مشروح اخبار


فاش شدن رابطه این مدل مشهور با یک میلیاردر ایرانی!+عکس

3 بهمن 1392, 07:35

فاش شدن رابطه این مدل مشهور با یک میلیاردر ایرانی!+عکس

شنیده ها حاکی از آن است که تیارا بنکز مدل معروف سیاه پوست هالیوودی رابطه عاشقانه ای با یک ایرانی میلیاردر به نام شروین پیشه ور برقرار کرده است. مرد جدید زندگی تیارا بنکز مشاور ارشد استراتژیک یک موسسه فنی معتبر فناوری در امریکاست و صاحب ثروتی میلیاردی است و یک مخترع نامدار در امریکا محسوب میشود.این دو در حالی که در سواحل لوس آنجلس گشت زنی میکردند و اوقات خوشی را کنار هم میگذراندند دیده شدند. گفته میشود که این زوج حتی تعطیلات کریسمس را در کنار هم سپری کرده اند.   فاش شدن رابطه این مدل مشهور با یک میلیاردر ایرانی!   یک منبع نزدیک به این مدل معروف میگوید : تیارا بنکز و شروین چند ماهی میشود که رابطه ای عاشقانه دارند و این رابطه وارد مراحل جدی شده است. اگرچه رابطه این دو در ابتدا با ملاقات های کاری آغاز شد اما اینک یک رابطه کاملا رومانتیک میباشد. گفته میشود شروین پیشه ور و همسر سابقش حدود700 هزار دلار به اوباما کمک کرده اند تا در انتخابات سال گذشته امریکا برنده شود. تیارا بنکز نیز شایعات زیادی پیرامون خود دارد که مهمترین آن رابطه گسترده اش با مردان گوناگون است. چندی پیش گفته میشد او با  ویل اسمیت معروف رابطه دارد. 
   

ادامه خبر...


نحوه توزیع "سبد کالای فرهنگیان"

2 بهمن 1392, 20:06

نحوه توزیع "سبد کالای فرهنگیان"

650 تعاونی ویژه فرهنگیان در سراسر کشور آماده توزیع سبد کالاست


 

رئیس اتحادیه مصرف فرهنگیان کشور گفت: سبد کالای اعلام شده از سوی دولت برای فرهنگیان از طریق تعاونی‌های ویژه فرهنگیان توزیع خواهد شد.
به گزارش راک  نیوز، محمد جلیلیان در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این که 650 تعاونی فرهنگیان سراسر کشور آماده توزیع سبد کالای فرهنگیان که از سوی دولت اعلام شده، است افزود: سبد کالای فرهنگیان به صورت متمرکز در تعاونی‌های مربوطه توزیع خواهد شد لذا فرهنگیان مشمول باید در زمان اعلام شده جهت دریافت سبد کالای خود به تعاونی که در آن عضو هستند مراجعه کرده و نسبت به دریافت سبد کالای خود اقدام کنند.
رئیس اتحادیه مصرف فرهنگیان کشور تصریح کرد:‌ 650 تعاونی ویژه فرهنگیان در سراسر کشور آماده توزیع سبد کالاست و تمام برنامه‌های آن از قبیل حواله‌ها و ارسال محموله‌ها به استان‌ها انجام شده و همچنین دستگاه‌های کارت خوان نیز به سامانه معرفی شدند لذا تعاونی مصرف فرهنگیان هیچ گونه مشکلی برای توزیع سبد کالای اعلام شده از سوی دولت ندارد و پس از اعلام زمان توزیع آن این کالاها را در اختیار فرهنگیان مشمول قرار خواهد داد.

ادامه خبر...


گفت​وگو با بازیگر نقش شکیب در سریال «آوای باران»

2 بهمن 1392, 20:03

گفت​وگو با بازیگر نقش شکیب در سریال «آوای باران»

این روزها کافی است پای تلویزیون بنشینید یا به سینما بروید، حتما تصویری از مهران احمدی خواهید دید. او این روزها با سریال آوای باران و یادآوری در تلویزیون ظاهر می‌شود و در فیلم‌ روز‌های روشن هم بازی کرده که این روزها اکران می‌شود.

مهران احمدی همین چند ماه پیش در نقش نعیم با سریال فرودگاه مهمان خانه‌های ما بود، اکنون هم در سریال‌های یادآوری و آوای باران دیده می‌شود و در نقش شکیب در سریال آوای باران درخشیده است. البته این حضور همچنان ادامه خواهد داشت، چون او این روزها مشغول بازی در سریال پایتخت 3 است که نوروز 93 از شبکه یک به نمایش درمی‌آید. احمدی در سریال فرودگاه نقش یک شهرستانی را بازی می‌کرد که برای جور کردن مهریه همسرش به شلوغی شهر تهران پناه آورده و گوش‌بری می‌کرد؛ در سریال یادآوری نقش خلافکاری را برعهده دارد که خیلی هم بدذات نیست و در سریال آوای باران هم نقش رئیس یک باند از متکدیان به نام شکیب را بازی می‌کند. شکیب که تا دیروز مردی بیچاره و ترحم‌برانگیز به نظر می‌رسید، آرام آرام چهره واقعی خود را در سریال آوای باران نشان می‌دهد و برای مهران احمدی طرفداران بیشتری دست و پا می‌کند.

تصویر مهران احمدی برای بسیاری از ما با تصویر آدم‌های فقیر، بیچاره، بدبخت و خلافکار پیوند خورده و این مساله در سریال‌های اخیر او در تلویزیون نمود بیشتری داشته است. این حضور مستمر و نقش‌هایی با بن‌مایه‌های مشترک و اجراهای متنوع بهانه‌ای شد برای شنیدن حرف‌های بازیگری که حرفه‌اش را بسیار جدی گرفته و بازی کردن در آثار خوب تلویزیونی را ارزشمند می‌داند، چرا که به اعتقاد او تلویزیون باید هر روز رشد داشته باشد و سریال‌های بهتر و بهتر بسازد تا آنجا که هیچ‌کسی رغبتی به دیدن سریال‌های ماهواره‌ای نداشته باشد.

http://www.jamejamonline.ir/Media/Image/1392/10/30/635258308605755534.jpg

شما بازی در تلویزیون را با آثار نمایشی سیمای خانواده شروع کردید...

دوست ندارم گفت‌وگویمان را از اینجا شروع کنیم!

اجازه بدهید سوالم را بپرسم.

من واقعا دوست ندارم درباره آن زمان صحبت کنیم، ولی شما حرف خودتان را می‌زنید.

به حرف‌های من گوش کنید، سوالم را بشنوید و اگر همچنان دوست نداشتید جواب سوالم را ندهید.

بسیار خب. بفرمایید.

کارتان را در سیمای خانواده همراه سعید دولت و فرشید نوابی شروع کردید. شروع کارتان چندان چشمگیر نبود، از تلویزیون به سینما راه پیدا کردید و جایگاهتان را در سینما تثبیت کردید و بعد از آن دوباره با آثاری مانند پایتخت، مهرآباد و آوای باران به تلویزیون بازگشتید. در این مسیر چه اتفاقی افتاد که این‌قدر رشد داشتید؟ دوپینگ کردید!

آثاری که به آنها اشاره کردید، کارهایی بوده که از سر ناچاری در آنها بازی کردم و برایش دلیل روشنی داشتم؛ در واقع من دانشجوی تئاتر و بازیگری بودم، مسائل و مشکلاتی در خانواده برایم ایجاد شد، از جمله این‌که پدرم فوت کرد و دست به گریبان مشکل پرداخت شهریه دانشگاه و مخارجم بودم. همه اینها باعث ‌شد خیلی راجع به کاری که بازی می‌کنم، فکر نکنم. بعد از مدتی وقتی اوضاع سر و سامان گرفت و بهتر شد، تصمیم گرفتم دیگر بازی نکنم، حتی به این قیمت که برای همیشه شغل بازیگری را از دست بدهم یا فراموش بشوم. به نظرم فراموش شدن بهتر از این است که آدم در نقشی بازی کند که اصلا آن را دوست ندارد و حائز هیچ ویژگی خاصی هم نباشد.

من درباره نوع کارهایی که بازی کردید صحبت نمی‌کنم. جنس بازی شما هم در آن زمان چندان قابل دفاع نبود.

بله و همه‌اش به این مربوط است که حالا مهران احمدی تجربه بیشتری به‌دست آورده است. آن زمان مشغول تحصیل در زمینه بازیگری و هنوز در ابتدای راه بودم. بعد از آن بود که به مرور در کوران تحصیلات و تجریه تکنیک‌ها و تاکتیک‌های بازیگری قرار گرفتم و رو به جلو حرکت کردم. ضمن این‌که وقتی بازیگری از تئاتر وارد دنیای رسانه‌ای مانند تلویزیون یا سینما می‌شود، بخوبی قاب را نمی‌شناسد و کم‌کم در این باره مجرب می‌شود. من به ضعف شدید کارم در آن دوران واقف هستم و حرف شما را کاملا قبول دارم.

برداشت من از حرف‌های شما این است که چند مولفه مختلف دست به دست هم داد تا شیب رشدتان صعودی باشد. احتمالا همزمان تحصیلاتتان را به اتمام رساندید، تجربه‌های بیشتری کسب کردید و در زندگی خصوصی به شرایط تثبیت شده‌ای رسیدید!

بله. به شرایطی رسیدم که خیالم راحت‌تر بود، فکرم هزار جا نبود، تمرکز بیشتری روی بازیگری داشتم و می‌توانستم به نقشی که برعهده می‌گیرم فکر کنم. بله، حق با شماست.

ولی این‌قدر در این کار پیش رفته‌اید که دارید به خودتان صدمه می‌زنید.

منظورتان را نمی‌فهمم.

در سریال پایتخت با چشمان لوچ ظاهر می‌شوید، در سریال آوای باران تمام مدت یک چشمتان نیمه‌باز است و زیر لب بالا هم چیزی گذاشته‌اید که حتما نگاه داشتن‌اش سخت و آزاردهنده است. چطور شد این شیوه را در پیش گرفتید؟

من به این شیوه بازی نمی‌کنم، بلکه بازیگری را این طور می‌بینم. بازیگری از نظر من طراحی و اجرای یک شخصیت قابل باور است. ما حق نداریم متن را بخوانیم و برویم جلوی دوربین؛ باید قبل از اجرا شخصیت را طراحی کنیم که می‌تواند یک ماه یا دو ماه باشد و باید بروی درباره یک نقش تحقیق کنی، برای هر رفتار و کنشی که از شخصیت سر می‌زند طراحی داشته باشی، بی‌خود و بی‌جهت نمی‌توان پیش رفت و به نتیجه رسید. درباره رفتارهای ریز و درشت هر نقشی که بازی کرده‌ام، برنامه داشتم و هر کدام را که بپرسید علت اجرای آنها را برایتان توضیح می‌دهم. ممکن است برخی جاها رفتاری را درست اجرا نکرده باشم، یا در عمل موفق نبوده باشم، اما دلیل کنش‌ها و واکنش‌ها را می‌دانم. اصلا به‌دلیل همین چیزهاست که بازیگری یکی از سخت‌ترین مشاغل دنیا محسوب می‌شود، وگرنه اگر قرار باشد مهران احمدی مدام خودش را جلوی دوربین تکرار کند یا فقط به جای دیگران حرف بزند، اسمش بازیگر نیست. البته خیلی‌ها این کار را می‌کنند و اتفاقا کار راحت‌تر همین است. خیلی ساده است که آدم در هر نقشی مثل خودش بخندد، گریه کند، حرف بزند، عاشق شود و... اما من بازیگر حق ندارم مثلا در نقش شکیب به جای خودم باشم یا یک نقش کلیشه‌ای و تکراری ارائه کنم که بارها و بارها و بارها مردم در سینما و تلویزیون آنها را از من دیده‌اند. این چه هنری است؟! این چه مزیتی برای آدمی دارد که اسم خودش را بازیگر گذاشته است؟!

من حق ندارم این کار را بکنم. مردم باید هر بار یک شخصیت جدیدی از من ببینند؛ حداقل ده شخصیت متنوع که باید بتوانم بازی کنم! اما متاسفانه آفت راحت‌طلبی به جان بازیگری افتاده و از آنجا که گاهی یک مساله و شیوه غلط بی دلیل به عرف تبدیل می‌شود، مردم از یک شیوه درست تعجب می‌کنند. در بازیگری هم همین طور است، منی که شیوه درست را در پیش گرفته‌ام، مورد سوال قرار می‌گیرم که چرا راه سخت را در پیش گرفته‌ام و کسانی که به جای بازیگری راحت‌طلبی می‌کنند مورد سوال قرار نمی‌گیرند؟ به نظر من این افراد بازیگری نمی‌کنند، پررویی می‌کنند که بارها و بارها و بارها به با یک شیوه در مقابل مخاطبان ظاهر شوند. لطفا این مساله را با تیتر درشت منتشر کنید که برخی بازیگری نمی‌کنند، پررویی می‌کنند. می‌دانید چه چیزی در این باره برای من جالب است؟ این‌که بسیاری از این بازیگرنماها تصور می‌کنند که نقش‌هایشان را متفاوت از هم بازی می‌کنند، در حالی که فقط لباس و گریمشان عوض می‌شود. هیچ چیز دیگری در این افراد تغییر نمی‌کند! از لحن بگیرید تا رفتار، مناسبات، فضای حاکم بر روابط نقش با دیگر شخصیت‌ها، واکنش‌هایش مانند شیوه خندیدن، گریه کردن، راه رفتن، حرف زدن و...

اصلا مگر همه ما مانند هم حرف می‌زنیم که یک بازیگر وقتی نقش راننده وانت را بازی می‌کند، همان‌طور حرف می‌زند که وقتی نقش یک دکتر را بازی می‌کند! و برخی هم این ماجرا را به نهایت رسانده‌اند و اگر یک بار نقش پلیس را بازی کنند تا همیشه پلیس باقی می‌مانند! اگر نقش دکتر را بازی کنند، همیشه همین نقش را برعهده می‌گیرند. حتما شما هم دیده‌اید!

در مورد بازیگرانی مانند شما هم اتفاق مشابه می‌افتد! و آن هم این است که وقتی شما بازیگری هستید که نقشتان را طراحی می‌کنید جنس خاصی از نقش‌ها به شما پیشنهاد می‌شود. به مرور زمان فقط یک جنس نقش به شما پیشنهاد می‌شود و مدام باید تلاش کنید که آنها را متفاوت بازی کنید. مثلا به شما بیشتر نقش‌های چرک پیشنهاد می‌شود؛ شخصیت‌های ناموجه و از طبقه فرودست جامعه!

درک می کنم چه می‌گویید اما به مواردی اشاره می‌کنم که نشان می‌دهد اصلا این طور که شما می‌گویید نیست. ممکن است تعداد نقش‌های اینچنینی در کارنامه من بیشتر باشد ولی همیشه هم این‌طوری نبوده است! نقشم در فیلم اسب حیوان نجیبی است چه ارتباطی با نقش‌های چرک دارد!؟ یا شخصیت آقا رضا در سریال تا ثریا!

اما تعداد نقش‌های چرک در کارنامه شما به حد قابل توجهی رسیده است!

بله، منکر نیستم و این هم دلیل دارد! بتازگی نقش‌هایی به من پیشنهاد می‌شوند که می‌توان آنها را در دو یا سه دسته گنجاند! بخش زیادی از این ماجرا هم به انتخاب‌های خودم برمی‌گردد؛ به عبارتی خود من دوست ندارم نقش‌هایی را بازی کنم که به فیزیک و علاقه‌مندی من نزدیک نیست. فیزیک من برای برخی نقش‌ها مناسب‌تر است! ضمن این‌که سرکار خانم! قرار نیست من هر نقشی را بازی کنم! چون توانش را ندارم! من طیف خاصی از نقش‌ها را بهتر بازی می‌کنم و ترجیح می‌دهم، همان نقش‌ها را برعهده بگیرم. بگذارید روشن و واضح بگویم: من نقش‌هایی را بهتر بازی می‌کنم که برایم جذابیت داشته باشد و جذابیت نقش‌های چرک یا حاشیه‌نشین خیلی بیشتر از شخصیت‌های اتوکشیده شمال‌شهری است! از نظر من این طور است. این فقط به نقش‌ها و شخصیت‌ها مربوط نیست. درام هم همین است؛ اکثر درام‌های جذاب و ماندگار دنیا، داستان‌های مربوط به قشر متوسط و رو به پایین جوامع است. آدم‌های شیک و مرفه نه برای فیلمنامه‌نویسان چیز زیادی دارند و نه برای من جذابیتی دارند! راستش این است که من قشر بالادست جامعه را دوست ندارم و از مردمش خوشم نمی‌آید!

به‌عنوان بازیگر یا به‌طور کلی؟

طبیعتا به‌عنوان بازیگر و کسی که شخصیت‌ها را برای بازی کردن ارزیابی می‌کند، وگرنه خود مهران احمدی که کاری به این حرف‌ها ندارد. ما درباره شخصیت مهران احمدی حرف نمی‌زنیم درباره شخصیت‌های مورد علاقه او صحبت می‌کنیم و او جذابیتی در آدم‌های بالاشهری نمی‌بیند! اگر هم شخصیت جذابی از این قشر در یک درام سینمایی یا تلویزیونی خلق و به مهران احمدی پیشنهاد شود حتما آن را می‌پذیرد، البته به این شرط که توانایی بازی در این نقش را در خود ببیند. من باید ببینم آیا از عهده یک نقش برمی‌آیم، مناسبات آن را می‌شناسم، روابط و سکنات او برایم قابل درک و اجرا هست یا نه! همه اینها را در نظر می‌گیرم و بعد انتخاب می‌کنم. ضمن این‌که بعد از سه نقش چرک یک نقش‌تر و تمیزتر هم بازی کرده‌ام.

فکر می‌کنید یک بازیگر تا کجا و چقدر می‌تواند برای نقش‌هایی مثل راننده وانت، دزد و گدا طراحی داشته باشد؟ فکر نمی‌کنید تکرار این نقش‌ها باعث شده در طراحی حرکات و شیوه حرف‌زدن شکیب به تیپ‌سازی نزدیک شوید؟

فکر می‌کنید شیوه حرف زدن و فرم لب‌های شکیب از کجا آمده و چرا این طوری طراحی شده است؟ شما که در روزنامه جام‌جم کار می‌کنید بهتر از دیگر روزنامه‌نگاران باید بدانید که تلویزیون به خاطر مخاطب عام در طرح برخی مسائل محدودیت دارد. ما نمی‌توانیم به‌صورت واضح نشان بدهیم که شکیب میخواره و دائم‌الخمر است؛ در نتیجه برخ ظرافت‌ها در کارمان دیده نمی‌شود. من در مورد آدم‌های دائم‌الخمر تحقیق و بررسی کردم و متوجه شدم دندان‌های یک آدم دائم‌الخمر از بین می‌رود، دهانش مدام خشک می‌شود و بشدت در معرض بیماری آب‌مروارید قرار می‌گیرد؛ بنابراین این موارد را در این شخصیت نشان داده‌ام تا نشانه‌های اعتیادش به الکل را به تصویر بکشم بودنش باشد، چون قرار نیست این مساله او را بوضوح در تلویزیون نشان بدهیم. شکیب یک آدم معمولی نیست، پس من نمی‌توانم برای او طراحی معمولی داشته باشم.

اما هنوز برایم مبهم است چطور کسانی که شکیب استثمارشان کرده این قدر از او می‌ترسند، در حالی که یک الکلی ناتوان است.

مگر الان دور از جان مثل سگ از شکیب نمی‌ترسند؟!

چرا، اما این قصه‌ای است که شما تعریف می‌کنید، من درباره منطقش سوال می‌کنم!

فکر می‌کنم شما تمام قسمت‌های سریال را ندیده‌اید! شکیب وضعیت رفتاری مختلفی دارد. با همسر و فرزندانش به یک شیوه رفتار می‌کند و با بچه‌هایی که به‌کار گرفته به شیوه‌ای دیگر. اتفاقا یکی از ویژگی‌هایی که برای متفاوت بودن شکیب در نظر گرفتیم این است که لات و گردن‌کش نباشد و از همان مولفه‌های رایج درباره نقش‌ آدم‌های لات پیروی نکند. اتفاقا خیلی راحت‌تر بود که از شکیب یک مرد لات و زورگو به نمایش می‌گذاشتم و اتفاقا این اولین تصویری است که به ذهن هر کسی درباره چنین شخصیتی می‌رسد! من نمی‌خواهم همان چیزی را بازی کنم که در درجه اول به ذهن یک بازیگر بی‌تجربه یا راحت‌طلب می‌رسد؛ بازیگری که نمی‌خواهد رنج نقش را به دوش بکشد. من از شکیب آدمی ساخته‌ام که مثل او هیچ‌گاه در هیچ سریالی ندیده‌اید اما در اجتماع نمونه‌اش زیاد است. برای دیدن کسی مثل شکیب باید کمی چشمانمان را باز کنیم و حاشیه شهرهای بزرگ را خوب ببینیم. قطعا لنگه این آدم‌ها را نمی‌توان در نیاوران پیدا کرد.

برای بازی در فیلم اسب حیوان نجیبی است تحقیقات میدانی داشتید. برای بازی در نقش شکیب هم به‌دنبال چنین شخصیت‌هایی در جامعه گشتید یا از همان دیده‌ها و دریافت‌های قبلی و تئوری استفاده کردید؟

یک لحظه تصور کنید که من تحقیقات میدانی نکرده باشم؟! مگر می‌شود؟ مگر می‌شود چنین نقشی را ندیده و نشناخته بازی کرد؟ اگر بازیگر دایره دیداری و شنیداری‌اش را ببندد و فقط در خانه شیک و زیبایش در بالای شهر بنشیند چیزی گیرش نمی‌آید و بعد می‌گوید چنین آدمی نداریم؛ می‌دانید این مساله شبیه به چیست؟ مثل کسی که می‌گوید: عرفان و روحیات عالیه‌ای که می‌گویند در فلان عارف وجود داشت، چرا الان نیست؟ اینها همه داستان است! اینجاست که باید گفت دوست عزیز به دنبالش بوده‌ای که ببینی؟ چون تو ندیده‌ای پس نیست؟! باید گشت و دید و طراحی کرد. مثلا شکیب در ابتدا اسمش اسکندر بود اما اسکندر اسمی است که در یک سریال تلویزیونی از همان ابتدا براحتی ذات شخصیت را لو می‌دهد. اسکندر اسم آدم بدهای سریال‌های تلویزیونی است و همین اسم کافی بود که این شخصیت برای مخاطب به شخصیتی سهل‌الوصول بدل شود. وقتی مخاطبان از همان ابتدا از اسم یک شخصیت بفهمد با چه جور آدمی طرف است، دیگر آن شخصیت برایش چه جذابیتی دارد؟

نام شکیب را شما برای این شخصیت انتخاب کردید؟!

بله. من اسم را عوض کردم و گفتم اگر قرار است اسم این شخصیت اسکندر باشد من آن را بازی نمی‌کنم. اصلا دوست ندارم بازی کنم. خودم اسم شکیب را برایش انتخاب کردم. البته همه داستان و رویدادها را نویسندگان فیلمنامه نوشته‌اند اما من نمی‌توانستم با این اسم کنار بیایم، چون شکیب برای من یک شخصیت است؛ تخت و سطحی نیست، لایه‌های بسیار دارد و قرار نیست تماشاچی از همان اول بداند با چه جور آدمی طرف شده! هیچ‌کس نباید تا آخرین لحظه بفهمد شکیب چه جور آدمی است. مگر در زندگی معمولی با یک ارتباط کوتاه یا حتی سفر چند روزه، تمام ظرایف شخصیتی یک نفر دستمان می‌آید؟! ممکن است سال‌های سال با پدر، مادر و همسرتان زندگی کنید باز هم در یک موقعیت خاص رفتاری را ببینید که برایتان جدید و حتی عجیب باشد! انسان موجودی پیچیده است و شخصیت‌های فیلم‌های ما هم باید پیچیده باشد! تمام رنج درام‌های ما از جایی ایجاد می‌شود که هیچ پیچیدگی وجود ندارد و از همان اول تکلیف شخصیت‌ها روشن است و می‌دانیم چه می‌شود و چه اتفاقی می‌افتد؛ اما الان بازخوردهایی که من درباره شکیب می‌گیرم، جالب است. در میان مردم رفت و آمد می‌کنم و واکنش‌هایشان را می‌بینم. از من می‌پرسند شکیب چه کار می‌خواهد بکند؟ توی سرش چه می‌گذرد؟ خوبی ماجرا همین است، چون اگر مخاطب بتواند حدس بزند شکیب در هر اتفاقی چه واکنشی دارد که دیگر نمی‌توان اسمش را گذاشت شخصیت! اگر قابل حدس بود آن وقت می‌توانستید بگویید تیپ است!

چرا از این همه اسم شکیب را انتخاب کردید؟

من اول اسم دیگری انتخاب کرده بودم؛ اما خیلی معلوم نبود اسم است یا فامیلی و آقای سهیلی‌زاده هم گفتند بهتر است اسمش تک‌سیلابی باشد و من اسم شکیب را انتخاب کردم. به نظرم من به‌‌دلیل کنار هم قرار گرفتن دو حرف شین و کاف در کنار هم و در ابتدای این اسم نوعی خشونت ذاتی ایجاد می‌شود، اما از آن هم مهم‌تر این است که شکیب از اسم‌هایی است که از ابتدا ذهن مخاطب را به سمت روحیه و شخصیت خاصی سوق نمی‌دهد؛ با شنیدن این اسم نمی‌شود گفت طرف آدم خوبی است، بد است، مثبت است یا منفی؟ نمی‌شود حدس زد کسی که اسمش شکیب است چطور آدمی می‌تواند باشد؟ چون بسیاری از اسم‌ها می‌توانند ذهنیت ایجاد کنند. مثلا تا می‌گویند غلام یا مثلا نازیلا ذهنیت خاصی در ما ایجاد می‌شود.

در تحقیقات میدانی درباره آدم‌هایی مانند شکیب، درباره خاستگاه اجتماعی و خانوادگی، روحیات و دیدگاه‌هایشان به چه چیزهایی رسیدید؟

چیزی که من درباره آدم‌ها فهمیدم این است که آنها خودشان هم حاشیه نشین هستند، در کودکی مورد تجاوز رفتاری قرار گرفته‌اند و سرخوردگی‌هایی دارند که باعث می‌شود باندهای سوءاستفاده از کودکان را ایجاد و آنها را استثمار کنند. بچه‌هایی که در تیتراژ سریال می‌بینید واقعی هستند، بچه‌های کار هستند و برای فیلمبرداری باید روزی 200 هزار تومان به عنوان اجاره به رئیس باند پرداخت کنیم.

این بچه‌ها بزرگ می‌شوند و بعد خودشان یک باند ایجاد می‌کنند. برخی از این افراد هم کولی هستند؛ نمی‌دانم این واژه درست است یا نه؛ ولی آنها مثل کولی‌ها اصل و نسب ندارند، همیشه آواره هستند، معلوم نیست از کجا آمده‌اند و قرار است به کجا بروند، آواره و خانه به دوش هستند. اکثرشان دورگرد هستند و زندگی با ثبات و درستی ندارند. شکیب هم یکی از آنهاست.

امسال در سریال پایتخت هم بازی دارید. حجم کارتان در پایتخت چقدر است؟

طبق صحبت‌های اولیه، در پایتخت3 حضور بهبود بیشتر از گذشته است.

شما خواستید که نقش بهبود طولانی‌تر شود؟

راستش من چنین درخواستی نداشتم! اما سریال پایتخت را بسیار زیاد دوست دارم و از این مساله خوشحالم. البته برایم مهم نیست در این سریال یا هر سریال دیگری، پنج قسمت بازی داشته باشم یا 15 قسمت یا 25 قسمت! برای من این مهم است که حتی اگر در یک قسمت حضور دارم، نقشم موثر باشد و درام را پیش ‌ببرد. از نقش‌های گذری و بدون تاثیر خوشم نمی‌آید. دوستان به من لطف کردند در سری سوم سهم بیشتری برای بهبود قائل شدند. پایتخت سریالی است که همه چیز در آن براساس کارگروهی و با عشق و علاقه پیش‌می‌رود. بدون اغراق می‌گویم که سریال پایتخت را کسانی می‌سازند که کارشان را خوب بلدند؛ آقای مقدم، خانم غفوری، آقای تنابنده و دیگران افرادی حرفه‌ای و متخصص هستند.

در سریال آوای باران هم با یک گروه حرفه‌ای کار می‌کنم و در راس آنها آقای سهیلی‌زاده قرار دارند که همکاری با ایشان بسیار لذت بخش است. در میان کسانی که صرفا با تلویزیون همکاری دارند این افراد جزو بهترین‌ها هستند.

بنابراین، طبیعی است که دوست داشتم در سریال پایتخت حضور داشته باشم و حضورم طولانی‌تر باشد. طی این چند سال سریال پایتخت جایگاهی پیدا کرده که مردم دوست دارند عید را با پایتخت جشن بگیرند و عادت کرده‌اند سال نو را با این سریال آغاز کنند.

بعد از بازی در چند سریال که تقریبا پشت سر هم به نمایش در آمده‌اند، اکنون تلویزیون برای شما چه جایگاهی دارد و برای کار در این رسانه چه برنامه‌هایی دارید؟

قطعا برای کارم برنامه دارم و هر سالم را با برنامه مشخصی شروع می‌کنم. در این سال‌ها و در سال‌های اخیر سینما خیلی حال خوبی نداشت و ساخت فیلم‌های مستقل یا فیلم‌هایی که اندیشه‌ای ارزشمند داشته باشند، کمرنگ شد. بنابراین فکر کردم حضور در یکی، دو تا سریال ارزشمند تلویزیونی می‌تواند در این سال‌ها خوب باشد. یادآوری و آوای باران را امسال کار کردم و آخر سال هم در پایتخت بازی خواهم کرد که سرجهازی عید است، اما در سال بعد یا اصلا مرا در تلویزیون نخواهید دید یا حضورم بسیار کمرنگ خواهد بود. دوست ندارم سال بعد هم در تلویزیون باشم.

چرا؟!

احساس می‌کنم دیگر بس است؛ چقدر مردم مرا ببینند. وقت آن رسیده که استراحت کنم، خودم را بازسازی کنم. بنابراین در یکی، دو سال آینده احتمالا مرا در تلویزیون نخواهید دید.

و در سینما چطور؟

بیشتر به فکر بازسازی خودم هستم و این اتفاق برای من با تئاتر رخ می‌دهد. باید حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشم؛ بتوانم به قول شما شخصیت‌های جدید طراحی کنم و خودم را برای کارهای متنوع‌تر آماده کنم. بالاخره من هم یک آدم هستم و مگر چقدر توانایی دارم. توان من همین‌قدر است که می‌بینید و همین حالا هم دارم با تلاش کارم را پیش می‌برم! باید دانش و توانم را ارتقا بدهم، چون دلم نمی‌خواهد همان‌طور که شما هشدار دادید، به ورطه تکرار بیفتم.

تا امروز بیشتر نقش‌های مکمل بازی کرده‌اید. هیچ وقت به نقش اول فکر نکرده‌اید یا به شما پیشنهاد نشده است؟

مگر می‌شود که پیشنهاد نشود! اما منظورتان از نقش مکمل چیست؟! به نظرتان شکیب نقش مکمل است؟

شاید نقش مکمل نباشد، اما نقش اول هم نیست!

شکیب یکی از نقش‌های اصلی است، اما نقش محوری سریال آوای باران نیست؛ نقش محوری این سریال باران است و چیزی حدود پنج، شش نقش اصلی هم داریم. به نظر شما شکیب نقش مکمل محسوب می‌شود؟!

منظور من دقیقا همین نقش نبود. به طور کلی در کارنامه شما نقش‌ اول یا محوری کم بوده است!

برای من ویژگی یک نقش مهم است؛ اول و دوم و محوری و اصلی و مکمل، اهمیتی ندارد. به نظرم یک نقش محوری خوب بهتر از دوتا نقش اصلی کم‌مایه است!

به دستمزد فکر نمی‌کنید؟ اگر در یک فیلم سینمایی نقش اول را داشته باشید، طبیعتا دستمزد بیشتری می‌گیرید!

این‌ حرف‌ها درباره فیلم‌فارسی صدق می‌کند!

اما سینما یک صنعت است و سرمایه در آن نقش جدی بازی می‌کند. این‌طور نیست؟

من دستمزد خودم را دارم. آدم زیاده‌خواهی نیستم. دستمزد معقولی دارم که خیلی کم نیست و به اندازه دستمزد سوپراستارها هم نیست! من دستمزد خودم را طلب می‌کنم، اگر تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار بپذیرد کار می‌کنم و اگر نپذیرد کار نمی‌کنم.

و البته شما خیلی شانس برنده شدن جایزه هم نداشته‌اید!

برای بازی در فیلم روز روشن نامزد دریافت جایزه شدم، جایزه منتقدین را برای بازی در فیلم هیچ به دست آوردم و جایزه بین‌المللی جشنواره فجر را برای آلزایمر. به نظرم سه جایزه کافی است! مگر یک بازیگر چندتا جایزه باید بگیرد!

البته دو جایزه و یک نامزدی؟!

بازیگری اصلا چیزی نیست که شما فکر می‌کنید؛ بازیگر که برای جایزه کار نمی‌کند! بازیگری و اصولا هنر، سلوکی است که با آن پیش می‌رویم و هر چه جلوتر می‌رویم می‌بینیم چیز زیادی بلد نیستیم؛ یاد می‌گیریم و باز جلوتر می‌رویم. این کار پایان ندارد. نمی‌توانم بگویم من چند جایزه گرفته‌ام پس بازیگر شده‌ام و استادم! در این کار هر قدر جلو برویم باز به این نتیجه می‌رسیم چیزهای زیادی برای آموختن و تجربه کردن هست.حالا قصدتان از طرح این سوال چه بود؟

این سوال را پرسیدم چون فکر می‌کنم می‌توانستید جوایز بیشتری بخصوص از جشنواره فجر بگیرید!

داستان این است که همه جایزه‌ها نتیجه سلیقه و نگاه داوران هستند و آنها هم ممکن است مرا نبینند، از بازی یک بازیگر دیگر خوششان بیاید.

خب این مساله شما را آزرده خاطر نمی‌کند؟

چرا باید بکند؟

وقتی شغل بازیگری را انتخاب کرده‌اید، یعنی دوست دارید دیده شوید. مگر می‌شود از دیده نشدن ناراحت نشوید!

فقط داوران و جشنواره‌ها که ملاک دیده شدن نیستند! همین که شما دارید با من مصاحبه می‌کنید، یعنی کار من دیده شده است و گرنه چرا باید با من حرف بزنید؟! ناراحتی ندارد چون کسانی که باید، مرا دیده‌اند و می‌بینند؛ من سال گذشته نامزد جایزه شدم، الآن دارم با شما حرف می‌زنم و استقبال مردم هم هست. من ناراحت یا آزرده خاطر نمی‌شوم. چیزی که دیدنی باشد دیده می‌شود؛ چیز خوب روی زمین نمی‌ماند! مطمئن باشید.

سال پربار یک بازیگر

مهران احمدی که این روزها با سریال آوای باران طرفداران زیادی برای خودش دست و پا کرده و لحن حرف‌زدن و ناسزایش (سوسک توله) در این سریال در ذهن مخاطبان ثبت شده، متولد 1352 است.

او در تهران به دنیا آمده و در کودکی به نیشابور کوچ کرده است. چند سال زندگی در نیشابور کافی بود که او لهجه یک نیشابوری را با نقش نعیم در سریال مهرآباد به زیبایی ایفا کند. احمدی در نوجوانی به تهران بازگشت و بازیگری در تئاتر را آغاز کرد. این بازیگر در سال ۷۳ وارد دانشگاه شد و در رشته تئاتر با گرایش بازیگری تحصیل کرد. او همزمان با تحصیل در تلویزیون و تئاتر فعال بود. از اولین کارهای تئاتری او می‌توان «چند و چون به چاه رفتن»، «محاکمه ژاندارک» و «آسید کاظم» را نام برد و از اولین کارهای تلویزیونی او می‌توان به بازی در سریال‌های سیمای خانواده اشاره کرد.

احمدی بازیگری در سینما را با فیلم «آدم» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی آغاز کرد، اما در فیلم بیست از همین کارگردان مورد توجه قرار گرفت و به همراهی او با کاهانی در چند اثر دیگر منجر شد. همکاری احمدی با کاهانی به هنرنمایی‌های متنوعی برای مهران احمدی منجر شد که از متفاوت‌ترین آنها می‌توان به نقش آدمی دوجنسیتی در فیلم سینمایی اسب حیوان نجیبی است، اشاره کرد.

احمدی که بازیگری در دنیای تصویر را با سیمای خانواده و بازی‌های نه‌چندان جذابی در سریال‌های خانوادگی تلویزیون آغاز کرده بود، با ورود به سینما و بازی در فیلم‌هایی چون «خواب است پروانه» (مزدک میر عابدینی، ١٣٨٧)، «بیست» (عبدالرضا کاهانی، ١٣٨٧)، «آ‌نجا» (عبدالرضا کاهانی، ١٣٨٧)، «هیچ» (عبدالرضا کاهانی، ١٣٨٨)، «خواب‌های دنباله‌دار» (پوران درخشنده، ١٣٨٨)، «صدای پای من» (مهرداد خوشبخت، ١٣٨٩)، «سیزده ۵٩» (سامان سالور، ١٣٨٩)، «اسب حیوان نجیبی است» (عبدالرضا کاهانی، ١٣٨٩)، «آلزایمر» (احمدرضا معتمدی، ١٣٨٩)، «بغض»(رضا درمیشیان، ١٣٩٠) و «روز روشن» (حسین شهابی، ١٣٩١) به سرعت جایگاه ویژه‌ای در میان بازیگران کشورمان دست پیدا کرد و حالا جزو یکی از بازیگران توانمند کشورمان محسوب می‌شود.

مهران احمدی در کنار بازیگری که جدی‌ترین حضور او را در دنیای هنر شامل می‌شود، به‌عنوان دستیار کارگردان، برنامه‌ریز و مدیر تولید نیز تجربیاتی دارد. او در آثاری چون سیزده ۵۹، خواب‌های دنباله‌دار، آن‌جا و بیست به‌عنوان دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز همکاری داشته و در فیلم هیچ، ‌وظیفه مدیریت برنامه‌ریزی را نیز برعهده داشته است.

سال 92 را می‌توان سال اوج این بازیگر تاکنون دانست. سریال‌های مهرآباد، یادآوری و آوای باران با بازی او از تلویزیون پخش شده یا در حال پخش است، این روزها با پایتخت 3 همکاری دارد، در یک نمایش به نام بی‌انتخاب هنرنمایی کرده و در سینما، فیلم «روز روشن» با بازی او در حال اکران است ضمن این‌که در فیلم‌های آینه شمعدون، شیار 143 و تمشک نیز بازی کرده که بزودی در سینماهای کشور به نمایش در خواهد آمد.

منبع: جام جم

ادامه خبر...


آغاز پیش‌فروش ویژه تندر90 و پارس تندر

2 بهمن 1392, 19:34

آغاز پیش‌فروش ویژه تندر90 و پارس تندر

شرکت پارس خودرو پیش فروش ویژه تندر 90 و پارس تندر رابا قیمت قطعی به مناسبت میلاد خجسته پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق (ع) آغاز کرد.

پیش فروش اعتباری تندر 90 و پارس تندر شرکت پارس خودرو با موعد تحویل تیر ماه 1393 از روز 28 دی ماه آغاز شده و تا پایان وقت اداری دوم بهمن ماه ادامه خواهد یافت.

بنابراین گزارش، پیش فروش خودرو تندر 90 و پارس تندر شرکت پارس خودرو با پیش پرداخت 160 میلیون ریال و 19 درصد سود مشارکت در نظر گرفته شده است. همچنین پیش فروش قطعی خودروهای تندر 90 و پارس تندر این شرکت با پیش پرداخت 180 میلیون ریال و زمان تحویل فروردین 1393 با تنوع رنگی امکانپذیر است.

شایان ذکر است؛ متقاضیان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به سایت اینترنتی گروه خودرو سازی سایپا به نشانی www.saipagroup.ir و یا نمایندگی های مجازگروه سایپا در سراسر کشور مراجعه کنند.

ادامه خبر...


انتشار تصاویر خصوصی زن جوان شیرازی در اینترنت

1 بهمن 1392, 20:18

انتشار تصاویر خصوصی زن جوان شیرازی در اینترنت

رئیس پلیس "فتا" استان فارس از دستگیری مرد 39 ساله شیرازی خبر داد که با دسترسی غیر مجاز به تصاویر همسر یکی از اقوام درجه یک خود، وی را مورد هتک حیثیت در فضای مجازی قرار داده بود.
به گزارش راک نیوز ؛ سرهنگ سیدموسی حسینی در تشریح این خبر گفت: متهم پرونده روزی در منزل یکی از اقوام به اتاق خوابشان وارد شده و در اثر حسادتی که به این خانواده داشته است، تصاویر شخصی همسر وی را سرقت کرده و برای ضربه زدن به حیثیت آنها این تصاویر را در شبکه اجتماعی منتشر می‌کند.وی ادامه داد: این خانواده که از این موضوع اطلاع نداشته‌اند با دیدن تصاویر در شبکه اجتماعی شوکه شده و اقدام به شکایت برای مشخص شدن موضوع می کنند.

رئیس پلیس "فتا" استان فارس بیان کرد: کارشناسان پلیس "فتا" با استفاده از اقدامات فنی و مهندسی اجتماعی وی را شناسایی و در بازجویی از شاکی مشخص می‌شود که فرد شناسایی شده از اقوام نزدیک شوهر شاکی است.

حسینی گفت: با کسب دستور قضایی متهم احضار و جرم ارتکابی از وی کشف و در تحقیقات انگیزه خود را انتقام جویی در اثر حسادت به این خانواده عنوان کرد.

ایسنا

ادامه خبر...


اولین تصاویر سریال نوروزی «پایتخت ۳»

30 دی 1392, 19:41

اولین تصاویر سریال نوروزی «پایتخت ۳»

گروه فرهنگ و هنر راک نیوز : سریال «پایتخت3» مجموعه نوروزی شبکه اول سیما به کارگردانی سیروس مقدم و به تهیه‌کنندگی الهام غفوری اواسط دی ماه در شیرگاه مازندران کلید خورد و گروه کماکان مشغول کار هستند. الهام غفوری درباره تولید این مجموعه تلویزیونی گفت: تا به حال 10 درصد از این سریال تلویزیونی در استان مازندران تصویربرداری شده و گروه تا قسمت ششم در شمال کار خواهند کرد. گروه برای تصویربرداری قسمت 7 به بعد به تهران می‌آیند ضمن اینکه تا به حال پنج قسمت از فیلمنامه‌ها نوشته شده و گروه نویسنده مشغول نگارش قسمت ششم هستند. البته تدوین همزمان نیز در حال انجام است.

alt

غفوری افزود: تمام بازیگران اصلی سریال تا امروز جلوی دوربین رفتند و روند تصویربرداری طبق برنامه‌ریزی‌ها پیش می‌رود.

alt

در خلاصه داستان سری سوم «پایتخت» آمده در شب عروسی ارسطو، حادثه‌ای روی می‌دهد که باعث می‌شود نقی که از چند ماه قبل بیکار است، پریشان و افسرده شود. او با تشویق خانواده به ورزش کشتی که در جوانی به آن مشغول بوده روی می‌آورد و پا در مسابقات کشتی پیشکسوتان می‌گذارد، اما ماجرایی در خلال کشتی پیش می‌آید که نقی و خانواده‌اش را وارد ماجراهایی تازه‌تر می‌کند.

alt

alt

alt

عوامل اصلی سریال عبارتند از: بازیگران: محسن تنابنده، احمد مهرانفر، ریما رامین فر، سارا و نیکا فوقانی اصل و علیرضا خمسه، بازیگران مهمان: مهران احمدی، نسرین نصرتی، هومن حاجی عبدالهی و جمعی از بازیگران تئاتر. سرپرست نویسندگان: محسن تنابنده، نویسندگان: خشایار الوند، حسن وارسته، مجری طرح: علیرضا نجف زاده، مدیر تصویربرداری: امیر معقولی، گروه تصویر: رسول امامی، سید میلاد ملکوتی، سیامک کوثر مدار، میلاد مهرانی، تصاویر هلی شات: شهروز کیایی، طراح گریم: مجید اسکندری، اجرای گریم: ثمینه محمد طاهری، مرتضی کهزادی، مصطفی کهزادی، جمال الدین بیات، مدیر صدابرداری: امیر پرتو زاده، دستیاران صدا: مهدی رحیم زاده، امیر فیاضی، طراح صحنه و لباس: آرزو غفوری، دستیار اول صحنه: جواد فاضلی، گروه صحنه و لباس: وحید جعفری، احمد عبدالهی، رضا برزگر، ساره جوانمرد، مدیر برنامه ریزی: علی صابری، دستیار اول کارگردان: صالح غربی جوان، برنامه ریز: سید جواد حسینی، تدوین: خشایار موحدیان، صداگذاری: مهرداد جلوخانی، آهنگساز: آریا عظیمی نژاد، جلوه‌های بصری: علی تصدیقی، دستیار دوم کارگردان: امیر نصیری، منشی صحنه: محمد گلفشان، تصویربردار پشت صحنه: علی حمد خدا، جانشین تولید: محمود اتحادی، عکاس: نادر فوقانی، مشاور رسانه ایی : مجتبی احمدی دستیار یک تدارکات: ابوالفضل لطفی، دستیار تدارات: نیما فکوری، خدمات: امید داریمی، سینه موبیل: ایمان وردی احمدی، وحید بیگلری، حمل و نقل: آرش نوروزی، حمید رضا قریشی، رضا خالقی، فرزاد شعبانی مقدم.

ادامه خبر...


رسوایی اخلاقی ستاره قرمزها با یک دختر دردسرسازشد!

30 دی 1392, 19:38

رسوایی اخلاقی ستاره قرمزها با یک دختر دردسرسازشد!

احتمال دارد دو باز‌یکن ‌مطرح فوتبال جهان به سه سال حبس محکوم شوند.

به گزارش گروه اجتماعی راک نیوز  به نقل از سرویس ورزشی جام نیوز، فرانک ریبری‌، با‌زیکن سی ساله تیم بایرن‌مونیخ و کریم‌بنزما گلزن 26 ساله تیم رئال‌مادرید ممکن است در اولین دادگاه در سال جاری به سه سال حبس و پرداخت جزای نقدی 45 هزار یورویی‌ محکوم شوند.

این دو بازیکن‌ مطرح قبل از جام جهانی آفریقای جنوبی در ارتباط با مسائل غیر اخلاقی و البته رابطه نامشروع با یک دختر که زیر سن قانونی بوده است این مجازات را متحمل می‌شوند.

ادامه خبر...


خانم کروبی درگذشت / عارف تسلیت گفت

29 دی 1392, 20:33

خانم کروبی درگذشت / عارف تسلیت گفت

خواهر مهدی کروبی صبح شنبه درگذشت.

خواهر مهدی کروبی صبح شنبه درگذشت.

به گزارش راک نیوز به نقل از روز نو، پیکر خانم کروبی همسر مرحوم حجت‌الاسلام ملکی و خواهر مهدی کروبی، در قم تشییع و به خاک سپرده خواهد شد.

بر اساس این گزارش، محمدرضا عارف نیز در پیامی، درگذشت خواهر کروبی را تسلیت گفت.

متن این پیام که خطاب به فاطمه کروبی همسر حجت‌الاسلام مهدی کروبی است، به شرح زیر است:

«خواهر گرامی، سرکار خانم فاطمه کروبی

خبر درگذشت سرکار خانم فاطمه کروبی خواهر همسرگرامی‌تان موجب تاثر و تالم اینجانب شد. این مصیبت را به جنابعالی، خانواده‌های محترم کروبی و ملکی به خصوص به برادر بزرگوارم حجت‌الاسلام و المسلین آقای مهدی کروبی و همه بستگان داغدار تسلیت می‌گویم. از درگاه احدیت برای آن فقیده سعیده آمرزش و رحمت و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی و برای شما و جناب آقای مهدی کروبی طول عمر با عزت توأم با سلامتی و توفیق روزافزون طلب می‌کنم.»

  به نقل از روز نو، پیکر خانم کروبی همسر مرحوم حجت‌الاسلام ملکی و خواهر مهدی کروبی، در قم تشییع و به خاک سپرده خواهد شد.

بر اساس این گزارش، محمدرضا عارف نیز در پیامی، درگذشت خواهر کروبی را تسلیت گفت.

متن این پیام که خطاب به فاطمه کروبی همسر حجت‌الاسلام مهدی کروبی است، به شرح زیر است:

«خواهر گرامی، سرکار خانم فاطمه کروبی

خبر درگذشت سرکار خانم فاطمه کروبی خواهر همسرگرامی‌تان موجب تاثر و تالم اینجانب شد. این مصیبت را به جنابعالی، خانواده‌های محترم کروبی و ملکی به خصوص به برادر بزرگوارم حجت‌الاسلام و المسلین آقای مهدی کروبی و همه بستگان داغدار تسلیت می‌گویم. از درگاه احدیت برای آن فقیده سعیده آمرزش و رحمت و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی و برای شما و جناب آقای مهدی کروبی طول عمر با عزت توأم با سلامتی و توفیق روزافزون طلب می‌کنم.» ایسنا

ادامه خبر...


كري خواني بهنوش بختياري براي استقلالي ها+عكس

29 دی 1392, 07:30

كري خواني بهنوش بختياري براي استقلالي ها+عكس

http://media.jamnews.ir/Original/1392/10/21/IMG09521018.jpgalt

ادامه خبر...


با مجرد ازدواج کنیم یا مطلقه؟

27 دی 1392, 19:18

با مجرد ازدواج کنیم یا مطلقه؟

شاید تا یکی، دو دهه پیش ازدواج با افرادی که تجربه تلخ طلاق را پشت‌سر گذاشته بودند، آنقدرها رایج نبود به‌خصوص اگر یک طرف ماجرا دختر یا پسری قرار داشت که تا به حال تجربه ازدواج نداشت اما این روزها با تغییر فرهنگ عمومی جامعه، تغییر الگوهای ازدواج و تغییر سن و سال و معیارهای آن و همچنین تغییر نگرش و سطح دید افراد جامعه، ازدواج با افرادی که تجربه تلخ یک جدایی را داشته‌اند، چندان دور از ذهن نبوده و حتی گاهی می‌تواند نتایج و سرانجام بسیار خوبی را هم برای طرفین رقم بزند. 

اگر خواستگاری دارید که قبلا یک بار بر سر سفره عقد رفته یا  قصد دارید با خانمی مطلقه ازدواج کنید، حتما به نکات زير توجه کرده و آنها را رعایت كنيد.

توجه به تمام معیارها و ملاک‌های مورد نظر: 

اولین نکته آن است که این ازدواج را مانند بقیه ازدواج‌ها بدانید و فرد مقابل را به دقت با معیارها و ملاک‌هایی که برای همسر آینده‌تان در نظر گرفته‌اید، بسنجید. اگر فرد مقابل (فرد طلاق گرفته) معیارها و ملاک‌های شما را داشت، در مرحله بعد در مورد ازدواج با او فکر کنید و جدی‌تر باشید. پر واضح  است شخصی که با ملاک‌ها و معیارهای  اساسی و اصلی ذهن شما که همیشه در رابطه با انتخاب شریک زندگی‌تان داشته‌اید، متفاوت است، نمی‌تواند فرد مورد نظر شما باشد.

 تحقیق در مورد فرد مقابل: در تمامی ازدواج‌ها لازم است که افراد در رابطه با شخص موردنظرشان برای ازدواج تحقیقات لازم را انجام دهند و از تمامی جوانب خانوادگی، شغلی، اجتماعی و رفتاری طرف مقابل آگاهی یابند. تحقیقات در رابطه با افرادی که یک بار جدا شده‌اند نیز مانند سایر ازدواج‌ها باید انجام شود، البته با دقت و ریزبینی بیشتر. 

اجتناب از ترحم و دلسوزی: هرگز به دلیل ترحم و دلسوزی یا کمک به فرد مقابل تصمیم به ازدواج با وی نگیرید. چنین ازدواج‌هایی شاید به شما حس خوشایندی بدهد ولی کم‌کم و پس از برخورد با مشکلات زندگی، این حس دلسوزی یا کمک در شما از بین رفته و جای خود را به احساس‌های منفی دیگر می‌دهد و همین احساس‌های منفی پایه‌گذار اختلافات و درگیری‌های آینده خواهد بود. به یاد داشته باشید که فرد مقابل را فقط و فقط به خاطر خودش و خصوصیات و ویژگی‌هایی که دارد برگزینید نه چیز دیگری.



اجتناب از سرکوب و سرزنش: اگر قصد انجام چنین ازدواجی را داشتید، فراموش نکنید هرگز نباید چه در دوران نامزدی و چه پس از آن در زندگی مشترک با دیدن کوچک‌ترین عیب و ایراد و نقطه ضعفی از فرد مقابل او را سرزنش و تحقیر كنيد و مدام گوشزد كنيد که «حتما همسر قبلی‌ات هم تو را به خاطر همین رفتارها رها کرده. خب، بنده خدا حق داشته»، «منم لطف کردم یا خامی کردم تو رو به عنوان همسر قبول کردم» و... . استفاده زن و مرد از مفاهیمی چون «سرزنش»، «سرکوب»،‌ »منت» و... در همه زندگی‌ها ممنوع است ولی در چنین ازدواج‌هایی نه تنها ممنوع است، بلکه جزء خطوط قرمز خطرناک نیز محسوب می‌شود.

سوء‌استفاده از جایگاه و موقعیت فرد مقابل: گاهی برخی تنها به دلیل سوء‌استفاده از جایگاه و موقعیت فرد مقابل حاضر به ازدواج با وی می‌شوند. مثلا آقا پسری به خواستگاری دخترخانمی می‌رود که تازه مطلقه شده است و از نظر مال و ثروت توانمند است یا می‌داند چون این دختر قبلا طلاق گرفته، خیلی راحت می‌تواند با وی ازدواج کند زیرا این دختر مانند دخترهای دیگر نیست و توقعش از زندگی و همسرش کمتر است. 

 زمانی که زن مطلقه و مرد مجرد باشد، قضیه را می‌توان از 2 دیدگاه خوش‌بینانه و بدبینانه مورد بررسی قرار داد. اول به نگاه بدبینانه در این زمینه می‌پردازیم. 

بخش بدبینانه ماجرا!

زمانی‌که یک مرد مجرد خواهان ازدواج با یک زن مطلقه می‌شود، شاید تفکرات زیر را در ذهنش بپروراند:

1- فکر می‌کند که ازدواج ساده و راحتی در پیش رو دارد! طبق یک انتظار عمومی، زنان مطلقه در ازدواج دوم‌شان کم‌توقع‌تر هستند، سازش بیشتری نشان می‌دهند و تمایل به ازدواج‌های کم‌سر و صدا دارند که در آنها از مراسم پی‌درپی و تشریفات خبری نیست.

2- زنان مطلقه انتظار مالی پایین‌تری دارند و در شرایطی که مهریه، هزینه‌های مراسم ازدواج، هزینه‌های تامین مسکن و درآمد برای پسرها یک دغدغه جدی است، زنان مطلقه با انتظارات پایین‌تر می‌توانند گزینه خوبی باشند.

3- زنان مطلقه حامی ندارند. خانواده آنها به دلیل موقعیت فرزندشان تمایل دارند زندگی دوم دخترشان را حفظ کنند، پس در امور زندگی‌شان دخالت نمی‌کنند.

4- زنی که یک بار از همسرش جدا شده، بار دیگر هم ممکن است از همسرش جدا شود، پس اگر زندگی با او به بن‌بست رسید، دردسرهای کمتری برای طلاق خواهند داشت.

5- زنان مطلقه مهریه و حق و حقوق مالی‌شان را از همسر سابق‌شان دریافت کرده و تمکن مالی بیشتری دارند و می‌توانند منبع حمایتی خوبی برای یک پسر مجرد باشند.

چه تصمیمی باید بگیریم؟

درباره این بخش بدبینانه و آسیب‌زای ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه باید بگوییم بهترین راهکار این است که قبل از ازدواج، زن سعی کند انگیزه‌های اصلی خواستگارش را دریابد. ازدواجی که صرفا به دلیل برخورداری از حمایت یک مرد صورت بگیرد، می‌تواند خطرناک باشد و چالش‌های زندگی قبلی را برای یک زن تکرار کند بنابراین بهتر است کار را به کاردان بسپارید و با مشاوره‌های روانشناسی تک‌نفره و دونفره تصمیم نهایی خود را بگیرید.

بخش خوشبینانه ماجرا!

اما این ازدواج‌ها بخش خوشبینانه‌ای هم دارد.

۱ - زنان مطلقه به واسطه تجربه‌هایی که در زندگی اول خود کسب کرده‌اند، توانایی مدیریت بهتری در روابط دارند. به همین دلیل نظر پسران مجرد را بیشتر جلب می‌کنند. این زنان مهارت‌های خانه‌داری، ارتباط با اقوام، برخورد با همسر را دارند و دیگر نیازی نیست با شروع زندگی مشترک، به آزمون و خطا بپردازند.

۲ - زنان مطلقه زنانی هستند که در صورت داشتن یک زندگی آرام، قدر موقعیت را می‌دانند و برای بهتر شدن زندگی تلاش می‌کنند. آنها وضعیت بدتری را چشیده‌اند و حاضر نیستند زندگی خوب امروزی‌شان را به سادگی از دست بدهند.

۳ - در کنار همه اینها به یاد داشته باشید، مطلقه بودن دلیلی برای انتخاب نشدن برای ازدواج نیست چرا که امروزه زنان جوان زیادی را می‌بینیم که شاید در دهه دوم یا اوایل دهه سوم زندگی خود باشند و با قابلیت‌های برجسته و شان خانوادگی و اجتماعی بالا سابقه شکست را داشته باشند بنابراین از نگاه سنتی و قضاوت نادرست درباره این زنان فاصله بگیرید و بر اساس واقعیات موجود انتخاب کنید.

فاطمه عبادی مشاور خانواده: 

با همسر سابق صحبت نکنید

در میان خواستگاران یک دختر مخصوصا کسانی که به نوعی وارد سن تاخیر ازدواج یا نزدیک به تجرد قطعی هستند، حضور مردانی که طلاق گرفته‌اند یا همسر خود را از دست داده‌اند، بیشتر به چشم می‌خورد. بیشتر این دختران در رابطه با انتخاب چنین مردانی دچار اضطراب و ترس بوده و از عواقب آن می‌ترسند. آنها مدام نگران این موضوع هستند که نکند فرد مورد نظرشان برخلاف ظاهرش، مشکل خاصی داشته که همسر قبلی خود را طلاق داده و شاید سرنوشت مشابهی در ازدواج با این مردان برای آنها رقم بخورد. توجه به نکات زیر می‌تواند راهکارهای مناسبی را جلوی پای این دختران قرار دهد.

علت طلاق را دریابید

دانستن آنکه علت طلاق فرد چه بوده و چرا از همسر خود جدا شده تا حد زیادی نشان دهنده بسیاری از مسائل است که ممکن است برای آن دختر مهم باشد. بسیاری از این عوامل برای شما که به عنوان فرد انتخابی بعدی هستید، ‌ممكن است صدق نکند، در نتیجه می‌توان با دانستن این مسائل انتخاب درستی را انجام داد.

با همسر سابق وی صحبت نکنید!

اکثر اختلافات بین زوجین طلاق گرفته، حالت دعوا دارد و در دعوا منصفانه نظر دادن بسیار سخت است بنابراین برخلاف توصیه‌های رایج، صحبت با زن سابق مرد، راه‌حل مناسبی نیست و برای ایجاد شرایط یک انتخاب صحیح به دختران توصیه می‌شود که به مشاور مراجعه کنند تا بر اساس شرایطی که فرد داشته دست به انتخاب صحیح بزنند.

مطلقه‌ها با هم، مجردها با هم؟

بررسی را در قالب 2گروه ( گروه اول: یک طرف مجرد - یک طرف مطلقه / گروه دوم: هر دو طرف مطلقه) انجام داده و در هر بخش به بیان محاسن و معایب می‌پردازد:



یک طرف مجرد - یک طرف مطلقه

محاسن ازدواج زمانی که یک طرف ماجرا مجرد و طرف دیگر مطلقه است ( فارغ از جنسیت) می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

- وجود کسب تجربه در زندگی مشترک  (مثلا مرد به واسطه تجربه از زندگی مشترک قبلی می‌تواند اکنون به ایفای نقش بهتری بپردازد.)

- آشنایی بیشتر افراد با خواسته‌های عاطفی- روانی طرف مقابل و بهتر برطرف کردن نیازهای روانی او.

- کسب تجربه و آشنایی بیشتر نسبت به انجام مراسم و مناسک‌های موجود در فرهنگ ایرانی (که در صورت بی‌اطلاعی خود می‌تواند زمينه‌ساز اختلاف بین زوج‌های جوان و بی‌تجربه باشد.)

- تلاش بیشتر فرد برای جلوگیری از برخوردها و پیشگیری از تکرار تجربه تلخ گذشته

این ازدواج‌ها می‌تواند معایبی هم داشته باشد:

- احتمال وجود توقع بالای خودآگاه یاناخوآگاه از همسر فعلی به دلیل تجربیات گذشته

- احتمال قیاس کردن همسر قبلی با همسر فعلی به شکل منفی 

- احتمال عدم قطع ارتباط با همسر قبلی و ادامه آن. گاهی این ارتباط می‌تواند در قالب ارتباط ذهنی و فکری باشد نه حتی به صورت واقعی اما گاهی هنوز هم ارتباط به صورت واقعی وجود دارد که قطعا مورد پسند همسر فعلی نیست.

- امکان عدم تسویه حساب حسی و عاطفی با همسر قبلی ( اگر این تسویه‌حساب اتفاق نیفتاده باشد ممکن است فرد با یادآوری خاطرات گذشته سبب آزار خود و طرف مقابل شود.)

- آسان شدن موضوع طلاق برای فرد و خارج شدن از ذهن فرد به عنوان یک تابو. در این ازدواج‌ها معمولا فرد در صورت برخورد و بروز مشکلات جدی با فرد جدید، احتمالا راحت‌تر به جدایی فکر می‌کند.

 محاسن ازدواج زمانی که هر دو فرد مطلقه هستند:

- وجود تجربه زندگی مشترک و عدم ناپختگی در این زمینه و درک بهتر از شرایط زندگی مشترک و همسر فعلی

- شناخت نسبی بیشتر از جنسیت روانی و نیازهای جنس مخالف

- تلاش برای پیشگیری از تکرار اشتباه‌هاي گذشته

- تعهد و تلاش بیشتر برای حفظ و مراقبت از رابطه و پیشگیری از جدایی

- تمایل بیشتر خانواده‌ها برای آشنایی بیشتر این دو فرد با یکدیگر و ایجاد زمینه مناسب برای انتخابی دقیق‌تر (چون هر دو فرد یک تجربه ناموفق را پشت سر گذاشته‌اند بنابراین خانواده‌ها برای جلوگیری از تکرار آن، معمولا کمی راحت‌تر با موضوع آشنایی قبل از ازدواج برخورد می‌کنند تا فرد با شخص مورد نظرش ارتباطی معقول و مناسب داشته باشد و بتواند به این شناخت برسد که آیا این شخص فرد مناسب زندگی اوست یا خیر!)

 و اما معایب این ازدواج‌ها

- وجود توقع بالا و شاید انتظارات زیاد از همسر فعلی 

- قیاس با رابطه قبلی در ابعاد مختلف و رسیدن به یأس و ناامیدی و بن بست در صورت برآورده نشدن خواسته‌های مهم

- ادامه ارتباط ذهنی- فکری یا واقعی با همسر قبلی یا خانواده وی که از جانب همسر فعلی قابل پذیرش نبوده و موجبات اختلاف را فراهم می‌کند.

چه باید کرد؟!

ابتدا باید به این موضوع اشاره کرد که به واسطه وجود تفاوت‌های فردی میان انسان‌ها و تفاوت در دیدگاه‌ها و باورهای آنها محاسن و معایب مذکور در رابطه با همه ارتباطات مصداق ندارد و هر رابطه‌ای برای  خودش مختصاتی دارد که نیاز به بررسی را حتمی می‌کند. مجموعه آنچه که در این مطلب آورده شده، از موارد عمومی چنین ازدواج‌هایی است، اما آنچه در این میان حائز اهمیت بوده و باید اصلاح شود، وجود یک دیدگاه قالبی در جامعه است. بر اساس این دیدگاه ،ازدواج فرد مطلقه با فرد مجرد درست نبوده و حتما همسر بعدی وی باید یک مطلقه باشد. این دیدگاه نادرست است چرا که در مقوله ازدواج، فاکتورهای متعددی دخیل هستند و صرفا نمی‌توان به دلیل آنکه فرد، سابقه ازدواج قبلی دارد از تمام گزینه‌های مثبت او چشم‌پوشی کرد و وی را گزینه نامناسبی دانست. در این زمینه نظر و دیدگاه شخص مجرد در انتخاب فرد مطلقه مهم است و وی باید به دنبال کشف تفاوت‌ها و شباهت‌ها  باشد.محمود هندی پور مراجعه به یک مشاور باتجربه و متبحر در زمینه ازدواج را برای تمامی این افراد امری ضروری و مهم می‌داند ،چرا که با انجام مصاحبه تخصصی و گرفتن تست سازگاری و شخصیت از این افراد، بسیاری از نکات در زمینه کیفیت رابطه و شکل تداوم آن برای آنها روشن می‌شود. همچنین وی معتقد است ازدواجی که بر پایه انتخاب صحیح و آگاهانه باشد، فارغ از مجرد یا مطلقه بودن می‌تواند سرانجام خوشایندی را برای هر دو نفر به ارمغان آورد.

ادامه خبر...


در میان پیشنهادات این روزها، کدام را قابل اعتنا می‌دانید؟