مشروح اخبار


لباس های زیر زنانه بر اندام پسران جوان (عکس)

9 بهمن 1392, 01:34

لباس های زیر زنانه بر اندام پسران جوان (عکس)

شرکت ژاپنی به نام ویش روم خط تولید پوشاک های متفاوتی را شروع نموده است.محصولات هم اکنون با برچسب روم من در سایت راکوتن در حال تبلیغ است.پیش بینی می گردد تا اواسط ماه فیبریه جای خود را در فروشگاه های کشور باز نماید.در نگاه اول پوشاکهای کشدار زنانه به نظر می رسند اما اشتباه نکنید این تولیدات که شامل سینه بند،شورت و شلوارک توری می باشند مخصوص آقایان تولید می گردد.در تولید آنها هر چند از گل و زینت های زنانه استفاده شده ولی سعی شده جذابیت های لازم را برای مردان داشته باشند.   لباس های زیر زنانه بر اندام پسران جوان (عکس)   به گزارش سایت" راکن نیوز 24 "سایز این تولیدات با اندازه های زنانه آن تفاوت چندانی ندارد.تنها تفاوت انها در استفاده کننده ان است.به گزارش پارس ناز مردان می توانند سینه بند را زیر لباسهای خود بپوشند و بدون اینکه احساس غیر طبیعی به انها دست دهد لذت پوشیدن سینه بندهای نرم و لطیف زنانه را تجربه نمایند.آقای مسایوکی تسوچیا یکی از کارمندان شرکت دیش روم می گوید تولیداتشان چسب بدن هستند و او عاشق لباسهای چسب است.

خانم آکیکو رئیس شرکت تولیدی می گوید من از برخی مردان که می خواهند حس پوشیدن لباس زنانه را تجربه نمایند برایم خیلی جالب است.از زمانی که تبلیغ محصولاتمان را اغاز نموده ایم سیل تماس از سوی مردان شروع شده است.برخی از انها به ما زنگ می زنند و می گویند از مدتها منتظر چنین سینه بندهایی بوده اند.فعلا محصولات که شامل شورت،سینه بند و شلوارک های کوتاه می باشد قرار است با مبلغ اندک 11 پورند در سایت شرکت به فروش برسد.هر چند پیش بینی می گردد با استقبال زیاد مشتریان مبلغ ان به 18 پوند برسد.

ادامه خبر...


8 سال ممنوع‌الکاری به‌خاطر شباهت به احمدی‌نژاد+عکس

9 بهمن 1392, 01:07

8 سال ممنوع‌الکاری به‌خاطر شباهت به احمدی‌نژاد+عکس

 محمود بصیری٬ بازیگر طنز سینما و تلویزیون گفته به خاطر شباهت به محمود احمدی‌نژاد به مدت هشت سال ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الکار بوده است.

۸ سال ممنوع‌الکاری به‌خاطر شباهت به احمدی‌نژاد

هیچکس سراغم را نگرفت جز ...

 وقتی سراغ از بازیگر ممنوع‌التصویر هشت ساله‌ای را می‌گیریم و از او می‌پرسیم که آیا واقعا درست است که به خاطر شباهتش با محمود احمدی‌نژاد - رییس‌جمهور سابق کشور - هشت سال از تلویزیون دور مانده است؟ می‌گوید: هشت سال پیش زمانی که انتخابات مربوط به ریاست محمود احمدی‌نژاد به پایان رسید، مدام از سوی وکلا تماس‌هایی با من گرفته می‌شد و می‌گفتند که آیا خودت خبر داری که ممنوع‌التصویر شده‌ای؟ که من آن زمان فقط به این حرف‌ها می‌خندیم و اصلا باورم نمی‌شد که ظاهرا همین شایعات کم‌کم به واقعیت پیوست؛ دریغ ار اینکه هیچ‌کس جز داوود رشیدی، محمود استاد محمد و مرضیه برومند سراغم را نگرفت. بازیگر سریال‌های «آرایشگاه زیبا»، «هزاردستان»، «هتل»، «گل پامچال» که در محل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) حاضر شده بود، درباره‌ی غیبت هشت ساله‌اش در عرصه‌ی هنر و همچنین فعالیت‌های هنری‌اش، به پرسش‌های ایسنا پاسخ داد.

 alt

 وزیر ارشاد و رییس سازمان صدا‌و‌سیما می‌توانند راحت بخوابند

 محمود بصیری خطاب به وزیر ارشاد و رییس سازمان صدا‌و‌سیما می‌گوید: امیدوارم وقتی وزیر ارشاد و رییس تلویزیون مسئولیتشان را به افراد دیگری واگذار می‌کنند و به خانه‌هایشان می‌روند، بتوانند راحت بخوابند. او در عین حال تاکید می‌کند که بابت اتفاقی که برایش افتاده و هشت سال ممنوع‌الکار بوده، از کسی شاکی نیست و هیچ‌کس را مقصر نمی‌داند و حتی می‌گوید: دست آن کسی که این کار را کرده درد نکند!

 این بازیگر پیشکسوت که بیشتر ایفاگر نقش‌های طنز است، درباره‌ی عدم حضورش طی این هشت سال در تلویزیون توضیح می‌دهد: وقتی برای بازی در سریال «کتابفروشی هدهد» قرارداد بستم و هنوز بازی‌ام را شروع نکرده بودم، مدام با من تماس می‌گرفتند و می‌گفتند خبر داری که ممنوع‌الکار شدی؟! من در آن زمان باورم نمی‌شد. گذشته از این حرف‌ها به دلیل اینکه برای «کتابفروشی هدهد» قرارداد بسته بودیم در آن سریال بازی کردم و جا دارد بگویم این مجموعه در زمان خودش خوب پخش نشد. بعد از آن هم بازی در سریال «خانه اجاره‌ای» به کارگردانی رامین ناصرنصیر به من پیشنهاد شد و حتی چندین قسمت هم بازی کردم ولی وقتی برای تلویزیون فرستادند و گریم مرا دیدند، آن قسمت‌ها را پخش نکردند و بعد از رفتن آقای احمدی‌نژاد همان قسمت‌ها را پخش کردند و جالب بود که ابتدا قرار بود چند قسمت در این سریال بازی کنم اما تنها یک قسمت به من دادند که آن را هم حذف کردند. هشت سال پیش زمانی که انتخابات مربوط به ریاست محمود احمدی‌نژاد به پایان رسید، مدام از سوی وکلا تماس‌هایی با من گرفته می‌شد و می‌گفتند که آیا خودت خبر داری که ممنوع‌الکار شده‌ای؟ که من آن زمان فقط به این حرف‌ها می‌خندیم و اصلا باورم نمی‌شد؛ چرا که معتقد بودم برخی از افراد یکسری شایعات را خودشان به راه می‌اندازند و خودشان هم همان شایعات را به واقعیت‌ها می‌پیوندند.

 بصیری به گفته‌هایش اضافه می‌کند: من اصلا از این قضیه ناراحت نیستم و الان هم نمی‌دانم چه بگویم؛ چرا که تصورم این است که حرف دیروز دیگر گفتنی نیست، باید راجع‌ به فردا گفت.

 
دلم سوخت برای ...

 وی همچنین در پاسخ به اینکه در دولت فعلی چقدر امیدوار هستید که کارهای زیادی به شما پیشنهاد شود؟ می‌گوید: اتفاقا در حال حاضر کارهای خیلی زیادی به من پیشنهاد شده که سناریوی آن‌ها در خانه‌ام است اما احساس می‌کنم به درد من نمی‌خوردند که آنها را قبول کنم. جا دارد بگویم به خاطر ممنوع‌الکار بودنم طی این هشت سال حتی یک بار هم پیگیری نکردم در حالی که بعضی‌ها به من می‌گفتند می‌توانی شکایت کنی ولی من این کار را نکردم به دلیل اینکه من از هیچ‌کس شاکی نیستم، هر کس که این کار را انجام داده دستش درد نکند ولی طی این هشت سال برای دو تا از کارهایم واقعا دلم سوخت که یکی از آنها پیشنهاد آقای کیانوش عیاری بود که با من حتی قرار هم گذاشت اما بعد رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد! فکر می‌کنم اگر اشتباه نکنم فیلم «خانه پدری» بود که قرار بود در آن ایفای نقش کنم.

 
وزیر ارشاد یا وزیر انشاء؟

 بصیری بیان می‌کند: حتی طی این چند سال که ممنوع‌الکار بودم، تیزر کارهایم را هم از فیلم و سریال‌ها درآوردند که من آن زمان هم گفتم که اشکالی ندارد، چه بگویم؟! زمانی که رییس سازمان صداوسیما و یا وزیر ارشاد نگویند محمود بصیری کجاست، آیا واقعا وزیر ارشاد، وزیر ارشاد است؟ به نظر من وزیر انشاء هم نیست.

 alt

معاون مالی صداوسیما جواب نامه‌ام را نداد

 او ادامه می‌دهد: جا دارد در همین‌جا توضیح بدهم و گله‌ای از مدیران تلویزیون کنم. زمانی که سریال «هزار دستان» را با مرحوم علی حاتمی کار می‌کردیم من با پول خودم 24 ماشین ارتشی را به خاطر علی حاتمی و سریال «هزاردستان» پیدا کردم و تعمیر کردم ولی الان دیگر اثری از آنها نیست، در حالی که اگر همان موتورها الان وجود داشت هر کدام 100 میلیون تومان قیمتش بود. من حدود چهار - پنج سال پیش خطاب به آقای تقدس‌نژاد (معاون مالی و اداری سازمان صداوسیما) نامه‌ای نوشتم و در آن نامه قید کردم که 24 ماشین ارتشی را که خودم آنها را تعمیر کردم و از جیبم پول گذاشتم، نیست. پولم را که خوردند هیچ، فدای سر علی حاتمی اما حرف من این بود که این 24 ماشینی که من آوردم الان دیگر نیست. متاسفانه به نامه‌ای که من در این خصوص نوشتم هم اصلا جوابی داده نشد.

 
پیشنهاد بازی در «شاهگوش» در نقش احمدی‌نژاد

 محمود بصیری که به گفته‌ی خودش ایفای نقش احمدی‌نژاد در سریال «شاهگوش» داود میرباقری به او پیشنهاد شده بود، در بخشی دیگر درباره‌ی نپذیرفتن این نقش در سریال «شاهگوش» توضیحاتی را ارائه می‌دهد و می‌گوید: اوایل قرار بود نقش صاحب پژوی 504 که در سریال «شاهگوش» به او مشکوک می‌شوند را من بازی کنم. این کاراکتر که شبیه آقای احمدی‌نژاد بود، ابتدا رُلش به من پیشنهاد شد اما قبول نکردم. در دور دوم انتخابات احمدی‌نژاد هم مرا به جایی دعوت کردند و گفتند که می‌خواهیم یک قرارداد با شما ببندیم. در همان موقع به من اعلام شد که در یکی از فیلم‌ها قرار است در مقابل محمدرضا شریفی‌نیا نقش دستیار کارگردان را بازی کنم، در همان حین که با عوامل صحبت می‌کردیم یکی از افراد آنجا به من گفت آقای بصیری کاپشن آقای احمدی‌نژاد را دیده‌اید؟ من در جواب گفتم: بله چطور؟ او به من گفت باید برویم و یکی از این همین کاپشن‌ها برایتان بخریم! که من همان‌ لحظه از جایم بلند شدم و گفتم که خیلی ممنون من حتی چای شما را نمی‌خواهم و آنجا را ترک کردم؛ به دلیل اینکه من نمی‌توانم کسی را مسخره کنم تا چهار نفر بخندند در حالی که ایفای این نقش برای من پول خیلی زیادی داشت، اما کاری بود که مربوط به مسائل انتخاباتی می‌شد.

 وی می‌افزاید: بر این اساس به غیر از «شاهگوش» چندین کار دیگر هم به من پیشنهاد شد و از من خواسته شد که نقش احمد‌ی‌نژاد را بازی کنم. حتی یکی از کارهایی که به من پیشنهاد شد تله تئاتری با عنوان «من کپی نیستم» بود که سناریوی آن در حال حاضر هم در منزلم است.

 خود احمدی‌نژاد اجازه بدهد نقشش را بازی می‌کنم

 بصیری خاطرنشان می‌کند: اگر روزی خود آقای احمدی‌نژاد حضورا بیاید و به من اجازه دهد که نقشش را بازی کنم، با رضایت خودش حتما قبول می‌کنم که این کار را بکنم در غیر این صورت نه. این جمله را به آقای میرباقری هم گفته‌ام. پول برای من ارزشی ندارد بلکه اصل کار برایم مهم است.

 بعضی روزنامه‌ها به درد شیشه پاک‌ کردن هم نمی‌خورند

 بازیگر مجموعه «زی‌زی‌گو‌لو» سپس با بیان اینکه هنوز پیشکسوت نشده و در مرحله شاگردی است، با گله‌مندی از برخی از روزنامه‌ها خاطرنشان می‌کند: در حال حاضر روزنامه‌هایی در حال کار هستند که به نظر من حتی به درد شیشه‌ پاک‌ کردن هم نمی‌خورند؛ چرا که گاهی کارهایی انجام می‌دهند که اصلا صحت ندارند، در مقابل من افرادی را سراغ دارم که حتی روزنامه‌های 60 سال پیش را هم پیش خود نگه داشتند و از آن‌ها خاطره‌های خوب دارند. به اعتقاد من یک روزنامه خوب باید حرفی برای گفتن داشته باشد تا همیشه در خاطره‌ها بماند؛ ضمن اینکه ما خبرنگار خوب داشتیم و داریم.

 بصیری ادامه می‌دهد: به عنوان مثال در گذشته یکی از روزنامه‌ها با من مصاحبه‌ای انجام داد و از من پرسید محمود استاد محمد چطور شخصیتی بود؟ که من در جواب گفتم ما محمود زیاد داریم، هر محمودی که محمود استاد محمد نمی‌شود اما آنها جمله مرا عوض کردند و آوردند بصیری می‌گوید هر محمودی که محمود بصیری نمی‌شود! این بازیگر پیشکسوت تئاتر در بخشی دیگر از گفت‌و‌گویش با اشاره به بازیگری در تئاتر و اهمیت به این حوزه می‌گوید: به نظر من جوانان در ابتدا باید تئاترهای مختلف را ببینند تا خوب و بد را از هم تشخیص بدهند و بفهمند بازیگری چیست. گاهی اتفاق می‌افتد یک بازیگر در تئاتر کاملا حرفه‌ای است اما در تصویر سینما و تلویزیون خوب درنمی‌آید و همان چهره روی صحنه تئاتر 20 است.

 این هنرمند در ادامه با اشاره به نقشی که در سریال «کتابفروشی هدهد» به کارگردانی مرضیه برومند داشت، یادآور می‌شود: بنده «کتابخانه هدهد» را فقط به جهت اینکه یک کار فرهنگی بود با جان و دل انجام دادم. جا دارد بگویم خانم برومند برای من خیلی زحمت کشیده است. همچنین افراد دیگری همچون زنده‌یاد محمود استادمحمد و داوود رشیدی عزیز که امیدوارم همیشه سلامت باشد، زحمات خیلی زیادی برای من کشیده‌اند و در واقع آن‌ها بودند که باعث شدند من اکنون به اینجا رسیدم.

 
مادرم می‌گفت اول جواب خانم برومند را بده!

 او در بخشی دیگر درباره همکاری‌هایی بی‌شماری که با مرضیه برومند داشت، توضیح می‌دهد: به یاد دارم زمانی که مادرم زنده بود همیشه به من می‌گفت وقتی با خانم برومند کار می‌کنی حتی اگر من مردم هم، خانم برومند صدایت کرد اول کار او را انجام بده و بعد بیا و من را ببر؛ چرا که خانم برومند از جمله کارگردانانی است که هیچ‌ وقت کسی را الکی صدا نمی‌زند. وی به دلیل اینکه مرا کاملا می‌شناسد به من کاملا میدان می‌دهد و همیشه در کارهایش به من اجازه می‌داد تا از دیالوگ‌های بداهه استفاده کنم؛ ضمن اینکه هیچ‌وقت پیش نیامده که خانم برومند به من بگوید فلان جمله را به کار نبر. او همیشه در کارهایش از من تشکر می‌کرد و به من انگیزه داده است.

 
در «آب‌پریا»ی مرضیه برومند بازی کردم

 وی می‌افزاید: بعد از دوران هشت ساله‌ای که بیکار بودم یک سکانس از سریال «آب‌ پریا»ی مرضیه برومند را هم بازی کردم. ایشان دو سال پیش به من خبر دادند که سریالی به نام «آب پریا» را برای ساخت در دست دارد، همان سال از من خواست که یک سکانس از این کار را بازی کنم. طی این چند سالی که در عرصه هنر فعالیت داشتم حتی یک بار هم نگفتم اسم مرا در کجا بنویسند و در کجا ننویسند چرا که اصلا برایم مهم نیست و معتقدم من اگر خوب بازی کنم بیننده دنبالم را می‌گیرد.

 بصیری با اشاره‌ به بازی‌اش در سریال قدیمی «آرایشگاه زیبا» مرضیه برومند یادآور می‌شود: ابتدا در این سریال قرار بود 10 روز بازی داشته باشم ولی زمانی که خانم برومند اولین سکانس مرا در این سریال دید به من گفت که باید در کل کار حضور داشته باشی. من برای «آرایشگاه زیبا» خودم لهجه پیدا کردم و لازم است بگویم من زاده شهر کرمان شهرستان انار هستم نه قزوین اما تمام تکه کلام‌هایم مثل «هندوانه را با چی میبرن» و «چایی را دم کردی یا من خودم بیام دم کنم»، بداهه بود.

 
سیمرغ هم بدهند دیگر خوشحال نمی‌شوم

 alt

او همچنین بیان می‌کند: طی این هشت سالی که در تلویزیون حضور نداشتم چشمانم آب آورد و دو ماه پیش چشمانم را عمل کردم. من در کارم دوست ندارم حتی یک نفر هم از من دلخور شود به همین خاطر همیشه کار برایم مهم بوده نه پول. الان هم اگر مرا ببرند و به من جایزه سیمرغ بدهند خوشحال نمی‌شوم؛ چرا که وقتی می‌بینم این سیمرغ‌ها مال من نیست و این جماعت الکی هورا می‌کشند، من به خودم چه می‌توانم بگویم؟ من اگر واقعا مرد باشم فلانی را دعوت می‌کنم و می‌گویم جایزه برای شماست نه برای من. بصیری در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره فیلم سینمایی در حال ساخت «مدرسه موش‌ها» به کارگردانی مرضیه برومند اظهار می‌کند: اخیرا خانم برومند مرا دعوت کرد تا به سر صحنه فیلم «مدرسه موش‌ها»اش بروم. من وقتی در آنجا بودم واقعا از نحوه کار عوامل و چینش دکور کار کیف کردم.

 
ماشین «هاپوکومار» را من ساختم

 او همچنین با بیان اینکه در اکثر کارهای تلویزیونی مرضیه برومند حضور داشته است، می‌گوید: در برنامه کودک «خونه‌ی مادربزرگه» که باز هم به کارگردانی مرضیه برومند تهیه شده بود، ماشینی که شخصیت هاپوکومار سوار آن می‌شد را من ساخته بودم. بعد از آن برنامه خانم برومند بارها گفتند که این ماشین را یادگاری نگاه دارند اما این کار را نکردند و هیچ اهمیتی هم ندادند. این بازیگر پیشکسوت همچنین می‌گوید: مرضیه برومند به عنوان کارگردان حرفه‌ای همیشه در کار به من میدان می‌دهد و در مقابل عیب و ایرادها را هم به زبان می‌آورد. ما مثل خانم برومند کم داریم. او در کارش با هیچ‌کس رودربایستی ندارد و اگر کار را خراب کنیم حتی شده 30 بار هم صحنه را می‌گیرد و ادامه می‌دهد.

  بچه که بودم ادای همه را درمی‌آوردم

 بصیری سپس در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چطور شد که وارد عرصه‌ی بازیگری شدید؟ پاسخ می‌دهد: زمانی که بچه بودم از آدم‌هایی که در حال کار کردن بودند به راحتی نمی‌گذشتم و کارهایشان را همیشه با دقت نگاه می‌کردم و وقتی به خانه می‌آمدم، عین همان رفتارها را تکرار می‌کردم و ادایشان را درمی‌آوردم. مادر خدابیامرزم هم از سادات بود و خیلی از این کارها خوشش نمی‌آمد ولی وقتی می‌دید من این کارها را به قدری زیبا انجام می‌دهم همیشه می‌گفت «بچه‌ی من تی‌آتر خوب در می‌آورد.» تی‌آتر در قدیم همان ادا درآوردن بود که الان اسمش شده تئاتر. زمانی هم که 13 - 14 ساله بودم همیشه در مراسم‌هایی مثل نیمه شعبان، لباس‌هایی را درست می‌کردیم، خودمان را گریم می‌کردیم و سناریو می‌نوشتیم و بازی می‌کردیم. من از زمان کودکی هم در تعزیه بازی کردم. به یاد دارم که در کودکی در مراسم تعذیه، نقش طفلان مسلم را بازی می‌کردم و وقتی بزرگتر شدم به من نقش خولی را دادند! جالب است زمانی که نقش طفلان مسلم را بازی می‌کردم مردم سر و صورتم را می‌بوسیدند و مرا تبرک می‌کردند و در مقابل وقتی بزرگتر شدم و نقش خولی را بازی کردم به زبان آذری به من می‌گفتند بر پدرت لعنت!

 تئاتر‌های الان دیگر تئاتر نیست

 بصیری در ادامه اشاره‌ای هم به ورودش به عرصه تئاتر می‌کند و می‌گوید: سال 71 بود که یک تئاتر با عنوان «پیروزی در شیکاگو» به کارگردانی داوود رشیدی انجام شد که در آن سال‌ها یک تئاتر بی‌نظیری بود و تمام سفرای ممالکت هر کدام به مدت 10 شب آمدند و تئاتر را تماشا کردند، حتی زنده‌یاد محمدعلی فردین هم دو شب در آن زمان پیش ما آمد تا به ما خسته‌نباشید بگوید، در حال حاضر هم من خیلی تئاتر می‌بینم که اصلا تئاتر نیستند بلکه فقط چیزی برای وقت پر کردن هستند.

 وی همچنین تأکید می‌کند: به نظر من سیاهی لشکر، یکی از بهترین دانشگاه‌ها برای هنر است؛ چرا که در آنجا هنرپیشه‌های درجه یک و دو و منفی و مثبت دیده می‌شوند و ایرادهایی که از آن‌ها گرفته می‌شود افراد حاضر در آنجا را متوجه می‌کند و در آنجا تازه می‌فهمند بازیگری چیست. من کسانی را می‌بینم که برای بازیگری کلاس هم می‌روند ولی ‌چیزی از کار نمی‌دانند.

 او در ادامه در پاسخ به اینکه هم‌دوره‌ای‌های شما در تئاتر و سینما چه کسانی بودند؟ خاطرنشان می‌کند: داریوش اسدزاده در سال 45 مسئول تئاتر نصر بود. در آن زمان وی قصد داشت یک تئاتر بسازد و قبل از اجرا از بازیگران خواست تا رُل‌هایشان را بخوانند و خودش به عنوان کارشناس کارشان را ببیند که چه کسی به درد صحنه می‌خورد. در آن زمان همه‌ی بازیگران بازی کردند، من هم بازی کردم. وقتی همه آنجا را ترک کردند داریوش اسدزاده مرا به دفترش دعوت کرد و از من پرسید می‌خواهی تئاتر بازی کنی؟ از همان موقع بود که من کار تئاتر را به صورت حرفه‌ای آغاز کردم.

 
همکاری‌ با علی حاتمی از کجا شروع شد؟

 alt

این بازیگر پیشکسوت سپس با اشاره به کارهایی که با مرحوم علی حاتمی داشت، تصریح می‌کند: کار کردن با آقای علی حاتمی واقعا افتخار بود. از سریال «سلطان صاحب‌قران» بود که آقای داوود رشیدی مرا به ایشان معرفی کرد و از آن زمان بود که با وی آشنا شدم و در کارهایش حضور داشتم. در آن زمان هم، داوود رشیدی و هم محمود استادمحمد خیلی برای من زحمت کشیدند. به یاد دارم در آن زمان استاد محمد از من کوچکتر بود ولی 40 سال از لحاظ درسی از من جلوتر بود. وی زمانی که فوت کرد تمام روزنامه‌ها نوشته بودند استاد محمود استادمحمد از دنیا رفت. در آن زمان من پیش خودم گفتم احتیاجی نبود اول اسمش استاد بیاورند؛ چرا که مرحوم استادمحمد، مادرزاد استاد بود. او انسانی بود که بی‌خودی صحبت نمی‌کرد، هیچ‌وقت هم در کارهایش از پول حرفی به میان نمی‌آورد و فقط کار برایش مهم بود.

 کار کردن با مرتضی احمدی کیف دارد

 بصیری در ادامه درباره بازی‌هایی که در کنار مرتضی احمدی - پیشکسوت بازیگری - داشت، توضیح می‌دهد: با آقای احمدی در سریال‌های تلویزیونی من‌الجمله سریال «آرایشگاه زیبا» همبازی بودم ولی در تئاتر با ایشان کار نکردم؛ چرا که این بزرگان زمانی در تئاتر بودند که من حضور نداشتم. جا دارد بگویم کار کردن با مرتضی احمدی واقعا کیف دارد؛ چرا که او، هم خوش صداست، هم خوب حرف می‌زند و هم در کارش شیرین است. در کل شخصیت مرتضی احمدی خیلی شیرین و دوست داشتنی است.

 او در عین حال می‌گوید: سال 1347 بود که یک تله‌تئاتر با عنوان «دماغ» به کارگردانی مسعود اسدالهی قرار بود ساخته شود که من به همراه ثریا قاسمی، بهمن زرین‌پور و چند بازیگر دیگر که الان اسم آن‌ها را به یاد ندارم، بازی کردیم.

 
وقتی محمود بصیری در گاراژ مکانیک بود!

 بصیری در بخشی دیگر از صحبت‌هایش درباره‌ی حرفه اصلی‌اش توضیح می‌دهد: همان‌طور که مطلع هستید حرفه و رشته اصلی من مکانیکی است و من قبل از اینکه به طور حرفه‌ای وارد تئاتر، سینما و تلویزیون شوم، در گاراژ مکانیک بودم.  این هنرمند همچنین در ادامه با تأکید بر اینکه شبکه دو سیما یکی از بهترین شبکه‌های سیماست، بیان می‌کند: شبکه دو را دوست دارم؛ چرا که ورودم به تلویزیون با این شبکه بود و به همین خاطر این شبکه برایم خیلی مقدس است. سال 52 در «سلطان صاحب‌قران» مرحوم حاتمی بازی کردم، بعد از آن بود که محمود استادمحمد قصد داشت سریالی را با عنوان «گذر خلیل ده مرده» بسازد که علاوه بر من اکبر مشکین، جمشید مشایخی، خسرو شکیبایی، محمد مطیع، غلامحسین لطفی و آهو خرمند هم در آن ایفای نقش داشتند. مرحوم استادمحمد در آن زمان تنها 22 سالش بود ولی با همان سن کمش به جمشید مشایخی می‌گفت که مثلا در فلان بخش باید فلان حرف را بزنید. بنده علاوه بر «سلطان صاحبقران» در سریال «هزاردستان» مرحوم علی‌ حاتمی و فیلم «مادر» هم بازی کردم و معتقدم که فیلم‌های علی حاتمی را باید دید. ایشان یک «امیرکبیر» ساخت که ناصر ملک‌مطیعی نقش آن را ایفا کرد که به قدری زیبا پرداخته شده بود که همه خوششان آمده بود؛ این در حالی است که هر کارگردانی نمی‌تواند هر رُلی را موفق از آب دربیاورد.

 
کار طنز، شوخی‌ نیست

 بصیری در ادامه با بیان اینکه متأسفانه الان دیگر کاری که مردم را شاد کند کم است، می‌گوید: هر کسی طنزکار نیست؛ چرا که اساسا طنز، کار شوخی‌ای نیست. لازم می‌دانم در اینجا اشاره‌ای هم به سیاه‌بازی‌های مرحوم سعدی افشار کنم و بگویم که او در سیاه‌بازی یک انسان بی‌نظیر بود. شخصا وقتی خبر فوت این بزرگان را می‌شنوم غصه می‌خورم. در آن زمان در شبکه خبر تلویزیون شنیدم که وقتی سعدی افشار فوت کرد، گفته شد سعدی افشار سیاه‌باز معروف دار فانی را وداع گفت و سیاه‌بازی تمام شد. من خیلی از این جمله ناراحت شدم. مگر می‌شود سیاه‌بازی تمام شود؟! هزاران نفر کار سعدی افشار را دیده‌اند و کسانی هم هستند که مثل من عین او بازی می‌کنند و می‌توانند این حرفه را ادامه دهند.

 
و اما شباهت محمود بصیری به زنده ‌یاد سعدی‌افشار

 alt

او در عین حال از بازی‌هایی که در کنار زنده‌یاد سعدی افشار داشت، خاطره‌ای را تعریف می‌کند و می‌گوید: به یاد دارم در آن زمان که سعدی افشار زنده بود، یک کاری به من پیشنهاد شد که باید مقابل وی سیاه‌بازی می‌کردم که من در آن موقع به خودش گفتم به احترامش این کار را نمی‌کنم؛ در حالی که حتی صدایش را هم می‌توانم مثل خودش دربیاورم. به قدری صدایم شبیه اوست که در سریال «زی‌زی‌گولو» که مثل او حرف زده بودم، جالب بود که در آن زمان دو نفر به خاطر حضور من در زی‌زی‌گولو شرط‌بندی کرده بودند و گفته بودند که سعدی افشار در زی‌زی گولو بازی می‌کند. سال 73 این دو نفر 70هزار تومان شرط بندی کردند، در آن زمان مرحوم سعدی افشار وقتی دید که دوستش در حال باختن است و برای اینکه برد و باخت نشود به آنها اعلام کرد که در «زی‌زی‌گو‌لو» بازی نکرده‌ام ولی به جای محمود بصیری حرف زده‌ام!

 وی ادامه می‌دهد: من خودم شخصا سیاه‌بازی را می‌شناسم و اگر بشود یک بار می‌خواهم به یاد زنده‌یاد سعدی افشار سیاه بازی کنم تا یکسری‌ها بیایند و ببینند. در حال حاضر در بعضی جاها می‌بینم که هنرسیاه‌بازی را خراب کرده‌اند و بعضی‌ها به جای سیاه‌بازی کنسرت می‌دهند؛ در حالی که اگر سیاه‌بازی خوب انجام شود کار خیلی زیبایی است و عالی از آب درمی‌آید.

  احمدی‌نژاد ماهی دو میلیون به بصیری می‌داد؟

 بصیری در بخشی دیگر از صحبت‌هایش در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه طی این چند سالی که در عرصه‌ی هنر زحمت کشیده‌اید، از تلویزیون راضی هستید؟ پاسخ می‌دهد: نه تلویزیون و نه وزارت ارشاد هیچ‌کاری برای من نتوانست انجام بدهد، جز اینکه بیشتر به من لطمه زدند و هیچ‌کاری هم برایم نکردند. خیلی‌ها وقتی دیدند از من خبری نیست می‌گفتند محمود بصیری مریض است و در خانه‌اش افتاده است و آقای فلان ماهی دو میلیون تومان به او حقوق می‌دهد! بنده در همین‌جا این حرف‌ها را تکذیب می‌کنم و می‌گویم که حتی یک قران هم از هیچ‌کسی پول قبول نکردم. طی این مدتی که من نبودم تنها کسانی که از من یاد کردند داوود رشیدی به همراه خانواده‌اش، محمود استاد محمد و همچنین خانم برومند بودند.

 
اولین بازیگر مردی هستم که نقش زن را بازی کردم

 این بازیگر که به گفته‌ی خودش اولین هنرپیشه‌ی مردی است که نقش زن را در سینمای ایران بازی کرده است، در این ارتباط به فیلم «دستفروش» ساخته‌ی محسن مخملباف اشاره می‌کند.

 این بازیگر همچنین با اشاره به نقش پیرزنی که در فیلم «دستفروش» محسن مخملباف ایفا کرده بود، یادآور می‌شود: در فیلم «دستفروش» نقش یک پیرزن را بازی کرده بودم و خیلی هم نقشم ماندنی شد، در همان جا اولین بازیگر زن سینمای ایران شدم. در آن زمان آقای اسکندری گریمور ما بود. جا دارد بگویم هر کسی در هر کاری نمی‌تواند گریمور شود. در حال حاضر بعضی از گریم‌ها را می‌بینم که اصلا روی صورت بازیگر ننشسته و کاملا مشخص است. من بازیگر این چیزها را می‌فهمم ولی یکسری از افراد اصلا توجهی ندارند و فقط نگاه می‌کنند ببینند کدام بازیگر خوشگل است.

 علی حاتمی، هم لایق علی بود، هم حاتمی

 این بازیگر در بخشی دیگر با اشاره به کارهایی که با مرحوم علی حاتمی در سینما و تلویزیون داشت، اظهار می‌کند: «مادر»، «سلطان صاحبقران» و «هزاردستان» از جمله کارهایی بود که بنده سعادت این را داشتم که در خدمت زنده‌یاد علی حاتمی باشم. در فیلم «مادر» بنده کاراکتری را بازی می‌کردم که لال بود و دیالوگ نداشت. خدا رحمت کند علی حاتمی را که واقعا طینت خوبی داشت و انسان بود. علی حاتمی هم لایق علی بود و هم لایق حاتمی. در اینجا می‌خواهم خاطره‌ای تعریف کنم و آن هم این است که یک روز به یاد دارم سر صحنه یکی از فیلم‌های علی حاتمی سه خانم نقش سیاهی لشکر را بازی می‌کردند که علی حاتمی بعد از تمام شدن صحنه‌ها به من می‌گفت پشت سر ماشینی که این خانم‌ها را به منزلشان می‌رساند برو همین که زنگ خانه‌شان را زدند و داخل رفتند به خانه‌ات برو. او همیشه می‌گفت کسی که با من کار می‌کند جزو خانواده من است و من نمی‌خواهم سر کاری که با من انجام می‌دهند، اتفاقی برایشان بیافتد.

 alt

او اضافه می‌کند: در فیلم «هزاردستان» حاتمی دو نقش داشتم. جا دارد بگویم شاید من الان هم روزی 60 بار اسم علی حاتمی را به زبان می‌آورم. کار کردن با او سر و پا لذت بود.

 
پیشکسوتی لایق داود رشیدی است نه من

 وی با اشاره به آشنایی‌اش با مرحوم حاتمی، یادآور می‌شود: از سال 1350 بود که به واسطه داوود رشیدی با مرحوم علی حاتمی آشنا شدم. اولین‌ بار سر صحنه فیلم «خروس» بود که با آقای رشیدی آشنایی‌ام بیشتر شد و بعد از آن ماجرا آقای رشیدی مرا کمک کرد. او مرا به همراه خودش چهار سال به دانشگاه تهران در رشته هنرهای زیبا سر کلاسش برد. من از آن سال‌ها تاکنون شاگرد ایشان بودم و معتقدم عنوان «پیشکسوت» لایق داود رشیدی است نه من که هنوز هم شاگرد ایشان هستم. همچنین جا دارد بگویم پدر آقای داوود رشیدی و همچنین پدر خانم برومند در حق من خیلی پدری کردند تا جایی که من نداشتن پدر را با وجود آن‌ها خیلی احساس نکردم.

 
تلویزیون در این سال‌ها پیشرفت نکرده

 وی همچنین درباره اینکه جای طنز در آنتن این روزهای تلویزیون خالی است، تصریح می‌کند: به نظر من تلویزیون طی این سال‌ها هیچ پیشرفتی نکرده است؛ تلویزیون ما الان دیگر بیننده سابق را ندارد و بعضی کارها را واقعا باید زورکی تماشا کرد چرا که کارهایی نیستند که بیننده را جذب کنند. من بعضی از کارها را می‌بینم و واقعا غصه می‌خورم؛ به عنوان مثال وقتی صدای لالایی سریال «مختارنامه» را گوش می‌کنم واقعا لذت می‌برم. من این صدا را ضبط کردم و همیشه گوش می‌کنم. جالب است که تا مدت‌ها نمی‌دانستم که این صدا، صدای یک خانم است و فکر می‌کردم صدای دختربچه‌ای است که لالایی می‌خواند. در هر صورت واقعا کار قشنگی بود.

 و اما دوندگی‌های آقایی به نام دارابی ...

 بصیری با توضیح درباره لزوم حفظ چهره‌ها از سوی تلویزیون و اهمیت دادن به این مقوله به صحبت‌هایش خاتمه می‌دهد و می‌گوید: تلویزیون ما یک آقای دارابی دارد که در معاونت سیماست. من می‌بینم که وی خیلی دوندگی می‌کند و دلش می‌خواهد کاری را انجام دهد ولی یک نفره نمی‌شود این کار را انجام داد. در حال حاضر هم آقای روحانی روی کار آمده همه می‌گویند روحانی چکار کرده در حالی که به تنهایی نمی‌شود، کاری کرد. ما باید هم کمی صبر داشته باشیم و هم اینکه کمک کنیم نه اینکه بنشینیم و آماده‌خور باشیم. اگر این‌طور باشد تا آخر عمرمان مدام باید منتظر باشیم تا کسی برایمان چیزی بیاورد. جا دارد در اینجا بگویم از زمانی که بحث یارانه را به میان آوردند، همه رفتند و برای گرفتن آن اقدام کردند اما من هنوزم که هنوز است دلم نمی‌خواهد یارانه بگیرم.

 گفت‌وگو: خبرنگار سرویس تلویزیون و رادیو ایسنا - فرزانه سبزعلی


ادامه خبر...


افشاگری جواد نکونام علیه نزدیکان قلعه‌نویی

9 بهمن 1392, 01:00

افشاگری جواد نکونام علیه نزدیکان قلعه‌نویی

گروه ورزشی: جواد نکونام سکوتش را بعد از جدایی از استقلال و پیوستن به تیم الکویت کویت شکست و بدون اینکه نامی ببرد به شدت از سرمربی و برخی نزدیکان قلعه‌نویی انتقاد کرد.

افشاگری جواد نکونام علیه نزدیکان قلعه‌نویی
او در بخشی از صحبت‌هایش سرمربی استقلال را به عوامفریبی متهم کرده و گفته است: "در این مدت صحبت‌هایی مطرح شده که درست نبود. عوامفریبی دیگر کافی است. این تاکتیکی است برای فرار از انتقادها که دیگران را جلوی هواداران قرار بدهیم و خودمان را تبرئه کنیم". اما یکی از مهمترین بخش‌های صحبتهای نکونام به جایی اش  بر می‌گردد که او امیر قلعه نویی را تهدید به افشاگری در پاره‌ای از مسائل کرده است: "اگر بعضی‌ها به حرف زدن‌هایشان ادامه بدهند، مجبور می‌شوم حرف‌هایی بزنم که باب میلشان نباشد. مجبور می‌شوم قضیه ایمان موسوی‌ها و قضیه سربازی رفتن اطرافیان را بگویم تا مردم بفهمند در استقلال چه خبر است".

مصاحبه او را باید یکی از تندترین مصاحبه‌های جواد نکونام در طول زندگی ورزشی‌اش دانست. با این حال رمزگشایی از صحبت‌های کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران که ابتدای لیگ دوازدهم به استقلال پیوست و در این مدت چالش‌های زیادی را تجربه کرد، کار چندان دشواری نیست. مشکل ایمان موسوی در استقلال با نیمکت نشینی و سکونشینی یکباره او رسانه‌ای شد؛ موضوعی که تعجب بسیاری از کارشناسان و اهالی رسانه را به دنبال داشت. هرچند امیر قلعه نویی در همان زمان اعلام کرد مسائل فنی عامل نیمکت نشینی موسوی است، ولی این مسئله با توجه به عملکرد خوب موسوی در استقلال با وجود زمان کمی که برای هماهنگی با سایر بازیکنان داشت، برای هیچ کس قابل قبول نبود.

خیلی‌ها ریشه این موضوع را قبل از سفر استقلال به کشور قطر برای حضور در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا می‌دانند. در همان زمان یکی از اطرافیان کادر فنی که این روزها هم در تمرینات این تیم حضور دارد، از موسوی می‌خواهد تا در مدتی که استقلال در قطر حضور دارد اتومبیل لکسوس این بازیکن را قرض بگیرد. این درخواست با مخالفت موسوی مواجه می‌شود. پاسخ منفی مهاجم استقلال ناراحتی آن فرد را در پی دارد تا جایی که او تهدید می‌کند موسوی دیگر در ترکیب اصلی قرار نخواهد گرفت! اتفاقی که چند روز بعد و پس از بازگشت استقلال از قطر و در مسابقات بعدی عملی شد.

پیشنهاد همکاری اقتصادی این فرد با ایمان موسوی هم دیگر مسئله‌ای بود که باعث افزایش شکاف سرمربی با مهاجم این تیم شد. این فرد که هنوز دلایل میزان بالای نفوذش در تصمیمات امیر قلعه نویی مشخص نیست، فقط یکبار سود فعالیت مشترک اقتصادی‌اش با موسوی را به این بازیکن می‌دهد و پس از آن از دادن سودهای دیگر، خودداری می‌کند. این اتفاقات باعث می‌شود تا موسوی این مشکلات را با جواد نکونام در میان بگذارد و حتی کار به شکایت به نهادهای امنیتی هم کشیده می‌شود. بخصوص اینکه صابون تخلفات این فرد به تن جواد نکونام هم خورده بود.

یکی دیگر از تهدیدات نکونام، افشای قضیه "سربازی رفتن اطرافیان" است. باید دید منظور نکونام از اطرافیان کادر فنی کدام یک از نزدیکان تیم فوتبال استقلال است. علیرضا علیپور دبیر ستاد رسیدگی به تخلفات حرفه‌ای فدراسیون فوتبال چند ماه پیش تایید کرده بود که جمعی از بازیکنان استقلال از یکی از اطرافیان قلعه نویی شکایت کرده‌اند. علیپور حتی تهدید کرده بود بعد از بازی استقلال با بوریرام اسنادش را علیه این فرد رو می‌کند: "پس از اين بازي، قطعا حرف‌هايي دارم كه با سند و مدرك بيان مي كنم كه ممكن است سيل بيايد و اين سيل افرادي را با خود ببرد. فعلا دوستان بتازند اما حرف‌هاي مهمي دارم كه بعدا مي‌زنم".

با وجود این، امیر قلعه نویی سرمربی استقلال به شدت پشت دوست خود ایستاد و با افشاگری چند مورد علیه علیرضا علیپور، دبیر ستاد رسیدگی به تخلفات حرفه‌ای فوتبال را وادار به عقب نشینی کرد. بعد از آن بود که مجددا حضور دوست قلعه نویی در تمرینات پر رنگ‌تر شد و این فرد در سکوت رسانه‌ای و بدون توجه ستاد منشور اخلاقی، در کنار آبی پوشان حضور دارد.

ادامه خبر...


پورشه قسطی، ماهی 69 میلیون!

9 بهمن 1392, 00:54

پورشه قسطی، ماهی 69 میلیون!

راک نیوز : عرضه اقساطی خودرو چه به صورت پیش‌فروش و چه به صورت شرایطی یا لیزینگی، یکی از راه‌های افزایش میزان فروش محسوب می‌شود. در حقیقت این اقدام یکی از روش‌های خودروسازان به منظور افزایش درآمد‌ها و رونق بیشتر تیراژ است.

 

اما وقتی پای فروش اقساطی خودروهای لوکس وسط کشیده می‌شود، داستان رنگ و بوی دیگر به خود می‌گیرد.

 

در تهران پایتخت هستند تعداد زیادی شرکت‌ها و موسسات لیزینگ و حتی نمایشگاه‌دار که اقدام به عرضه خودروهای لوکس و اسپرت وارداتی با شرایط عجیب می‌کنند.

 

در تماسی که با یکی از همین نمونه‌ها داشتیم، اطلاعات حیرت‌انگیزی به دست آوردیم. نمایشگاه فوق چند مدل شاسی‌بلند پورشه کاین را به صورت اقساطی برای مشتریان خاص تدارک دیده بود.

 

داستان از این قرار است که این نمایشگاه مدل GTS این پورشه را با قیمت نقدی 960 میلیون عرضه می‌کرد ولی برای قسط‌بندی شرایط دیگری داشت.

 

به این صورت که که 600 میلیون را ابتدا دریافت و مابقی (320 میلیون) را طی شش ماه تا یک سال از مشتری به صورت قسطی با سود 30 درصد اخذ می‌کرد. این یعنی سود 96 میلیون تومانی روی هر دستگاه.

 

بنا بر این مشتری متمول این پورشه می‌بایست 416 میلیون تومان را به نمایشگاه‌دار برگرداند. در روش قسط‌های نیم ساله، او باید ماهیانه 69 میلیون و 333 هزار تومان و در روش قسط‌های یک ساله می‌بایست ماهیانه 34 میلیون و 666 هزار تومان پرداخت کند.

   

ادامه خبر...


سهمیه بورس و استخدام دانشگاههای دولتی اعلام شد + جدول

9 بهمن 1392, 00:37

سهمیه بورس و استخدام دانشگاههای دولتی اعلام شد + جدول

گروه دانشگاه - وزارت علوم سهمیه بورس و استخدامی دانشگاه‌ها در سال ۹۲ را اعلام کرده است.

به گزارش  راک نیوز، اخیرا مرکز نظارت و ارزیابی آموزش عالی وزارت علوم، سهمیه بورس و سهمیه استخدامی دانشگاه‌ها در سال ۹۲ را اعلام کرده است.

براساس این گزارش، تعداد سهمیه‌های استخدامی و بورس دانشجویان دانشگاه‌ها در این سهمیه‌ها مشخص شده است.

توجه به اختصاص سهمیه‌های بورس و استخدام به دانشگاه‌ها در نوع خود جالب است، به طوری که سهمیه دانشگاه‌هایی مانند تهران، صنعتی شریف، تربیت مدرس، صنعتی امیرکبیر و الزهرا که روسای آنها دست‌خوش تغییر نشده‌اند صفر است و در کنار آن دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه علامه ‌طباطبایی که رئیس آن در دوران حضور  توفیقی عزل شد دارای سهمیه جذب ۹۲ تایی است.

 سهمیه  برخی از دانشگاه‌هایی که روسای آنها تاکنون تغییر یافته به شرح ذیل است:

۵۲ردیف نام دانشگاه تاریخ رئیس سابق رئیس/ سرپرس کنونی سهمیه بورس سهمیه استخدامی
۱ علامه‌طباطبایی ۱۱ شهریور صدرالدین شریعتی حسین سلیمی ۰ ۹۲
۲ یاسوج ۲۲ مهر اردوان ارژنگ شاپور رمضانی ۲۸ ۳۴
۳ علوم اقتصادی ۲۲ مهر مهدی صادقی محمد رضا منجذب ۲ ۱۲
۴ خواجه‌نصیرالدین طوسی ۲۸ آبان حسن قاسمی علی خاکی ۰ ۴۵
۵ پیام‌نور ۲۰ آذر زیاری ابولفضل فراهانی ۲۰۰ ۵۰۰
۶ گیلان ۲۰ آذر حاتم‌زاده احمد رضی ۳۱ ۵۲
۷ اصفهان ۲۰ آذر    رامشت هوشنگ طالبی ۳۵ ۳۰
۸ علم و صنعت ۲۶ آذر جبل عاملی برخورداری ۳۸ ۴۲
۹ فردوسی مشهد ۵ دی عاشوری محمد کافی ۱۴ ۴۵
۱۰ تفرش ۹ دی احمدرضا ربانی محمدقاسم سحاب ۲۲ ۲۴
۱۱ جندی‌شاپور ۱۸ دی آخوند علی محمد رضا عصاری ۲۵ ۲۵
۱۲ ارومیه ۱۸ دی صدقی گمچه رحیم حب نقی ۲۰ ۲۰
۱۳ علوم کشاورزی‌ و منابع طبیعی گلستان ۲۲ دی عباس قربانی فرهاد یغمایی ۵ ۲۲
۱۴ باهنر کرمان ۲۳ دی نصرالله گرامی محمدجواد فدایی ۰ ۴۵
۱۵  بین‌المللی امام خمینی (ره) ۲۳ دی ابوالحسن نائینی عبدالعلی آل‌بویه ۲۰ ۴۰
۱۶ یزد ۲۵ دی محمد میرمحمدی محمدصالح اولیا ۳۴ ۴۲
۱۷ شیراز ۲۵ دی محمد موذنی مجید ارشاد ۴۰ ۴۵
۱۸  تبریز ۲۵ دی پرویز آژیده محمدرضاپورمحمدی  ۳۶ ۴۰
۱۹ خوارزمی ۲۸ دی حجازی زاده سبحان الهی ۲۵ ۴۰

اختصاص این سهمیه به دانشگاه‌های فوق در حالی است که به برخی دانشگاه‌های مهم که روسای‌ آنها تغییر نکرده‌اند، سهمیه بورس و استخدام اختصاص نیافته است.

ردیف نام دانشگاه سهمیه بورس سهمیه استخدامی
۱ صنعتی امیرکبیر ۰ ۰
۲ الزهرا(س) ۰ ۰
۳ چمران اهواز ۰ ۰
۴ صنعتی‌ شریف ۳ ۳۵
۵ تربیت‌مدرس ۰ ۰
۶ تهران ۰ ۰
۷ علمی کاربردی ۰ ۰
۸ سیستان و بلوچستان ۰ ۰
۹ زابل ۰ ۰
۱۰ شهید عباسپور ۰ ۰
تسنیم

ادامه خبر...


جانوری که دراطراف دهدشت دیده شد+عکس

8 بهمن 1392, 23:19

جانوری که دراطراف دهدشت دیده شد+عکس

هزارپای رنگارنگ که در دهدشت و نزدیکی دریاچه سدکوثر یافت می شود.

هزار پا

ادامه خبر...


آمار سالانه سقط جنین در ایران

8 بهمن 1392, 11:18

آمار سالانه سقط جنین در ایران

هیچ‌کس دوست ندارد سقط جنین داشته باشد حتی در مورد روابط نامشروع. بنابراین ما مقصریم


مدیرکل دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت از وقوع ۲۵۰ هزار سقط جنین در سال خبر داد و گفت: سالانه حدود 100 هزار نوزاد مرده به دنیا می آید. در شهر یزد 14 درصد بارداریها به سقط منجر می شود و در هر شبانه روز یک زن باردار می میرد.

به گزارش راک نیوز، محمد اسماعیل مطلق در میزگرد بررسی علل  کاهش جمعیت و راهکارهای پیش رو اظهار داشت: حدود 100 هزار مرده‌زایی داریم. هرچند آمارها متفاوت است، اما به طور متوسط حدود 250 هزار سقط جنین در سال گزارش می‌شود که البته اینها مربوط به سقط‌های غیرقانونی است.

وی افزود: حدود 6 هزار سقط جنین قانونی در سال انجام می‌شود.

مدیرکل دفتر سلامت خانواده، جمعیت و مدارس وزارت بهداشت ادامه داد:‌ دو بررسی در یزد انجام شد که نشان داد.  14 درصد بارداری ها در این شهر به سقط جنین ختم می‌شود.

مطلق تصریح کرد: اگر روی این مسائل کار کنیم از بعد افزایش جمعیت پیشرفت می‌کنیم.با درنظر گرفتن آمارها می‌توانیم یک میلیون و 750 هزار تولد در سال داشته باشیم.

وی افزود: هیچ‌کس دوست ندارد سقط جنین داشته باشد حتی در مورد روابط نامشروع. بنابراین ما مقصریم.

مطلق گفت: آمار نشان می‌دهد که یک میلیون و 750 هزار بارداری اتفاق می‌افتد که در مرحله سنی جوانی به میانسالی است اما به علت اینکه حدود 100 هزار مورد آن مرده زایی است و 250 هزار مورد این بارداریها به سقط منجر می شود. تعداد  کل موالید در هر سال به یک میلیون و 400 هزار مورد رسیده است. که البته سالانه حدود 350 هزار مرگ نیز در کشور ثبت می شود.

مدیرکل دفتر سلامت خانواده، جمعیت و مدارس وزارت بهداشت ادامه داد: البته ممکن است 5 سال دیگر این آمار کمتر شود چنانچه مراقبت پیش از بارداری و در حین آن انجام شود می‌توانیم از مرگ‌ومیر نوزادان پیشگیری کنیم.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا مراقبت‌های وزارت بهداشت در این خصوص ضعیف بوده است یا خیر گفت: عملکرد وزارت بهداشت در این خصوص ضعیف نبوده اما این وزارتخانه برای انجام این مهم نیاز به اعتبار کافی و تأمین نیروی انسانی دارد.

وی گفت: در حال حاضر نه اعتبار کافی داریم و نه نیروی انسانی. اگر اینها را داشته باشیم و مراقبت‌های پیش و حین بارداری را انجام دهیم جمعیت افزایش پیدا می‌کند.

مطلق افزود: اکنون از هر هزار تولد، 16 نفر قبل از یکسالگی فوت می‌کند. این در حالی  است که سازمان جهانی بهداشت عملکرد ایران را در زمینه مراقبت و رعایت اصول بهداشتی خوب توصیف کرده و اعلام داشته که ایران از آمار بین‌المللی نیز جلو است. از طرفی باید گفت از هر هزار تولد، 18 نوزاد قبل از 5 سالگی می‌میرد.

وی تصریح کرد: چون می‌خواهیم در 1404 و طبق فرمایشات مقام معظم رهبری حرف اول را در منطقه بزنیم باید این عدد را به زیر 7 برسانیم.

مطلق با اشاره به چالشی که وزارت بهداشت درباره میزان مرگ و میر دارد، اظهار داشت: برنامه ما این نیست که جمعیت را کم یا زیاد کنیم. برنامه وزارت بهداشت تأمین سلامت مادر و کودک است.

وی ادامه داد:‌ قبل از انقلاب از هر هزار تولد 149 نوزاد می‌مرد، اما پس از انقلاب بر روی این موضوع کار شده است. در حال حاضر افغانستان آمار تلفاتش در این زمینه خیلی بیشتر  از ایران است.

مدیرکل دفتر سلامت خانواده، جمعیت و مدارس وزارت بهداشت درباره چگونگی افزایش جمعیت گفت: اگر روی برنامه‌های مراقبت‌های‌مان کار کنیم و از مرگ ناشی از بارداری جلوگیری کنیم می‌توانیم به افزایش جمعیت امیدوار باشیم. در حال حاضر در هر شبانه‌روز یک مادر می‌میرد که اگر از آن پیشگیری کنیم افزایش جمعیت را شاهد خواهیم بود.

مرجع: فارس

 

ادامه خبر...


رضایت گرفتن از خانواده مقتول با ادعای دروغ

8 بهمن 1392, 11:16

رضایت گرفتن از خانواده مقتول با ادعای دروغ

راک نیوز : مردی که قاتل فرزندش را بخشیده بود وقتی در جلسه رسیدگی به پرونده به‌لحاظ جنبه عمومی جرم حاضر شد، گفت او را فریب داده‌اند و فرزند دیگرش به قصد انتقام دوبار خود را به زندان انداخته ‌است.  به گزارش خبرنگار ما، نماینده دادستان در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه 74 دادگاه کیفری‌ استان تهران برگزار شد گفت: سال 88 خبر قتلی در منطقه فلاح به ماموران پلیس داده ‌شد. تحقیقات اولیه نشان داد متهم جوانی به نام کریم است که از قبل با مقتول و برادرش درگیری داشت و روز حادثه با چاقوی سلاخی به سمت آنها حمله کرد و با واردآوردن ضربات سنگین یکی از آنها را به قتل رساند و دیگری را هم مجروح کرد. با توجه به اینکه متهم توانسته رضایت اولیای‌دم را بگیرد درخواست صدور حکم قانونی به‌لحاظ جنبه عمومی جرم را دارم. 

در ادامه پدر مقتول برای بیان توضیحاتی در جایگاه حاضر شد. او که از دیدن متهم تعجب کرده‌ بود، گفت: شب حادثه مادرم نذری پخته بود. بعد از اینکه غذا‌ها را پخش کردند ما به خانه رفتیم یکدفعه صدای فریاد پسرم را شنیدم و بیرون رفتم. دیدم یکی از پسرهایم که شاهین نام ‌دارد روی زمین افتاده و خون از بدنش فواره زده ‌است سعی کردم جلو خونریزی را بگیرم اما نتوانستم. او را به بیمارستان رساندیم ولی او فوت شد.

این مرد ادامه داد: پسر دیگرم هم زخمی شده ‌بود وقتی فهمیدم کاری برای شاهین از دستم برنمی‌آید به سراغ شهرام که در بیمارستان دیگری بستری بود رفتم. دکترها گفتند اگر چنددقیقه دیرتر رسیده ‌بود او هم می‌مرد چون ضربات خیلی عمیق و کاری بود. پسرم مدت‌ها در کما بود و وقتی بهوش آمد گفت کریم او و برادرش را زده‌ است. وقتی کریم بازداشت شد خانواده‌اش خیلی به خانه ما آمدند تا رضایت بگیرند اما حاضر نشدم او را ببخشم پسرم شهرام هم راضی نبود تا اینکه دوستی گفت کریم در زندان به‌خاطر عذاب وجدانی که داشته فلج شده و او را با صندلی چرخدار جابه‌جا می‌کنند و مادرش خیلی ناراحت است.

من که داغ فرزند دیده ‌بودم فکر کردم مادر کریم چه گناهی کرده است؟ همین که کریم دچار عذاب و پشیمانی‌ شده برای من کافی است به همین دلیل رضایت دادم اما حالا می‌بینم حالش خوب است و اصلا حرف‌هایی که در موردش می‌زدند درست نیست. او ادامه داد: «این پرونده زندگی ما را به‌هم ریخت. وقتی شهرام فهمید برادرش به خاطر او کشته ‌شده ‌است سه‌بار خودکشی کرد که هر سه‌‌بار به‌طرز معجزه‌آسایی نجات یافت. اوضاع وقتی بدتر شد که پسرم فهمید من رضایت داده‌ام. من همه‌چیز را از او مخفی کرده بودم اما او فهمید و خیلی ناراحت شد. شهرام تا به حال دوبار بی‌دلیل دعوا کرده و از دوستانش خواسته از او شکایت کنند تا به زندان بیفتد تا بتواند کریم را در زندان بکشد و انتقام برادرش را بگیرد.

او شنیده ‌بود کریم در زندان رجایی‌شهر است و می‌خواست به بند او برود و انتقام بگیرد اما هر بارنشد به آن بند برود و من خیلی سریع او را از زندان بیرون آوردم تا اتفاقی نیفتد حالا اگر بفهمد کریم سالم است و به ما دروغ گفته‌اند دوباره به سراغش خواهد رفت. این درست نبود که به این شیوه رضایت بگیرند ضمن اینکه پسرم شهرام در مورد ضرباتی که به او وارد شده اصلا رضایت نداده ‌است.  در ادامه متهم در جایگاه حاضر شد.

او گفت: من و شهرام هم‌باشگاهی و با هم رفیق بودیم. سر موضوعی با هم دعوا کردیم، مساله تمام شده‌ بود. شب حادثه من داشتم گوسفندی را روی موتور می‌بردم چون ما هم نذری داشتیم یکدفعه دیدم شهرام با قمه سر خیابان ایستاده است. او به من حمله کرد و ضرباتی را به پا و دستم زد. شرایط به‌گونه‌‌ای بود که چاره‌ای نداشتم ‌جز اینکه از خودم دفاع کنم من هم چاقوی سلاخی دوستم را گرفتم و ضرباتی را به شهرام زدم. شاهین به حمایت از برادرش جلو آمد و با من گلاویز شد که حین زمین‌خوردن چاقو وارد گردن او شد. من واقعا متاسفم که این اتفاق افتاد ولی نمی‌خواستم بکشمش.  بنا بر این گزارش ادامه جلسه محاکمه با توجه به اینکه پرونده درخصوص ضرب‌وجرح شهرام همچنان باز است، به بعد موکول شد.

مرجع: شرق

 

 

ادامه خبر...


سكته معاون بعد از جلسه سوال از وزير راه در مجلس

8 بهمن 1392, 00:04

سكته معاون بعد از جلسه سوال از وزير راه در مجلس


دیروز یکشنبه محمد سعيد نژاد كه براي حضور در كميسيون عمران مجلس، وزير راه را همراهي مي كرد پس از پايان جلسه دچارحمله شديد قلبي شد.

وي پس از اين حادثه به بيمارستان خاتم الانبيا(ص) منتقل و در بخش مراقبت هاي ويژه قلبي بستري شد.

گفته شده است که علت اين عارضه افزايش ضربان قلب به دليل استرس ناشي از عجله براي حضور در جلسه سئوال از وزير و همراهي با وزير بوده است.

وطن

ادامه خبر...


در میان پیشنهادات این روزها، کدام را قابل اعتنا می‌دانید؟