
اپرا وینفری در مدرسه دخترانه ای که در آفریقا دارد گفت: «من هرگز بچه نداشتم، هیچ وقت هم به داشتنش فکر نکردم. حالا 152 دختر دارم و سال دیگه 75 دختر دیگه خواهم داشت. این برام مثل دوران بارداری می مونه.
جرج کلونی
کلونی به روزنامه دیلی تلگراف استرالیا گفته بود: «من همیشه می دونستم که پدر نمیشم. بچه بزرگ کردن تعهد عظیمی میخواد و باید اولویت اول باشه. برای من کارم اولویت اوله. واسه همین دیگه ازدواج نمی کنم.»










وزارت صنعت، معدن وتجارت در اطلاعيه اي اعلام كرد: مشمولان دريافت سبد كالا با اولویت افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) مي توانند علاوه بر مراكز توزيع موجود به فروشگاههای زنجیره ای اتکا نيزمراجعه نمايند.
وزارت صنعت، معدن و تجارت در اطلاعيه اي اعلام كرد: مشمولان دريافت سبد كالا با اولویت افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) مي توانند علاوه بر مراكز توزيع موجود به فروشگاههای زنجیره ای اتکا نيز مراجعه نمايند.
در اين اطلاعيه آمده است: فروشگاههای زنجیره ای اتکا وابسته به نیروهای مسلح، تا پیش از این تنها مسئول ارائه سبد کالایی به افراد واجد شرایط در نیروهای مسلح بود، اما از اين پس با اولویت ارائه سبد کالایی به افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد، کار توزیع سبد کالایی را انجام مي دهد.

«مونا» در تماس تلفنی گفت که به پول نیاز دارد و خواست تا ۳میلیون تومان به یک حساب واریز کنم.
به گزارش راک نیوز :پسر تبهکار که در نقش دختری دم بخت به فریب اینترنتی پسران دست میزد و از آنان کلاهبرداری میکرد در خرید هدیه طلایی برای خواهرش گرفتار شد. این شیاد به دوستان اینترنتیاش وعده ازدواج میداد تا بتواند آنها را شکار کند.
چندی پیش، دختر جواني همراه پدر پیرش وارد مغازه طلافروشی در شهر استهبان شیراز شدند و پس از انتخاب سرویس طلای گرانقیمت پدر پیر با پرداخت ۴۰۰هزار تومان از مرد طلافروش خواست تا شماره کارت بانکیاش را در اختیار پسر جوانش که در تهران زندگی میکند قرار دهد تا وی ۳میلیون و ۱۰۰هزار تومان دیگر را به حساب مرد طلافروش واریز کند.
وقتی مرد طلافروش پذیرفت، پیرمرد در تماس تلفنی شماره کارت بانکی وی را در اختیار پسرش گذاشت و دقایقی بعد همه پول به حساب مرد طلافروش واریز شد و پدر و دختر جوان همراه با سرویس طلا از مغازه خارج شدند بدون اینکه کسی بداند چه سرقتی رخ داده است.
مرد طلافروش بعد از تعطیلات نوروزی وقتی برای برداشت پول به سراغ دستگاه خودپرداز بانک رفت، متوجه شد که حساب بانکیاش مسدود شده است. «مهرداد» وقتی موضوع مسدود شدن حسابش را از بانک پیگیری کرد دید که با شکایت پسر جوانی در دادسرای جرایم رایانهای تهران و با دستور بازپرس شادابی از شعبه ۳۱ حسابش بسته شده است.
«مهرداد» از شهر استهبان به تهران آمد و خود را در برابر پرونده کلاهبرداری پسر جوانی دید و در پیگیریهایش پی برد پسر جوانی در دام فریبکاری دختر جوانی که قرار بود با هم ازدواج کنند گرفتار شده است و زمانی که دختر جوان از وی پول میلیونی خواسته است ۳میلیون تومان را از حسابش به حساب مرد طلافروش واریز کرده است.
پسر فریبخورده که در دادسرای پایتخت حضور داشت به بازپرس پرونده گفت: سال گذشته با دختر جوانی از طریق سایتهای اجتماعی آشنا و بعد از مدتی در تماسهای اینترنتی و تلفنی به وی علاقهمند شدم و درحالیکه تنها عکسش را دیده بودم به دختر جوان اعتماد کردم و به اندازهای پیش رفتم که با هم قرار ازدواج گذاشتیم.
وی افزود: بعد از مدتی «مونا» در تماس تلفنی گفت که به پول نیاز دارد و خواست تا ۳میلیون تومان به یک حساب واریز کنم. من که به «مونا» اعتماد داشتم پول را به شماره کارتی که برایم پیامک کرده بود واریز کردم اما بعد از چند روز دختر جوان دیگر پاسخگوی تلفنهایم نبود و گوشی موبایلش را خاموش کرد.
مرد طلافروش وقتی ادعاهای پسر جوان را شنید در اظهاراتش گفت: دختر و پدر پیرش از اهالی شهر استهبان هستند و آنها را میشناسم و فکر نکنم دختر جوان این کار را کرده باشد چون زمانی که پیش من بودند پدر پیر با پسرش در تهران تماس گرفت و دخترش به کسی زنگ نزد.
با ادعاهای مرد طلافروش و پسر فریبخورده تیمی از ماموران پلیس به سراغ دختر و پدر پیرش در شهر استهبان رفتند و آنها را تحت بازجویی گرفتند. در این شاخه از تحقیقات، پدر پیر در ادعاهایش به ماموران گفت: من و دخترم سالهاست که در این شهر زندگی میکنیم و پسرم که در تهران کار میکند خواست تا برای خواهرش سرویس طلا بخرم.
وقتی به مغازه طلافروشی رفتیم و خواستیم سرویس طلا را بخریم با پسرم تماس گرفتم و با دادن شماره کارت صاحب مغازه پول طلاها را از طریق کارت به کارت پرداخت کرد.
پلیس در گام بعدی تحقیقات پسر جوان را در سر قرار ملاقات ساختگی با پدر پیرش در تهران دستگیر کرد.
«ناصر» که از بازداشت خود شوکه شده بود اصرار بر بیگناهی داشت و ادعا میکرد که در سناریوی خرید طلا و انتقال پول نقشی نداشته و پول را یکی از دوستانش به حساب مرد طلافروش واریز کرده است.
درحالیکه «ناصر» خود را بیگناه میدانست ماموران پی بردند تلفن دختر فریبکار به نام «ناصر» است.
ماموران بار دیگر پسر جوان را تحت بازجوییهای فنی قرار دادند. «ناصر» وقتی مدارک و شواهد پلیس را پیش روی خود دید به ناچار لب به اعتراف گشود.
«ناصر» در اعترافاتش گفت: با ساختن یک صفحه با نام و عکس دختر در سایتهای اجتماعی و همسریابی به دنبال طعمههایم میگشتم و با تغییر صدا، معمولا ارتباطم با طعمههایم از طریق اینترنت و پیامک بود و بعد از اعتمادسازی به بهانههای مختلف از آنها درخواست پول میکردم.
وی افزود: بعد از اینکه پول خوبی از طعمههایم به جیب میزدم گوشی موبایلم را خاموش میکردم و چون پول را معمولا برای خرید کارت به کارت میکردند فکر نمیکردم پلیس بتواند ردی از من به دست بیاورد که تنها اشتباهم خرید طلا برای خواهرم با حساب یکی از طعمههایم بود که دستم رو شد. بنابراین گزارش، ردیابیها برای شناسایی دیگر طعمههای پسر دخترنما ادامه دارد.
ادامه خبر...
"ضرغام علیبازی" سردبیر پایگاه اطلاع رسانی "عصردنا " در غم از دست دادن خواهر همسر گرامی خود عزادار است .
گروه تحریری پایگاه خبری تحلیلی راک نیوز" این مصیبت وارده را به سردبیر این پایگاه اطلاع رسانی و خانواده های "حسینی " و منسوبین تسلیت گفته ، برای آن مرحومه مغفوره علو درجات و برای بازماندگان اجر جمیل و صبرجزیل از خداوند متعال خواستار است .
براین اساس به اطلاع می رساند مراسم تشییع و خاکسپاری مرحومه مغفوره "زهرا السادات حسینی " - فردا - یکشنبه 20 بهمن ماه ساعت 14 از سردخانه شهر چرام به سمت گلزار شهدای شهرک چرام برگزار می شود .

|
محمدعلی محمدیان، معلم فداکار مریوانی که برای اظهار همدلی و همدردی با شاگرد بیمارش، موهای سر خود را تراشیده بود، مهمان برنامه خانواده سیمای کردی بود و مجری این برنامه مهرداد احمدزاده از مجریان سیمای کردی شبکه سحر نیز به همین مناسبت سرش را تراشید. |
پیش از این علی ضیاء - مجری ویتامین 3 - در برنامه زنده به تراشیدن سر خود برای همدلی با ماهان اقدام کرده بود.
مصطفی محمودی - تهیه کننده برنامه "خانواده" - ضمن اعلام این خبر گفت: این معلم فداکار مدرسه شیخ شلتوت مریوان که اقدام وی بازتابهای فراوانی در داخل و خارج از کشور داشت، به همراه شاگردش ماهان رحیمی در برنامه روز چهارشنبه حضور یافته و پیرامون این اقدام انسان دوستانه به گفتوگو با مجری و مخاطبان کردزبان شبکه سحر پرداختند.
وی به این نکته اشاره کرد که محمدعلی محمدیان اوایل ماه جاری عکسی از خود با سر تراشیده به همراه ماهان رحیمی هشت ساله در فیسبوک منتشر کرده و نوشته بود: "سرهای ما به مو حساسند"، افزود: این معلم فداکار برای ابراز همدلی و همدردی با دانش آموز هشت ساله مقطع دوم دبستان که به دلیل ابتلا به بیماری ناشناختهای موهای سرش را از دست داده بود و با هدف بازگرداندن اعتماد به نفس به این کودک، جلوگیری از افت شدید تحصیلی و بازگشت او به درس و مدرسه، موهای سرش را از ته زد و خود را به شکل ماهان درآورد و به شاگردانش گفته بود موهای سر من و ماهان در زمستان به دلیل حساسیت خودش میرود و در بهار به هنگام رویش گل ها و شکوفه درختان از نو رشد می کند.
محمودی از استقبال مخاطبان از این برنامه خبر داد و اظهار کرد: تعداد بسیار زیادی تماس تلفنی از سوی بینندگان برنامه داشتیم که درخواست گفتوگو با معلم فداکار را داشتند که به دلیل محدودیت وقت، امکان پذیر نشد.
وی افزود: واحد خبر برونمرزی، واحد مرکزی خبر و برنامه "شما و سیما" شبکه یک با حضور در پخش شبکه سحر به انعکاس حضور این معلم فداکار در سیمای کردی پرداختند. همچنین مهرداد احمدزاده از مجریان سیمای کردی شبکه سحر به منظورحمایت از این اقدام انسان دوستانه و به پاس احترام به مقام این معلم گرانقدر، داوطلبانه موهای سرش را تراشید و به عنوان نماینده شبکه بین المللی سحر با ظاهری شبیه ماهان رحیمی و معلم فداکارش در استودیوی برنامه حاضر شد.
محمدعلی محمدیان معلم فداکار مریوانی در این برنامه گفت: از انجام این کار بسیار خوشحالم و اکنون احساس می کنم همه کودکان دنیا شاگردان من هستند و توانسته ام با این اقدام، درسی از درس های زندگی را به آنها بیاموزم.
وی افزود: با توجه به اینکه 23 شاگرد دیگر نیز در کلاس داشتم و حق آنها بود که معلم خود را با سر و وضعی شکیل ببینند، ابتدا انجام این کار کمی برایم سخت بود اما زمانی که خود را در آینه نگاه می کردم، در یک لحظه چهره ماهان جلوی چشمانم ظاهر شد و با خودم گفتم این کار باید انجام شود.
محمدیان با بیان اینکه معلمی فقط گچ و تخته نیست و بسیاری از مسایل مهم در زندگی وجود دارد که باید به کودکان در مدرسه آموخت، خاطرنشان کرد: خوب است بچه های ایران زمین، از خانه و توسط پدر و مادر با آموزه های اخلاقی آشنا شوند و نوع دوستی، انسان دوستی و فداکاری را در محیط خانه بیاموزند.
ماهان رحیمی نیز در این برنامه ضمن قدردانی از معلم فداکارش، بزرگ ترین آرزویش را معلم شدن در آینده عنوان کرد.
وی که برغم ضعف جسمانی ناشی از بیماری به برنامه آمده بود، به دلیل وخامت وضعیت جسمانی از ادامه برنامه بازماند و به بیمارستان رازی منتقل شد و معلم مهربانش با نگرانی بسیار و بیتابی فراوان نسبت به حال وی برنامه را ادامه داد.
در بخشی از این برنامه، گزارشی از همکلاسی های ماهان در مدرسه شیخ شلتوت و معلم های این مدرسه که یک روز قبل از حرکت ماهان و معلمش به سمت تهران تهیه شده بود، پخش شد که در آن گفت و گویی با شاگردان و همکاران محمدعلی محمدیان در مورد این اقدام بی نظیر وی انجام شده بود.
قسمتی از این گزارش به انعکاس اقدام همکلاسی های ماهان رحیمی اختصاص داشت. این کودکان تنها چند روز پس از حرکت تحسین برانگیز معلم خود، اقدام به تراشیدن موهای سر خود کردند تا با این کار به همکلاسی خود نشان دهند با او همدل و همراه هستند. همچنین دانش آموزان این مدرسه طی اقدامی خودجوش، حرکت فداکارانه معلم خود را در قالب درسی جدید با عنوان "معلم اخلاق" به کتاب "بخوانیم" پایه دوم دبستان اضافه کرده و طی نامه ای از مسئولان وزارت آموزش و پرورش خواسته بودند که این درس در چاپ جدید کتاب مذکور لحاظ شود.
همچنین قسمت دیگری از این گزارش مربوط به صحنه ای بود که محمدعلی محمدیان معلم فداکار مریوانی با گچ بر روی تخته می نویسد: ماهان تنها نیست... که این صحنه فضایی تاثیرگذار بر برنامه حاکم کرد.
برنامه "خانواده" سیمای کردی شبکه سحر که ماهان و معلم فداکارش در آن حضور یافتند و مجری آن نیز اقدام به تراشیدن سر خود به این مناسبت کرد، هر روز ساعت 10:00 صبح به وقت تهران به صورت زنده از شبکه سحر پخش می شود.
ایسنا
ادامه خبر...
|
وی پس از اطلاع از نحوه درمان یکی از بستگان نزدیکش که در آن بیمارستان مرحوم شده عصبی شده و با پرستاران و کارکنان بیمارستان درگیری شدیدی پیدا کرد |
جنجال یکی از بازیکنان استقلال در بیمارستان پارسیان تهران واقع در سعادت آباد سر و صدای زیادی به پا کرده است.
این بازیکن سرشناس و البته با تجربه استقلال که سال هاست در این تیم بازی می کند پنجشنبه شب گذشته خبر فوت یکی از نزدیکانش را در این بیمارستان شنید و به همراه چند تن از دوستان و اقوام خود راهی این بیمارستان شد. وی پس از اطلاع از نحوه درمان آن مرحوم عصبی شده و با پرستاران و کارکنان بیمارستان درگیری شدیدی پیدا کرد. این درگیری تا حدی بود که به ضرب و شتم کشید و بازیکن مشهور استقلال با مشت، بینی یکی از کارمندان بیمارستان را شکست.
حراست بیمارستان پس از این اتفاق بلافاصله با پلیس تماس گرفت و مرد مشهور آبی ها به کلانتری منطقه برده و بازداشت شد. مسئولان استقلال پس از اطلاع از این موضوع بلافاصله وارد عمل شده و درحالی که بازیکن نامبرده تا ساعت سه بامداد در بازداشت به سر می برد او را با قید وثیقه آزاد کردند و به دنبال گرفتن رضایت از شاکی هستند که فعلا موفق نبودهاند.
ادامه خبر...
چینی ها به غیر از آنکه از روی هر وسیله ای یک نمونه مشابه می سازند گاهی اوقات دست به کارهای عجیب و غریب هم می زنند. چینی ها همیشه به دنبال راهی برای زیبا شدن هستند و دست از هیچ اقدام عجیبی هم بر نمی دارند.
به تازگی جراحی های زیبایی خاصی در چین به راه افتاده است که پزشکان طی آن قصد دارند بینی مراجعین را به شکل برج ایفل کنند! در این عمل های جراحی پزشکان بینی را فرمی مانند فرم خمیدگی برج ایفل می کنند تا بینی ها خوش تراش تر باشند.
"ونگ ژومینگ" مغز متفکر پشت این عمل جراحی است و در مورد این ایده خود می گوید: همه انسان ها زیبایی برچ ایفل را دوست دارند و سالانه انسان های بسیاری برای بازدید از آن به این کشور سفر می کنند. ما تصمیم گرفتیم زیبایی این برج را به انسان ها برسانیم.
این روزها پوسترهای مختلفی از این عمل جراحی در سطح چین پراکنده شده است و افراد بسیاری برای انجام این عمل اعلام آمادگی کرده اند. به گفته دکتر متخصص بینی برج ایفلی هر عمل جراحی تفریبا 10 هزار دلار هزینه دارد.

زنی که از زندگی مشترک خود ناراضی بود شوهرش را با همدستی مردی دیگر به قتل رساند. به گزارش خبرنگار ما زنی جوان روز 25خرداد به کلانتری مولوی رفت و به ماموران خبر داد همسر 28سالهاش به نام «علی» ساعت 23:30روز قبل برای گرفتن چک از مشتری از منزل خارج شد و سوار بر پژو405 مشکیرنگ خود به سمت کوی نصر رفت اما از آن زمان خبری از او نشده است. این زن بعد از تشکیل پرونده به پایگاه هفتم پلیس آگاهی معرفی شد و در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: «شب حادثه در منزل مادرم میهمان بودیم. وقتی به خانه برگشتیم، همسرم به بهانه انجام کاری از منزل خارج شد تا اینکه حدود ساعت چهار صبح وقتی از خواب بیدار شدم، دیدم وی هنوز به منزل بازنگشته و تلفنهمراهش نیز خاموش شده است. بلافاصله با خانواده علی تماس گرفتم و موضوع را به آنها اطلاع دادم.»
کمتر از 24ساعت از زمان تشکیل پرونده، یکی از اهالی رباطکریم حین تردد در زمینهای کشاورزی متوجه جسد مردی جوان شد. آثار ناشی از اصابت ضربات چاقو روی بدن متوفی کاملا مشخص بود. این مرد بلافاصله موضوع را به کلانتری اعلام کرد و با توجه به دلایل و شواهد بهدست آمده، پروندهای با موضوع «قتل عمد» در پلیس آگاهی شهرستان بهارستان تشکیل شد. کارآگاهان پلیس آگاهی بهارستان، از طریق بررسی سیستم جامع پلیس آگاهی فهمیدند مقتول علی نام دارد و گمشدن او چندی قبل به پلیس تهران اعلام شده بود. در ادامه با حضور همسر علی در پزشکیقانونی استان تهران، جسد مورد شناسایی قرار گرفت.
در حالیکه شواهد اولیه از ارتکاب جنایت با انگیزه سرقت نشان داشت، دستور توقیف خودرو مقتول در سیستم جامع پلیس ثبت و خودرو نیز در شهرستان شهریار بهصورت رهاشده و بدون سرقت لوازم داخل آن کشف شد. کارآگاهان در این میان با بررسی اظهارات اولیه همسر مقتول درخصوص علت خروج وی از خانه متوجه شدند تناقضاتی در گفتههای او وجود دارد. این زن در اظهارات اولیه عنوان کرده بود همسرش برای گرفتن چک قصد داشت به کوی نصر برود در حالیکه بررسیهای تخصصی فاش کرد علی شب حادثه اصلا در این منطقه حضور نداشت.
در حالیکه تحقیقات برای رازگشایی از این جنایت ادامه داشت، پزشکیقانونی علت مرگ علی را خفگی ناشی از انسداد شریان تنفسی اعلام کرد. همچنین با توجه به نظریه تیم بررسی صحنه جنایت معلوم شد قتل در محل دیگری انجام و سپس مقتول به محل کشف جسد منتقل شده است.
کارآگاهان بعد از جمعآوری سرنخهای اولیه به بازجویی از همسر مقتول پرداختند و اطلاع پیدا کردند این زن با مردی 31ساله به نام یوسف ارتباط دارد. همسر مقتول در نهایت لب به اعتراف گشود و به طراحی جنایت اعتراف کرد و گفت یوسف شوهرش را کشته است. این زن به کارآگاهان گفت: «حدودا ششسال پیش با همسرم ازدواج کردم و به تهران آمدیم. پس از گذشت مدتکوتاهی، اختلافات ما جدی شد بهگونهای که حتی با هم درگیری فیزیکی پیدا میکردیم و علی مرتب مرا کتک میزد.» همسر مقتول درخصوص نحوه آشنایی با یوسف توضیح داد: «طبق عادت در روزهای پنجشنبه و جمعه به خانه مادرم میرفتم. یک روز در مسیر رفتن به منزل مادرم در حالیکه شب قبل از آن با همسرم درگیری شدیدی پیدا کرده بودم، سوار خودرو پراید یک مسافرکش شدم. راننده آن جوانی بود که فهمیدم نام او یوسف است. در ماشین شروع به درد دل با راننده کردم و یوسف نیز درباره شکست در زندگی اولش صحبت کرد و همین موضوع باعث آشنایی ما دو نفر شد تا اینکه پس از گذشت مدت بسیار کوتاهی به یکدیگر علاقهمند شدیم.» این زن ادامه داد: «در شرایطی با همسرم ازدواج کرده بودم که خانوادهام با این کار مخالف بودند اما با اصرار و پافشاری من، مجبور شده بودند با ازدواج من و علی موافقت کنند. همین موضوع باعث شده بود نتوانم مشکلات خودم را با آنها مطرح کنم و این در حالی بود که پس از آشنایی با یوسف تصمیم گرفته بودم تا به هر شکل ممکن از علی متارکه و با یوسف زندگی کنم.
از سوی دیگر، یوسف نیز حاضر به قطع ارتباط خود با من نبود تا اینکه یکروز پیشنهاد کشتن علی را مطرح کردم و یوسف نیز بلافاصله پیشنهاد مرا پذیرفت و گفت خودش این کار را انجام خواهد داد. من با طرح و برنامه قبلی مقداری داروی بیهوشی و خوابآور خریدم و شب حادثه وقتی از میهمانی به خانه بازگشتیم، نوشیدنی حاوی داروی خوابآور را به علی دادم. او پس از خوردن نوشیدنی بیهوش شد. سپس یوسف که داخل کوچه منتظر بود به خانه آمد و شوهرم را با رشتهای پلاستیکی خفه کرد. جسد را دو نفری داخل پتو گذاشتیم و در صندوق عقب پژو405 قرار دادیم. یوسف در زمان رهاکردن جسد چند ضربه چاقو به علی زد تا ماموران تصور کنند او گرفتار افراد زورگیر شده است. حدود ساعت چهار صبح بود که با خانواده همسرم تماس گرفتم و به آنها گفتم از علی خبری ندارم و نگرانش هستم.»
کارآگاهان بعد از شنیدن اعترافات این زن یوسف را بازداشت کردند. او که ابتدا ادعا میکرد بیگناه است سرانجام جرمش را پذیرفت. سرهنگ آریا حاجیزاده، رییسپلیس آگاهی تهران، با تایید این خبر گفت: «پرونده به دستور شعبه دهم بازپرسی دادسرای امور جنایی، در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفته است و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.»

سرایدار ساختمانی که قصد داشت به یکی از دختران ساکن در آنجا تعرض کند، دستگیر شد. ماموران کلانتری نیاوران از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 در جریان درگیری در خیابان دیباجی قرار گرفتند. با حضور ماموران پلیس در محل، فردی به نام «سیامک» به آنها مراجعه و عنوان کرد: «در ساعت 19:20 منزل را بههمراه خانواده بهمنظور شرکت در میهمانی ترک کردیم اما خواهر کوچکترم بهدلیل سرماخوردگی و کسالت در منزل ماند. او ساعتی بعد تماس گرفت و گفت سرایدار ساختمان بهزور وارد منزل شد و ضمن ضربوشتم، قصد داشت به او تعرض کند.» بررسی ماموران نشان داد سرایدار موفق به اجرای نقشه خود نشده و از منزل متواری شده است. ماموران، متهم را در عملیاتی دستگیر کردند و در اختیار مقام قضایی قرار دادند.
ادامه خبر...