
این هنرمند البته روحیهای شاد هم دارد و لابهلای گفتههای جدی ما درباره نقشش در سریال پایتخت و حضورش در سینما، کلماتی نغز و شیرین به کار میبرد و مثالهای شیرینش باعث میشود زمان طولانی گفتوگو را از یاد ببری. مثل ماجرای لیلا زن فوت شده بابا پنجعلی که هیچ وقت نمیتواند او را فراموش کند... موضوعی که خمسه نیز پیشنهاد میدهد گفتوگو با همین موضوع آغاز شود.
چرا بابا پنجعلی مدام به فکر لیلاست و او را فراموش نمیکند آن هم با وجودی که فراموشی دارد؟
(خنده آغازگر گفتوگو است) اتفاقا خیلی از مخاطبان هم میگویند این همه آدم زنده، چرا باباپنجعلی آنها را نمیبیند؟ یک عدهای هم میگویند که نسل مردان وفادار منقرض شده است و اکثر مردها بعد از فوت همسرشان میگویند خدا بیامرزدش و اصطلاحا میگویند پهلوان زنده را عشق است. لیلا موجودی خیالی است که بابا پنجعلی عاشق اوست و نشان میدهد که مردان قدیم به یار دیرینه خود دلبستگی همیشگی دارند. چیزی که در نسل جدید کمتر یافت میشود. میخواهد بگوید که اگر کسی یاری دارد او را دریابد. حتی مرده هم که باشد باید قدر آن را دانست و خاکش را طوطیای چشم کرد. پیام بابا پنجعلی به یاران بیوفاست.
امسال که آلزایمرش شدیدتر شده بود، عشقش هم شدیدتر شده بود.
آلزایمر یک بیماری جبران ناپذیر است و بهبودی وجود ندارد و فقط میتوان جلوی سرعت و رشد آن را گرفت. باباپنجعلی فقط این بیماری را ندارد. بیماری پندارگرایی و توهم هم دارد. بیشتر هم روی جنبههای علمی ماجرا تمرکز نشد بلکه روی جنبههای نمایشی آن کار کردیم.
بحث عاطفی و رابطه پدر و پسری؟
بله. میخواستیم که حتما یک شخصیت شیرینی باشد که مردم دوستش داشته باشند. اگر شخصیت سالمی بود، باید حتما اکتیو هم میبود. اینکه در تضاد با شخصیتهای دیگر هم بود، بابا پنجعلی را جالب و مورد توجه کرد.
شما در سری سوم مدام نام عباس معصومی را بر زبان میآوردید، عباس معصومی کیست؟
اشاره به شخص خاصی نیست. او هم جزو توهمات باباپنجعلی بود. شخصیتی که از دست رفته ولی مرگ او را هم باور نکرده است. از دوستانش است. او هم مدام به یاد میآورد. حتی یادش نیست که عباس معصومی چه سنی دارد. یکبار به بچه میگفت عباس معصومی، یکبار به پیر میگفت. همه مقاطع سنی او را به خاطر میآورد. اسم بچه هم که میخواستند بگذارند، میگفت بگذارید عباس معصومی.
محوریت این سریال روی دوش جوانترهاست ولی باباپنجعلی هم که پدر پیری است،بهرغم سریالهای دیگر جایگاه دارد و با اینکه زیاد حرف نمیزند و حرکت هم ندارد، توانسته مخاطبان خود را پیدا کند.
بیشتر به خاطر حضوری است که دارد و همانطور که گفتم در تضاد قرار داشتن با شخصیتهایی که پرچانه هستند. شخصیتهایی که پر از کلام هستند و سر هر چیزی یکدیگر را بمباران کلمه و واژه میکنند. در کنار اینها یک شخصیتی وجود دارد که هیچ چیز نمیگوید، یکدفعه جذاب میشود. توجیه و توضیح باباپنجعلی همین تضاد با سایر نقشهاست.
آن هم با تکیه کلامهای خاص.
چون سکوت میکند و وقتی چیزی میگوید، آن مهم میشود.
تکیهکلامها را شما پیدا میکنید، در فیلمنامه نوشته شده یا آقای مقدم آنها را به شما میگوید؟
ما جمعی اتفاقات را بررسی میکنیم. مثلا در کار من نکتهای به ذهنم میرسد و پیشنهاد میکنم. مثل زمانی که باباپنجعلی دختر چینی را میبیند و میگوید خوابت میآد؟ این پیشنهاد مورد استقبال قرار گرفت اما آقای تنابنده درباره به کارگیری آن نظر میداد و اینکه کجا بگویم که بهتر جواب بدهد. موقعیتها را آنها ارزیابی میکردند. یک موقع آنها چیزی را پیشنهاد میدادند و گاهی هم در فیلمنامه نکتهای آمده بود.
شما وقتی نقش باباپنجعلی را بازی میکنید، واقعا خود را در جایگاه این فرد قرار میدهید و آن را لمس میکنید یا نه، فقط برحسب توانایی و تسلطی که دارید، آن را ایفا میکنید؟
اگر در جایگاه نقشت قرار نگیری و صرفا آن را بازی کنی که تماشاگر آن را باور نمیکند. بازیهایی که انجام میدهی، اول باید برای خودت قابل باور باشد. باباپنجعلی هم ابتدا برای خود ما قابل باور شد و بعد آن را اجرایی کردیم.
شما از بازخوردها هم آگاهی دارید؟ یکی از نقشهای تاثیرگذار که برای شما تکیه کلام به همراه آورد، همین نقش باباپنجعلی بود.
بله. تماشاگر دوست داشت، خودم هم باباپنجعلی را دوست دارم. فکر میکنم هنوز جای کار دارد و میتواند در قصههای جدید و ماجراهای جدید حضور داشته باشد. هنوز میتواند با مخاطب ارتباط بگیرد. ما همه تلاشمان معمولا این است که شخصیتی بسازیم که تماشاگر دوست داشته باشد. حالا اگر این شخصیت با قصههای جدید بیاید، خوب است که ادامه پیدا کند.
یعنی میتوان به این فکر کرد که پایتخت 4 با محوریت باباپنجعلی ساخته شود؟
همه جای دنیا اساسا شخصیتهایی هستند که ماندگار و ادامهدار میشوند. مثلا ولگرد کوچک چاپلین از یک تیپی شروع شد و به یک کاراکتر اسطورهای تبدیل شد. یک موقعهایی میبینید که شخصیتهایی مثل خانم مارپل و پوآرو، 25 سال است که در قصههای مختلف حضور دارند و در تمام این مدت هم مردم آنها را دوست دارند. بعد از 25سال هم که خداحافظی میکنند، مردم ناراحت میشوند. نه مردم انگلیس، بلکه مردم همهجای جهان. میشود از شخصیتها، قصههای ماندگار و تاثیرگذار ساخت.
فیلمهای سینمایی که در دهه 60 با حضور شما ساخته شد، فیلمهای کمدی با ریتم تند هستند، چه مسیری است که یک بازیگر با این میزان تحرک را به سمت ایفای نقشی مانند باباپنجعلی میبرد؟
درست است. همه فیلمهایی که من بازی میکردم، فیلمهای پرتحرکی بودند. آدمهای اکتیو با صورتی که همیشه گشوده بود و دستهایی که همیشه حرکت میکرد. بیشتر شخصیتها اینطور بود. یکدفعه قالب باباپنجعلی از راه آمد. یک قالب منفعل، پسیو، غیر متحرک و ساکن. کاراکتر کاملا ساکنی است.
این اتفاق چرا میافتد؟ اگر الان به شما پیشنهاد بدهند، شما باز هم آن را ایفا میکنید؟
نه الان این مدل ایفا نمیکنم. میخواهم شخصیتهای جدید بازی کنم. حتی پیشنهادهایی هم داشتهام که همه چیز کاملا تغییر میکند.
احتمال دارد که یک نقش جدی بازی کنید و به یکباره دیگر سمت ایفای نقشهای طنز نروید؟
بحث روی کار اثرگذار است که میتواند کمدی باشد و میتواند غیر کمیک باشد. البته ما کارهای کمدی داریم که کاملا بیهوده هستند. یک موقع کارهای جدی هم داریم که آنها هم بیهوده هستند. دنبال یک کار تاثیرگذار میگردم.
در سریال عصرپاییزی هم نقشی داشتید که بهخاطر تقارن با روزهای پایانی سال خیلی دیده نشد.
بله. تهیهکننده آن سریال هنوز هم به من بدهکار است و این طرف و آن طرف که میرویم هم میگوییم. اینجا هم به شما میگویم که عصر پاییزی دستمزد بازیگران و عواملش را نداده است. مسئولان تلویزیون چارهای بیندیشید. 6 ماه است که بچههای ما طلبکارند. زندگیشان از همین راه میگذرد.
مصاحبهای هم از شما منتشر شده بود که گفته بودید تصمیم دارید از ایران مهاجرت کنید. این موضوع صحت دارد؟
خیر. این ماجرا دروغ 13 سال گذشته بود. دروغ 13 امسال هم این بود که نخیر. قرار نیست جایی بروم.
بالاخره کدامش راست و کدامش دروغ است؟
عملا هردو. (میخندد) شما ببینید عملا کجا هستم. اگر عملا الان آمریکا بودم، معلوم بود که رفتهام.
شاید تا سال آینده کارها انجام شد و رفتنی شدید.
هیچکس نمیداند.
شکسته نفسی میفرمایید. شما یکی از ستارگان سینما و تلویزیون ایران هستید.
البته من خانه اول خودم را تئاتر میدانم.بعد از تئاتر به تلویزیون و بعد هم به سینما رفتم. خانه آخرمان هم که معلوم است کجاست. قطعه هنرمندان... (باز هم میخندد).
کار جدیدی در سینما، تئاتر یا تلویزیون دارید؟
یک تئاتر با رضا کیانیان و آتیلا پسیانی کار کردم و تجربه تئاتری داشتم. امسال هم که یک کمدی تک نفره دارم که تصمیم دارم آن را دور اروپا بچرخانم و آن کمدی زبان بدن است. برای نشان دادن کمدی ایران از هلند شروع میکنم و معلوم نیست کجا به پایان برسانم. به جای کار کلنگی، کار هلندی گرفتهام...
آرمان
ادامه خبر...
به گزارش پایگاه خبری راک نیوز ،شرق دربخش حوادث خود نوشته: محمود احمدینژاد طی حکمی که توسط شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران صادر شده، در رابطه با شکایت شهروندی اردبیلی تبرئه شده است. شاکی این پرونده مردی بهنام «قاسم شیخرحیمی»، متولد سال 1336 است. او در گفتوگویی با خبرنگار ما گفت هنوز بر شکایت خود باقی است و به رای صادره اعتراض خواهد کرد.
موضوع شکایتی که علیه احمدینژاد مطرح کردید، چه بود؟
احمدینژاد آبان سال 86 به اردبیل آمد فرمانداری و استانداری تبلیغات زیادی انجام دادند و از مردم دعوت کردند برای استقبال بیایند حتی در شهر این خبر پیچیده بود که مشکلات مردم را تکبهتک میشنوند و آنها را حل میکنند. ما هم برای استقبال رفتیم. مسیر حرکت آقای احمدینژاد مشخص بود قرار بود از خیابان اصلی به سمت استادیوم برود و در آنجا سخنرانی کند. مردم کنار خیابان ایستاده بودند. جمعیت زیادی بود. ما در مسیر فرعی ایستاده بودیم کوچه تنگی بود که البته آن هم به استادیوم میرسید ما آنجا ایستادیم تا هم جمعیت و هم آقای احمدینژاد را ببینیم و هم اینکه زودتر به استادیوم برسیم یکدفعه ماشین حامل رییسجمهوری وارد کوچه باریک شد جمعیت خیلی زیاد بود راننده بهجای اینکه ترمز کند پایش را روی گاز گذاشت. با صدای زوزه موتور همه فرار کردند محافظان هم مردم را به اینطرف و آن طرف پرت میکردند. وقتی مردم بهخاطر سرعت بالای ماشین فرار کردند روی هم افتادند و من و چندنفر دیگر به خاطر ازدحام شدید داخل جوی آب افتادیم من اولین کسی بودم که داخل جوی افتادم و جمعیت روی من افتاد همین باعث شد دندانها و کتفم بشکند. آسیب شدیدی دیدم.
سرعت خودرو حامل احمدینژاد چقدر بود؟
برای آن خیابان خیلی زیاد بود به نظرم حداقل با 70 یا 80 کیلومتر در ساعت میرفت. عرض کوچه پنجمتر هم نمیشد. احمدینژاد با اینکه فرار مردم و آن فشار را میدید دستهایش را بالا گرفته بود و برای مردم تکان میداد.
چرا به آن مراسم رفتید؟ مشکلی داشتید که میخواستید حل شود؟
مشکل خاصی نداشتم گفتند رییسجمهور میآید من هم خواستم ببینم آقای احمدینژاد از نزدیک چطوری است.
بعد از اینکه به زمین خوردید چه اتفاقی افتاد؟
ماشین حتی نایستاد ببیند برای مردمی که بهخاطر احمدینژاد آمده بودند چه اتفاقی افتاده آمبولانس آمد و ما را با خودش برد چهار، پنج نفری بودیم که زخمی شده بودیم.
به اوضاع شما رسیدگی شد؟
من به فرمانداری شکایت کردم بقیه هم شکایت کردند چندین میلیونتومان هزینه کرده بودم تا درمان شوم حتی مجبور شدم از بانکی خصوصی 18میلیونتومان وام بگیرم و خرج عملهای جراحی کنم اما فرمانداری فقط به من 2/5 میلیونتومان داد.
برای بقیه مجروحان چه اتفاقی افتاد؟
به همه آنها رسیدگی کردند. تا جایی که من خبر دارم به همه پول دادند و رضایت گرفتند فقط من رضایت ندادم.
چرا شما رضایت ندادید؟
آقای احمدینژاد باید جواب دهد چرا این کار را کرد؟ کسی که نمیتواند امنیت مردم را تامین کند چرا سفر میکند؟ مردم مهم هستند یا سخنرانی او؟ اگر ما نباشیم او برای چه کسی سخنرانی میکند؟
گفتید هزینههای درمان همه را دادند بهجز شما، چرا؟
فرمانداری کسی را برای تحقیق فرستاده بود همسایه ما فکر کرده بود من جایی خواستگاری رفتهام و برای تحقیق آمدهاند سعی کرده بود از من خیلی تعریف کند. گفته بود فلانی آدم پولداری است خیلی وضع مالیاش خوب است خیلی آدم خوبی است فرمانداری هم فکر کرده بود من روی گنج نشستهام و هزینههای درمانم را نداد.
چرا از احمدینژاد شکایت کردید در حالیکه میگویید فرمانداری و استانداری شما را تشویق به حضور در مراسم استقبال کردند؟
برای اینکه آقای احمدینژاد دید که ما زمین خوردیم و محل نگذاشت او باید از شهروندان کشورش مراقبت میکرد. ضمن اینکه من چندبار در شهر خودم شکایت کردم گفتند اینجا نمیشود برو مجتمع کارکنان دولت در تهران به تهران آمدم فاکتورها و مدارکم را آوردم اول که گفتند این کار را نکن بعد هم گفتند حالا برو بعدا خبرت میکنیم البته این را هم بگویم وقتی به فرمانداری رفتم فرماندار به من گفت باید از رییسجمهوری شکایت کنی به ما ربطی ندارد من هم این کار را کردم.
خبر دارید حکم پرونده صادر شده است؟
شنیدم احمدینژاد تبرئه شده است. این چه معنایی دارد؟ دادگاه باید حرفهای من را میشنید و مدارکم را میدید من به رای اعتراض میکنم و شده به دفتر رییس قوهقضاییه بروم این کار را میکنم اما دستبردار نیستم. به مراسم استقبال رفتم اما به خاک سیاه نشستم. داراییام را از دست دادم چون کتف راستم آسیبدیده دیگر نمیتوانم کار کنم من دندانساز هستم و از کار افتاده شدهام اگر برادرم نبود حالا بهخاطر بدهی در زندان بودم.
چقدر بدهکار هستید؟
وام 18میلیونتومانی گرفتم چون نتوانستم پرداخت کنم دوبار به آن جریمه خورد یعنی حالا بهجای 18میلیونتومان باید 40میلیونتومان بدهم پول ندارم پرداخت کنم نمیتوانم قسطها را بدهم بانک برای خانهام اجراییه گذاشته میخواهند خانهام را بفروشند. بیچاره شدهام. قرار بود احمدینژاد برای همه مردم خانه درست کند حالا خانه من را با این سفرش به اردبیل از دستم گرفت. با اینکه تبرئه شده اما از شکایتم صرفنظر نمیکنم و به رای اعتراض میکنم. او باید جواب من را بدهد.

| سرپرست روابط عمومی سازمان غذا و دارو گفت: استفاده از فرآوردههای غیر مجاز دارویی که در ماهواره تبلیغ می شود باعث مرگ سه نفر از هموطنانمان شد. | |
|

ثبتنام طرح بیمه همگانی دولت از ابتدای اردیبهشت ماه آغاز میشود و تخمین زده میشود که پنج تا هفتمیلیون ایرانی فاقد پوشش بیمه با این طرح از بیمه پایه رایگان بهرهمند شوند. طرحی که از آن بهعنوان نسخه شفابخش نظام درمان درحال ورشکستگی یاد میشود و کارشناسان امر امیدهای بسیاری به آن بستهاند تا بتواند از سقوط افراد به زیر چرخه فقر در اثر بیماری جلوگیری کرده و بیمهها را توانمند کند. حال وظیفه سنگینی بر دوش سازمان بیمه سلامت ایرانیان قرار داده شده است. سوالات زیادی در زمینه خدمات این بیمه، افراد مشمولش و تفاوتهایش با دیگر بیمهها مطرح میشود. در ادامه پاسخهای «انوشیروان محسنیبندپی» رییس سازمان بیمه سلامت ایرانیان را در گفتوگو با «شرق» به این سوالات میخوانید:
چه کسانی از بیمه همگانی بهرهمند میشوند؟
انصرافدهندگان از یارانه، از بیمه همگانی رایگان بهرهمند میشوند و افرادی که مشمول دریافت یارانه نمیشوند و فاقد هرگونه بیمه درمانی هستند نیز میتوانند ثبتنام کنند با پرداخت 15 تا 50درصد تعرفه از بسته بیمه پایه درمان برخوردار شوند.
شما در ابتدا از ثبتنام بیمه همگانی از روز 23 فروردین خبر دادید و اما در ادامه تاریخ ثبتنام را ابتدای اردیبهشت ماه عنوان کردید علت این تغییر تاریخ چه بوده است؟
از سوی ستاد هدفمندی یارانهها با ما تماس گرفته شده است و گفتند شما همزمان جامعه آماری 10میلیوننفری را سرویسدهی میکنید و ما هم باید برای یارانه روزانه چهار تا پنجمیلیوننفر را ثبتنام کنیم و با توجه به زیرساختها احتمال بروز مشکل وجود دارد و از ما خواستند تا ثبتنام از بیمه همگانی را به بعد از ثبتنام یارانهها موکول کنیم و ما نیز موافقت کردیم و به این ترتیب ثبتنام بیمه همگانی از ابتدای اردیبهشت انجام میشود و اطلاعرسانی لازم را هم در این زمینه انجام دادیم.
ثبتنام برای بیمه همگانی در همان ساعاتی که سایت برای ثبتنام باز بود عنوان شده بود که مبلغ 80هزارتومان از متقاضیان در سال دریافت میشود و این در حالی است که شما عنوان کردید این بیمه رایگان است. حال سوال این است که ثبتنام این بیمه رایگان است یا 80هزارتومان در سال از متقاضیان دریافت میشود؟
برای یارانهبگیرها و آنهایی که از یارانه انصراف میدهند رایگان است اما آن بخش از مشمولان بیمه همگانی که واجد دریافت یارانه نیستند باید 15 تا 50درصد تعرفه را پرداخت کنند که بین سه تا 15هزارتومان در ماه میشود که در سال رقمی بین 36 تا 120هزارتومان است.
شما سال گذشته عنوان کردید که 13 تا 16میلیونایرانی فاقد پوشش بیمه هستند حال اما از ثبتنام ششمیلیونایرانی فاقد پوشش بیمه خبر میدهید به این ترتیب ششمیلیونایرانی همچنان خارج از چتر حمایت بیمه پایه قرار میگیرند از سوی دیگر معاون شما سال گذشته از پیشبینی اعتباری دوهزاروصدمیلیاردتومانی خبر داده بود حال اما اعتبار این طرح 800میلیاردتومان عنوان میشود آیا کمبود اعتبار باعث کاهش جامعه آماری این طرح شده است؟
تخمین ما این بود که 12 تا 13میلیوننفر فاقد پوشش بیمه باشند یعنی 22درصد جمعیت شهری و چهاردرصد جمعیت روستایی که 6/16 درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند. اما بعد از آن آماری به ما رسید که عنوان میکرد پنج تا هفتمیلیوننفر فاقد پوشش بیمه هستند.
این آمار توسط کدام نهاد اعلام شد؟
از سوی سازمان مدیریت برنامهریزی. در واقع باید گفت که در بحث بیمه پایه درمان روستاییان و عشایر و شهرهای زیر 20هزار نفر در حال حاضر هم مشکلی نداریم و رایگان است و متقاضیان میتوانند مراجعه کنند. مشکل و محدودیت ما در کلانشهرهاست که تخمین میزنیم پنج تا هفتمیلیونفاقد بیمه پایه درمان در کلانشهرها وجود دارند با این وجود محدودیت مالی نداریم و به هر میزان متقاضی وجود داشته باشد اعتبار تخصیص داده و از بیمه همگانی بهرهمند میشوند.
شما از اجباریبودن بیمه پایه درمان سخن گفتید این اجبار قرار است به چه صورتی عملی شود؟
کنترلهایی اعمال شده که در مراحل بعدی انتخاب واحد در دانشگاه، ثبتنام در مدارس و مانند آن منوط به ارایه دفترچه بیمه باشد.
عنوان میشود که طرح «بیمه درمانی روحانی» برگرفته از طرح «بیمه درمانی اوباما» است که بعد از فراز و نشیبهای بسیار در حال حاضر در آمریکا در حال اجراست. این گفته را چقدر قبول دارید؟
من قبول ندارم. ما الگوی «اناچاس» انگلیس را قبول داریم که پوشش همگانی فراگیر بیمه است و البته دولت اوباما هم در بیمه درمانیاش غربالگری کرده است.
عنوان شده که ثبتنامکنندگان این بیمه اگر بخواهند میتوانند از بیمه تکمیلی هم بهرهمند شوند سازوکار این امر چگونه محقق میشود؟
ما در سازمان بیمه سلامت تنها متعهد به بیمه پایه درمان هستیم اما بیمه پایه میتواند مبنایی شود برای بیمه تکمیلی و متقاضیان پس از بهرهمندی از بیمه پایه درمان میتوانند از هر کجا که بخواهند بسته بیمه تکمیلی را خریداری کنند.
در زمینه درمان و ارجاع بیمارانی که از بیمه همگانی بهرهمند میشوند آیا محدودیتی میان این بیماران با بیماران برخوردار از سایر بیمهها وجود دارد؟
در خدمات سرپایی خیر و ما محدودیتی ایجاد نکردیم و میتوانند از هر کجا که بخواهند خدمت بگیرند اما در بخش بستری با توجه به اینکه ما سههزارمیلیاردتومان به وزارت بهداشت و بیمارستانهای دولتی برای تامین ملزومات درمان تخصیص دادیم هیچ بیماری نباید برای خرید خدمات بستری و ملزومات به خارج از بیمارستانهای دولتی هدایت شود و درمان این بیماران در این بخش قطعا از طریق بیمارستانهای دولتی و سیستم ارجاع خواهد بود.

وکیل مدافع «امیر میرزایی حکمتی» از صدور حکم 10 سال حبس برای موکلش و قطعی شدن این حکم در دادگاه تجدید نظر استان خبر داد.
سیدمحمود علیزاده طباطبایی در این باره گفت: شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران «امیر میرزایی حکمتی» را به 10 سال حبس محکوم کرد و این حکم در دادگاه تجدید نظر استان تهران قطعی شده است.
وی گفت: «امیر میرزایی حکمتی» به جاسوسی و همکاری با دولت متخاصم آمریکا متهم بود.
بعد از دستگیری امیر میرزایی حکمتی و پخش اعترافات تلویزیونی او خبر محکومیت امیر میرزایی حکمتی به اعدام از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب منتشر شد و دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۰ دفتر سخنگوی قوه قضائیه با تایید این خبر گفت: حکم صادره به وکیل متهم ابلاغ شده است و این حکم قابل اعتراض در دیوان عالی کشور است.
دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ سخنگوی قوه قضائیه از نقض حکم پرونده «امیر میرزایی حکمتی» در دیوان عالی کشور خبر داد و گفت: دیوان عالی کشور از این پرونده نقص گرفته و آن را برای رسیدگی به شعبه همعرض فرستاده است.
ایسنا
ادامه خبر...
افرادی که از دریافت یارانه نقدی انصراف داده و در سایت رفاهی ثبتنام کنند کارت همیاری ملی دریافت میکنند.
به موجب دستورالعملی که در ستاد هدفمندی یارانهها در دولت تهیه شده قرار است انصرافدهندگان از مرحله دوم دریافت یارانه نقدی کارتی به عنوان همیاری ملی تقدیم شود.
براین اساس مقرر شده کسانی که این کارت را دریافت می کنند از امتیازهایی برخوردار شوند.
جزییات این امتیازها از چگونگی ارائه این کارت در روزهای آینده منتشر خواهد شد.
به گزارش ایسنا، دولت با هدف اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی یارانهها در تلاش است که یارانه را به افراد نیازمند اختصاص دهند به همین ترتیب از روز بیستم فروردین ماه ثبت نام از متقاضیان دریافت یارانه در سایت refahi.ir آغاز شده و تا سی و یکم فروردین ادامه دارد.
ادامه خبر...


ادامه خبر...

درحالیکه در روزهای گذشته آمار افردای که ازدریافت یارانه انصراف دادند روبه افزایش میباشد ،اما در کنار رویداد هایی که درجامعه رخ میدهد همیشه بازار پیامک های طنز آمیز داغ بوده است.
:از جمله پیامک هایی که در روزهای گذشته رد وبدل گردید.یک پیامک عاشقانه به چشم میخورد
"باگذشت 3سال از آشنایمون وابستگی شدیدی بهت پیداکردم.
درستکه ماهی یکباربیشتر نمی بینمت ،ولی میدونی برای همین یکباردیدنت چطور چشم انتظارتم.
پس ترکم نکن توحق من هستی !
دوستت دارم یارانه
ادامه خبر...
گرافیتی "هایده" بر روی تندیس شهری در سیرجان!
این تصویر مربوط به تقاطع بلوار مالک اشتر با بلوار شیراز دراین شهر میباشد.
ادامه خبر...

زهرا اشراقی که نوه دختری امام (ره) است بلافاصله پس از برد پرسپولیس در اینستاگرام خود این عکس را منتشر کرد.سیدحسن خمینی و پسرش استقلالی هستند.
ادامه خبر...