مشروح اخبار


» «پیوند سد خرسان ۳ با زنجیره طرح‌های انتقال آب از زاگرس: نقش تونل‌های کوهرنگ»



یکی از مهم‌ترین زمینه‌های انتقاد نسبت به سد خرسان ۳، قرار گرفتن این پروژه در ادامه یک روند تاریخی انتقال آب از ارتفاعات زاگرس به سمت فلات مرکزی ایران است؛ روندی که طی هفتاد سال گذشته با اجرای طرح‌هایی مانند کوهرنگ ۱، کوهرنگ ۲ و کوهرنگ ۳ شکل گرفته و امروز به‌عنوان یکی از عوامل اصلی خشکی رودخانه‌ها، کاهش آبدهی کارون بزرگ و تشدید مناقشات بین‌استانی شناخته می‌شود.


مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین راک نیوز است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.


«پیوند سد خرسان ۳ با زنجیره طرح‌های انتقال آب از زاگرس: نقش تونل‌های کوهرنگ»


یکی از مهم‌ترین زمینه‌های انتقاد نسبت به سد خرسان ۳، قرار گرفتن این پروژه در ادامه یک روند تاریخی انتقال آب از ارتفاعات زاگرس به سمت فلات مرکزی ایران است؛ روندی که طی هفتاد سال گذشته با اجرای طرح‌هایی مانند کوهرنگ ۱، کوهرنگ ۲ و کوهرنگ ۳ شکل گرفته و امروز به‌عنوان یکی از عوامل اصلی خشکی رودخانه‌ها، کاهش آبدهی کارون بزرگ و تشدید مناقشات بین‌استانی شناخته می‌شود.


۱) تونل‌های کوهرنگ؛ ریشه تاریخی انتقال آب

 • کوهرنگ ۱ (۱۳۳۲) اولین تبدیل مسیر آب زاگرس به زاینده‌رود بود.

 • کوهرنگ ۲ (۱۳۷۵) جریان بیشتری را از حوضه کارون منحرف کرد.

 • کوهرنگ ۳ اگرچه سال‌هاست نیمه‌تمام رها شده، اما همچنان یکی از حساس‌ترین پروژه‌های انتقال آب کشور است.


این سه تونل در مجموع سالانه بیش از ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب را از حوضه کارون خارج کرده‌اند؛ رقمی که نقشی تعیین‌کننده در افزایش تنش‌های آبی خوزستان، بختیاری و کهگیلویه‌وبویراحمد داشته است.


۲) خرسان ۳؛ حلقه جدید این زنجیره


با اینکه در اسناد رسمی، سد خرسان ۳ «پروژه برقابی» معرفی شده است، اما قرار گرفتن آن بر روی رودخانه‌ای که از نظر منبع و حجم، یکی از تأمین‌کننده‌های اصلی کارون است، نگرانی‌ها را درباره تکرار تجربه کوهرنگ تشدید کرده است.


منتقدان معتقدند که هرگونه کنترل، تنظیم یا انباشت آب در بالا‌دست خرسان، در عمل می‌تواند مسیر انتقال آب به فلات مرکزی را تسهیل کند، به‌خصوص آن‌که برخی نهادهای ذی‌نفع—for example، فولاد مبارکه اصفهان و صنایع مشابه—سال‌هاست به‌دنبال تثبیت جریان مداوم و پایدار آب برای فعالیت‌های آب‌بر خود هستند.


۳) فشار توسعه صنعتی بر حوضه‌های مبدأ


در شرایطی که:

 • زاینده‌رود خشک است،

 • اصفهان هر سال با بحران آب شرب و محیط‌زیست مواجه است،

 • و صنایع فولادی، معدنی و پتروشیمی در مرکز کشور توسعه یافته‌اند،


به‌جای مدیریت تقاضا، منابع آب بیشتری از زاگرس استخراج می‌شود. این دقیقاً همان الگویی است که تونل‌های کوهرنگ ایجاد کرده‌اند.

سد خرسان ۳ نیز از دیدگاه منتقدان می‌تواند زیرساخت بعدی انتقال آب از خرسان ـ کارون باشد.


۴) پیامدهای این روند برای مناطق زاگرس

 • کاهش شدید آبدهی رودخانه‌های دنا، بویراحمد و بختیاری

 • تهدید حیات رودخانه کارون بزرگ

 • افزایش ریزگرد و فرسایش خاک

 • از دست رفتن باغات و منابع طبیعی

 • تعمیق شکاف اجتماعی و قومی بین مناطق مرکزی و جنوبی کشور


۵) نتیجه‌گیری این بخش


سد خرسان ۳ را نمی‌توان یک پروژه مستقل دانست.

این سد بخشی از یک ساختار بزرگ‌تر تصمیم‌گیری است که طی دهه‌ها، با تونل‌های کوهرنگ آغاز شد و امروز با فشار صنایع بزرگ و توسعه نامتوازن، به دنبال استخراج بیشتر آب از زاگرس است.


درک صحیح جایگاه خرسان ۳، تنها در صورتی ممکن است که آن را در کنار کوهرنگ ۱–۲–۳، بهشت‌آباد، بن–بروجن، و سایر طرح‌های انتقال آب بررسی کنیم؛ طرح‌هایی که مجموعاً موجب کاهش پایداری هیدرولوژیک جنوب و جنوب‌غرب ایران شده‌اند.


آذر ۱۴۰۴

مجید پریچهر 



تاریخ انتشار : دیروز, 20:42



» اخبار مرتبط:

  • نجات 8 کوهنورد گمشده یاسوجی در ارتفاعات زردکوه چهار محال بختیاری
  • واژگونی تراکتور 5 کشته وزخمی دربختیاری بهمراه داشت
  • نمانیده شهرکرد در واکنش به تجمع اصفهان: سرچشمه اصلی زاینده رود خشک شده است
  • هشدار! !! این عکس، ناراحت کننده است.
  • سد ماندگان؛ آزمون سخت وجدان توسعه در دامنه‌های دنا
  • » اشتراک گزاری خبر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    کد را وارد کنید: *
    عکس خوانده نمی‌شود


    در میان پیشنهادات این روزها، کدام را قابل اعتنا می‌دانید؟