ارشد رئیسجمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری: گفته میشود محمدرضا نعمتزاده که رئیس ستاد انتخابات حسن روحانی بود، به عنوان مشاور ارشد رئیسجمهور و سرپرست نهاد ریاستجمهوری منصوب خواهد شد.
20- مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور: حسین فریدون گزینه اصلی تصدی سمت ریاست دفتر رئیسجمهور است.
21- رئیس مرکز امور مشارکت زنان: زهرا پیشگاهیفر به احتمال فراوان به سمت ریاست مرکز امور مشارکت زنان منصوب خواهد شد.
22- معاون پارلمانی رئیس جمهور: حجت الاسلام قدرتالله علیخانی و حجت الاسلام تیمور علی عسگری از جمله افرادی هستند که بیشترین شانس را برای تصدی معاونت پارلمانی رئیسجمهور دارا هستند.
23- معاونت اطلاعرسانی دولت: شنیده شده است که علیرضا الفت به سمت معاون اطلاعرسانی دولت منصوب خواهد شد.
24- معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست: از معصومه ابتکار به عنوان اصلیترین گزینه ریاست سازمان حفظ محیط زیست نام برده میشود.
ادامه خبر...
ه صورت طبیعی اگر نامزدهای یک انتخابات حتی هزار نفر هم باشند یکی نفر از میان آنها به عنوان رییس جمهور انتخاب می شود. اما اینکه سایر نامزدها بعد از انتخابات به چه کار مشغول خواهند شد و چه فعالیتی را برخواهند گزید باید مورد بررسی قرار گرفت.
به گزارش راه دانشجو، انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هفته گذشته با حضور 6 کاندیدا برگزار شد و از میان این 6 نفر حسن روحانی به عنوان رییس جمهور یازدهم راهی پاستور می شود.
اما 5 کاندیدای دیگر به همراه 2 کاندیدای انصرافی اندکی قبل از انتخابات قرار است به چه کاری مشغول شوند؟
محمدرضا عارف! آیا او معاون اول روحانی می شود؟
او معاون اول سید محمد خاتمی در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری هفتم و هشتم بود، فارغ التحصیل دانشگاه «استنفورد» و از یاران نزدیک به خاتمی تا آنجا که قبل از انتخابات گفته بود «اگر خاتمی بگوید، از انتخابات کناره گیری می کنم!» و اینگونه نیز شد که او به نفع دیگر کاندیدای دیگر مورد حمایت اصلاح طلبان کنار رفت.
حسن روحانی هنوز دولت را تحویل نگرفته و هنوز کابینه اش در حد گمانه زنی باقی مانده که در میان این حدس و گمانها گفته می شود محمدرضا عارف معاون اول وی خواهد شد.
به نظر می رسد تا حدی این حدس به یقین نزدیک باشد، چرا که وی می تواند روحانی را نیز به مانند خاتمی در دوره ریاستش بر قوه مجریه همراهی کند و اینکه روحانی خبر از استفاده از وی در کابینه اش داده است.
محمد باقر قالیباف، تمایلی به شهرداری ندارد!
محمدباقر قالیباف، فرمانده اسبق نیروی هوایی سپاه و پلیس که بعد از انتخابات 84 و عدم پیروزی در انتخابات توسط شورای شهر به شهرداری پایتخت منصوب شد و دو دوره در این سمت ماند، اکنون بعد از مرخصی 20 روزه اش به شهرداری بازگشته است، اما آیا با اتمام دوره شورای شهر سوم، وی باز هم شهردار پایتخت خواهد شد؟
این گمانه بسیار بعید به نظر می رسد، چرا که شنیده شده خود نیز تمایلی به این حضور و دوام ندارد.
اما از مدت ها قبل زمزمه هایی مبنی بر حضور وی در رسانه ملی عنوان شده که خود وی هنوز واکنشی به آن نداشته است. البته درباره ضرغامی نیز گفته می شود که کسالتش گویا مانع ادامه کار وی در این سمت خواهد شد و از این نظر قالیباف در راس لیست حدسیات ریاست صداوسیماست. هرچند که گمانه زنی هایی نیز درباره استفاده حسن روحانی از او در یکی از وزارتخانه های دولت مطرح است.
سعید جلیلی، قطعا ریاست تیم هسته ای را نخواهد داشت!
سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و رییس تیم مذاکره کننده هسته ای است که در آخرین لحظات همزمان به جمع کاندیداهای ریاست جمهوری پیوست.
وی در ایام انتخابات در حالی که او را به شدت شبیه احمدی نژاد می دانستند، تا حدی که نامزد خاموش تیم دولت می خواندنش، این مساله را به شدت تکذیب کرد. کامران باقری لنکرانی که قرار بود تا آخرین لحظه در عرصه انتخابات باقی بماند در نهایت به نفع وی کناره گیری کرد. آیت الله مصباح نیز تمام قد پشت وی ایستاد. کسانی که به دنبال نماینده ای برای ادامه گفتمان سوم تیر بعد از احمدی نژاد بودند نیز از وی حمایت کردند اما او نفر سوم انتخابات شد.
وی اکنون دوباره تا تشکیل کابینه جدید و انتقال قانونی به رییس جمهور جدید به سمت خود بازگشته است، اما به نظر می رسد که روزهای آخر ماموریت وی در شورای عالی امنیت ملی در قالب مسئول مذاکره هسته ای است، هرچند که وی همچنان نماینده مقام معظم رهبری در این شورا هست.
شاید جلیلی همه وقت خود را به تدریس در دانشگاه اختصاص بدهد یا اینکه به وزارت امور خارجه که زمانی مدیرکل اروپا و آمریکای آن بود، بازگردد.
سرنوشت محسن رضایی؟
وی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است و از سال 84 تاکنون هر دوره برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده است و از این جهت دارای رکورد است!
وی در انتخابات سال 88 نتوانست رای قابل توجهی را کسب کند اما در انتخابات امسال او با توجه به میزان رأیی که کسب کرد توانست شگفتی انتخابات لقب بگیرد.
اما گفته می شود که وی دیگر در سمت دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام نخواهد ماند و قرار است بنیادی اقتصادی را تاسیس کند و در آن طرحهای اقتصادی مطرح شده در دوران تبلیغات انتخاباتی اش مثل طرح «بانک مردم» و طرح حمایت از 5 هزار شغل خانگی را پیگیری و اجرا کند.
اما برخی از گمانه ها نیز از حضور وی در کابینه یازدهم خبر می دهند که البته باید منتظر معرفی کابینه از سوی روحانی بود.
علی اکبر ولایتی و حدادعادل، آیا به کابینه دعوت می شوند؟
اما علی اکبر ولایتی و غلامعلی حداد عادل دو نامزد دیگر هستند که هر دو به نظر می رسد به کارهای قبلی خود بازگردند.
ولایتی که مشاور عالی مقام معظم رهبری است همچنان در این سمت باقی می ماند اما برخی زمزمه ها نیز از حضور در کابینه به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی خبر می دهد.
حداد نیز همچنان نماینده مجلس خواهد ماند.
محمد غرضی، مشاور اقتصادی خوبی می تواند باشد
محمد غرضی، تنها کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم بود که مسئولیت مهم و خاصی در کشور نداشت و بسیاری تایید صلاحیت وی را نیز از شگفتی های انتخابات می دانستند.
وی پس از پیروزی انقلاب سمت های مختلفی را در سپاه پاسداران، استانداری کردستان و استانداری خوزستان عهدهدار بود و در سال 1360 به عنوان وزیر نفت انتخاب و از سال 1364 تا 1376 به عنوان وزیر پست و تلگراف و تلفن در دولت مشغول به خدمت بود.
وی همچنین نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی نیز بوده است.
محمد غرضی از سال 76 تاکنون مسئولیت خاص و چندانی در دولت نداشت و از اینرو چندان نیز مورد توجه رسانه ها در این سالها نبود اما به نظر می رسد با توجه به دیدگاه های اقتصادی که در ایام تبلیغات انتخاباتی آنها را بروز داد، بتواند مشاور خوبی در مسائل اقتصادی در دولت حسن روحانی باشد.
اما باید دید حسن روحانی با دولت تدبیر و اعتدال خود چگونه می خواهد افراد کابینه اش را تشکیل دهد، یعنی استفاده از عقلای هر دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب.

«چه خوبه که برگشتی» تازه ترین فیلم داریوش مهرجویی که به تازگی روی پرده رفته به واسطه نام مهرجویی هم که شده خوب می فروشد و بعد از حدود دو هفته نمایش رقم 400 میلیون تومان را فقط در تهران رد کرده است.
در یکی از نماهای این فیلم حامد بهداد را که نقش یک دندانپزشک را بازی می کند در حال آوازخوانی برای مهناز افشار می بینیم.