روز گذشته بارش برفی در یاسوج آغازشد که چندین روز قبل در گزارشات هواشناسی به آن اشاره شده بود. بارشی که در ساعات اولیه موجی از خوشحالی را به همراه داشت. اما با افزایش میزان بارش نگرانی درباره مسدود شدن محورهای مواصلاتی افزایش یافت که با تلاش و گزارشات به موقع راهداری استان مشکلات به کم ترین حد ممکن کاهش یافت. عصرروز گذشته را بدون در نظر گرفتن بارش برف و باران بایستی اوج ترافیک ساعات پایانی بازگشت مسافران از تعطیلات چند روزه دانست که مختص به یاسوج تنها نبوده و گزارش خبرنگاران راک نیوز از مرکز استان های فارس ، بوشهر و هرمزگان حکایت از چنین ترافیکی در محورهای خروجی این استان ها به سمت بنادر و مناطق خوش آب وهوا داشت. ترافیکی که حتی در مسیر برگشت هم وجود داشت آنچنان که ساکنان مناطق گرم، یاسوج و مناطق برفی استان را برای تعطیلات بهمن ماه خود انتخاب کردند. درمرکز کهگیلویه و بویراحمد هرچه به ساعات عصرگاهی وتاریکی شب نزدیک می شدیم موضع گیری مدیران نسبت به بارش برف تماما تصمیمات عجولانه و تکراری از نوع راحت ترین گزینه های رومیزی بود. طبق معمول مدارس تعطیل شدند از بویراحمد و دنا تا دیشموک در کهگیلویه. اینکه دانش آموزان یک منطقه سردسیری کی باید در برف و باران به مدرسه رفتن را یاد بگیرند بماند اما اینکه معاون استاندار می گوید مدیران بدون هماهنگی تصمیم گیری نکنند ومصاحبه ندهند دردی است دیگر. از جمله مصاحبه های قابل تامل می توان به مصاحبه مدیرکل بحران استانداری اشاره کردکه گفته بود در محور بابامیدان-یاسوج بحران داریم! با بررسی بیشتر مشخص شد نه تونلی در این محور ریزش کرده و نه شدت برف آنقدر بوده که جاده مسدود شود بلکه بخشی از این ترافیک ناشی از دوز ترافیک منتهی به پایان تعطیلات بود. موضوعی که نه در این استان و نه در کشور تازگی ندارد چنانچه در طول سال جاده ای مانند هراز و یا چالوس به همین دلیل بارها مسدود و یا یک طرفه می شوند. آیا باید از این کندی تردد به عنوان بحران نام برد؟ به نظر می رسد بحران واقعی نه در محور بابامیدان به یاسوج بلکه در خود مرکز استان بوده، جایی که شهروندان دریک شب سرد پس از برف باید قطعی برق و تاریکی را تحمل وتجربه کنند! بحران عدم پیش بینی پایداری وبهینه سازی شبکه آب شهری در برابرکاهش احتمالی دما بود. بحران آنجایی است که به جای اینکه شهرداری یاسوج توان برف روبی معابر شهری را داشته باشد به تعطیلی وتاخیرشروع به کار ادارات اکتفا می شود. بحران همین بیخ گوش مدیرکل بحران است. براستی سهم چنین بلای طبیعی در رزمایش های صورت گرفته بحران چقدر بوده است؟
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر