اگر از تعمیرات غیرفنی سقف فرودگاه شیراز که در حال فرو ریختن است بگذریم، اما از وجود سوسک و مگس که مبارزه با آن بسیار کمهزینه است نمیتوان گذشت.
شیراز آنقدر مظلوم است که به هر نقطهاش دست بگذاریم مشکلی دارد و نواقصی.
به گزارش راک نیوز ؛ اگر از تعمیرات غیرفنی سقف فرودگاه شیراز که در حال فرو ریختن است بگذریم، اما از وجود سوسک و مگس که مبارزه با آن بسیار کمهزینه است نمیتوان گذشت.
شیراز آنقدر مظلوم است که به هر نقطهاش دست بگذاریم مشکلی دارد و نواقصی. هر چند استاندار فارس به فوریت به اینگونه مسایل توجه میکند و نمونه آن حضور ایشان در فرودگاه داخلی شیراز است یک روز پس از یادداشتی که اینجانب در روزنامه «عصر مردم» در سال گذشته آوردم، اما به قول سردار غیبپرور دریغ از زحمات یک مدیر، شاید بعضی از مدیران که به صورت دورهای انتخاب یا منصوب میشوند به هر صورت خاطرشان جمع است که برای مدت معینی در پست و منصب خود میمانند.
وضعیت بافت قدیم هنوز بیسر و سامان است و بعضی از نقاط شهر به عنوان محلات آلوده به حال خود واگذاشته شدهاند.
متکدیان در خیابانها پرسه میزنند و دورهگردها در سر چهارراهها به دنبال این و آن اتومبیل میدوند.
سد معبریها هم در هر گوشه دلخواه بویژه در ورودیهای شهر به صورت دوبله پارک میکنند که بعضاً عامل تصادف هم میشوند.
میوهفروشها بهای میوه را تا دو برابر قیمت میدان و میداندارها تا سه برابر قیمت باغداران تعیین میکنند، گویی کسی به کسی نیست و به قول معروف کی به کیه، بزن بریم.
هنوز به صورت نسبی از میزان جرایم در فارس به ویژه در شیراز کاسته نشده و پروندههایی چند به حجم پروندههای دیگر اضافه میشود.
بیکاری و اعتیاد هم رو به افزایش است و با توجه به اظهارات نمایندگان فارس به ویژه مسئولین ذیربط کارخانجاتی مدام تعطیل میشوند و یا در شرف تعطیلی قرار گرفتهاند.
باغات شهر در بلاتکلیفی رها شده و محدودیتهای ریز و درشت جز به خشکیدن و خشکاندن درختان منجر نشده است.
تصادفات درونشهری هم کمافیالسابق قابل مشاهده است و بار ترافیک بسیاری از خیابانها و گلوگاهها سنگین است.
مترو هم بعد از ده سال و اندی به صورت تکهپاره معلوم نیست کی و چگونه به بهرهبرداری میرسد.
وقت نمایندگان شیراز هم بیشتر صرف پاسخگویی به اختلافات یکدیگر میشود و چندان تلاش با بازده و مثبتی برای نگرانیهای مردم نمیکنند و یا اگر میکنند به ثمر نمینشینند.
اگر متهم به سیاهنمایی نشویم همان ضربالمثل ناصرالدین شاه مصداق واقعیت شهرمان است که: «همه چیزمان، مثل همه چیزمان است»
چه بایدمان کرد؟
یکی دلسوزانه و با اندیشه میآید کاری کند، دیگری که موقعیت خود را به خطر میبیند سنگ پیش پای او میگذارد و فریاد وادنیا برمیآورد. یکی دروغ به هم میبافد و جمعی را دور خود گرد میآورد تا برایش کف بزنند تا برای نمایندگی مجلس در آینده خود و دیگران را محک زند، دیگری دلواپس عدم پاسخگویی به مردم است برای کارهای نشده و نکرده.
و نهایتاً به قول سعدی: یکی تحرمه عشا بسته و دیگری منتظر عَشا نشسته، این بدان کی ماند!
متأسفانه ظرف چند دهه گذشته، استان فارس چوب اختلاف سلیقهها و حسادتهایی خورده که نتیجه آن فرار مدیران کارآمد و جایگزینی افراد کمتجربه به جای آنان بوده است.
استاندار و امام جمعه هر دو دلشان میخواهد استان پیشرفت کند و مشکلات و نواقص آن رفع شوند.
پس کدام مقام یا نیروی غیرمسئولی در این میان بازدارنده است؟
این سؤالی است که هنوز بیپاسخ مانده است و همه چیز در هالهای از انتظار است.
انتظار برای افتتاح کارخانجاتی که کلنگ آن به زمین زده نشده.
انتظار برای پیشگیری از تعطیلی کارگاههایی که زیر فشار جریمه و بدهیهای بیمه و امثالهم نفس آخر را میکشند.
انتظار برای تسهیلاتی در جهت رفع موانع ازدواجهایی که 15 تا 20 سال از زمان آن میگذرند.
انتظار برای پرداخت وامهایی که بتوان خانهای خرید و بنایی از نو ساخت.
انتظار برای کاهش سود بانکهایی که علیرغم بخشنامه بانک مرکزی هنوز به صورت نجومی تبلیغ میشوند.
و نهایتاً انتظار برای گشایشی اقتصادی و تحولی فرهنگی که درست نیمی از سال رو به پایین است و معلوم نیست کی قفل آن گشوده شود.
باید کاری کرد، کاری که کار مردم را به مردم بسپاریم. قید و بندها را برداریم و کاغذبازیها را رها کنیم. ناظر باشیم و بشارت دهنده و شادی را به خانهها ببریم. اخم را از چهره بزداییم و رخ شاداب بنماییم تا اگر دستی به نوازش بر سر یتیمی نمیکشیم، سیلی به صورت او نزنیم.
والسلام
محمدعسلی -یاداشت روزنامه عصرمردم
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر