

اهالی لرستان امسال 26 اردیبهشت ماه را به نام «گُلوَنی» روسری سنتی شان نامگذاری کرده اند و این روزها سخت در تلاشند تا با استفاده از شبکه های اجتماعی، میراث 3هزار ساله شان را به مردم ایران بشناسانند.
تب شبکه های اجتماعی گاهی خیلی تند می شود. گاهی با سوژه کردن لیونل مسی و هاشم بیک زاده، گاهی با ساختن کمپین دعوت از بازیکن ذخیره تیم شهرداری یاسوج (که به شکلی عجیب به درون زمین پرید و مانع گل خوردن تیمش شد)به تیم ملی برای جام جهانی 2014.
گاهی هم با آن خواننده مجالس عروسی در شهرستان سبزوار (که با تیپ خاص و حالات بامزه اش سوژه خوبی برای کاربران شبکه های اجتماعی جور کرده).
اما لابلای این سوژه هایی که بیشتر دستمایه طنز و تمسخر می شوند، می شود سوژه هایی فرهنگی هم پیدا کرد.
سوژه هایی که یک دغدغه فرهنگی را نشانه گرفته اند و توانسته اند یک موج از همراهی کاربران شبکه های اجتماعی را با خود همراه کنند.
این چند روزه لابلای پست های کاربران شبکههای اجتماعی، حرکتی خودجوش و مردمی برای احیای پوشش و سنتهای افتخارآمیز محلی به راه افتاده است.
انبوه عکسها، پوسترها و گرایش روزافزون به بازنمایی زیباییهای سرزمین مادری در قالب پوشش اقوام، اتفاقی است که شبکه های اجتماعی به خود دیده اند.
لُرها که در این حرکت پیشتاز بودهاند. آنها سعی کرده اند کارشان را رسمی تر هم کنند و با انتخاب روز ویژه ای در اردیبهشت ماه امسال به نام «روز گُلوَنی» سعی در ترویج پوشش لری و تقویت این فرهنگ پرپیشینه دارند.
روزی به نام گلونی
26 اردیبهشت ماه، به همت جمعی از دختران خرم آبادی، به عنوان روز سربند لُری یعنی « گُلوَنی» نامگذاری شده است تا زنان و مردان لر با استفاده از این پوشش که هم برای زنان و هم برای مردان کاربرد ویژه داشته و دارد، مراسمی نمادین و همایشی برگزار کنند.
ضمن این که قرار است هر سال در بهار و تا ۲۶ اردیبهشت، دختران لر با بهسر کردن روسری لری، این پوشش اصیل و زیبا را را به دیگران معرفی کنند.
گُلوَنی، سربندی باستانی است که زنان لرستانی بهشکل خاصی بهسر میکنند و بخشی از پوشش زیبای زنان و مردان لر است. نسل جدید، از نوع کوچک آن بهعنوان روسری استفاده میکند. این روسری با طرح زیبای سنتی بین دیگر دختران ایرانی هم طرفدار زیادی دارد و یکی از سوغاتهای لرستان است.
در روز ۲۶ اردیبهشت هم برنامهی ویژهای در خرمآباد برگزار میشود که اطلاعرسانی خواهد شد. بسیاری از دختران لر اعم از معلمان، استادان، روزنامهنگاران، دانشجویان و فعالان فرهنگی جزو حامیان این حرکت هستند.
یک روسری به قدمت تاریخ
سرپرست گروه کاوش در لرستان که به تازگی کاوش پرسروصدا و حساس قلعه گوری در منطقه سیمره لرستان را به پایان رسانده است، درباره پیشینه گلونی میگوید: آنچه که مشخص است ریشه سربند آن هم سربند لُری بر اساس بیان مورخانی چون هرودت به دوره هخامنشیان و دوره ماد برمیگردد.
«عطا حسن پور» با اشاره به این که بر اساس شواهد و نوشته های تاریخی، سربند از اجزای لباسهای ایرانی همه ایرانیان، وابسته به آن و جدایی ناپذیر است می گوید:«دیاکونوف روسی در کتاب تاریخ ماد، پوشش ایرانی را توصیف میکند و سربند را در مورد زن و مرد ایرانی، هر دو به کار میبرد. وجود دستاری به دور سر در نقش برجستههای تاریخی تایید میشود. در دوران میلادی و حتی پیش از مادها هم زنان و هم مردان دستار یا همان سربند بر سر دارند.«
سرپرست گروه کاوش در لرستان ادامه میدهد: در سالنامههای آشوریان نیز میبینیم که این دستار هم بر سر زنان و هم بر سر مردان وجود دارد و در توصیف اقوام زاگرس، آشوریان، عیلامیها و مادها از این سربند یاد میشود و در میان نقش برجسته های به جامانده این سربند به وضوح دیده میشود.
حسن پور با بیان اینکه در منطق باباجیلان در غرب شهرستان دلفان، استان لرستان کاوشهای ویژه ای را انجام داده است و به زودی مقالات علمی و تصاویر مرتبط با آن در مجامع بین المللی منتشر خواهد شد، میافزاید: در این خصوص شخصاً مستنداتی را در حفاری گورستان عصر آهن (سه هزار ساله) باباجیلان در غرب شهرستان دلفان، دامنه کوه سرکشتی، در گور شماره دو، به دست آوردم.
او اشاره میکند: در گور شماره دو در این گورستان، انگشتر مفرغیای به دست آمد که به جای نگین آن، نقشکنده ای وجود داشت. این نقشکنده، نقش یک انسان با دو بال است که از دل خورشید بیرون میآید. این نماد را در فرهنگ پیش از تاریخ، با عنوان فروَهر یا همان انسان خدایگونه میشناسیم.این نماد شکلی روحانی دارد و لباس بر تن دارد. با نمادشناسی انجام شده روی اندام این نقش ، کفش مادی، شلوار مادی و باشلوق مادی یعنی سربندی که مانند کلاه دور سر قرار میگیرد مشخص شدهاند. این سربند همچون مقنعههای امروزی گوش،گردن و سینه را میپوشاند.
آن طور که حسن پور توضیح میدهد، روی این باشلوق مادی، کلاهی قرار دارد و دور کلاه دستاری شبیه گلونی های امروزی قرار گرفته است. این نماد یکی از قدیمیترین نمادها در لرستان به شمار میآید و در مجموع مرد را با جنبه الوهیت او و دستاری به سر آن هم شبیه گلونی نشان میدهد.
او با اشاره به اینکه به غیر از این نمونه چندین نمونه مفرغهای دیگر در لرستان به دست آمده است که تصاویر مرد و همچنین زن را با سربند و دستار نشان میدهد، اضافه میکند: بیشتر مورخان درتوصیف هایشان از پوشش اقوام ایرانی به این دستار یا همان سربند اشاره واضح و مشخص داشتهاند.
وقتی مردان هم گلونی به سر می کردند
این کارشناس ارشد باستان شناسی که به زودی برای ارائه پژوهشش در خصوص قلعه گوری واقع در منطقه سیمره لرستان در مجامع بین المللی حضور خواهد یافت، اظهار میکند: در دورههای متاخر نیز کاربرد گُلوَنی شکل رایجتری پیدا میکند و به عنوان مثال در در دوره قاجار در عکسهای گرفته شده مردان با پوشش گُلوَنی دیده میشوند.
سرپرست گروه کاوش لرستان به برخی ابعاد مردم شناسی « گُلوَنی» نیز اشاره میکند و میافزاید: مردان گُلوَنی را دور «شو کلاو» یا همان کلاه لریانی مرسوم در منطقه لرستان میبستند و به گاه مهمانی یا جنگ ، به منظور تزیین و یا نگهدارنده کلاه از آن استفاده میکرده اند.
او عنوان میکند: در دوران ساسانی نمونه ای از سربند دیده میشود که بسیار شبیه گُلوَنی امروزی لرستان است.
حسن پور به نقش آناهیتا بر روی یک پلاک گچبری در محوطه برزقباله لرستان اشاره میکند و توضیح میدهد: در این نقش، آناهیتا درست مانند زنان لُر، سربندی به دور سر بسته است و گیسوان بافته و طناب پیچش از زیر آن هویداست.
گلونی، پدیده می شود؟
حالا اهالی لرستان و لرهای مقیم تهران حسابی دست به کار شده اند تا قبل از 26 اردیبهشت و روزی که به نام سربند تاریخی و سنتی شان نامگذاری کرده اند، گلونی را بیشتر به مردم بشناسانند.
باید دید آیا برپایی نمایشگاه عرضه گلونی در شهرکتاب بریانک و موجی که در شبکه های اجتماعی برای معرفی و تبلیغ این سربند و روسری تاریخی به راه افتاده، می تواند گلونی را به عنوان یک پدیده فرهنگی در میان شبکه های اجتماعی معرفی کند؟(مجله مهر /آتوسا رحمتی)
ادامه خبر...

راک نیوز: ناپدیدشدن مرد جوان و ظن پلیس به پسردایی او نهتنها راز این معما را فاش کرد بلکه اسراری از متهم فاش شد که زندگی خانوادگیاش را تحتالشعاع قرار داد.
به گزارش خبرنگار ما، مردی اردیبهشتماه دوسال قبل به ماموران پلیس تهران خبر داد پسرش به نام امیر گم شده است و فکر میکند احمد-پسردایی امیر- از او خبر دارد. تحقیقات ماموران در پی این شکایت آغاز شد. یافتههای پلیس نشان داد، احمد و امیر با هم اختلافات زیادی داشتند و روز حادثه نیز در خانه احمد با هم قرار گذاشته بودند و بعد از آن امیر ناپدید شد. پلیس همچنین متوجه شد احمد دو همسر دارد که هیچکدام از آنها از وجود دیگری خبر ندارد. وقتی دو همسر متهم مورد بازجویی قرار گرفتند، یکی از آنها گفت: «شب قبل از حادثه شوهرم در خانه بود. او ارهبرقی خریده بود اما من نمیدانم آن را چه کرد و اصلا برای چه کاری خریده بود.» این زن گفت: «من از وجود هوو خبر نداشتم و شوهرم چیزی در اینباره به من نگفته بود و حالا که متوجه شدهام از او جدا میشوم.»
ماموران با توجه به گفتههای این زن خانه دیگر متهم را شناسایی کردند و مورد بازرسی قرار دادند. آنها اثر خون نیز در آن خانه پیدا کردند و دریافتند احمد با کسی در خانه درگیر شده و آثار خون که باقی مانده ناشی از همین درگیری است. با مشخصشدن این موضوع زندگی احمد نیز تغییر کرد و هر دو همسر او تصمیم به جدایی گرفتند. هرچند احمد از یکی از همسرانش یک فرزند داشت اما آن زن هم حاضر نشد شوهرش را ببخشد.
یکسال بعد از این ماجرا بود که احمد لب به اعتراف گشود. او گفت: امیر به خانه ما آمد. قرار بود به من ماشینی بفروشد. پول آماده بود. وقتی آمد پول را به او دادم و بعد هم گفتم بماند تا با هم حشیش بکشیم. وقتی مواد کشیدیم کاملا نشئه شدیم. هر دو سلاح داشتیم. اسلحه را بهشوخی به سمت هم نشانه گرفتیم و یک تیر از سلاح من شلیک شد و امیر جان داد. فکر کردم کسی حرفم را درباره نحوه وقوع حادثه باور نمیکند به همین دلیل تصمیم گرفتم جسد را مثله کنم. بعد از این کار جنازه را داخل کیسهای ریختم و تکههای جسد را در رودخانهای پر آب انداختم تا کاملا از بین برود. او درباره خرید اره گفت: آن را خریدم تا جسد را تکهتکه کنم.
متهم یکروز بعد گفتههایش را انکار کرد اما بازپرس وی را گناهکار شناخت و در نهایت پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. نماینده دادستان دیروز در ابتدای جلسه رسیدگی به پرونده که در شعبه 74 برگزار شد، گفت: احمد 26 اردیبهشت دوسال قبل پسرعمهاش امیر را به قتل رسانده و بر اساس اعتراف خودش او را مثله کرده و جسدش را داخل رودخانهای انداخته است. متهم هرچند در ابتدا منکر قتل بود و ادعا میکرد خبری از سرنوشت احمد ندارد اما یکسال بعد اعتراف کرد قتل کار او است و به دلیل مصرف مواد مقتول را کشته است. با توجه به اقرار صریح متهم و مدارک موجود در پرونده و گفتههای همسران سابق متهم درخواست صدور حکم قانونی را دارم. در ادامه والدین مقتول برای متهم درخواست قصاص کردند. پدر احمد گفت: وقتی پسرم گم شد به پلیس خبر دادم. از آنجایی که میدانستم احمد با پسرم درگیری دارد به او مظنون شدم. احمد پیش از گمشدن پسرم چندینبار علیه او صحبت کرده بود بنابراین او را معرفی کردم و متهم هم به قتل اعتراف کرد.
سپس متهم در جایگاه حاضر شد. او قتل را انکار کرد و گفت: وقتی اعتراف کردم یکسال از بازداشتم میگذشت و هیچکس از اعضای خانوادهام را ندیده بودم دلم برای بچهام خیلی تنگ شده بود، هر دو همسرم از من جدا شده بودند و بهلحاظ روانی هم بهشدت تحتفشار بودم به همین دلیل قتل را قبول کردم ماموران گفتند اگر اعتراف کنم اجازه میدهند بچهام را ببینم.
متهم درباره روز حادثه توضیح داد: امیر به اتفاق دختری موطلایی به خانه ما آمد. قرار بود ماشینش را بخرم. من 9میلیونو800هزارتومان به او پول دادم. او یک مجسمه طلا هم آورده بود تا آن را به شمش تبدیل کنیم و بتواند بفروشد. معامله انجام شد و بعد پیشنهاد دادم مواد بکشیم. فردی که برایمان مواد آورد متوجه حضور دختر موطلایی نشد چون او مجسمه را برداشت و به اتاق رفت بعد از اینکه مواد را مصرف کردیم امیر و آن دختر به سمت شمال رفتند و من هیچخبری از سرنوشت او ندارم و اتهاماتی که همسران سابقم به من وارد کردهاند درست نیست. هیچ جسدی پیدا نشده اگر قتلی اتفاق افتاده بود و من مرتکب این قتل بودم باید ردی از جسد باقی میماند اما چیزی پیدا نشده است.
در ادامه وکیلمدافع متهم در جایگاه حاضر شد و دفاعیات خود را مطرح کرد. سپس دو همسر سابق متهم یکبهیک در جایگاه حاضر شدند و به سوالات قضات پاسخ دادند. قضات بعد از پایان جلسه رسیدگی به پرونده برای تصمیمگیری در این خصوص وارد شور شدند./شرق

سخنگوی ستاد اجرایی بیمه سلامت همگانی از آغاز ثبتنام افراد فاقد بیمه از طریق سایت سازمان بیمه سلامت به آدرس www.bimehsalamat.ir از امروز اول اردیبهشتماه خبر داد.
به گزاارش راک نیوز؛ سیدمهدی میرشاهولد در گفتوگو با فارس اظهار داشت: افرادی که فاقد هرگونه پوشش بیمه سلامت یا بیمه درمان بوده و هویت ایرانی داشته باشند میتوانند با مراجعه به سایت بیمه سلامت متقاضی بیمه باشند.
وی افزود: متقاضیان میتوانند از اول اردیبهشت ماه به سامانه www.bimehsalamat.ir مراجعه نموده و ثبت نام اولیه را انجام دهند.
وی با بیان اینکه فرد پس از ورود به سامانه اطلاعات هویتی شامل نام و نام خانوادگی، کد ملی، جنسیت، تاریخ تولد، وضعیت تاهل، موقعیت جغرافیایی استان یا شهر محل اقامت خود را ثبت میکند، گفت: پس از آن پنجرهای برای فرد گشوده میشود که فهرست دفاتر پیشخوان دولت و یا نمایندگیهای سازمان بیمه سلامت در آن قرار دارد.
سخنگوی ستاد اجرایی بیمه سلامت همگانی گفت:ثبت نام اولیه از تاریخ اول تا 31 اردیبهشت ماه تعیین شده است و کسانی که طی این یک ماه موفق به ثبت نام نشدهاند میتوانند پس از آن نیز مراجعه نموده و ثبت نام خود را انجام دهند.
وی افزود: سرپرستان خانوار میتوانند افراد تحت تکفل خود را نیز در همان مرحله اول ثبت نام نمایند.
میر شاه ولد در خضوص هزینه ثبت نام بیمه سلامت همگانی افزود: ثبت نام در سامانه به صورت کاملا رایگان انجام میشود البته توصیه ما به افرادی که اینترنت شخصی در منزل ندارند این است که حتما به مراکز IT دارای مجوز یا دفاتر پیشخوان دولت مراجعه کنند. وزارت کشور تعرفه کارمزد 2000 تومانی برای ثبت نام هر خانوار مشخص کرده است که این هزینه ارتباطی با حق ثبت نام ندارد.
وی با بیان اینکه با کانون دفاتر پیشخوان دولت برای ثبت نام بیمه سلامت همگانی هماهنگیهای لازم را انجام دادهایم، گفت: 7000 دفتر پیشخوان دولت در سراسر کشور آماده ثبت نام از مردم هستند.
سخنگوی ستاد اجرایی بیمه سلامت همگانی ادامه داد: حق بیمه به طور کامل از طرف دولت و از محل هدفمندسازی یارانهها تامین شده و دولت حق بیمه سالیانه تمام افرادی که تحت پوشش قرار خواهند گرفت را در این مقطع پرداخت خواهد کرد ضمن اینکه حق بیمه حدود 258 هزار تومان برای یک سال است البته میزان حق بیمه در سالهای آینده منوط به شرایط و تصمیمات دولت خواهد بود.
ادامه خبر...
فرصت نام نویسی متقاضیان جامانده از دریافت یارانه نقدی ساعت 24 شب گذشته ( یکشنبه) به اتمام رسید و از امروز به بعد فقط افراد انصرافیها میتوانند اطلاعات خود را وارد سامانه کنند.
به گزارش پایگاه خبری راک نیوز، فرصت ثبت نام متقاضیان جامانده از دریافت یارانه نقدی ساعت 24 شب گذشته ( یکشنبه) به اتمام رسید و از امروز به بعد فقط افرادی که می خواهند از دریافت یارانه نقدی انصراف دهند می توانند اطلاعات خود را در سامانه به ثبت برسانند.
در حال حاضر تنها گزینه انصراف از دریافت یارانه در سایت رفاهی فعال است و افرادی که در روزهای گذشته برای یارانه نقدی ثبت نام کرده اند می توانند با مراجعه به سامانه از دریافت یارانه انصراف دهند.
سازمان هدفمندی یارانه ها اعلام کرده است که در مراحل بعدی پس از پایان مهلت 10 روزه، زمینه ای فراهم خواهد شد که تغییرات بعد خانوار در نتیجه 4 واقعه حیاتی ( ازدواج، فوت، تولد و طلاق) اعمال شود تا افراد بتوانند براساس آن یارانه بگیرند.
در حال حاضر هیچگونه امکان ویرایشی برای افرادی که اطلاعات صحیح به سامانه ثبت نام رفاهی وارد کرده اند، وجود ندارد، بر این اساس سخنگوی این سازمان به افراد توصیه کرده است که با دقت و حوصله فرم ها را پر کنند تا اشتباهی رخ ندهد.
این در حالی است که سازمان هدفمندی یارانه ها از کلیه افرادی که توان امرار معاش دارند، درخواست کرده است که از دریافت یارانه انصراف دهند. دولت نیز پیش از این اعلام کرده بود که به محض اتمام دوره نام نویسی درباره تعداد انصرافی ها و ثبت نام کنندگان گزارش خواهد کرد.


از هنرمندان استان کهگیلویه وبویراحمد تجلیل شد.
، در این آیین از هنرمندان مطرح حوزه هنری استان که در سطح استانی و کشوری صاحب عنوان های برتر شده بودند با اهدای لوح سپاس و جوایزی تجلیل شد.
احمد خاکیان مقلب به غضنفر علیجانی در این آئیین به هنرمایی پرداخت و برای دقایقی لبخند را بر لب مردم نشاند.
همچنین از دانشنامه فرهنگ و تمدن شامل کلیات اشعار میرزا ابراهیم ملتجی بویر احمدی نیز در این آیین رونمایی شد.
استاندار در این مراسم گفت: باید از طریق ابزار قدرتمند هنر نقاط ضعف فرهنگ استان را اصلاح و نقاط مثبت آن را تقویت کرد وبعاد مختلف آن را در سطح جامعه گسترش داد.
موسی خادمی با اشاره به اینکه انتظار می رود کیفیت کار هنرمندان استان بیش از پیش افزایش یابد، افزود: مسوولان شرایط لازم را برای فعالیت هنرمندان رشته های مختلف در استان فراهم کنند تا بتوانند بدون دغدغه هنر خود را ارایه دهند.
نماینده مردم بویراحمد و دنا در مجلس شورای اسلامی نیز در این آیین گفت: هنرمندان قافله سالاران ارزشهای دینی هستند.
غلام محمد زارعی با بیان اینکه دوران شکوفایی هنر در جامعه فرا رسیده ، بیان کرد: کهگیلویه وبویراحمد هنر مقدس حماسی را در خود جای داده ولی تاریخ سراسر هنر این استان کمتر کتابت و تدوین شده است.
ادامه خبر...

به گزارش راک نیوز ، این روابط عمومی روز یکشنبه با اعلام اینکه خرس های تنگه خرسی آرامش خانواده گردشگر مرودشتی را به هم زدند یاد آور شد : جمعه گذشته چهار قلاده خرس گرسنه به یک خانواده مرودشتی در منطقه تنگه خرسی واقع در پاسارگاد حمله کردند.
مهدی روشنگر یکی از اعضای این خانواده که حدود پنج دقیقه با یکی از خرس ها درگیر بوده گفته است : برای تفریح به تنگه خرسی رفته بودیم که ناگهان متوجه حضور چهار قلاده خرس در کنارمان شدیم، به محض اینکه متوجه حضور آن ها شدیم به همراه خواهرم قصد فرار داشتیم که یکی از خرس ها به من حمله کرد و پس از چند دقیقه گلاویز شدن با خرس، بقیه خرس ها متواری شدند و در حالی که به شدت زخمی شده بودیم، توانستیم از این مهلکه نجات یابیم و با امدادگران اورژانس115 تماس بگیریم.
پزشک معالج مصدومین در بیمارستان امام جعفر صادق(ع) سعادت شهر نیز در خصوص وضعیت جسمانی آسیب دیدگان این حادثه، اظهار کرد: خرس گرسنه این مصدوم را به شدت زخمی کرده و قسمت هایی از بدن وی نیز دچار شکستگی شده است که هم چنان تحت مداوا بوده و به زودی توسط متخصص ارتوپد مورد عمل جراحی قرار می گیرد، هم چنین خواهر مصدوم نیز دچار کوفتگی و جراحت شده که به صورت سرپایی مداوا و مرخص شد.
مهدی روشنگر، مصدوم این حادثه از حضور به موقع عوامل اورژانس115، هلال احمر و خدمات پزشکی بیمارستان امام جعفر صادق(ع) سعادت شهر قدردانی کرد.
سعادت شهر مرکز شهرستان پاسارگاد در فاصله 150 کیلومتری شمال شیراز قرار دارد.

مدیر زندان مرکزی بندرعباس گفت: قاتلی که به قصاص نفس محکوم شده بود، چند ثانیه بعد از اجرای حکم با تلاش معاون دادستان بندرعباس، اولیای دم رضایت خود را اعلام کردند.

دختر سارق در پی تعقیب و گریز پلیسی مورد اصابت گلوله قرار گرفت. ماموران کلانتری جوادیه تهرانپارس بامداد دیروز در حال گشتزنی بودند که با خودرو سواری پراید با دو سرنشین مواجه شدند و به دلیل مشکوکبودن سرنشینان خودرو به آنان دستور ایست دادند. راننده خودرو بدون توجه به دستور پلیس بر سرعت خود افزود و قصد فرار از دست پلیس را داشت که ماموران ابتدا با شلیک دو تیر هوایی و سهتیر به سمت خودرو تلاش کردند آن را متوقف کنند اما این کار بیفایده بود و راننده خودرو همچنان به فرار ادامه میداد. در نهایت ماموران مجبور شدند برای متوقفکردن خودرو اقدام به شلیک با اسلحه کلاشنیکف کنند. آنها با شلیک 13تیر جنگی خودرو را متوقف کردند. سپس راننده که پسری جوان بود به سمت یکی از منازل متواری شد ولی سرنشین دیگر خودرو که دختری جوان به نام مهسا بود به دلیل اصابت گلوله با پای چپش نتوانست فرار کند و توسط ماموران دستگیر و به مرکز درمانی منتقل شد. سرهنگ علیاصغر صفیخانی رییس کلانتری جوادیه تهرانپارس در اینباره گفت: ماموران پس از تجسس در خانههای اطراف توانستند پسر جوان را که از افراد سابقهدار بود، روی پشتبام دستگیر و به کلانتری منتقل کنند.
ادامه خبر...
مرد متهم به قتل با وجود شرط اولیایدم برای بخشش حاضر نشد در دادگاه انگیزهاش را از ارتکاب جنایت توضیح بدهد.
به گزارش خبرنگار ما، مردی چهارسال قبل با مراجعه به پلیس به ماموران گفت پسرش بهنام مازیار گم شده است. او به ماموران گفت: «پسرم یک روز قبل برای رفتن به جایی از خانه بیرون رفت و دیگر برنگشت. ما خبر نداریم او به چه دلیل بیرون رفته بود.» وقتی تحقیقات ماموران روی ردیابی تلفن همراه مازیار متمرکز شد، آنها متوجه شدند او شب حادثه بیشترین تماسها را با جوانی بهنام فرشید داشته به همین دلیل فرشید برای بازجویی احضار شد اما ادعا کرد گفتوگویش با جوان مفقودشده صرفا مکالمهای دوستانه بوده و اصلا در جریان ناپدیدشدن او نیست. گفتههای فرشید نتوانست ماموران را قانعکند و او بازداشت شد. فرشید در مراحل بعدی تحقیق، به قتل اعتراف کرد. او گفت: مازیار و من برای سرقت کابل برق رفته بودیم. او میگفت ما میتوانیم از این راه پولدار شویم نیمهشب بود که برای سرقت اقدام کردیم. مازیار از تیرک برق بالا رفت اما یکدفعه دچار برقگرفتگی شد و از بالا به پایین افتاد. بعد از آن من ترسیدم و جسدش را به بیابان بردم و آتش زدم و بعد هم دفن کردم.» ماموران جسد را با توجه به آدرسی که متهم داده بود، کشف کردند اما وضعیت جنازه نشان میداد مازیار کشته شده و احتمالا متهم در قتل تنها نبوده است. وقتی فرشید در این خصوص مورد بازجویی قرار گرفت. گفت شخصی بهنام حسین در این ماجرا نقش داشت. فرشید این بار ادعا کرد اعترافاتش دروغ بود. او گفت: من 300هزارتومان از مازیار پول میخواستم اما پولم را نمیداد. بعد فهمیدم حسین هم با مازیار مشکلاتی دارد و قصدش این است که با او دعوا کند. با حسین تماس گرفتم و گفتم بیا با مازیار دعوا کنیم و هردو انتقام بگیریم. او را به جایی کشیدیم و کشتیم. البته ضارب من بودم و بعد حسین کمک کرد جسد را به بیابان ببریم، سپس جنازه را سوزاندیم.
وقتی پلیس بررسی کاملی روی تلفنهای مقتول انجام داد، مشخص شد شخصی بهنام داوود هم در این پرونده نقش دارد و در زمان حادثه تماسهایی با مقتول داشت. فرشید در اینباره به ماموران گفت: داوود مشکلاتی با مازیار داشت به همین دلیل پیشنهاد داد مازیار را بکشیم. من هم قبول کردم. او به من گفته بود بابت این قتل 70میلیونتومان میدهد. آن روز مازیار را به بهانه اینکه گنج پیدا کردهایم به محل کشاندیم و بعد او را به قتل رساندیم. وقتی داوود بازداشت شد، گفت: مازیار عکس زنم را پیدا کرده و آن را پیش خودش نگه داشته بود. پدر زنم گفت اگر مازیار را بکشی 70میلیونتومان میدهم. من هم با حسین صحبت کردم و قرار شد او کمک کند. ما او را به بهانه اینکه گنج داریم به محل خلوتی کشیدیم و بعد هم به قتل رساندیم؛ البته من در قتل نقشی نداشتم و جسد را فرشید و حسین بردند.
کیفرخواست علیه سه متهم بعد از پایان تحقیقات صادر و پرونده به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. آنها پای میز محاکمه رفتند و بعد از اینکه نماینده دادستان تهران کیفرخواست را خواند و اولیایدم نیز درخواست قصاص را مطرح کردند، فرشید در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: دوستانم نقشی در این قتل نداشتند، آنها بیگناه هستند، من خودم او را کشتم بنابراین درخواست دارم هردو آنها آزاد شوند. وقتی نوبت به دو متهم دیگر رسید آنها هم در جایگاه حاضر شدند و ادعا کردند در قتل نقشی نداشتند و اصلا نمیدانند مازیار به چه دلیل به قتل رسیده است. بعد از پایان جلسه رسیدگی، قضات وارد شور شدند و فرشید را به قصاص، حبس، شلاق و دیه، حسین را به 15سال حبس و شلاق و داوود را به 12سال حبس محکوم کردند. این حکم مورد اعتراض متهمان قرار گرفت. بعد از بررسی این اعتراض در دیوانعالی کشور رای قصاص متهم ردیف اول مورد تایید قرار گرفت اما حکم دو متهم دیگر نقض و پرونده به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه دیروز بعد از اینکه نماینده دادستان از کیفرخواست دفاع کرد و اولیایدم نیز یکبار دیگر بر قصاص تاکید کردند قاضی عزیزمحمدی، رییس دادگاه اولیایدم را به گذشت دعوت کرد. آنها گفتند اگر متهم ردیف اول انگیزه واقعی خود را از قتل بگوید رضایت بدون قید و شرط میدهند و در دادگاه نیز صورتجلسه را امضا میکنند. متهم ردیف اول که بهعنوان مطلع در این جلسه حضور داشت، گفت: رای قصاص من صادر شده و اصلا نمیخواهم در اینباره حرف بزنم. اتهام قتل بر من وارد شده و من نیز آن را قبول کردهام. البته تاکید میکنم داوود و حسین نقشی در این قتل نداشتند و اصلا نمیدانستند مازیار کشته شده است. همه کارها را خودم تنهایی انجام دادم. سپس دو متهم دیگر در جایگاه حاضر شدند. آنها نیز گفتند در قتل نقشی نداشتند و حتی مخفیکردن جسد نیز کار آنها نبود. در این هنگام قاضی از داوود پرسید اگر تو در قتل نقشی نداشتی چرا مقابل خانه پدرزنت رفتی و گفتی پول را بدهد؟ تو فریاد زدی و شاهدان نیز این موضوع را تایید کردند. گفتههای همین شاهدان بود که ماموران را به شک انداخت و باعث شد آنها تحقیقات بیشتری انجام دهند و تو را بازداشت کنند. متهم همه این گفتهها را تکذیب کرد و گفت: من با زنم اختلافی نداشتم و آنچه گفتهاند اصلا درست نیست.
بعد از پایان جلسه دادگاه، برادر مقتول یکبار دیگر نزد قاضی عزیزمحمدی رفت و گفت: من از خانوادهام وکالت دارم و اگر فرشید در مورد انگیزهاش از قتل واقعیت را بگوید حتما رضایت میدهم. قاضی یکبار دیگر از متهم خواست تا سکوت خود را بکشند، اما متهم گفت هرگز انگیزه خود را به زبان نخواهد آورد. او گفت: نمیخواهم در اینباره صحبت کنم و دیگر در این خصوص از من سوال نکنید. بنابر این گزارش هیات قضات بعد از پایان جلسه رسیدگی برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
