
بازار ارز به قدري نابسامان است که بسياري انتظار داشتند نشست خبري آقاي احمدي نژاد به جلسه تبيين سياستهاي ارزي دولت و اعلام راهبردها و برنامه هاي عملياتي که دولت براي آرام کردن فضاي کشور طراحي کرده است تبديل شود اما....
ظاهرا آقاي احمدي نژاد يک نکته مهم را فراموش کرده اند و آن اين است که ايشان رئيس جمهور کشور و عالي ترين مقام در حوزه اجرا مي باشند اينکه يک نفر مصاحبه اي کند يا فلان خبرگزاري خبري را در سايتش بگذارد يا رسانه اي ديگر پيامکي را بفرستد يا.... هيچ کدام پاسخ به اين سوال عادي و البته بسيار مهم مردم نيست که دولت براي حل وضعيت موجود به جاي حرف هاي تکراري چه "برنامه" و "طرح جديدي" براي آينده دارد. افکارعمومي وقتي ميبيند دولت به جاي برنامه هاي اعتماد بخش فقط وعده و صحبت هاي کلي که بارها نيز تکرار شده است به افکار عمومي ارائه مي کند و زماني که به دليل تصميمات عجيبي مانند قطع ناگهاني ارائه ارز بدون داشتن برنامه اي جامع براي آينده، بازار ارز، فکر مي کند(درست يا نادرست) دولت خود به دنبال افزايش قيمت دلار است، هيچ گاه نمي تواند بپذيرد همه در اين انفجار قيمت ارز نقش دارند جز دولت که مسئول ترين دستگاه کشور در اين موضوع محسوب مي شود.
وزير محترم اقتصاد که اتفاقا سخنگوي اقتصادي دولت نيز هست به صورتي کاملا شفاف درباره کنترل بازار ارز از خود رفع مسئوليت کرد اما آيا آقاي رئيس جمهور نيز مي توانند بعد از مدت ها چشم انتظاري مردم، نشست خبري که بسياري به آن اميد بسته اند را تبديل به حمله به افراد و ديگر بخش هاي نظام کنند و نسبت به مسئوليت اصلي خود که روشن کردن برنامه ها و راهکارهاي دولت است بي توجه باشند. واقعيت اين است که هم بخش توليد و هم مردم در وضعيت سختي قرار دارند و متاسفانه اين هم يک واقعيت تلخ است که باور اکثريت مردم (که ما هم به دلايلي روشن با اين باورهم عقيده ايم) اين است که وضعيت موجود بيشتر خودساخته و کمتر متاثر از تحريم هاي بين المللي است.
انتظار مردم از آقاي احمدي نژاد فقط يک نکته است و آن اين است که ايشان فراموش نکنند که رئيس جمهور کشور هستند و رئيس قوه مجريه.
نويسنده: محمدسعيد احديان

سالهاي آخر جنگ و روزهاي موشک باران شهرها بود. غروب يکي از آن روزها که برق رفت و اعلام وضعيت قرمز شد، پدرم مرا فرستاد سرکوچه که شيشه چراغ گردسوز بخرم. رفتم و شيشه را به قيمت 8 تومان خريدم اما زماني که پدرم ميخواست آن را جا بيندازند، شيشه شکست و لازم شد تا دوباره بروم و شيشه ديگري بخرم، اما اين بار فروشنده قيمت آن را 9 تومان گفت. وقتي هم اعتراض کردم که همين چند دقيقه قبل شيشه را 8 تومان خريدهام، پاسخ داد: اين چيزها قيمتش ثانيهاي بالا ميرود!
اين خاطره از ده- دوازده سالگي هميشه در ذهنم بود و گاهي که ياد آن سالها ميافتادم، خدا را شکر ميکردم که ديگر آن شرايط نيست و اگر چه هنوز گراني و تورم، مردم را در تمام اين سالها آزار ميدهد اما وضعيت اقتصادي کشور مثل دوران جنگ چنان سخت و ويژه نيست که حتي شيشه چراغ گردسوز هم ثانيهاي گران شود. در آن روزگار بودجه مملکت صرف جنگ ميشد و به جايي رسيده بوديم که به قول بعضي از افراد«براي تهيه بند پوتين رزمندگان» هم ممکن بود به مشکل مالي برخورد کنيم.
چند روز پيش در بحبوحه وضعيت ناهنجار و عجيب افزايش قيمت ارز، يکبار ديگر اتفاقي افتاد که آن خاطره برايم زنده شد. گويي اين جمله که «تاريخ تکرار ميشود: بار نخست به شکل تراتژدي است و بار دوم به صورت کمدي» براي من به واقعيت پيوست. رفتم و از سوپري سر کوچهمان يک پاکت 900 گرمي شکر خريدم به قيمت 1500 تومان و يک ساعت بعد که دوباره رفتم تا يک پاکت ديگر بخرم، فروشنده قيمت را 1600 تومان اعلام کرد. اين بار اما اعتراضي نکردم، همه تجربياتي که از نوجواني تا به حال اندوختهام مانع شد که بپرسم چرا در روزگاري که نفت را بالاي 100 دلار ميفروشيم و آنقدر وضعمان خوب است که هيات همراه احمدينژاد به نيويورک 85 تا 140 نفر(بنا به روايتهاي متفاوت) است بايد اين طور ثانيهاي قيمت اقلامي مثل شکر بالا برود؟! در واقع فروشنده خرده فروش که آخرين حلقه زنجير است چه کاره است و چقدر در اين گراني تاثير دارد که من اعتراضم را سر او خالي کنم؟!
اين وضع البته فقط براي من و درباره شکر شکل نگرفته است. اين روزها هر که را ميبيني از همين حرفها ميزند: دوستي که موعد تمديد اجاره خانهاش رسيده و صاحب خانه 60 درصد به اجاره افزوده است. خويشاوندي که دارد براي دخترش جهيزيه فراهم ميکند تعريف ميکند که فروشگاههاي لوازم خانگي يا کلا کرکره را پائين کشيده و تعطيل هستند يا تبديل به نمايشگاهي شدهاند که اجناسشان براي تماشا است نه فروش و اگر کسي هم چيزي را ميفروشد، به قيمتي ميفروشد که کسي نخرد! منظورم اين است که وضعيت اقتصادي فعلي فقط واردکنندگان عمده و تجار و فعالان بازار ارز و سکه را درگير نکرده است بلکه اين اقشار متوسط و ضعيف جامعه هستند که دارند از برکت سوء مديريت مدعيان «آوردن پول نفت بر سر سفرهها» زير فشار گراني له ميشوند و حتي قدرت آخ گفتن هم ندارند! تصور کنيد کارمندي که ماهيانه 700 هزار تومان حقوق ميگيرد اگر همه حقوق و عيدي يک سال خود را جمع کند و يک ريال آن را هم خرج نکند باز هم سر سال نميتواند يک سوم 25 ميليون تومان که صاحبخانه طلب کرده، فراهم کرده و به عنوان اضافه رهن بدهد تا در همان آپارتماني که سال قبل رهن و اجاره کرده يکسال ديگر بماند! پسري که در آستانه ازدواج است نميتواند با حقوق کامل يک سال خود براي همسرش يک سرويس معمولي طلا به قيمت هر گرم 130 هزار تومان بخرد! پدري که بازنشسته است نميتواند با حقوق يک سال خود چهار قلم کالاي اصلي جهيزيه دخترش را تهيه کند! کارگري که سالهاست ميوه و گوشت از سبد خريدش حذف شده بايد لبنيات را هم از سفرهاش جمع کند! و اين ميان اگر خداي ناکرده فردي از خانوادهاي متوسط بيمار شود، هزينهاي براي درمانش وجود ندارد! در اين وضعيت چه انتظاري ميتوان از مردم داشت که دغدغه «پير شدن جمعيت» در سالهاي آينده را داشته باشند و بيشاز پيش بچهدار شوند؟ چه انتظاري ميتوان از جامعه داشت که کتاب و مطبوعات بخرند؟ و چرا بايد مردم گوش به نصايحي از اين دست بدهند که داراييهاي اندک خود را سکه و دلار و مايحتاج اضافي نخريد و به هيجان بازار دامن نزنيد؟ در حالي که همه چيز ثانيه به ثانيه گرانتر ميشود و پول مردم بيارزشتر؛ آن وقت مسوولان اقتصادي مملکت با طمانينه و آرامش اعلام ميکنند که بالاخره مقاومت بازار و اخلالگران ميشکند و تا ابد وضع چنين نميماند!
برادران گرامي، آنچه شکسته است آرامشي است که بايد در بازار باشد، آنچه شکسته است اعتمادي است که بايد به برنامههاي اقتصادي دولت باشد، آنچه شکسته است اميد به آينده قشر کم درآمد جامعه است. واقعا اگر شبيه وضعيتي که اين روزها در اقتصاد ايران شکل گرفته در کشور ديگري شکل ميگرفت، مسوولان اقتصادياش نه تنها استعفا ميدادند که از ناراحتي و شرم، خودکشي ميکردند، اما بنازم به اعتماد به نفس وصلابت بعضي مسوولان خودمان که همتشان صرف بگو مگو با هم و انداختن تقصيرها به گردن يکديگر است که هيچ دردي از مردم دعوا نمي کند. وظيفه ما اهالي رسانه اين نيست که بهبه و چهچه بگوئيم و بعد هم دولت محترم با وام خبرنگاري و جايزه فصلي تشويقمان کند. وظيفه ما بيان واقعيتهايي است که عرصه را بر مردم تنگ کرده است، حتي اگر به سياهنمايي و همکاري با دشمنان متهم شويم و خدا کند که گوشي براي شنيدن اين حرفها باقيمانده باشد و ذهني باور کند که سياهنمايي يعني چشم بستن بر واقعيتها و تعريف از خدماتي که وجود خارجي ندارد!
نويسنده : محمدحسين روانبخش

رئیس سازمان بازرسی کل کشور در واکنش به اظهارات رئیس جمهور گفت: دستگاههای امنیتی صحت گفتههای رئیس جمهور را بررسی کنند و 22 نفری را که ایشان میفرمایند سر حلقه نوسانات اخیر بازار هستند را به مردم معرفی کنند.
مصطفی پورمحمدی که در جمع اعضای اتاق بازرگانی استان سیستان و بلوچستان سخن میگفت، در واکنش به صحبت های رئیس جمهوری در کنفرانس خبری امروز خود، تصریح کرد: من از صحبتهای رئیس جمهور متاسفم، ایشان اعلام کردند که سر حلقه تمام آشفتگیهای اخیر یک تیم 22 نفره هستند، اگر اینطور است دستگاههای اطلاعاتی وارد عمل شوند و با این تیم برخورد کنند.
وی با طرح این سوال که چرا رئیس جمهور با فرافکنی مشکلات موجود را به گردن دیگران میاندازد، تصریح کرد: یکی از مهمترین عوامل افزایش قیمت ارز وجود تحریم هایی است که علیه کشورمان صورت گرفته است. همه بار سنگین تحریم ها را قبول دارند، اما این دلیل نمیشود که برای این مشکلات و نحوه مواجهه با تحریم ها تدبیر نکنیم. مردم تحریمها را میفهمند اما این دلیل نمیشود برای رفع این مشکلات فعالیت موثری نداشته باشیم.
رئیس جمهوری در اظهاراتی در کنفرانس خبری امروز خود گفت: یکی از نهادهای اطلاعاتی گزارش آورده است و میگوید 22 نفر سر حلقه هستند و تمام آشفتگیها را اینها ایجاد میکنند. من حالا باید چه کار کنم؟ مشخص است چه نهادهایی باید وارد عمل شوند.

این اتفاق یکی دوساعت پیش رخ داد اما با توجه به جراحی قلعه نویی خانواده وی تردید داشتند که خبر را به وی بدهند یا صبر کنند
- امیر قلعه نویی امروز در غم از دست دادن مادرش عزادار شد. این در حالی است که وی صبح امروز پایش را جراحی کرد .
او علاقه شدیدی به مادرش داشت و خانواده و دوستان تردید داشتند که چگونه خبر را به اطلاع وی برسانند.
پایگاه خبری تحلیلی راک نیوز ، این مصیبت را به قلعهنویی تسلیت میگوید.
ادامه خبر...
یک فروند هواپیمای باری ایرانی در فرودگاه بغداد نشانده شد و مورد بازرسی قرار گرفت.
یک فروند هواپیمای باری ایران متعلق به ایران ایر ساعتی پیش توسط عراق در فرودگاه بغداد نشانده شد.
مسئولان عراقی "بازرسی از هواپیما" را علت نشاندن این هواپیما عنوان کرده اند.
این هواپیما در کرودور پروازی تهران دمشق در تردد بوده است.
اجناسی از جمله "لباس" بار این هواپیما را تشکیل داده بود.

- آمریکا همچنان در حال فروپاشی
وضعیت بحرانی اقتصاد در ایالات متحده آمریکا، مردم این کشور را دچار سردرگمی و ریاضت اقتصادی کرده است. مردم امریکا 7 سال است زیر فشار سنگین اقتصادی کمر خم کردهاند. رییس جمهور امریکا در پیامی از مردم خواست کمتر خرید کنند! وی البته نگفت چرا همبرگر مک دونالد از 2 دلار در سال 2012 به 3.5 دلار در سال 2017 رسیده است!
- شاخص بورس در تهران ترکید
به گزارش خبرنگار ما با وجود بحران وحشتناک اقتصادی در جهان و همچنین رکود مالی و ورشکستگی اکثر بورسهای منطقه، شاخص بورس تهران دیشب ترکیدو به بالاترین حد در 60 سال اخیر رسید به طوری که تابلوهای بورس توان نمایش نمودار میلهای این شاخص را نداشتند.
- خبرنگار ما از لندن امشب هم با دست پر میهمان شما شده:
افزایش بهای سوخت، و داد مردم...اینجا پمپ بنزین مرکزی شهر ملکه همیشه زنده است! مردم در صفهای طولانی به نشانه اعتراض، اعتصاب کردهاند. افزایش ناگهانی قیمت بنزین علت عصبانیت آنهاست.
مردم(زبان محلی با ترجمه شیوای فارسی): من واقعا ندارم! از کجا بیارم این 25 سنت افزایش هر لیتر را بدهم.
مردم(زبان محلی با ترجمه شیوای فارسی): خدا از ملکه نگذرد که زندگی را برای ما تلخ کرده. خیر نبینه! من مجبور شدم به جای هفتهای 30 لیتر، هفتهای 25 لیتر بنزین بزنم، به کی باید بگم؟
مردم(زبان محلی با ترجمه شیوای فارسی): ای کاش ما هم سالها قبل، بنزین را سهمیهبندی کردهبودیم...یکی از اقوام من در ایران زندگی میکند و واقعا به حال او غبطه میخورم. زنده باد ایران.
مردم(زبان محلی با ترجمه شیوای فارسی): اگر همینطوری پیش برود؛ من ماشینم را میفروشم. همسرم افسرده شده. چه کسی جوابگوی گریههای همسر من است.
این هم مامور پمپ بنزین است. او بی اعتنا به ناراحتی مردم و در حالی که پول میشمرد با بی ادبی به دوربین ما گفت: برو پی کارت!
بریتانیا در سه سال گذشته دو بار بنزین را گران کرده است. یکبار 10 سنت و این بار هم 15 سنت. برخی کارشناسان فروپاشی بریتانیا و ناتوانی در مدیریت اقتصادی را علت اصلی این انحرافات اقتصادی عنوان میکنند.

از قدیم الایام گفته اند سکوت علامت رضاست و حالا سکوت معنا دار اقتصادی های دولت در قبال آشفته بازار ارز معنا دار به نظر می رسد.
قیمت دلار و ارز در حالی از مرز 3هزار تومان عبور کرده است که دیگر از وعده های دولتی ها برای کنترل بازار خبری نیست.بورس ارز و ماجرای پرتابل ارزی نیز به دست فراموشی سپرده شده است و ظاهرا رئیس جمهور فراموش کرده که در یک گفت و گوی تلویزیونی اعلام کرد، دلار 3 هزار تومانی جنگ روانی است!
شهریور ماه امسال بود که محمود احمدی نژاد در گفتگوی جنجالی خود با شبکه اول سیما که اعتراضات بسیاری را از سوی نمایندگان مجلس و سیاسیون برانگیخت، به صراحت نظر خود را درباره شایعه دلار3000 تومانی بیان کرد و آن را جنگ روانی خواند . 
حالا اما دلار 3 هزار تومانی به حقیقت پیوسته و خبری از اظهار نظر جدید دولتی ها در این خصوص نیست .
قیمت دلار در بازار آزاد تهران 3470 تومان، یورو 4160 تومان، پوند 5260 تومان و درهم 880 تومان اعلام شده است.
اوضاع سکه و طلا نیز بهتر از دلار نیست و بنا بر این گزارش، هر قطعه سکه تمام طرح جدید و قدیم به یک میلیون و 255 هزار تومان، نیم سکه به 627 هزار تومان، ربع سکه به 313 هزار تومان، سکه گرمی به 160 هزار تومان، هر گرم طلای 18عیار به 117هزار تومان و هر اونس طلا در بازارهای جهانی به 1771 رسیده است.
با این تفاسیر از نظر شما مخاطبان ، دلیل اصلی اختلال در بازار ارز و افزایش نجومی قیمت دلار در بازار چیست؟آیا رسانه ها و دلال ها مقصر اصلی بالا رفتن قیمت دلار هستند و افزایش قیمت دلار جنگ روانی است یا ناشی از سوء مدیریت دولتی هاست؟
بدیهی است راک نیوز از انتشار نظرات توهین آمیز معذور است.

پژوهشگراني كه در اين باره دست به تحقيق زدهاند، از شخصيت، عزت نفس، اعتقادات مذهبي، سرمايه اجتماعي- فعاليتهاي اوقات فراغت، ورزش هفتگي، نداشتن سابقه بيماري عصبي، خوشبيني به زندگي و بسياري از موارد ديگر، به عنوان عوامل مؤثر در پديده شادكامي افراد ياد كردهاند. نتايج يك پژوهش روي 27هزار و 883 ايراني 18 تا 65 سال در كشور نشان داده است كه بيشتر مردم كشور (3/39 درصد) از شادكامي سطح متوسطي برخوردارند. 4/35 درصد نيز شادكامي خود را كم توصيف كرده و در اين ميان، تنها 3 درصد خود را در سطح «بسيار زياد» شادكام ميدانند. در اين پژوهش كه از هر استان كشور دست كم 800 نفر بررسي شدهاند، سطح شادكامي با پرسش: «آيا فردي با نشاط و شاداب هستيد؟» در پنج سطح «بسيار زياد»، «زياد»، «نه زياد، نه كم»، «كم» و «بسيار كم» مورد سنجش قرار گرفت.
شادترين استانهاي ايران
يافتههاي پژوهش « شادكامي مردم ايران و عوامل موثر بر آن» از ميان 30 استان مورد بررسي، استان زنجان را با 3/69 ميانگين امتياز شادكامي، شادترين استان كشور معرفي كرده است و از يزد با 3/12 ميانگين امتياز شادكامي، به عنوان پايينترين سطح شادكامي نام برده است. همچنين استانهاي گلستان، بوشهر، هرمزگان و كردستان از ميزان شادكامي بالاتري از خط ميانگين برخوردار بودهاند. از ديگر نتايج قابل توجه اين پژوهش، كاسته شدن يك درصد از شادكامي افراد بهازاي افزايش هر يك سال به سن آنهاست.
مجردها، شادتر از متاهلها
يافتههاي به دست آمده از اين تحقيق نشان داده است كه افراد مطلقه/بيوه و متاهل از سطح شادكامي كمتري نسبت به افراد مجرد برخوردارند؛ بهگونهاي كه افراد مطلقه / بيوه 70/1 و افراد متاهل 11/1 برابر نسبت به افراد مجرد، سطح شادكامي كمتري دارند. به گزارش ايسنا، يافتههاي پژوهش فوق همچنين از اين حكايت ميكند كه افراد داراي سطح تحصيلات بيشتر نسبت به افراد كم سوادتر، شادترند و در سطوح تحصيلي پايينتر، كاهش شادكامي نمايانتر است. همچنين افراد خانهدار، شاغل و بيكار نسبت به دانشآموزان/ دانشجويان به ترتيب 39/1، 32/1 و 40/1 برابر سطح شادكامي كمتري دارند.
درآمد بالاتر، شادكامي بيشتر
نتايج اين تحقيق در ادامه اين موضوع را مورد تاكيد قرار داده است كه افراد در سطوح اقتصادي پايينتر در مقايسه با افراد در سطح اقتصادي «خوب/ بسيار خوب» به صورت معناداري، سطح شادكامي كمتري دارند. بهگونهاي كه افراد در سطوح اقتصادي ارزيابي شده در دستهبندي «نه خوب/ نه بد»، «بد» و «بسيار بد» به ترتيب احتمال 75/1، 14/2 و 33/2 برابر نسبت به افراد داراي وضعيت اقتصادي بسيار خوب، وضع شادكامي خود را نامناسبتر گزارش كردهاند.
تاثير سلامت بر شادكامي
براساس نتايج حاصله از اين پژوهش كه توسط دكتر علي منتظري، عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي و همكاران انجام شده است، افرادي كه از سطوح «پايينتر» سلامت برخوردار بودهاند، در مقايسه با افراد داراي سطح سلامت «بسيار خوب» به صورت معناداري شادكامي خود را كمتر ارزيابي كردهاند. به گونهاي كه افراد در سطوح «خوب»، «نه خوب/ نه بد»، «بد» و «بسيار بد» به ترتيب به احتمال 28/2، 18/5، 84/7 و 82/7 برابر نسبت به افراد داراي سطح «بسيار خوب»، وضعيت شادكامي خود را نامناسبتر گزارش كردهاند. طبق اين پژوهش ابتلا به بيماريهاي مزمن تاثير چنداني بر ميزان شادكامي ندارد.
ادامه خبر...
طي هفتههاي اخير، يکي از سرگرميهاي هر روزه اين روزهاي همه هموطنان اين شده بود که از ساعت 6 صبح تا ساعت 10 شب، هر نيم ساعت يکبار، قيمت دلار را از همديگر ميپرسيدند و وقتي قيمت جديد را ميشنيدند، آن قدر تعجب ميکردند که ناگهان و ناخودآگاه با صدايي رسا، ميگفتند: واي! واي! اما ديروز قيمت دلار در هر چند صدم ثانيه، يکبار تغيير ميکرد و وضعيت به گونهاي شده بود که ديگر فرصت براي واي! واي! گفتن هموطنان هم وجود نداشت. شاعر ميفرمايد «هر لحظه به نرخي، بت عيار درآيد»؛ واضح و مبرهن است که بت عيار، همان دلار خودمان است و منظور از لحظه هم، همان چند صدم ثانيه است! عجب تيزبيني منحصر به فردي داشته شاعر که چيزي را که هيچکس باور نميکرد، پيشبيني کرده بود!
به گزارش خبرگزاري مهر، روز گذشته،آخرين قيمت دلار در تابلوي صرافي ميلاد در چهارراه استانبول (ساعت 15 و 30 دقيقه) 3500 تومان درج شده بود. واقعا واي! واي! اما پس از آن ديگر صرافيها هم بريدند و کرکرهها را پايين کشيدند! مگر يک صرافي چقدر ميتواند طاقت بياورد و ماشين حسابش را به کار بيندازد! الان هم آنقدر فضا عاطفي شده که هيچکس جرات ندارد از ديگري بپرسد که دلار چند است. ميدانيد که در فضاي عاطفي ديگر واي! واي! به کار نميآيد! رويم به ديوار، گلاب به چهره مبارک همهتان، معلوم است که داستان، داستاني نيست که کار چند تا دلال باشد. باور کنيد بازي به جايي رسيده که حتي دلالها هم کرکره را پايين کشيدهاند! حالا بايد به شيوه معمول بپرسيم: لطفا يک نفر پرتقال فروش را پيدا کند، پرتقال فروشي که ميتواند يک روزه قيمت دلار را 500 تومان ناقابل بالا ببرد!
نويسنده : محمدحسين روانبخش

عكسهاي تكاندهندهاي كه از ابوالفضل پورعرب، سوپراستار دههي 60 و 70 در فضاي اينترنتي از شامگاه 9 مهر ماه منتشر شده است، هر مخاطبي را متاثر ميكند.
به گزارش خبرنگار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ابوالفضل پورعرب كه با فيلم «عروس» بهروز افخمي در سال 1369 مطرح شد، متولد 1340 در تهران است و تحصيلات خود را در رشته بازيگري و كارگرداني تئاتر از دانشسراي هنر به پايان رسانده و سال 1359 با فعاليت در تئاتر و بازي در نمايش «ماموريت حساس» كار هنري خود را آغاز كرده است.
آنطور كه گفته ميشود، اين هنرمند به دليل سرطان وضعيت جسمانياش نامناسب است.
او با فيلم «زخمه» به كارگرداني خسرو ملكان در سال 1362 وارد سينما شد و در ادامه در فيلم «دزد و نويسنده» به عنوان دستيار كارگردان فعاليت كرد.
ابوالفضل پور عرب به عنوان جوان اول فيلمهاي دهه 70 نقشهاي زيادي را بازي كرد كه از جمله آنها ميتوان به «قرباني»،«آواز تهران»، «نرگس»،«رابطه پنهاني»،«مهاجران»،«سوء ظن»،«دوروي سكه»،«نيش»،«چهره»،«مرضيه»،«بهشت پنهان»،«در كمال خونسردي »،«بيقرار»،« مردي شبيه باران»، «قاصدك»،«حماسه قهرمانان»،«غريبانه»،«بادوشقايق»،«جواني»،«مردي ازجنس بلور»،«عشق كافي نيست»،«معصوم»،«دستهاي آلوده»،«رقص شيطان»،«همسر دلخواه من»،«تيك» و «زنداني 707» اشاره كرد.
اين بازيگر از اوايل دهه 80 دوران كم كارياش در سينما آغاز شد و بيشتر در مجموعههاي تلويزيوني به ايفاي نقش پرداخت.
ابوالفضل پورعرب در سال 1375 براي فيلم «مردي شبيه باران» موفق به دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد شده است.
همچنين براي فيلم «عروس» از جشنواره پيونگ يانگ جايزه بازيگري گرفت.
ابوالفضل پورعرب
ابوالفضل پورعرب
پوستر فيلم عروس
پوستر فيلم نرگس
انتهاي پيام
نظرات.........
ادامه خبر...