مشروح اخبار


بامزه بازی خواستگار کار دستش داد/عکس

5 شهریور 1392, 19:27

بامزه بازی خواستگار کار دستش داد/عکس

این روزها در فضای مجازی ویدئوهای خواستگاری‌ و درخواست ازدواج در میان جمعیت حسابی زیاد شده است. هر چند اکثر این خواستگاری‌ها با جواب مثبت ختم به خیر می‌شود اما حرکتی مشابهی در دوبی به یک آبروریزی ختم شد.

 کسانی که در یک مرکز خرید در دوبی بودند با شنیدن صدای مردی که قصد ابراز علاقه به دختر مورد علاقه‌اش را داشت فکر کردند با یک صحنه شاد و پر از احساس روبرو خواهند شد. 
مرد جوان هندی که قصد درخواست ازدواج داشت با آوردن دو نوازنده و در دست گرفتن میکروفن متصل به بلندگوهای مرکز خرید شروع به گفتن جملات احساسی به دختر مورد علاقه‌اش کرد و همین مسئله باعث شد تا مردم به تدریج اطراف آنها جمع شوند. کسانی که در اطراف این دو نفر حلقه زده بودند فهمیدند که همه چیز برای یک درخواست ازدواج آماده می‌شود و تصور می‌کردند که با جواب بله عروس خانم همه چیز با شادی و هورا تمام می‌شود اما مدت کمی بعد ماجرا تبدیل به یک کابوس شد. وقتی که این مرد به شیوه آمریکایی‌ها روی زمین زانو زد تا از دختر مورد علاقه‌اش خواستگاری کند دختری که قرار بود عروس باشد گیتار کوچک در دست نوازنده‌ها را گرفت و با آن بر فرق مرد جوان کوبید و جلسه خواستگاری را ترک کرد. مرد جوان که رویای عاقبت شیرین ویدئوهای درخواست ازدواج در فضای مجازی را در ذهن داشت بعد از مدتی که روی زمین افتاده بود بهت زده جمعیت را تماشا می‌کرد.

 بامزه بازی خواستگار کار دستش داد/عکس

 بامزه بازی خواستگار کار دستش داد/عکس

 بامزه بازی خواستگار کار دستش داد/عکس

 بامزه بازی خواستگار کار دستش داد/عکس

 

 

 


ادامه خبر...


عاشقی که با جنازه همسرش زندگی می کند +تصاویر

5 شهریور 1392, 14:09

عاشقی که با جنازه همسرش زندگی می کند +تصاویر

آقای "لی وان" و همسرش فام تی سونگ، در شهر هالام منطقه ی تانگ بین، بدون علاقه به هم ازدواج کردند. والدین شان با هم همسایه بودند و به هم قول داده بودند تا فرزندانشان با هم دیگر ازدواج نمایند. این زوج بعد از ازدواج عاشق هم شدند و با هم به خوبی زندگی کردند. یکی از همسایگان می گوید: " آقای لی وان و همسرش نجار بودند و وضع مالی خوبی داشتند اما به خاطر قماربازی آقای وان ورشکست شدند. با وجود این، عشق آنها تداوم یافت. وان به همسرش اجازه نمیداد تا زیاد کار کند. آنها صاحب ۷ فرزند هستند."

به علت مشکلات، وان مجبور شد تا خانه ی بزرگش را بفروشد و خانه ی کوچکتری بسازد. وی علیرغم مخالفت همسرش نجاری را هم رها کرد و به دنبال استخراخ سنگ رفت.

گرچه داستان لی وان داستان جدیدی نیست اما بسیاری هنوز هم می خواهند بدانند چرا وی علیرغم مخالفت همسایگان و مقامات محلی قبر همسرش را نبش نمود؟ چرا یک فرد سالم چنین رفتار عجیبی دارد؟ آیا همسر مرده دوباره دفن شده است؟ گزارشگران به سراغ قای لی وان رفتند تا جواب سوالات را پیدا کنند.

 

alt

 

وقتی از آقای وان لی دلیل آوردن جسد همسر مرده اش به خانه را جویا شدند وی در پاسخ گفت: "فوریه ی ۲۰۰۳ در کوهستان مرکزی کار می کردم که خبر مرگ همسرم را به من دادند. فورا به خانه رفتم و سعی کردم تا آدمها را از دفن همسرم منصرف کنم. یکی گفت دیوانه ام، چون اگر مرده را دفن نکینم، روح وی آزاد نمی شود. بنابراین به آنها اجازه دادم تا هر کاری می خواهند بکنند. یک سال بعد، یک روز بارانی، به تنهایی به قبرستان رفتم تا جسد همسرم را از قبر بیرون بیاورم. باقی مانده ی جسد وی را در کیف گذاشتم. از ترس خبردار شدن مردم، گودال کوچکی کندم و باقیمانده ها را در آن گذاشتم و آن را پر کردم.
از آن زمان از فکر اینکه چگونه او را به خانه بیاورم شبها خوابم نمی برد. کمی ماسه و سیمان و چسب خریدم و چند روز در قبرستان ماندم تا با باقیمانده ی جسدش مجسمه ی او را بسازم.
بعد از دو ماه، موفق شدم همسرم را نجات دهم. وقتی بچه هایم مجسمه ی او را دیدند بسیار شگفت زده شدند. در ابتدا تصور کردند که به خاطر دلتنگی مجسمه ی وی را ساختم. وقتی حقیقت را به آنها گفتم، بسیار دستپاچه شدند و سعی کردند تا مرا متقاعد کنند مادرشان را دوباره به گورستان برگردانم. اما توجهی به حرف آنها نکردم و اصرار کردم که همسرم زنده است.
داستان لی وان توجه رسانه های محلی و خارجی را به خود جلب کرد. آقای ترانگ سان، فرماندار شهر لاهام در سال ۲۰۰۵ شکایت هایی را در این مورد از مردم محلی دریافت کرد. ساکنان محل نگران آلودگی محل زندگی خود و تاثیرات اجتماعی آن بودند.

 

alt
سان می گوید:" از وان خواستیم تا همسرش را مجددا دفن کند و وان هم موافقت نمود. اما مدتی بعد، مردم محلی به شکایت های خود به علت تداوم رفتار وان ادامه دادند. هنوز هم مورد آقای وان حل نشده است.
وان، علیرغم نگاه مردم، نزدیک ۱۰ سال است که با باقیمانده ی همسر مرده ی خود زندگی می کند. برخی اوقات وی از فروشگاه های لوازم آرایشی برایش خرید می کند. در ابتدا، مردم فکر می کردند وی آنها را برای دخترانش می خرد اما فهمیدند که وی لوازم آرایشی را برای همسر مرده اش تهیه می کند. او مجسمه را با رژلب  و کرم پودر آرایش می کند.
وان می گوید: " مجسمه را هر روز تمیز می کنم. همسرم به زیبایی ملکه ها و مدل های معروف است. زیبایی او را حتی می توان با لیدی کیو مقایسه کرد. ( لیدی کیو زن زیبایی در اثر معروف "افسانه های کیو" نوشته ی شاعر کبیر نگوین دوو در قرن ۱۹-۱۸ میلادی می باشد.) وقتی همسرم زنده بود هرگز لباس هایی به این زیبایی به تن نکرد، به این خاطر مجبورم لباس های زیبای زیادی برایش تهیه کنم. لباس های او را روزی دو بار عوض می کنم.

مردم می گویند من دیوانه ام چون از لاشه نگهداری می کنم. اما من به شدت معتقدم او همیشه با من است و تا زمان مرگ خودم با او می خوابم.

ادامه خبر...


بیوگرافی یک هم استانی و بازیگرزن سینمای ایران+عکس

5 شهریور 1392, 14:07

بیوگرافی  یک هم استانی و بازیگرزن سینمای ایران+عکس

پریوش نظریه
 
جنسیت: زن
تولد و وفات: (سوم بهمن 1348 - ... )
محل تولد: ایران - کهکیلویه و بویراحمد - یاسوج
شهرت علمی و فرهنگی: بازیگر
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل رشته نمایش عروسکی از دانشگاه هنر.

پریوش نظریه

در گچساران به دنیا آمد.
شروع فعالیت از سال 1370 با نمایش کولی.
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم پدر.
نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم  سجده بر آب .

فیلم‌های سینمائی:
عروس حلبچه (حسن کاربخش، 1369)
پدر (مجید مجیدی، 1374)
سجده بر آب (حمید خیرالدین، 1375)
بوی کافور عطر یاس (بهمن فرمان آرا، 1378)
دوئل (احمدرضا درویش، 82 - 1381)

ادامه خبر...


دختر علی پروین، هم بازیگر شد.

5 شهریور 1392, 14:03

دختر علی پروین،  هم بازیگر شد.

راک نیوز؛ پیش از این در اخبار آمده بود که لادن از جمله دانش آموختگان در کارگاه آزاد است. موسسه‌ای آموزشی که زیر نظر مسعود کیمیایی اداره می‌شود.

مهناز افشار، محمدرضا فروتن، پولاد کیمیایی، شقایق فراهانی، سحر دولتشاهی، یوسف مرادیان، تینا پاکروان، ساعد سهیلی، نیما راد، مجید گلشنی، سامان حسینی، اکبر معززی، حامد ابوطالبی، حسین علی محمدی، سوگل خالقی، لادن پروین، شاپور کلهر، علی اصغر طبسی، مجید علیزاده، شهرام تیموریان، سروش خوبرو، مرجان کیومرثی، حمیرا عظیمی، سارا عسگری، احسان بذلی، کاترین اصلانی، اصغر مرادطلب، امید گنج‌بخش، مجتبی طهماسبی، شهباز جهانگیری، فریناز صفوی، مسعود رمضانی، سامان محمدی، مهدی چشمه، علی لاجوردی، سید فرنام قدیمی، صالح صارمی در "متروپل" بازی می کنند.

کافه سینما

ادامه خبر...


نحوه شکایت از مزاحمت تلفنی و پيامكی

5 شهریور 1392, 12:24

نحوه شکایت از مزاحمت تلفنی و پيامكی

ايجاد هر گونه مزاحمت عمدي يا سهوي به وسيله تلفن از طريق هر فرد يا گروه و در هر رده سني براي مشتركان ديگر،‌ مزاحمت تلفني محسوب مي شود؛ اما براي شكايت درخصوص اين مزاحمت ها به كجا بايد مراجعه كرد؟

به ياد مي آورم زماني كه تلفن ثابت در منازل در همه جا حتي مناطق دوردست همه گير شد و گوشي اي كه گاهي اوقات پشت هم زنگ مي خورد؛ با صداي زنگ تلفن مجبور مي شدي سريعتر سمت گوشي بروي شايد كسي كار مهمي داشته باشد و تلفن قطع شود.

نفس نفس زنان به گوشي تلفن مي رسيدي همين كه گوشي را برمي داشتي كسي آن طرف گوشي فقط فوت مي كرد و تو آنچنان حرص مي خوردي كه قابل توصيف نبود.

و حتي خوب به ياد مي آورم مادراني را كه فرزندان خردسالشان گريه مي كردند طوري كه مانع از انجام كارهاي منزل مي شدند و تلفن تنها راه نجات مادر از اين همه اذيت و آزار بود؛ مادر با گوشي شماره اي را مي گرفت و تو هم مي شدي مسوول ساكت كردن بچه ها!

تا اينكه علم پيشرفت كرد و گوشي هاي همراه به بازار آمدند و اين سرگرمي به شكلي مدرنتر ادامه يافت.

بالاخره روزي رسيد كه با توسعه فن آوري ارتباطي، شماره تماس گيرنده قابل تشخيص و پيگيري شد. البته در مقابل اين پيشرفت، پيشرفتهايي هم در ايجاد مزاحمتهاي تلفني از جمله شماره گرفتن با دبيت كارت و ..صورت گرفت!

مزاحمان تلفني و دردسر براي خانواده ها و حتي نهادها و سازمانها

مزاحمان تلفني به طور معمول در گروه سني خاصي قرار دارند كه اي كاش سرگرمي‌هاي بهتري براي آنان وجود داشت تا آزار ديگران را موضوع بازي‌هاي خود نكنند.

شايد كمتر خانواده، موسسه يا سازماني است كه از اين نوع مزاحمت‌ها در امان باشد؛ زيرا مرتكبان گاه و بي‌گاه و در زماني كه مردم نياز به استراحت دارند، آسايش آنان را سلب مي‌كنند و پيامدهاي ناشي از اين مزاحمت‌ها را كه ممكن است دردسرهاي بزرگي براي خانواده‌ها ايجاد كند، ناديده مي‌گيرند.

انواع تلفن همراه و ثابت جاي خود را چنان در زندگي روزمره ما باز كرده است كه براي بسياري سپري كردن يك شبانه‌روز بدون استفاده از اين وسيله ارتباطي غير قابل تصور است؛ با وجود چنين وابستگي‌ شديدي و البته نيازي كه به ارتباط غير حضوري با ديگران داريم، نمي‌توان دردسرهاي آن را هم ناديده گرفت.

اين مزاحمت‌ها به مشكلاتي كه براي خانواده‌ها ايجاد مي‌كنند، محدود نمي‌شود؛ بلكه آتش‌نشاني، موسسات تاكسي تلفني، غذاخوري‌هايي كه مشتركان تلفني دارند، پليس ۱۱۰، ۱۱۸ و ... را هم دربرمي گيرد؛ به عبارت ديگر از اين معضل اجتماعي، همه درمانده اند.
اين مزاحمت‌ها شكل‌هاي مختلفي دارد؛ اما سوت كشيدن، سكوت و فوت كردن شايد كمتر آزار دهنده باشد. فحاشي و حرف‌هاي ركيك و تهمت در مرتبه دوم قرار دارد و از همه بدتر، دادن خبرهاي كذب و تكان‌دهنده است كه گاهي باعث شوك آني و از بين رفتن آرامش خانواده‌ها مي‌شود.

اگر مزاحم تلفني مجرم شناخته شود، حكم صادر مي شود

اگر بر اثر مزاحمت تلفني، شخصي متحمل ضرر و زيان شود، در اين صورت مطابق قوانين مي‌تواند با ارائه شكوائيه به دادسرا مبني بر مزاحمت تلفني و بيان دلايلي كه حاكي از خسارت رسيدن به وي باشد، مزاحم تلفني را به محاكمه بكشاند و چنانچه دادگاه متهم را مجرم بداند مكلف است ضمن صدور حكم جزايي در باره مزاحمت تلفني، نسبت به مطالبه ضرر و زيان مدعي خصوصي نيز حكم صادر كند و اگر نياز بيشتر به تحقيق درباره خسارت مدعي باشد، پس از رسيدگي لازم مطابق ماده ۱۲ قانون نسبت به صدور حكم اقدام مي شود.

اگر كسي به عمد و با سوءنيت به وسيله تلفن خبر فوت يكي از نزديكان شنونده را به او بدهد و اين خبر موجب مرگ يا مرض شنونده شود، عملش مطابق با قانون مجازات اسلامي ممكن است قتل عمد شناخته شود و مرتكب قصاص شود؛ چون چنين عملي نسبت به يك فرد مسن در نوع خود كشنده به شمار مي‌رود.

مزاحم زنداني مي‌شود!

براي مجازات مزاحمت‌هاي پيامكي و تلفني، مجرمان به مجازات تعزيري محكوم مي‌شوند. اين مجازات ممكن است شامل شلاق، جريمه مالي و حبس باشد. نوع مجازات نيز بسته به شخصيت متهم، دفعات و نوع مزاحمت بستگي دارد.

البته دور از انتظار نيست كه يك مزاحمت ساده به قتل يك نفر منجر شود؛ بنابراين سر و كار مزاحم تلفني كمتر به قصاص و ديه مي‌افتد؛ اما حبس مجازاتي معمول براي اين مزاحمان خواهد بود؛ و قانوني كه اجازه زنداني كردن مزاحم را مي‌دهد، قانون مجازات اسلامي ‌است و ماده‌اي كه مي‌توانيد اين حكم را در آن پيدا كنيد، ماده ۶۴۱ است كه مقرر شده است:

«هرگاه كسي به وسيله تلفن يا دستگاه‌هاي مخابراتي ديگر براي اشخاص مزاحمت ايجاد كند، علاوه بر اجراي مقررات خاص شركت مخابرات، مرتكب به حبس از يك تا شش ماه محكوم خواهد شد». البته اين همه ماجرا نيست. علاوه بر قانون مجازات اسلامي ‌در مقرراتي كه شركت مخابرات دارد، مجازات‌هاي ديگري هم براي مزاحم در نظر گرفته شده است.

به كجا شكايت كنيم؟

خيلي از افرادي كه قرباني مزاحمت تلفني مي‌شوند ترجيح مي‌دهند كه موضوع را پيگيري نكنند؛ اما براي كساني كه اين مزاحمت‌ها امان‌شان را بريده است و به ستوه آمده‌اند، چاره‌اي جز شكايت و پيگيري وجود ندارد.

گفتيم كه علاوه بر مجازات زندان كه در قانون مجازات اسلامي‌ براي مزاحمان در نظر گرفته شده است مجازات‌هاي ديگري هم در قوانين شركت مخابرات براي آنان وجود دارد؛ بنابراين قربانيان مزاحمت تلفني مي‌توانند از دو طريق موضوع را پيگيري كنند.

اداره حقوقي وزارت دادگستري در سال ۱۳۷۳ در اين خصوص نظريه‌اي داده است كه تكليف موضوع را بهتر مشخص مي‌كند. در اين نظريه گفته شده است: در مورد مزاحمت تلفني چنانچه عمل مشتكي‌عنه (كسي كه از او شكايت شده) فقط مزاحمت تلفني باشد و همراه با جرم ديگري مانند فحاشي و استعمال الفاظ ركيك نباشد، در صورت احراز مزاحمت، تلفن مزاحم قطع مي‌شود؛ اما چنانچه مزاحمت تلفني همراه با جرايم ديگر از قبيل فحاشي يا تهديد باشد، رسيدگي به بزه ارتكابي با دادگاه‌هاي عمومي محل خواهد بود.

بنابراين اگر از جمله افرادي هستيد كه بعد از آن كه تلفن زنگ مي‌زند و گوشي را برمي‌داريد، كسي جواب نمي‌دهد و اين عمل چند بار و گاه بارها و بارها تكرار مي‌شود يا اينكه قرباني اشكال ديگر مزاحمت تلفني هستيد مي‌توانيد به مراجع يادشده مراجعه كنيد تا با مزاحم برخورد شود.

داشتن نامه‌اي از مخابرات نيز مي‌تواند باعث سرعت در كار شود. در اين مرحله روي يك برگه كاغذ شكايت خود را مطرح مي‌كنيد. عنوان مجرمانه اين شكايت هم چنين است: «ايجاد مزاحمت تلفني از طريق ارسال پيامك.» اگر توهين شديدي هم صورت گرفته باشد، شاكي مي‌تواند تقاضاي «اعاده حيثيت» را هم مطرح كند. ممكن است طرف مقابل نامشخص باشد. در چنين حالتي در بخش مربوط به متشاكي نوشته مي‌شود: «نامشخص».

بعد از اين مرحله، با ارجاع شكايت به يكي از شعبه‌هاي دادياري يا بازپرسي، با نامه‌اي كه دادگاه خطاب به كلانتري براي تكميل كردن تحقيقات مي‌نويسد، كلانتري از مخابرات درخصوص اين شماره تلفن استعلام و تقاضاي پرينت مكالمات تلفني را عنوان مي‌كند. ممكن است اين استعلام به طور مستقيم از سوي دادگاه خطاب به مخابرات ارسال شود، اما بخش اوليه كار در اين مرحله شناسايي مزاحم است.

حتي مخابرات مي‌تواند گوشي تلفن همراهي كه از آن تماس گرفته شده را رديابي كند و اين مساله را مشخص كند كه آخرين بار چه زماني و چگونه از آن استفاده شده و چه سيم كارتي در آن فعال بوده است؟ پس از اين مرحله و مشخص شدن شماره تماس، از سوي دادسرا براي آن نشاني و صاحب خط تلفن اخطاريه ارسال مي‌شود و دادسرا ايشان را احضار و تحقيق مي‌كند.

اگر فردي در مرحله اول در دادسرا يا كلانتري حاضر نشود، براي بار دوم نيز براي او اخطاريه ارسال مي‌شود و در نهايت با عدم حضور وي، براي بار سوم در صورتي كه دادستان دلايل جرم را قوي تشخيص دهد، براي او حكم جلب صادر مي‌شود.

در مرحله بازپرسي اگر فرد مزاحم اين مساله را بپذيرد، پرونده با صدور كيفرخواست براي صدور راي به دادگاه فرستاده مي‌شود. البته ممكن است مزاحم در طول مراحل بازجويي عنوان كند كه استعلام را قبول ندارد.

در اين مرحله تا زمان اقرار، بازجويي ادامه مي‌يابد و در صورتي كه دلايل كافي وجود داشته باشد، با اخذ قرار مناسب، پرونده مراحل بعدي خود را طي مي‌كند.

يكي از شيوه‌هاي اثبات مزاحمت تلفني، استناد به صداي ضبط شده است اما گاهي دادياران، بازپرس‌ها يا قضات اين مساله را نمي‌پذيرند. چون ممكن است با توجه به پيشرفت تكنولوژي، صداي ضبط شده ساختگي باشد.

و اما...

با همه اين مجازات‌ها باز هم كساني پيدا مي‌شوند كه اعصاب و روان مردم را دستمايه سرگرمي ‌خود مي كنند.

كمترين فايده‌ مجازات مزاحمان تلفني اين است كه از تعداد آنان مي‌كاهد؛ اما نمي‌توان انكار كرد كه با توجه به پيامدهاي گسترده اين شيوه مردم‌آزاري، بايد براي افزايش تأثير مجازات‌ها چاره‌اي انديشيد و فكري كرد؛ شايد بايد قوانين را سفت و سخت‌تر نوشت و شايد لازم است شناسايي و برخورد با مزاحمان را با همكاري شهروندان جدي‌تر پيگيري كرد. 

ادامه خبر...


چوبه‌ دار، فرجام عکاسی خونین از دختران

5 شهریور 1392, 08:07

چوبه‌ دار، فرجام عکاسی خونین از دختران

پایگاه خبری راک نیوز؛ مردی که هنگام عکس‌گرفتن از دو دختر مرتکب قتل شده است در یک‌قدمی چوبه دار قرار گرفت. کارآگاهان جنایی استان فارس تحقیق پیرامون این پرونده را از روز 24خرداد سال 87 آغاز ک ردند. آنها در آن روز باخبر شدند مردی به قتل رسیده و جسدش در منطقه‌ای غیرمسکونی رها شده است. وقتی ماموران به آنجا رفتند پیکر غرق در خون جوانی به نام هاشم را مشاهده کردند که بر اثر اصابت یک گلوله از پا درآمده بود. جنازه به پزشکی‌قانونی منتقل شد و متخصصان با انجام آزمایش‌های لازم اعلام کردند هاشم به علت خونریزی شدید ناشی از اصابت گلوله فوت شده است. کارآگاهان در ادامه با تحقیق از آشنایان و مطلعان پی بردند دو برادر در ماجرای تیراندازی مرگبار دست داشته‌اند. پلیس دو برادر را بازداشت کرد و یکی از آنها به نام منصور در جریان بازجویی‌ها به تیراندازی اعتراف کرد و مدعی شد به دلیل ورود احشام مقتول به مزرعه او دست به سلاح برده و تیراندازی کرده است. چنین ادعایی در شرایطی مطرح شد که تحقیقات پلیس نشان می‌داد قتل به دلیل مسایل ناموسی رخ داده است و قاتل روز حادثه در حال عکاسی از خواهران مقتول بود. منصور در بازجویی‌ها به این موضوع اعتراف نکرد اما گفت قتل را خودش انجام داده و برادرش بی‌گناه است. به این ترتیب پرونده منصور تکمیل و برای محاکمه به دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد. در جلسه رسیدگی به این پرونده نماینده دادستان جرم منصور را محرز دانست و خواستار مجازات وی شد. اولیای‌دم نیز خواسته خود را مبنی بر قصاص مطرح کردند. یکی از برادران هاشم در جلسه دادگاه گفت: «روز حادثه منصور داشت از خواهرانم عکس می‌گرفت که هاشم متوجه موضوع شد و سر این موضوع با او مشاجره کرد. منصور و برادرش با هاشم درگیر شدند و در نهایت منصور با شلیک گلوله وی را به قتل رساند و حالا هم باید مجازات و به دار آویخته شود.» وقتی نوبت به منصور رسید تا از خودش دفاع کند، گفت: «من روز حادثه گلوله‌ای را به سمت هاشم شلیک کردم اما نمی‌دانم تیر به وی اصابت کرد و من باعث قتل شدم یا اینکه گلوله دیگری به وی خورد.» متهم ادامه داد: «موضوع عکاسی به هیچ عنوان صحت ندارد. روز حادثه احشام هاشم وارد مزرعه من شدند و به همین دلیل نیز با او درگیر شدم.» هیات قضات بعد از شنیدن دفاعیات متهم وارد شور شدند و منصور را گناهکار شناختند. بعد از اینکه حکم قصاص علیه قاتل صادر شد او به رای اعتراض کرد و پرونده برای بررسی نهایی در اختیار قضات دیوانعالی کشور قرار گرفت. دیوانعالی کشور چند روز قبل رای صادره را تایید کرد و به این ترتیب منصور به یک‌قدمی چوبه دار رسید .

ادامه خبر...


عکس : بازگشت خواننده زن معروف به سینما

5 شهریور 1392, 07:38

عکس : بازگشت خواننده زن معروف به سینما

بازگشت ریحانا به سینما با نقش یک خواننده مشهور 1920 ریحانا خواننده پاپ با فیلم نه چندان زیبای «كشتی جنگی» به سینما قدم گذاشت. ریحانا پیشنهاد بازی در فیلم جوزفین بیكر را دریافت كرده است. بیكر یكی از بازیگران و خوانندگان دهه 1920 است كه به ریحانا بی شباهت...

«ریحانا» خواننده پاپ با فیلم نه چندان زیبای «كشتی جنگی» (Battle ship) به سینما قدم گذاشت. او به تازگی پیشنهاد بازی در فیلم زندگی «جوزفین بیكر» را دریافت كرده است .

بازگشت خواننده زن معروف به سینما

«بیكر» یكی از بازیگران و خوانندگان دهه 1920 است كه از نظر سبك به ریحانا بی شباهت نبوده است. او در سال 1934 با بازی در فیلم «زوزو»‌ به شهرت خود افزود و از این شهرت برای افزایش آگاهی مردم در جنبش جنگهای داخلی آمریكا بهره برد.

این پروژه در مرحله پیش تولید قرار دارد و ریحانا تاكنون موافقت خود را برای بازی در این فیلم اعلام نكرده است.

منبع: سینما خبر

ادامه خبر...


سه بازیکن فوتبال بازداشت شدند+عکس

5 شهریور 1392, 07:37

سه بازیکن فوتبال بازداشت شدند+عکس

نیروهای رژیم آل خلیفه، به منطقه جدحفص یورش بردند و شماری از مردم این منطقه از جمله سه بازیکن فوتبال به نام های ایمن عبدالامیر، قاسم سعید و محمد جعفر الشارقی را بازداشت کردند.

نیروهای رژیم آل خلیفه، پیش از این نیز، در تاریخ ۱۲ ماه جاری، محمد عبدالقادر بازیکن فوتبال را در گذرگاه مرزی پل ملک فهد در حال خروج از کشور بازداشت کردند، بدون این که توجیهی برای این کار داشته باشند.

سه بازیکن فوتبال بازداشت شدند+عکس

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، فدراسیون بین المللی فوتبال چندی پیش از فدراسیون فوتبال بحرین درخواست کرده بود علت بازداشت شدن دو بازیکن بین المللی بحرینی به نام های محمد و علاء حبیل را توضیح دهد. رژیم آل خلیفه این دو بازیکن فوتبال را به اتهام شرکت در اعتراضات فوریه ۲۰۱۱ بازداشت کرده بود.

فیفا با انتشار بیانیه ای تاکید کرده بود که در اعتراض به بازداشت این افراد، پرونده ای برای تحقیق درباره دخالت دولت در ورزش بحرین تشکیل خواهد داد.

"محمد حبیل" برادر "علاء حبیل" گلزن جام باشگاه های آسیا در سال ۲۰۰۴ نیز برای محاکمه به دادگاه موسوم به سلامت ملی فرستاده شد و به اتهام شرکت در تظاهرات به دو سال زندان محکوم شد و رژیم ادعا کرد که او سعی در براندازی نظام داشته است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس، فاش کرد که از زمان برقراری وضعیت " سلامت ملی " در بحرین، تاکنون بیش از ۱۵۰ ورزشکار، مربی و داور از کار اخراج شده اند.

فدراسیون فوتبال بحرین در ماه آوریل سال ۲۰۱۱ اعلام کرد که در پی اعتراضات و بازداشت های صورت گرفته، شش باشگاه از شرکت در بازی های لیگ این کشور انصراف دادند. شیخ علی بن خلیفه ادعا کرد که این اقدام تحت فشار گروه های سیاسی صورت گرفته است. این در حالی است که این تیم ها در همراهی با مردم دست به این اقدام اعتراضی زدند.

 

 

 

ادامه خبر...


ناگفته‌هاي يک راننده از سران سياسي ايران /از هويدا تا موسوي؛

5 شهریور 1392, 00:25

ناگفته‌هاي يک راننده از سران سياسي ايران /از هويدا تا موسوي؛

روزهاي بازنشستگي را در وزوان شهرستاني حوالي اصفهان سپري مي‌کند. کشاورزي در زادگاه پدري اصلي‌ترين کار او پس از سال‌ها رانندگي براي شخصيت‌هاي مهم مذهبي و سياسي ايران است. ماشاالله جوشقاني، راننده نخست وزيران ايران از زمان هويدا تا ميرحسين موسوي و همچنين حضور در دولت‌هاي هاشمي، خاتمي و احمدي‌نژاد صندوقچه‌اي است از ناگفته‌هاي تاريخ ايران.متن کامل گفت‌وگوي نامه‌نيوز با جوشقاني در پي مي‌آيد:
شما از دوره هويدا در نخست وزيري بوديد. مي‌شود کمي از وي بگوييد؟
بنده راننده آقاي هويدا نبودم. او خودش رانندگي مي‌کرد. به طور مثال وقتي مي‌خواست به کاخ شاه برود، سوار پيکان خود مي‌شد و يک محافظ در عقب و جلوي ماشين وي حرکت مي‌کردند. اگر تشريفاتي بود و مراسمي در نخست‌وزيري برگزار مي‌شد ما آقاي هويدا را مي‌ديديم.
هويدا چه ماشين‌هايي داشت؟
يک پيکان داشت که در داخل شهر با آن تردد مي‌کرد و يک بنز هم داشت مخصوص سفرهاي خارج شهرش.
بعد از انقلاب در نخست وزيري مانديد و با مهندس بازرگان کار کرديد. از اخلاقيات مهندس بازرگان بگوييد.
خب آقاي بازرگان انسان باخدا و منصفي بود. به طور مثال محافظان ايشان که از دوران هويدا مانده بودند براي ما تعريف مي‌کردند که بازرگان هفته‌اي دوبار به کوه مي‌رفت و در جريان اين کوه رفتن با خود کله‌پاچه مي‌آورد و با هم مي‌خورديم. محافظان مي‌گفتند که ما چند ماه با آقاي بازرگان بوديم، ايشان اين‌گونه با ما رفتار مي‌کردند ولي در طول 13 سالي که با هويدا بوديم يک بار چنين رفتاري با ما نشد.
آقاي بازرگان استعفا دادند، انتخابات برگزار شد و بني‌صدر رئيس جمهور شد و شهيد رجايي نيز از طرف مجلس به عنوان نخست‌وزير معرفي شد. رابطه شما با آقاي رجايي چگونه بود؟
آقاي رجايي وقتي به عنوان نخست‌وزير معرفي شد مورد تاييد رئيس‌جمهور نبود. با حکم امام (ره) هيات سه نفره‌اي با حضور حاج احمد آقا، يزدي و آقاي اشراقي تشکيل شد که در نهايت راي به نخست‌وزيري شهيد رجايي دادند. بعد از اين انتصاب، شهيد رجايي کابينه خود را معرفي کرد. شما مطمئن باشيد کابينه‌اي شبيه کابينه شهيد رجايي ديگر نخواهد آمد. هر چند که خود شهيد رجايي مي‌گفت که پنج شش نفر از کابينه تحميلي هستند.
به خود شما گفتند؟
در يک جمعي که بنده نيز حضور داشتم اين مسئله را مطرح کردند.
نگفتند اين افراد چه کساني بودند يا از سوي چه کسي تحميل شده بودند؟
نه، هيچوقت اسم نبرد. ايشان هيچگاه پشت سر کسي سخن نمي‌گفتند يا غيبت نمي‌کردند.
در کدام جمع مسئله وزراي تحميلي مطرح شد؟
جمعه‌ها از سپاه براي ما غذا مي‌آوردند. ايشان يک اخلاق خاصي داشتند که غذا را در جمع کارمندان و اعضاي دولت مي‌خوردند و هيچگاه به تنهايي غذا نمي‌خوردند. من اين اخلاق ايشان را در هيچکس نديدم. در همان مکان بود که اين مسئله مطرح شد.
بعد از دريافت حکم نخست‌وزيري، تغييري در رفتارشان حاصل نشد؟
اصلا. وقتي ايشان حکم نخست‌وزيري را دريافت کردند، از جماران بيرون آمدند. بنده ماشين را در کنار درختي که روبروي بيت امام (ره) بود، پارک کردم و شهيد رجايي به آن درخت تکيه داد و خدا را به بزرگي‌اش قسم داد که مقام را بر من مسلط نکن. ايشان چنين اخلاقي داشتند. همان روز در راه دفتر نخست‌وزيري، از مسير توحيد آمديم. آن روز سروان گلچين نامي که مسئول هماهنگي با راهنمايي و رانندگي بود، به آنان اعلام نکرده بود که ما در مسير هستيم و در نتيجه در چهارراه جمهوري در ترافيک شديد گير کرديم. رو به شهيد رجايي گفتم: شما ديگر نخست‌وزير شده‌ايد و بهتر است کمي اختيارات ما را بيشتر کنيد که شاهد چنين مشکلاتي نباشيم. ايشان با لحني خاص بنده را خطاب قرار دادند که: «جوشقاني، مثل اينکه تو داري از خدا فاصله مي‌گيري! و هرکس از خدا فاصله بگيرد به شيطان نزديک مي‌شود.» بنده هم براي اينکه در پاسخ، چيزي گفته باشم، عرض کردم شما مي‌دانيد که کندي را هم در يک چهارراه ترور کردند. ايشان خنديدند و گفتند: ما به خاطر خدا کار مي‌کنيم، نه به خاطر چيز ديگري! شهادت آرزوي نخست‌وزير رجايي بود.
از جلسات ايشان بگوييد؛ با چه کسي بيشتر جلسه داشتند و به کجا بيشتر مي‌رفتند؟
تمام جلسات ايشان يا در مجلس بود يا در نهاد رياست‌جمهوري که با آقايان خامنه‌اي، هاشمي، موسوي اردبيلي، بهزاد نبوي و حاج احمدآقا برگزار مي‌شد. البته بعضي‌ شب‌ها اين جلسات در کاخ دادگستري بود که قبل از شهادت شهيد بهشتي ايشان ميزبان اين جلسات در کاخ دادگستري بودند. شهيد بهشتي انصافا آدم عالم و بافکري بود. اين آقايان از ساعت 4 تا دوازده شب جلسه برگزار مي‌کردند، بدون تشريفاتي که امروز وجود دارد؛ يا يک چاي و ميوه. 
شهيد رجايي چه ماشيني سوار مي‌شدند؟
بليزري که امام(ره) با آن از فرودگاه تا بهشت زهرا آمدند را به شهيد رجايي تحويل داده بودند. رجايي گفته بود که بنز سوار نمي‌شود.
کارهاي خانه ايشان را چه کسي انجام مي‌داد؟ شده بود شما خريدهاي خانه ايشان را انجام دهيد؟
اصلا. ايشان کار خانه‌اي نداشتند. همسرشان هم از نظر اخلاق شبيه خودشان بود. بعد از اينکه شهيد رجايي رئيس‌جمهور شد، به علت حجم کار از همسرشان خواستند که نهاد رياست جمهوري بيايند که ايشان قبول نکرده بود. همسرشان گفته بودند: ما انقلاب نکرده‌ايم در کاخ زندگي کنيم و زندگي ما نيز بايد شبيه زندگي مردم عادي باشد. ايشان تمام کارهاي خانه را خودشان انجام مي‌دادند.
در ماشين در مورد فرد خاصي صحبت نمي‌کرد؟ مثلا از دست کسي عصباني باشد يا از کسي تعريف کند.
در ماشين حرف خاصي نمي‌زد. مثلا هيچگاه از اختلافشان با بني‌صدر سخن نمي‌گفتند. من هميشه کيف آقاي رجايي را مي‌بردم. يک روز وقتي کيف را به ايشان تحويل دادم، يک نامه‌اي به من دادند و گفتند اين را برسان به دفتر رئيس‌جمهور.
از محتويات نامه خبر داشتيد؟
وقتي که از دفتر رئيس‌جمهور برگشتم، در مورد اين نامه بدون پاکت سوال کردم. اين نامه در اوج اتفاقات اسفندماه نوشته شده بود که طرفداران بني‌صدر به خيايان مي‌آمدند و تظاهرات مي‌کردند. شهيد رجايي گفت من به رئيس‌جمهور نوشتم که «برادر بني‌صدر، شما که رئيس‌جمهور هستيد بايد تحملتان بيشتر باشد.»
هنگام شهادت شهيد رجايي هم با ايشان بوديد؟
بله، خودم ايشان را به دفتر نخست‌وزيري رساندم و فاصله کمي تا محل انفجار داشتيم. قرار نبود که نخست‌وزير و رئيس‌جمهور در اين جلسه شرکت کنند ولي اين دو بزرگوار براي جلوگيري از طولاني شدن کارهاي اداري و سازماني در اين جلسات شرکت مي‌کردند تا کار مردم و کارهاي دولت سرعت بخشيده شود.
بعد از آقاي رجايي، آيت‌الله مهدوي‌کني عهده‌دار نخست وزيري بودند. با ايشان هم کار کرديد؟
بله، در بيست و هفت هشت روزي که نخست‌وزير بودند با ايشان بودم.
بعد از ايشان، آيت‌الله خامنه‌اي به رياست جمهوري رسيدند و دولت جديد تشکيل شد. با آقاي خامنه‌اي هم کار کرده بوديد؟
با رهبر انقلاب در زمان مجلس خبرگان کار کرده بودم و گاهي راننده ايشان بودم.
رفتار ايشان با شما چگونه بود؟
همه افرادي که با آنها کار مي‌کردم در ماشين رفتار بسيار خوبي داشتند. در مجموع روحانيوني که مسئوليت داشتند رفتار بسيار خوبي با مردم و محافظ‌ها داشتند. در راه اگر با مردم برخورد مي‌کردند، مي‌گفتند که ماشين را نگه داريم تا با مردم ديدار کنند و مشکلاتشان را بشنوند. وزرا هم همين‌گونه بودند.
بعد از آقاي مهدوي، قاعدتا راننده آقاي موسوي شديد.
بله، بعد از شهيد رجايي، بنده عهده‌دار رانندگي مهندس موسوي شدم.
ايشان چگونه بودند؟
آقاي موسوي هم از نظر ايمان و خدا‌ترسي بسيار بالا بودند. حالا چرا اين اتفاقات افتاد ديگر خدا عالم است. ايشان 10 ساعت در روز کار مي‌کرد و باقي ساعات را در جلسات يا بازديدها سپري مي‌کرد.
با خانواده آقاي مهندس موسوي نيز برخورد داشتيد؟
بله، هم با خانم رهنورد هم با دخترانشان.
خانه مهندس موسوي در نهاد رياست جمهوري بود؟
خانه ايشان در کاخ رياست جمهوري بود.
خانم رهنورد با ماشين خودشان رفت و آمد مي‌کردند؟
خير، از نيروهاي سپاه رانندگي ايشان را به عهده داشتند و اگر آنان نبودند بنده اين وظيفه را به عهده مي‌گرفتم. ايشان در دانشگاه تهران تدريس مي‌کردند و بعد، از دانشگاه خودشان زنگ مي‌زدند که کار ما تمام شده است که ما برويم دنبالشان.
از مهندس موسوي چيز خاصي به خاطر نداريد؟
خير، ايشان خانه‌شان در نهاد بود، نه کلفتي داشتند و نه امکانات خاصي. فرزندانشان هم به مدرسه مي‌رفتند که من گاهي آنان را به مدرسه مي‌بردم.
در زمان جنگ با آقاي موسوي به جبهه هم رفتيد؟
بله، هم با ايشان و هم با شهيد رجايي. با هواپيماي فالکون مي‌رفتند که خلبان آن شهيد فکوري بود.
بعد از آقاي موسوي چه کار کرديد؟
بعد از آقاي موسوي، آقاي هاشمي نخست‌وزير را حذف کردند و بنده به دفتر اداري رفتم.
با آقاي هاشمي چطور؟ با ايشان هم کار کرده‌ايد؟
خير، ما بيشتر با آقاي محمد هاشمي سر و کار داشتيم و آيت‌الله هاشمي را بيشتر در جلسات مي‌ديديم. در زماني که ما در نخست‌وزيري بوديم ايشان در مجلس بودند اما فرزندان ايشان را مي‌ديدم.
يعني راننده فرزندان آقاي هاشمي بوديد؟
نه، راننده‌ آنان نبودم اما گاهي پيش مي‌آمد که من وظيفه بردن آنان را داشتم.
فرزندان آقاي هاشمي چگونه بودند؟
بچه‌هاي سالمي بودند و بسيار حوصله داشتند. بحث مي‌کردند و مسائل مختلف را مطرح مي‌کردند.
با چه ماشيني آنها را مي‌برديد؟
پيکان و ماشين‌هاي معمولي.
با آقاي خاتمي هم کار کرديد؟
بله، گاهي اوقات وقتي جلسه هيات دولت تمام مي‌شد، بنده آقاي خاتمي را به خانه‌شان مي‌رساندم.
خانه آقاي خاتمي کجا بود؟
پاسداران. ايشان خانه خودشان ماندند. نه به سعد آباد رفتند و نه پاستور.
در اين رفت‌ و‌ آمدها آقاي خاتمي چيزي به شما نمي‌گفتند؟
ايشان وقتي سوار مي‌شدند، چراغ سقفي عقب را روشن مي‌کردند و کارهاي خود را انجام مي‌دادند. گاهي مطالعه مي‌کردند، گاهي چيزي مي‌نوشتند. کلا مسئولان در ماشين، کارهاي مردم و دولت را انجام مي‌دادند.
شده بود که در ماشين استراحت کنند؟ مثلا بخوابند و شما آنها را بيدار کنيد؟
روساي جمهور معمولا کار مي‌کردند ولي گاهي که بنده آقاي محمدعلي ابطحي را مي‌بردم، ايشان عمامه خود را بر مي‌داشت و در مسير مي‌خوابيد.
با آقاي روحاني چطور؟ با ايشان نيز برخورد داشتيد؟
بله، با ايشان هم آشنا بوديم. آن زمان که در شوراي امنيت بودند و به جلسات دولت مي‌آمدند ايشان را مي‌ديديم.


ادامه خبر...


شوهرکشی با همدستی همسر اول

4 شهریور 1392, 23:48

شوهرکشی با همدستی همسر اول

زنی که اقدام به قتل همسرش کرده بود، پس از چهارماه دستگیر شد.


در پی اعلام خبر یک مورد کشف جسد در کانال آبی واقع در شهرستان فومن، عوامل پلیس‌آگاهی در محل کشف جسد حاضر شد و تحقیقات خود برای شناسایی متهم یا متهمان به قتل را آغاز کردند.

در ادامه تحقیقات کارآگاهان مشخص شد جسد متعلق به مردی است که به علت برخورد جسم سخت به سرش دچار ضایعه مغزی شده و جان خود را از دست داده است.

تحقیقات ماموران برای شناسایی عاملان این قتل ادامه داشت تا این که عدم همکاری خانواده مقتول با پلیس سبب برانگیخته‌شدن شک کارآگاهان نسبت به همسر و اعضای خانواده این فرد شد که ماموران پس از انجام هماهنگی‌قضایی، همسر مقتول را دستگیر و برای انجام بازجویی به مقر انتظامی منتقل کردند.

پس از انتقال متهم به مقر انتظامی این زن در بازجویی‌های پلیس به طرق مختلف سعی در تبرئه خود داشت، اما سرانجام پس از مواجهه با مستندات و شواهد پلیس چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشت و معترف شد که پس از طلاق از شوهر اولش به مدت تقریبی سه‌ماه با مقتول ازدواج کرده، اما به علت ‌بی‌علاقگی شوهرش به وی، نقشه قتلش را کشیده است.

این زن همچنین در ادامه اعترافات خود مدعی شد که پس از طرح نقشه قتل همسرش با اجیرکردن مردی 38 ساله، همسرش را به بهانه‌ای به بیرون از شهر منتقل کرده و به همراه این فرد با واردکردن چندین ضربه با میله‌آهنی به سر همسرش، وی را به قتل رسانده و سپس جسدش را در کانال آبرسانی رها کرده است.

سرهنگ بابک علیزاده، فرمانده انتظامی شهرستان فومن با بیان اینکه همدست این زن نیز پس از شناسایی، دستگیر و به مقر انتظامی منتقل شد، گفت: هر دو متهم پس از گذشت چهارماه از ارتکاب جنایت روانه زندان شدند. 

مرجع: ایسنا

 

 


ادامه خبر...


در میان پیشنهادات این روزها، کدام را قابل اعتنا می‌دانید؟