
بازیگر یکی از سریالهای غیر اخلاقی ترکیه که به تبلیغ روابط نامشروع می پردازد اخیرا برای بازی در یک فیلم سینمایی به ایران سفر کرده است.
به گزارش پایگاه خبری راک نیوز، "سینان تازچو" بازیگر مطرح سینمای ترکیه که اخیرا در یکی از سریالهای غیر اخلاقی ترکیه که معرف و مبلغ روابط نامشروع است به ایفای نقش پرداخته است، توسط عوامل فیلم سینمایی "لاله" به تهران دعوت شده و در حال ایفای نقش در این فیلم سینمایی می باشد.
فیلم جنجالی "لاله" توسط معاونت سینمایی وزارت ارشاد سرمایه گذاری شده و علیرغم مخالفت طیف کثیری از هنرمندان و نمایندگان مجلس با اصرار شمقدری ساخته و آخرین مراحل تولید را پشت سر می گذارد.
گفتنی است رسانه ای شدن سوابق "اسی نیک نژاد"کارگردان این پروژه جنجالی و میلیاردی که ادعا شده بود تهیه و کارگردانی فیلمهای پورنو در هالیوودرا برعهده داشته است هم نتوانست مانع ساخته شدن این فیلم با سرمایه گذاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گردد.
افکار

پدر بازیکن سابق تیمهای سایپا و نیروی زمینی میگوید از رسانهها میخواهد که حادثهی رخ داده برای فرزندش را رسانهای کنند تا هرچه سریعتر قاتلان فرزندش شناسایی شوند.
به گزارش پایگاه خبری راک نیوز، رضا دربندی، پدر امید دربندی بازیکن سابق سایپا و نیروی زمینی در گفتوگو با ایسنا درباره قتل پسرش گفت: یک هفته پیش پسرم ساعت 10 به فروشگاه رفت تا خواهرش را به منزل بیاورد. در بین راه سه نفر او را میدزدند و بعد از یک ساعت با ما تماس گرفتند و به ما گفتند که 100 میلیون به آنها بدهیم. آنها به من گفتند پسرم دست آنهاست و فردا به شما شماره حسابی میدهیم تا با پرداخت پول فرزندم آزاد شود.
وی گفت: فردا صبح به من زنگ زدند و گفتند 10 میلیون پول بریزم تا فرزندم آزاد شود. 10 میلیون را با هر سختی بود جور کردم و به حسابشان ریختم اما پسرم را آزاد نکردند. به من گفتند فردا 100 میلیون بده تا او را آزاد کنیم. به آنها گفتم پس بگذارید حداقل با پسرم صحبت کنم. به یکباره صدای پسرم را شنیدم که داد زد پول را ندهید.
دربندی در ادامه افزود: به آنها گفتم یک نشانی به من بدهید ولی آنها این کار را نکردند و به روزهای بعد کشیده شد. به هر حال چندین بار این تماسها تکرار شد و من هر بار میگفتم نشانی بدهید که او زنده است ولی آنها میگفتند فردا صدایش را میشنوی یا مثلا پسفردا میگذاریم با او صحبت کنی.
وی اضافه کرد: حتی یک بار به آنها گفتم اگر راست میگویید و پسرم زنده است از او بپرسید کت و شلوار عیدش چه رنگی بود. آنها به من گفتند اگر پول را به حسابشان نریزم سر و پای پسرم را میبرند. به هر حال پلیس، در نهایت جسد فرزندم را در یک چاه سمت امینآباد پیدا کرد و آنطور که پلیس میگفت آنها همان روز اول فرزندم را کشته بودند.
رضا دربندی گفت: به هر حال پلیس به دنبال پروندهی آنهاست و آنگونه که به من گفتهاند آدمربایان از هرات افغانستان با ما تماس میگرفتند.
دربندی در ادامه صحبتهایش با اشاره به سوابق فوتبالی فرزندش بیان کرد: در اردبیل که بودیم امید در تیم ملی نونهالان بازی میکرد. به خاطرش به تهران آمدیم و در نونهالان پاس و نوجوانان این تیم مشغول بازی شد. در سایپا هم در تیمهای نوجوانان و جوانانش حضور داشت و الان در نیروی زمینی به خاطر سربازیاش بازی میکرد.
پدر امید دربندی، مراسم ختم فرزندش را هم اعلام کرد: روز جمعه مسجد امام صادق (ع) بین فلکه اول و دوم صادقیه ساعت 18 تا 19:30 مراسم ترحیم فرزندم برگزار میشود. از شما میخواهم که این ماجرا را رسانهای کنید؛ چرا که از پسر من گذشت اما با عاملان این مسائل به شدت برخورد شود. از پلیس هم میخواهم تشکر کنم. آنها هم تلاش زیادی انجام دادند.
سرپرست نیروی زمینی: دربندی با 100 ضربه چاقو کشته شده!
به گزارش راک نیوز، حسین اخوت در گفتوگو با ایسنا با بیان این که امروز (دوشنبه) چهارمین روز قتل امید دربندی است، دربارهی حضور آن مرحوم در تیم نیروی زمینی اظهار کرد: دربندی بازیکن رده امید و تیم نیروهای مسلح باشگاه نیروی زمینی بود. او بازیکن جوان و خوبی بود که به خاطر حضورش در نیروی زمینی، خانوادهاش هم سال گذشته از اردبیل به تهران نقل مکان کرده بودند.
وی افزود: این بازیکن رشد فوتبالی خوبی داشت و توانمندیهایش برای ما ثابت شده بود. البته دو ماه پیش خدمت سربازی این جوان ناکام تمام شد و ما تقریبا از او اطلاعی نداشتیم. یعنی هنوز قرارداد جدیدی به عنوان بازیکن آزاد با او امضا نکرده بودیم. دربندی سال گذشته همراه با تیم نیروهای مسلح به مقام قهرمانی هم رسیده بود و به لحاظ اخلاقی که فوقالعاده بود و از نظر فنی هم جای رشد داشت. البته در حدی نبود که مربیان بخواهند در تیم بزرگسالان نیروی زمینی در لیگ از او استفاده کنند.
سرپرست تیم نیروی زمینی با اشاره به اتفاقاتی که پیرامون گروگانگیری و نهایتا قتل این جوان افتاده بود اظهار کرد: ظاهرا دربندی در حوالی تهران محبوس بوده اما تماسهایی که با خانواده او گرفته میشد از افغانستان بوده است. خانواده ایشان 10 میلیون تومان را به گروگانگیران داده بودند و بعد از آن وقتی با مطالبه 100 میلیون تومانی آنها مواجه شده بودند پلیس از آنها خواسته بود تا این مبلغ را به گروگانگیرها ندهند که متاسفانه آنها هم ندادند و فرزندشان هم کشته شد.
وی افزود: عموی امید در محلی که گروگانگیرها گفته بودند جسد این جوان را آنجا انداختهاند حاضر شده بود و گویا 100 ضربه چاقو به بدن امید وارد کرده بودند. وقتی خانوادهی دربندی بعد از آگاهی از قتل فرزندشان با پلیس صحبت کرده بودند ماموران پلیس به آنها گفته بودند چون ما میدانستیم او کشته شده است به شما گفتیم پول را پرداخت نکنید!
اخوت با بیان اینکه میبایست کمیته پیگیری برای این موضوع تشکیل شود، به ایسنا گفت: هنوز به طور دقیق مشخص نیست چه اتفاقاتی افتاده و اگر پلیس میدانسته این جوان کشته شده چرا به خانوادهاش اطلاع نداده است؟ و اینکه اصلا از کجا متوجه شدهاند و چطور است هنوز گروگانگیرها دستگیر نشدهاند؟ به هر حال یک سیستم مشخصی باید این موضوع را بررسی کند. دربندی بعد از آنکه خدمتش در باشگاه نیروی زمینی تمام شد تقریبا ارتباطی با ما نداشت و ما هم از او بیخبر بودیم که متاسفانه دیروز به بنده اطلاع دادند چنین اتفاقی افتاده است و البته امروز چهارمین روز اطلاع خانوادهشان از این واقعه است.
ادامه خبر...
یکی از علل اصلی کودتا علیه محمد مرسی مخالفت شدید او با شیعیان بوده زیرا مرسی طی اظهاراتی شیعیان را نجس نامیده بود.
به گزارش پایگاه خبری راک نیوز؛ شیعه آنلاین نوشت: خبری به نقل از رسانه های مصری منتشر کردیم که در آن محمد البرادعی سیاستمدار سرشناس لبنانی اعلام کرده بود که از نظر اعتقادی شیعه است.
در پی انتشار گسترده این خبر در فضای مجازی جهان عرب، حرف و حدیث ها درباره آن بیش از پیش شد به گونه ای که در جدید ترین ادعای مطرح شده در این باره، یکی از رسانه های عرب زبان مدعی شد همسر البرادعی، دختر عموی آیت الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری است.
این سایت عرب زبان تیتر مطلب خود را چنین انتخاب کرده بود: همسر البرادعی دختر عموی رئیس مجلسی است که رهبر ایران را تعیین می کند!
این سایت که به نظر می رسد از هواداران جنبش اخوان المسلمین و از مخالفان سر سخت البرادعی به شمار می رود، در ادامه مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران را مورد اهانت قرار داده و آنان را رافضی نامیده و مدعی شده که همسر البرادعی با این مقامات ایرانی ارتباط و تعامل دارد.
این رسانه مخالف البرادعی در ادامه با هدف تحریک احساسات افکار عمومی جهان عرب علیه البرادعی، مدعی شده او هنگامی که ریاست سازمان بین المللی انرژی هسته ای را بر عهده داشت، اطلاعات نادرستی درباره برنامه هسته ای عراق به آمریکا و دیگر کشورهای غربی داد و بر اساس همین اطلاعات غلط بود که آمریکا و دیگر کشورها به عراق حمله کرده و این کشور را به اشغال خود در آوردند.
این سایت عرب زبان همچنین در ادعایی مضحک گفته: یکی از علل اصلی کودتا علیه محمد مرسی مخالفت شدید او با شیعیان بوده زیرا مرسی طی اظهاراتی شیعیان را نجس نامیده بود.پارسینه

| از آبرویم می ترسیدم. دیگر نمی توانستم چشم در چشم برادر و برادرزاده هایم شوم. به همین دلیل طلاها و گوشی تلفن همراهش را برداشتم تا این طور وانمود کنم که او به علت سرقت کشته شده است. |
به گزارش جام جم ؛ مردی به نام نیما متهم است سالها قبل همسر برادرش را به قتل رسانده است. او مدتی از دست ماموران فراری بود، اما بالاخره بازداشت و مجبور به اعتراف شد. این مرد بعد از سالها زندان موفق شد رضایت اولیایدم را جلب و از قصاص نجات پیدا کند، اما حالا باید دوران محکومیت خود را در زندان بگذراند.
نیما که دو هفته قبل در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده درباره پرونده اش توضیح می دهد.
چند سال است در زندان هستی؟
از سال 87 که مرتکب قتل شدم در زندان هستم و یک روز هم بیرون نبودم.
متهم هستی همسر برادرت را به قتل رساندی.
بله. این کار را کرده ام. خیلی هم از کارم پشیمان هستم، اما قابل جبران نیست.
چه زمانی متوجه شدی کاری که کردی اشتباه است؟
همان لحظه ای که همسر برادرم را به قتل رساندم به اشتباه خود پی بردم، اما او مرده بود من هم نمی توانستم زمان را به عقب برگردانم.
چرا او را کشتی؟
با هم بحث کردیم، از او پرسشی پرسیدم. در مورد یک مساله خانوادگی بود، اما او دروغ گفت و با هم درگیر شدیم و من او را زدم.
همسر برادرت فقط با کتک خوردن فوت کرد؟
خیلی عصبانی بودم، نمی توانستم خودم را کنترل کنم وقتی او را زدم و روی زمین افتاد دوباره بلند شد و حرفی زد. من هم روسری اش را دور گردنش پیچاندم و فشار دادم یکدفعه صورتش کبود شد و مرد.
سعی کردی قتل را سرقت جلوه بدهی. چرا؟
از آبرویم می ترسیدم. دیگر نمی توانستم چشم در چشم برادر و برادرزاده هایم شوم. به همین دلیل طلاها و گوشی تلفن همراهش را برداشتم تا این طور وانمود کنم که او به علت سرقت کشته شده است.
اما دستت روشد.
بله. پلیس خیلی زود فهمید من قاتل هستم. با این که فکر می کردم ردی از خود باقی نگذاشته ام آنها خیلی زود فهمیدند؛ البته مدتی فراری بودم، اما فرار هم فایده ای نداشت و بازداشت شدم.
زمان وقوع قتل با همسر برادرت تنها بودی؟
بله تنها بودیم. البته کسی نمی دانست من در خانه برادرم هستم و در نبود او به خانه اش می روم.
در پرونده آمده است با همسر برادرت رابطه داشتی.
(سکوت)
چرا این کار را می کردی؟
اغفال شده بودم. او زن عجیبی بود. خیلی راحت آدم را اغفال می کرد.
وقتی با او ارتباط برقرار کردی فکر نمی کردی داری به برادرت خیانت می کنی؟
خیلی از کارم پشیمان هستم. بیشتر از قتل به خاطر این موضوع عذاب می کشم. در آن زمان به برادرم فکر نمی کردم. همسرش زن عجیبی بود، آدم را در مشت خودش نگه می داشت. من هم در مشت آن زن بودم.
بچه های برادرت آن زمان کجا بودند؟
من بیشتر زمانی به خانه برادرم می رفتم که بچه هایش مدرسه بودند. مطمئن می شدم که برادرم نیست. خیالم راحت بود که مساله ای پیش نمی آید.
به این موضوع فکر کرده بودی اگر یکدفعه برادرت سر می رسید چه اتفاقی می افتاد؟
نه. اصلا به این موضوع فکر نمی کردم، البته بعدها که زن برادرم را کشتم و در مدتی که زندان بودم به این موضوع فکر کردم که این قتل چقدر می توانست متفاوت باشد و چه اتفاقاتی ممکن بود بیفتد و من چقدر بی عقلی کردم، اما آن زمان به این موضوع فکر نمی کردم.
مجرد هستی؟
بله. هیچ وقت ازدواج نکردم. چندبار خواستگاری رفتیم، اما نشد.
رابطه برادرت و همسرش چطور بود؟
رابطه خوبی با هم نداشتند، البته این ادعای زن برادرم بود، می گفت شوهرش به او بی توجهی می کند. اول هم همین طوری با من شروع کرد درد دل می کرد، می گفت برادرت من را دوست ندارد و رابطه ما خوب نیست. من هم دلم برایش سوخت. اوایل فکر می کردم برادرم واقعا او را اذیت می کند بعد فهمیدم او هم مشکلات زیادی دارد.
چرا ارتباطت را با او قطع نکردی؟
قبلا توضیح دادم من در مشت او بودم و فکر نمی کردم یک روز کار به اینجا برسد. بعد از حادثه بود که متوجه اشتباهم شدم.
چطور شناسایی شدی؟
ماموران با توجه به پیامک هایی که بین ما رد وبدل شده بود متوجه شدند من با همسر برادرم رابطه داشتم.
بعد از این که تو بازداشت شدی و به قتل هم اعتراف کردی واکنش برادرزاده هایت چه بود؟
خیلی بد بود. آنها خیلی ناراحت شدند. شوکه بودند. چند بار خواستم صحبت کنم و توضیح بدهم، اما اصلا نتوانستم. حتی نتوانستم با برادرم صحبت کنم. او به من گفته بود تا آخر عمرم مرا نمی بخشد.
چطور شد که تو را بخشید؟
راستش او هنوز هم من را نبخشیده است. وقتی تصمیم گرفت رضایت بدهد گفت هرگز من را نبخشیده و فقط به خاطر پدر و مادرم این کار را می کند و دیگر نمی خواهد من را ببیند.
بچه های برادرت چطور؟
آنها هم همین طور. گفتند به خاطر پدرشان رضایت می دهند البته من سعی می کنم رضایت واقعی آنها را جلب کنم.
چطور توانستی رضایت بگیری؟
وجود پدر و مادرم خیلی موثر بود، آنها خیلی به برادرم اصرار کردند و توانستند او و بچه هایش را راضی کنند که رضایت بدهند البته آنها قبول دارند که مادرشان هم خطا کرده و نقش مهمی در ماجرا داشته است به همین دلیل هم تصمیم گرفتند ببخشند؛ البته ناراحتی اصلی برادرم به خاطر کاری است که من کردم و ارتباطی است که با همسرش برقرار کردم. می دانم ضربه ای که به برادرم زدم هرگز جبران نمی شود و به همین علت خیلی از دست خودم ناراحتم.
بجز محکومیت به قصاص محکومیت های دیگر هم داشته ای؟
به خاطر سرقت و رابطه ای که با همسر برادرم داشتم به سه سال حبس و 174 ضربه شلاق محکوم شده بودم. شلاق ها اجرا شد و بیشتر از سه سال است که در زندان هستم حالا که رضایت گرفته ام فقط مجازات قتل به لحاظ جنبه عمومی جرم می ماند.
فکر این را کرده ای که اگر از زندان بیرون بیایی چه کاری می کنی؟
قبل از زندانی شدنم آهنگر بودم و دوباره آهنگری می کنم. سرم به کار خودم خواهد بود. سعی می کنم خسارتی را که به خانواده ام وارد کرده ام جبران کنم و دیگر به کار خلاف کشیده نشوم.
می دانی باید مدت دیگری را در زندان بمانی؟
آن طور که زندانیان دیگر می گویند ممکن است به من حبس تعلیقی بدهند؛ چون این سال ها را در زندان بودم ممکن است طوری حکم بدهند که بیرون بیایم، البته هنوز رای دادگاه صادر نشده است. امیدوارم آزادم کنند، چون در این سال ها که زندان بودم خیلی سختی کشیدم.
زندان چیزی هم به تو یاد داده است؟
زندان بسیار سخت است. روزهای اول که آمده بودم خیلی حالم بد بود. بدترین روز زندگی ام زمانی بود که حکم قصاص تائید شد و مادرم گفت هرچه به برادرم اصرار کرده نتوانسته او را راضی به گذشت کند.
آن زمان فکر می کردم دیگر تمام است و مجازات می شوم. آنقدر می ترسیدم که هر شب کابوس مرگ می دیدم. هربار کسی را پای چوبه دار می بردند انگار من اعدام می شدم. زندان برای من بهترین روز هم داشت؛ زمانی که مادرم گفت برادرم حاضر شده رضایت بدهد. البته باید بگویم هنوز روز خوب برای من نرسیده و اگر از زندان آزاد شوم تمام تلاش خودم را می کنم تا رضایت قلبی بچه های برادرم را بگیرم و آنها واقعا من را از صمیم قلبشان ببخشند. آن روز بهترین روز زندگی من خواهد بود.
گناهی که کردی را چطور می خواهی جبران کنی؟
من مجازاتی را که قانون برایم تعیین کند قبول و سعی می کنم همه آن را تحمل می کنم. همان طور که در سال های قبل در زندان شروع کردم به توبه به درگاه خدا به همین کار ادامه می دهم و دعا و نماز می خوانم و از خدا می خواهم خوشبختی و سعادت را نصیب بچه های برادرم بکند.ارتباطم را با خدا ادامه می دهم و هیچ وقت او را فراموش نمی کنم. کسی که خدا را فراموش کند مرتکب هرجرمی می شود چرا که او را ناظر بر اعمال خود نمی بیند، اما من خداوند را ناظر بر اعمال خودم خواهم دید و دست از پا خطا نمی کنم. تصمیم گرفته ام هرماه بخشی از درآمدم را هم صرف امور خیریه کنم و از این راه به پاک کردن نفسم هم برسم. البته تصمیم دارم تا هر وقت که زنده هستم فراموش نکنم چه کاری کردم و چه تاوانی برای آن دادم. امیدوارم خداوند هم کمکم کند تا از این به بعد انسان مفیدی برای جامعه باشم و بتوانم بدون این که به کسی خسارتی وارد کنم زندگی ام را ادامه بدهم.

حامد بهداد در ابتدای این گفتگو در خصوص حس خود نسبت به سن 40 سالگی وحضورش در عرصه بازیگری گفت: ان شاءالله این سن مبعث درون ما باشد و به دنبال آن پیغمبر بیرون من با بصیرت تر وبا فراست تر شود.
وی در خصوص کار با کارگردانان بزرگ بیان کرد : بخشی از آرزوی آدمی با کار در کنار کارگردانان نامی متجلی می شود بالاخره در دوران دانشجویی انسان علاقه مند به کار با کارگردان های بزرگ است و حال بالفعل شدن این استعداد بالقوه لذت بخش است البته دوره ی شاگردی تمام نشده و هر بار در کنار هر یک از این بزرگان یک مسئله ی جدیدی را یاد می گیرم.
این بازیگر خطاب به رئیس جمهور دولت یازدهم عنوان کرد : من عرض تبریک و شادباش خدمت وی و وزرای شان دارم و آرزوی توفیق برای شان می کنم جامعه ی سینمایی از وزرای شان به خصوص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توقعاتی دارند که بی جا نیست فضای ایجاد شده پر از سوءتفاهم است با ورود مردان پخته و با بصیرت این سوء تفاهمات برطرف می شود که البته بخشی از آن از مشکلات اقتصادی نشآت می گیرد.
وی ادامه داد: تبلیغات و صحیح تزریق پول به بدنه ی سینما سبب می شود که تا این حد دوستان با هم مشکل نداشته باشند واز آنطرف در صورتی که هر تفکری از هر جناحی فرصتی برای بیان حرف هایش داشته باشد با شروع یک دوره ی جدید عقده گشایی نمی شود.
بهداد درباره ی ایجاد فضای گفتگو در میان اهالی سینما اظهار داشت:جماعت سینمایی این جنبه را دارند و در جامعه خود هنرمندان متولی فضای نقد و گفتگو هستند و با در معرض نقد قرار گرفتن به تعالی خودمان و سرعتش کمک می کنیم.
وی بیان کرد:میزان زیادی از توفیقم را البته چون خودم را زیر سایه ی امام رضا (ع) می دانم، در تحلیل، گفتگو، آنالیز به دست آوردم و برخی نقطه نظرات در مورد من می توانند به کرسی بنشینند.
محمود گبرلو در ابتدای برنامه بعد از مطرح کردن اسامی کارگردانان بزرگی که حامد بهداد با آن کار کرده و آوردن نام مسعود کیمیایی خطاب به این بازیگر بیان می کند که به احتمال زیاد به خاطر نیاوردن نام مهرجویی مورد غضب بهداد واقع می شود واز رفتار تند وی نسبت به منتقدان و نقد گله کرد و برای نمونه هوشنگ گلمکانی و دو منتقد حاضر در یکی از برنامه های هفت و واکنشش نسبت به صحبت های عرب نیا را مثال زد
این بازیگر که مدام مجری رفتار آن را نسبت به منتقد و نقد عصبانی توصیف می کرد، تصریح کرد:من بر این باورم که هیچکس از نقد مصون نیست حتی خود منتقد هر روز باید با بررسی خود به پردازش جدیدی از خویشتن دست یابد.
وی با اشاره به اینکه اصلا دوست نداشت مجری او را به این سمت بکشاند گفت: هنگامی که در یک برنامه ی فرهنگی یک سری افراد نقد دو فرد را می بینند در صورت ارائه ی نظری در خصوص فرم، محتوا و ساختار آن را در اختیار بگذارند نه اینکه از هر دری سخنی به میان آید این رفتار نسبت به مهرجویی درست نیست ما بچه نیستیم و اینگونه موضوعات نیازی به بررسی ندارد.
بهداد ادامه داد:من انعکاسی از جامعه ی خود هستم در دهه ای که مشغول به کار هستم فیلم های سینمایی نیز به خاطر این منعکس کردن مورد توجه قرار نمی گیرند و امیدوارم در دوره ی جدید جهانی لطیف تر رقم بخورد تا این انعکاس موجب ارتباط هر چه بیشتر مردم با سینما شود صنعت سینما متاسفانه امروز ورشکسته است.
مطالب مرتبط :
وحيد موسائيان: "فرزند چهارم" فيلم سفارشي بدون شعار است
"حامد بهداد" با فرزند چهارم به هفت ميآيد
شعيبي:"دهليز" قضاوت نمي كند / محمود رضوي: "دهليز" باني كمك به يك زنداني دربند ميشود
من ستاره نيستم/ بدون پارتي بازيگر شدم/ "عطاران"، جدي هم دوستداشتني است
"هانيه توسلي" و "بهروز شعيبي" در "هفت"

تصاویر صدام در آغوش یک زن چاق عرب
این خانم که حتی در فضای مجازی اینترنت نیز نمی تواند مخالفی را تحمل کند، اعتراضات مخالفانش را "دشنام" و "بدزبانی" نامید و گفت: عرب ها همیشه به اختلاف نظرها احترام گذاشته اند و دشنام از ویژگی های پارسی گویان است. او زمانی عاشق صدام بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، سمیره رجب" وزیر اطلاع رسانی و سخنگوی دولت بحرین، که گویی از اظهارنظرهای مخالفان سرکوب و بیداد آل خلیفه و تعیین تاریخ برای قیام عمومی، به شدت وحشت کرده، در صفحه کاربری خود در توئیتر نوشت: بالاخره صفحه شخصی خودم را با "مسدود" کردن 12 موش آزمایشگاهی نظافت کردم... من اجازه دادم این افراد به مدت 9 ساعت، فرهنگ خود را در دشنام دادن نشان دهند. البته یکی از آنها را برای رساندن پیامم به بقیه مسدود نکرده ام.
وی مدعی شد: عده ای "بی اخلاق" مطالب صفحه شخصی مرا دنبال می کردند و به جای آوردن دلیل و برهان فقط دشنام می دادند. اما من تاکنون آنها را مسدود نکرده بودم و مانند موش آزمایشگاهی با آنها برخورد کردم تا ببینم چه رفتاری از خود نشان می دهند.
سمیره رجب سپس در توهینی آشکار به غیرعرب ها و به خصوص فارسی زبانان، افزود: عرب ها هرگز بدزبان و دشنام دهنده نبوده اند و زشتی کلام، از ویژگی های غیر عربها و پارسیگویان است!
این خانم که حتی در فضای مجازی اینترنت نیز نمی تواند مخالفی را تحمل کند، اعتراضات کاربران را - که از دفاع بی چون و چرای وی از سیاست های سرکوبگرانه آل خلیفه ناشی شده - "دشنام" و "بدزبانی" نامید و ادعا کرد که "در طول تاریخ، عرب ها همیشه به اختلاف نظرها احترام گذاشته اند و منطق را با منطق پاسخ داده اند (!) اما اینها امروز با کلام زشت و دشنام با من به مخالفت برخاستند... آیا اینان واقعا عرب هستند"؟
سمیره رجب به پیشوایان وهابی و شیخ های عربستانی خود نیز چندان وفادار نیست. چرا که اگر به صفحات اینترنتی آنها مراجعه می کرد، می دید که تمامی آنها در هراس از قیام قریب الوقوع مردم عربستان فتوا داده اند که برپایی هرگونه تظاهرات و مخالفت با حکومت، بدعت در دین است و حرام است.
عرب های قابل احترام و آزاد اندیشی که او از آنها یاد کرده، به طور قطع و به اعتراف شیوخ، از همکیشان او نیستند و تفاوتی میان شخصیت عرب و غیر عرب نمی بینند.

این خانم اینترنتی، پیش از این به صدام علاقمند بود و درست در زمانی که تصاویر او را روی دست می گرفت، هزاران عرب بیگناه زیر چکمه های حکومت دیکتاتور بغداد له می شدند و صدها هزار عرب دیگر، فقط به گناه بعثی نبودن، از خانه و کاشانه خود رانده می شدند. در همان زمان و به گواهی تاریخ در صدها زمان دیگر، هزاران عرب زبان، برای حراست از مرزهای ایران و به محبت کیشی که عرب و غیر نمی شناسد، جان خود را فدا کردند.
ادامه خبر...
پدر حامد بهداد بازیگر سینما شامگاه ۲۶ مرداد ماه از دنیا رفت. حامد بهداد که تاکنون در فیلمهای سینمایی مختلفی همچون «سعادتآباد»، «هفت دقیقه تا پاییز»،«جرم»، «انتهای خیابان هشتم»، «چه خوبه که برگشتی»،«نارنجی پوش» و ... بازی کرده است، این روزها فیلم «فرزند چهارم» به کارگردانی وحید موسائیان را روی پرده دارد.
او به تازگی در برنامهی «هفت» درباره کارنامهی هنریش سخن گفت و ضمن تبریک به رئیس جمهور جدید و وزیر فرهنگ، خطاب به حسن روحانی گفت: اگر جامعه سینمایی و مردم توقعی از شما دارند بیجا نیست. اکنون فضایی ایجاد شده که پر از سوء تفاهم است مثل ماجرای خانه سینما و این سوء تفاهمها با پا درمیانی کسانی که بصیرتی دارند، برطرف خواهد شد.
بازیگر فیلم «سعادتآباد» در بخش دیگری از این گفتوگو دربارهی نامهی جنجالی که به فریبرز عربنیا نوشته بود هم گفت: از هر آنچه در این باره گفته بودم پشیمان نیستم جز آن بحثی که مربوط به فرزند عربنیا میشد.
گفته میشود مراسم تشییع پدر حامد بهداد فردا ۲۸ مرداد ماه برگزار میشود.

رییس پلیس فتای خراسانجنوبی از دستگیری فردی که اقدام به انتشار تصاویر مبتذل از خود و خانوادهاش در اینترنت کرده بود، خبرداد.
به گزارش پایگاه خبری راک نیوز ؛ سرهنگ حسینی در این باره گفت: در راستای مقابله با جرائم علیه اخلاق و عفت عمومی، ماموران فتا هنگام پایش فضای مجازی به صفحهای برخورد کردند که در آن فردی به هویت معلوم اقدام به گذاشتن تصاویر مستهجن از خود و خانوادهاش و دانلود رایگان آنها کرده بود که با رویت آن، اقدامات برای دستگیری متهم در دستورکار قرار گرفت.
حسینی با بیان اینکه این اقدام باعث ترویج بیبند و باری و فساد درجامعه و فضای مجازی شده بود، اظهارکرد: ماموران با انجام اقدامات سایبری، متهمه را شناسایی و به مقر این پلیس احضار کردند.
رییس پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات خراسانجنوبی ادامهداد : متهمه در بازجوییها ضمن قبول اقدامات سوء خود و بارگذاری تصاویر مستهجن در فضای مجازی ابراز پشیمانی کرده و دلیل آن را خودنمایی و تاثیر فضای مجازی عنوان کرد.
وی خاطرنشان کرد: متهمه به علت رواج بیبند و باری در جامعه با تکمیل پرونده برای سیر مراحل قانونی تحویل دادسرا شد.
ایسنا،


خبرگزاری تسنیم: نهاوندیان در جلسه امروز اتاق ایران از اعضاء برای ماندن یا رفتن مشورت خواست و درنهایت با رأی اعضاء ماندن وی قطعی شد.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، نهاوندیان در جلسه امروز اتاق ایران از اعضاء برای ماندن یا رفتن مشورت خواست و درنهایت با رأی اعضاء ماندن وی قطعی شد. بنابراین اعضاء هیات نمایندگان با اجماع بر ادامه ریاست نهاوندیان بر اتاق ایران تأکید کردند.
محمد نهاوندیان که بعد از انتخابات ریاست جمهور بعنوان رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت یازدهم رسماً فعالیت خود را آغاز کرد چند هفته از حضور در اتاق ایران معذور بود.
وی صبح امروز در جلسه هیات نمایندگان اتاق ایران شرکت کرد. همزمان با حضور نهاوندیان در دولت عدهای از نمایندگان عضو اتاق ایران معتقد بودند که وی باید ریاست اتاق را تحویل دهد اما دیروز درستکار مدیر روابط عمومی اتاق اعلام کرد که حکم آقای نهاوندیان 2 سال آینده تمام می شود.
سخنگوی اتاق بازرگانی ایران در گفتوگو با تسنیم از حضور محمد نهاوندیان به عنوان رئیس اتاق ایران تا دو سال آینده خبر داد و گفت: آقای نهاوندیان قصد رفتن از بخش خصوصی و اتاق ایران را نداشته و رفتن وی منوط به رأی هیئت نمایندگان در دو سال آینده است.