
| علي دايي سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران، گفت حسين هدايتي به خاطر هواداران پرداخت هزينه رضايت نامه محمد رضا خلعتبري به باشگاه عجمان امارات را پذيرفت. |
دايي يكشنبه شب در گفت وگو با خبرنگار ايرنا در خصوص درخواستش از هدايتي براي پرداخت مبلغ رضايت نامه خلعتبري، گفت: با هدايتي در اين ارتباط صحبت كردم و از او خواستم باشگاه را در جذب خلعتبري تنها نگذارد.
وي ادامه داد: خوشبختانه هدايتي كه از پرسپوليسي هاي قديمي است، درخواست ما را قبول كرد و قرار شد او هزينه رضايت نامه خلعتبري را به باشگاه عجمان پرداخت كند.
سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس، گفت: هدايتي يك پرسپوليسي تمام عيار است و با اين كار دل بسياري از هواداران را شاد كرد و اميدوارم خلعتبري هرچه زودتر به تيم ما بپيوند.
وي تصريح كرد: هدايتي اين كار را به خاطر هواداران انجام داد و ما ممنون هدايتي هستيم.
حسين هدايتي مالك باشگاه استيل آذين و عضو پيشين هيات مدير باشگاه پرسپوليس تهران، يكشنبه شب پس از درخواست دايي، با پرداخت هزينه رضايت نامه خلعتبري از باشگاه عجمان امارات متحده عربي موافقت كرد.
باشگاه عجمان امارات براي صدور رضايت نامه خلعتبري پس از تخفيف داده شده به باشگاه پرسپوليس، خواهان دريافت ۸۰۰ هزار دلار شده است.

| یک روزنامه نگار ترک در توییتر خبر داد: مریم اوزرلی که به دلیل بیماری روحی از سریال حریم سلطان جدا شده و به زادگاهش آلمان بازگشته بود، ۴ ماه است که حامله می باشد. |

بیوگرافی مریم اوزرلی
مریم سارا اوزرلی بازیگر ترکیه ای الاصل که در ایران با نقش خرم سلطان در سریال حریم سلطان شناخته می شود در ۱۲ اوت ۱۹۸۳ در شهر کاسل آلمان به دنیا آمد، پدرش ترک و مادرش آلمانی تبار است و دو برادر و یک خواهر بزرگتر از خود هم دارد.
بازیگر نقش خرم سلطان بعد از انتخابش برای این نقش از آلمان به ترکیه آمد و زمان نزدیک به دو سال را در هتل اقامت گزید تا این نقش به سرانجام برسد.
مریم اوزرلی چند ماه پیشتر با جان آتش که مدیر یکی از شرکتهای بزرگ بیمهی ترکیه است آشنا شد و هتل را ترک کرده و به خانه ای که دوست پسرش گرفته بود اسباب کشی کرد،.مسئله آشنایی انها با هم جدی شده و دوست پسرش را برای آشنایی با خانواده به آلمان برد و البته به گفته خود او دو عروسی با شکوه خواهند گرفت که یکی در ترکیه و یکی در آلمان خواهد بود،
- مریم اوزرلی در سریال "سده باشکوه" نقش همسر سلطان سلیمان را که هالیت ارگنج عهده دار آن است بازی میکند.
- مریم اوزرلی در ۴ فیلم سینمایی و چند مجموعه تلویزیونی بازی کرده ولی موفق ترین نقشش به همین سریال حریم سلطان برمیگردد که در ترکیه با نام "صده باشکوه" پخش شد
...............................................................................
خبری جالب از بازیگر نقش خرم سلطان در توییتر!
آیشه آرمان، یکی از نویسنده های روزنامه حریت در ترکیه که در برلین ۲۴ ساعتش را با خرم گذرانده است، این خبر را تایید کرد. آیشه آرمان ضمن ابراز اینکه مریم اوزرلی حامله میباشد، نوشت: "مریم تقریبا ۴ ماهه است. موهایش را کوتاه کرده، هم خوشحال و هم ناراحت است. سعی میکند تا قوی باشد. مریم تصمیم دارد که مادر تنها و بدون همسر باشد. به زودی همه چیز را به طور کامل خواهم نوشت."
جان آتش که نزدیک به یک سال است با مریم رابطه داشته و سه هفته گذشته از او جدا شده است، پس از شنیدن این خبر گفت: "بله جدا شده ایم ولی در خصوص حاملگی مریم اطلاعی ندارم."
گفته می شد دلیل جدایی این زوج، حاملگی مریم بوده است. ولی جان آتش دراین خصوص امروز یک نوشته منتشر کرده و اینگونه نوشت: "روابطی که تاکنون داشته ام برای من همیشه مهم و با ارزش بوده است. مطمئنا همه، دلایلی منطقی برای خودشان دارند. ولی در طول رابطه همه چیز باید خصوصی باقی بماند. رابطه ای که با مریم داشته ام نیز برای من خاص و زیبا خواهد ماند. در خصوص این رابطه نیز هر آنچه که مسئولیتش بر عهده من باشد، انجام خواهم داد. آرزویم، احترام متقابل و حفظ رفتار مناسبمان در این دوره میباشد."
سیتنا
ادامه خبر...

پرویز پرستویی سالها قبل در مصاحبه ای روایت جالبی را بازگو کرده ،که براساس این روایت روایت پرستویی مانع از طلاق یک زوج شده است.
پارس توریسم نوشت: پرستویی در گفت وگویی با کتاب سال 83 مجله «فیلم» در پاسخ به سوالی که عجیب ترین خاطره ای که از شهرت دارید چیست؟ می گوید: «از شهرت می شود استفاده های بدی کرد.اما در جاهایی هم می تواند کار ساز باشد.
اتفاقی برای من پیش آمد که گاهی فکر می کنم از طرح های کیارستمی وار است. یک روز می خواستم از تقاطع کردستان تا تخت طاووس پیاده بروم که یک تاکسی آن طرف بزرگراه ایستاد و شروع کرد به بوق زدن برای من.
با دوتا انگشت اشاره کردم که می خواهم پیاده بروم. اما باز هم اشاره کرد و من رفتم سمت اتوموبیلش ببینم که چه می گوید. نزدیک که شدم گفت آقای پرستویی ما شما را دوست داریم چند دقیقه پیش من می نشینید ؟ سوار که شدم اولین دیالوگ مرد این بودکه آقای پرستویی ،زن من از طرفداران شماست.
گفتم ممنون سرور ما هستند. سلام خدمتشان برسانید. گفت مشکل من چیز دیگری است. و دست کرد در جیبش ودوتا برگه دادخواست طلاق بیرون آورد. گفت پس از سه سال زندگی ویک دختر سه ساله ،رفته خانه پدرش و طلاق می خواهد.
قرار شد به منزلشان برویم. وقتی به در متزل همسر این آقا رسیدیم من زنگ زدم. آقایی که بعدا فهمیدم پدر آن خانم است آمد دم در. از قیافه اش فهمیدم که تا به حال رادیو هم گوش نکرده و طبعا مرا نمی شناسد. گفتم با فاطمه خانم کار دارم و مرد معترض شد که چه کار داری؟درهمین موقع خانم جوانی آمد دم در و از واکنش و نگاهش فهمیدم باید همسر آن مرد باشد.
باور نمی کرد که من آنجا آمده باشم. خلاصه از آنها اجازه گرفته ام که داخل خانه شان بروم و براساس تجربیاتی که از کار کردن در دادگستری داشتم با دوساعت حرف زدن آن خانم را ضی کردم که چادرش را سرش کند وبرگردد سر خانه و زندگی اش.»
ادامه خبر...
| یک عروس داماد دیدنی و کیک عروسی عجیب |

مراسم ترحیم پدر صادق محصولی، وزیر سابق کشور که عصر روزیکشنبه در مسجد امام خمینی(ره) شهرک محلاتی برگزار شد با حواشی زیادی همراه بود.
* در این مراسم در کنار اعضای جبهه پایداری، تعداد قابل توجهی از وزرای دولت نهم و دهم به چشم میخوردند.
یکی دیگر از حاشیههای این مراسم حضور علیاکبر ولایتی به همراه فرزندان و نوههایش بود. ولایتی به همراه خانوادهاش در مراسم ختم پدر باجناق خود صادق محصولی حضور پیدا کرد و به او تسلیت گفت.
* حجتالاسلام حیدر مصلحی در حاشیه این مراسم در پاسخ به سؤال مشرق مبنی بر اینکه نظر شما نسبت به سخنان اخیر وزیر اطلاعات درباره بازگشت برخی از افرادی که پس از حادثه سال 88 به خارج از کشور رفتند، چیست؟ گفت: باید از خود ایشان این مسئله را سؤال کنید.
* عبدالرضا شیخالاسلامی وزیر اسبق رفاه، کار و تأمین اجتماعی در دولت محمود احمدینژاد که بعداز ظهر امروز با حکم محمود احمدینژاد، بهعنوان رئیس مجتمع فنی و مهندسی دانشگاه ایرانیان منصوب شده بود در حاشیه مراسم و در جمع خبرنگاران در مورد شغل آینده خود گفت: "اگر بتوانم در دانشگاه احمدینژاد کمک میکنم."
* کامران دانشجو گویا تمایلی به ادامه همکاری با احمدینژاد نداشت و واکنش متفاوتی نشان داد. او در پاسخ به این سؤال گفت "به دانشگاه احمدینژاد نمیروم و به دانشگاه سابق خود یعنی علم و صنعت بازگشتهام."
*علی سعیدلو نیز درباره ادامه حضور در معاونت بینالملل دولت یازدهم، گفت: بله، بنده هم اکنون نیز در این معاونت مشغول به کار هستم.
* علی نیکزاد، وزیر راه و شهرسازی دولت احمدینژاد نیز در پاسخ به این سؤال که آیا از شما برای حضور در دانشگاه احمدینژاد دعوت شده است، گفت: برای دانشگاه ایشان از من دعوت شده است اما من به دانشگاه نمیروم زیرا آنها کار دیگر انجام میدهند و من کار دیگری.
* نیکزاد همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا با شما درباره شهرداری تهران گفتوگویی صورت گرفته یا خیر، اظهار داشت: با من درباره تصدی پست شهرداری تهران صحبتهایی شده است. ما خادم مردم هستیم و هر جا امکان خدمت باشد در خدمتگزاری حاضرم.
* داوود احمدینژاد از دیگر کسانی بود که درباره "دانشگاه ایرانیان" واکنش نشان داد. او در حاشیه این مراسم عنوان کرد: دانشگاه ایرانیان به علت حضور مشایی و افراد دیگری از جریان انحرافی در این دانشگاه، تصویب نمیشود.
* برادر محمود احمدینژاد همچنین در پاسخ به سؤالی مبنی بر علت غیبت احمدینژاد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام به شوخی گفت: احمدینژاد برای شنا به رامسر رفته بود!
* غلامحسین الهام از دیگر چهرههای دولت نهم و دهم از دیگر افراد حاضر در این مراسم بود. او که بهگرمی با خبرنگاران برخورد میکرد در پاسخ به سؤالی درباره احمدی نژاد اینگونه پاسخ داد: احمدینژاد مشکلی با بستهشدن دفترش ندارد، او به غیر از دشمن با همه چیز کنار میآید!
* یار دیرین احمدینژاد همچنین درباره علت عدم حضور احمدینژاد در مراسم تحلیف ابراز عقیده کرد: "تحلیف" تعریف قانونی ندارد! نمیدانم که احمدی نژاد به مراسم دعوت شده بود یا نه. احمدینژاد مشغول فعالیت در دانشگاهش است.
* محمود احمدینژاد رئیس جمهور سابق کشورمان نیز که برای عرض تسلیت درگذشت پدر صادق محصولی در این مراسم حضور یافته بود، در حاشیه این مراسم درباره مراحل تأسیس دانشگاه ایرانیان، گفت: در هفته آینده اخباری از این دانشگاه اعلام میکنم.
* خبرنگاران که میخواستند از حضور احمدینژاد نهایت استفاده را ببرند با سؤالات متعدد و پیاپی او را تا خودرو شخصیاش بدرقه کردند؛ ولی وی در پاسخ به تمامی سؤالات آنان مثل همیشه جملاتی از قبیل همه سالم و موفق باشید، چشمتان روشن و ایمانتان کامل را به زبان آورد.
*در حاشیه این مراسم یکی از دوستداران احمدینژاد با تلاش فراوان و با گذشتن از سد محافظان خود را به رئیسجمهور سابق رساند و دستان او را در مقابل دوربین خبرنگاران بوسید.
تصاویر:

پایگاه خبری راک نیوز؛
اولین و آخرین باری که روحانی کتک خورد!
علی رغم اینکه ثبت نام نکرده بودم،پدرم من را به دبستان میفرستاد و من هر روز به دبستان میرفتم ولی پس از حضور در کلاسِ درس، معلم من را به خانه بر میگرداند. هر صبح پدرم میگفت باید به مدرسه بروی،من هم میرفتم ولی ناظم می گفت چرا آمدی و مرا برمی گرداند
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، همزمان با ریاست جمهوری حسن روحانی همچون دیگر سیاستمداران مشهور، گذشته و شرح حال زندگی رئیس جمهور جدید نیز برای ایرانیان از جذابیت زیادی برخوردار شده است، در همین زمینه و برای دست یافتن به اطلاعات دقیقتری از زندگی حسن روحانی می توان به کتاب خاطرات او که مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسانده است مراجعه کرد.
در این گزارش به گوشههایی از زندگی رئیس دولت یازدهم که توسط خود او در کتاب خاطرات دکتر حسن روحانی جلد اول به نگارش درآمده اشاره میکند.
حسن روحانی درباره اتفاقات دوران کودکی خود و زمانی که برای اولین بار به مدرسه رفته است مینویسد: چون متولد ۲۱ آبان ۱۳۲۷ هستم، برای ثبت نام در سال اول دبستان دچار مشکل شدم. یعنی وقتی در تابستان ۱۳۳۳ میخواستم ثبت نام کنم، چون کمتر از شش سال داشتم، مسؤلان دبستان حاضر به ثبت نام نبودند؛ زیرا میبایست حداقل متولد اواخر شهریور باشم.... علی رغم اینکه ثبت نام نکرده بودم، پدرم من را به دبستان میفرستاد و من هر روز به دبستان میرفتم ولی پس از حضور در کلاسِ درس، معلم من را به خانه بر میگرداند.
کاملاً یادم هست که هر روز صبح پدرم میگفت باید به مدرسه بروی، من هم میرفتم و وقتی وارد مدرسه میشدم، ناظم مدرسه میگفت: چرا آمدی، برگرد به منزل و من را بر میگرداند و یا اگر از نظر ناظم مخفی میشدم، معلم کلاس من را از کلاس بیرون میکرد. برای همین آغاز دوره دبستان برای من بسیار تلخ بود.... روحانی در ادامه توضیح میدهد که نهایتاً قرار میشود که او چند نفر دیگر که وضع مشابهی داشتند، به صورت مستمع آزاد سرکلاس حاضر شوند، ولی در آخر اولیای مدرسه حاضر میشوند که از آنها امتحان بگیرند و وی در این امتحان قبول میشود و به کلاس دوم میرود، اما چون درس های کلاس اول را درست نخوانده بوده، سال دوم برایش مشکل بوده و در همین کلاس برای اولین و آخرین بار از معلم کتک خورده است! چون در جواب ۹، ۹ تا به جای ۸۱ ، گفته بود ۱۸ تا!
(ص ۳۶ و ۳۷)
اولین برخورد با شهید بهشتی
چهره، رفتار و سبک برخورد ایشان برای من خیلی جذاب بود، چون آقای بهشتی برخلاف معمول فضلا و علمای حوزه، بسیار منظم، با ابهت و شیک پوش بود. من برای اولین بار یک شخص روحانی را میدیدم که بسیار باوقار و شیک پوش بود. لباس وی بسیار تمیز بود و به جای نعلین، کفش میپوشید. شهید بهشتی با ویژگیهایی چون ابهت، تن صدای تأثیر گذار، چهرهی بشاش، مدیریت بسیار قوی، بیان سنجیده و آرام و آشنایی با علوم روز و با زبان انگلیسی، خود را از دیگر فضلا و مدرسین متمایز کرده بود. آن موقع مدرس یا طلبهای که لباسش اتو شده باشد، دیده نمیشد. یادم هست که آستین قبا و حتی عبای وی اتو داشت. برای من این مسئله خیلی جالبِ توجه بود.
(ص ۱۰۴)
توزیعِ مخفیانه مجله
حسن روحانی مینویسد در حدود ۱۶ سالگی تصمیم گرفته است که «مجلهی انتقام» را در حجرههای طلابِ هم مدرسهای بیندازد، وی میگوید بعد از تحویل گرفتنِ مجله، «متحیر بودم که آنها را در کجای اتاق مخفی کنم که هم اتاقیهای من نفهمند. بالاخره با مشکلاتی آنهارا لابه لای رختخواب مخفی کردم. شب ناچار بودم به بهانهای بیدار بمانم و بعد از خوابیدن هم اتاقیها بخوابم که این نشریات در میان رختخواب کشف نشود. بالاخره.... ساعت ۲ صبح بلند شدم. درب اتاق را میبایست طوری باز و بسته کنم که هم اتاقیها بیدار نشوند. در موقع پخش هم، چون میبایست این نشریهها را از زیر در به داخل اتاقها بیندازم، لازم بود به گونهای عمل میکردم که کسی بیدار نشود. کار نسبتاً سختی بود چون باید.... نشریات را به همهی اتاقها در طبقهی بالا و پایین برسانم. یک مشکل دیگری هم داشتم و آن این بود که خادم مدرسه ما مرتب در هر ساعتی یک بار دستشویی میرفت! اگر با من برخورد میکرد میبایست کاری میکردم که متوجه ماجرا نشود. به هر حال آن شب این وظیفه را انجام دادم.... صبح که بلند شدم، هم اتاقیها گفتند: اطلاع داری دیشب چند شماره از نشریهی انتقام را به اتاق ما انداختهاند؟ من با حالت تعجب گفتم کجاست؟ و بعد یک شماره را از هم اتاقیهای خودم گرفتم و شروع به ورق زدنِ آن کردم. صبح سؤال همهی طلبهها این بود که چه کسی این نشریه را به مدرسهی ما آورده است».... بعد هم توضیح میدهد که نهایتاً یکی از طلاب (شهید طباطبایی) متوجه شده که کار، کار او بوده است و او را نصیحت کرده که این کار را نکن ولی به هیچ کس دیگر نگفته است.
(ص ۲۵۴ و ۲۵۵)
شخصیت و منشِ آیه الله العظمی خویی
وی از تفاوتِ درسِ امام و آقای خویی و خلقیات ایشان نیز میگوید؛ «در درس مرحوم آقای خویی برخلاف درس امام، معمولاً کسی اشکال نمیکرد و همه ساکت بودند. ولی در درس امام بحث و گفتگو و اشکال طلبهها زیاد دیده میشد. این تفاوت تا حدودی مربوط به تفاوت شیوهی تدریس در حوزهی قم با حوزهی نجف بود.... آیه الله خویی به لحاظ اخلاقی، مرد بسیار فروتنی بود. وقتی به منزل ایشان میرفتیم، خیلی ساده و بیتکلف مینشت و صحبت میکرد و سیگار هم زیاد میکشید. وقتی یک نخ سیگار را تمام میکرد، بلافاصله سیگار بعدی را روشن میکرد. آقای خویی حافظهای قوی داشت و بر احکام فقهی کاملاً مسلط بود.»
(ص ۳۱۰)

پایگاه خبری راک نیوز :
بر اساس اظهارات شاهدان عینی حادثه داماد ۲۲ ساله که گویا برای رسیدن به نو عروسش عجله داشت به علت سرعت زیاد و ترکیدن لاستیک خودروی خود دچار واژگونی میشود.
داماد جوانی که برای رسیدن به نوعروس خود عجله داشت برای رسیدن به او جان خود را از دست داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر از باشگاه خبرنگاران، ساعت 11:00 صبح روز شنبه در 4 کیلومتری محور چادگان - ساران ماشین عروسی دچار واژگونی شد.
بر اساس اظهارات شاهدان عینی حادثه داماد 22 ساله که گویا برای رسیدن به نو عروسش عجله داشت به علت سرعت زیاد و ترکیدن لاستیک خودروی خود دچار واژگونی میشود.
مجتبی بیات مدیر عامل هلال احمر چادگان گفت: 5 امداد گر و 2 دستگاه خودروی امدادی به محل حادثه اعزام شدند که متاسفانه قبل از رسیدن نیروهای امدادی داماد 22 ساله به علت مرگ مغزی جان خود را از دست داد و حال 3 سرنشین نیز نامساعد است.

به گزارش راک نیوز ؛باشگاه خبرنگاران درمطلبی نوشته: وقتي كسي در سينماي ايران به خاطر چهره مشهور مي شود يعني به خاطر خودش به اينجا رسيده است نه روابط فاميلي با وجود اين باز هم دو نكته باقي مي ماند...
روز و روزگاري محمدرضا گلزار به طور اتفاقي در كسوت يكي از مهمترين شخصيت هاي فرهنگي اين كشور قرار گرفته بود يعني جايگاهي كه براي او كلي منتقد سرسخت ميساخت.
گلزار بازيگري بود كه فقط و فقط به خاطر جذابيت چهره و با كمترين بهره بردني از هنر و فن بازيگري به اوج شهرت رسيد.
و همين مطلب بسياري از اهالي انديشه را جزو منتقدان سرسخت او قرار داده بود چون اين طرز معروف شدن الگوي غلطي درست مي كرد و وجود اين هنرپيشه بر حضور بسياري از هنرمندان واقعي سايه اي بزرگ انداخته بود.
گلزار كم مصاحبه مي كرد و مصاحبه كردن با او براي هر نشريه يك امتياز پولساز حساب مي شد اما از طرفي همه مخاطبان آن سينمای عامه پسند هم منتظر خواندن حرفهاي او در مصاحبهها نمي مانند و با شايعه سازي دهان به دهان، رويكرد نشريات زرد قوت صد چندان پيدا مي كرد.
جالب اينجاست كه اكثر اين شايعات به مصاحبه اي از گلزار در يكي از همان نشريات ارجاع داده مي شد در حالي كه چنين مصاحبه اي صورت نگرفته بود.
مثلا مدتي نقل مي شد كه از گلزار پرسيده اند آيا قصد ازدواج نداريد؟ و او پاسخ داده (اگر من ازدواج كنم نيمي از خانم هاي جوان خودكشي مي كنند!!!)
مسلم است كه اين هنرپيشه هيچ گاه چنين چيزي نگفته اما هر كسي كه اين حرف را مي زد اگر منبعش را مي پرسيديد جواب ميداد؛ (در فلان مجله چاپ شده!)
معمولا چيزي تبديل به سوژه شايعات مي شود كه در جامعه اهميت زيادي پيدا كرده است و حالا از آن شايعات درباره گلزار خبري نيست چون خود او اهميت سابقش را از دست داده است.
امروز ميتوانيد مطمئن باشيد كه همان نشريات زرد نه تنها در مورد ازدواج اين هنرپيشه، بلكه در مورد مسائل مهمتر از آن هم كه مربوط به گلزار باشد سكوت خواهند كرد.
همان طور كه اشاره شد وجود گلزار بر حضور بسياري از هنرمندان واقعي سايه اي بزرگ انداخته بود و مي شد او را يك نوع تورم در بازار ارزش گذاري و تعيين قيمت هاي هنري دانست.
حالا در امروز، آن ورم بزرگ خوابيده و گلزار از كانون توجهات آنچناني درآمده است.
پس مي شود كمي خونسرد تر درباره اين پديده صحبت كنيم پديده اي كه به طور دفعي پيدا شد و تا اوج شهرت رسيد و باز هم به طور دفعي و غير منتظره اي ناگهان همه فراموشش كردند.
امروز هيچ خبري در مورد او حتي براي زردترين نشريات اهميتي ندارد.
محمدرضا گلزار به خاطر چهره اش معروف شد و اين در سينماي ايران لااقل از يك جنبه امتياز محسوب مي شود چون به سختي مي توان در سينماي ايران بازيگراني را پيدا كرد كه با هنرپيشه هاي ديگر و يا ساير عوامل سينما نسبت فاميلي نداشته باشند.
وقتي كسي در سينماي ايران به خاطر چهره مشهور مي شود يعني به خاطر خودش به اينجا رسيده است نه روابط فاميلي.
با وجود اين باز هم دو نكته باقي مي ماند؛ 
اول اينكه آيا يك بازيگر فقط بايد از چهره مناسب بهره ببرد بين 75 ميليون ايراني آيا شخصي پيدا نمي شد كه علاوه بر زيبايي در بازيگري هم استعداد داشته باشد؟!
آلن دلن را همه مي شناسند و روزگار جواني اش را به ياد دارند آيا او هم بعد از اينكه چهره جوانش رو به كهولت گذاشت از دنياي بازيگري حذف شد؟
خير، به دليل اينكه آلن دلن غير از چهره مناسب بازي خوبي هم داشت.
يا توجه كنيد به ريچارد گر؛
سيدني لومت كارگردان مشهور آمريكايي مي گفت كه خيلي سخت راضي شده تا اين هنرپيشه در كارهايش حضور داشته باشد چون فكر ميكرده كه ريچارد گر فقط به خاطر چهره اش مشهور است.
اما همين كارگردان پس از اتمام كار از نبوغ بازيگري "گر" تعريف كرد و پيش بيني اش اين بود كه وقتي او پا به سن بگذارد، بيشتر از چهره ظاهري، به خاطر توانايي هايش در بازيگري به چشم خواهد آمد.
امروز سيدني لومت درگذشته و از ريچارد گر هم سن و سالي گذشته اما مي بينيم كه پيش بيني آن فيلم ساز فقيد درست از آب درآمد اما آقاي گلزار توانايي خاصي در بازيگري نداشت و فراموش شدن او اصلا چيز عجيبي نيست.
نكته دوم اين است كه اساسا آيا چهره گلزار جذابيت لازم را براي قاب دوربين داشت و يا اينكه نيروي تلقين كنندگي سينما و سفارش اشتباه جامعه در آن ايام چنين توهمي به وجود آورده بود؟
اجازه بدهيد اين مطلب را بررسي كنيم؛
در دانش (روانشناسي تفاوت هاي فردي) اشاره شده كه زن ها در برخورد با جنس مخالف بيشتر جذب شيوايي كلام مي شوند اما توجه خاصه مردها به جذابيت چهره در طرف مقابل است جالب اينجاست كه يك مثل قديمي خودمان هم ميگويد (مرد بايد سرزبان داشته باشد و زن قيافه)
روانشناسان حتي ميگويند كه روي همين حساب ها، حس شنوايي در خانم ها و حس بينايي در آقايان قوي تر است، چنانكه مي بينيم حتي در سنين بالا خانم ها كمتر از سمعك استفاده ميكنند و تعداد مردهاي عينكي هم پايين تر است.
اما اگر از علم روانشناسي فردي به روانشناسي اجتماعي پل بزنيم و سراغ چند سال پيش ايران برويم بايد گفت كه جامعه آن روزهاي ما تا حدود زيادي از حالت نرمال خروج كرده و در سليقه و نياز خود به اصطلاح علمي، دچار نوعي (كج ارضايي) شده بود و همين باعث مي شد كه كاراكتر گلزار تا اين حد محبوب شود.
گلزار از بيان و فن و بياني قوي بهره نبرده بود و بيشتر اوقات در هيات يك مانكن اسپورت ظاهر مي شد.
يعني آنچه كه در كاراكتر يك مرد جذاب در حالت نرمال فاصله زيادي داشت.
اكثر كارهايي كه با حضور او تهيه مي شد همان الگوي فيلم فارسي را تكرار ميكردند منتها مطابق سليقه آنرمال جامعه در آن روزها، قهرمان فيلم فارسي هاي جديد به جاي جذبه و وقار مردانه، جذابيت هاي ديگري داشت كه پيشتر از اين معمولا در خانم ها دنبال آن ميگشتيم.
جالب اينجاست كه خانم هاي بازيگر در سينماي عامه پسند آن دوره هم به شدت سمت رفتارهاي پسرانه مي رفتند و انگار مد آن روزها عوض شدن جاي زن و مرد در رفتار و پوشش و پيرايش شده بود.
هنوز هم رگه هايي از اين نوع كج ارضايي در جامعه ايران وجود دارد اما با ديده انصاف اگر به قضيه نگاه كنيم، اين حالت تا حدود زيادي به سمت تعديل رفته.
یادداشت از ميلاد جليل زاده.

| معاون «ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز»، با اعلام اختصاص 500 لیتر گازوئیل به هر خانوار مرزنشین سیستان و بلوچستان و فروش 6 میلیون لیتر سوخت در مرحله نخست گفت: با اجرای طرح فروش سوخت مرزی در این مرحله، 100 هزار تومان به حساب سرپرستان خانوار واریز شد که تا 300 هزار تومان نیز قابل افزایش است. |
جزئیات واریز یارانه ویژه 100 هزار تومانی
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، معاون ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، با اعلام اختصاص 500 لیتر گازوئیل به هر خانوار مرزنشین سیستان و بلوچستان و فروش 6 میلیون لیتر سوخت در مرحله اول گفت: با اجرای طرح فروش سوخت مرزی در این مرحله ، 100 هزارتومان به حساب سرپرستان خانوار واریز شد که تا 300 هزارتومان نیز قابل افزایش است.
ابویی در نشستی خبری با تشریح جزئیات اجرای فاز نخست فروش سوخت به مرزنشینان و واریز 100 هزارتومان به حساب سرپرستان خانوار مرزنشین گفت: نخستین مرحله از درآمد حاصل از فروش سوخت مرزی به حساب سرپرستان خانوار ساکن در منطقه مرزی هیرمند و سراوان در استان سیستان و بلوچستان واریز شد.
معاون ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز گفت: از ابتدای خرداد امسال، این طرح در دو منطقه یاد شده آغاز شد و تمامی ساکنان در عمق 20 کیلومتری مرز شناسایی و برای آنها کارت ویژه صادر می شود. در مرحله نخست، کار سهمیه هر خانوار ماهیانه 500 لیتر نفت گاز است.
ابویی تصریح کرد: سوخت از طریق مباشران در منطقه مرزی از طریق شرکت ملی پخش تحویل می شود و فروش سوخت به مرزنشینان قیمت گذاری می شود. در این زمینه، دولت، کارگروهی را متشکل از نمایندگان وزارت اقتصاد، معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی، ستاد قاچاق کالا، وزارت نفت و نماینده استاندار استان مربوطه تشکیل داد.
وی افزود: در مرحله نخست کار، قیمت هر لیتر نفت گاز برای مرزنشیان 2 هزار و 300 تومان محاسبه شده است که تقریبا به قیمت فوب خواهد بود. مباشرینی که در این برنامه حضور دارند سوخت را در افغانستان و یا پاکستان می فروشند و پس از کسر درصدی از فروش، باقی درآمد حاصل از فروش سوخت، به مرزنشینان اختصاص می یابد.
این مقام مسئول در ستاد قاچاق کالا و ارز تصریح کرد: طبق برنامه ریزی های صورت گرفته، مرحله دوم طرح در کلیه مناطق مرزی استان سیستان و بلوچستان خواهد بود که برای این منظور، ابلاغ کردیم تا مقدمات کار را فراهم نمایند. از ابتدای شهریورماه سال جاری (امروز جمعه) کار در مراحل بعدی اجرایی می شود.
به گفته ابویی، با به دست آمدن نتایج حاصل از مرحله اول و اجرا در سیستان و بلوچستان، طرح در استان های دیگر مانند هرمزگان انجام می شود که هم اکنون فراهم کردن مقدمات انجام کار به این استان نیز ابلاغ شده است. به صورت کلی، طرح ابتدا در استان هایی که بیشترین میزان قاچاق سوخت را دارند انجام خواهد شد.
معاون ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز با تاکید بر اینکه طبق گزارش های به دست آمده، با اجرای طرح در فاز اول روند مهاجرت به خارج از مرزها معکوس شده است، گفت: در طرح دوم موضوع معافیت هر خانواده برای ورود 2 میلیون تومان کالا به کشور است که در روزهای گذشته، پیشنهاد جدیدی را به دولت ارائه کردیم تا در صورت موافقت، این میزان به 4 میلیون تومان افزایش یابد.
وی اجرایی شدن این برنامه ها را گام های کوتاه مدت و فوری برای تقویت معیشت مرزنشینان دانست و افزود: آوردن دام پرواری و مولد توسط مرزنشینان از جمله دیگر طرح ها برای توسعه فعالیت اقتصادی مرزنشینان است. از سویی، موضوع ارائه تسهیلات برای کارگاه های کوچک نیز مطرح است.
این مقام مسئول در ستاد قاچاق کالا و ارز گفت: برای معافیت ملوانان در ورود کالا به کشور نیز توافقاتی با وزارت تعاون، کار و رفاه برای ایجاد تعاونی های ملوان یار انجام شده و از طریق پرداخت تسهیلات بانک توسعه تعاون، امکانی برای عرضه کالاهای ملوانی ایجاد می شود.
ابویی گفت: در قالب اجرای مرحله نخست طرح فروش سوخت مرزی، 6 میلیون لیتر گازوئیل اختصاص یافت. برآورد این است که اگر بتوانیم برای هر خانوار در ماه 500 لیتر سوخت به فروش برسد تا 300 هزارتومان نیز قابل اختصاص باشد. همچنین برنامه داریم برای خانوارهای بالای 5 نفر نیز 1000 لیتر سوخت اختصاص دهیم.
معاون ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز با اشاره به اینکه تا کنون 19 هزار خانوار تحت پوشش قرار گرفته است، گفت: در استان سیستان و بلوچستان، کل خانوارها به 60 هزار خواهد رسید. به صورت کلی در مرحله نخست، 2 میلیارد و 700 میلیون تومان سوخت فروخته شد و بر این اساس، 100 هزار تومان به حساب سرپرستان خانوار واریز شد.
وی افزود: آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، بوشهر، سیستان بلوچستان و هرمزگان استان هایی است که قرار است این طرح در آنها اجرا شود. تا کنون در مناطق اجرا شده، کاهش چشمگیری قاچاق سوخت را داشتم. در گذشته از طریق مرز سیستان و بلوچستان روزانه 3 میلیون لیتر سوخت قاچاق می شد که هم اکنون با اقداماتی از قبیل بستن معابر خروجی و پرداخت یارانه سوخت، بحران خاصی به عنوان قاچاق سوخت نداریم.
ادامه خبر...

| مردی که در پی وسوسه شیطانی، خواهرزنش را در بخش گلستان شهرستان بهارستان کشته بود، پس از دستگیری به جنایت اعتراف کرد. |
پایگاه خبری راک نیوز: روز سیزدهم مرداد امسال زنی با مرکز فوریت های پلیسی 110 بخش گلستان در غرب استان تهران تماس گرفت و از کشته شدن زن جوان همسایه خبرداد. در پی این تماس، کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی بهارستان با اعزام به محل،در طبقه پنجم ساختمان با جسد زن صاحبخانه ـ در حالی که وسایل خانه نیزبه هم ریخته بود ـ مواجه شدند.
با کشف جسد و گزارش موضوع به رجبی، بازپرس کشیک ویژه قتل دادسرای گلستان و هماهنگی قضایی، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد. شواهد نشان می داد زن جوان ابتدا خفه شده و سپس با ضربات چاقو به قتل رسیده است.
در بررسی از خانه مقتول نیز معلوم شد، تعدادی از لباس های شوهر او، دسته کلید خانه و گوشی تلفن همراه مقتول سرقت شده است.
مشاجره مقتول با عامل جنایت
با تشکیل پرونده ای در این رابطه، در تحقیق از همسایگان مقتول نیز معلوم شد آنها صدای مشاجره از خانه مقتول را در حالی شنیده اند که او نام همسرش را چند بار صدا زده و سپس دیگر صدایی نشنیده اند و به گمان مشاجره خانوادگی مداخله نکرده اند.
در ادامه تحقیقات و احضار خانواده مقتول به پلیس آگاهی مشخص شد آنها روز حادثه چند بار با تلفن خانه دخترشان و بارها با با تلفن همراهش تماس گرفته اند، اما کسی پاسخگو نبوده و به همین دلیل به خانه فرزندشان رفته و با جسدش روبه رو شده اند.
بی گناهی شوهر مقتول
در ادامه کار آگاهان جنایی به شوهر مقتول ظنین شده و تحقیق از او را ادامه دادند که وی مدعی شد روز حادثه در محل کارش در تهران بوده و در پی تماس خانواده همسرش، متوجه مرگ او شده است. در ادامه با بررسی در این ارتباط و وجود مدارکی، معلوم شد گفته های شوهر مقتول صحت داشته و او در جنایت نقشی ندارد.
ردپای شوهر خواهر در قتل
با مشخص شدن بی گناهی شوهر مقتول،جستجو برای دستگیری عامل جنایت ادامه یافت تا این که چند روز پیش ماموران اطلاع یافتند مقتول پیش از مرگ، تلفنی با مردی صحبت کرده و قرار بوده او به عنوان مهمان به خانه شان بیاید. بنابراین تحقیقات کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی بهارستان روی این فرد متمرکز و مشخص شد هویت مالک خط تلفن، شوهر خواهر مقتول بوده است بنابراین وی تحت تعقیب قرار گرفت، اما خانه اش را ترک کرده بود و کسی هم از او خبری نداشت.
جستجو برای دستگیری متهم ادامه یافت و سرانجام او درحومه شهرستان بهارستان، دستگیر شد.
اعتراف متهم
متهم با انتقال به پلیس آگاهی به قتل اعتراف و عنوان کرد روز حادثه وقتی به خانه خواهر زنش رفته و او را تنها دیده، وسوسه شده وی را مورد آزار و اذیت قرار دهد که مقتول با او درگیر شده و وی را کشته است.
متهم در ارتباط با نحوه جنایت گفت: آن روز وقتی با تلفن همراه خواهر زنم تماس گرفتم و متوجه شدم در خانه تنهاست، وسوسه شدم و به خانه اش رفتم. در آشپزخانه بود که به او حمله ور شده و وی را به اتاق نشیمن کشاندم. فریاد می زد و می خواست رهایش کنم. چند بار با به زبان آوردن نام شوهرش، خواست به خاطر او از این کار منصرف شوم. در جدال با من قصد فرار داشت که صدای همسایه شان را شنیدم. ترسیدم و ابتدا خفه اش کردم، سپس با چاقوی آشپزخانه چند ضربه به وی زدم.
همان موقع با دستپاچگی تعدادی از لباس های شوهرش را همراه گوشی تلفن همراه مقتول و دسته کلید خانه شان که اثر انگشتم روی آن بود، سرقت کرده و با به هم ریختن لوازم خانه، وانمود کردم دزد آمده و پیش از این که همسایه ها متوجه شوند، فرار کردم.
به گزارش جام جم،متهم ادامه داد: وقتی به خانه رفتم و لباس هایم را عوض کردم، دقایقی بعد همسرم در تماس با من ماجرای کشته شدن خواهرش را اطلاع داد و خواست نزدشان بروم. برای این که کسی به من شک نکند، لباس سیاه به تن کرده و ابتدا به خانه مقتول و سپس به خانه پدری اش رفتم. عذاب وجدان یک لحظه رهایم نمی کرد. در روز خاکسپاری و مراسم سوگواری مقتول حضور داشتم و گریه می کردم.
بنا بر این گزارش با دستور بازداشت موقت برای متهم تحقیق از او ادامه دارد.
ادامه خبر...