محمد سلیمیراد کارگردان سینمای مستند با بیان این نکته که مستندساز باید در خط مقدم جنگ رسانهای باشد، اشاره کرد امروز واقعیتها را باید در مقابل دروغهای دشمن، مستند کنیم.
محمد سلیمیراد کارگردان سینمای مستند با بیان این نکته که مستندساز باید در خط مقدم جنگ رسانهای باشد، اشاره کرد امروز واقعیتها را باید در مقابل دروغهای دشمن، مستند کنیم.
به گزارش راک نیوز به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی؛ محمد سلیمیراد، مستندساز، با اشاره به آنکه برنامهریزی برای مستندسازی در مواقع بحران، باید پیش از رخ دادن بحران اتفاق بیوفتد، گفت: در ارتباط با اهمیت مستندسازی در شرایط بحران، فکر میکنم برنامهریزی باید پیش از بهوجود آمدن شرایط بحرانی شکل بگیرد. این برنامهریزی نیز باید از سوی نهادهای متولی انجام شود؛ نهادهایی که میتوانند گروههای مستندسازان را ساماندهی کنند و برای چنین موقعیتهایی آماده نگهدارند. متأسفانه ما معمولا زمانی به فکر مستندسازی میافتیم که بحران شکل گرفته است، آن هم در شرایطی بسیار دشوار که اساسا برای بسیاری از مستندسازان امکانپذیر نیست. از سوی دیگر، بحران همیشه به معنای جنگ نیست؛ گاهی با زلزله، سیل یا حوادث مشابه روبهرو هستیم. اما درحالیکه ما در طول این یک سال و اندی نیز سایه جنگ را بر سر کشورمان میبینیم، باید از قبل برای چنین شرایطی برنامهریزی میکردیم.
او ادامه داد: زمانی که جنگ در فلسطین جریان داشت و از غزه، لبنان، سوریه و مناطق مختلف خبر میرسید، بارها اعلام کردم که مستندسازان آمادگی دارند این شرایط بحرانی را برای دنیا مخابره کنند. درواقع میتوانستیم آثار بسیار ارزشمندی از آن جنگها و ظلمهایی که به کشورهای همسایه میشد تولید کنیم تا شاید جهان بیشتر متوجه این ظلمها و اقدامات کشورهای غاصب میشد و شاید امروز کمتر شاهد حملات آنها به کشور خودمان بودیم. البته نمیگویم این کار بسیار تعیینکننده است، اما مستندسازی قطعا بیتأثیر هم نیست. بنابراین باید گفت ما در برنامهریزیهایمان نتوانستیم این موضوع را بهدرستی اعمال کنیم.
او اضافه کرد: در چنین شرایطی لازم است «لشکری از مستندسازان» آماده باشند؛ چرا که به محض وقوع یک انفجار یا حادثه، همه منتظر عکس، فیلم و تصاویر هستند. اما بسیاری از این تصاویر به شکل غیرحرفهای و غیر اصولی منتشر میشود و حتی ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشد. گاهی یک عکس، فیلم یا زاویه نگاه نادرست میتواند برداشت مردم را تغییر دهد و حتی آنها را ناامید کند. حرکتی که مستندسازان باید انجام دهند، در اصل آمادگی دارد؛ بسیاری از آنها در میدان هستند و ابزار و تجهیزات آنها نیز فراهم است. مسئله این است که چه کسی باید آنها را ساماندهی کند. برای مثال، وقتی در تهران چنین اتفاقهایی رخ میدهد و همچنان ادامه دارد، یک مستندساز چگونه باید وارد میدان شود و کار کند؟ نخستین نگاهها متوجه او خواهد بود: چرا فیلم میگیرد؟ در چنین شرایطی نیز هیچ نهادی مسئولیت مستندساز را بر عهده نمیگیرد. همین مسئله باعث میشود آشفتگی در فضای سینما و مستند ما در شرایط بحرانی کاملا نمایان شود.
همچنین افزود: در «جنگ ۱۲ روزه» نیز بارها اعلام کردم که ما آمادگی داریم برای مستندسازی وارد این مکانها شویم. منظور صرفاً گزارشهای خبری نیست؛ چرا که هر کسی میتواند با دوربین تصویری بگیرد و آن را بهعنوان گزارش خبری منتشر کند. اما زاویه نگاه مستندساز قطعا متفاوت است. اگر این تفاوت را درک کنیم، میتوانیم آثار بسیار ارزشمندی تولید کنیم و جهان را متوجه جنایتهای جنگیای کنیم که در کشور ما رخ میدهد. برای مثال، وقتی مدرسهای در میناب هدف قرار میگیرد، یا ورزشگاهی مورد حمله قرار میگیرد، یا یک ورزشکار به شهادت میرسد، همه اینها صرفا در قالب یک تیتر خبری دیده میشوند و هیچ مستندسازی جدی درباره آنها انجام نمیشود. از جنگ دوازدهروزه گذشته تا امروز نیز من چنین کاری ندیدهام. شاید برخی مستندسازان بهصورت خودجوش و با به خطر انداختن جانشان وارد میدان شوند، اما این کار بسیار دشوار است.
او ادامه داد: من اگر وارد چنین فضایی شوم و دوربینم را روشن کنم، ممکن است خودم با مشکل مواجه شوم؛ چرا که باید ثابت کنم برای کشورم و مردم فیلم میسازم. در این فاصله، ممکن است حادثه اصلی از دست برود و آن لحظه مستند از بین برود. در نهایت شاید بتوانم یک ماه بعد، یک کار مصاحبهمحور تولید کنم؛ اما آن لحظه و آن واقعه دیگر از دست رفته است. بنابراین ابتدا نهادهای متولی باید اهمیت این موضوع را درک کنند و سپس مستندسازان را ساماندهی کنند؛ مثلاً گروههایی در هر استان یا هر منطقه شکل بگیرد. آنها باید متوجه باشند که مستند میتواند نقش بسیار مهمی در مخابره این همه ظلمی که علیه کشور ما انجام میشود داشته باشد؛ ظلمهایی که از نقاط مختلف دنیا و حتی با مشارکت برخی کشورها، از جمله در تأمین تسلیحات نظامی، صورت میگیرد. این کاری است که باید انجام شود، اما متأسفانه هنوز به شکل جدی انجام نشده است.
واقعیتها را مقابل دروغ دشمن، مستند کنیم
این کارگردان ثبت و ضبط وقایع در جنگ رمضان را مهم دانست و افزود: در همین چند روز جنگ، بیش از هزار نفر به شهادت رسیدهاند که حدود صدوهفتاد الی صدوهشتاد نفر از آنها دانشآموز بودهاند. یعنی نخستین قربانیان چنین وضعیتی، دانشآموزان بودهاند. وقتی کسی با این حجم از تبلیغات و وعدههای دروغین که بوی آزادی و آبادی میدهد، وارد جنگ میشود و در همان روزهای نخست، موشکی که شلیک میکند مدرسه را هدف قرار میدهد، دانشآموز را میکشد، ورزشکار را میکشد و در نقاط مختلف منازل مسکونی را هدف قرار میدهد، در حالی که مدعی است برای آزادی مردم آمده است، این واقعیتها باید دیده شوند. درواقع مردم باید این واقعیت را درک کنند و من به عنوان مستندساز نیز باید دوربین را بردارم و آنچه را که گفته شده و اکنون بهصورت عینی در حال رخ دادن است ثبت کنم و به مردم نشان بدهم. بگویم شما خودتان تصمیم بگیرید؛ من بهعنوان یک مشاهدهگر بیطرف وارد میدان شدهام، جایی که قرار بود اتفاق دیگری رخ دهد، اما اکنون میبینم دقیقا خلاف آنچه گفته شده در حال وقوع است. مردم کشته میشوند، بیمارستانها هدف قرار میگیرند، پرستاران آسیب میبینند و اینها چیزهایی است که در همان لحظه قابل مشاهده است.
او ادامه داد: امروز شاهد هستیم که بیمارستانی مورد حمله قرار میگیرد، مدرسهای هدف قرار میگیرد، منازل مسکونی آسیب میبینند، ورزشگاهها تخریب میشوند. در کنار اینها، البته مراکز نظامی نیز هدف قرار میگیرند و بعد از سوی دشمن گفته میشود که هدف ما نظامی بوده است و این اتفاقها اشتباه بوده یا بهگونهای توجیه میشود. اینها همان توضیحاتی است که در رسانههای بینالمللی مطرح میشود؛ رسانههایی که بسیاری از آنها نیز به نفع همان طرف عمل میکنند. معتقدم ما در یک جنگ تمامعیار قرار داریم و در چنین شرایطی زاویه نگاه دوربین باید متوجه ثبت واقعیت باشد؛ مستندساز فقط میخواهد واقعیت را نشان دهد و چیزی فراتر از آن نداریم. کافی است دوربین را در میدان انقلاب، میدان فردوسی یا هر جایی که منازل مسکونی هدف قرار گرفتهاند، جایی که مردم عادی، امدادگران یا افراد بیدفاع آسیب دیدهاند، قرار بدهیم. همین تصاویر برای پاسخ دادن به بسیاری از آن وعدهها، اخبار و روایتهایی که گفته شده کافی است و باید از همین طریق به مردم نشان داده شود.
همچنین بیان کرد: چنین فرصت باید خیلی زودتر از اینها برای مستندسازان فراهم میشد تا همه با آمادگی و با دوربین در دست، به محض وقوع چنین اتفاقاتی وارد میدان شوند و کار خود را انجام دهند. اما متأسفانه با وجود نبود هماهنگیهای لازم، چنین امکانی بهدرستی فراهم نشده است. واقعیت این است که به عنوان مستندساز حتی گاهی جرئت ورود به میدان را ندارم؛ نه از ترس خود حادثه، بلکه از این نگرانی که ممکن است دوربینم ضبط شود یا حتی با من برخورد شود و گفته شود که چرا در این شرایط فیلمبرداری میکنم. هنوز این موضوع بهدرستی جا نیفتاده است که این تصاویر قرار است در آینده، در زمانها و مکانهای مختلف نمایش داده شود تا این جنایات از طریق آنها برای مردم روشن شود. این دغدغهای است که به نظر من مسئولان باید بیش از گذشته به آن توجه کنند و همین حالا نیز به آن بیندیشند؛ اینکه بتوانند یک ساماندهی مشخص ایجاد کنند و مستندسازان را به نقاط مختلف کشور، از جمله تهران و دیگر شهرها، اعزام کنند تا این جنایات بهدرستی و با زاویه نگاه حرفهای ثبت و به مردم نشان داده شود.
مستندساز در خط مقدم جنگ رسانهای
سلیمیراد درباره اهمیت ایران و پرداخت به مفاهیمی چون حس میهن دوستی در سینمای مستند، گفت: ایران همیشه برای ما مهم بوده و هست؛ چه برای من که مستندساز هستم و چه برای هر ایرانی وطندوستی که در این کشور و در این آبوخاک نفس میکشد. طبیعی است که خاک کشور برای او اهمیت داشته باشد. ما در طول تاریخ، و دستکم در دورهای که خودمان شاهد آن بودهایم، از جنگ هشتساله گرفته تا اتفاقات اخیر، از جمله جنگ دوازدهروزه و درگیریهای فعلی، دیدهایم که هم نیروهای نظامی ما و هم مردم کشور نشان دادهاند که حاضر نیستند حتی یک وجب از خاک خود را به دشمن بدهند. این را ما از مردم یاد میگیریم و از آنها دریافت میکنیم.به عنوان یک مستندساز وقتی میبینم مردم به این شکل در میدان حاضر هستند و حاضر نیستند حتی لحظهای کوتاه بیایند، چه در آنچه از گذشتگانشان به ارث بردهاند و چه در آنچه امروز با چشم خود میبینند، طبیعتا این پرسش برای من پیش میآید که چرا من دوربین به دست نگیرم و درباره این حس وطندوستی فیلم نسازم.
او ادامه داد: چرا این احساس و این واقعیت نباید گفته و دیده شود؟ چرا نباید دیگران متوجه شوند که ایران ونزوئلا یا کشورهایی نیست که بهراحتی بتوان آنها را تصرف کرد؛ ایران، افغانستان یا عراق و جاهای دیگری نیست که کسی بتواند بهسادگی وارد آن شود، کاری انجام دهد و بعد از آن عبور کند. ایرانی باید این واقعیت را نشان دهد و این در واقع وظیفه من است؛ منِ مستندساز و فیلمسازی که شاید زاویه نگاهم نسبت به دیگران متفاوتتر باشد و از دریچه لنز دوربین هم به این مسائل نگاه میکنم. این حس وطندوستی باید در آثار هنری و مستند نیز نشان داده شود؛ باید به مردم و به جهان نشان داده شود که ایرانی شکست را نمیپذیرد، تسلیم نمیشود و حاضر است از جان، مال و همه داشتههایش بگذرد، اما حتی ذرهای از خاک کشورش را واگذار نکند.
او جنگ نرم را مهم دانست و افزود: در کنار جنگ نظامی و موشکی، جنگ نرم اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است. امروز میبینیم که مخاطبان بخش عمدهای از اخبار، چه اخبار واقعی و چه شایعات، را در لحظه از طریق فضای مجازی و رسانههای مختلف دریافت میکنند. بسیاری از این رسانهها نیز تلاش میکنند روحیه مردم را تضعیف کنند. مردم ناخواسته یا به هر شکلی این اخبار را میخوانند و میبینند؛ چه کسانی که علاقهمند به کشورشان هستند و چه کسانی که متأسفانه به دلایل مختلف از کشور فاصله گرفتهاند. بخشی از این وضعیت نیز نتیجه همان جنگ رسانهای است که علیه مردم ما شکل گرفته است. در حوزه رسانه، ما باید هوشمندانهتر عمل کنیم. در جنگ رسانهای باید در خط مقدم باشیم، در حالی که به نظر میرسد تا حدی از خط مقدم فاصله گرفتهایم. امروز میبینیم رسانههای معاند چگونه فضایی ایجاد میکنند که حتی ممکن است یک هموطن نسبتبه حمله یک متجاوز به کشور خود بیتفاوت بماند. این همان نتیجه جنگ رسانهای است.
همچنین اضافه کرد: بیتوجهی به جنگ رسانهای و جنگ نرم، که باید در قالبهای مختلف خود را نشان دهد، یکی از مشکلات ما است. بخشی از این مسئولیت نیز متوجه حوزه مستندسازی است. ما باید بتوانیم در خط مقدم این جنگ رسانهای عمل کنیم. نباید منتظر بمانیم تا دشمن حرکتی انجام دهد و بعد در برابر آن واکنش نشان دهیم. ما باید در جنگ رسانهای جلوتر از دشمن باشیم؛ باید کاری کنیم که آنها مجبور شوند به اخبار و روایتهای ما واکنش نشان دهند.
ایران همیشه سربلند، سر خم نخواهد کرد
این مستندساز با اشاره به آنکه ملت ایران اجازه نخواهد دشمن به وجبی از خاک کشور دست درازی کند، گفت: ما در طول تاریخ از مسیرهای بسیار سختی عبور کردهایم و از این مسیر نیز، به لطف خدا، عبور خواهیم کرد. ممکن است انسانها، نیروهای انسانی، منازل و ساختمانها از دست رفته باشند، اما آن چیزی که باقی مانده ایران است و عزت ایرانی. همه این تلاشها برای این بوده است که ایران ما همیشه سربلند بماند و بدون تردید همچنان سربلند خواهد ماند. درواقع در هر مقطعی که نگاه کنیم، این واقعیت را که ملت ایران خاک کشور خود را باخت نمیدهد، میبینیم؛ از هزاران شهیدی که در دوران دفاع مقدس تقدیم شدند تا شهدای جنگ دوازدهروزه و بسیاری از حوادث و موانعی که در مسیر ما قرار داشته است. ما از همه اینها عبور کردهایم و همه اینها را فدای حتی یک وجب از خاک کشورمان کردهایم. بنابراین اجازه نخواهیم داد هیچ کشوری، هیچ قدرتی بتواند به یک وجب خاک سرزمین ما تجاوز کند و ایران، در پایان این مسیر، سربلند خواهد ایستاد.
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر