مشروح اخبار


فاطمه مقیمی: من میلیاردر نیستم. مولتی میلیاردرم

7 تیر 1392, 00:15

فاطمه مقیمی: من میلیاردر نیستم. مولتی میلیاردرم

یک زن چقدر می تواند به بن بست ها فکر نکند ؟... این که در ورطه ی کاری غیرممکن قدم بگذارد و بعد سرآمد آن رشته بشود ، بس نیست؟

_mg_9202.jpg

این که مدام به رفتن و رفتن فکر کند و نخواهد اسیر یک جا نشینی بشود طوری که موقع پیاده کردن مصاحبه اش ، از لیست کردن این همه کاری که انجام داده ، دست هایت خسته بشود اما او که تمام این سرتیترها را زندگی کرده و سال ها برایش زحمت کشیده ، خسته نباشد . ساعت ها، پرحرارت و با لذت، از این همه تلاش بگوید و به هزار راه نرفته ی دیگر هم فکر کند که هنوز و همیشه خیلی وقت دارد و بعد از یک قرار کاری آمده باشدو بعد از مصاحبه هم یک قرار کاری دیگر داشته باشد اما آن قدرپرانرژی باشد که انگار تازه اول صبح است. سیده فاطمه مقیمی را خیلی ها می شناسند . زنی که در صنعت حمل و نقل کشور ، سی سال است زحمت کشیده ، مقاومت کرده و آن قدر در این رشته سرآمد شده که همه باورش کرده اند. این که از کجا شروع کرده و چطور به این مرحله از توانستن رسیده ، حکایتی است که در یکی دو پاراگراف جمع نمی شود و نمی شود خلاصه اش کرد. خودتان گفتگوی ما را با او در کافه خبر بخوانید بهتر است:

چرا وارد حیطه ی حمل و نقل شدید؟
در خانواده ای به دنیا آمدم که پدر و مادر هر دو آموزش پرورشی بودند و هر دو شغل آزاد هم داشتند. دومین دختر از چهار دختر خانواده ای که وضع متوسطی داشت. دیپلم که گرفتم رشته ی مهندسی عمران دانشکده فنی قبول شدم. خودم جراحی دوست داشتم ولی پدرم خیلی دلش می خواست مهندسی بخوانم.دوسال در ایران درس خواندم و بعد واحد هایم را به دانشگاه انگلیس انتقال دادم و همانجا درسم را تمام کردم و بعد از انقلاب به ایران برگشتم. در آن سال ها کار کردن در رشته ی عمران آن هم برای یک زن ، وضعیت نابسامانی داشت. به خاطر همین ترجیح دادم از تخصص دیگری استفاده کنم و آن هم زبان انگلیسی بود.به عنوان مترجم وارد شرکتی شدم که علیرغم این که فکر می کردم یک شرکت بازرگانی است ولی یک شرکت حمل و نقل بود. همین سرآغازی شد برای شناخت و علاقمند شدن به این رشته و بعد سه سال و نیم کارمند آن شرکت بودم تا این که تصمیم گرفتم به طور جدی وارد صنعت حمل و نقل بشوم.

چرا به همان کارمند بودن اکتفا نکردید؟
روحیه ی آدم ها با هم فرق می کند. باید ببینید از زندگی چه می خواهید. من شاید قابلیت تابع شدن و قراردادی شدن را نسبت به یک سری دستورالعمل نداشتم. همیشه دلم می خواست سکان هدایت کار، دست خودم باشد. کار روتین حوصله ام را سر می برد و تنوع طلبی در کار را دوست داشتم. فضای کارمندی برایم کوچک بود. زمانبندی و کارهای تکراری و نداشتن قدرت عمل حسته ام می کرد. حالا که فکر می کنم می بینم همیشه سمت و سوی ذهنی من همین بوده. وقتی برمی گردم سمت بازی های دوران کودکی می بینم خیلی اهل خاله بازی و عروسک بازی نبودم و بیشتر بازی هایم پسرانه بود مثل فوتبال. ضمن این که به محض ورودم به این شرکت ، ازدواج کردم یعنی اوایل سال 59 و علاوه بر روحیات خودم ، همسرم هم اصرار داشت که درکار، محدود و محصور نمانم. می گفت به جای کار اجرایی دنبال استراتژی کار برو.

جالب است که همسرتان این قدر موافق قدم زدن شما خلاف جهت باد بود؟
این تفکر خاص همسرم بود. ویژگی خودش بود. یعنی به خاطر دو سه سال زندگی با من ، تغییر نکرده بود. با این حال قابلیت های مرا هم دیده بود و می دانست که اگردر تصمیم گیری، آزادم بگذارد ، حتما به نتیجه می رسم. همیشه اعتقاد دارد که محدود بودن آدم ها چه زن و چه مرد در چارچوب خانواده ، غایت و مقصود نیست. همیشه هم مثالش این است که تو داری تمام وظایف خانه ات را حتی فراتر از یک زن خانه دار انجام می دهی. مسئولیت مادرانه ات را هم به بهتر نحو انجام می دهی اما جامعه هم بر گردن تو حقی دارد که باید با تمام توانایی هایت ، در جامعه خدمت کنی. به خدا این ها شعار نیست. طرز تفکرش همین است. طبیعی ست که با این طرز تفکر، مسیر آدم به سمت اوج هدفی که دارد ، هموارتر می شود. شک ندارم اگر می خواستم تنها و یک تنه، از این راه پر پیچ و خم بگذرم قطعا به این نقطه ای که الان رسیده ام ، نمی رسیدم. موتور محرک من همیشه همسرم بود و هست. شاید حرف هایم ، به نظرت خیلی شعاری بیاید ولی اگر یک روز سرزده بیایی دفترم یا خانه ام و با من چای بخوری این حرف هایی را که الان می زنم بیشتر درک می کنی.

چه اصراری دارید که کنار این همه مسئولیت ، زن خانه دار هم باقی بمانید؟
من زندگی می کنم. به دست های من نگاه کن. من مدام کار می کنم و با تمام وجودم زندگی می کنم. دیروزیک ربع به 6 از خانه بیرون آمدم چون 6:30 در اتاق بازرگانی جلسه صبحانه داشتیم و 10 شب به خانه رسیدم . بعد از این که شام خوردیم برای امروز خواستم تاس کباب درست کنم. سیب زمینی و پیازها را در سینی گذاشتم تا پوست بگیرم.وقتی نشستم احساس کردم خیلی خسته ام و بعد بلافاصله به خودم گفتم من خسته نیستم. تازه انگار از خواب بیدار شده ام و باید یک روز جدید را شروع کنم. چون زندگی در خانه ی ما، از همان موقع شروع می شود. همسرم مثل همیشه برگشت و گفت: چقدر به تو می گویم آشپزی نکن! پس این رستوران ها را برای چه گذاشته اند؟خود بچه ها هم غذای بیرون را بیشتر دوست دارند. گفتم: غیر ممکن است. غذایی که با محبت پخته می شود تاثیرش چند برابر غذای بیرون است.

این انرژی را از کجا می گیرید؟ می شود گفت ذاتی و خدادادی؟
به خدا نمی دانم. ولی از یک چیز مطمئنم. من ژن گیلانی دارم و تاریخ و شرایط جغرافیایی، به مردمان آن منطقه ، سخت کوشی را آموخته. شاید به این دلیل است. به خانم های گیلانی نگاه کن. در مزرعه هایشان زن ها بیشتر از مردها کار می کنند. به هر حال وقتی به خانه می رسم انگار تازه زندگی ام را شروع کرده ام. در عین حال که باید درس هم بخوانم. چون الان در رشته ی مدیریت تحول ، دکترا می خوانم.

چه نیازی به درس خواندن داشتید؟
بعد از این که دیدم مهندسی عمران رشته ی کاری من نیست. دوباره رفتم از نو لیسانس مدیریت بازرگانی گرفتم و کارشناسی ارشدم را مدیریت استراتژیک گرفتم . دلیلش هم این بود که از نظر کاری، در جوی زندگی می کنم که نیاز دارم برای خودم به روز باشم. در کار اگر به روز نباشی، یک جایی تفکر سنتی جای تحصیلات تو را می گیرد.چون بعد از این که وارد صنعت حمل و نقل شدم ، علاقه ام را دیدم و میزان پایبندی ام را نسبت به این رشته سنجیدم.

ریشه ی اصلی این علاقه چه بود؟ آن که بیشتر از دلایل دیگر پایبندتان کرد؟

مهم ترینش این بود که همه تصور می کردند که یک زن هیچ وقت نمی تواند در زمینه ی حمل و نقل کار مدیریتی انجام بدهد و من در هیچ کار سالمی ، مانع و محدودیتی برای زن بودن نمی بینم. معتقدم وقتی علاقه ای هست حتما توانایی انجام آن کار هم وجود دارد فقط باید زمینه ی پرورشش را فراهم کرد.این ها واقعیت هایی ست که به آن رسیدم.

فاطمه مقیمی

 

و کمی از آن همه مشکلاتی که در این مسیر به خاطر زن بودن برایتان بوجود آمد ؟
من برای ثبت شرکتم باید به وزارت راه می رفتم. پروسه های خودش را دارد. سوابق کاری می خواهد و امتحان های متعدد ورودی . اواخر سال 61 که وارد این صنعت شدم هنوز هیچ زنی قدم در این عرصه نگذاشته بود.خیلی مکافات کشیدم تا توانستم موفق بشوم و شرکتم را ثبت کنم. اولین و مهم ترین سختی اش این بود که باور حضور یک زن در این شغل وجود نداشت. وقتی می پرسیدم منع قانونی اش کجاست ؟ چرا نمی توانم ؟ می گفتند نمی توانی. می گفتم خب بنویسید . می گفتند نوشتنی نیست.پایداری و پیگیری من باعث شد از هزار خان این مسیر پر پیچ و خم بگذرم و تاییدیه را از وزارت راه بگیرم. مثلا می گفتند باید بروی رشته ی مرتبط بخوانی. گفتم مگر تمام این هایی که در این زمینه فعالیت می کنند تحصیلات مرتبط دارند. آن ها یا راننده اند و یا گاراژ دارند. بعد می گفتند به آن ها کاری نداشته باش شما زمینه ی تحصیلاتت به این رشته نمی خورد. این بود که همان سال رفتم دانشگاه آزاد و در رشته ی مدیریت حمل و نقل ثبت نام کردم و شاگرد سوم هم شدم.

دلیل این همه اصرارتان چه بود؟ نمی شد بروید سراغ کاری که دردسرکمتری داشته باشد؟
درست است. چون علاوه بر این که اصلا چنین باوری وجود نداشت و من باید خیلی ها را متقاعد می کردم ، خیلی وقت ها توهین هم می شنیدم. ورودم به این رشته، انگار یک جوری دخالت در امور مردان بود. وارد صحنه ای شده بودم که انگار این صحنه ، صحنه ی بازی من نبود.اصلا حاضر نبودند مرا بپذیرند چه برسد به این که بخواهند به من به چشم یک رقیب نگاه کنند و دقیقا این سنگ اندازی ها مرا جسورتر و مصرتر می کرد. چون همیشه در رویاهایم ، انجام کارهای غیرممکن را دوست داشتم. کاری که هرکسی نتواند. ضمن این که این کار نسبی نبود که از طریق خانواده به من رسیده باشد.یک جور نوآوری بود. طبیعی بود که وقتی قصد انجامش را کردم می بایست ریسک های زیادی را هم می پذیرفتم. حتی بعد از ثبت شرکت ، یا مرا در بحث های تشکلی راه نمی دادند یا اگر مطلع می شدم و می رفتم، اصلا مرا ندید می گرفتند.یادم می آید در یکی از مراسم های ماه رمضان ، افطاری می دادند و من هم خبر شدم و رفتم. گوشه ی رستوران برای من چادر زدند و گفتند شما برو آن جا بنشین. من یک نفر تنها آن جا نشستم ولی رفتم و باز هم رفتم.همین امروز هم با وجود این که سطح آگاهی مردم خیلی بالا رفته ، اما یک جوان حاضر نیست با اصرار به خواسته اش برسد و این همه ملامت بشنود و سختی ببیند.وقتی از من می پرسند چرا به این جا رسیدی؟ می گویم من به خاطر نگاه و باور و تفکر خودم آمدم .خوشحالم که در هیچ مقطعی از زندگی ، از هیچ رانتی استفاده نکردم. هیچ گونه وابستگی در هیچ دوره ای از زندگی ، به قدرتی یا نهاد و وزارتخانه ای نداشتم و حتی خیلی از موانع برسر راهم بود به خاطر نوع جنسیت و نگاهم ، نوع کاری که انتخاب کردم و این که اولین بودم. اما امروز که نگاه می کنم به خاطر راهگشا بودنم، بسیار احساس غرور می کنم.نه به خاطر موقعیتی که الان دارم . به خاطر این که راه را برای دیگران باز کرده ام.

شما واقعا بانوی میلیاردر ایران هستید؟
اولا امروز هر کسی که در تهران یک خانه ی معمولی داشته باشد میلیاردر است. ولی نگاه بدی که به اصطلاح میلیاردر، در جامعه وجود دارد ، درست نیست. چون در اسلام هم سرمایه داشتن قابل قبول است فقط باید ببینی سرمایه از کجا به دست آمده. آنچنان که همه تصور می کنند سرمایه مالی ندارم ولی مولتی میلیاردم به خاطر انرژی ها و روابط انسانی که دارم. من آن قدر دوست و رفیق دارم ، آن قدر همراه دارم ، آن قدر آدم ها را می شناسم و آدم ها مرا می شناسند که خودش مهم ترین سرمایه من است. چون در نهایت چیزی با خودم نمی برم ولی اثراتی که از خودم باقی می گذارم ثروت من محسوب خواهد شد.
الان که در صنعت حمل و نقل نگاه می کنم ، تعداد قابل توجهی از مدیران این صنعت ، پرسنل من بودند و این افتخار من است. سرمایه داشتن یعنی همین. بیا دو روز با من زندگی کن تا بفهمی وقتی می گویم سرمایه ام روابط انسانی ست یعنی چه.

بعد از ثبت شرکت ، با چقدر سرمایه شروع به کار کردید؟
با سرمایه ای خیلی محدود. از یک اتاق در شرکت همسرم شروع کردم. همه کاره اش هم خودم بودم. صبح می آمدم اتاق را گردگیری می کردم و چایی می گذاشتم. تلفن که زنگ می زد، موهبت صدای زنانه این بود که می توانستتم صدایم را نازک کنم و ادای منشی شرکت را در بیاورم. فرزند کوچکم را هم می بردم. بعد تلفن را روی اسباب بازی کودکم می گذاشتم تا آهنگ بزند و بعد گوشی را برمی داشتم که یعنی الان وصل شدید به خانم مقیمی. وقتی قرار بود نامه بفرستم جایی ، کارمند که نداشتم . خودم می بردم و می گفتم می خواهم شما را بیشتر بشناسم و بیشتر ارتباط برقرار کنم. تا وقتی به در آمدزایی برسم و منشی و آبدارچی بگیرم و پرسنل زیاد کنم ، کارم همین بود.

چرا با داشتن شرکت حمل و نقل راضی نشدید؟
بعد از این که شرکت پا گرفت باز احساس کردم کافی نیست و باید کار بزرگتری انجام بدهم. از روز ثبت شرکت ، عضو صنف حمل و نقل شده بودم .این بود که بعد از مدتی، کاندیدای هیات رییسه ای شدم و به عنوان آخرین و نهمین نفر، رای آوردم. قبلش رفتم گواهینامه ی پایه یکم را گرفتم تا وقتی راننده می گوید ماشینم آب و روغن قاطی کرد یا قیچی کرد مرا سر کار نگذارد و به او بگویم می فهمم چه می گویی. زمانی می توانستم این حرف را بزنم که امتحانش را داده باشم. آن موقع خیلی جوان بودم باید سواد و مهارتم را بالا می بردم تا باورم کنند. دفعه ی اول تپه و شهر را در یک روز قبول شدم اما فنی را دفعه ی دوم قبول شدم. چون افسر از همه نیم دور می گرفت . خدا شاهد است که من یک بالشت برده بودم چون پایم نمی رسید. از من دو دور و نیم تپه را گرفت. پنج جلسه هم بیشتر تمرین نرفته بودم اما کاری که بخواهم انجام بدهم با تمام انرژی دنبالش می روم و مطمئنم موفق می شوم.

قصه ی اتاق بازرگانی چه بود؟

کاندیدا شدم و با رای خیلی خوب انتخاب شدم. 13 سال رییس بخش حل اختلاف بودم و بعد رفتم کارشناسی دادگستری را در صنعت حمل ونقل گرفتم تا بتوانم به عنوان کارشناس حرفی برای گفتن به مراج قضایی داشته باشم و بعد در دور سوم رای اول را آوردم. بعد هم انجمن ملی زنان کارآفرین را در وزارت کشور ثبت کردم. بعد دیدم اتاق بازرگانی می تواند جای خوبی باشد تا برای قشر بانوان کار خاصی انجام بدهم. سال 85 در هیات نمایندگان اتاق بازرگانی خودم را کاندیدا کردم و به عنوان تنها زن انتخاب شدم. در آن جا رییس کمیسیون حمل و نقل شدم در اتاق تهران و بعد در اتاق ایران هم کاندیدا شدم و آن جا هم در همین سمت انتخاب شدم. همان جا مشاور رییس اتاق بازرگانی ایران درامور زنان کارآفرین انتخاب شدم که تا الان هم سمت مشاور را دارم.

چطور شد به تعاملات بین المللی فکر کردید؟
خواستم در اتاق تهران ،دفتری را به نام شورای بانوان بازرگان راه اندازی کنم که تایید شد و بعد منشورش را نوشتم و ثبت شد و6 سال شورا وجود داشت . بعد وزارت بازرگانی به من پیشنهاد داد که عملکرد شورا را بسیار خوب دیدند. از آنجا تعاملات بین المللی را شروع کردم. بورسیه های دوره های کوتاه مدت را از کشورهای مسلمان خارجی گرفتم که 6 سال است برای آنجا با هزینه دانشگاه هایشان دانشجو می فرستم که به نظرم بسیار کارهای تاثیرگذاری بوده و خواهد بود.وقتی می گویم سرمایه دارم به خاطر همین کارهاست که راضی ام می کند. چون کار اجتماعی را خیلی دوست داشتم و دارم. بعد هم مجموعه ای را به نام کانون بانوان بازرگان راه انداختم. هیات موسس و رییس هیات مدیره اش بودم و از هر ارگانی در این کانون حضور داشتند. بعد هم به فکر تشکیل یک ان جی او افتادم که در اتاق بازرگانی ایران ثبت شد . این کانون یک سال است که وجود دارد ولی مطابق انتظارم پیش نرفتم که بعد از این که رای آورم استعفا دادم. یک سال پیش هم دفتری را در دانشگاه صنعتی شریف به نام دفتر توسعه ی کارآفرینی زنان احداث کردم .

و کارآفرین برتر جهان اسلام؟
سال 2012 به عنوان کارآفرین برتر جهان اسلام انتخاب شدم از سوی آی دی بی یا بانک توسعه اسلامی که مرکزش در عربستان است ،آن هم به دلیل کارهای کارآفرینی که در ایران و منطقه انجام دادم یعنی به خاطر کلاس ها و کارگاه های آموزشی که در کشورهای در حال توسعه گذاشتم مالزی، سریلانکا، اندونزی، کامبوج ، ویتنام...در تمام این کشورها کار کرده ام و کار می کنم ولی بالاخص به خاطر پیشرو بودن یک زن در صنعت حمل و نقل به من تکیه کردند. دانشگاه صنعتی شریف کتابی را درباره ی کارآفرینی من منتشر کرد که با کمک دخترم ترجمه اش کردیم تا من این کتاب را در مراسمی که در شیبان بود، ببرم که بردیم و در اجلاسی که از 56 کشور نمایندگانش حضور داشتند بیشتر از 300 نسخه آن را توزیع کردم تا فقط به قصد حضور نرفته باشم دست کم اثری گذاشته باشم و زنان در هرکجای دنیا با خواندن این کتاب باور کنند که می توانند.

به بازنشستگی هم فکر می کنید ؟
فکر می کنم آن قدر در دنیا کار برای انجام دادن هست که نباید درنگ کرد. اگر قرار بود در تمام کارهایی که راه انداختم بمانم نه من رشد می کردم نه جامعه رشد می کند. به جانشین پروری بی نهایت اعتقاد دارم و این سلسله مراتبی بودن خیلی لازم است. خیلی ها فکر می کنند نردبان یک پله دارد و بالا رفتن شان مستلزم این است که تو را پایین بکشند متاسفانه در جامعه ما، این نگاه های حذفی زیاد است.با این حال مهم نیست. مهم این است که علیرغم تمام این همه ساز مخالف ، تصمیم گرفتم و توانستم و شد. در عین حال که هنوز خیلی کارها مانده که باید انجام بدهم .

ادامه خبر...


این مرد بدترین شغل را دارد! + تصاویر

6 تیر 1392, 23:54

این مرد بدترین شغل را دارد! + تصاویر

مردی که نیمی از روز خود را در لوله‌های فاضلاب می‌گذراند، جایزه بدترین شغل انگلیس را از آن خود کرده است.

این مرد بدترین شغل را دارد! + تصاویر

این مرد بدترین شغل را دارد! + تصاویر

 این مرد بدترین شغل را دارد! + تصاویر

این مرد بدترین شغل را دارد! + تصاویر

ادامه خبر...


هدیه اماراتی ها به جزیره ابوموسی +عکس

6 تیر 1392, 23:38

هدیه اماراتی ها به جزیره ابوموسی +عکس

حاکم شارجه یک فروند کشتی تندرو مسافربری در اختیار اهالی اماراتی جزیره ابوموسی قرار داد.

 روزنامه البیان چاپ دبی نوشت: کشتی اهدایی از سوی شیخ "سلطان بن محمد القاسمی" حاکم شارجه تحویل اهالی اماراتی جزیره ابوموسی شد.

این اقدام با هدف تسهیل رفت و آمد میان شارجه و جزیره ابوموسی صورت گرفت.

با ورود کشتی جدید، زمان سفر از جزیره ابوموسی به بندر شارجه امارات از  3.5 ساعت به 1.5 ساعت کاهش می یابد.

alt

"خلیفه ابو غانم" مسؤول شهروندان اماراتی جزیره ابوموسی در گفتگو با رادیو و تلویزیون امارات ، این مطلب را اعلام کرد.

او با اعلام تشکر از سوی خود و همه شهروندان اماراتی ساکن جزیره ابوموسی از حاکم شارجه به دلیل ارائه امکانات متعدد و بسیار برای ساکنان اماراتی جزیره ابوموسی گفت که حاکم شارجه قبل از این هم خدماتی را به آنها ارائه کرده بود.

حاکم شارجه قبل از این دستور داده بود یک فروند کشتی پیشرفته برای حمل و نقل اماراتی های ساکن ابوموسی اختصاص یابد تا تعداد کشتی های فعال در این مسیر، به دو فروند افزایش یابند.

alt

این کشتی ظرفیت 40 مسافر را دارد که 20 صندلی برای مردان و 20 صندلی برای زنان اختصاص یافته است که میان این دو بخش، جداسازی شده است.

امارات مدعی مالکیت بر سه جزیره  ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک واقع در خلیج فارس است. ایران بارها این موضوع را رد کرده است.

هم اکنون در بخشی از جزیره ابوموسی، شهروندان اماراتی زندگی می کنند.

 جمعیت ابوموسی در سال ۱۳۹۰ برابر با ۲۱۳۱ نفر بود که تعداد اندکی از این ساکنان شهروندان امارات هستند.

alt

مقامات شارجه قبل از این تعداد اماراتی های ساکن جزیره ابوموسی را 300 نفر اعلام کرده بودند.

نام این تعداد از شهروندان اماراتی در فهرست در اختیار مدیریت ایرانی جزیره ابوموسی ثبت شده است و آنها می توانند بدون داشتن گذرنامه وارد جزیره بشوند.

جزیره ابوموسی حدود 70 کیلیومتر با شارجه فاصله دارد.

alt 

ادامه خبر...


دستگیری بازیگر مشهور به‌جرم آدمکشی +عکس

6 تیر 1392, 23:21

دستگیری بازیگر مشهور به‌جرم آدمکشی +عکس

 

«سلمان خان»،بازیگر بالیوودی، متهم است که سپتامبر سال ۲۰۰۲ میلادی با اتومبیل چند بی‌خانمان که در کنار پیاده‌رویی در بمبئی خوابیده بودند را زیر گرفته و منجر به قتل یک نفر و زخمی شدن فرد دیگری شده است.

دستگیری بازیگر مشهور به‌جرم آدمکشی +عکس

«سلمان خان» به این اتهام قرار است ۱۹ جولای در دادگاه حاضر شود و در صورت اثبات اتهامش، به حداقل ۱۰ سال زندان محکوم خواهد شد.

«سلمان خان» طی ۲۵ سال فعالیت سینمایی در بیش از ۹۰ فیلم ایفای نقش کرده است.

 

 

 

ادامه خبر...


رقیب قالیباف گزینه جدید شهرداری تهران

6 تیر 1392, 19:30

رقیب قالیباف گزینه جدید شهرداری تهران

راک نیوز،؛  رییس رسانه‌ای ستاد انتخاباتی محسن رضایی درخصوص رایزنی با محسن رضایی برای شهرداری تهران، اظهار داشت: براساس گفت‌وگویی که با وی داشته‌ام ، تاکنون صحبت‌هایی در این خصوص با وی مطرح شده اما هنوز آقای رضایی در این مورد نظری نداده است.

گیل‌آبادی افزود: این پیشنهاد از سوی افرادی متفاوت و نیز تعدادی از اعضای شورا مطرح شده است و با توجه به اینکه آقای محسن رضایی در فضای انتخابات ریاست‌جمهوری و قبل از آن، جریان سومی را دنبال می‌کردند که عقلانی و منطقی باشد، براین اساس ارایه پیشنهاد از سوی گرو‌ه‌های مختلف، غیرقابل پیش‌بینی نبوده است.

وی اضافه کرد: آقای رضایی در جریان انتخابات ریاست جمهوری هم شعار دولت فراگیر را مطرح کرده است که در آن دو مؤلفه‌ کارآمدی و ولایت فقیه مورد تاکید قرار گرفته است و هر پیشنهادی که در آن این دو مؤلفه رعایت شود، می‌تواند مورد پذیرش قرار گیرد.(ایسنا)

ادامه خبر...


چه کسی رئیس صدا و سیما می شود؟

6 تیر 1392, 13:37

چه کسی رئیس صدا و سیما می شود؟

مهلت زمان مسئولیت ضرغامی بر سازمان صداو سیما رو به اتمام است و همواره مثل همیشه بازار گمانه زنی برای جانشینی وی نیز از ماه ها قبل توسط رسانه ها شروع می شود. اما همواره گمانه زنی رسانه ها خالی از لطف نیست و در بسیاری از موارد به واقعیت نزدیک شده و در برخی از موارد به واقعیت نیز پیوند می خورد.

ضرغامی در اواخر 92 باید ردای ریاست بر ساختمان شیشه ای را از تن بیرون کند و آن را به فرد دیگری بسپارد. اما جانشین سید عزت الله ضرغامی کیست؟

اولین رئیس سازمان صداو سیما صادق قطب زاده بود که در جریان کودتا علیه نظام بازداشت و اعدام شد. دومین رئیس این سازمان تا سال 1373 محمد هاشمی برادر آیت الله هاشمی رفسنجانی بود که در بسیاری از موارد مستقیما از برادر دستور می گرفت. در خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی آمده است: «اخوی محمد آمد و راجع به اختلاف و برخورد نیروهای جدید با همکاران دیگر صداوسیما گفت. به او گفتم مصلحت است از نمایش فیلم های خارجی که زنان بی‏حجاب را به صورت زننده عرضه می‏کنند، جلوگیری کنیم؛ گرچه حرام نیست...» (خاطره رو ز14 سال 1364)و یا در خاطرات سال 1366 آمده است: «به اخوي محمد [رئیس سازمان صدا و سیما] تلفني تذكر دادم كه برنامه سيماي اقتصادي را كه در تلويزيون همه هفته پخش می شود، زير نظر بگيرد. احتمال سوء نيت در آن هست. زياد از كمبودها مي‌گويد. تذكر دادم كه در اخبار مربوط به علما، اين همه كلمات حجت‌الاسلام والمسلمين و امثال اينها تكرار نشود»

بعد از محمد هاشمی، علی لاریجانی وزیر مستعفی ارشاد دولت هاشمی با حکم رهبری رئیس سازمان صدا و سیما شد و تا سال 1383 در این منصب ماند. بعد از دکتر لاریجانی این کسوت به معاونش یعنی سید عزت الله ضرغامی سپرده شد.

حال آیا ریاست این سازمان به وزیر ارشاد دیگری یا معاون ضرغامی و یا به فردی دیگر واگذار می شود؟ در ادامه به بررسی هر کدام از گزینه های احتمالی می پردازیم:

 

 

 محمدحسین صفار هرندی

به نظر می رسد جدی ترین گزینه برای ریاست بر سازمان صدا و سیما کسی جز محمدحسین صفار هرندی نباشد. وی که بیشتر با دوران وزارت فرهنگ و ارشاد دولت نهم مشهور شده است دارای سوابق فرهنگی در حوزه ی رسانه و روزنامه نگاری نیز می باشد.

alt

صفارهرندی که سابقه ی حضور در سپاه پاسدران انقلاب اسلامی را دارد؛ در دهه ی هفتاد در روزنامه ی کیهان به عنوان سردبیر و معاون مدیر مسئول به فعالیت رسانه ای و روزنامه نگاری مشغول بوده است. وی در سال 1384 با انتخاب شدن محمود احمدی نژاد به جایگاه ریاست جمهوری توانست وزیر فرهنگ و ارشاد دولت نهم شود.

صفار هرندی در جریان اعتراض به انتصاب مشائی به عنوان معاون اولی رئیس جمهور و اصرار احمدی نژاد در ابقای مشائی در این منصب به نشانه ی اعتراض هیئت دولت را ترک کرد که مورد غضب احمدی نژاد قرار گرفت و در صورتی که تنها یازده روز تا تشکیل دولت دهم باقی مانده بود؛ از وزارت فرهنگ و ارشاد برکنار کرد. تصمیمی که بلافاصله به دلیل از رسمیت افتادن دولت از حد نصاب پس گرفته شد.

صفار هرندی بعد از وزارت مشاور فرهنگی فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و حضوری فعال در جریان فتنه و تحولات بعد از انتخابات 1388 برای روشنگری و بصیرت افزایی انجام داد و همچنین حضوری فعال در بین دانشجویان و دانشگاهیان داشت.

 

 غلامعلی حداد عادل

حداد عادل را می توان گزینه ی همیشگی ریاست سازمان صدا و سیما دانست. نام وی از ابتدای انقلاب تا به حال مطرح بوده است و همواره با تغییر و تحول در ریاست این سازمان بر سر زبان ها افتاده و یکی از گزینه های همیشگی رسانه ها بوده است.

اما این بار این گمانه زنی این بار تقویت بیشتری یافته است. حداد عادل حضوری پررنگ و اثرگذار در تبیین گفتمان انقلاب اسلامی در جریان انتخابات ریاست جمهوری 1392 داشت که چهره ی فرهنگی وی را بیش از پیش مشخص ساخت و نشان داد که درکی درست و عمیق از فرهنگ اسلامی و انقلابی دارد.

alt

حداد عادل از جمله شخصیت هایی است که نامش با فرهنگ گره خورده است و غلبه فرهنگ در شخصیت و هویت وی بیش از قدرت و سیاست بوده و بیشتر با این کسوت شناخته می شود. حدادعادل علاوه بر نمایندگی مجلس؛ ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم، ریاست کمیسیون آموزش مجلس نهم، ریاست فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مشاورت رهبری انقلاب، ریاست بنیاد سعدی، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضویت در هیئت امنای دانشگاه فرهنگیان، عضویت در هیئت علمی دانشگاه تهران، مدیرعامل بنیاد دائره المعارف اسلامی، عضو رسمی شورای عالی آموزش و پرورش، عضو بنیاد ایران‌شناسی، رییس شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی را نیز بر عهده دارد.

 

 

محمد سرافراز

گزینه ی ریسات سازمان صداو سیما مانند انتخاب ضرغامی می تواند از داخل خانواده ی صدا و سیما و از بدنه ی این سازمان باشد. محمد سرافراز مهمترین گزینه ی داخلی سازمان صداوسیما است که می تواند جانشین ضرغامی باشد. وی در کارنامه ی خود معاونت برون مرزی صدا و سیما و ریاست شبکه ی پرس تی وی را بر عهده داشته است. تلاشی که بی شک نقشی اثرگذار و تعیین کننده در رسانه ای اساختن مواضع نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصه ی بین الملل داشته است.

alt

علاوه بر پرس تی وی وی در مدیریت شبکه ی هیسپان تی وی هم نقش داشته و تلاش می کند تا این شبکه را نیز قدرتمند سازد. وی هم اکنون با حکم مقام معظم رهبری عضو شورای عالی فضای مجازی هست و تسلط بالایی بر عرصه ی رسانه و طرح ها و برنامه های سازمان صدا و سیما دارد. وی در فعالیت های خود نشان داده که درکی درست و جهت گیری صحیح از فعالیت رسانه ای دارد.

 

مخبر دزفولی

محمدرضا مخبر دزفولی را نیز می توان از گزینه هایی دانست که شانس بالایی در نشستن بر صندلی ریاست ساختمان شیشه ای دارد. هر چند وی در حوزه ی علوم انسانی تحصیل نکرده است اما فعالیت زیادی در عرصه فرهنگ دارد. وی از سال 1384 دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی است و تلاش دارد تا چهره ای فرهنگی از خود نشان دهد. هر چند تلاش هایی هم در این زمینه داشته اما تخصص اصلی او دامپزشکی بوده و عضو هیئت علمی دانشکده ی دامپژشکی دانشگاه تهران است. وی حتی در جریان معرفی و تقدیر از چهره های ماندگار کشور؛ چهره ی ماندگار عرصه ی دامپزشکی شده و مورد تقدیر قرار گرفت.

alt

البته باید اذعان داشت که مخبر دزفولی دارای تحصيلات حوزوي در ادبيات عرب و منطق و فلسفه نيز می باشد و از وی تاکنون بيش از يکصد مقالۀ علمي و پژوهشي منتشر شده است. از سمت هاي وي مي توان به اين موارد اشاره کرد: عضو وابستۀ فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران، عضو شوراي پژوهش هاي علمي کشور از سال 1382 تا 1384، عضو هيئت تحريريۀ مجله تحقيقات دامپزشکي (دانشکدۀ دامپزشکي دانشگاه تهران)، عضو هيئت امناي دانشگاه تهران، عضو هيئت امناي انستيتو پاستور ايران، عضو هيئت امناي بنياد نخبگان ايران، عضو هيئت امناي دانشگاه علوم پزشکي تهران، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي از سال 1381، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي از سال 1384.

مخبر دزفولی چندی پیش از ساختار مناظرات انتخاباتی تعریف کرده و بیان کرده بود که دنیا می تواند از این الگوی مناظره الگو برداری کند. در هر حال مخبر دزفولی از جمله شخصیت هایی است که به واسطه ی داشتن فعالیت های گسترده در عرصه ی فرهنگ یکی از گزینه ها برای تصدی ریاست سازمان صدا و سیما باشد.

 

 

 

 علی دارابی

علی دارابی را بیشتر با کتاب جریان شناسی سیاسی ایران می شناسیم و انتظار آن بود که وی پستی سیاسی بگیرد تا منصبی فرهنگی. دارابی با یک جهش غیر مترقبه تا قائم مقامی رئیس سازمان صدا و سیما و بعد از آن به عنوان معاون سیما و به جای میرباقری عهده دار مسئولیت های بزرگ در صدا و سیما شد. خاستگاه فکری و سیاسی علی دارابی جمعیت ایثارگران است. جمعیتی که از دل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و با انشقاق از جریان موسوم به جریان چپ در دل این سازمان شکل گرفت.

alt

علی دارابی دارای دکترای علوم سیاسی می باشد. وی بیشتر شخصیتی سیاسی است تا شخصیتی فرهنگی و ید طولایی در نوشتن کتب و مقالات در حوزه ی علوم سیاسی و جریان شناسی سیاسی دارد. همچنین وی دارای سابقه ی فعالیت اجرایی در شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و وزارت جهاد سازندگی بوده است. وی توانست با فعالیت در مدیریت روابط عمومی وزارت جهادسازندگی برای 5 دوره ی پیاپی به عنوان مدیر برتر روابط عمومی برگزیده شود. اولین حضور وی در سازمان صدا و سیما نیز به صورت یکباره و در جایگاه قائم مقامی این سازمان باعث تقویت گمانه زنی های رسانه ها برای جانشینی وی به جای ضرغامی تقویت شد.

دارابی دارای توان اجرایی بالا بوده و علاقه ی خاصی بر تبلیغات گسترده و رسانه ای ساختن فعالیت ها در حوزه های مختلف صدا و سیما دارد. با این حال بدنه ی صدا وسیما از وی راضی نبوده و رسانه ها نیز رابطه ی خوبی یا وی ندارند.

ادامه خبر...


کلاهبرداری از طریق Missed Call

6 تیر 1392, 02:27

کلاهبرداری از طریق Missed Call

پ کلاهبرداران

 

کلاهبرداری از طریق Missed Call

کنجکاوی افراد برای پی بردن به اینکه Missed Call مربوط به چه کسی است، باعث می شود تا کلاهبرداری از آنان ممکن شود.

به گزارش راک نیوز به نقل از پایگاه پلیس، شیوه این کلاهبرداری های جدید به این ترتیب است که طعمه ها اسیر شماره هایی می شوند که به قصد فریب دادن آنها گرفته شده و سپس قطع می شوند.

کنجکاوی افراد برای پی بردن به اینکه «Missed Call» مربوط به چه کسی است، باعث می شود تا کلاهبرداری از آنان ممکن شود.

اکنون سوال این است که این حقه چگونه است؟ در پاسخ به آن باید گفت: یک کامپیوتر شماره هایی را انتخاب می کند و سپس بصورت اتوماتیک با آنها تماس می گیرد.

پس از آنکه زنگ تلفن طعمه یا هدف مورد نظر یکبار به صدا درآمد، کامپیوتر مذکور از کار متوقف می شود و گوشی در منوی فهرست تماس ها یک تماس از دست رفته را نشان می دهد.

تا اینجا تکمیل طرح مذکور به این بستگی دارد که صاحب تلفن به شماره ای که به عنوان تماس از دست رفته در فهرست تماس های دستگاه وی نشان داده شده است، پاسخ دهد یا خیر.

کنجکاوی یکی از مهمترین عواملی است که منجر به موفقیت چنین نقشه هایی می شود و حتی کلاهبرداران هم خود می دانند که بسیاری از مردم به راحتی به تماس های از دست رفته خود پاسخ می دهند تا در نهایت به دلیل برقراری آن تماس پی ببرند.

به هر حال با پاسخ دادن به تماس از دست رفته، صاحب تلفن بی آنکه متوجه باشد به یک سرویس پرداخت نقدی تلفنی وصل می شود که به سرعت به ضرر وی نرخ هایی محاسبه می شود.

کلاهبرداران نیز از این فرصت استفاده کرده و اطمینان حاصل می کنند که حداکثر مبلغ مالی از این تماس به دست آمده است و سپس زمانیکه قبض ماهانه مشترکین به دست آنها می رسد، افرادیکه مورد چنین سو استفاده های مالی قرار گرفته اند تازه به حقیقت ماجرا پی می برند.

در حال حاضر هیچ راهی وجود ندارد که از طریق آن بتوان از وقوع چنین حوادثی جلوگیری به عمل آورد و بهترین راه برای جلوگیری از چنین سو استفاده هایی این است که مشترکان تنها به آن دسته از تماس های از دست رفته پاسخ دهند که شماره های مالکان آنها را می شناسند.

ادامه خبر...


معمار استادیوم آزادی درگذشت

6 تیر 1392, 01:20

معمار استادیوم آزادی درگذشت

عبدالعزیز فرمانفرمائیان، معمار معاصر ایرانی، استاد دانشگاه تهران و از بنیان گذاران نظام مهندسی جدید در ایران فرزند عبدالحسین میرزا فرمانفرما از متموّلین طراز اول ایران و عزت‌الدوله دختر مظفرالدین شاه قاجار بود که مهمترین بناهای ایران از جمله استادیوم آزادی، فرودگاه مهرآباد و ... را طراحی کرده است او روز جمعه 31 خردادماه در اسپانیا در گذشت.

ادامه خبر...


افزایش گرایش دختران به مصرف شیشه

5 تیر 1392, 22:27

افزایش گرایش دختران به مصرف شیشه

یک روانپزشک گفت: متاسفانه در جامعه کنونی سن مصرف شيشه كاهش و مصرف آن بين دختران افزايش داشته است.

افزایش گرایش دختران به مصرف شیشه
دكتر آذرخش مكري در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با بیان اینکه درگذشته حوزه روانپزشكي و اعتياد را جدا از يكديگر دانسته و عنوان مي داشتند كه اين دو را به راحتي مي توان تفكيك كرد گفت: امروزه با ورود مواد مخدر نو ظهور اعتياد و روانپزشكي با يكديگر مخلوط شده و تفكيك ناپذيرند. وي با اشاره به اینکه امروزه به جرات مي توان گفت همه علائم روانپزشكي از جمله جنون،‌ اضطراب،‌ افسردگي، خودكشي،‌ اختلال حافظه، اختلال شخصيت و... با مصرف مواد مخدر نو ظهوری بروز مي كند كه دانشمندان بسياري درعرصه روانپزشكي مشغول كار هستند تصریح کرد: با ورود اين مواد همراه با عوارض بالا به جامعه، درمان بيماريهاي روانپزشكي پيچيده تر شده و علاوه بر دارو درماني بازتواني، مشاوره، خانواده درماني و آموزش مهارتهاي پايه بيش از گذشته ضرورت يافته است.

وي مواد مخدر صنعتي مانند شيشه را عاملي براي پيچيدگي سيستم درماني خواند و گفت:اين مواد خواسته يا ناخواسته به اعتلاي درماني روانپزشكي كمك كرده است. اين روانپزشك تصرح كرد: ورود مواد مخدر شيشه،هزينه هاي بسياري را به جوامع تحميل كرده به طوري كه يك سوم تخت هاي روانپزشكي به مصرف كنندگان شيشه اختصاص يافته است.دکتر مکری با بیان اینکه علائم مصرف ماده مخدر شيشه ۳ تا ۶ماه پس از ترك ممكن است در بدن وجود داشته باشد یادآور شد: در صورت درمان مناسب مي‌توان اميدوار بود كه اختلالات حاصله از مصرف بازگشت نداشته باشد ولي متاسفانه در بيشتر موارد افرادي كه ترك مي‌كنند قبل از اتمام ۶ ماه مجددا به مصرف روي مي آورند.

اين روانپزشك تصريح كرد: براي درمان مصرف كنندگان شيشه علاوه بردرمان روانپزشكي، جلوگيري از مصرف مجدد مواد كه قطعا بدون نياز به دارو و با خانواده درماني، روان درماني، مددكاري قابل انجام است اهميت بسيار بالايي دارد. وي با تاکید به اینکه تعبيه كارت بيمه براي معتادان، طبقه بندي مراكز ارائه دهنده خدمات و تامين هزينه هاي ترك اعتياد از جمله مسائلي هستند كه مي توانند مشكلات اعتياد جامعه را كاهش دهند تصریح کرد: در جامعه امروزي علاوه بر كاهش ميانگين سن مصرف شيشه،گرايش دختران به مصرف اين ماده مخدر بيشتر شده است. دکتر مکری در پایان ميانگين سني مبتلايان به مصرف شيشه را ۲۵ سال خواند و خاطرنشان کرد: اين ميانگين ۳۱ سال بود كه كاهش داشته است و علت گرايش جواناني كه بدون مصرف هيچ گونه مواد مخدر به شيشه گرايش پيدا مي‌كنند هنوز در ابهام است. 
 

ادامه خبر...


عطر مورد علاقه مهتاب کرامتی چیست؟

5 تیر 1392, 20:27

عطر مورد علاقه مهتاب کرامتی چیست؟

عطر مورد علاقه مهتاب کرامتی چیست؟

عطر مورد علاقه مهتاب کرامتی چیست؟!

یکی از بازیگرانی که همیشه به خوش پوشی در بین همکارانش و حتی مردم شهرت دارد، مهتاب کرامتی است. خانم سفیر صلح یونیسف همیشه و در هر جمعی که برای فعالیت های مختلف اجتماعی اش دیده می شود بسیار شیک پوش و آراسته است. به هر حال او یکی از اولین بازیگرانی است که به طراحی لباس پرداخت و اتفاقا با برندهای به نام ایرانی هم همکاری داشته. او درباره عطری که استفاده می کند می گوید: «معمولا از برندهای معتبر و شناخته شده ای عطرهایم را می خرم اما بو و رایحه عطری هم که قیکی از بازیگرانی که همیشه به خوش پوشی در بین همکارانش و حتی مردم شهرت دارد، مهتاب کرامتی است. خانم سفیر صلح یونیسف همیشه و در هر جمعی که برای فعالیت های مختلف اجتماعی اش دیده می شود بسیار شیک پوش و آراسته است. به هر حال او یکی از اولین بازیگرانی است که به طراحی لباس پرداخت و اتفاقا با برندهای به نام ایرانی هم همکاری داشته.


او درباره عطری که استفاده می کند می گوید: «معمولا از برندهای معتبر و شناخته شده ای عطرهایم را می خرم اما بو و رایحه عطری هم که قرار است بخرم، برایم بسیار مهم است. چند وقت پیش در یکی از سفرهایی که به خارج از کشور داشتم عطر Gucci Guilty را برای خودم خریدم و از بوش هم کاملا راضی ام. آن موقع که من این عطر را تهیه کردم، هنوز در بازار ایران زیاد نشده بود اما حالا بیشتر فروشگاه های معتبر عطر و ادوکلن این محصول کارخانه GUCCI را عرضه می کنند. به نظرم این عطر به دلیل رایحه شرقی که دارد به مشام خانم های ایرانی خوش می آید و به دلشان می نشیند. طراحی شیشه این عطر هم شیک و جذاب است و نظر خریدار را جلب می کند.رار است بخرم، برایم بسیار مهم است. چند وقت پیش در یکی از سفرهایی که به خارج از کشور داشتم عطر Gucci Guilty را برای خودم خریدم و از بوش هم کاملا راضی ام. آن موقع که من این عطر را تهیه کردم، هنوز در بازار ایران زیاد نشده بود اما حالا بیشتر فروشگاه های معتبر عطر و ادوکلن این محصول کارخانه GUCCI را عرضه می کنند. به نظرم این عطر به دلیل رایحه شرقی که دارد به مشام خانم های ایرانی خوش می آید و به دلشان می نشیند. طراحی شیشه این عطر هم شیک و جذاب است و نظر خریدار را جلب می کند.

آخرین نیوز

ادامه خبر...


در میان پیشنهادات این روزها، کدام را قابل اعتنا می‌دانید؟