
شاکی مجری سرشناس در پاسخ به نامه منتشر شده توسط این مجری به اختصار به خبرنگار عصرخبر پاسخ داد: نامه را خواندم و برایم جالب بود و با خودم فکر کردم که اگر سکوت می کرد بهتر نبود؟ یا حداقل عذر خواهی از ملت عزیز که ۷ سال با حرف های این فرد زندگی کرده اند.
وی افزود: «همه ما این ضرب المثل را به خوبی می دانیم: سر بی گناه پای دار میره اما بالای دار نمیره». حتم دارم در طول این شکایت حتی یکبار به خدا متوسل نشدید و برای تبرئه نشان دادن خودتان تنها به بنده های خدا و تهمت زدن به من در مکان های مختلف متوسل شدید . که اگر یک بار توسل خالصانه به خدا داشتید مطمئنا خدا هم در این راه به شما کمک می کرد که حکم قطعی توسط دیوان عالی کشور در مورد شما صادر نشود.
شاکی مجری مشهور با اشاره به کم صادره ادامه داد: آقای مجری من تصمیم داشتم که حکم صادره دیوان عالی کشور را منتشر کنم اما فقط به خاطر خانواده شما و به هم نخوردن زندگی خانوادگی شما از این کار خودداری کردم . ۵ صفحه حکم دیوان عالی کشور که ریز به ریز موارد و مدارک دادگاه را توضیح داده و تنها با دیدن این حکم همه آگاهان از این ماجرا مطمئن از صدق گفتار و مدارک من می شوند .
وی افزود: شما که تمام این موارد را تهمتی بیش نمی دانید، آیا بر روی حرف و تصمیم ۸ قاضی دادگستری علامت ابهام میگذارید؟ ۵ قاضی در دادگاه کیفری استان و ۳ قاضی در دیوان عالی کشور.
با وجود فشارهایی که بر روی انها بود به دلیل شرایط اجتماعی که شما داشتید ، اما در کمال انصاف و عدالت حکم صادر کرده و آن را تایید کردند.
از مدیران ارشد سازمان صدا سیما نام بردید و آنها را به نوعی درگیر خود کردید، اما بالحق که این مدیران همگی منتظر تایید حکم دادگاه ماندند و قضاوتی نکردند و قضاوت را به قانون سپردند و در رابطه با شما تنها قانون تصمیم گرفت نه شخص خاصی، تا روزی که همگی حکم دیوان عالی کشور را دیدند.
این شاکی با نشان دادن حکم صادره از سی عالی ترین نهاد قضایی کشور ادامه داد: بگذارید همه بداند در حکم صادره و تایید شده دیوان عالی کشور، در صفحه ۴ حکم بنا بر رای اقلیت دادگاه نوشته شده است که «معتقد هستم نامبرده بایستی به عنوان تتمیم مجازات علاوه بر شلاق تعزیری از هر گونه فعالیت فرهنگی و حضور در صداسیما محکوم گردد»؛ تورا به خدا اینقدر با اعتماد مردم بازی نکنید.
وی درباره اجرای حکم صادره نیز گفت: حکم ۸۰ ضربه شلاق تایید شده و تا هفته آینده در دادسرای ارشاد و مفاسد اجتماعی اجرا خواهد شد؛ ضمن اینکه شکایت پدر من به عنوان ولی قانونی من از شما همچنان در دادسرای فرهنگ و رسانه در دست بررسی است و هنور این مسئله به طور کامل رسیدگی نشده است.
در خاتمه نیز شاکی مجری مشهور اعلام کرد: من تنها در این راه قدم گذاشتم هیچ حامی و مدافعی نداشتم اما فقط به خدا توکل کردم . حجمه دروغهایی که در رابطه با من گفتید و تهمت هایی که به من زدید ، شکایت هایی که برای تهدید من انجام دادید و طبق ارسال پیامک خود شما که نوشتید «قصدی از شکایت از تو جز یک ترکه تنبیه نداشتم» همه باعث قهر خود از شما شد . اگر یکبار به کار کرده خود اعتراف می کردید شاید الان طناب نجات خدا به کمر شما بسته می شد .

بازپرس ویژه دادگستری بوشهر از دستگیری متهمی خبر داد که در يك كودك آزاري دلخراش و بي سابقه بخشی از بدن دختربچه 6 ساله ای را با فندک سوزانده و دو چشم وی را کور کرده بود.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی راک نیوز ؛ قاضی مقدس در گفتگو با «خلیج فارس» اظهار داشت: این متهم که به ماده مخدر صنعتی شیشه معتاد مي باشد، در زمان خروج از شهر بوشهر به دام افتاد.
وی در تشریح این حادثه کودک آزاری که هفته گذشته در پی انتقال فرد آسیب دیده به بیمارستان بوشهر، رسانه ای شده بود، گفت: چهارشنبه گذشته دختر بچه اي كه از قسمت هاي مختلف بدن مورد آزار و اذيت قرار گرفته بود به بيمارستان شهداي خليج فارس منتقل شد.
وي يادآورشد: مادر معتاد اين دختربچه از دو ماه قبل از شيراز به بوشهر آمده بود و در منزلي با يك فرد معتاد به ماده مخدر شيشه زندگي مي كردند.
وي يادآورشد: با توجه به ارتباط نامشرع فرد معتاد با مادر اين دختربچه، علت و انگيزه اين كودك آزاري از سر راه برداشتن طفل براي رسيدن به آمال غيرشرعي اين شخص جاني عنوان شده است.
بازپرس این پرونده کودک آزاری اضافه كرد: اين فرد جاني با آتش فندك همه بدن اين دختربچه را سوزانده و علاوه بر شكستن دنده و كور كردن دو چشمش، متاسفانه با زدن ضربه با شي سخت به سرش، او را دچار ضربه مغزي كرده است.
مقدس ادامه داد: با تاکید رییس کل دادگستری استان و دادستان بوشهر برای تسریع در رسیدگی به موضوع و همكاري پليس، فرد معتاد که پس از جنايت متواري شده بود، در حین خروج از بوشهر دستگیر شد.
مقدس گفت: مادر اين دختر بچه نيز به جرم مشاركت و ارتباط نامشروع دستگير شده است.
به گفته این مقام قضایی، وضعیت دختربچه 6 ساله وخیم مي باشد و شب گذشته براي انجام مراحل درمان به شيراز منتقل شد.
وی در پایان از سردار عباس زاده فرمانده انتظامی استان، سرهنگ شجاعی فرمانده انتظامی شهرستان، سرگرد گراوندي رییس کلانتری 11 بوشهر، سروان نصرالهي و دلاوری به دلیل دستورات لازم و سرعت عمل نیروهای زیرمجموعه برای دستگیری متهم این کودک آزاری دلخراش تشکر کرد.

اهل فرهنگ و هنر چشم امید به رئیسجمهور محبوبشان دارند .
![]() |

یک قاضی در زرقان استان فارس، مطالعه و آموزش را جاگیزین کیفر حبس کرد.
پایگاه آموزشی مهداد به نقل از روابط عمومی دادگستری کل استان فارس نوشت، در پی ورود و شکار غیرمجاز شش نفر از جوانان به منطقه حفاظت شده پارک ملی بمو در استان فارس، دادرس دادگاه عمومی بخش زرقان ضمن تعلیق حبس متهمان، چهار نفر از آنان را به نوشتن مقاله با موضوع اهمیت محیط زیست محکوم کرد.
دادرس دادگاه عمومی بخش زرقان این افراد را که به شکار غیرمجاز بره آهو متهم هستند، گنهکار شناخت و آنها را به 91 روز زندان محکوم کرد ولی حبس آنان را به دلیل عدم سابقه کیفری، تعلیق کرد.
قاضی محمدرضا قاسمی رئیس دادگاه عمومی بخش زرقان در این خصوص گفت: متهمان همچنین به ممنوعیت ورود مجاز یا غیر مجاز به محدوده پارک بمو، دریافت گواهی حسن رفتار با محیط زیست از مدیر پارک های ملی بمو با مراجعه به اداره کل محیط زیست استان و ارائه مقاله دو هزار کلمه ای در خصوص فواید محیط زیست و اهمیت حفاظت از اراضی طبیعی محکوم شدند.
رئیس دادگاه عمومی بخش زرقان تأکید کرد این حکم در مراجع تجدیدنظر استان قابل تجدیدنظر خواهی می باشد.
شهرستان زرقان در 25 کیلومتری شمال شرقی شیراز واقع شده که به لحاظ زیست محیطی دارای پوشش گیاهی درختان نارون و چنار می باشد و پارک ملی بمو از مراکز تفریحی و گردشگری طبیعی در استان فارس و این شهرستان به شمار می آید.

نام حاج حبیب الله معلمی در کنار نام شهدا و ایثارگران، بر تارک تاریخ دفاع مقدس میدرخشد و همواره ما را به یاد اشعار مخلصانه و زیبای مردی میاندازد که اینک در بستر بیماریست. پیر حماسه سرای دفاع مقدّس که روزهاست به علت مشکلات ریوی به کما رفته و در بیمارستان بستری شده از دیروز هوشیاری خود را بدست آورده و از ارادتمندان اهلبیت عصمت و طهارت (ع) التماس دعا دارد.
نوحهها در دوران دفاع مقدس، از نقشآفرینان مهم حرکتها و پیروزیهای جبهه بوده اند و شاعر اینگونه اشعار، خود رزمنده ای بود که در کنار رزمندگان در جبههها یا فرماندهان در قرارگاههای عملیاتی و در اوج انفجار و اضطراب با آرامش دل به توکل و ایمان میسپرد و شعر میسرود.
از چهرههای مطرح اینگونه نوحهها حاج حبیب الله معلمی است.
او که در پانزدهم بهمن 1305 در رامهرمز به دنیا آمد، دوران طفولیت خود را در مکتبخانه پدرش که معلم قرآن بود گذرانید؛ مکتبخانهای که توسط نیروهای رژیم پهلوی تعطیل شد. شاعری مخلص که از نوجوانی در تعزیههایی که در رامهرمز و بهبهان اجرا میشد، نقش بازی میکرد و از همان سالهای نوجوانی به شعر و شاعری روی آورد و شد شاعر اهلبیت عصمت و طهارت (ع) که تاکنون نیز به این ابراز ارادت افتخار میکند.
او که در سال 1340 از رامهرمز به اهواز مهاجرت کرد، با آغاز جنگ تحمیلی در کنار حضور در اهواز به عنوان یکی از مهمترین شهرهای جنگی ایران در فرصتهای بسیاری همراه با فرزندانش در سنگرهای دفاع هم حضور داشت و همزمان به سرودن اشعار نیز میپرداخت که خاطره نخستین نوحهای که به آقای صادق آهنگران داد از زبان حاج صادق شنیدنی است:
سال 1359یعنی همان اوایل جنگ من با سیف الله معلمی فرزند حاج آقا معلمی در جهاد سازندگی آشنا شدم. او گفت: پدرم شعر میگوید. اگر تمایل داری برای شما هم که در مراسمها نوحه میخوانید شعر بگوید. من همان جا روی نوار کاست چند بیت ضبط کردم و نام چند شهید خوزستان را هم نوشتم و به سیف الله دادم.
روز بعد که او را دیدم برگه ای به من داد و گفت: این شعر را پدرم بنا به آهنگی که دیروز به من دادی، سروده و نام شهدایی را که به من دادید، هم در بیتها آورده است.
نگاهی به کاغذ انداختم. اشعار خوب و محکمی سروده شده بود. مطلع یا سرنوحهاش این بود:
ای شهیدان به خون غلتان خوزستان، درود
لالههای سرخ پرپر گشته ایران، درود
همان موقع سید حسین علم الهدی سر رسید و گفت: در نظر داریم برای عشایر خوزستان در هویزه مراسمی برگزار کنیم. بیا و دعای توسل را در آنجا بخوان.
من آن شعر را با خودم بردم و آنجا آن را برای نخستین بار خواندم. آن شب آنقدر جمع حاضر منقلب شدند که تا نزدیک بیست دقیقه پس از مراسم همه گریه میکردند. الحق و الانصاف شعر زیبا و دلنشینی بود. آن شب حسین علم الهدی در جمع ما نبود، ولی وقتی پس از مراسم به جمع ما پیوست، شهید محمد علی حکیم ماجرای دعای توسل و نوحه را برایش تعریف کرد. صبح که بیدار شدم، حسین به من گفت: حاضری این نوحه را در حضور امام خمینی هم بخوانی؟ گفتم: ای بابا ! مگر مرا در جماران راه میدهند که بخواهم در آنجا نوحه بخوانم؟! حسین گفت: تو کاری نداشته باش و خودت را برای رفتن به تهران و دیدار با امام آماده کن. چند روز بعد با سید حسین و گروهی از عشایر خوزستان برای تجدید بیعت با امام خمینی به جماران رفتیم و آن نوحه را در آنجا اجرا کردم و بسیار جا افتاد. در همین روز، چندین بار از صدا و سیما پخش شد و این نبود، جز اشعار خوب و برجسته حاج آقا معلمی.
حاج حبیبالله خود درباره سرودن اشعارش میگوید:
در شبهای عملیات نوحهها تهیه میشدند و رمز عملیات در آنها گنجانیده میشد که بسیار هم مورد توجه قرار میگرفت؛ مثلا در عملیات والفجر مقدماتی نیاز به نوحهای بود که رمز عملیات آن «یا الله» بود. من در همان قرار گاه نشستم و بلافاصله شعر را سرودم. چند دقیقه بعد با حاج صادق تمرین کردیم و او هم آن را در همانجا خواند و فیلمبرداری شد و با اعلام عملیات، بلافاصله آن نوحه هم پخش شد. تیتر آن این بود:
عزم سفر دارند این گردان حزب الله
با رمز یا الله یا الله یا الله
حاج آقا معلمی که نوحههای جاودانه ای همچون:
شور حسین(ع) است چهها میکند
این لشکر حق عازم کرببلاست امشب
سوی دیار عاشقان رو به خدا میرویم
بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت
ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین(ع) / این همه لشکرآمده عاشق دیدار حسین(ع)
و صدها نوحه و شعر شنیدنی و خاطرهانگیز را در کارنامه درخشان ادبی خود دارد، درباره ریتم نوحهها یادآوری میکند:
در آن موقعیت که بچههای رزمنده در اوج شور و احساسات بودند، نمیشد نوحهای سنگین و کش دار خواند. نوحهها باید رزمی و حماسهای و تقریبا به صورت سرود و ساده و از نظر وزن دارای ریتمی میبودند که شنونده را منقلب کنند؛ مثلا یک سبک خیلی قدیمی از بهبهان در ذهنم بود که دیدم برای تهییج جوانان به جنگ بسیار خوب است و انسان را منقلب میکند. آن را نوشتم و به حاج صادق دادم و او آن را در پادگان شهید بهشتی خواند.
تیتر آن این بود:
این لشکر حق عازم کرببلاست امشب / رو سوی میدان ارتش روح خداست امشب
پادگان بسیار شلوغ بود. بسیجیها با شور و حرارت نوحه را پاسخ میدادند و سینه میزدند. آن مراسم با شکوه فیلمبرداری و از تلوزیون پخش شد. چند روز بعد، آقای محمدعلی مردانی را که خود از شاعران مطرح و بنام کشور بود، در اهواز دیدم.
او گفت: آقای معلمی، این چه شعر زیبا و محکمی بود که سروده بودید؟! من تا آن شب آن را از تلویزیون شنیدم، چنان تحت تأثیر قرار گرفتم که گفتم: من در تهران نشستهام چه کنم؟ بلند شوم بروم جبهه. همان شب شال و کلاه کردم و خودم را به اهواز رساندم.
حاج حبیبالله معلمی، همان شاعری است که یکی از نوحههایش با عنوان:
با نوای کاروان / بار بندید همرهان / این قافله عزم کرببلا دارد
در سالهای دفاع مقدس به عنوان تیتراژ اخبار سراسری بود. او در لبیک به فرمایش حضرت امام خمینی که شاعران را به سرودن شعرهای حماسی دعوت میکردند، اشعاری سرود که با صدای زیبای حاج صادق آهنگران به آثاری ماندگار و هنرمندانه تبدیل شدند؛ آثاری مانند:
ای لشکر صاحب زمان / آماده باش / آماده باش
پس از پایان جنگ، تحمیلی بارها مورد تفقد رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای قرار گرفت که تقدیر نامه زیر، نمونهای از آن ملاطفتهاست:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز آقای معلمی
هنگامی که شعر روشن شما که چون جویبار مصفایی با نغمه برادر خواننده عزیز، آقای آهنگران به کلام جان مشتاقان میریزد و روحی تازه و سرشار از انگیزه و احساس انقلابی به شنونده میبخشد، شأن شعر و سرود انقلابی و اسلامی و مردمی و اوج شاعر مومن و صالح، آشکار و ملموس میگردد. سرود دلنواز شما و سرایش صمیمی و شیرین آن برادر، بی شک یکی از پایههای جهاد مقدس ما در برابر دشمن جهانی و جنگ تحمیلی است. این پایگاه شایسته را به شما تبریک میگویم و نیز طلوع فجر مقدس انقلاب را وصله ناقابلی تقدیم میدارم و شما را دعا میکنم.
برادر شما سید علی خامنه ای
نام حاج حبیب الله معلمی در کنار نام شهدا و ایثارگران، بر تارک تاریخ دفاع مقدس میدرخشد و همواره ما را به یاد اشعار مخلصانه و زیبای مردی میاندازد که اینک در بستر بیماری از ارادتمندان اهلبیت عصمت و طهارت (ع) التماس دعا دارد.
برای بهبودی و شفای عاجل این چهره ماندگار دفاع مقدس و شاعر سرودهای خاطره انگیز دعا میکنیم.

به مهمترین اخبار و شایعات بازار نقل و انتقلات توجه کنید استقلال و شجاعی در دیوار
باشگاه استقلال از مدتها پيش به دنبال جذب مسعود شجاعي بود. اما در آخرين مذاكراتي كه باشگاه استقلال با شجاعي داشت اين بازيكن اعلام كرد كه در حال حاضر نميخواهد در فوتبال ايران به فعاليت ادامه بدهد و همچنان ميخواهد در فوتبال اسپانيا يا ديگر تيمهاي اروپايي بازي كند. به اين ترتيب جذب اين بازيكن منتفي شد. روز گذشته مسوولان باشگاه استقلال هم اين خبر را تاييد و اعلام كردند ديگر به دنبال جذب مسعود نيستند.
قاضي و فاصله از تراكتورسازي بعد از به نتيجه نرسيدن مذاكرات محمد قاضي و استقلال قرار بود اين بازيكن با تركتورسازان مذاكره كند اما ظاهرا جلالي هم قاضي را نمي خواهد و دنبال مهاجم ملي پوش است.تراكتورسازي مي خواهد دو جاي خالي ليست ليگ برتري اش را با دو بازيكن ملي پوش پر كند اما مسوولان باشگاه و كادر فني هيچ نامي را لو نمي دهند.
انصاري فرد ماندني شده؟ هر چند تمام شواهد و قرائن حاكي از آن بود كه كريم انصاري فرد در پرسپوليس نمي ماند و علي دايي هم قيد او را زده اما امروز نماينده تام الاختيار دايي طي مصاحبه اي با تعريف و تمجيد از اين بازيكن - كه نفهميديم چرا و با چه هدفي انجام داده - اعلام كرد خبرهاي خوشي از اين بازيكن دارد.آيا كريم در پرسپوليس ماندني شده؟
شجاع در دو قدمي سپاهان با وجود اينكه به نظر مي رسيد مشكلي براي پرسپوليسي شدن شجاع خليل زاده وجود نداشته باشد اما ظاهرا شرايط طوري پيش رفته كه بايد او را سپاهاني دانست و پيش بيني ها مبني بر چرخش او به سوي اصفهان درست از آب در آمده است.شجاع امروز در بدو ورود به ايران گفت با هر تيمي دلش بخواهد قرارداد مي بندند و اين يعني كه با پرسپوليس قرارداد داخلي امضا نكرده.اين مدافع مازني گفته از بين پرسپوليس و سپاهان يكي را انتخاب مي كند اما احتمال سپاهاني شدنش بيشتر است.
رحمتي فردا تمديد مي كند با وجود شايعاتي كه در مورد جدايي سيد مهدي رحمتي از استقلال شنيده مي شد اما ظاهرا اين بازيكن در جمع آبي ها ماندني شده .رحمتي امروز به همراه حنيف عمران زاده در باشگاه استقلال حضور داشته تا با فتح الله زاده مذاكره كند اما ظاهرا امروز خبر تمديد قرارداد او بيرون نمي آيد و بايد فردا منتظر اخبار خوشي از باشگاه استقلال باشيم. سپاهان سزار را می خواهد غير از آرش افشين كه از چند هفته پيش صحبتهايي مبني بر حضورش در اصفهان شنيده شده، ظاهرا باشگاه دنبال برونو سزار مهاجم سابق خودش كه فصل گذشته در النصر امارات بازي ميكرد هم هست و اصلا بعيد نيست او به سپاهان برگردد كه اگر اين اتفاق بيفتد آنوقت يكي از خارجيهاي غيرآسيايي اين تيم بايد برود.

| عکس های حضور مهناز افشار در خیابان پس از صعود تیم ملی به جام جهانی |

گردآوری : گروه اینترنتی پرشین وی
ادامه خبر...

| عکس های هانیه توسلی در حال رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری 92 |

ادامه خبر...

شاهدان این حادثه که مخالف تسلیم کردن این دختر به پلیس بودند، اظهار داشتند: او پس از آن که سر پدرش را از بدن جدا کرد، حادثه را به پلیس گزارش و علت آن را نیز بیان کرد.
ایسنا: رسانههای پاپوآگینه نو اعلام کردند: دختر نوجوانی که توسط پدرش مورد تجاوز قرار گرفته بود، سر او را از تن جدا کرد.به گزارش دیلیمیل، این دختر ۱۸ ساله پس از آن که از سوی پدرش مورد تجاوز قرار گرفت با چاقو سر او را از تن جدا کرد.
شاهدان این حادثه که مخالف تسلیم کردن این دختر به پلیس بودند، اظهار داشتند: او پس از آن که سر پدرش را از بدن جدا کرد، حادثه را به پلیس گزارش و علت آن را نیز بیان کرد.
این گزارش حاکیست، پدر این دختر که اواسط دهه ۴۰ عمر خود را میگذارند در زمان غیبت همسر و دو فرزند دیگرش در خانه به دختر نوجوان خود تجاوز کرد.
این دختر تاکید دارد که اقدام شیطانی پدرش او را وادار به این کار کرده و پدرش مستحق مرگ بوده است.
جرائمی همچون تجاوز، قتل و فعالیتهای جادوگری مشکوک به وفور در پاپوآ گینه نو گزارش میشود.
ادامه خبر...
تهیهکننده "مهرآباد" شخصیتهای آن را آدمهایی معرفی میکند که چوب اشتباهاتشان را میخورند، مهران احمدی ميگويد اگر ممنوعالتصوير شود ميرود كشاورزي و کارگردان هم معتقد است در این سریال انسان را به نقد کشیدهاند نه صنف یا افراد خاصی.
خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و هنر: شبکه تهران این شبها آنتن پخش آخرین قسمتهای کمدی درام "مهرآباد" است. سریالی که همانطور که از عنوان ژانرش برمیآید، تفاوتهای گستردهای با آثاری دارد که چند سالی است با نام طنز و کمدی از شبکههای سیما روی آنتن میرود. از سوی دیگر پرداخت به تکنیک، سازندگان این سریال را از پردازش محتوا غافل نکرده و در مجموع با اثری اخلاقی روبرو هستیم که فارغ از ضعفها، لباسی در حد و اندازه استانداردهای فراموش شده تلویزیون بر تن خود کرده؛ عناصری که ما را به گپ و گفتی با عوامل سریال ترغیب میکند.
از همین رو در نشستی دو ساعته با سیدفرید سجادی حسینی کارگردان، علی تقیپور تهیهکننده، امید سهرابی و امیررضا طلاچیان نویسندگان، داوود امیری مدیر تصویربرداری، بهروز شعیبی و مهران احمدی بازیگران و آزاده سهرابی روابط عمومی، درباره اخلاق و ساختار این سریال در حال پخش گپ زدیم که بخش دوم آن را از نظر میگذرانید:

*تلاش عوامل سریال برای طرح مسائل اخلاقی قبول اما تلاش مهمتری که قابل توجه است، باورپذیر ارائه کردن این مضامین است.
تقیپور: ما موضوعات اخلاقی را در "مهرآباد" گنجاندیم به نحوی که شعار نمیدهیم و موضوعی را گل درشت مطرح نمیکنیم. سهرابی از روز اول که موضوعات مطرح بود، دو آيتم داشت که فراموششان نمیکرد. اول اینکه موضوع طرح شده بسیار دراماتیزه باشد و دوم اینکه فرضیه اینفورمیشن در آن رعایت شود.
*ماجرای این فرضیه چیست؟
تقی پور: توضیح آن با خود آقای سهرابی! واقعا در "مهرآباد" یک سکانس زايد نمیبینید و تمام سکانسها بار دراماتیکی در جهت پیشبرد قصه دارند. برای مثال یکی از قسمتهای ما 57 دقیقه بود. پخش تلویزیون بیشتر از 45 دقیقه از ما قبول نمیکند و ما اصلا نمیتوانستیم چیزی از سریال کم کنیم و میدیدیم اگر یک سکانس برداریم قصه به مشکل میخورد. خالق این اثر در سابقهاش نیز همواره به ریزه کاریها و جزئیات توجه داشته است، در حالی که مخاطبان شاید بار اول نتوانند به تمامی آنها پی ببرند. سریال ما به واسطه قصه پر و ریتم تند، این خاصیت را داراست که میتوان آن را چند بار تماشا کرد. به نظرم "مهرآباد" در پخشهای مجدد خود میتواند مورد استقبال بیشتری قرار گیرد. همین امروز هم برای مثال در یوتیوب هر قسمت ما حدود پنج شش هزار بار دانلود شده است. در حالی که سریالهای شبکه نمایش خانگی که مردم برای تماشای آنها هزینه میکنند بعد از دو سال 11 هزار بار دانلود میشوند اما "مهرآباد" حین پخش این تعداد دانلود شده است.
*از طرفی طرح یک مضمون اخلاقی آن هم بدون شعار به نحوی است که انگار باید از برخی خطوط عبور کنیم...
سهرابی: خطوط نارنجی!

*فکر میکنم روبرو شدن با متنی که ممکن است در ساخت دچار ممیزی شود، برای یک تهیهکننده کمی ترسناک است. اما حالا با پخش سریال شاید مخاطب برخی مواقع از سکانسهایی که در این فیلم میبیند، تعجب کند.
تقیپور: واقعا تلویزیون چیزی نیست که مردم دربارهاش فکر میکنند. تلویزیون خطوط قرمزی را که آدمها برای خودشان تعریف کردهاند، ندارد. "مهرآباد" سریالی به شدت انتقادی است و هیچ کدام از عوامل نمیتوانند این موضوع را کتمان کنند. ما از تعداد بانکهایی که در سطح شهر هستند شروع کردهایم، به مهاجرت نقد کردهایم، نقد طلاق، ازدواج، بچهدار شدن، پول، دروغ، بیمار در بیابان رها کردن، مصرف گرایی، بی اخلاقی و روابط اجتماعی را هم داریم. از ریزه کاریهایی که به آنها پرداخته شده بگذریم. نقد باید سازنده باشد و درست تعریف شود. به نظرم آثاری که با ممیزی روبرو میشوند نقد درست را بلد نیستند یا آن را به واسطه درام برای افراد خوشایند نمیکنند. اگر ما آمار ارائه دهیم که روزی فلان قدر طلاق در کشور رخ میدهد یا این تعداد مهاجرت داریم، خب که چه؟ در تمام کشورها چنین مسائلی وجود دارد. نکته چگونگی طرح این موضوعات و آسیب شناسی آنها است. ما افرادی که درست و سازنده نقد کنند، نداریم.
احمدی: ما بدون تخصص نمیتوانیم درباره چیزی حرف بزنیم. من درباره جراحی قلب تخصص ندارم. نمیتوانم بگویم فلانی بد جراحی کرده است! آخر من چه میدانم که بگویم.
تقیپور: یکی دیگر از مشکلات روابط اخلاقی و اجتماعی و فردی ما این است که با هم درباره دیگران حرف میزنیم. این کاری بد است و بهتر است اگر به کسی نقدی داریم با خودش صحبت کنیم. در غیر این صورت فردی که شنونده حرفهای ما درباره دیگری است امکان دارد آن حرفها را با تحلیلهای شخصی خود و شنیدههای دیگر و... بیامیزد و تحویل آن فرد دهد. این موضوع از عدم شفافیت ناشی میشود. ما زوجهایی مثل نعیم و سودابه در سریال داریم. اما موضوع به همین سادگی نیست. "مهرآباد" به زمانی اشاره میکند که نعیم نعمتی به خواستگاری سودابه رفته و مهریهای که برایش در نظر گرفته یک لاف بزرگ بوده که او را اکنون درگیر مشکلات و معضلاتی کرده است که حالا باید خودش را جلوی ماشینها بیندازد تا آدمها را تلکه کند شاید تاوان لافی که زده را بدهد. تارا و کیا، عادل و نهال، مینو و طاهر همه مشکلاتی دارند که در این سریال چوب عملکرد اشتباه خودشان را میخورند این حلقه وصل، استادی سهرابی است که زندگی این افراد به هم مرتبط شده.
احمدی: همانطور که جلو میرویم میبینیم این افراد چقدر شبیه هم میشوند حتی شبیه هم حرف میزنند. کیا مقدم روز اول را تصور کنید که آن موقع مودب از فرودگاه آمد و حالا میگوید: هوی! بی شعور! او دارد شبیه نعیم میشود. نعیم به عادل شباهت پیدا میکند و... همه دارند شکل هم میشوند. طاهر را در روزی که میخواست کلیه بدهد به یاد بیاورید، میگفت همین دو میلیون را هم کم کن. اما در یکی از قسمتها میخواست زنش را بیندازد زندان!

تقیپور: این سریال لایههای مختلفی دارد.
احمدی: که به دست آوردنش کار سختی است.
تقیپور: تمام عوامل نسبت به سریال عِرق خاصی دارند. لایههای درونی این کار عامل این موضوع است. اخلاقیترین و دینیترین اثر دراماتیکی که من در تلویزیون با آن مواجه بودم، "مهرآباد" است. ما در مملکتی زندگی میکنیم که میگوییم اسلامی است. ما در ایران از نظر سخت افزاری پیشرفت زیادی داشتهایم، اورانیوم غنی میکنیم، فضانورد میفرستیم، سلولهای بنیادین داریم، مجتمع رویان هست که گوسفند تکثیر میکند و... اما اسلام دین اخلاق است و ما از نظر نرم افزاری که اصل و اساس کشور بر آن پایدار باید باشد کوتاهی میکنیم. من به خودم، دوستانم و افرادی که در این حرفه هستند توصیه میکنم اخلاق مدارانه به آثارشان نگاه کنند و دنبال موضوعات سخیف بی اثر نباشند. معضل بزرگ مملکت ما کمبود اخلاق است. "مهرآباد" تبلور اخلاق به صورت دراماتیک است.
احمدی: اینکه من گفتم هر کس درست رانندگی نکند آدم نیست، خیلی جمله سنگینی است. اما به شخصیتی به نام دایی رجوع میکنم که من نعیم را از روی او دزدیدهام. او همه جا به ما کمک میکرد. با سه میلیون بدهی در سال 73 به تهران آمد و با یک موتور قراضه با هر ترفندی که بود بدهیاش را پرداخت کرد. اکنون هم هفتهای یک بار به من زنگ میزند و میگوید دایی تو با نقشی که بازی کردهای دوباره ابوالفضل را در تهران زنده کردهای. خودش هم میداند این نقش چقدر به او نزدیک است. او یک جمله فیلسوفانه داشت: یه چیزی بهت میگُم دردت کنه یَک روزگاری مردت کنه! با این حرف هم شاید بعضیها دردشان بگیرد و مرد شوند.
*ممیزی نامحسوس در سینما و تلویزیون آنقدر زیاد است که حتی نویسنده و کارگردانی که یک اثر را تولید میکند دچار خودسانسوری میشود. اما در "مهرآباد" از این خودسانسوریها خبری نیست. این ریسک از کجا میآید. از طرفی سریالهایی که روی جامعه خاصی انگشت میگذارند و آن را نقد میکنند معمولا با بیانیهها و اعتراضهای اصناف گوناگون رو به رو مي شوند، اما در این زمینه نیز "مهرآباد" استثنا است...
احمدی: دورهای که شما میگویید گذشت. چون مردم حال داشتند اما اکنون مردم حال ندارند!
تقیپور: اتفاقا خیلیها دنبال فرصتی برای مطرح کردن خود میگردند.
احمدی: مشکلات اقتصادی و ماجراهای اجتماعی زیاد شده است ما مخاطبان تلویزیون را از دست دادهایم. تعارف نداریم. من از خدایم است ممنوع التصویرم کنند تا بروم کشاورزی کنم. کسانی که اعتراض میکنند همه اقشار این توهم را دارند که بسیار فرهیخته هستند و اعتراضی که صورت میگیرد از این حیث است. این به خاطر توهمی است که ما داریم و حاضر نمیشویم یک آینه روبروی خود بگذاریم و زشتیهایمان را ببینیم. اگر آینهای هم اینها را به ما نشان داد برنمیتابیم. سنگ برمیداریم و آن را میشکنیم. در "مهرآباد" اگر این اتفاق نمیافتد به این خاطر است که روزگار معترض طی شده.
تقی پور: دید منتقدانه باید از زاویه فرهنگی باشد. اگر ما به موضوعات محترمانه بپردازیم در هر صنفی افراد محترم منصفانه برخورد میکنند. بحث ریسک کردن نبود. این به قلم و نوع نگاه امید سهرابی برمیگردد که با نگاه فرهنگی انتقاد میکند نه مغرضانه و بی هدف. بنابراین دافعه ندارد.

امیری: نکته مهمی در نقد مستقیم و غیر مستقیم وجود دارد. باید بگویم بسیاری از نقدهای مطرح شده، کلی بودهاند. اصلا یکی از مشکلات مملکت ما کلی گویی است. هیچ حرف جدیدی در جهان زده نمیشود. همه حرفها قبلا گفته شدهاند. خوبی خوب است، بدی بد است، این را که همه میدانند... خیلی وقتها به من برای کار فیلمنامههایی میدهند که کاملا مشخص است 90 دقیقه میخواهند همه را سرکار بگذارند تا نقدي به نظام یا ارشاد داشته باشند... خب که چی؟
ما در "مهرآباد" بیشتر دنبال قصه بودیم. پیش نمیآید بگوییم خوب شد فلان چیز را نوشتی تا حال فلان کس را بگیری. اصلا ما چنین نیتی نداشتیم. ما به مختصات مخاطبان دقت کردیم. سعی کردیم به آدمهایی از جنس خودشان بپردازیم. شاید کسی که جردن زندگی میکند بگوید من امثال نعیم را ندیدهام اما کافی است چهارراه حافظ به جمهوری را قدم بزنی آنجا آدمی میبینی که کلیه برایت میخرد، تلویزیون دست دوم میخرد، پورشه وارد میکند و...
احمدی: من وقتی نعیم را بازی کردم، تمام شد و رفت، با نعیم واقعی در تهران روبرو شدم! او به من ماشین چپی انداخت و هشت و نیم میلیون ضرر کردم. کت و شلوار تنش بود و کیف دستش. جدی میگویم! یک ال 90 به من انداخت در حالی که باور نمیکردم او کلاهبردار باشد. شرط میبندم توی کیف چرمیاش هیچ چیز نبود. او خودش را مدیر مالی مترو جا زد و من به عنوان کسی که خودم نقش نعیم را بازی کردم گول خوردم. او حتی مرا شناخت و به عیالش زنگ زد و تلفن را داد دست من با همسرش صحبت کنم که میگفت ماشین مال خودتان است!! زنش هم کلاهبردار بود. فکر کنم اسمش نعیمه بود!! هر کدام از ما گیر چنین آدمهایی افتادهایم و میافتیم..

*البته اگر خودمان جزوشان نباشیم.
امیری: معمولا خودمان نیستیم!
تقیپور: ضروری است به این دغدغههای اجتماعی در سریالها پرداخت. خوشبختانه پایه کار جدید ما "اکباتان" هم بر همین اساس است. موضوع اخلاق در آن مهم است. مسائل اجتماعی و شهروندی نیز در آن پررنگ شده است.
سجادی: البته از طرفی آقای سهرابی در کارش هیچ صنفی را به نقد نکشیده بلکه به انسان نقد داشته است. کیا مقدم به عنوان یک وکیل را در جایی میبینیم که چندین پرونده را میگیرد و چقدر دنبال پول است و جای دیگری میبینیم چک میلیونی را پاره میکند و زیر بار بی غیرتی نمیرود. "مهرآباد" در صدد نبود یک وکیل را نقد کند بلکه دنبال نقد انسان بود. بازیگران پر از ایده بودند. مدیر تصویربرداری پر از ایده بود. حتی روزبه دستیارم، سلیقه و نگاه من را میشناخت و خودش کارهایی انجام میداد و به فکر بک گراند کار بود. یک تعداد آدم با ایدههای بسیار، در "مهرآباد" دور هم بودیم.
ادامه دارد...
ادامه خبر...