
مقامات پلیس آمریکا گزارش کردند که یک مرد آمریکایی به سمت یک نوجوان نقابدار در مقابل منزل همسایهاشان در حین یک عملیات ظاهراً سرقت، تیراندازی کرد و بعداً مشخص شد که این نوجوان نقابدار پسر او بوده است.
مأموران پلیس آمریکا اعلام کردند که نام این نوجوان ۱۵ ساله، «تیلر گیولیانو» بوده است که حدود ساعت یک بامداد در روستایی در امتداد خط نیویورک درست شمال «دانبری» مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
بر اساس این گزارش، یک زن که به تنهایی در خانه خود زندگی میکرد، ناگهان گمان کرد که یک نفر تلاش میکند تا وارد خانه او شود و به همین منظور با پدر گیولیانو تماس گرفت و این مرد هم با تفنگ خود به منزل همسایهاش رفت.
پدر نوجوان آمریکایی با یک نفر که نقاب سیاهی بر صورت داشت برخورد کرد و سپس با تفنگ خود شروع به تیراندازی کرد و زمانیکه پلیس به محل رسید، مرد مذکور بر روی چمنها نشسته بود و پسر او نیز در حالیکه جراحاتی بر روی بدنش مشاهده میشد روی زمین افتاده بود.
گزارشها حاکی از آن است که نوجوان آمریکایی در همان صحنه حادثه جان خود را از دست داد. منبع: خبرگزاری فارس

| مزاحمین تلفنی آرامش را از آتش نشانان یاسوجی ربوده اند به طوری که طی شش ماه گذشته بیش از 36هزار مزاحمت تلفنی در آتش نشانی یاسوج ثبت شده است. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، صدای زنگ تلفن آتش نشانی به صدا در می آید. اپراتور گوشی تلفن را بر می دارد. - آتش نشانی... بفرمایید آن طرف خط، صدایی ناشناس در خواست کمک می کند. او خبر از وقوع حادثه آتش سوزی در یکی از محلات شهرمی دهد. آژیر هشدار نواخته می شود. آتش نشانان به سرعت ابزار خود را بر می دارند و سوار ماشین آتش نشانی می شوند. صدای آژیر خودروی آتش نشانی خیابانهای شهر را در می نوردد. ماشین آتش نشانی به زحمت از میان ترافیک و خیابانهای تنگ و باریک شهر می گذرد تا به مقصد می رسد. آتشی و دودی دیده نمی شود. "نکند دیر رسیده باشیم و همه جا خاکستر شده؟" این سوالی است که آتش نشانان از همدیگر می پرسند. با صدای آژیر آتش نشانی، همه اهالی محله با ترس از خانه ها بیرون می ریزند. مردی آن طرفتر به آتش نشانان نزدیک می شود و از آنان می پرسد: "خبری شده؟" آتش نشان جوانی می گوید: تماس گرفتند، گفتند "ایجا آتش سوزی شده". مرد لبخندی می زند. لبخند مرد و دیگر اهالی محله، آب سردی است که روی آتش نشانان ریخته می شود. آنها تازه می فهمند که بازهم سرکار رفته اند. این داستانی است که روزانه دهها بار در شهر یاسوج و شاید دیگر شهرهای کشور به وقوع می پیوندد و بخشی زیادی از وقت، انرژی و برنامه و امکانات آتش نشانی را صرف خود می کند.
آنگونه که مدیرعامل آتش نشانی یاسوج می گوید: روزانه به طور میانگین 500 تلفن به این سازمان زده می شود که از این تعداد بیش از 400 مورد مزاحمت تلفنی است. عباس امیریان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: طی شش ماه گذشته حدود 45 هزار تماس تلفنی به مرکز آتش نشانی یاسوج شده که از این تعداد بیش از 36 هزار مورد مزاحم تلفنی بوده است. عباس امیریان افزود: بقیه تماسها درخواست کمک، مشاوره، راهنمایی، اداری و تماس اشتباهی بوده است. وی تصریح کرد: مزاحمت های تلفنی هزینه های زیادی را بر آتش نشانی یاسوج تحمیل کرده به طوری که باعث افزایش استهلاک خودروها و همچنین خستگی روحی نیروهای عملیاتی این سازمان شده که باید به طور شبانه روز آماده کمک به حادثه دیدگان باشند. امیریان افزود: همچنین مزاحمین تلفنی باعث اشغال تلفن این سازمان می شوند تا حادثه دیدگان واقعی نتوانند به موقع تماس بگیرند و براین اساس متحمل خسارتهای جانی و مالی می شوند. مدیرعامل آتش نشانی یاسوج یادآور شد: بیشترین مزاحمت ها از کیوسکهای تلفن اماکن عمومی همچون بیمارستانها و پس از آن سیم کارتهای اعتباری بوده است. وی گفت: با همکاری شرکت مخابرات و نیروی انتظامی، پنج نفر از مزاحمین تاکنون به مراجع قضایی معرفی شده اند.
مدیرعامل آتش نشانی یاسوج همچنین اظهار داشت: ایجاد سد معبرهای عمدی و غیرعمدی در خیابانها از دیگر مواردی است که آتش نشانان را با مشکل مواجه کرده است. امیریان افزود: برخی خودروها به عمد اجازه عبور خودروهای آتش نشانی را نمی دهند و هنوز این فرهنگ که ماشین آتش نشانی مقدم بر سایر خوردوهاست، نهادینه نشده است. وی بیان داشت: این موارد گاهی منجر به تصادف ماشین آتش نشانی و یا تاخیر در امداد رسانی شده است. امیریان تصریح کرد: البته در اکثر موارد این افراد مورد شماتت سایر شهروندان قرار می گیرند. مدیرعامل آتش نشانی یاسوج همچنین بیان کرد: در محل حادثه هم برخی مردم که قصد کمک دارند، ازدحام می کنند که باید بخشی از انرژی امدادگران صرف جلوگیری از این مسئله شود. وی با تقدیر از حس همکاری مردم در حوادث گفت: امداد و نجات و کمک به حادثه دیدگان یک امر تخصصی است که باید تنها توسط امدادگران انجام شود.
به گزارش مهر، برای نجات یک انسان از چنگال مرگ حتی ثانیه ها هم تعیین کننده هستند. ثانیه هایی که تلف می شوند تا انسانی قربانی بازی کودکانه و رفتارهای ناهنجار ما گردد. افرادی که اقدام به مزاحمت می کنند باید بدانند که حادثه تنها برای دیگران اتفاق نمی افتد و ممکن است روزی آنها و یا نزدیکانشان نیز گرفتار حادثه ای شوند. اگر هرکس خود را جای حادثه دیده قرار دهد، دیگر شاهد این مزاحمتها که ممکن است به بهای جان انسانی تمام شود، نخواهیم بود. راستی یادمان باشد چند بار روی درس "چوپان دروغگو" بنویسیم. |

قیمت پسته نه مثل دلار به شکل ساعتی، اما شبیه به بازار 206، به صورت هفتگی تکان میخورد و حالا هم 35هزار تومان را رد کرده است، پسته البته بهانه ای است برای مرور گرانیها و دستهای خالی و دعدههای عالی!
ای پسته شوخ و شنگ و خندان
ای قیمت تو برابر جان
ای برده دهان دلفریبت
هوش از سر مردم سخندان
عارف به تو گشته است پابند
عامی به جمال توست، حیران
رفتهاست ز وصف مغز سبزت
آوازه بر این بلند کیوان
در مجمع ظرفهای آجیل
هستی تو مثال قیصر و خان
بادام به بزم توست فراش
تخمهست به حضرت تو دربان
ز اعجاز مقام برترت، شد
هر صد گرمت دویست تومان
در محفل اغنیا غنودی
فارغ ز مشقت فقیران
نه در غم مردمان بیپول
نه فکر دوا و قرص و درمان
نه در صف مرغ و گوشت قائم
نه در پی نان و پودر ویلان
نه گوش ترا، که خسته گردد
از ضربه وعدههای چاخان
زان وعده که با دهل سرودند
درباره جنسهای ارزان
القصه دل ترا غمی نیست
آسودهای از جفای دوران
از دامن تو شده است کوتاه
دست من مفلس مسلمان
هفته نامه گل آقا. مهر 1371
ادامه خبر...
خدایا:عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار.به من قدرت تحمل عقیده مخالف ارزانی کن.
خدایا:شهرت منی را که «می خواهم باشم»قربانی منی که« می خواهند باشم» نکند.مرادر ایمان،«اطاعت مطلق»بخش،تا در جهان،«عصیان مطلق» باشم.به من «تقوای ستیز» بیاموز،تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از «تقوای پرهیز»مصونم دار تا در خلوت عزلت،نپوسم.
خدایا:در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با « نداشتن»و « نخواستن» رویین تن کن.به هر که دوست می داری بیاموز که:عشق اززندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری بچشان که:دوست داشتن از عشق برتر!
خدایا:«چگونه زیستن» را توبه من بیاموز،«چگونه مردن» راخود خواهم آموخت.رحمتی کن تا ایمان،نام ونان برایم نیاورد.
خدایا:خودخواهی را چنان در من بکش،یا چندان بر کش،تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدایا:قناعت،صبر و تحمل را از ملتم بازگیر و به من ارزانی دار.
خدایا:مرابه خاطر حسد،کینه و غرض،عمله آماتور ظلمه مگردان(آمین یا رب العالمین)

شبكه ايران نوشت: سید علی اصغر حسینی وكيل دولت در پرونده شكايت از قاليباف پس از بازداشت علي اكبر جوانفكر گفت: نمیدانم بازداشت آقای جوانفکر همزمان با سخنرانی ريیسجمهور چه معنایی دارد. من همچنین نمیدانم کی به سراغ آقای قالیباف میروند. به هرحال این رفتار قوه قضائیه که پس از 3 سال به چنین پرونده مهم و در عین حال سادهای رسیدگی نمیکند، قابل انتقاد است. واقعا نمیدانم چرا بعد از 3 سال این پرونده هنوز در مرحله دادسرا رسیدگی نشده است.

|
در «سالهاي بد»، در دوره اصلاحات بودجه کشور بر اساس قيمت 18 دلاري هر بشکه نفت تنظيم شده بود وقيمت نفت پس ازسقوط آزادي هولناک شروع به رشد کرد و به 21 دلار رسيد. در همان زمان يکي از مسئولان در سخناني گفت حالا که قيمت نفت افزايش يافته چرا مردم بهرهمند نميشوند؟ در حالي که دولت اصلاحات در آن زمان به جاي تزريق پول نفت به اقتصاد کشور و ايجاد تورم، اقدام به تاسيس صندوق ذخيره ارزي کرد تا بدين وسيله جلوي تنشهاي ناشي از نوسانات قيمت نفت را در اقتصاد کشور بگيرد و درآمد مازاد نفت را در بخش توليد سرمايه گذاري کند. در آن زمان نه تورم اين قدر بالا بود و نه ارزش پول ملي اين قدر پايين، و احتمالا حالا خيليها آن سالها را به خاطر دارند، اما در آن زمان دوستان و برادراني نگران وضعيت اقتصادي مردم بودند؛ آن قدر نگران و ماتم زده که در مسجد هدايت، مسجدي که مرحوم طالقاني در آن اقامه نماز ميکرد و روزگاري محل تجمع مبارزان و انقلابيون بود، براي کارتن خوابها مجلس ختم نماديني برگزار کردند . اين رفتارها اما کافي نبود و راضي شان نميکرد... . خلاصه اينکه در آن «سالهاي بد» همه دوستان و برادران ما از وضعيت اقتصادي کشور ميناليدند و ميگفتند وقتي وضعيت اقتصادي کشور چنين است و مردم در چنان وضعي، توسعه سياسي چه معنا دارد ؟ و البته کفن پوشان فرصت رفتن به خانه را نداشتند و هميشه و هميشه در خيابانها آماده فداکاري بودند . در درون خانه هم گويا راههاي گفتوگو يکي پس از ديگري به بن بست ميرسيد اما رئيس جمهور اصلاحات در بيرون خانه صحبت از گفتوگوي تمدنها کرد تا نقطه پاياني باشد بر نظريه جنگ تمدنها و بي مهري ديگران در حق ملت ما. در مقابل باز هم برادراني بودند که اين همه خفت را نميتوانستند تحمل کنند . گفت و گو ؟ آن هم با غرب که از بند ناف گويا با هم دشمن بوده ايم در حالي که ما گفت و گو با شما اصلاح طلبان کج انديش را نيز روا نميدانيم؟ کم کم ما هم باورمان شد که راه را به خطا ميرويم. بايد کسي ميآمد و مسير را اصلاح ميکرد و ناگهان کسي آمد که آمدنش را همچو صبح ميدانستند. او از مهرورزي و عدالت با ما گفت و از آمدن نفت بر سر سفرهها.تازه يادمان آمد که اي داد چرا در سبد غذايي و بر سفرههاي ما نفت نيست؟ يکي ديگر از برادران و دوستان مان از ژاپن اسلاميگفت و ما زير لب با خود گفتيم چرا که نه؟! ژاپن نه نفت دارد نه گاز و نه مس و نه هزار هزار منابع معدني و سرزمينهاي حاصلخيز و هوش و استعداد ايراني و هزار درد بي درمان ديگر. اما مسير ژاپن از نظر برادران و دوستان مان از چين ميگذشت. به چين که رسيديم کالاهاي چيني عدالت مان را زمين گير کردند و نه تنها نفت را بر سر سفرهها نياوردند بلکه نان را هم از سفرههاي ما بردند . به چين که رسيديم ژاپن از ما دور و دورتر ميشد. بودجه کشور براساس هر بشکه نفت به قيمت 40 دلار تنظيم شد و نفت تا مرز 120 دلار رسيد اما آن سخنران حالا ديگر يادش نميآمد که از افزايش قيمت نفت و بهرهمندي مردم چيزي بگويد. حالا اولويتهاي ديگري مطرح بود، يعني پيشاز آن که به عدالت و مهرورزي برسيم از آنها گذشته بوديم و کفن پوشان حالا در پستها و سمتهاي ديگر رنج و خستگي سالها را از تن به در ميکردند و از کفنهاشان جز خاطره چيزي برجاي نمانده بود و البته آن لپتاب معروف که همه اسناد را در خود داشت و هميشه و همواره همه را تهديد به افشاگري ميکرد هيچ گاه گشوده نشد مثل آن ليست در جيب بغل که با توصيه دوستان شفيق هرگز ارائه نشد. در اين سالهاي خوب که ديگر منحرفان و کج انديشان اصلاح طلب در قدرت نيستند ارزش پول ملي هر روز سقوطي ديگر را تجربه ميکند و تورم همچنان در حال صعود است.فاصله طبقاتي به شکافي غير قابل بازگشت تبديل شده است و اصولا چيزي به نام قشر متوسط به افسانه پيوسته است. اما جاي هيچ نگراني نيست. رئيسجمهوري دولت عدالت گستري و مهرورزي اخيرا در سازمان ملل گفتهاند درآمد سرانه هر ايراني بيشاز 4 هزار دلار است و البته ايشان نگفتند که آيا اين درآمد سرانه 4 هزار دلاري واقعا عادلانه در بين مردم تقسيم شده است يا نه؟ البته هنوز جاي هيچ نگراني نيست چرا که تا چند روز آينده يارانهها واريز خواهد شد و باد همه چيز را با خود خواهد برد . |

نماينده اصفهان با تاکيد بر اينکه در کل بايد هر 3 قوه صرفه جويي داشته باشند گفت: وقتي مشکلات ارزي داريم و بازار ارز ملتهب است، رييس جمهور کار بدي کرده که اين همه آدم را با خودش به سازمان ملل برده است. حسن کامران در گفتوگو با پايگاه خبري فريادگر با ابراز تاسف از اعزام هيات 120 نفره از ايران به نيويورک گفت: امروزه براي تامين هزينه رزمندگان معسر درمانده ايم. در قانون بودجه 60 ميليارد تومان براي آنان در نظر گرفته شد و در بررسي بودجه آنرا به 100 ميليارد تومان افزايش داديم اما آقايان ندادند. وي افزود: رزمندهاي که داوطلبانه به جبهه و جنگ رفته و جانش را گذاشته تا براي ما امنيت درست کند، بودجه به او نميدهند، آن وقت 120 نفر را به نيويورک ميبرند که سوال ما اين است براي چه ميبرند؟ عضو کميسيون امنيت ملي مجلس با يادآوري اينکه همين چند روز قبل بود که در بررسي يک طرح، براي همسران ايثارگران بودجه نداشتيم گفت: من به نماينده دولت گفتم که همسر شهيد و جانباز که درس ميخواند به يک بودجه 3 ميليارد توماني نياز دارد و شما نميدهيد و ميگوييد نداريم در حالي که اين مبلغ نصف هزينه اي است که اين آقايان به آمريکا برده اند. وي با تاکيد بر اينکه رهبري بارها به مسوولان گفته اند سفرهاي غير ضروري را نرويد گفت: کشورهاي ديگر را ببينند که با ميهمان سياسي شان چه ميکنند در حالي که ما اينجا بايد پسته و قالي دنبال آقاياني کنيم که به ايران آمده اند! مگر قرار است چه بشود؟ کامران با طرح اين پرسش که پولهاي کلاني که دولت اين گونه خرج ميکند، مال کيست و از کجا آورده اند؟ گفت: آقايان بدانند که اين پول کلاه نمديهاست. وي افزود: لپ سرخها همان اشرافها هستند و زيرپاي زن و دختر و پسرشان هر کدام يک ماشين است و اگر انساني را هم با اين ماشين زير گرفتند، بدون آنکه نگران باشند ديهاش را ميدهند. در حالي که آن فردي که التماس ميکند که يک وام 3 ميليون توماني بگيرد، به او نميدهيم. آقايان بدانند که پول اين بندگان مظلوم خدا را به نيويورک ميبرند. نماينده اصفهان با تاکيد بر اينکه نظارت مجلس هميشه ضعيف بوده است گفت: اول خود مجلس بايد درست کار کند تا بتواند به دولت تذکر بدهد. وقتي من نماينده دنبال يک وزيرراه ميافتم و به هر کجا که ميگويد، ميروم، ديگر نميتوانم به آن وزير يا رييس جمهور بگويم چرا هياتي به اين گستردگي به اين سفر بردهايد.
ادامه خبر...
راک نیوز : به گزارش خبرنگار ما درحالی که چندی قبل زمزمه بازگشت سیستم توزیع کالاهای کوپنی به کشور مطرح شد, که مسوولان انرا به شدت تکذیب کردند که اکنون با افزایش سرسام اور قیمت کالاهای اساسی و عجز دولت در تنظیم بازار باعث شده که مجددا این بحث مطرح شود که دولت قصد دارد دوباره عرضه سهمیه بندی کالا را احیا کند .
این درحالی است که طی روزهای اخیر اخباری از افزایش یارانه نقدی مردم هم از دولت متبادر شد ,اما با واکنش تند ومخالفت جدی نمایندگان مجلس رو برو شد , همین مساله این گمانه را تقویت میکند که شاید دولت قصد دارد با این روش همان مبلغ را به صورت غیر نقدی به مردم اختصاص دهد.
درهمین راستا یک مقام صنفی به خبرنگار ما گفت که طی روزهای اخیر یک مقام دولتی از احتمال بازگشت توزیع کالاهای اساسی از طریق کوپن خبر داده وگفته که اصناف بویژه صنف خواروبار فروشان اماده اجرای این طرح باشند .
بر این اساس خواسته شده که واحدهای صنفی منتخب مشخص شده ومعرفی گردند تا به انها اموزش لازم جهت توزیع کالاها داده شود.
به گزارش قدس انلاین , این کالاها شامل برنج , لبنیات ,از جمله پنیر وکره و برخی کالای اساسی دیگر است که به احتمال زیاد با قیمت یارانه ای اختصاص خواهد یافت .
تاکنون هیچ مقام دولتی این خبر را تایید یا تکذیب نکرده است .
درهمین راستا چندی قبل , رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از مطالعه طرح اقتصاد مقاومتی با محوریت حمایت از تولید و ساماندهی ارز در مرکز پژوهشها و نهایی شدن آن تا پایان هفته خبر داد و گفت: در این طرح تلاش شده تا راهکارهای توزیع کالاهای اساسی مورد توجه قرار گیرد و با متخلفان برخورد جدی شود. ارسلان فتحی پور اظهارداشت: طرح 9 ماده ای «حمایت از تولید ملی با استفاده از ساماندهی نظام ارزی» که از آن به طرح مقاومت اقتصادی یاد میشود هم اکنون در جلسات مجلس و مرکز پژوهشها در حال بررسی است. وی ادامه داد: هر روز برای بررسی این طرح با مرکز پژوهشها جلسه داریم و پیش بینی این است که مطالعه این طرح تا پایان هفته نهایی شود و پس از تعطیلات مجلس طرح به صورت فوریتی در صحن مجلس مورد بررسی قرار گیرد.
***آمادگی ستاد بسیج اقتصادی برای توزیع کوپن
با این وجود حسن رادمرد، معاون بازرگانی داخلی وزارت صنعت، معدن و تجارت که در مورد بازگشت دوباره کوپن به نظام توزیع اظهار بیاطلاعی میکند، و میگوید: در حال حاضر ستاد بسیج اقتصادی وظیفه اجرایی ندارد و فقط برای تسویه حسابهای گذشته به کار خود ادامه میدهد.
او نیز در عین حال به انجام برخی مطالعات در این زمینه اشاره میکند و توضیح میدهد: ستاد بسیج اقتصادی به تازگی مامور انجام تحقیقاتی روی 3 کالای اساسی مرغ، گوشت و برنج شده است تا در صورت لزوم به صورت کوپنی توزیع شوند.
به گفته او هر زمان نیز که نیاز به ورود کوپن به چرخه توزیع احساس شود به راحتی ستاد بسیج اقتصادی فعال شده و زیرساختهای لازم فراهم میشود.
رادمرد با این توضیحات تاکید میکند که در حال حاضر نیازی به سهمیهای کردن کالاها نیست و فعلا کالا به میزان مورد نیاز کشور وجود دارد.
این اظهارات در حالی است که به تازگی به دنبال بروز مشکلاتی در حوزه تامین ارز مورد نیاز برای واردات و همچنین برخی محدودیتها برای تولیدکنندگان نگرانیهایی نسبت به کاهش موجودی بازار کالاهای اساسی نیز به وجود آمده است.
فعالان میگویند: به تازگی نیز افزایش قیمت شدید شیر و مرغ به دلیل کمبود در نهادههای دامی و در نتیجه کاهش تولید بازار را ملتهب کرده است.

این روزها فتحی پور سؤال های سخت می پرسد؛ وی که رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس هم هست گفته: «دولت پاسخ دهد؛ بانک مرکزی قیمت سکه را تعیین میکند یا دلالان؟!»؛ در همین راستا و با توجه به آنکه این روزها دولتی ها اینقدر مشغول خدمت رسانی می باشند که فرصت پاسخگویی به چنین سؤالات بی اهمیتی را ندارند؛ با خودمان گفتیم ما پاسخ آقای فتحی پور را بدهیم.
در همین رابطه بعد از ساعت ها تحقیق و مطالعه پاسخی کارشناسی شده برای ایشان در این خصوص یافتیم که بدین شرح می باشد: «جدی می گی؟! اوه! اوه!»
***
موسوی لارگانی که عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هم هست ، گفت: «تورم برخی از مردم را به نان شب محتاج کرده است.»
و ما بسیار شادمان می شویم که مردم محتاج "نان روز" نیستند! حالا فوقش "نان شب" نداشتند هم نداشتند! در عوض شام نمی خورند و رژیم می گیرند! اتفاقا برای سلامتی شان هم خوب است!
***
زارع که اتفاقا ایشان هم عضو کمسیون اقتصادی مجلس هست،گفت: «بانک مرکزی تصمیمات خوب را بد اجرا کند ارزش ندارد.»
از شنیدن این خبر بسیار شادمان شده و متوجه می شویم برخلاف تصورمان بانک مرکزی "تصمیمات خوب" می گیرد و همین برایمان کافی است! بد اجرا شدنش هم احتمالا تقصیر چهارتا دلال و دو نفر سودجو هست!
***
در حال حاضر که در حال نگارش این متن هستم سکه یک میلیون و صد و چهل هزار تومان را رد کرده و دلار هم 2850 تومان است!
شنیده می شود بعد از اینکه بهمنی متوجه قیمت دلار شد، گفته است: «جدی میگی؟!آخ!آخ!» و وزیر اقتصاد هم بعد از اطلاع از قیمت طلا گفته است: «جدی می گی؟! اوه! اوه!»
راستی! وزیر حسینی همچنین گفته است: «ارز 2400 تومان هم مشتری ندارد/معاملات در بازار آزاد صوری است!»؛ نظر شما چیست؟! نکنه شما هم "اوه اوه؟!"
الف.راستگو

حتما با داستانها و فیلمهای جایی آشنایی دارید. داستانهایی که در آنها کارآگاه با کنار هم گذاشتن سرنخها راز یک جنایت را کشف میکند. چند روزی است که مرگ مشکوک یک بازیگر تلویزیونی به سوژه رسانهها تبدیل شده و همه در تلاش اند با کنار هم گذاشتن مدارک و شواهد این پرونده، پرده از راز آن بردارند.
جانی لوئیس بازیگر 28 سالهای است که در سالهای اخیر به واسطه حضور در "پسران آنارشی" سریال موفق شبکهی اف.اکس به شهرت رسیدهاست. سریالی که نقش اصلی آن را ران پرلمن ایفا میکند. روز چهارشنبه این بازیگر جوان به تیتر تمام رسانههای سینمایی و غیرسینمایی تبدیل شد. اما نه به خاطر فعالیت هنری بلکه به دلیل مرگش!

جسد بیجان لویس چهارشنبه در لس آنجلس در حالی پیدا شده که علت مرگ او سقوط از بالای پشت بام یک خانه تشخیص داده شدهآست. البته هنوز مشخص نیست که او خودش را از بالای ساختمان پرت کرده یا آنکه در هنگام پریدن از روی پشت بام، سقوط کردهاست. اما اگر از لحظهی مرگ چند لحظه به عقب برگردیم، لوئیس متهم اصلی یک قتل هم محسوب میشود!
صاحب همان خانهای که لوئیس از پشت بامش سقوط کرده، کاترین دیویس پیرزن 81 سالهای بوده که به نظر میرسد لوئیس قصد داشته تا یکی از اتاقهای خانهی او را اجاره کند. صبح همان روز اهالی محلهی لاس فلیز به پلیس گزارش داده بودند که از خانهی دیویس صدای جیغ و فریاد و درگیری شنیده میشود. لویئس روز قبل از حادثه، از زندان آزاد شده بود. او ماه قبل به دلیل حمل غیرمجاز اسلحه و اقدام به سرقت در دادگاه به حبس محکوم شده بود.
هنوز فرضیهی مشخصی دربارهی این پرونده وجود ندارد. اما به نظر میرسد که درگیری لوئیس با صاحب خانه منجر به مرگ او شده است و دخالت همسایهها بعد از شنیدن سر و صداها، باعث شده تا لوئیس برای فرار به بالای پشت بام برود و در همان حین سقوط کند.
لوئیس در سریال "پسران آنارشی" نقش عضو یک کلوپ موتورسواری را بازی میکرد. کیت ساتر سازندهی سریال در بیانیهای مرگ لوئیس را تراژدی و پایانی برای یک استعداد کمنظیر خوانده است. استعدادی که از اقبال بد راهش را گم کرده بود.
ادامه خبر...