
عکس یادگاری نگار مرتضوی مجری سابق صدای آمریکا با جواد ظریف وزیر امورخارجه ایران در نیویورک

زنها را میکشتم چون از آنها کینه داشتم و بدم میآمد .اگر کتک شان می زدم دستگیر می شدم به خاطر همین تصمیم گرفتم آنها را بکشم تا دستگیر نشوم. این بخشی از اعترافات فرید بغلانی قاتل دوچرخه سوار آبادانی است. که از سالهای 83 تا 87 پانزده زن و دختر و یک پسربچه را به قتل رسانده است.
فرید که کارگری ساده بود پس از انجام کار بر دوچرخه اش سوار میشد و در نخلستانهای اطراف پرسه میزد و هر زن و دختر تنهایی را که میدید با ضربه ای بر سر به قتل میرساند و جسدشان را سر به نیست میکرد. قصه دراز قتلهای فرید از تاریخ 14 فروردین ماه سال 87 جدی گرفته شد. در این روز مردی با مراجعه به اداره آگاهی اعلام کرد که مادر 50 ساله اش به نام «کامله» از روز قبل که از خانه خارج شده دیگر بازنگشته است.
با وجود آنکه خانواده کامله همراه پلیس تمامی مکانهای احتمالی را برای یافتن اثری از او جستوجو کردند اما اثری از او پیدا نشد تا اینکه عصر روز پانزدهم فروردین خبری مبنی بر پیدا شدن جسد برهنه زنی میانسال در یک جوی آب به پلیس داده شد. جسد متعلق به «کامله» بود که در اثر وارد شدن ضربات سخت به سرش به قتل رسیده بود.تجسس اطراف محل کشف جسد نشان از این داشت که کامله در نیزارهای اطراف به قتل رسیده و از سوی قاتل یا قاتلان روی زمین کشیده شده تا به نهر آب انداخته شود. هنوز سر نخی در خصوص قتل کامله به دست نیامده بود که اردیبهشت همان سال خبر قتل فجیع دختر بچه ای به نام فاطمه در مقابل در خانهشان اهالی بهمنشیر را متاثر کرد.
روز 6 اردیبهشت ماه فاطمه در مقابل در خانه شان واقع در شهرک مروارید بازی میکرد که به طرز مرموزی ناپدید شد. زمانی که خانواده فاطمه نتوانستند اثری از او پیدا کنند موضوع را به پلیس گزارش دادند. تیم بررسی هنوز در راه بود که خبر رسید جسد برهنه فاطمه در فاصله 150 متری خانه شان پیدا شده است.
در این مورد نیز قاتل با زدن ضربات سنگین جمجمه فاطمه را له کرده بود و جسدش را با خاک مالی کردن از انظار دور نگه داشته بود. پلیس به دو تن از بستگان فاطمه مظنون شد و آنها را دستگیر کرد. هر دوی آنها همزمان به قتل فاطمه اعتراف کردند. اما نکات گفته شده از سوی آنها در زمان بازسازی صحنه قتل نشان از آن داشت که قاتل فرد دیگری است. 31 خرداد ماه همان سال روزی بود که «خدیجه بغلانی» به قتل رسید.
با ناپدید شدن خدیجه، برادر و خواهرش به جست و جوی وی پرداخته و پس از 10 دقیقه دمپایی دختربچه را بالای پل خاکی روی نهر پیدا کردند. خانواده خدیجه زمانی که خود را به بالای سر دختر بچه رساندند، سر و صورت او را خون آلود دیدند. خدیجه نیمه جان بود و بخشهایی از لباسهایش پاره شده بود. وقتی دختر بچه به بیمارستان منتقل شد، با توجه به 11 ضربه سنگینی که به سرش از سمت چپ وارد شده بود جان سپرد.
جای گوشوارههای کنده شده در گوشهای خدیجه گواه این بود که قاتل با سر رسیدن خانواده خدیجه نتوانسته با خونسردی موارد قبلی کارش را تمام کند. بین این جنایات و جنایات دیگری که در سالهای قبل ،حدودا از سال 83 صورت گرفته بود، شباهتهای فراوانی مشاهده میشد. تنها نکته مهم در این میان این بود که بعد از هر قتل، فردی به عنوان مظنون دستگیر شده و به جنایت انجام شده اعتراف کرده بود در حالی که بیرون از زندان قتلها با همان سبک و سیاق قبلی انجام میشد و این ثابت میکرد که قاتل آزادانه در حال گردش است و در میان دستگیر شدگان نیست.
هنوز اثری از قاتل اصلی پیدا نشده بود تا اینکه روز 26 فروردین سال 87 زنی با مراجعه به پلیس اعلام کرد که از سوی یک مرد مورد حمله قرار گرفته است. این زن 33 ساله که فوزیه نام داشت در شکایتاش اعلام کرده بود در منطقه بهمنشیر از سوی مردی مورد حمله با چاقو قرار گرفته و مرد بعد از زدن ضربه به او در حالی که گمان میکرد او جان باخته است محل را ترک کرده است. فوزیه پس از دیدن تصاویر افراد سابقه دار عکسی را نشان داد که ادعا میکرد همان فرد ضارب است. عکس متعلق به مردی 40 ساله به نام فرید بغلانی بود که پیش از این نیز به عنوان مظنون دستگیر شده اما به دلیل نبود شواهد و مدارک کافی آزاد شده بود.
قاتل دوچرخه سوار در چنگ قانون
در کارنامه فرید چندین سابقه دیده میشد. از جمله گذراندن 5 سال حبس در زندان که از قرار معلوم و با توجه به اعترافات بعدی او انگیزه قتلها در همان زمان زندان در فرید شکل گرفت. او تا مدتها پس از دستگیری سکوت اختیار کرد و هیچ یک از اتهاماتش را قبول نکرد تا اینکه پس از مواجهه حضوری با فوزیه لب به اعتراف گشود و به زدن ضربه به او اعتراف کرد. اما این تازه آغاز ماجراهایی بود که فرید با دست خودش ساخته بود. هر قدر جلسات بازجویی ادامه پیدا میکرد بخشهای بیشتری از تکههای به هم ریخته قتلهای سالهای قبل بهمنشیر کنار هم قرار میگرفتند و معماهای بسیاری حل میشدند.
فرید بغلانی در اعترافاتش عنوان کرد که 16 زن را زمانی که پس از کار با دوچرخه در نخلستانهای اطراف گردش میکرده گیر میانداخته و با ضربات متعدد به سرشان آنها را به قتل میرساندهاست. «اولین قتلم را اواخر سال ۸۳ در خرمشهر انجام دادم. زن ۶۰ ساله ای به نام «نوریه پورعلی» را هنگامیکه در نخلستان تنها در حال قدم زدن بود، به قتل رساندم. پس از قتل درحالی که بهشدت ترسیده بودم، از آنجا گریختم. پس از این جنایت تا چند روز عذاب وجدان داشتم تا این که برای آرام کردن آتش کینه وجودم، تصمیم به قتلهای دیگر گرفتم.
بنابراین اول شهریور ۸۴ در حال عبور از نخلستانهای نزدیک «شط» دختربچه تنهایی را دیدم. همان موقع دختر ۱۰ ساله به نام «ایران دریس» را با ضربه سنگین میله آهنی از پا درآوردم. اما هنگام فرار از آنجا ناگهان متوجه حضور حسین پسرعموی ۱۰ ساله «ایران» شدم. به همین خاطر شاهد جنایت را نیز به قتل رساندم. سپس اجساد آنها را در محل خلوتی مخفی کرده و متواری شدم.
دو ماه پس از این جنایت یعنی ششم آبان همان سال دختر ۱۳ ساله ای به نام «خدیجه مقدم» را از پا درآوردم. بدین ترتیب دیگر کشتن افراد برایم راحت شده بود و پس از غافلگیر کردن طعمههایم با اصابت ضربه ای سنگین به سرشان آنها را از پا در میآوردم. پنجمین قربانی ام زن ۲۸ ساله ای به نام «لمیعه سواری» بود. وقتی او را تنها در منطقه «بهمنشیر» دیدم، از دوچرخه پیاده شدم و با میله آهنی چند ضربه به او زدم.
البته پس از قتل چند ضربه دیگر نیز به پیکر قربانیان میزدم تا از آنها انتقام گرفته باشم.29 بهمن سال ۸۴ آخرین جنایت این سال را انجام دادم. قربانی ام زن تنهایی به نام « مهین» بود که در نخلستانهای منطقه مشغول کار بود. وقتی از پشت سر به او نزدیک شدم، ضربه ای محکم به سرش کوبیدم.سال ۸۵ را با قتل دختری به نام فاطمه ناصری - 12 ساله - در خرمشهر آغاز کردم.هشتمین قربانی ام دختر ۱۱ ساله ای به نام مریم حدادی بود. ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه ۲۵ تیر سال ۸۵ مریم را در حال بازی پشت ساختمان بیمارستان طالقانی آبادان دیدم و با ضربه میله آهنی او را از پا درآوردم. پس از سرقت گوشوارهها و النگوهایش، جسد او را کنار جاده انداختم.۲۹ مرداد همان سال دختر ۹ ساله ای به نام «سیده عاطفه پورمحمود» را در آبادان کشتم. قربانی بعدی من دختر ۹ ساله ای به نام «نرگس خلفی» بود. او را هنگام دوچرخه سواری با ضربه میله به قتل رساندم. سپس با میله آهنی چند ضربه دیگر به بدنش کوبیدم.در آخرین روزهای سال ۸۵ نیز یازدهمین قتل را در اطراف نخلستانهای آبادان انجام داده و زن ۴۰ ساله ای به نام «ندیمه معارضه» را با ضربههای مرگبار کشتم. 15 فروردین ۸۶ زن ۴۵ ساله ای به نام «امینه شفیعی» را به قتل رساندم. پس از آن، ۱۶ شهریور همان سال زن ۵۰ ساله ای به نام خدیجه را به قتل رساندم.سال ۸۷ تصمیم گرفتم فاصله زمانی قتلهایم را کم کنم. بنابراین ۱۳ فروردین نخستین قتل این سال را در دفتر ذهنم ثبت کردم. قربانیام زن ۵۰ ساله ای به نام «خدیجه رئیسی» بود. پس از قتل ، جسدش را داخل رودخانه انداختم. ششم اردیبهشت ۸۷ دختر ۹ ساله ای به نام «فاطمه کروشات» را به ساختمان نیمه کاره ای کشاندم و او را نیز همان جا به قتلرساندم.آخرین قربانی ام نیز دختر ۱۲ ساله ای به نام «خدیجه بغلانی» بود که ۳۱ خرداد او را در آبادان از پا درآوردم.
فرید در پایان اعترافاتش گفت:هیچ کدام از طعمههایم را از قبل نمیشناختم و آنها را هنگامیکه در حال کار کردن در نخلستانها، چیدن علف در کنار رودخانه و یا دوچرخه سواری بودند، انتخاب کرده و به قتل میرساندم. میله آهنی را نیز پس از هر قتل در گودالی که ساخته بودم، مخفی میکردم.
فرید بغلانی از زمان کودکی در خانواده ای بزرگ شد که اساس و بنیان روان پریشی را در او نهادینه کرد. «من با پدربزرگم زندگی میكردم، البته مادرم را میدیدم اما تا 12سالگی نمیدانستم مادرم است و فكر میكردم او زن عمویم است.»او در اعترافاتش گفت که مادرش او را به شدت آزار میداد و همین باعث شد تا او از همه زنها کینه به دل بگیرد.اما این همه دلایل او برای نفرت از زنان نبود.پدر بزرگ فرید هم که نقش موثری در تربیت او داشت از زنان متنفر بود.به ادعای خود فرید، پدربزرگش در کوچه و خیابان به زنها حمله میکرد و آنها را کتک میزد.حتی گذشت زمان هم نتوانست تصویرهای کودکی را از ذهن او پاک کند.
من كارگری ساده بودم و در خانه پولدارهای شهر باغبانی میكردم، آن دوران بود كه به چند زن حمله كردم و به همین خاطر دستگیر شدم.» فرید دو بار به اتهام آزار زنها دستگیر شد. بار اول از مجازات در رفت اما بار دوم به 5 سال زندان محکوم شد.« در همان زندان بود كه به این نتیجه رسیدم كه باید زنان را بكشم. اگر آنها را فقط كتك میزدم و اذیت میكردم دوباره به زندان میافتادم اما با كشتن آنها هیچ مدركی از خودم بر جا نمیگذاشتم.» او ادعا کرد که با قتلهایش به آرامش میرسید.« بعد از هر قتل آرام میشدم، البته بعضی مواقع هم احساس عذاب وجدان میكردم ولی زود به آرامش میرسیدم. سن و سال طعمههایم برایم اهمیتی نداشت، فقط به جنسیت آنها فكر میكردم و میخواستم از آنان انتقام بگیرم.» فرید بغلانی که روزنامهها به او لقب «قاتل دوچرخه سوار» داده بودند پس از محکوم شدن در دادگاه به 13 بار قصاص نفس محکوم شد.تا اینکه عاقبت صبح روز شنبه،22 آبان ماه سال 89 در محوطه زندان کارون اهواز به دار آویخته شد و پرونده قتلهای زنجیره ای آبادن با مرگ او برای همیشه بسته شد.

این نگاره دیده نشده در حدود 400 سال قبل توسط یک سیاح اروپایی از بندرعباس کشیده شده است.

این تنها فرصت قلعهنویی و تیمش است، آنها به مرحلهای رسیدند که شاید تکرار آن برای این باشگاه به این زودیها ممکن نباشد. استقلال مقابل دروازه خوشبختی ایستاده و این یک بازی برای آنها جدال مرگ و زندگی بهمعنای واقعی است. پسران آبی میتوانند با ارائه یک بازی منطقی و خلق حماسه، سومین تیم ایرانی لقب بگیرند که به فینال لیگ قهرمانان آسیا صعود کردند. دور برگشت از مرحله نیمه نهایی رقابت های فوتبال لیگ قهرمانان آسیا فردا چهارشنبه با مشخص شدن چهره فینالیستها به پایان میرسد. در این روز نمایندگان فوتبال کره، ژاپن، چین و ایران برای رسیدن به دیدار پایانی مهمترین تورنمنت باشگاهی آسیا روز سخت و سرنوشت سازی را تجربه می کنند.
در یکی از این دیدارها استقلال در ورزشگاه آزادی میزبان افسی سئول کرهجنوبی است. ورزشگاهی که در بسیاری از بازیهای مهم این چنینی، بیش از یکصد هزار تماشاگر روی سکوهای خود میبیند. هوادارانی که در این بازی با آبی کردن سکوهای این ورزشگاه، میخواهند یار دوازدهم استقلال باشند تا روزی سخت را به روزی فراموش نشدنی تبدیل کنند.
شاگردان امیر قلعهنویی که با شایستگی توانستند تا نزدیکیهای فینال لیگ قهرمانان آسیا برسند، در بازی رفت اسیر اشتباهات فردی شده و شکست 2 بر صفر را تجربه کردند اما این پایان کار نیست زیرا آنها 90 دقیقه حیاتی و سرنوشتساز دیگر را پیش رو دارند و میتوانند با صبر و حوصله و ارائه یک بازی منطقی و دور از هیجانات و بازی احساسی این گلها را جبران کرده و چهارشنبه شب را با جشن صعود به فینال آسیا بسیار شیرین کنند.
البته همه میدانند در چنین بازیهای مهمی جبران باخت 2 بر صفر بسیار سخت است اما استقلال و نمایندگان فوتبال ایران در روزهای سخت بارها و بارها کاری بزرگی انجام داده و توانستهاند در اوج ناامیدی به موفقیتهای فراموش نشدنی دست یابند. شاید این بحث کلیشهای باشد اما یک روز در استرالیا تیم ملی ایران تنها در یک نیمه شکست 2 بر صفر را به تساوی 2 بر 2 تبدیل کرد و روزی دیگر نمایندگان باشگاهی ایران توانستند حتی شکستهای سنگینتر (پرسپولیس - آلیما قزاقستان) از این را هم در بازیهای برگشت جبران کرده و به مرحله بعدی برسد.

غیبت جواد نکونام و آندرانیک تیموریان در این بازی موضوعی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت اما قطعا امیر قلعهنویی و همکارانش که به خوبی در این مدت آبیپوشان را هدایت کردند، میتوانند با استفاده از مهرههای مطرح نیمکت نشین که در این مدت کمتر فرصت حضور در میدان را داشتند، به خوبی بهره ببرند تا غیبت این دو بازیکن ملی پوش محسوس نباشد. امیر قلعهنویی به احتمال فراوان از احمد جمشیدیان و ساموئل به جای نکونام و تیموریان در ترکیب اصلی استفاده خواهد کرد. کاپیتان فرهاد مجیدی هم از ابتدا در ترکیب آبیپوشان قرار میگیرد تا استقلال با حضور مجیدی هر لحظه بوی گل بدهد. به خصوص اینکه دستور قلعهنویی به بازیکنانش حمله از ثانیه اول بازی خواهد بود.
قطعا در چنین بازی مهمی فرصت طلبی مهاجمان و نفراتی که به دروازه افسی سئول نزدیک میشوند، بسیار اهمیت دارد زیرا در این بازی دیگر نباید موقعیتها را به راحتی از دست داد. ضمن اینکه کرهایها قطعا در این بازی دل به ضد حملهها میبندند تا بتوانند از خلاءها و حفرههای دفاعی استقلال که برای حمله به جلو میرود، جهت رسیدن به گل استفاده کنند.
آنچه نباید فراموش کرد این است که استقلال در این بازی ابتدا نباید گل بخورد زیرا گل خورده همچون سهم مهلکی برای این تیم محسوب میشود و جبران آن حتی در ورزشگاه آزادی هم سخت است. همچنین اگر استقلال بتواند از فشار ابتدای بازی که روی دروازه افسی سئول ایجاد میکند به گل برسد شانس خود را برای پیروزی افزایش می دهد زیرا اگر استقلال گل اول را بزند روحیه بالاتری بدست آورده و کره ای ها با استرس بیشتری بازی می کنند.
در این بین استقلالیها با سه هدف به میدان میآیند؛ یکی جبران شکست بازی رفت، دوم انتقام باخت 11 سال پیش مقابل این تیم کرهای که با نام آنیانگ مانع از صعود آبیپوشان به فینال جام باشگاههای آسیا شد و سوم رسیدن به فینال لیگ قهرمانان آسیا به عنوان سومین تیم ایرانی. ضمن اینکه آنها در اندیشه کسب سومین ستاره روی پیراهن خود برای قهرمانی در آسیا هستند و این اهداف انگیزههای آبیها را افزایش میدهد.
در روزی که فوتبال ایران هوای آبی خواهد داشت، همه امیدوارند استقلال بتواند در این میدان مهم و سرنوشتساز به این اهداف مهم برسد و موفقیتهای اخیر ایران در رشتههای گروهی - فردی را با رسیدن به دیدار نهایی لیگ قهرمانان آسیا تکمیلتر کند.
هر دقیقه این 90 دقیقه برای استقلال بسیار مهم است زیرا میتواند به دقایق فراموش نشدنی برای فوتبال ایران و هواداران تیم آبی پایتخت تبدیل شود. فردا چشم همه به ساق پای مردان قلعهنویی است و دعای مردم ایران بدرقه راه آنها تا پس از سپاهان و ذوبآهن، فوتبال ایران سومین فینالیستش در این رقابتها را ببیند.
نماینده چین در یک قدمی فینال
به گزارش مهر، در دیگر بازی این مرحله گوانگجو اورگرانده میزبان کاشیو ریسول ژاپن است. تیم چینی که با هدایت مارچلو لیپی ایتالیایی خود را به عنوان یکی از مدعیان قهرمانی این جام مطرح کرده است، در حالی برابر حریف ژاپنی به میدان میرود که با توجه به پیروزی 4 بر یک در زمین حریف تنها با یک معجزه از رسیدن به فینال محروم میشود.
به نظر نمیرسد نماینده ژاپن بتواند در زمین گوانگجو به پیروزی با اختلاف 4 گل دست یابد و پیش بینی اینکه شاگردان لیپی که قبل از دیدار استقلال با افسی سئول به میدان میروند، نخستین فینال جام باشند سخت نخواهد بود.
برنامه دیدارهای برگشت از مرحله نیمه نهایی رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا به شرح زیر است:
* گوانگجو چین - کاشیوا ریسول ژاپن، ساعت 16:30، ورزشگاه تیانهه اسپورت
* استقلال ایران - افسی سئول کرهجنوبی، ساعت 19، ورزشگاه آزادی

به گزارش راک نیوز، زهرا سعیدی بازیگر زن ایرانی، در اسفند ماه سال ۱۳۳۱ در آبادان متولد شد ، وی ۲ دختر و یک پسر دارد، دبیر بوده و به مدت ۲۲ سال زبان انگلیسی تدریس می کرده ، بازیگری را با تئاتر مدرسه آغاز کرد.
ادامه خبر...

راک نیوز؛ این نوزاد که در بیمارستان دانشگاهی شهر خیرز دی لا فرونتیرا به دنیا آمد دو کیلو و نهصد گرم وزن داشت.در رویدادی نادر در نوع خود، یک دختربچه ده ساله اسپانیایی در جنوب اسپانیا نوزادی به دنیا آورد.
به گزارش خبرگزاری آلمان از خرز دلا فرونترا در جنوب اسپانیا، مسئولان محلی اسپانیایی امروز سه شنبه حال این مادر بسیار جوان و فرزندش را خوب توصیف و اعلام کردند آنها توانستند بیمارستان را ترک کنند.
بر اساس گزارش رسانه های اسپانیایی، پدر این نوزاد پسر نیز هنوز به سن قانونی نرسیده است.
این نوزاد که در بیمارستان دانشگاهی شهر خیرز دی لا فرونتیرا به دنیا آمد دو کیلو و نهصد گرم وزن داشت.
دفتر امور اجتماعی که از طریق بیمارستان از ماجرا مطلع شد اکنون در حال بررسی این مسئله است که آیا این نوزاد و مادرش نزد خانواده این مادر به خوبی سرپرستی خواهند شد یا خیر.
گفته میشود این دختر اهل کشور رومانی است و هنگام ورود به اسپانیا باردار بوده است!

در سایه بیتوجهی مسئولان به اوضاع فرهنگی فضاهای تجاری در مشهد، اتفاقاتی رخ میدهد که باعث نگرانی بابت ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی در این شهر مذهبی شده است. بازار بزرگ بینالمللی مشهد، یکی از مهمترین مراکز خرید زوار در این شهر مقدس به شمار میآید که به علت کمتوجهی نهادهای نظارتی، دچار مشکلات عدیدهای است.
یکی از مشکلاتی که زوار حرم رضوی و مردم مشهد در این بازار با آن دست به گریبان هستند، مشکل نبود سرویس بهداشتی امن و برخوردار از حریم است.
در ورودی سرویس بهداشتی این بازار، تابلویی دستنویس نصب شده که روی آن هشدار داده شده که: «سرویس بهداشتی مشترک است!» تا بدینوسیله مراجعان را از شوکهشدن در مواجهه با صحنههای اینچنینی پرهیز داده باشد:
همانگونه که در تصویر ملاحظه میکنید دو زن بدحجاب و بیحجاب! دختربچه همراه خود را به سرویس بهداشتیی بردهاند که همزمان مردهای نامحرم در دستشوییهای کنار آن، حضور دارند. مراجعان این بازار در گفتوگو با خبرنگاران تأکید کردند که منتظر پاسخگویی نهادهای نظارتی بهویژه اداره اماکن نیروی انتظامی مشهد در خصوص این مشکل و مشکلات مشابه در این قبیل بازارها و تفریحگاههای مشهد مقدس هستند. منبع: مشرق
ادامه خبر...

راک نیوز؛ برای اولین بار در کشور جمهوری اسلامی مسابقه ای برگذار شد که سروصدای زیادی برپا کرد.
ادامه خبر...

مسئول روابط عمومي دفتر محمدرضا عارف در صفحه فيسبوک خود به روايت حواشي مراسم عروسي پسر عارف پرداخت.
به گزارش پایگاه خبری راک نیوز؛ در اين مطلب آمده است: پنجشنبه گذشته به دعوت دکتر عارف به مراسم عروسي پسر کوچکشان (آقا سعيد) رفتم. مراسم در باشگاه ديپلماتيک وزارت خارجه برگزار شد. طبق مراسم مرسوم اينچنيني پيشبيني ميشد که چهرههاي سياسي - فرهنگي از جمله مهمانان باشند.در کارت دعوت زمان مراسم 19 تا 23 اعلام شده بود. حجتالاسلام ناطق نوري از جمله اولين شخصيتهاي سياسي بود که به اين مراسم آمد و با تبريک به پدر داماد و پدر عروس خانم در کنار مرتضي اشراقي نشست اما در ضيافت شام نماند.بعد از رفتن ناطق نوري، مهمانان يک به يک گرد هم جمع شدند. سياسيون سر يک ميز نشستند. برخي اعضاي کابينه دکتر روحاني هم آمده بودند. علياکبر صالحي رئيس سازمان انرژي اتمي، واعظي وزير ارتباطات، توفيقي سرپرست وزارت علوم، هاشمي وزير بهداشت و دکتر فرهادي رئيس سازمان هلال احمر.برخي وزرا معاونينشان هم آنها را همراهي ميکردند. دکتر سياري معاون وزير بهداشت که از بستگان نزديک دکتر عارف است و مهندس جهانگرد معاون وزير ارتباطات. حجتالاسلام سيدمحمد خاتمي به همراه محمدرضا و علي خاتمي در اواسط مراسم به جمع سياسيون اضافه شدند. محمدعلي ابطحي، محمد صدوقي، محمدرضا تابش و دکتر داوري اردکاني هم از ديگر مهمانان مراسم بودند.دکتر ظريف هم که در نيويورک بود، همسرش در اين مراسم شرکت کرد. در ميز سياسيون مباحث روز کشور مورد بحث بود. ابطحي حضور واعظي وزير ارتباطات را مغتنم شمرده بود و رايزنيهاي گستردهاي در ارتباط با رفع فيلتر فيسبوک انجام داد. برخيها از دکتر توفيقي ميپرسيدند که با رهبري ديدار داشته که وي پاسخ داد تا کنون ديداري نداشته است.علياکبر صالحي که با شعف خاصي دکتر عارف و خاتمي را در آغوش گرفته بود، بسيار پرحرارت در بحثها شرکت ميکرد و چند کلامي هم عربي با ابطحي صحبت کرد. رضا خاتمي در چندين نوبت با ايما و اشاره با پسرش که در قسمت ديگر سالن نشسته بود و احساس غريبي ميکرد ارتباط برقرار کرد و در نهايت يک صندلي به ميز سياسيون اضافه کرد و پسرش را در نزديکيهاي خود نشاند.محمدرضا تابش هم با دکتر عارف در ارتباط با گزينههاي استانداري يزد صحبت ميکرد و نگرانيهايش را در ارتباط با برخي گزينههاي احتمالي گفت.علي خاتمي هم با مهندس جهانگرد در ارتباط با رفع فيلتر سايت بنياد باران صحبت کرد. سيدمحمد خاتمي که دکتر داوري اردکاني کنارش نشسته بود در بيشتر طول مراسم مشغول صحبت با او بود. او البته به واعظي گفت که از حضورش در رأس وزارت ارتباطات خشنود است. بعد از صرف شام هم بازار گرفتن عکس يادگاري داغ بود.

| پس از اتمام مراسم یکی از تماشاچیان در حالی که گریه میکرد توسط گروهی از افراد حراست سالن از درب پشتی مجموعه به بیرون هدایت شد. |
به گزارش نامه، چهارشنبه شب گذشته کنسرت خیریه فریدون آسرایی به نفع کودکان بیسرپرست و بدسرپرست در سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی تهران به روی صحنه رفت. این کنسرت به صورت تک سئانس و با همکاری موسسه خیریه مهرآفرین برگزار شد و قرار است تمام عواید آن به نفع کودکان بی سرپرست و بد سرپرست در تهران هزینه شود.
این مراسم زیبا که با استقبال بینظیر مخاطبان مواجه شد، بدون مشکل خاصی به پایان رسید و آسرایی با تشویق حضار، صحنه را ترک کرد.
البته پس از اتمام مراسم یکی از تماشاچیان در حالی که گریه میکرد توسط گروهی از افراد حراست سالن از درب پشتی مجموعه به بیرون هدایت شد. ظاهرا این این خانم جوان، توسط گروه حراست مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود چرا که با دست صورت را پوشانده بود و با داد و فریاد به آنها گفت: هر مشکلی هم بوده شما حق نداشتید من را کتک بزنید.
آنچه مسلم است هیچ ارگان و نهادی در جامعه اجازه ندارد مردم را مورد ضرب و شتم قرار بدهد و چنانچه کسی جرمی نیز مرتکب شده باشد، باید به دست قانون سپرده شود تا بعد از تایید مقامات مربوطه و با صدور حکم قضایی روانه زندان شده یا جریمه نقدی بپردازد.
حال این که این ماموران حراست با حکم کدام نهاد، تماشاگر برنامه را کتک زدند، سوالی است که مسئولان سالن میلاد، واقع در نمایشگاه بینالمللی تهران باید آن را پاسخ بدهند.
ادامه خبر...