مشکل این سخن فقط در نبود سند نیست؛ در نحوه بیان نیز نهفته است. ترکیب «لر» با «بیسواد» و «دائم مست»، از نظر ادبی و اخلاقی، یک ضعف آشکار است؛ زیرا هویت قومی را با صفتی تحقیرآمیز گره میزند و بهطور غیرمستقیم، همه اعضای یک قوم را هدف قرار میدهد.
دکتر پریچهر زعیمی -اظهارات منتسب به سعید لیلاز درباره کریمخان زند و تعابیری چون «لر بیسواد و دائمالخمر»، بحث درباره مرز میان نقد تاریخی و تحقیر هویتی را برانگیخته است؛ موضوعی که بهدلیل اشاره به هویت لری این شخصیت تاریخی، با واکنشهایی در میان مردم لر همراه شده است.
نقد تاریخی حق هر صاحبنظری است، اما این حق جایگزین سند نیست و مجوز تحقیر هم نمیشود. پرسش اینجاست: آیا میتوان بدون ارائه مستندات معتبر، نسبت به حساسیتهای هویتی جامعهای ریشهدار بیاعتنا ماند؟
هر گزارهای که درباره یک شخصیت تاریخی مطرح میشود، اگر بخواهد فراتر از نظر شخصی باشد، باید با سند و ارجاع روشن همراه باشد. سخن لیلاز درباره کریمخان زند—که او را «لر بیسواد» و خاندانش را «دائم مست» خوانده—در نقطه ضعف کلامی قرار دارد زیرا هیچ پژوهش معتبری برای پشتیبانی از این ادعاها ارائه نمیکند.
مشکل این سخن فقط در نبود سند نیست؛ در نحوه بیان نیز نهفته است. ترکیب «لر» با «بیسواد» و «دائم مست»، از نظر ادبی و اخلاقی، یک ضعف آشکار است؛ زیرا هویت قومی را با صفتی تحقیرآمیز گره میزند و بهطور غیرمستقیم، همه اعضای یک قوم را هدف قرار میدهد.
از منظر حقوقی نیز چنین تعبیری میتواند زمینهساز اتهام توهین به قومیت و تحریک تنفر قومی باشد؛ بهویژه آنکه «لر بودن» بهعنوان عاملی برای «بیسوادی» یا «مستی» معرفی میشود. در ادبیات حقوقی و رسانهای، استفاده از کلیشههای قومی برای قضاوت درباره افراد، نهفقط غیرحرفهای، بلکه میتواند مسئولیتآور باشد.
«سواد» در ایران قرن هجدهم فقط مهارت خواندن و نوشتن به معنای امروزی نبود. کریمخان توانست در آشوب پس از مرگ نادرشاه، ائتلاف بسازد، رقبای قدرتمند را شکست دهد، اداره چند استان را سازمان دهد، اقتصاد فارس را بازسازی کند و با بازرگانان اروپایی مذاکره کند.
پژوهشگرانی چون جان پری، کریمخان را از حیث عدالت، مدارا و انسانیت در میان فرمانروایان ایران برجسته میدانند
بنابرابن کاهش چنین کارنامهای به برچسب «بیسوادی»، نه منصفانه است و نه از نظر روش تاریخی قابل دفاع.
اما آنچه در این میان نمیتوان از کنار آن گذشت، توهین به قوم لر با عبارتی چون «لر بیسواد» است؛ تعبیری که نه ارزش علمی دارد و نه نشانی از انصاف و ادب در گفتار. نقد یک شخصیت تاریخی، مجوز تحقیر یک قوم نیست.
حتما می دانید زاگرس صرفاً رشتهکوهی در جغرافیای ایران نیست؛ لرها ساکنان این پهنه راهبردی، در طول تاریخ نقشی مهم در حفاظت از مرزها و امنیت سرزمین ایران داشته است. مردمان لر، بهعنوان یکی از جوامع ریشهدار این جغرافیا، بخشی جداییناپذیر از تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی بودهاند وبدون قوم لر روایت تاریخ ایران ناتمام است. فراتر از آن زبان لری نزدیک ترین خویشاوند زبان فارسی است؛ پیوندی زبانی و فرهنگی که ریشههای عمیق تاریخی این مردمان را در گستره تمدنی ایران نشان میدهد.
از کریمخان زند و دوره حکومت زندیه تا نقش مردم لر، بهویژه بختیاریها، در نهضت مشروطه و حضور مردمان این خطه در دفاع از ایران، تاریخ گواه مشارکت آنان در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور است. این پیشینه را نمیتوان با یک عبارت تحقیرآمیز نادیده گرفت.
آقای لیلاز، پیش از آنکه به زیاد سخن گفتن فکر کنیم، باید به درست سخن گفتن بیندیشیم. تریبون مسئولیت میآورد و هر واژهای که بر زبان میآید، نیازمند دقت، آگاهی و ادب کلامی است. نقد شخصیتهای تاریخی، مجوز توهین و تحقیر نیست؛ بهویژه وقتی سخن از چهرههایی است که بخشی از هویت و حافظه تاریخی یک ملتاند. کمتر سخن گفتن شاید یک انتخاب باشد، اما سنجیده سخن گفتن و رعایت حرمت دیگران، ضرورت است.شایسته است بیدرنگ و صریح عذرخواهی کنید و حرمت مردمی را که مورد توهین قرار گرفتهاند، پاس بدارید.
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر