.jpg)
سرپرست جمعیت هلال احمر شهرستان آمل، از مفقود شدن 15 کوهنورد آلمانی در ارتفاعات قله دماوند براثر برف وکولاک شدید در مسیرصعود به بام ایران خبرداد.
به گزارش راک نیوز ؛ جمشید نیکزاد شامگاه دوشنبه گفت : این تعداد کوهنورد آلمانی به همراه دو لیدر ایرانی روز دوشنبه در قالب یک تور کوهنوردی از یکی از شهرهای مرکزی کشور برای صعود زمستانه به قله دماوند از شهر رینه لاریجان آمل عزیمت کردند.
وی افزود : غروب دوشنبه براساس اطلاع به مرکز پیام هلال احمرآمل، مفقود شدن این کوهنوردان توسط لیدرهای ایرانی گزارش ودرخواست کمک کردند.
سرپرست جمعیت هلال احمر آمل تصریح کرد: پس از دریافت پیام دو اکیپ امدادی جمعیت هلال احمر آمل با تجهیزات کامل امدادرسانی از پایگاه های جاده ای گزنک و پلور به ارتفاعات قله دماوند اعزام شدند.
نیکزاد اضافه کرد: به علت سردی هوا همراه با بارش برف و تاریکی شب، کار امداد و شناسایی را کمی مشکل کرده اما تلاش ها برای نجات کوهنوردان ادامه دارد.
وی ادامه داد: یک تیم پشتیبانی هم به سرپرستی جمعیت هلال احمر آمل درحالت عزیمت به منطقه هستند تا با اضافه شدن تیم امدادی سرعت عمل را افزایش دهیم.
سرپرست جمعیت هلال احمر آمل یادآورشد: این گروه از کوهنوردان آلمانی درقالب تور گردشگری آسمان گرد همراه با دو نفر از راهنمایان به شهر رینه لاریجان اعزام شدند. ایرنا
.jpg)

طبق اعلام مجری برنامه سخنرانی، مطهری پس از ضرب و شتم به کلانتری میدان گل سرخ شیراز انتقال داده شد و به دلیل حضور معترضین در بیرون از کلانتری امکان انتقال وی به دانشگاه شیراز میسر نشد.
این در حالی بود که دانشجویان زیادی در تالار حکمت دانشگاه شیراز برای شرکت در برنامه حضور داشتند و پس از اعلام لغو سخنرانی پس از دو ساعت انتظار و اعتراض نسبت به حمله کنندگان، سالن را ترک کردند./انصاف نیوز

ساعت 11 شب هشتم دی ماه سال جاری زنگ آیفون یک خانه ویلایی در تهراننو به صدا درآمد.
دختر خانواده وقتی آیفون را برداشت صدای مرد غریبهای را شنید که از وی خواست به پدرش بگوید برای دقایقی به در حیاط خانهشان برود.
از آنجا که حامدین پدر خانواده در خواب بود همزمان با صدای زنگ از خواب بیدار شد و وقتی از دخترش شنید جلوی در با او کار دارند غافل از اینکه چه سرنوشت شومی در کمین آنها است، پایین رفت، در حیاط را باز کرد و در تاریکی شب با دو جوان ناشناس روبهرو شد. هنوز ثانیههایی نگذشته بود که اهل خانه با صدای کمکخواهی پدر به جلوی در دویدند و با پیکر خونآلود حامدین که کنار در حیاط افتاده بود روبهرو شدند. مادر و دختر خانواده که شوکه شده بودند فریادزنان از همسایهها کمک خواستند تا اینکه دقایقی بعد تکنیسینهای اورژانس پای در قتلگاه گذاشتند و دیدند کار از کار گذشته و مرد 60 ساله دیگر نفس نمیکشد.
به گزارش راک نیوز ؛ ماجرای قتل این مرد به بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران مخابره شد. دقایقی بعد تیمی از کارآگاهان وارد عمل شدند و در بررسیهای میدانی پی بردند که قربانی جنایت از سوی دو پسرجوان هدف چاقو قرار گرفته و عاملان جنایت گریختهاند. دختر خانواده که از پشت پنجره صحنه قتل پدرش را دیده بود به تیم تحقیق گفت: پدرم خواب بود که زنگ آیفون به صدا درآمد، وقتی آیفون را برداشتم مرد جوانی با صدای خشن گفت به حامدین بگو برای دقایقی به در حیاط بیاید. پدرم خواب بود چون هوا سرد بود پدرم کاپشن پوشید و از پنجره او را میدیدم، وقتی در را باز کرد دیدم که دو پسرجوان به زور میخواهند وارد حیاط شوند اما پدرم مقاومت کرد. همان لحظه زمین خورد، با دیدن این صحنه سریع خودم را به پدرم رساندم ناگهان دیدم که خونریزی دارد. آنجا بود که فریادزنان از همسایهها کمک خواستم.
در ادامه تحقیقات میدانی پلیس جنایی پی برد که پدر خانواده از مدتها پیش با همسرش اختلاف داشته است. در این مرحله مادر خانواده گفت: شوهرم مردی سختگیر بود و همیشه به دخترم مهدخت که مهندس صنایع غذایی است به خاطر رشته دانشگاهیاش اعتراض میکرد و مدام میگفت چرا ازدواج نمیکنی. از سویی همیشه نسبت به شوهر مهناز دختر دیگرم انتقاد داشت و میگفت چرا سرکار نمیرود و بیکار در خانه مینشیند. اختلاف ما بیشتر سر این موضوعها بود.
همین سرنخ کافی بود تا کارآگاهان پلیس خواهران دوقلو را که هر دو مهندس صنایع غذایی هستند تحت بازجویی قرار دهند. مهدوخت که دچار تناقصگویی شده بود در اعترافاتش گفت: چون پدرم به بهانههای مختلف مرا اذیت میکرد به ستوه آمده بودم و با مردی به نام «علیاکبر» مشورت کردم تا پدرم را بترساند و وی نیز پذیرفت اما هرگز به وی نگفتم پدرم را به قتل برساند. با اعترافات این دختر ناخلف، علیاکبر دستگیر شد و خیلی زود اعتراف کرد که برای کشتن حامدین دو پسر محصل را که هممحلیشان است اجیر کرده بود.
با اعترافات این مرد، دو پسر دانشآموز به نامهای داود و حسین دستگیر شدند. حسین که عامل اصلی این جنایت هولناک است صبح دیروز در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عبداللهی و چهار مستشار محاکمه شد. این پسر جوان وقتی پشت تریبون ایستاد در آخرین دفاع گفت: قتل را قبول دارم اما هیچگاه قصد کشتن حامدین را نداشتم، چند روز پیش از جنایت علیاکبر که مرد مورد اعتمادم بود نزد من و داود آمد و گفت مردی در تهران دخترانش را خیلی شکنجه میدهد. علیاکبر با این حرفها من و داود را تحت تأثیر قرار داد و خواست که این مرد را به قتل برسانیم و 200 هزار تومان به ما پول داد تا چاقو و لباس بخریم.
یک روز پیش از جنایت به میدان گمرک رفتیم و چاقویی خریدیم سپس به خاورشهر رفتیم، شب جنایت علیاکبر من و داود را سوار بر خودرویش کرد و برای کشتن مقتول ما را به تهراننو برد. شب حادثه ما به در خانه قربانی رفتیم، من زنگ خانه را زدم و به دختر او گفتم به حامدین بگو به مقابل در حیاط بیاید.
حامدین وقتی آمد با او درگیر شدیم، داود وی را هل داد همزمان من ضربهای به او زدم، ناگهان تعادلم را از دست دادم و چاقو از دستم افتاد. آنجا بود که داود فرار کرد و من تنها ماندم. ترسیدم که مبادا حامدین مرا دستگیر کند بنابراین چاقو را از زمین برداشتم و سه ضربه دیگر به او زدم و از محل فرار کردم، از آنجا که 200 متر جلوتر علیاکبر داخل خودرویش منتظر ما بود سوار خودرویش شده و از محل گریختیم.
بنابر این گزارش، در پرونده این جنایت حسین عامل اصلی جنایت شناخته شده و علیاکبر به همراه خواهران دوقلو و داود با اتهام معاونت در قتل مواجه هستند./روزنامه ایران
.jpg)
شهر غزه طی روزهای اخیر صحنه درگیری غیرمستقیم سلفیها با هواداران ایران و حزب الله لبنان بوده است.
به گزارش دولت بهار به نقل از العالم، عناصر سلفی تابلوهای بزرگی را که در مناطقی از غزه در حمایت از حزب الله و جمهوری اسلامی ایران نصب شده بود، آتش زدند.
سایت خبری "رأی الیوم" به نقل از شاهدان تأکید کرد، روی این تابلوها عبارتهایی مانند "تبریک به محور تهران قدس" و "36 سال عزت و استقلال" در اشاره به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نوشته شده، و همچنین عکسهایی از پرچمهای فلسطین، ایران و حزب الله نقش بسته بود.
بر اساس این گزارش، این نخستین بار نیست که گروههایی فلسطینی غیر از "حماس" تابلوهایی را در خیابانهای غزه برای تقدیر و تشکر از جمهوری اسلامی ایران نصب کردهاند.
باوجود اینکه این تابلوها بی نشان هستند، سلفی ها در غزه معتقدند جنبش "الصابرین" آنها را نصب کرده است.
"هشام سالم" دبیرکل جنبش الصابرین با وجود اتهامات مطرح شده علیه او، تأکید کرده که این جنبش کاملا فلسطینی است و هدف آن مقاومت و شکست دادن رژیم اشغالگر قدس است.
ناظران خاطرنشان کردهاند که با توجه به تحولات گذشته احتمال بحرانی شدن اوضاع بین دو طرف وجود دارد.
رأی الیوم تأکید کرد، جنبش حماس که تمایل چندانی به نصب این تابلوها در خیابانهای غزه ندارد، عاملان حمله به این تابلوها را می شناسد ولی دخالتی در این مسأله نکرده است، که این امر بیانگر آن است که هدف از این کار جلوگیری از گسترش محور هواداران ایران در غزه از طریق جریان سلفی است.
"رأی الیوم" به نقل از یکی از مسؤولان جنبش حماس تأکید کرد که این جنبش روشی "سنی و میانه رو" دارد و نمی پذیرد که تفکر دیگری در غزه باشد و حماس قبلا بارها مانع از نشر تشیع در غزه شده است.
جنبش حماس از زمان آغاز بحران در سوریه در حالی بشار اسد یکی از مهمترین حامیان آن به شمار می آمد، در خیانتی آشکار، به مبارزه با دولت سوریه پرداخت و دفتر خود را از دمشق به قطر منتقل کرد.
ادامه خبر...
.jpg)
سقوط برج نور (دکل برق)درپارک ساحلی غدیربندرعباس حادثه آفرید.
به گزارش راک نیوز از بندرعباس ؛ درپی سقوط دکل برق خودرو سورای پراید خسارت زیادی دید.
گزارش تصویری نادرناصری بیشتر گویای این حادثه است:
ادامه خبر....jpg)
هر ساله با نزدیک شدن به ایام نوروز موضوع وجود یا عدم وجود پیک نوروزی دانشآموزان، بحث محافل آموزشی و همچنین خانوادهها شده است.
به گزارش راک نیوز ؛ در سالهای دور پیک نوروزی (شادی) پیش از آغاز نوروز در اختیار دانشآموزان قرار میگرفت تا در تعطیلات عید نوروز از مسائل آموزشی و درسی دور نمانند و با رجوع به پیک نوروزی، خود را مقداری در سطح کلاس تا بازگشایی مدارس حفظ کنند.
اما چند سالی است که دیگر از پیکهای نوروزی خبر چندانی نیست و وظیفه این پیکها به عهده معلمان گذاشته شده است.
اسفندیار چهاربند، مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران طی روزهای گذشته در گفتوگو با فارس گفت: «دیگر چیزی به عنوان پیک نوروزی نداریم، یعنی یک تکلیف سراسری بدون توجه به نیازها، استعدادها و علاقهها را تأیید نمیکنیم چرا که یک فعالیت غیر ضروری و کم اثر بود که سال گذشته آن را متوقف و ممنوع کردیم».
چهاربند با بیان اینکه امسال نیز ممنوعیت پیک نوروزی را اعلام کردیم، گفت: «اینکه فعالیت نوروزی به دانشآموزان داده میشود، قطعی است اما طراحی و محتوای آن بر عهده معلمان است».
اما از یک دو روز گذشته پای پیک نوروزی 94 به برخی مدارس تهران باز شده است، اما این بار این پیک نوروزی نه از طرف ادارات آموزش و پرورش بلکه از طرف نهادها و مؤسسات خارج از آموزش و پرورش پایهگذاری شده است.
اکنون «پیک نوروزی 1394 مدرسه ما» مخصوص پایههای مختلف تحصیلی وارد برخی مدارس شده است و مشخص نیست این کار با مجوز و اطلاع ادارات آموزش و پرورش انجام شده است یا به صورت غیر قانونی است.
موسسه مورد نظر پیکهای نوروزی را برای پایههای اول تا سوم دبیرستان پیش بینی کرده است.
به نظر میرسد که نیاز است تا آموزش و پرورش به یک تصمیم واحد در خصوص پیک نوروزی دانشآموزان برسد که یا این کار انجام شود و یا به هیچ طرق دیگر انجام نشود؛ اما این اتفاقی که شاهد آن هستیم شائبه موضوع خصوصی سازی را پررنگ میکند.
ادامه خبر...
این دختر 20 ساله در همان دوران عقد با تحت فشار قرار دادن دامادها و خانوادههایشان طلاق توافقی گرفته و هربار 100 تا 110 سکه طلا در قالب مهریه به دست میآورد و با سوءاستفاده از قانون آثار ازدواج را در شناسنامهاش پاک میکرد.
به گزارش راک نیوز ؛ چندی پیش، مسئولان اداره حقوقی ثبت احوال تهران که خود را برابر سناریوی عجیبی میدیدند در یکی از دادسراهای پایتخت به طرح شکایتی عجیب پرداختند که در آن اقدام دختری جوان در ازدواج و طلاقهای پی درپی مرموز خوانده میشد. وقتی بازپرس پرونده شنید که دختر 20 ساله در کمتر از دو سال، 10 بار شناسنامهاش را عوض کرده و هربار دستوری قضایی برای پاک کردن اسامی شوهرانش داشته است، خود را در برابر کلاهبرداریهای ماهرانه این عروس خانم دید.
بررسیهای قضایی نشان داد که دختر شیاد با شناسایی پسران پولدار آنان را فریب داده و پس از عقد با مهریههای طلایی میتوانست به اجرای نقشه کلاهبرداری میلیونیاش دست بزند و عجیب اینکه هیچ کدام از دامادها اطلاعی از ازدواجهای قبلی این عروس فریبکار نداشتهاند و شناسنامههای پاک وی باعث میشد جوانان پولدار براحتی در دام کشیده شوند.
وقتی سابقه 10 بار ازدواج و 10 بار طلاق این عروسخانم روی میز بازپرس قرار گرفت دستور احضار دختر جوان صادر شد و وی در حالی که چهره ای خونسرد داشت در دادسرا حاضر شد.
داستان نخستین ازدواج
نخستین بار در یک میهمانی بزرگ با جلب نظر پسر جوان و ثروتمندی جرقه نقشه ماهرانه بهذهنش نشست. ساعاتی پساز آشنایی به نقشهاش فکر میکرد و بالاخره تصمیمش را گرفت. صبح روز بعد به شمارهای که پسر جوان در میهمانی به او داده بود زنگ زد و قرار ملاقات گذاشت. دختر جوان بخوبی میدانست چگونه در مدتی کوتاه پسر جوان را فریب دهد.
دو هفتهای از این آشنایی نگذشته بود که دختر جوان خواست با هم عقد کنند، پسر ثروتمند ابتدا نپذیرفت اما چند روز بیمحلی دختر جوان کافی بود تا مقدمات خواستگاری و بلافاصله پس از آن مراسم عقد رسمی با تعیین مهریهای سنگین برگزار شود.
روزهای بعد از عقد چهره واقعی عروس مرموز نمایان شد و با بهانهگیریهای گاه و بیگاه، همه دیدارها با همسرش را با دعوا تمام میکرد و از این ازدواج ابراز پشیمانی داشت. در همان روزها بود که احضاریه دادگاه خانواده داماد فریب خورده را غافلگیر کرد و مشخص شد دختر نوعروس مهریهاش را به اجرا گذاشته است. پلانهای این سناریو به اندازهای پشت سر هم و سریع پیش رفت که داماد فرصتی برای تصمیمگیری پیدا نکرد. دختر جوان به ایستگاه پایانی نقشهاش رسیده بود. در مدت کم آشناییاش با خانواده داماد آنها را بخوبی شناخته بود و میدانست پرداخت 100 یا 110 سکه طلا برای آنها سخت نیست.
داماد روزهای سختی داشت، وقتی پیشنهاد این میزان از مهریه را شنید حاضر به طلاق توافقی شد و تنها عایدی این ازدواج کوتاه مدت پول میلیونیای بود که به جیب عروسخانم رفته بود. حالا در پلان دوم دختر جوان با آگاهی از اینکه چون بعداز عقد به خانه بخت نرفته طلاقش توافقی بوده و همچنان دوشیزه است با حکم دادگاه نام داماد فریب خورده را از شناسنامهاش پاک کرد و ثبت احوال تهران شناسنامه جدیدی برای او صادر کرد.
شکارهای سریالی
این پول بادآورده حسابی زیر زبان دختر جوان مزه کرده بود و همین باعث شد او بار دیگر به فکر شکار تازهای بیفتد. این ماجرا در کمتر از دو سال 9 بار دیگر تکرار شد و همه دامادها که از آشنایی با دختری با کلاس و ازدواج با وی خوشحال و راضی به نظر میرسیدند یکی پس از دیگری به دادگاه خانواده رفتند و با پرداخت سکههای طلا وی را طلاق میدادند غافل از اینکه در یک نقشه تکراری گرفتار شدهاند.
احضار 10 داماد فریب خورده
دختر شیاد در بازجوییها انگار از اینکه هیچ اتهامی ندارد اطمینان داشت و به بازپرس پروندهاش گفت: «من بیگناه هستم، ازدواجهایم قانونی و بدون ایراد بود، همه شوهرانم به دلخواه خودشان با من عقد کردند و بعد بهخاطر اختلافاتی که داشتیم طلاقم دادند. طبق قانون باید در شرایطی که هنوز به خانه بخت نرفته و دوشیزه هستم نصف مهریهام را بپردازند، من توافق میکردم و 100 تا 110 سکه طلا میگرفتم بعد با حکم قانونی دادگاه شناسنامهام عوض شده و اسم شوهرانم پاک میشد.»
وی افزود: «هیچ کجای کارم بیقانونی نبوده و نمیدانم چرا باید پاسخگو باشم.»با این ادعاها، بازپرس دستور شناسایی و احضار 10 داماد فریب خورده را صادر کرد و آنان همگی تحت تحقیق گرفته شدند و پرده از سرنوشتهای مشابه خود برداشتند. همه این مردان ادعا کردند که پیش و بعد از عقد این دختر جوان کاملاً با هم متفاوت بودند چرا که تصور میکردند با یک دختر بسیار مؤدب، با فرهنگ و مهربان ازدواج میکنند اما از فردای روز عقد خود را در برابر دختری یاغی و گستاخ دیدهاند و حاضر بودند هر چه زودتر وی را طلاق بدهند.
وقتی همه مردان فریب خورده تأکید کردند که هیچ اطلاعی از ازدواجهای قبلی دختر شیاد نداشتهاند و وی ادعا میکرد با هیچکس سرسفره عقد ننشسته است، بازپرس پرونده این عروس فریبکار را با اتهام کلاهبرداری و فریب در ازدواج گناهکار شناخت.
بنابر این گزارش، پس از صدور کیفرخواست برای این پرونده بزودی قاضی دادگاه جزایی عمومی تهران عروس فریبکار را تحت محاکمه قرار خواهد داد.
ادامه خبر....jpg)
هرازگاهی شایعاتی درباره اعتیاد برخی بازیگران منتشر میشود. میگویند برخی از آنها پشت صحنه زیاد سیگار میکشند. بسیاری از مردم هم زود این شایعات را باور میکنند. خیلی از آنها تصور میکنند بازیگرانی که نقش معتاد را خوب و روان بازی میکنند، حتما خودشان هم در این زمینه تجربههایی دارند!
برای دستیابی به پاسخ این پرسش که جامعه هنری ما چقدر با اعتیاد درگیر است و بازیگران چگونه میتوانند برای رفع پدیده اعتیاد اقدام کنند، به سراغ تعدادی از بازیگران رفتهایم تا نظر آنها را درباره این موضوع بدانیم.
ایفای نقش معتادان واقعا دشوار است
عباس غزالی متولد 1363 در تهران است و بیشتر مخاطبان تلویزیون، او را به خاطر بازیاش در سریال «وضعیت سفید» میشناسند. او سال گذشته در ماه مبارک رمضان با سریال «مادرانه» مهمان خانههایمان بود. از آنجا که او در هر دو سریال مذکور نقش افراد معتاد را ایفا میکرد، درباره مساله اعتیاد برخی بازیگران با او گفتوگو کردهایم.
شایع شده است که برخی از هنرمندان در پشت صحنه، سیگار و موادمخدر استعمال میکنند. شما این شایعات را تایید میکنید؟
من نمیدانم چه فردی و چگونه این کار را انجام میدهد، اما نظرم را درباره موادمخدر میگویم. همه جا خوانده و گفته شده که موادمخدر خانمانسوز است و همه چیز انسان را زیر سوال میبرد و نابود میکند. به همین دلیل نباید حتی یک درصد هم به موادمخدر اعتماد کرد. من برای تحقیق نقشهای معتادی که بازی کردم با افراد معتادی برخورد داشتم که گرفتار مواد بودند و همه از اعتماد و لذت اولیه مواد صحبت میکردند و میگفتند اوایل لذت و اعتماد بهنفس کاذبی داشتهاند و این مواد حالشان را آنقدر خوب میکرده که مصرف آن را ادامه دادند ولی در نهایت گرفتار شدند و متاسفانه دیگر نتوانستند آن را کنار بگذارند. تازه آن زمان است که اعتیاد آسیبهایش را نشان میدهد. متاسفانه امروزه اعتیاد تبدیل به تفریح بعضی از جوانان شده است. البته نیروی انتظامی تمهیداتی اندیشیده تا با این بیماری مبارزه کند؛ اما اعتیاد تنها شامل کشور ما نمیشود، بلکه چیزی است که در کل دنیا جوانان زیادی را اسیر کرده است.
یکی از دلایلی که باعث میشود برخی از والدین از ورود فرزندشان به دنیای بازیگری جلوگیری کنند، این است که تصور میکنند این محیطها آلوده به موادمخدر است. شما چه پیشنهادی برای اصلاح این ذهنیت دارید؟
والدینی که چنین ذهنیتی دارند، طبیعتا نباید اجازه دهند فرزندانشان حتی به پارک بروند؛ چون در پارک هم آدم معتاد هست و موادمخدر بین آنها رد و بدل میشود. به نظرم مبارزه با اعتیاد به اراده خود انسان مربوط میشود. من در محلهای بزرگ شدم که افراد خوب و بد در آنجا زندگی میکردند و افراد معتاد هم اطرافمان زیاد بودند. سالم ماندن بستگی به اراده افراد دارد. بعد از سالها فعالیت در این حرفه به این نتیجه رسیدم که همه جای دنیا در هر شغل و کشوری آدم خوب و بد وجود دارد؛ اما دلیل نمیشود که انسان هدفش را نادیده بگیرد، فقط به دلیل اینکه نمیخواهد وارد فضایی شود که مسموم است. معتقدم فضای هنری ما مسموم نیست و اگر افرادی هستند که سوءاستفاده میکنند و به بیراهه میروند و راه کج را پیش گرفتهاند، دلیل بر بدبودن همه نمیشود. در واقع آنها هنرمند نیستند بلکه نام هنرمند را با خود یدک میکشند و به خود چسباندهاند و متاسفانه آنها عرصه هنر را با حرکات خود زیر سوال میبرند.
شما بازی در نقش شخصیتهای معتاد را هم در سریالهای «وضعیت سفید» و «مادرانه» تجربه کردید.
بله، بازی در آن شخصیتها برایم خیلی سخت بود چون باید نقش فردی را بازی میکردم که هیچ شباهتی به من نداشت. اصولا بازیگران نقشهای احساسیای را که در زندگی شخصی خودشان درک کردهاند راحتتر میتواند بازی کنند، چون نمونه عینیاش را دیدهاند اما من نمیتوانم برای رسیدن به نقش معتاد بروم آن را تجربه کنم چون در واقع خودم را نابود کردهام اما مجبورم نقشم را طبیعی ایفا کنم تا تماشاگر با آن ارتباط برقرار کند، بنابراین رسیدن به نقش معتاد سختیها و مشقتهای بسیاری دارد. به هر حال من از راه تمرین، تحقیق و تکنیک سعی کردم نقش خود را به درستی بازی کنم.
بعضی بازیگران خیال میکنند مخدر به آنها کمک میکند!
هستی مهدویفر، بازیگر 23 ساله تلویزیون و سینما که تاکنون در سریالهای جراحت، مادرانه و فیلمهای سوت پایان و پرستوهای عاشق به ایفای نقش پرداخته است، در سریال «مادرانه» در نقش دختری دبیرستانی که گرفتار اعتیاد شده، خوش درخشید و همین موضوع باعث شد با او درباره همین موضوع گفتوگو کنیم.

فکر میکنید علت استفاده برخی از بازیگران از مواد مخدر چیست؟
بهنظرم تاثیری که یک بازیگر از استعمال موادمخدر میپذیرد با یک فرد معمولی فرق دارد. فکر میکنم برخی از بازیگران از موادمخدر برای تمرکز روی نقش استفاده میکنند یعنی خیال میکنند اگر سر صحنه از موادمخدر استفاده کنند، میتوانند بهتر بازی کنند. معتقدم سینما چنین معضلی دارد و زرق و برق این حرفه زیاد است، به خصوص وقتی بازیگری به شهرت میرسد، درصد هوش خود را بالاتر از آدمهای معمولی میبیند و این باعث میشود که تصور کند بر همه چیز اشراف دارد، گویی خود بزرگبینی پیدا میکند و تصور میکند با یکی دو مرتبه مصرف مواد به اعتیاد مبتلا نمیشود. البته همین تصور اشتباه باعث این اتفاق میشود. من خودم به عینه سر صحنه این ماجرا را دیدهام.
چطور؟
به خاطر دارم سر کاری 2-3 ساعتی معطل بودیم؛ چون آقای بازیگر و مدیر تولید ناپدید شدند، در واقع مدیر تولید بازیگر را برای استفاده از مواد با خود برد و بعد از چند ساعت دوباره برگشتند. از این اتفاقها زیاد میافتد.
به نظر شما استعمال موادمخدر چه آسیبی به وجهه هنری یک بازیگر میزند؟
بستگی دارد آن فرد چه کسی باشد. من بازیگرانی را میشناسم که از موادمخدر استفاده میکنند. من خودم در سریال «مادرانه» نقش یک معتاد را بازی کردم و با افرادی که در کمپ ترک اعتیاد بودند، برخورد کردم و پرسیدم چه موادی بیشترین تاثیر را روی فرد معتاد میگذارد، چون تاثیر موادها متفاوت است. این نکته را هم اشاره کنم که اعتیاد در بین بازیگران هالیوود خیلی بیشتر از ایران است و باید خدا را شکر کنیم. در خبرها میبینیم که در هالیوود فلان فرد به دلیل مصرف بیش از اندازه موادمخدر اوردوز کرده، یا در هتل فوت کرده، یا خودکشی کرده... به هرحال در سینمای ما این قضایا کمتر است.
البته برخی از بازیگران هالیوودی بعد از ترک اعتیاد با افتخار میگویند که موادمخدر مصرف میکردند ولی اکنون پاک هستند. قبول دارید که حرف یک هنرمند روی جوانان تاثیرگذاری بیشتری دارد؟
بله، دقیقا همینطور است. مثلا در تلویزیون خودمان، سیامک انصاری میهمان برنامه «گپ» رامبد جوان بود که از شبکه آیفیلم پخش میشد. او در این برنامه به سیگاری بودن خود اشاره کرد و گفت ترک کرده است و از زمانی که سیگار را ترک کرده زندگیاش بهتر شده است... میدانید چه میگویم... میخواهم بگویم ممکن است همه ما سیگار بکشیم ولی به سیگار به چشم اعتیاد نگاه نمیشود. معتقدم وقتی یک هنرمند بعد از ترک اعتیاد بیایید و بگوید من معتاد بودم و اکنون که ترک کردهام زندگیام اینگونه شده است، تاثیر بیشتری میتواند بگذارد، اما چون در ایران حساسیتها روی قشر هنرمند بسیار زیاد است خیلیها نمیآیند واضح صحبت کنند که در گذشته معتاد بودهاند. (محبوبه ریاستی و مریم محمدی/ هفته نامه سلامت)
ادامه خبر...
.jpg)
به گزارش راک نیوز ؛ در بسیاری از پروتکلهای سیاسی و قوانین داخلی کشورها، سران و رهبران کشورها به دلیل مسایل امنیتی و سفرهای متعدد داخلی و خارجی باید از هواپیماهای شخصی استفاده کنند که این هواپیماهای اشرافی از بودجه عمومی برای این شخصیتها تهیه میشود و سران و دولتمردان اغلب در کسوت شخصیت حقوقی خود مادامی که در مسند قدرت هستند، از امکان داشتن هواپیمای اختصاصی برخوردارند.
البته افراد سرشناس و ثروتمند فراوانی هم هستند که مالک جتهای خصوصی لوکس و گر انقیمت هستند اما هواپیماهای خصوصی اشرافی که ما در اینجا میخواهیم به شما نشان دهیم، واقعا لوکس و متفاوت هستند. بیایید این فیلم را با هم ببینیم.

مردی که با ارسال پیامکهای دروغین بیش از ۱۰ میلیارد تومان از خریداران خودروهای مدل بالا کلاهبرداری کرده بود در دام پلیس گرفتار شد.
به گزارش راک نیوز ؛ چندی پیش مرد جوانی با مراجعه به دادسرای دو تهران با تنظیم شکایتی عنوان داشت: چند وقت پیش پیامکی به دستم رسید مبنی بر فروش اقساطی خودروهای مدل بالا، من هم با این پیامک وسوسه شدم و تصمیم گرفتم که یک خودروی مدل بالا به صورت اقساطی بخرم.
شاکی ادامه داد: با این تصمیم به آدرس اعلام شده در پیامک رفتم. شرکت بزرگی بود و افراد زیادی برای خرید به آن شرکت مراجعه کرده بودند. برای همین مطمئن شدم و پیش قسط یک خودروی مدل بالا را پرداخت کردم.
وی افزود: قرار شد چند روز بعد خودرو را تحویل بگیرم. ولی وقتی چند روز تبدیل به چند ماه شد و هربار مدیر شرکت یک بهانهای آورد، متوجه کلاهبرداری شدم و تصمیم به شکایت گرفتم.
با اعلام این شکایت موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تجسسها در این خصوص آغاز شد.
در ادامه تجسسها ماموران متوجه شدند که این شرکت کاغذی با ارسال پیامکهای دروغین از بیش از 100 نفر کلاهبرداری کرده و میلیاردها تومان پول به جیب زدهاند.
با این اطلاعات و اظهارات شکات، مدیر این شرکت خیلی زود دستگیر شد و تحت بازجویی قرار گرفت.
وی در حالی به این کلاهبرداری بزرگ اعتراف کرد که هنوز تحقیقات پلیس در خصوص زوایای پنهانی این پرونده ادامه دارد./باشگاه خبرنگاران