
| او میگوید ابوالفضل رجبی با بند شلوار کردی خودش را دار زده است: «او از فرصت سوءاستفاده کرده و خودش را با بند شلوارش حلقآویز کرده است. هیچ شکی در خودکشی او نیست و حتی آثار خفگی روی گلوی او مشخص است.» |
روزنامه بهار نوشت : دادستان میانه از مرگ یک متهم در کلانتری میانه خبر داد. حسین محرمی بعد از بهراهافتادن شایعاتی درباره مرگ این متهم بر اثر ضربوشتم ماموران، کشتهشدن ابوالفضل رجبی زیر شکنجه را بهشدت تکذیب میکند.
او میگوید ابوالفضل رجبی با بند شلوار کردی خودش را دار زده است: «او از فرصت سوءاستفاده کرده و خودش را با بند شلوارش حلقآویز کرده است. هیچ شکی در خودکشی او نیست و حتی آثار خفگی روی گلوی او مشخص است.»
ماموران آگاهی به پدر ابوالفضل گفتهاند او 600 موتور را دزدیده بوده است ولی محرمی، دادستان میانه میگوید او 40 موتور را دزدیده است: «حدود پنجشش دستگاه از این موتورها را جمعآوری کردهایم ولی هنوز باقی پیدا نشدهاند.» او همین تعداد زیاد موتورهای دزدی را دلیل اصلی ابوالفضل برای خودکشی میداند. محرمی با اینکه خودکشی او را محرز و قطعی میداند، میگوید که در حال حاضر برای ماموران آگاهی میانه پروندهای تشکیل شده است و در آن در حال بررسی کوتاهیهایی هستیم که ماموران این آگاهی در اینباره انجام دادهاند: «مثلا این ماموران وظیفه داشتهاند که هر 20 دقیقه یکبار به سلول این فرد سر بزنند ولی این کار را انجام ندادهاند. از طرف دیگر کلانتری مجاز بوده است تا 24 ساعت فرد بازداشتی را در بازداشتگاه کلانتری نگه دارد و بعد او را به زندان بفرستد ولی مسئولان این کلانتری او را سه روز در بازداشتگاه کلانتری میانه نگه داشتهاند.» محرمی بهدلیل «حساسبودن این پرونده» از گفتن جزئیات دیگر آن خودداری میکند و میگوید نتیجه بررسی این پرونده تا یک هفته دیگر مشخص میشود.
ابوالفضل رجبی 20 ساله بود؛ متولد 1372. یک کارگر معمولی کارگاهی معمولی در شهر کوچکشان که در کنار پدرش کار میکرده است. داستان پنجشنبه هفته پیش شروع شد؛ وقتی ساعت تازه هشت صبح شده بود. خانواده لابد هنوز خواب و بیدار بودند که کسی زنگ خانهشان را زد. آمده بودند پسرشان را با خودشان ببرند. آن روز هفت مامور اداره آگاهی میانه به خانه ابوالفضل رجبی رفتند و به پدر و مادرش گفتند پسرشان باید به جرم سرقت چند موتورسیکلت با آنها به آگاهی برود. ابوالفضل با آنها رفت و دیگر هیچوقت بازنگشت. پدر، مادر و پسرعمه ابوالفضل دو روز بعد به دیدن او میروند. تا عصر شنبه حالش خوب بوده، یکشنبه اما داستان عوض میشود؛ یکشنبه میشود روز مرگ ابوالفضل. یکی از دو سلول کلانتری 13 میانه میشود آخرین جایی که او دیده، آخرین جایی که از پشت میلهها و دیوارهایش صدای سلول بغلی را شنیده، آخرین جایی که چیزی خورده و چیزی نوشیده است. حالا مسئولان قضایی میانه میگویند که ابوالفضل خودکشی کرده است.
یکشنبه وقتی علی رجبی، پدر او، به کلانتری میرود دوباره پسرش را ببیند، ماموران آگاهی میآیند جلو، به او میگویند: «خدا پسرتان را بیامرزد.» پدر ابوالفضل میشنود «خدا پسرتان را بیامرزد» و نمیداند چه میشنود. میشنود و باور نمیکند. هنوز هم باور نکرده است. خودش میگوید: «به من میگویند پسرم با بند شلوارش خودش را در سلول دار زده است. من شنبه او را دیدم، سالم بود، مشکلی نداشت. یکشنبه که به کلانتری رفتم به من گفتند که او خودش را کشته است. یکی از درجهداران آگاهی میانه به من گفت او 600 موتور را دزدیده است. به من گفت خدا پسرتان را بیامرزد و دیگر هیچ جواب دیگری در اینباره به من نداد. هنوز هم جنازهاش را ندیدهام.» نمیخواهد هم که جنازه پسرش را ببیند، دلش پسر 20 ساله سالمش، پسر سالمش که در کارگاه او کارگری میکرده است را میخواهد: «به من میگویند او با بند شورت خودش را دار زده است. او 65 کیلو وزن داشت، چطور میشود خودش را با یک بند دار زده باشد؟ این با عقل جور درنمیآید. من آن روز به ماموران کلانتری گفتم اگر او هزار موتور را هم دزدیده بود، دلیل نمیشود که او را بزنند و بکشند. باید پرونده او در دادگاه رسمی رسیدگی میشد نه اینکه پرونده او در کلانتری بسته شود. من حالا هم دنبال جنازهاش نیستم، من پسرم را سالم میخواهم، همانطور که او را بردند، همانطور هم باید به ما پسش بدهند.»
دادستانی میانه حالا با وجود نپذیرفتن اتهام کشته شدن او به دست ماموران کلانتری، جزئیات این حادثه را در پرونده دیگری بررسی میکند.
علیرضا دقیقی، وکیلی است که از دیروز وکالت پرونده مرگ ابوالفضل رجبی را قبول کرده است. او از جزئیات این پرونده میگوید: «اولین موضوعی که باید در اینباره بگویم این است که پلیس بعد از مرگ ابوالفضل رجبی به خانوادهاش گفته است که او 600 دستگاه موتور را دزدیده بوده، در حالی که شهر میانه اصلا 600 موتور ندارد که حالا او آنها را دزدیده باشد. موضوع دیگر که خود دادستان هم آن را قبول دارد این است که متهم باید 24 ساعت در بازداشتگاه کلانتری نگه داشته میشد و بعد به زندان برده میشد و اگر کلانتری دوباره به حضورش نیاز پیدا کرد با اجازه قاضی زندان او را دوباره به کلانتری برمیگرداندند، در حالی که این اتفاق نیفتاده است.»
دقیقی میگوید که ابوالفضل رجبی فرد سالمی بوده و سابقه بیماریهای روانی یا خودکشی نداشته است: «او یک جوان نرمال بوده که هیچ سابقهای در آسیب رساندن به خودش نداشته است. او قبلا البته یک بار برای سرقت به زندان رفته بود و مجازاتش را کشیده بود ولی این دلیل نمیشود که تا یک دزدی دیگر در این شهر اتفاق بیفتد، به گردن او بیندازند. آگاهی مکلف است نسبت به جرایمی که اتفاق میافتد تعیین تکلیف کند.»
دقیقی میگوید: «من بارها این موارد را دیدهام، مواردی که به صراحت مخالف نظام عدالت قضایی است. خودکشی ابوالفضل رجبی اشناری نیاز به تحقیق و بررسی بیشتر دارد چرا که یک فردی که 65 کیلو است نمیتواند خودش را با بند شورت یا شلوار دار بزند. از طرف دیگر عموما بند شلوار کردی به شلوار دوخته شده و قابل جدا شدن نیست، از طرف دیگر افسر نگهبان همه وسایلی که میتواند برای زندانی آسیبرسان باشد از او میگیرد و اگر این بند قابل جدا شدن بود، حتما آن را از او میگرفت.»
ادامه خبر...

سامانه ویکیپدیا به نقل از چند منبع معتبر جهانی اسامی بیلیونرهای ایرانی را منتشر کرده است. در این رده بندی اسامی ایرانیانی که حداقل ۱۰۰میلیون دلار آمریکا ثروت دارند دیده می شود.
۱- در صدر این فهرست سام نظریان با سرمایه ای بالغ بر ۱۲۲ بیلیون دلار در جایگاه اول قرار دارد.سام نظریان ۳۶ ساله، متولد ۱۳۵۴ در یک خانوادهٔ یهودی در ایران، فرزند یونس نظریان بنیانگذار شرکت بزرگ کوالکام و فارغ التحصیل دانشگاههای نیویورک و کالیفرنیای جنوبی است. نظریان بنیانگذار و مدیر عامل شرکت SBE Entertainment Group و سرمایه گذار معتبر ترین و پرشکوه ترین تاسیسات تفریحی در لس آنجلس، لاس وگاس و میامی است.گفتنی است که شعبه یکی از کلوب های وی همزمان با بازی حامد حدادی درآن ورزشگاه افتتاح شد.ماشین وی تنها ۱ میلیون دلار قیمت دارد.
۲- نفر دوم این فهرست پیر امیدیار معروف و مالک سایت ای بی است.ثروت وی در سال ۲۰۱۱ ۶/۷ بیلیون دلار برآورد شده است.وی که جایگاه ۲۹ ثروتمندان جهان را به نام خود کرده است، رئیس و موسس سایت ایبی (e-bay) اولین و معروفترین وبگاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی است که تا آخر سال ۱۹۹۸ ۱/۲ میلیون عضو ۷۵۰ میلیون دلار حجم معاملات و حدود ۸ میلیون دلار سود کسب کرده بود .این شرکت بیش از ۶۰۰۰ کارمند ۴۶ میلیون مشتری ثبت شده و ۴۴۱ میلیون دلار سود خالص در سال ۲۰۰۵ داشتهاست.
۳-جایگاه بعدی در اختیار مانی مشعوف است.وی یک تاجر ایرانی آمریکایی و بنیانگذار و رئیس bebe stores, inc است. مانی مشعوف ۶۸ ساله پیش از افتتاح اولین بوتیک زنانه خود در سال ۱۹۷۶، استیک فروشی داشته است. ثروت وی ۱/۳ بیلیون دلار تخمین زده شده است. او در اواخر دهه محصولات خود را در سریالهای محبوب تلویزیونی آمریکا بطور غیر مستقیم معرفی میکرد و در سال ۱۹۹۸ شرکتش را سهامی عام کرد.
۴-نفر بعدی فهرست منتشر شده ناصر داوود خلیلی است. داوود خلیلی ۴۶ ساله از ثروتمندترین افراد بریتانیا نیز معرفی شده است. ثروت وی در حدود ۱ بیلیون دلار تخمین زده شده است.وی حتی از ملکه انگلستان نیز ثروتمندتر است.
داوود خلیلی به خاطر داشتن مجموعهای از آثار هنری مشهور شده است. بخش عمده دارایی او را مجموعهای از آثار هنری ایرانی و اسلامی تشکیل میدهد که بالغ بر ۲۰٫۰۰۰ شیء هنری و عتیقه و مجموعه آثار هنری ایرانی و اسلامی اش تشکیل می دهد که خود او ارزش آن را بیش از یک میلیارد پوند می داند.
۵-جایگاه بعدی فهرست در اختیار امید کردستانی است.وی ۴۸ سال سن دارد و نایبرئیس ارشد بخش فروش و عملکرد جهانی شرکت گوگل است. او دارای سابقهای بیش از ۱۲ سال در زمینه فناوری سطح بالا در شرکتهای پیشروی اینترنتی مانند نتاسکیپ است. او همچنین نائبرئیس بخش توسعهٔ کسب و کار و فروش در این شرکت بود و توانست بازده مالی وبگاه نتاسکیپ را در عرض ۱۸ ماه از ۸۸ میلیون دلار در سال به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در سال برساند.
او یکی از ثروتمندترین ساکنین کالیفرنیای شمالی است. مجله سن خوزه ارزش داراییهای وی را ۱٫۹ میلیارد دلار برآورد کرده است.همچنین ماهنامه فوربس وی را به عنوان دومین ثروتمند ایرانی در جهان معرفی می کند.
۶- اسحاق لاریان نفر بعدی این فهرست است.وی ۵۵ سال سن دارد و ثروتش بالغ بر ۷۲۳ میلیون دلار تخمین زده شده است.اسحاق لاریان سازنده عروسک های «برتز» متولد ١٣٣٢ درشهر کاشان است. او هم اکنون صاحب «ام جی ای» بزرگ ترین کارخانه عروسک سازی جهان است که توسط یک فرد و بدون سرمایه گذاری شرکا اداره می شود.
او در سال ٢٠٠٠ تصمیم به ساختن عروسک های «برتز» گرفت که دو نوع از این عروسک ها به نام های ایرانی فرزندان او ، کامران و یاسمین خوانده می شوند.
۷- نفر بعدی پل مریج است.وی ۶۵ سال سن دارد و مخترع و مالک هات پاکتس است.ثروت وی ۶۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.
۸-ایرانی بیلیونر بعدی،پسر علی خسروشاهی بنیان گذار کارخانجات مینو است.ثروت وی ۵۹۲میلیون دلار برآورد شده است.خسروشاهی ثروتمندترین ایرانی مقیم کاناداست.
حسن خسروشاهی کارآفرین کانادایی ایرانی تبار متولد ۱۳۱۹ در شهر تهران است .وی مالک و موسس فروشگاههای زنجیرهای قطعات الکترونیکی به نام Future Shop است وتعداد شعبات شرکت وی در آمریکای شمالی به ۱۱۸ میرسد.
۹- نفر بعدی که جوان ترین ثروتمند ایرانی است با ۱۷ سال سن ثروتی بالغ بر ۱۲۲ میلیون دلار دارد.علی الدوبیخی مالک شرکت Camel Trading Group است.
منبع: پرشین فال

طنز/ آبی از دولت تو گرم نشد...رمضان هم که تازه شد سیروز!
- سعید سلیمان پور مشهور به بولفضول الشعرا به سبک برخی از منتقدان منصفِ(!) دولتهای قبلی و فعلی و آتی که گویا کابینه مستقر نشده انتقادات را آغاز کردهاند این دوبیتیها را سروده و در وبلاگش منتشر کرده است.پنج روزی گذشت و دولت تو
هیچکاری نکرد، روحانی!
آبی از دولت تو گرم نشد
شد دلم از تو سرد، روحانی!
*
فکر و تدبیر تو گرانی را
همه دیدیم که مهار نکرد!
طیّ این چند سال هم نکند-
آنکه در چند روز کار نکرد!
*
مشکل اشتغال حل نشدهست
وعدههایت چه شد؟ چه میگویی؟
نکند اوفتاده از جیبت
گم شده آن کلید جادویی!
*
آنهمه وعده شد فراموشت
چون که از رای ما شدی پیروز؟
حل نشد مشکلات کشور، هیچ-
رمضان هم که تازه شد سیروز!
*
با دو تا بُردِ ورزشی، یا شیخ!
آنزمان خلق شد نمکگیرت!
حال تحریمها اضافه شدهست
خوشقدم، مرحبا به تاثیرت!
*
تازه سطحِ توقّعاتِ همه
از تو بالا نبود،پایین بود!
تبِ «مُچّکریم» یادت هست؟
پاسخ آن تشکّرات این بود؟!
*
اعتدالت عجب وزیرانی
برگزید و معرفی فرمود!
برو ایشیخ، بچّه گول نزن!
مثلاً این فراجناحی بود؟!
*
خب اگر بود، نام بنده چه شد؟
من مگر معتدل نمیباشم؟
غیرِ ده ماه در تمامی سال
شاعری مستقل نمیباشم؟!
ادامه خبر...
جانشین فرماندهی انتظامی درباره دلایل جلوگیری از ورود بانوان به ورزشگاه گفت: تا وقتی زیرساختهای مناسب و لازم برای ورود و حضور بانوان در ورزشگاهها ایجاد نشود خانمها نمیتوانند به ورزشگاهها وارد شوند.
سردار احمدرضا رادان بعد از ظهر امروز در حاشیه آئین تودیع و معارفه فرماندهی انتظامی استان همدان در پاسخ به سؤال خبرنگاری در خصوص ممانعت نیروی انتظامی استان همدان از ورود بانوان به ورزشگاه برای تماشای مسابقه فوتسال بین تیم خبرنگاران همدان و کوچولوهای ایران اظهار داشت: تا وقتی که زیرساختهای مناسب و لازم برای ورود و حضور بانوان در ورزشگاهها ایجاد نشود خانمها نمیتوانند به ورزشگاهها وارد شوند.
وی ادامه داد: دلیل ممانعت از ورود بانوان به ورزشگاهها هنگام بازی آقایان برای حفظ کرامت و ارزش بانوان است و خانمها در زمانی که سالن مختص آنها باشد، اجازه ورود دارند.
جانشین فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران افزود: ارزش و کرامت بانوان بیش از این است که در ورزشگاهها با آن معامله شود.
همچنین در ادامه این مراسم علیرضا خزایی معاون امور اجتماعی ناجای استان در توضیح به خبرنگاران در خصوص ممانعت نیروی انتظامی از ورود بانوان به ورزشگاه برای تماشای مسابقه فوتسال بین تیم خبرنگاران همدان و کوچولوهای ایران گفت: همه در راستای افزایش امنیت عمومی تلاش میکنیم.
وی ادامه داد: سردار معصوم بیگی به حوزه رسانهها احترام بسیار زیادی میگذاشتند و اگر وی به خبرنگاران علاقمند نبود در آخرین روزهای کاری خود در استان نشست خبری و تقدیر را برگزار نمیکرد.
معاون امور اجتماعی ناجای استان ابراز داشت: یکسری از شأن و ارزش خواهران در برخی از استانها مورد هجمه قرار میگیرد و این در حالی استان همدان از جنس مثبت در کشور سرآمد است.
وی خاطرنشان کرد: شأن مردم، رسانهها و افراد تأثیر گذار در همدان اجازه نمیدهد که ارزشها زیر پا گذاشته شود و هر جا نارسایی بوده با قلم خبرنگاران بهبود یافته است.
خزایی افزود: قدمت، تاریخ و شأن استان همدان خیلی بیشتر از اینها است که ناچار طبق دستورالعملهای ابلاغی ناجا محدودیتی برای ورود خانمها به ورزشگاه داشتیم.
وی با بیان اینکه ادعایی در خصوص صحت و درستی همه بخشنامهها نداریم، گفت: در جلسه جمعبندی تأمین امنیت برگزاری مسابقه فوتسال اجماع نظری برای حضور خانوادهها بوده و البته نماینده ما تأیید نکرده و در تبلیغات محیطی حضور خانوادهها قید شده اما در دعوت نامه چنین موضوعی وجود ندارد.

| محمود احمدینژاد در آخرین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی، برای خود مجوز تاسیس دانشگاهی به نام «دانشگاه ایرانیان» در تهران اخذ کرد. |
|
نام استاد |
شغل یا رشته تدریسی در دانشگاه |
|
محمود احمدی نژاد |
روشهای مدیریت جهان/ آموزش گام به گام دوربرگردان/ حرف درمانی |
|
محمدرضا رحیمی |
مهندسی هوا فضا- مبانی اقتصاد نوین/ بیمهداری پیشرفته |
|
اسفندیار رحیم مشایی |
فلسفه کذایی و عرفان دبه |
|
محسن رضایی |
کلاسهای تقویت اعتماد به نفس |
|
محمد غرضی |
تاریخ صدساله ایران |
|
شمقدری |
لابیگری خلاق / مبانی «سینما»ی «خانه»گی |
|
محمدباقر قالیباف |
ابزار شناسی(چکش، بومرنگ، گاز انبر و...) |
|
سعید جلیلی |
ظرفیتشناسی پیشرفته 2 /ناظم دانشگاه |
|
حسینی(وزیر ارشاد) |
کتاب گذاری مقدماتی/ فوق برنامه:چگونه شعر بگوییم؟ |
|
نیکزاد(وزیر مسکن) |
بساز بنداز مقدماتی |
|
غلامحسین الهام |
مبانی رجعت/ الهیات با گرایش «ان قلت، مغلطه، قیف و قپی» |
|
فاطمه رجبی |
معجزه شناسی 1 و 2 و 3 و 4 |
|
پروین احمدی نژاد |
تربیت بدنی خواهران |
|
بهمنی(رییس بانک مرکزی) |
مهندسی مواد/ حسابداری |
|
سعید مرتضوی |
کهریزک شناسی/ پیشنیاز: حقوق قضا گرایش قانون برداری |
|
خسرو معتضد |
تاریخ توهم(از کارشناسی تا فوق تخصص) |
|
محمد علی آبادی |
مترجمی زبان انگلیسی/ مدیر لابراتوار زبان دانشگاه |
|
کامران دانشجو |
مهندسی |
|
حسین شریعتمداری |
دشمن شناسی و تفکیک شناسی |
|
ضرغامی |
زمین شناسی/ هنرهای تجسمی |
|
حاجی بابایی |
تنظیم خانواده و نظریههای خودبنیان محور |
|
سعیدلو |
مددکاری اجتماعی |
|
شمس الدین حسینی |
بادی بیلدینگ |
|
منوچهر متکی |
سنگال؛ دیروز، امروز، فردا |
|
مهدی کلهر |
مبانی ورزش بانوان |
|
مسعود فراستی |
روشهای مخالفت دائمی 1 و 2 |
|
صادق محصولی |
بانک داری اسلامی/ مدیر امور رفاهی و تعاونی مسکن |
|
غضنفری(وزیر صنعت) |
آمار و روش تحقیق/ مدیر واحد حذف و اضافه |
|
رستمی(وزیر نفت) |
امور مالی و اداری دانشجویان و اساتید |
|
محرابیان(وزیر سابق صنایع) |
مدیر امور سرویس دانشگاه |
|
عبدالرضا شیخالاسلامی |
رییس کانون کارآفرینی گرایش خوداشتغالی زودبازده |
|
عباسی(وزیر ورزش) |
مدیر حراست |
شایان ذکر است زمین این دانشگاه در اراضی اهداشده نمایشگاه بینالمللی به صداوسیما قرار دارد. همچنین شنیده شده است باغبانی دانشگاه به صورت کنترات به شهرداری تهران پیشنهاد شده است. همچنین طبق بخشنامهای مخبر دزفولی(دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی) به عنوان عضو هیئت علمی این دانشگاه به صورت مادام العمر معاون دانشگاه و رییس شعبه نیویورک خواهد بود. این شعبه به صورت ویدئو کنفرانس تاسیس و اداره میشود.
محسن حدادی
ادامه خبر...

| گلاب آدینه در حال فاتحه خوانی بر مزار حافظ. |

قاضي رسيدگي به پرونده فساد 3 هزار ميلياردي گفت: دادگاه محاکمه محمود خاوري رئيس فراري سابق بانک ملي به زودي برگزار ميشود.
قاضي "ناصر سراج" از برگزاري دادگاه خاوري خبر داد و گفت: دادگاه رئيس فراري سابق بانک ملي به صورت غيابي نبوده و با حضور وکيل وي برگزار ميشود.
گفتني است؛ حجتالاسلام محسني اژهاي نيز در آخرين نشست خبري خود درباره بازگشت خاوری به ایران گفت: متاسفانه نه دولت کانادا و نه اینترپل وی را به ما تحویل ندادند البته ما تلاش خود را کردهایم و همچنان این موضوع را از طریق سازمانهای مدعی حقوق بشر که ادعای مبارزه با فساد دارند پیگیری میکنیم.
به گفته وي دولت کانادا تاکنون حاضر به تحویل وی نشده است و ما امیدواریم که خود متهم به فکر بازگشت بیفتد چرا که در نهایت یک روز گرفتار میشود در هر صورت متهم پرونده اختلاس 3 هزار میلیاردی از نظر ما فراری است.

بخش های جذاب گفتگو با «محمدرضا شیرخانلو» 7 ساله را بخوانید:
این که همه تو را میشناسند خیلی خوبه. چند روز پیش رفته بودیم تنگه واشی که تو اون آب سرد یکی یکی بغلم میکردند تا با هام عکس یادگاری بگیرن. هر یک دقیقه مردم می آمدن با هام عکس می گرفتن. می گفتن «دود کش» را هر شب نگاه می کنن.

تا حالا خیلی از کارها رو رد کردم. خیلی. فقط هفته پیش سه تا فیلم سینمایی رو رد کردیم.نقش هاش کوچیک بودیک سریال رو هم رد کردم که نقش اصلی بود.اما ردش کردم. چون پاییز و زمستون شش ماه باید سر کار میرفتم و از مدرسه می موندم.
پارسال که کلاس اول بودم مدرسه نرفتم.چون آذر و دی سر صحنه فیلم «دهلیز» بودم و بهمن در «دودکش» بازی میکردم.معلم شبها می اومد خونمون. صبحها و عصرها میرفتم فیلمبرداری و شبها از ساعت 9 تا 12 درس می خوندم.اما سال بعد از اول مهر میرم مدرسه. برای همن اون سریال رو رد کردم.
از حالا برای سریالهای عید هم آمدهاند صحبت کردهاند، یکی را انتخاب میکنم.برای اینکه بتونم مدرسه برم هم قرار میذاریم فیلمبرداری عصرها یا روزهای تعطیل باشه تا مدرسه هم برم.
نمی خوام بازیگر بشم.اگر بخوام کار هنری کنم، کارگردان میشم. میرم دانشگاه درس می خونم.دارم تنیس و شنا کار میکنم. اگر تو بزرگی نخوام کارگردان بشم، حتماً بازیکن تنیس میشم.
قبل از این که دانشگاه برم و کارگردان بشم، دوست دارم توی سینما و تئاتر بازی کنم. شاید چون با کلاستره.اگر بخوام مثل آقای (هومن) برق نورد و (بهنام) تشکر بازیگر خوبی بشم، باید تئاتر کار کنم.

دو پسر شیطان صفت که در پوشش مسافربر زن جوانی را ربوده و باتهدید به داخل کلبهای در مزرعه کشانده و مورد تجاوز قرار داده بودند پای میز محاکمه ایستادند.
صبح روز ششم بهمن سال ۹۰ مردی ۳۶ ساله به نام مسعود به همراه همسرش به نام فهیمه ۲۳ ساله هراسان خود را به کلانتری نجم آباد رساندند و از ماموران برای دستگیری ۲ پسر شیطانصفت کمک خواستند. فهیمه در حالی که گریه میکرد به مأموران گفت: خانه پسر عمویم در روستای تنکمان از توابع شهرستان نظر آباد است.
او نذری داشت و مارا نیز به رسم هر ساله دعوت کرد. به همراه دخترم سمن از نظر آباد به عنوان مسافر سوار بر خودروی پیکان سفید رنگ شدیم که جز راننده سرنشین دیگری نداشت. بعد از دقایقی راننده با تلفن همراهش به شخصی زنگ زد و با او به زبان ترکی صحبت کرد.
لحظاتی بعد کنار پمپ بنزینی توقف کرد و گفت منتظر آمدن خواهرش است. سپس پسر جوانی از راه رسید و در صندلی جلو نشست. من اعتراض کردم اما راننده چیزی نگفت و به حرکت خود ادامه داد تا اینکه ناگهان از مسیر اصلی خارج و به جاده خاکی پیچید. دوباره اعتراض کردم که این بار سرنشین جلو رو به ما کرد و گفت اگر سر و صدا کنیم مارا خواهد کشت. سپس ماشین را کنار مزرعهای نگه داشتند و ما را پیاده کردند. من دخترم را محکم در آغوش گرفته بودم تا آسیبی به او نرسد. فردی که رانندگی میکرد چاقویی به پهلویم گذاشت و مرا به داخل کلبه برد و...
زن جوان ادامه داد: متجاوزان بعد طلای خودم و دخترم و همچنین گوشی تلفن همراهم را نیز سرقت کردند و رفتند. وضعیت جسمی و روحی خوبی نداشتم. دخترم گریه میکرد و هر دوی ما به شدت ترسیده بودیم. پیاده خود را به یک گاوداری رساندم و از مردی که آنجا کار میکرد کمک خواستم.
آن مرد ماشینی برای ما کرایه کردو ما به خانه آمدیم. بعداز طرح شکایت از سوی زن و مرد جوان پرونده به دادگاه کیفری البرز فرستاده شد و تیم ویژهای از ماموران پلیس امنیت اخلاقی مأموریت شناسایی و دستگیری متهمان را به عهده گرفتند. آنها در نخستین گام از تحقیقات موبایل به سرقت رفته فهیمه را کنترل کردند. سپس به شناسایی خودروهای مسافربر تنکمان- نظر آباد پرداختند.
چند ماه بعد خودروی پیکان مشکوکی که مشخصات آن با نشانیهای شاکی مطابقت داشت توقیف شد. راننده آن به نام بهروز بازداشت و برای شناسایی بین سایر متهمان قرار داده شد. فهیمه چهره او را شناخت و گفت این همان مسافربری است که او را سوار کرده بود. اما راننده اظهارات فهیمه را نپذیرفت و گفت در روز حادثه خانه بوده است.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه متهم دیگر به نام حمید شناسایی و دستگیر شد. سپس زن جوان به همراه دخترش در مرجع انتظامی حاضر و حمید را شناسایی کردند. حمید پس از رویارویی با زن جوان اقرار کرد که با همدستی دوستش نیت شوم خود را علیه زن جوان عملی ساخته است.
جلسه رسیدگی به این پرونده به صورت غیر علنی و به ریاست هدایت رنجبر دادرس شعبه اول کیفری استان البرز برگزار شد. بعد از رسمیت جلسه دادگاه فهیمه ۲۳ ساله شکایت خود را دوباره مطرح کرد و حادثه سیاه را برای قضات تشریح کرد. سمن ۸ ساله نیز که روز حادثه به همراه مادر خود بود متهمان را دوباره شناسایی کرد و با اشاره انگشت به سمت هر دوی آنها به قاضی گفت: این دو نفر مادر مرا مورد آزار قرار دادند و او را کتک زدند. سپس وسایل مادرم و گوشواره مرا نیز گرفتند.
بهروز۲۳ ساله متهم اول این پرونده که راننده خودروی پیکان بود اظهارات قبلی خود در مرجع انتظامی و دادگاه را به کلی منکر شد و گفت زیر فشار اقرار کرده است. متهم دیگر به نام حمید ۲۸ ساله نیز که جزئیات حادثه را پیش از این تشریح کرده بود منکر اعترافاتش شد و گفت فهیمه و دخترش او را اشتباه شناسایی کردهاند. متهمان در آخرین دفاع نیز اتهام مشارکت درآدم ربایی، سرقت مقرون به آزار و تجاوز را نپذیرفتند و گفتند مارا اشتباه شناسایی کردند!
هیات قضایی پس از استماع آخرین دفاع متهمان و همچنین وکلای مدافع آنها با اعضای دادگاه وارد شور شد.
روزنامه قانون
