۱۷ خرداد ۱۳۹۶ یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران رقم خورد؛ روزی که تروریستهای داعش با حمله همزمان به ساختمان مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر امام خمینی(ره)، تلاش کردند امنیت کشور را هدف قرار دهند. در این حادثه جمعی از کارکنان، نیروهای امنیتی و شهروندان بیگناه به شهادت رسیدند و یاد آنان امروز به عنوان نماد ایثار و مظلومیت گرامی داشته میشود.
راک نیوز/۱۷ خرداد ۱۳۹۶ یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران رقم خورد؛ روزی که تروریستهای داعش با حمله همزمان به ساختمان مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر امام خمینی(ره)، تلاش کردند امنیت کشور را هدف قرار دهند. در این حادثه جمعی از کارکنان، نیروهای امنیتی و شهروندان بیگناه به شهادت رسیدند و یاد آنان امروز به عنوان نماد ایثار و مظلومیت گرامی داشته میشود.
در میان روایتهای آن روز، خاطرات افرادی که ساعتها در ساختمان مجلس در محاصره تروریستها گرفتار بودند، تصویری روشن از دقایق پراضطراب آن حادثه ارائه میدهد. **سید امیرعباس هاشمی** مشاور و مسئول دفتر یکی از نمایندگان مجلس دهم، یکی از افرادی است که حدود پنج ساعت در اتاقی در طبقه چهارم مجلس به همراه هفت نفر دیگر محبوس شده بود؛ اتاقی که تنها یک در آن را از تروریستهای داعش جدا میکرد.
او در گفتوگویی با روزنامه ابتکار روایت میکند که تیراندازیها حدود ساعت ۱۰ صبح آغاز شد. پس از آن نیروهای حراست و حفاظت مجلس به کارکنان هشدار دادند که در اتاقها پناه بگیرند و درها را قفل کنند. در آن زمان هنوز کسی تصور نمیکرد که یک حمله تروریستی در جریان است و بسیاری گمان میکردند حادثهای ناشی از اختلاف شخصی رخ داده است.
به گفته هاشمی، هشت نفر در دفتر آنها حضور داشتند و برای جلوگیری از ورود مهاجمان، میزها، کمدها و هر وسیلهای را پشت در قرار دادند. او میگوید: «صدای تیراندازی لحظهای قطع نمیشد. تروریستها چندین بار به در اتاق لگد زدند و آن را به رگبار بستند تا وارد شوند. حتی صدای قدمهایشان را در راهرو میشنیدیم.»
یکی از سختترین بخشهای این محاصره حضور یک **خانم باردار** در میان افراد محبوس بود. به گفته هاشمی، او بارها دچار بیتابی شد و حتی چند بار قصد داشت از پنجره خود را به بیرون پرت کند که دیگران مانع شدند. نگرانی درباره وضعیت جسمی و روحی او باعث شد چندین بار درخواست انتقالش با نردبان آتشنشانی مطرح شود، اما نیروهای امنیتی این اقدام را به دلیل شرایط خطرناک ممکن ندانستند.
در حالی که تروریستها در طبقات ساختمان در حال درگیری با نیروهای امنیتی بودند، ارتباط افراد محبوس با بیرون تنها از طریق پیامک برقرار شد. هاشمی برای اطلاعرسانی به نیروهای امنیتی، پیامی روی یک کتاب نوشت و آن را از پنجره به بیرون انداخت تا اعلام کند که هشت نفر در اتاق گرفتار شدهاند و یک زن باردار نیز میان آنهاست. همین اقدام باعث شد نیروهای سپاه و پلیس از وضعیت آنان مطلع شوند و ارتباط پیامکی برقرار شود.
در طول این ساعات پراضطراب، افراد داخل اتاق با اشاره و بیصدا با یکدیگر صحبت میکردند. برخی دعا میخواندند، برخی نماز میخواندند و همه در انتظار لحظهای بودند که شاید در باز شود و سرنوشتشان رقم بخورد.
با نزدیک شدن نیروهای سپاه و یگانهای امنیتی به طبقات بالاتر، صدای درگیریها شدیدتر شد. انفجارها باعث ریزش سقف کاذب و ترکیدن تأسیسات شد و کف اتاق پر از آب شد؛ شرایطی که برای لحظاتی این نگرانی را ایجاد کرد که تروریستها قصد دارند با برقگرفتگی جان آنها را بگیرند.
سرانجام حدود ساعت سه بعدازظهر، نیروهای امنیتی پس از درگیری با مهاجمان به طبقه چهارم رسیدند و با اعلام رمزی که از قبل تعیین شده بود از افراد خواستند در را باز کنند. وقتی در اتاق باز شد، نخستین صحنهای که مقابل آنان قرار داشت، جسد یکی از تروریستها بود که مقابل در افتاده بود.
هاشمی میگوید پس از خروج از اتاق، بسیاری از نمایندگان به آنها گفتند باید «جشن تولد دوباره» بگیرند؛ احساسی که به گفته او کاملاً واقعی بود، زیرا احتمال زنده ماندن خود را بسیار اندک میدانستند.
حمله تروریستی ۱۷ خرداد با اقدام سریع نیروهای امنیتی، سپاه پاسداران و یگانهای ویژه پایان یافت؛ اما یاد شهیدانی که در این حادثه جان خود را از دست دادند، همچنان در حافظه جمعی ملت ایران زنده است.
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر