مشروح اخبار


» طلوع بازاریابانی که رمق رسانه های استان را گرفتند !



در ماه های گذشته وقوع بحرانهایی که باعث تعطیلی،تعدیل نیرو و افت کیفیت روزنامه ها شد روزنامه نگاران، اصناف و تشکل های این حوزه را بر آن داشت که این بار به جای نقد و موشکافی بیرون، به کنکاش در ‌ساختارهایی بپردازند که از درون باعث شد اثر بحرانها بر روزنامه و روزنامه نگاران دوچندان شود.

 

در واقع مشخص شد تعداد زیادی رسانه با صاحب امتیازی واحد، در کشور راه افتاده که کار این رسانه ها بلعیدن یارانه های مربوط به رسانه است بی اینکه نقشی در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به جامعه داشته باشند.

 

این رسانه های زنجیره ای با محتوایی یکسان و صرفا تحت لوگوهای متفاوت منتشر می شد و یارانه میلیاردی هم دریافت می کردند اما تعداد اشتغال واقعی انها گاها به انگشتان دست هم نمی رسید.

 

همین موضوع و مطالبه صنفی خبرنگاران و روزنامه نگاران از معاونت مطبوعاتی، باعث شد پس از سالها کالبد شکافی عمیقی در آیین نامه های مربوط به روزنامه ها به وجود آید و پیش نویس این آیین نامه برای اصلاح در اختیار جامعه رسانه و صاحب نظران قرار بگیرد.

 

اگرچه در سطح ملی رسانه هایی با اقدامات شبه فرهنگی در حال ایجاد رانت و فرصت برای خود بودند اما در استان ها نوع دیگری از این اقدامات با همان کیفیت و در اندازه کوچکتری شکل گرفته است.

 

برای مثال گریزی به رسانه های کاغذی و به طور مشخص روزنامه ها در کهگیلویه و بویراحمد می زنیم.

 

به گزارش راک نیوز از مرکز استان کهگیلویه وبویراحمد ؛ با اینکه دراستان ۵ روزنامه با سلیقه و گرایش های مختلف چاپ ومنتشر می شود و این پنج روزنامه در شرایط بحرانی فعلی کمر خم کرده و به سختی پیش می روند، اما همچنان تب رسانه داری در کهگیلویه و بویراحمد بسیار بالاست و همه می خواهند برای خود یک و بعضا چندین روزنامه داشته باشند

 

برکسی پوشیده نیست که ادامه حیات رسانه مانند سایر حرفه ها به مسائل مادی و اقتصادی گره خورده است ، به طوریکه جذب آگهی عموما یکی از اصلی ترین راه مماش و تدوام روند روزنامه نگاری در استان و کشور است.

 

ادامه روند روزنامه نگاری در این وضعیت سخت اقتصادی در استانی که صنعت و تجارت در آن هیچ سهمی ندارند به واقعیت کاری است بسیار دشوار ، و روزنامه علاوه بر درآمد حاصل از فروش که قطعا با دخل و خرج این روزها برابری نمی کند بایستی به آگهی های دولتی و نیمه دولتی در استان چشم بدوزد تا بتواند دوران گذار را طی کنند.

 

سوال اساسی این است که آیا همه آگهی ها به روزنامه های استانی تعلق می گیرد که جواب آن بدون هیچ درنگی یک" نه "بزرگ است و باید گفت متاسفانه دیده می شود چراغی که به خانه رواست باکم درایتی عجیبی دو دستی به همسایه برون استانی تقدیم می شود.

 

قصه گرفتن آگهی های استانی و واریز آن به حساب روزنامه های برون استانی راه اشتباهی است که سهم اداره کل ارشاد وفرهنگ اسلامی استان و خانه مطبوعات در این کم تدبیری قابل چشم پوشی نیست.

 

بلعیدن آگهی ها توسط این روزنامه ها از آن جهت مورد انتقاد است که اولا این روزنامه ها حتی در استانی که مجوز گرفته اند هم در زمره برترین ها نیستند.

 

تصور کنید روزنامه ای که مثلا از کازرون طلوع کرده، تابخواهد در استان پهناوری مانند فارس در رده روزنامه های برتر قرار بگیرد سال ها طول می کشد، چه برسد به اینکه مورد توجه مخاطبین در کهگیلویه وبویراحمد قرار بگیرد.

بنابراین چه دلیلی وجود دارد که آگهی ها از روزنامه های استان راه خود را کج کنند وبرای فربه شدن چنین رسانه های بدون خروجی راهی خارج از استان شوند؟!

دوما با مرور چند شماره از این روزنامه ها مشخص می شود در قبال این همه آگهی که از کهگیلویه وبویراحمد خارج می شود در صفحات نخست خود هیچ تیتر تاثیرگذاری از این استان درج نمی شود و اگر هم تیتری درج شود درست در روزهایی است که قرار است آگهی مربوط به این استان منتشر شود تا صاحب آگهی باور کند در روزنامه تاثیرگذار و فرا استانی اقدام به درج آگهی کرده است .

دردناک تر حضور مداوم خبرنگاران منسوب به این روزنامه ها در تمامی جلسات به صورت طلبیده و نه نطلبیده است که همین افراد گاهی مسئولان استانی و کشوری را در سرما و گرما معطل گرفتن عکس می کنند اما اخبار منتشر شده در این روزنامه ها تماما کپی پیستی از مطالب خبرگزاری های رسمی درون استانی است !

و در واقع خبرنگاران این روزنامه ها در کهگیلویه وبویراحمد فقط در خروج اندک آگهی های موجود در استان تخصص دارند .           

 

با اینکه آیین نامه ها و قوانین مطبوعاتی دقیقا مشخص کرده واگذاری سرپرستی روزنامه ها در استانها منوط به راه اندازی دفتر، داشتن نیروی کار ثابت، بیمه سرپرست، انتشار منظم و توزیع در دکه های استانی است اما در این استان هیچ کدام از آن شرایط رعایت نمی شود و هر خبرنگار، سرپرستی تعداد زیادی روزنامه را به عهده دارد و برخی از این افراد در جلسات خود را نماینده چندین رسانه معرفی می کنند

وکاسبی جدید و پر آب و نانی هم شده است و این شبه رسانه ای ها از همین راه توانسته اند بخش اقتصادی رسانه را به نفع خودشان فعال کنند و در چندین رسانه پول زیادی هم به جیب بزنند و ارشاد هم در این میان نه تنها نظارتی ندارد که خود حامی آنها شده و حتی آگهی های دولتی را بر خلاف همه قوانین، روانه این روزنامه ها می کند؛اتفاقی شبیه آنچه در سطح ملی باعث اعتراض تشکل ها و صنوف رسانه ای شد.

 

ممکن است این سوال پیش بیاید که این موضوع چه آسیبی می تواند به استان وارد کند؟ واقعیت آن است در واگذاری سرپرستی این رسانه ها هیچ کدام از شروط رعایت نشده است.

وقتی رسانه در این استان دفتر رسمی ندارد این بدان معناست که مالیات، عوارض، هزینه کسب و سایر هزینه ها را هم نمی پردازد، یعنی به نام استان و با سرمایه و هزینه استان خدمتی ارایه می شود اما حاصلی برای استان ندارد.

 

از طرفی این رسانه ها حداقل تعهدات مانند بیمه در قبال سرپرستان و خبرنگاران خود در استانها را ندارند و این بدان معناست که شغلی هم ایجاد نکرده اند.

 

مهمتر از همه اینکه آگهی های ادارات و سازمانهای دولتی که باید صرف بهبود معاش و ایجاد اشتغال فرزندان این استان در روزنامه ها شود به روزنامه های برون استانی می رود و در خوشبینانه ترین حالت ۲۵ درصد آن در قالب پورسانت به سرپرستان بر می گردد. که در مقابل ۷۵ درصدی که از دست می رود رقمی قابل توجه نیست.

 

این‌رسانه ها وقتی دفتر و دستکی ندارند پس طبیعی است که تولید محتوا هم نداشته باشند و روابطشان با سرپرستان در استانها بیشتر از آنکه حرفه ای و روزنامه نگاری باشد رابطه بازرگانی و بازاریابی است.

 

رسانه که هیچ کدام از اصول را رعایت نکند قطعا خود را ملزم به توزیع در دکه ها هم نمی داند و صرفا هر زمان آگهی چاپ می کند چند نسخه از آن را برای وصول حق آگهی به ارشاد و سفارش دهنده آگهی تحویل می دهد که با این اوصاف کمکی هم با سازمان آگهی دهنده نمی کند.

مطلبی که با این کیفیت تولید می شود و قرار هم‌نیست در دکه های استانی توزیع شود پس هیچ گاه تاثیرگذار هم نمی شود و به صفحه اول هم نمی آید و صرفا صفحه استانها در این روزنامه ها شبیه حسابی است که جیب رسانه را پر می کند.

 

وقتی هیچ کدام از شرایط رعایت نشده باشد پس نظر‌مخاطب هم در نظر گرفته نمی شود و این همه رسانه نه تنها به رشد استان کمک نمی کند که باعث خروج اندک پول فرهنگی و تبلیغاتی از استان هم می شود و طبیعی است در چنین شرایطی روزنامه های استانی برای زنده ماندن از کمیت و کیفیت خود می زنند تا با چنین رسانه های بی کیفیتی‌رقابت کنند.

در نهایت این نوع سرپرستی ها که هیچ مسئولیتی در قبال استان ندارند تبدیل به محلی برای زد و بند سرپرستان آنها در استانها شده و دستگاه هایی که حرفی برای گفتن در استان ندارند با چاپ همین مطالب پولی بی ارزش برای خود زرومه ای مستند سازی می کنند.



تاریخ انتشار : 4 مهر 1398, 21:15



» اخبار مرتبط:

  • "طلوع" روزنامه هایی که رمق رسانه های استان را گرفت !
  • «ابتکار» توقیف شد
  • روزنامه روزگار: شرایط حساس است ، يك ماه می بندیم
  • تعطیلی ماهنامه " نورباران ممسنی"+واکنش رئیس اداره فرهنگ وارشادممسنی
  • هفت سال تلاش برای 1000شماره با "عشق"
  • » اشتراک گزاری خبر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    کد را وارد کنید: *
    عکس خوانده نمی‌شود


    در میان پیشنهادات این روزها، کدام را قابل اعتنا می‌دانید؟