
عکس جدید الناز شاکردوست در حرم امام رضا علیه السلام
براي جشن ميلاد حضرت رضا اين روز ها خيلي از هموطنانمون فرصت رو مغتنم شمردند و به زيارت حضرت نائل گشته اند. برای جشن میلاد حضرت رضا این روز ها خیلی از هموطنانمون فرصت رو مغتنم شمردند و به زیارت حضرت نائل گشته اند.
ادامه خبر...
مدير عامل خبرگزاري جمهوري اسلامي امروز با صدور حكمي، محمود احمدي افزادي را به عنوان رييس دانشكده خبر منصوب كرد.در حکم محمد خدادي خطاب به افزادی آمده است: «با عنايت به موافقت مقام عالي وزارت و سرپرست وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، موضوع ماده ۱۱ اساسنامه دانشكده علمي كاربردي خبر و نظر به مراتب تعهد، دانش، شايستگي و نيز تجربيات ارزنده جنابعالي در مديريت دانشگاهي و آموزش عالي، به موجب اين حكم به عنوان «رييس دانشكده خبر» منصوب مي شويد.انتظار مي رود در جهت بالندگي، روزآمدي، كارآمدي، گسترش كمي و كيفي آموزش و پژوهش و تدوين سرفصل هاي جديد آموزشي متناسب با نياز رسانه اي در كشور اقدام موثر به عمل آوريد.» به این ترتیب افزادی که سال 86 هم مدیریت این دانشکده را برعهده داشت، باز هم روی صندلی ریاست می نشیند.
افزادی را مردم با اجرای برنامه هایی چون «نگاه یک» و اکنون با «شب آفتابی» می شناسند. برنامه ای که در شبکه تهران میزبان دولتی ها و وزراست و مدتی است با گفت و گوهای جالب، مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. او که کارشناس ارشد ادیان و عرفان بوده و پس از گذراندن پژوهش های تخصصی در دانشگاه هایدبرگ آلمان پژوهشگر دوره دکترا در رشته ادیان و عرفان تطبیقی است، در بسیاری از شبکه های مختلف تلویزیونی، رادیویی و خبری سابقه برنامه سازی و مدیریت دارد. او پیش از این مدیریت شبکه های تهران، رادیو جوان،رادیو البرز و شبکه شما و مدیرکلی صدا و سیمای مرکز گلستان و مديرکلی اخبار شبکه جهانی جام جم را برعهده داشته است.
مجری هایی که رییس شدند
افزادی اولین مجری صدا و سیما نیست که چنین پست هایی می گیرد. حتما به خاطر دارید علیرضا دهقان، مجری اخبار ورزشی شبکه سه سیما، در انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و نماینده مردم ایذه شد. بهرام شفیع مجری با سابقه صدا و سیما و قدیمی ترین برنامه ورزشی کشور، ورزش و مردم، هم از سال 84 رییس فدراسیون هاکی کشور است.
مازیار ناظمی چهره شناخته شده دیگری در برنامه های ورزشی سیماست که به تازگی در وزارت ورزش و جوانان حکم ریاست گرفته است. او که با اجرای اخبار ورزشی شبکه سه چهره شد و بعدها اجرای برنامه های دیگری چون تهران 20 را هم برعهده گرفت، اکنون رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت ورزش و جوانان است.
محمد اصغری که با اجرای متفاوت اخبار هواشناسی تلویزیون میان مردم شناخته شده است، سال گذشته به عنوان مدیر روابط عمومی سازمان هواشناسی کشور منصوب شد. البته او 18 سال سابقه کار در این سزمان را هم دارد. قاسم بی نیاز، مجری برنامه به خانه برمی گردیم که مدیرکل روابط عمومی در وزارت وزارت راه و شهرسازی است، علی درستکار، مجری برنامه شبی دیگر، که مدیر روابط عمومی اتاق بازرگانی تهران شد، بهرز تشکر که مدتی مدیر روابط عمومی سازمان آتش نشانی بود و شاهین آرپناهی، مجری برنامه گلبرگ، که مدیر کل برند و ارتباطات رایتل شد، مجری هایی دیگری بودند که به سمت مدیریت هم منصوب شدند.
منبع: خبرگزاری مهر

وی که دارای مدرک کارشناسی ارشد عکاسی از دانشگاه هنر، تهران. میباشد
عکاس مستند اجتماعی با گرایش مردم شناسی خارج از فضاهای شهری(روستاها، ایلات و عشایر)
عضو انجمن عکاسان مطبوعات ایران،
انجمن عکاسان دوستدار میراث فرهنگی و گردشگری،
انجمن عکاسان بحران
همکاری با مجلات و خبرگزاری های حوزه میراث فرهنگی و گردشگری،
خبرگزاری میراث فرهنگی CHN.
میراث آریاCHTN.
ماهنامه تخصصی دنیای تجارت گردشگری.
ازجمله دامنه های فعالیت این هنرمندی هم استانی است
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


در پی حکم قضایی، یک مرکز بهداشتی در شهر بوشهر تعطیل و وسایل آن به خیابان منتقل شد.
با حضور نماينده دادستان و ماموران نيروي انتظامي، حكم تخليه قهري مركز بهداشت معراج واقع در سه راه شهيد عاشوري بوشهر اجرا و وسايل آن به خيابان منتقل شد تا ساختمان تحويل مالك شود.







Share on facebook Share on twitter Share on email Share on print More Sharing Services
ادامه خبر...

چند روزی است که خبرهایی مبنی بر سفر رئیس دفتر سیاسی حماس به تهران شنیده میشود و آن گونه که از خبرها برمیآید، وی قرار است در این سفر، «توضیحاتی چند» به مقامات مسئول در ایران بدهد.
به گزارش «تابناک» از آخرین باری که خالد مشعل راهی ایران شد، دو سال میگذرد. او دو سال پیش به ایران آمد و به مانند همیشه، مورد استقبال گرم مقامات ایرانی قرار گرفت، اما آنچه او در این دو سال کرد و آنچه گفت، مصداق بارز «نمک خوردن و نمکدان شکستن» بود؛ امری نکوهیده و ناپسند که خود او در این دو سال بهتر از همه، میزان این ناسپاسی را میداند.
خالد مشعل پس از سرنگونی محمد مرسی تاکنون حرفی نزده است. او در دوحه و در ویلایی که سران قطر به او دادهاند زندگی میکند و دلداریهای نخستوزیر خودخواه ترکیه هم نتوانسته او را از کنج عزلت بیرون بیاورد. مشعل که چند سال پیش در دانشگاه تهران به طور ضمنی از حمله ایران به رژیم صهیونیستی انتقاد کرده و از ایرانیها خواسته بود تا «اسرائیل را بر سر فلسطینیها خراب نکنند» پس از آن همه خرابکاری در سوریه و وارد کردن اعضای حماس و گردانهای قسام به درگیریهای این کشور، اکنون که بوی شکست به مشامش رسیده، مسیر «بادبان» را عوض کرده و میخواهد با همان زبان پر از تملقش به تهران بیاید که «گذشتهها گذشته» است و روابط تهران ـ غزه دوباره باید تجدید شود و آنچه روی داده، یک سوءتفاهم بوده است!
بیگمان آنچه مشعل و برخی اطرافیان او در این دو سال انجام دادند، «خیانتی» بزرگ نه تنها در حق محور مقاومت بود که شاید آن همه میهماننوازی سوریها را هم به باد هوا داد و باعث شد، کسی دیگر به این جماعت اعتماد نداشته باشد.
مشعل در حالی راهی تهران میشود که هنوز «تیپ احفاد الرسول» ـ که با پول قطریها و عضویت اعضای حماس تشکیل شد ـ در سوریه در حال نبرد با ارتش و ملت سوریه است.
خالد مشعل اندیشه آزادی فلسطین را به کناری نهاد و به اندیشههای پوسیده اخوانالمسلمین تکیه کرد که حتی توان یک سال حکومت در مصر را هم نیافت و در ترکیه هم داد مردم این کشور را درآورده است. او گمان میکرد با پیروزی اخوانیها در مصر، دیگر نیازی به ایران و سوریه و حزبالله ندارد و در حالی فلسطین را واگذاشت و سرمست از پیروزی محمد مرسی در مصر «گونههای» گلانداختهاش را جلوی دوربینهای تلویزیونی میآورد که در غزه کمبود شدید مواد غذایی، دارویی، سوخت و نرسیدن دلارهایی که قطر و عربستان تقبل کرده بودند، صدای مردم و کارمندان دولت حماس را درآورده بود و مرسی خود دستور تخریب تونلهای غزه را صادر کرد.
متأسفانه در دو سال گذشته، این رفتارهای زشت و البته نه چندان دور از انتظار، از سران حماس سر زده و همین امر چند بار به علت رفتارهای مشعل تا مرز جدایی و چنددستگی پیش رفت.
ناگفته نماند که وجود هزاران سند و مدرک، نشان میدهد اعضای حماس کاملاً سازمان یافته راهی سوریه شده و علیه ارتشی که آنها را برای نبردهای ۲۲روزه و هشت روزه علیه رژیم صیهونیستی آموزش داده و موشک و سلاح در اختیارشان گذاشته بود، وارد نبرد شدند.
گفتنی است، تاکنون بیش از ۱۲۰۰ فلسطینی عضو حماس به دست ارتش سوریه به هلاکت رسیدهاند که شوربختانه برخی از آنها از افسران پلیس و فرماندهان گردانهای قسام است. شاید بتوان هر چیز را فراموش کرد، ولی دور افتخار زدن مشعل و دیگر رهبران حماس با پرچم تروریستهای سوری در غزه را نمیتوان به هیچ عنوان از یاد برد.
مشخص نیست که مشعل با چه رویی میخواهد به ایران بیاید و در تهران نیز با چه استدلالی میخواهند از او استقبال کنند؛ اما آنچه مشخص است، «آزموده را آزمودن خطاست». ابو ولید امتحان خود را پس داده و نشان داد که به جریان اخوانی بیشتر از جریان مقاومت اعتقاد دارد؛ بنابراین، بهتر است راهی خیابانهای قاهره شود و برای آزادی مرسی و محمد بدیع و خیرتالشاطر شعار دهد و کار نبرد با ارتش رژیم صهیونیستی و آزادی قدس شریف را به اهلش بسپرد.
در این میان نخست از مقامات کشور انتظار میرود که مشعل را به دلیل رفتارهای نامعقول و آگاهانهاش در برابر محور مقاومت که باعث به شهادت رسیدن صدها جوان رعنای شیعه شده، به تهران راه ندهند و اگر قرار است به تهران بیاید، در حد مدیرکل یکی از دفاتر وزارت خارجه از او استقبال شود و در پایان نیز تجدید رابطه با حماس را به برکناری او، موسی ابومرزوق و همه کسانی که در این دو سال خون به دل محور مقاومت کردند، منوط کنند.
چنین افرادی به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند، چرا که سلاحهای اهدایی ارتش سوریه را از خانههای خود بیرون کشیدند و در اردوگاههای یرموک و الحسینیه، نه تنها فلسطینیکشی کردند، بلکه صاحبان سلاح را هم از پای درآوردند و امروز در به در دنبال جایی هستند تا یک بار دیگر دفتر و دستک خود را در آنجا راه بیندازند.
در پایان باید گفت، هیچ کشور عربی به دلیل رفتارشان در قبال دولت و مردم سوریه، حاضر به راه دادن به آنها نیست، چرا که به شدت از خیانت آنها میترسند.
آخرین نیوز

یک منبع از وقوع یک خودسوزی در شب گذشته در برازجان خبر داد.
به گزارش راک نیوز، وی در گفتگو با اتحاد جنوب گفت: مرد 30 ساله برازجانی در ساعت 7 شب گذشته در منزل شخصی خود با بنزین خود را به آتش کشید.
وی ادامه داد: متاسفانه در این خودسوزی، جوان دچار 80درصد سوختگی شده است که پس از انتقال وی به بیمارستان برازجان، سریعاً به بیمارستان سوختگی گناوه منتقل شد.
گفتنی است وضعیت جسمانی این جوان بسیار وخیم گزارش شده می شود.

محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه کشورمان که براي مذاکرات هستهاي با ۱+۵ به ژنو رفته است، به علت کمردرد، در طول سفر با هواپيما بهطور درازکش طي طريق کرد.وي همچنين هنگام سوار و پيادهشدن از هواپيما، بر خلاف ديگر اعضاي هيئت، بهجاي پلکان از خودرو بالابر استفاده کرد. عکس های سیامک ابراهیمی از هواپیمای حامل وزیر خارجه را در زیر می بینید. 

«فاطمه الماهی» زائر سالمند سودانی، در مسجد حضرت محمد(ص) واقع در شهر مدینه، دوباره قدرت بینایی خود را باز یافت.
به گزارش راک نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان حج و زیارت، فاطمه الماهی زائر سالمند سودانی، در مسجد حضرت محمد (ص) واقع در شهر مدینه، با سر دادن فریاد شادی که دوباره قدرت بینایی خود را بازیافته، تمامی حجاج حاضر در مسجد را شگفت زده کرد.
وی مدت هفت سال بود که بینایی اش را از دست داده و با وجود جراحی های متعدد هرگز قادر به دست آوردن دوباره قدرت بینایی خود نشد.
وی گفت: گویی به من الهام شده بود که در حج امسال بینایی خود را دوباره به دست خواهم آورد. با ورود به کشور عربستان این نور امید در دلم افزون تر شد.
الماهی در ادامه میگوید: چندین روز در مسجد حضرت محمد (ص) ماندم و ساعت های طولانی در داخل مسجد برای شفای چشمانم دعا میخواندم. در گوشهای از مسجد نشسته بودم که ناگهان پرده سیاهی که به مدت هفت سال جلوی چشمانم کشیده شده بود، به آرامی محو شد، و تصویر پسرم که روبهرو من نشسته بود را به صورت کاملاً واضح دیدم.
فاطمه الماهی همچنین از آرزوی 7 سالهاش اینگونه میگوید: اکنون میتوانم پسرم را پس از هفت سال ببینم و بدون کمک دیگران حرکت کنم.
این بانوی مسلمان سودانی به همین دلیل ساعات طولانی در مسجد پیامبر (ص) ماند و به درگاه خداوند دعا کرد.

| یک خبرگزاری در توصیف او مینویسد: « دختر خانمی 171 سانتیمتری ، بور و چشم سبز ، دانشجوی علوم سیاسی و ارتباطات در کالج دولتی زولیا و جوانترین دختر در بین 26 فینالیستی که به دنبال کسب تاج دختر شایسته ونزوئلا بود اکنون راه سیاست را در پیش گرفته است. |
ونزوئلا سرزمین هیجانات زودگذر که در دهه های اخیر تحت تاثیر حاکمیت سوسیالیستها به رهبری هوگوچاوز، به چالش ایالات متحده در آمریکای لاتین تبدیل شده است، هر چقدر با جشن و شادی نزدیک است با سیاست و تکنولوژی نامانوس است.
پس از درگذشت هوگوچاوز و ناآرامیهایی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری در آن کشور به وقوع پیوست، ماهها بود که این کشور خبرساز نشده بود، اما اینبار خانم اورینته کاستا «دختر شایسته» ونزوئلا در سال 2013 با اعلام تمایلش برای ورود به عرصه سیاست و احتمالا نامزدی وی در انتخابات ریاست جمهوری دور آینده این کشور سبب شده تا دوباره این کشور و رئیس جمهور آتی اش خبرساز شوند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در توصیف خود مینویسد: « دختر خانمی 5 فوت 7 اینچ(171 سانتیمتر) ، بور و چشم سبز ، دانشجوی علوم سیاسی و ارتباطات در کالج دولتی زولیا و جوانترین دختر در بین 26 فینالیستی که به دنبال کسب تاج دختر شایسته ونزوئلا و نماینده این کشور در مسابقات جهانی بود حالا به دنبال کسب ریاست جمهوری این کشور لاتینی است .»
ونزوئلا در سالهای گذشته یکی از رکوردداران تورم در بین کشورهای جهان و در بین کشورهای آمریکای لاتین در نازلترین جایگاه اقتصادی به سر می برد. مردم این کشور علی رقم اینکه از کمترین فنآوریهای روز دنیا بهره میبرند، اما به لطف دلارهای نفتی یک چیز را خوب بلد هستند، «رقص و خوشگذرانی».
چاوز که در ابتدای قرن بیست و یکم، به لطف رفتارهای پوپولیستی توانست تا زمان مرگش در ونزوئلا توانست یکه تازی کند، هر چند نتوانست برای اقتصاد بیمار این کشور راه حلی پیدا کند، اما با سخنرانی ها و موضع گیریهای خود توانست نام این کشور را سالها بر سر زبانها نگه دارد، امری که جانشین مورد نظر وی نیکلاس مادورا نتوانست.
وی که راننده کامیونی بیش نبود در سایه رفاقت با چاوز توانست به ردههای بالای سیاسی دست پیدا کند. رئیس جمهور فعلی ونزوئلا از یکسو نه می تواند و نه می خواهد مشکلات اقتصادی مردم این کشور را حل کند و از سوی دیگر توانایی تهییج مردم را نیز دارد و به همین خاطر است که شاید مخالفان دولت فعلی کاراکاس برای برد در دور بعد ریاست جمهوری تخم مرغ های خود را در سبد دخترخانم شایسته این کشور قرار دهند تا شاید زیبایی وی بتواند پایانی بر دو دهه پوپولیست چاوزی باشد.
هر چند این دختر خانم 26 ساله در برنامه زندهای که نزدیک به 80 درصد مردم ونزوئلا آن را مشاهده میکردند، تاکید کرده بود که به دنبال اتحاد مردم و یکپارچگی ملت این کشور است. اظهار نظرات و در این برنامه زنده تلویزیونی سبب شد رسانه های داخلی این کشور و همچنین رسانههای آمریکایی احتمال از کاندیداتوری خانم اورینتز در رقابتهای ریاست جمهوری دور بعد دادهاند.
منبع: اعتدال

برای دقایقی خودتان را جای رصدگران اطلاعاتی در آمریکا و غرب بگذارید. ناگهان میبینید در میان طیفی از مطبوعات ایران موجی درباره لزوم مذاکره با آمریکا راه میافتد. و میبینید که یک سیاستمدار شناخته شده در ایران، از نامهای محرمانه خبر میدهد که 6-25 سال پیش برای آیتالله خمینی نوشته است. مضمون نامه این است که آمریکا قدرت برتر دنیاست و نمیتوانیم به سبک فعلی که با آمریکا رابطه نداریم، ادامه بدهیم!
کیهان در سرمقاله امروز خود نوشت: زشتی و نابه جایی این حرکت به حدی تابلو بود که گوینده آن سخنان (نویسنده نامه) روز گذشته به واسطه یک روزنامه حامی اعلام میکند اقدام دفتر و سایت وی بدون هماهنگی با او «اقدامی نادرست» بوده است. آیا این چهره سیاسی طی 6-5 ماه گذشته در کشور نبود و لااقل صفحه اول روزنامهها را نمیدید که متوجه شود بازنشر چند باره اظهارات وی در فاصله این 6-5 ماه از سوی نشریات زنجیرهای بودار است؟ این پرسش صرفا از سر خوشگمانی مطرح میشود وگرنه معنی ندارد که سایت یک چهره سیاسی ساز خود را بزند و او حتی توان نظارت بر سایت خویش را نداشته باشد (این هم سندی دیگر بر درستی تصمیم چند ماه پیش شورای نگهبان است).
در واقع با توجه به تکرار ماجرا- به ویژه توسط نشریاتی که ارتباط ارگانیک با بستگان درجه اول چهره سیاسی مورد بحث دارند- به احتمال قریب به یقین میتوان گفت که فرآیند جریانسازی یک سال گذشته با استفاده از چهره سیاسی مذکور با هماهنگی شخص وی بوده است. البته در این میان میتوان و باید میان کارگردانان زنجیرهای این سناریو و بازیگر به ظاهر نقش اول آن به لحاظ انگیزه و اهداف فاصلهگذاری کرد. اما در نتایج ماجرا هیچ فرقی حاصل نمیشود و آن گلی است که سیاستمدار به ظاهر زیرک در بدترین زمان به دروازه دولت و ملت زده است. بدین ترتیب فعلا باید دولت و نظام تا مدتها هزینه و انرژی صرف کنند تا آثار این گل یادگاری را از چهره اقتدار ملی پاک کنند!
بیایید فرض را بر این بگذاریم که این گل به خودی ندانسته صورت گرفته است. اکنون سوال مهمتر این است که چه کسانی پشت ماجرا بوده و تعمد داشتهاند؟ اگر کسانی باید در میان سیاستمداران غرب این برداشت را داشته باشند که «ایران کم آورده چون یک سیاستمدار معروف کم آورده»! کسانی هم هستند که در هماهنگی با داخل ایران این صحنه به ظاهر مستند را تدارک کردهاند.
یک حلقه داخلی به علاوه یک جریان خارجی در اقدامی که خیلی هم پنهان نیست بنا دارند «کم آوردن ایران» را به نمایش بکشند تا از یک سو به دولتمردان غرب انرژی مثبت تهاجم بدهند و از دیگر سو انرژی منفی تسلیمطلبی و ترس و انفعال و ضعف را به افکار عمومی ایران پمپاژ کنند. در حقیقت جریان خیانتکار فتنه و سازش پس از شکست در آشوب افکنی سال 88 و ارزیابی دلایل آن به این جمع بندی رسید که باید به زندگی مردم فشار آورد تا جریان انگشتنما و منزوی سازش جرئت عرض اندام پیدا کند و بتواند پارسنگ کفه آمریکا و غرب در باجخواهی از ایران باشد.