هاشمی جوان 50 سال پیش در آغازین روزهای حماسه و مبارزه پایش به زندان باز شد؛ او که دانشپژوه مکتب مبارزه با استبداد بود نخستینبار پس از حادثه فیضیه طعم زندان را چشید. اما این برای اولین و آخرینبار نبود، هاشمی در طول 25سال بارها و بارها به زندان رفت. همزمان با تنوره کشیدن آتش انقلاب او و جمعی از همرزمان مهمان زندان تازهتاسیس اوین شدند. زندانی با جدیدترین استانداردهای روز جهان که شاه و ایادی و اذنابش در ساواک گمان میبردند خواهد توانست آتش خشم مبارزین را مهار کند و شهرت مخوفش رعشه بر اندام انقلابیون بیندازد اما نه زندان اوین که بازداشتگاه کمیته مشترک هم نتوانست گره از کار استبداد باز کند. هاشمی از زندان به متن و بطن انقلاب بازگشت و در کنار پیر و مراد خود تا سرمنزل مقصود به پیش رفت. انقلاب پیروز شد و هاشمی در مصادر و مناصب مختلف به ایفای وظیفه پرداخت و در قالب خاطرات از روزهای زندان و فراق سخن گفت تا در خاطره باقی ماند. اما سرنوشت یکبار دیگر او را مهمان اوین کرد. شاید کسی باور نمیکرد آیتالله هاشمی پس از 35 سال یکبار دیگر گذارش به زندان اوین بیفتد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یکی از ارکان رکین پیروزی انقلاب و استمرار آن عصرگاه سهشنبه مهمان ویژه اوین بود. یکی از عالیترین مقامات نظام فارغ از شأن و جایگاه سیاسیاش همانند مردمان عادی به دیدار دو فرزند در بند خود در زندان اوین رفت. آنان که در طول این سالها افسانهها درباره وی و خانوادهاش بافته بودند و او را بهمثابه تافته جدابافته و فراتر از هر قید و بندی عنوان میکردند یکبار دیگر ضربهای سترگ بر ذهنیت معوجشان وارد آمد. فرزندان هاشمی که به زندان رفتند، مغرضین باز از تقلا نیفتادند و آن را ملهم از اغراض و اهداف خاص و نوعی تاکتیک سیاسی خواندند، مهدی هاشمی که به بیمارستان رفت بهانهها تراشیدند و آن را صوری خواندند و چنین گفتند که برای دیدار با آیتالله چنین برنامهای تدارک دیده شده اما حضور هاشمی در اوین باطلالسحر اراجیفبافیهای آنان بودند. هاشمی به عینه ثابت کرد بر گفته خود مبنی بر «فرزندان من با فرزندان مردم فرقی ندارند»، پایبند است و شأن و جایگاه فراقانونی برای خود قائل نیست. اگر هاشمی در دوران جوانی طعم تلخ زندان و فراق را برای پیروزی و باروری درخت انقلاب بر خود هموار کرد، اکنون نیز برای اعتلای ارزشهای انقلاب از خود هزینه میکند و به زندان میرود تا مروج قانونمداری باشد. هاشمی از پنج دهه پیش تاکنون همان است. پارادایم او استیلا و استمرار نظامی است که نقد جوانی برایش پرداخته است.
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر