عدهای قلیل که سالهاست بر هیئتها، سالنها و اماکن ورزشی چنبره زدهاند، حالا که میبینند فرآیند واگذاریها و انتخابها در اتاق شیشهای قرار گرفته و دیگر خبری از «محفلیگری» نیست، سازِ مخالف کوک کردهاند. اینان همان کسانیاند که وقتی قانون برای بازپسگیری حقِ مردم و ورزشکاران به سراغشان میرود، رگ گردنشان متورم میشود که «حق با ماست و همه اشتباه میکنند!». سوال اینجاست: بر چه اساسی یک مکان ورزشی را ملکِ طلق خود پنداشته بودید که حالا با قانونمند شدن فرآیندها، چنین برآشفتهاید؟
در نظام مدیریتی هر استان، همواره تقابلی میان «سنتهای فرسوده» و «تحولات ساختاری» وجود دارد. انتصاب مجید پارسایی در رأس ادارهکل ورزش و جوانان استان، فراتر از یک تغییر ساده، حرکتی بود از دلِ ورزش برای تعالی ورزش؛ انتصابی که نه بر مبنای محافل سیاسی و لابیهای مرسوم، بلکه با تکیه بر سوابق اجرایی و تخصصی صورت گرفت. اما همین مسیرِ درست، امروز به پاشنه آشیلِ برخی گروههایی بدل شده که منافعشان در «ابهام» است تا «شفافیت».
تقابلِ شیشهای با مافیای اماکن
راک نیوز/عدهای قلیل که سالهاست بر هیئتها، سالنها و اماکن ورزشی چنبره زدهاند، حالا که میبینند فرآیند واگذاریها و انتخابها در اتاق شیشهای قرار گرفته و دیگر خبری از «محفلیگری» نیست، سازِ مخالف کوک کردهاند. اینان همان کسانیاند که وقتی قانون برای بازپسگیری حقِ مردم و ورزشکاران به سراغشان میرود، رگ گردنشان متورم میشود که «حق با ماست و همه اشتباه میکنند!». سوال اینجاست: بر چه اساسی یک مکان ورزشی را ملکِ طلق خود پنداشته بودید که حالا با قانونمند شدن فرآیندها، چنین برآشفتهاید؟
کارنامه؛ پاسخِ عملی به منتقدان بیانصاف
مجید پارسایی بیشک مبرا از اشتباه نیست؛ اما انصاف حکم میکند که تحولِ ساختاری در واگذاریها، شفافسازی هیئتها و مبارزه با «مافیای اماکن» را به عنوان مقدمه اصلیِ توسعه ورزش استان ببینیم. مدیر فعلی، نقد را به جان خرید تا حقِ ورزش استان احیا شود.
– حمایت از قهرمانان: در حالی که بسیاری از قهرمانان المپیکی و جهانی در انزوا بودند، پارسایی با تدبیری که کمتر دیده شد، با صرفهجویی در هزینههای جاری، حقوق ماهانه برای آنان برقرار کرد.
– احیای ورزشگاه تختی: تبدیل ورزشگاه متروکه تختی یاسوج به کانون مسابقات لیگ دو فوتبال ایران و تبدیل آن به خانهی تیم «دنا» برای صعود به لیگ یک، شاهدی بر عملکردِ ایجابی مدیریت فعلی است.
پویایی در حوزه جوانان؛ ساختار اداری این ادارهکل امروز یکی از منعطفترین و فعالترینهای کشور است؛ حقیقتی که منتقدانِ سرسخت، عامدانه از کنار آن عبور میکنند.
سیاستِ «صداقت» در برابر «ابهامِ تاکتیکی»
پارسایی برخلافِ رویههای معمول، تمایل به پاسخگویی صریح دارد. او به جای پنهان شدن پشتِ لایههای مدیریتی، صادقانه و بیپرده با مردم سخن گفت؛ اما همین صداقت را ناجوانمردانه به سلاحی علیه او تبدیل کردند. هدف مشخص است: میخواهند مدیران دیگر جرات نکنند از مرزهای «ابهام و هدیه و صله» فاصله بگیرند و به سمت شفافیت حرکت کنند. آنان فضایی را میپسندند که عملکرد مدیران «کانالیزه شده» و با «بهبه و چهچه» رسانهای همراه باشد؛ حتی اگر خروجی آن توسعهای برای مردم استان نداشته باشد.
سخنی با منتقدانِ نشسته بر کرسیِ نصیحت
برخی مدیرانِ پیشین که امروز از گوشهای دنج و خارج از استان، زبان به نقد گشودهاند، بهتر است به جای فرافکنی، به این پرسش پاسخ دهند: در دوران حضور خود، چه خروجیِ ملموسی برای ورزش کهگیلویه و بویراحمد داشتند؟ آیا جز «پروژههای معطل» و «حمایتهای گزینشی»، میراث دیگری بر جای گذاشتند؟ امروز که شاهد حرمتگذاریِ این مدیریت به تمامی پیشکسوتان و مدیران هستیم، پاسخِ شایستهی این همه حُرمت، «ناسازگاری» نیست.
ختم کلام
مجید پارسایی سوپرمن نیست، اما «انصاف» گمشدهیِ جریانِ منتقدی است که سیاهی را میبیند و سفیدی را کتمان میکند. قلمها باید در خدمتِ عدالت و منافعِ عامه باشد، نه در خدمتِ منافعِ شخصی و خانوادگی. این چرخِ مدیریتی مدام در حال گردش است و دیری نخواهد پایید که قضاوتِ تاریخ، میانِ آنان که برای شفافیت هزینه دادند و آنان که جز منافع خود ناندیشیدند، فاصله خواهد انداخت. امید است در آن روز، برای اصلاح و پشیمانی دیر نشده باشد.
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر