شهر دهدشت در گذر زمان دستخوش تغییرات شگرفی شده است؛ از منطقهای بیابانی و متروکه که حتی فاقد یک اتاق مسکونی بود، تا شهری با جمعیت هفتاد هزار نفری که امروز آن را میشناسیم. سید ابوصالح دانشفر در این یادداشت خواندنی، با بیانی خاطرهانگیز و دقیق، گذری دارد بر وضعیت سخت و ابتدایی دهدشت در ۶۵ سال پیش؛ روزهایی که تأمین آب آشامیدنی با مشقت فراوان همراه بود و خبری از زیرساختهای امروزی نبود.
راک نیوز /شهر دهدشت در گذر زمان دستخوش تغییرات شگرفی شده است؛ از منطقهای بیابانی و متروکه که حتی فاقد یک اتاق مسکونی بود، تا شهری با جمعیت هفتاد هزار نفری که امروز آن را میشناسیم. سید ابوصالح دانشفر در این یادداشت خواندنی، با بیانی خاطرهانگیز و دقیق، گذری دارد بر وضعیت سخت و ابتدایی دهدشت در ۶۵ سال پیش؛ روزهایی که تأمین آب آشامیدنی با مشقت فراوان همراه بود و خبری از زیرساختهای امروزی نبود.
*((من نوشتم تابماندیادگار))*
*(( شهردهدشت قبل ازاین روزگار))*
*((شهردهدشت دربیش ازشصت وپنج سال پیش چگونه بود؟؟))*
*بقلم سیدابوصالح دانشفر*
*((لطفاانهایی که حوصله دارندبخوانند!!!!!!*
*قابل توجه نسلهای جوان وامروزی وفردا!!!!!*
*ایامیدانیدشهری که امروزبیش ازهفتادهزارنفرجمعبت داردوصدهاخیابان وکوچه ودههاپارک وبلوارو وهزاران مغازه ودههامدرسه وتعدادزیادی اداره جات و ساختمانهای عظیم وچندین طبقه بانماهای قشنگ وجذاب وزیبا وخیابانهای پرترافیک ومملوازهزاران خودرو بامدلهای مختلف دارد وبافت جمعیتی ان از دهها ایل وطایفه وتیره های مختلف قومیتی دران سکونت دارد درگذشته چگونه بوده است؟؟*
*قطعابرای نسلهای امروزی وجوان پاسخ به این سئول اولا شایدسخت باشدودوما غیرقابل باورباشد!!!!!!!!*
*وحال بنده گذشته جغرافیایی شهردهدشت رامحضرتان توضیح وبیان میکنم تا بدانیدشهرامروز دهدشت درگذشته چه وضعیتی داشته است؟؟؟؟:*
*دهدشت واقعامنطقه ای بسیارمتروکه وفاقدهرگونه امکاناتی بود وباورکنیدحتی درحدیک(ده) یا(دهکده) هم نبپدوواقعا حتی درحد دهی دردردشت هم نبود!!!!!!*
*درتمام منطقه دهدشت بااین وسعت بسیارعظیم وبزرگ بجزخرابه های اثارباستانی قدیمی حتی یک اتاق تاکیدمیکنم حتی یک اتاق دربافت شهری امروزوجودنداشت*
*کل جمعیت دهدشت در ان موقع تشکیل شده بودازتعدادی ازخانواده های طایفه تاس احمدی که درقسمت خرابه های اثارباستانی گذشته معروف به مرده شهرسکونت داشتندکه یادرساختمانهای مخروبه قدیمی باگچ انهاراتاحدودی تعمیرکرده بودندودران زندگی میکردندویادرکنارخرابه های قدیمی درچادرسیاه وکومه زندکی میکردندواین متطقه شامل همین کاروانسرای قدیمی وحمامهاوبازارقدیمی ودرکنارامامزادگان مستقربودند!!!!*
*وطایفه خواجه نرمابی هم باجمعیتی اندک دربخش قدبمی معروف به رواق سکونت داشتند ودرامدوسرمایه هردوطایفه فقط وفقط مقداری دام شامل بز ومیش وخروگاو اسب وپرندکان خانگی مانندمرغ وخروس بود و فقط دراغارپاییز کل صحرای دهدشت راشخم میزدندوگندم باجو میکاشتندودرفصل بهارهم دوباره ان محصول رادرومیکردند*
*دارایی واثاثیه منزل خانواده هاحتی وثروتمندترین انهاعبارت بودارچندین نمدبرای زیرانداز وتعدادی لحاف و والبته خانواده های مرفه تعدادی قالیچه کوچک مثلاسه متردر دومترباباابعادکوچتکرداشتند وبقیه لوارم خانگی مانند چندتا خورجبن گبه حاجیم چندتابالش حور تیوری اینه دون حعبه چوبی جای قوری واستکان ونعلبکی تاوه خمچک چندتافاتبل کوچک. وبزرگ چندتاسینی سیخ سه پایه ملار چندتاکاسه کوچک وبزرگ افتاب ولگن مسی وشیره کش( اش پلان) واربیز شٓلهِ برای حمل وسایل کوچک یک کاردبزرگ. وچندکاردکوچک چادرسیاه که دران زندگی میکردند چندین مشک ابی غچه وریس میخ طویله ودرهمین حد وخبری ازتشک قالیهای بزرگ وپتو وبشقاب وچنگال ملحفه یخچال وتلویزیون ووسایل لاکچری امروزی مثل وسایل برقی وماشین نبود*
*بدلیل اینکه هیج امکاناتت مناسبی برای رندگی نبودوازهمه مهمتر اب اشامیدنی وحتی اب برای استفاده دامهانبودلذا اول بهارکه میرسیدبلافاصله انهایی که دام داشتندوچهارپایانی برای حمل اثاثیه خانوارمانندخر وگاو واسب داشتندبلافاصله برای نجات دامهای خودوهمچنین فرارارگرمای وحستناک فصل بهاروتابستان بصورت کوچ پیاده دهدشت راترک. وازکوره راههای بسیارپرپبچ.وخطرناک که شبیه دیوارمرگ بود وبسوی مناطق سردسیری کوچ میکردندوبه ییلاق میرفتندوتنهاخانواده های که دام نداشتندویا چهارپانداشتندمجبوربودنددردهدشت بمانندوددریرسایه کٓـــپٓـر زندگی کنند!!!!!*
*تمام اب اشامیدنی شهر ازیک عددچاه بزرگ قدیمی بنام چاه دلاور یا((چه شرینو)) بدست می اندوهرشبانه روزتعدادی زیادی زن باطناب ودولجه ازسرجاه دلاوراب رابالامیکشیدندودرمشک ابی قرارمیدادندویابرپشت خودحمل میکردندوباباخروشله مشکهاراجابجامیکردند!!!!!!*
*وگاهااتفاق می افتادکه بعضی زنهابدرون چاه سقوط میکردندورخمی میشدندالبته بیشترطایفه تاس احمدی اراب چاه دلاپر استفاده میکردندوطایفه خواجه نرمابی هم ازمحلی بنام((باغ بج)) که امروزه بعنوان جاده سلانت مورداستفاده قرارمیگیردودربلندبهای تپه مشرف به روستای دره لبک ازان محل ابی وجودداشت که استفاده میکردندوابرای دامهاراهم باهزاران مشفت وسختی ازهمین چاههاتهبه میکرپندالبته دراخرفضل پاییزوهمجنین فصل زمستان که بارندگی زیادبود برکه هایی وجودداشت که ازاب مانده دراین برکهاهم برای دامهامورداستفاده میکردندوهم برای شستشوی البسه ولباسهای افرادازابن برکه های ابی که اب درانهاذخیره میشداستفاده مبکردندوهررنی که لباسهارابرای، شستشوکناربرکه ابی می اوردلباسهارابرروی یک سنگ صاف وبزرگ قرارمیدادوانهارابااب برکه شستشومیکردالبته چیزی به اسم موادشوینده مانندتاید وصابون. وشامپونبود وزنهاازبک ماده گیاهی بنام() اشنوم)) درجهت شستشوی لباسهااستفاده میکردندومعمولاروزهای جمعه برکه های ابی دورشان بسیارشلوغ بودزیرا مادران فررندان خودراکناربرکه هامی اوردندواب رادرفاتبل گرم مبیکردندوفرزندان خودراکه دانش اموزبودندحمام میکردند*
*برای ابنکه کاملابرایتان توضیح بدهم که چگونه دهدشت یک بیابان برهوت وفاقدساختمان مسکونی بودچندتامثال میزنم:*
*اولا از برق ووسایل نقلیه دردهدشت اصلاخبری نبود وبعدازگذشت سالهای مدید یک دستگاه ژنراتورکوچک برقی اوردندکه درحباط مدرسه ابتدایی ششم بهمن قدیم وامام خمینی فعلی مستقرکردند درحیاط مدرسه ودقیقا روبروی مغازه فعلی برادرعزیزم جناب خلیفه بهره مند که اابته لعدا محل کاذخانه برق بحای دیگری درمحل فعلی شرکت توزیع برق دهدشت واقع درخیابان شهیدمذکورپارسی انتقال یافت*
*که این ژنراتوربوسیله گازوئیل کارمیکرد وتنهادرحدچندساعت درشبانه روزوبیشترشبها وسروصدای این ژنراتور درتمام دهدشت شنیده میشدوایجادمزاحمت میکرد وتازه بعدازمدتهاتعدادی ماشین قدیمی روسی که شبیه وانت بودندبنام(پبکاب) وارد دهدشت شداز طریق بهبهانبها که مسافرازدهدشت به بهبهان وبالعکس جابجامیکردند!!!!!*
*دراواخردهه پنجاه ماکه بچه بودبم تعدادی از لاستیکهای کهنه(تایر) خودروهارابالای تپه بلندی که اکنون مسجدامام جعفرصادق(ع) درپای ان وجود داردمعرف به (تل رودرندی)) ما این لاستیک چرخهارازروی تپه باسرعت رهامیکردم واین لاستیکها که به انها((تایر)) میگفتم باسرعت ازتپه ردرندی بطرف پایین حرکت میکردندوتاپشت اداره فعلی بهزیستی دهدشت تاچاه معروف به امیر((مرحوم شادروان امیرخشنوا)) به جلومیرفتندودرانجا دیگرارحرکت بازمیماندندیعنی بااین خاطره ومثال برای شمامشخص میگرددکه ازپای تپه رُدرندی تاپشت اداره بهزیستی هیچگونه ساخت وسازی وجودنداشت وصحرای صاف بودکه تایر تاانجاپیش میرفت!!!!!!!*
*یاوقتی بر روی ساختمان کاروانسرای قدیمی بطرف محل امروزی دانشگاه ازادنگاه میکردیم کل صحرای دهدشت تاپای کوههاوتپه های بلندی که اکنون جاده اصفهان میرودوتادره شور وکل قیصرکاملانمایان بودوصحرای خالی ازسکنه بودومثلا وقتی یک گوسفندازگله و نزدیک امامزاده سلطان مهدی پشت خیابان فعلی کارگرجامیماند وقتی به یک دخترویایک بچه کوچک میگفتندبرو وگوسفندیاالاغ رابیاور میگفت بسیاردوره وبرهوته ومن ازتنهایی میترسم بیابانه وبایدیکی همراه من بیاید!!!!!*
*این دومثال رازدم تابدانیدهیچکونه ساخت وسازی حتی درحدیک اتاق وجودنداشت!!!!!!!!*
*خبری ازساختمانهای دولتی وشهری اصلانبودوحتی بک پزشک. ویک درمانگاه هم وحودنداشت*
*درسال۱۳۴۱ بنده هنگامی که خانه مادرجادرسیاه درمحل فعلی پمپ بنزین شهیدفتاحی واقع درسه راهی طولیان زندگی میکردیم درکناردیگردوستانم در(قاش) فاصله بین خانواده هاکه محل استراحت گوسفندان بود دچارمارگزیدگی شدم وپس ازبک شبانه روزکه بشدت احساس دردمیکردم مراسواربراسب به روستای تمبی ازتوابع چرام بردندچون انجاپاسگاه داشت ویک دکتربهداری انجاحضورداشت ودکترمرا امپول ضد زهر زدکه برای اولین باردرعمرم هم دکتردیدم وهم امپول وهم احساس دردامپول کردم!!!!!*
*البته اولین پاسگاه دهدشت واولین مدرسه ابتدایی دهدشت درکنارچاه دلاور یا( جه شربنو) مستقرشدکه هنوزاثاران پیداست وقبلا نیزمحل سکونت تعدادی ازخانواده های محترم تاس احمدی ازجمله شادروان کی سالارعزیزی بودهمجنین مرحوم شادروان بابابخشایش که البته هنوزهم این خانواده درانحاهستندوساخت وسازهای جدیدومدرنی رابنانهاده اند!!!!!!!*
*وبعدازغائله سال ۱۳۴۲که که جنگهای خوانین منطقه برعلیه دولت وقت پایان یافت دولت برای حفظ امنیت وجلوگیری ازجنگهای طایفه ای وچریکی وهمچنین جنگهای علیه دولت وقت تصمیم گرفت که دردهدشت شهری ایجادنمایدودوایردولتی رامستقرمندولذا رفته رفته بنای دهدشت تشکیل گردیدودولت بادایرکردن چندین اداره دولتی تصمیم گرفت که مردم راتشویق به شهرسازی وبنای ساختنانهای جدید دردهدشت بنمایدکه سرانجام درسال ۳۴۷شهرابعادوسیعی یافت تعدادی ازخیابانهااسفالت شدند شورای شهروانجمن شهر و شهرستان تشکیل گردیدوشهرداری وفرمانداری ودیگردوایر دولتی شروع بکارکردندودردهدشت که درابتدافقط چندماشین پیکاب قدیمی وتعدادی تراکتوروماشین لندرور داشت شاهدورودانواع خودروهاگردیدبافت حدیدشهرتشکیل شدودیگرطوایف وایلات کهگیلویه بزرگ اقدام به خرید زمین وساخت ساختمانهاوخانه هاومغازه های جدیدنمودندکه صدالبته تجاربهبهانی بدون تعارفات معمول مهمتربن نقش رادرپیشرفت وشکوفایی وبنای جدیدشهردهدشت داشتندکه سرمابه خودراازبهبهان به دهدشت انتقال دادندو دردهدشت هم شریک وسهیم دهدشتیها گردیدندوایجامغازه نمودندوهم برای سکونت خوداقدام به ساختمان سازی نمودند*
*ودهدشت دراغاز تشکیل هیچگونه خیابان وکوچه اسقالتی ندلشت ومعدودبه چندخیابان وکوچه خاکی بودکه پس ازمدتی نخستین خیابانهاومیادین شهراسفالت وجدول بندی شدندکه مهمترین انهاخیابان فعلی امام خمینی جنوبی وشمالی وخیابان فعلی دکترشریعتی وهمین میدان مرکزی شهردهدشت بودکه سرانجام ازخاکی تبدیل به اسفالت گردیدندواین اتفاقات ازسال۱۳۴۷به بعدصورت گرفت وشهری که دراغازتشکیل جمعیتش به سیصدنفرنمیرسیداکنون بالغ برهفتادهزارنفرجمعیت داردواین بودقطره ای ازدریای تاریخ تشکیل شهردهدشت که فقط بصورت خلاصه نویسی تقدیم مخاطبان پرحوصله ای گردیدکه بذل محبت فرمودندواین. خاطره راازابتداتاپایان بادقت خواندند!!!!!!!*
**مخلص وخاک. پایتان*
*سیدابوصالح دانشفر*
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر