شهر دهدشت در فراق یکی دیگر از اصیلترین چهرهها و گنجینههای خاطرهانگیز خود سیاهپوش شد؛ حاج علیرضا گرامی، عکاس پیشکسوت و نخستین تصویرگر خاطرات چند نسل از مردم این دیار، پس از سالها خدمت ماندگار به دیار باقی شتافت تا قابهای عکاسی «فرهنگ» برای همیشه در تاریخ دهدشت جاودانه شود.
راک نیوز/شهر دهدشت در فراق یکی دیگر از اصیلترین چهرهها و گنجینههای خاطرهانگیز خود سیاهپوش شد؛ حاج علیرضا گرامی، عکاس پیشکسوت و نخستین تصویرگر خاطرات چند نسل از مردم این دیار، پس از سالها خدمت ماندگار به دیار باقی شتافت تا قابهای عکاسی «فرهنگ» برای همیشه در تاریخ دهدشت جاودانه شود.
پرواز ابدی؛ یکی دیگر از نوستالوژیهای شهر دهدشت در آسمان آرام گرفت
**بقلم: سید ابوصالح دانشفر**
رفت زین دنیا «گرامی» چهره نوستالوژیک
مانده از ایشان هزاران قاب عکس و نام نیک
پرواز نمود بخشی از نوستالوژی دهدشت
عکاسی «فرهنگ» و استاد گرامی کو؟!
---
«حالت خوبی رودُم؟!»
«عکس چت میدی؟!»
«مُل کجانِه؟!»
«عکس چجوریات میدی؟!»
«امروز شات عکس مِگرُم، پس صبات میدُم!!»
«مژد خیری! جون خوت مواظب بو ای بچیک آماده و بو تا یه عکسی وشای بگرم... مدیر مدرسشا وشای گفته بره عکاسی تا وشات عکس باکیفیت جور بکنن... باشه حاج گرامی، الان آماده وامبوتی... بره جونم! دیم اوشونیه خوب سِرت صاف بکا و سر او صندلیه بشین بنی تا الان آقای گرامی وشات عکس بگره... آمادهای جونم؟ چشات خوب واز بکا، تو لنز دوربین سیل بکا، حواست بو الان عکس وشات مِگرُم!»
این گفتوگوها، زمزمههای آشنا و صمیمی دهههای گذشته در خیابان ششم بهمن (امام خمینی جنوبی فعلی) و در دل **«عکاسی فرهنگ»** بود؛ جایی که به مدیریت زندهیاد حاج علیرضا گرامی (کهبعدها به خانه خدا مشرف شد و حاجی لقب گرفت) به همراه همسر محترمهاش، مرحومه «مژد خیری»، سالیان سال به عنوان نخستین عکاسخانه شهر دهدشت فعالیت میکرد.
این زوج زحمتکش که در اوایل دهه پنجاه هجری شمسی از بهبهان به دهدشت کوچ کرده و بیش از پنج دهه در این شهر زیسته بودند، به یکی از ماندگارترین چهرههای نوستالوژیک دهدشت تبدیل شدند. کارمندان، دانشآموزان، دانشجویان، زنان، مردان، نظامیان، بازاریان، کشاورزان، فرهنگیان و ورزشکاران؛ همه و همه عکسهای مورد نیاز خود را از عکاسی فرهنگ تهیه میکردند. مرحومه مژد خیری همسر صمیمی و همیشه در صحنه حاج علیرضا بود که بیشتر عکاسی از بانوان را بر عهده داشت و حاج علیرضا نیز از آقایان عکاس میگرفت.
صدای شاتر دوربین عکاسی حاج علیرضا گرامی، هر لحظه در داخل اتاقک عکاسی به گوش میرسید و نقش خاطره را در قاب عکس به یادگار میگرفت. بهویژه در ایام آغاز سال تحصیلی، ترافیکی از حضور صدها دانشآموز مقاطع مختلف دختر و پسر در جلوی مغازه عکاسی فرهنگ شکل میگرفت. در همان روزها، زندهیاد سید حمدالله شایان که مغازهاش جنب عکاسی فرهنگ بود، با شوخطبعی از بچهها میخواست مانع ایجاد ترافیک شوند و مرحوم دهدشتی، دیگر مغازهدار بهبهانی و همسایه عکاسی فرهنگ نیز با لهجه شیرین خود مدام غرولند میکرد:
«په بچیک جونم! سیچه اینچه شسینه، پابه بره دم عکاسی گرامی؟! په مژد خیری بیو بنی بچکو مزاحم ما وابیدین!!»
در مراسم مختلف، جشنهای پیش از انقلاب، عروسیها و آیینهای گوناگون، این زن و شوهر عکاس در کنار هم با لنز دوربین خود لحظات ناب حضور مردم را شکار میکردند و بانی ثبت و ضبط خاطرات ماندگار شدند. اکنون نیز بسیاری از مردم دهدشت، آن تصاویر و عکسهای یادگاری دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ را در آلبومهای خانوادگی خود حفظ کردهاند و با تماشای آنها، فلاشبکی به گذشتههای دور میزنند.
مرحومه مژد خیری، همسر گرامی، حدود دوازده سال پیش دار فانی را وداع گفت و همسر خود را تنها گذاشت؛ و سرانجام تقدیر چنین رقم خورد که امروز نیز جناب آقای حاج علیرضا گرامی، یکی دیگر از قدیمیترین و اصیلترین نوستالوژیهای دهدشت، آسمانی شود و به دیار باقی بشتابد.
متأسفانه شهر دهدشت رفتهرفته از آخرین بازماندگان اصیل خود تهی میگردد و چهرههای خاطرهانگیز آن با دست تقدیر پر میکشند تا گنجینههای ناب این دیار از دسترس مردم قدرشناس خارج شوند؛ و از آنها تنها یاد و نام در خاطرهها باقی میماند.
عروج ملکوتی نخستین عکاس شهر و از چهرههای ماندگار و نوستالوژی دهدشت را به محضر تنها فرزند، بازماندگار و یادگار ایشان، سرکار خانم حاجیه مریم گرامی، خانواده داغدار، اقوام، آشنایان، دوستان، جامعه عکاسی استان و مردم شریف دهدشت تسلیت و تعزیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات و غفران الهی مسئلت داریم.
روحش شاد و یادش گرامی باد؛ همچنانکه شهرتش گرامی بود.
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر