مشروح اخبار


نقص فنی پرواز کویت-مشهد را در شیراز به زمین نشاند

16 شهریور 1391, 14:38

نقص فنی پرواز کویت-مشهد را در شیراز به زمین نشاند

مسافران این پرواز  انتظار داشتند  در فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد  هواپیما را ترک کنند اما دقایقی پیش بعلت نقص فنی  پرواز 606 ایران ایر در فرودگاه شهید دستغیب شیراز به زمین نشست.به گزارش خبرنگار راک نیوز از شیراز....

ادامه خبر...


هزينه زايمان با «آپشن‌»هاي اضافه تقريبا شش ميليون تومان؛

16 شهریور 1391, 07:09

هزينه زايمان با «آپشن‌»هاي اضافه تقريبا شش ميليون تومان؛

 راک نیوز :  اين شايد شيرين ترين اتفاق زندگي هر زوجي باشد؛ وقتي خداوند بزرگترين هديه خود را پس از 9 ماه انتظار به پدر و مادر مي‌بخشد و خانواده شلوغ تري را نصيب شان مي‌کند. اما اين نعمت گاهي اوقات پرهزينه تر از درآمدهاي يک خانواده نوپا است که تصميم گرفته اند نفر سومي يا چهارمي را به جمع شان اضافه کنند. اين روزها زوج جواني که تصميم به بچه دار شدن مي‌گيرند، اگر بيمه نباشند بايد براي زايمان و خرج‌هاي خرده ريز ديگري مثل سونوگرافي، دارو و درمان، مراقبت‌هاي دوران بارداري يا بعد از زايمان مبالغ ميليوني کنار بگذارند.
به گزارش مهر,در ماه حدود 110 تا 125 هزار کودک در ايران متولد مي‌شود که از اين تعداد تولد، طبق آمار رسمي وزارت بهداشت حدود 40 تا 50 درصد سهم سزارين و مابقي طبيعي است. درحالي که آمار غير رسمي بيمارستان‌ها زايمان سزارين را تا 90درصد هم پيش بيني مي‌کند؛ رقمي که اگر قرار بود با توصيه‌هاي سازمان بهداشت جهاني پيش برويم، بايد حدود ‌20 درصد مي‌شد.شايد اولين دليل تمايل بيماران به سزارين، ترس از زايمان طبيعي و درد ناشي از آن باشد و البته هزينه‌هاي بالاتري که اين عمل دارد، انگيزه خوبي براي بيمارستان هاست تا حجم بيشتري از بيماران را براي جراحي سزارين پذيرش کنند. اما دليل اين گرايش هرچه باشد، اولين نتيجه آن بالا رفتن هزينه تولد بچه‌هايي است که اين روزها خيلي‌ها چشم انتظار ورودشان به دنيا هستند.
زايمان در آب، همچنان مهجور
اگرچه چند سالي است که براي تشويق مادران به زايمان طبيعي، زايمان در آب تبليغ مي‌شود اما حتي اين زايمان بدون درد هم نتوانسته اعتماد مادران را جلب کند و آمار سزارين را پايين بياورد. به همين دليل، بيمارستان‌هاي انگشت شماري هستند که خدمات زايمان در آب را ارائه مي‌دهند که بيشترشان خصوصي هستند. هزينه اين نوع زايمان در بيمارستان‌هاي خصوصي، بدون بيمه تکميلي حدود يک ميليون و 500 هزار تومان است و با بيمه تکميلي به 250 هزار تومان مي‌رسد.
با بيمه، بدون بيمه
هزينه‌هاي مربوط به زايمان در کشورمان بسته به نوع پزشک، زايمان، بيمارستان انتخابي و بيمه بسيار متفاوت است. يکي از دلايل تفاوت قيمت‌ها در بيمارستان‌هاي دولتي به مدت زمان بستري در بيمارستان، دستمزد پزشکان و برخي تسهيلات همچون ماساژ و اتاق‌هايي با تخت کمتر بر مي‌گردد.اما هزينه‌هاي زايمان، در همه بيمارستان‌هاي دولتي هم بسته به نوع بيمه و خدمات بيمارستان يکسان نيست. مثلا در بيمارستان هدايت با بيمه تامين اجتماعي زايمان طبيعي و سزارين رايگان است. بدون بيمه هزينه سزارين در اين بيمارستان به 900 هزار تومان و طبيعي به 300هزار تومان مي‌رسد. اما در يک بيمارستان خصوصي، زايمان طبيعي با بيمه تامين اجتماعي 180 هزار تومان هزينه دارد و سزارين 250 هزار تومان است.اگر بيمه نباشيد در همين بيمارستان قيمت زايمان طبيعي به 420 هزار تومان و سزارين به 770 هزار تومان مي‌رسد.
بيمارستان‌هاي 5 ميليون توماني
در بيمارستان‌هاي خصوصي قيمت‌هاي زايمان تا مرز 5 ميليون تومان و گاهي بيشتر هم مي‌رسد. در بيمارستان‌هاي درجه يک خصوصي، زايمان طبيعي با بيمه تکميلي يک ميليون و 500 هزار تومان و بدون بيمه تا 2.5 ميليون تومان است. زايمان سزارين در اين بيمارستان‌ها با بيمه تکميلي حدود دو ميليون و 500 هزار تومان و بدون بيمه به 4.5 تا 5 ميليون تومان مي‌رسد.در بيمارستان‌هاي خصوصي درجه دوم هم قيمت‌ها به دو ميليون تومان مي‌رسد البته اگر بيمه باشيد. اما در بيمارستان‌هاي خصوصي و نيمه خصوصي تفاوت هزينه‌ها چشم گيرتر است. به طوري که هزينه سزارين در تعدادي از بيمارستان‌هاي نيمه خصوصي تهران به بيش از يک ميليون مي‌رسد.
خصوصي يا دولتي؟ مساله اين است!
اين سوال کاملا به توانايي مالي خانواده‌ها بستگي دارد. در اينجا رضايت امري نسبي است. ممکن است شرايط مادران و رضايتشان در يک بيمارستان با هم متفاوت باشند.برخي بيمارستان‌ها براي مادران، خدمات اضافه تري ارائه مي‌دهند که در افزايش ميزان رضايت موثر است. از جمله اين اقدامات حضور همسر هنگام زايمان، اتاق خصوصي، هم اتاقي مادر و نوزاد، شيردهي بلافاصله پس از زايمان، ترخيص زودتر و... است.مثلا در برخي بيمارستان‌ها ي خصوصي،هنگام زايمان در اتاق عمل اگر خود پدر و مادر بخواهند لحظ به دنيا آمدن فرزندشان را با دوربين ثبت مي‌کنند که هزينه آن چيزي حدود 80 تا 100 هزار تومان مي‌شود.
انتخاب پزشک، دستمزد جداگانه
برخي مادران علاوه بر انتخاب بيمارستان، مي‌توانند پزشک را خود انتخاب کنند که در اين صورت دستمزد پزشک جداگانه محاسبه مي‌شود. در حالي که اگر خود بيمارستان پزشکي را بالاي سر مادر بفرستد دستمزدي تعلق نمي‌گيرد. هزينه دستمزد پزشک در بيمارستان خصوصي درجه يک به علاوه هزينه بيمارستان تا 5. 5 ميليون تومان ميرسد. سهم پزشک بين يک تا يک و نيم ميليون تومان است. اما هزينه زايمان مستقيم پزشک در بيمارستان دولتي به تنهايي 500 هزار تومان است.
مادراني که مادر نمي‌شوند
20درصد زوج‌هاي ايراني به دلايل مختلف از جمله اختلالات هورموني نابارورند. اين آمار البته از آمار 16درصدي دنيا که در بعضي کشورهاي پيشرفته به 11 درصد هم مي‌رسد، بيشتر است اما خوشبختانه درمان ناباروري در ايران نسبت به کشورهاي اروپايي و حتي کشورهاي منطقه ارزان تر است و پيشرفت‌هاي علمي در سال‌هاي اخير مي‌تواند مشکل خيلي از خانواده‌هاي نابارور را حل کند. با تمام اين ها، درمان ناباروري در همه دنيا جزو درمان‌هاي گران قيمت به حساب مي‌آيد که ارزان بودن آن در کشور ما، باز براي اکثريت مردم گران است.معمولا هزينه‌هاي درمان ناباروري در ايران بعد از تشخيص نوع ناباروري معين مي‌شود. تعداد کمي از بيمه‌هاي تکميلي هزينه‌هاي مربوط به ناباروري را پوشش مي‌دهند. دليل آن هم هزينه‌هاي سنگين و کاهش سود آوري براي مراکز بيمه است که تعداد کمي از آنها تمايل پيدا مي‌کنند هزينه‌ها را متقبل شوند.يکي از مراکزي که هزينه‌هاي درمان ناباروري را قبول مي‌کند، شرط و شروطي براي اين کار در نظر گرفته است: مثلا زوجين نبايد بيش از 3ماه از مدت عقدشان گذشته باشد و زن بيش از 40 سال سن نداشته باشد.تاريخ آغاز بيمه از زمان خريد بيمه نامه تا انتهاي سال دهم و يا تولد اولين فرزند (هر کدام که زودتر محقق شود) خواهد بود. اين بيمه کليه هزينه‌هاي مربوط به درمان ناباروري را تا سقف 40 ميليون ريال و جبران هزينه‌هاي درمان عيوب مادرزادي را تاسقف 20ميليون ريال را پوشش مي‌دهد. همچنين بيمه، هزينه رحم اجاره اي تنها براي بار اول را تا سقف 40 ميليون ريال متقبل مي‌شود.سال 87، وقتي سمينار"بيمه و ناباروري" برگزار شد، چندين مرکز درمان ناباروري با شوراي عالي بيمه وارد مذاکره شدند تا براي پوشش خدمات تشخيصي و درماني ناباروري و در نهايت پوشش هزينه‌هاي زوجين نابارور قانوني را به تصويب شوراي عالي بيمه برسانند. قانوني که البته به تصويب رسيد و ابلاغ شد اما پارسانژاد رئيس انجمن ناباروري ايران که عقيده دارد هزينه درمان ناباروري در ايران کمر شکن است، مي‌گويد: در حال حاضر بيش از يک سال است که در شهرستانهاي کشور هزينه‌هاي مربوط به تشخيص ناباروري تحت پوشش بيمه قرار گرفته‌اند، اما به نظر نمي‌رسد پوشش بيمه اين خدمات در تهران اجرايي شده باشد.»او مي‌گويد که برخي از اين مراکز زوجين را از ابتداي ازدواج تحت پوشش بيمه ناباروري قرار مي‌دهند اما بايد پرسيد چند درصد از افرادي که با يکديگر ازدواج مي‌کنند در آينده دچار ناباروري مي‌شوند؟
هزينه‌هاي ناباروري
روش IUIيعني تلقيح داخل رحمي هم يکي از روش‌هاي مناسب و کم هزينه باروري است. در اين روش که قبل از ivf انجام مي‌گيرد، اسپرم را گرفته و به رحم تزريق مي‌کنند. هزينه اين روش براي هر بار تزريق حدود شصت هزار تومان است. اما اگر اين روش نتيجه نداشت از طريق ivf تلاش براي بارداري صورت مي‌گيرد.Ivf يا اهداي جنين به معني گرفتن اسپرم و تخمک از يک زوج بارور و سالم و انجام لقاح داخل آزمايشگاه و سپس انتقال جنين حاصله به رحم مادر آينده کودک مي‌باشد. هزينه اين روش حدود يک و نيم ميليون تومان است که گاهي اين روش‌ها براي برخي زوجين بايد تا سه بار بايد تکرار شوند.رحم جايگزين هم از ديگر روش هاست. اين روش جزء آخرين انتخاب هاست. زيرا داراي مراحل قانوني پيچيده ايست. هزينه آن بستگي به توافق طرفين دارد. معمولا با مخارج دوران بارداري و مزد صاحب رحم و آزمايش و سونوگرافي قيمت آن به 5تا 7 ميليون تومان مي‌رسد.
مصائب شيرين
اگر نوزادتان پسر باشد بايد ختنه شود. يا اگر کمي زودتر به دنيا آمد براي تکميل ريه اش بايد چند روزي مهمان بيمارستان باشد. زردي نوزاد هم ديگر احتمالاتي است که ممکن است پيش بيايد و هزينه روي دستتان بگذارد.مثلا هزينه دستگاه فتوتراپي بيمارستان براي نوزاداني که زردي دارند در بيمارستان دولتي، هر شب: 20 هزار تومان ودستگاه فتوتراپي بيمارستاني در بيمارستان خصوصي، هر شب: 250 هزار تومان ودستگاه فتوتراپي خانگي هم، هر شب 18 هزار تومان است.هزينه نگه داري نوزادان نارس درnicu (بخش مراقبت‌هاي ويژه نوزادان) نيز در بيمارستان‌هاي دولتي با بيمه شبي 80 هزار تومان است. اما اگر بيمه نباشيد حدود 300 هزار تومان مي‌شود،اما در بيمارستان‌هاي خصوصي اين نرخ شب اول تا يک ميليون تومان و شب‌هاي بعدي تا 600 هزار تومان هم مي‌رسد.گاهي نوزادان را براي حفظ دماي بدن يا رفع کبودي در دستگاه انکباتور براي چند ساعت نگه داري مي‌شوند. هزينه انکباتور در بيمارستان‌هاي دولتي 70 تا 80 هزار تومان و در بيمارستان‌هاي خصوصي 200 تا 300 هزار تومان است.براي يک زايمان علاوه بر هزينه‌هاي مربوط به بيمارستان، در طول دوران بارداري و پس از زايمان نيز مخارجي وجود دارد. اما انتخاب صحيح نوع زايمان و مراجعه به پزشک متخصص، اعتماد به روش‌هاي نوين زايمان و حتي الامکان استفاده از خدمات دولتي، مي‌تواند با کاهش هزينه‌ها شيريني تولد را براي پدر و مادرها بيش از پيش کند.

ادامه خبر...


حق پرسپولیس در برابر شهرداری یاسوج باخت بود

15 شهریور 1391, 22:47

حق پرسپولیس در برابر شهرداری یاسوج باخت بود

 

خبرگزاری فارس: غدیری: حق پرسپولیس در برابر شهرداری یاسوج باخت بود

راک نیوز : جمشید غدیری در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در یاسوج در ارتباط با چگونگی برگزاری بازی دوستانه با پرسپولیس تهران که عصر امروز برگزار شد، اظهار کرد: مهرزاد معدنچی با من تماس گرفت و از تمایل خوزه مربی پرسپولیس برای برگزاری بازی دوستانه با تیم شهرداری یاسوج خبر داد.

سرمربی تیم فوتبال شهرداری یاسوج ابراز داشت: به همین خاطر صبح دیروز به دنبال تهیه بلیط هواپیما رفتیم که نشد و مجبور شدیم با اتوبوس راهی تهران شویم.

غدیری ادامه داد: دیشب ساعت 2.5 شب با خستگی فراوان وارد تهران شدیم و از همان‌جا راهی هتل لاله شدیم تا خستگی از تن بچه‌ها بیرون بیاید که تا اندازه‌ای چنین شد.

وی به روند بازی با پرسپولیس اشاره کرد و گفت: تا دقیقه 94 ما از تیم پرسپولیس جلو بودیم که مهدوی‌کیا خودش را زمین زد و داور هم خطای مشکوکی گرفت و ضربه ایستگاهی تبدیل به گل شد و پرسپولیس با خوش شانسی در مقابل تیم ما به نتیجه مساوی دست یافت.

غدیری با بیان این که دو پنالتی را روی بازیکنان ما داور نگرفت، افزود: میلاد داوودی و میلاد جعفری گل‌های ما را به ثمر رساندند.

وی گفت: تیم ما خیلی خوب بازی کرد و خوزه نیز در پایان بازی معتقد بود بازیکنان یاسوجی بسیار عاقلانه بازی کردند و توپ را در زمین به خوبی به گردش در می‌آوردند.

سرمربی تیم فوتبال شهرداری یاسوج در پاسخ به این سؤال که چرا پرسپولیسی‌ها شما را برای این بازی انتخاب کردند، تصریح کرد: خوزه به دنبال تیمی که خوب در لیگ دسته اول بازی کند بود و به همین خاطر با آمار و ارقام ما را انتخاب کردند.

غدیری به بازی تیم شاهین بوشهر در یاسوج و باخت سنگین اشاره کرد و گفت: تیم ما روز به روز بهتر می‌شود و در همان بازی نیز به دلیل این که بچه‌ها هماهنگی لازم را کسب نکرده بودند آن‌گونه شکست خوردیم.

وی افزود: در بازی با شاهین ما باید در همان نیمه نخست سه گل می‌زدیم و دلیل دیگر نیز خرابی زمین بود چرا که بازیکنان ما روی زمین خوب بازی می‌کنند.

سرمربی تیم فوتبال شهرداری یاسوج در پاسخ به این سؤال که بهترین نقطه زمین در این بازی برای شما کجا بود و از کدام یک از خطوط تیم بیشتر راضی بودید، عنوان کرد: در خط دفاعی بچه‌ها عملکرد خوبی داشتند که نقطه قوت تیم ما بود.

وی از پیوستن همه بازیکنان به تیم شهرداری اشاره کرد و گفت: در این بازی اتابک نمازی و علی کردی را به همراه داشتیم ولی عباسفرد به تیم برق شیراز پیوست.

ادامه خبر...


3 تفنگدار به روایت لاریجانی

15 شهریور 1391, 15:01

3 تفنگدار به روایت لاریجانی

مثلا نوشته اند ما سه برادر سه تفنگدار هستیم.البته بدمان نمی آید تفنگ داشته باشیم.
به گزارش راک نیوز به نقل از مهر: سوالات داغ دانشجویان از رئیس قوه قضائیه موجب شد تا موضوع سه تفنگدار و توهین به نمایندگان مجلس و زمین خواری جواد لاریجانی این بار از زبان شخص آملی لاریجانی سوال شود.

روز گذشته در مراسم پرسش و پاسخ آیت الله صادق آملی لاریجانی با دانشجویان در محل دانشگاه صنعتی شریف با حاشیه های جالبی همراه بود.

ابتدا دانشجویان از حضور نیروهای شخصی قوه قضائیه برای پوشش امنیتی در محل دانشگاه معترض بودند ولی با حضور رئیس دستگاه قضا که لبخند بر لب داشت و همچنین فضای آزاد پرسش و پاسخ کمی فضای سالن تلطیف شد.

قبل از آغاز پرسش و پاسخ دانشجویان آملی لاریجانی روی سن قرار گرفت و از هر دری سخن گفت. از آخرین اقدامات دستگاه قضا تا حرف و سخنهایی که پشت سر دستگاه قضایی و حتی برادرانش است.

ماجرای خواب لاریجانی برای آیت الله بهجت

آملی لاریجانی روایت کرد که 20 روز قبل از ارتحال آیت الله بهجت خواب دیده که ایشان با لبی خندان و چهره ای بشاش بالای قبری ایستاده است. بعد هم این رویا را برای خود آیت الله بهجت تعریف کرده و ایشان (آیت الله بهجت) گفته اند که خودم قبل از فوت امام خمینی(ره) چنین خوابی دیده بودم و بعد از 20 روز این عالم ربانی از عروج کردند.

ما سه تفنگدار نیستیم!

رئیس قوه قضائیه قبل از اینکه دانشجویان سوال کنند گفت: من می دانم یکی از سوالات شما در مورد سایتها و وبلاگها است. باید بگویم وقتی سایت یا وبلاگی افترا می زند یا توهینی می کند باید با آن برخورد شود. مثلا نوشته اند ما سه برادر سه تفنگدار هستیم.

البته بدمان نمی آید تفنگ داشته باشیم. که تمام حضار خندیدند. بعد هم گفت: یک سایتی آمده عکس صندلی های خالی مجلس را گذاشته و نوشته 285 گوسفند زنده خریداریم که این بار حاضران کمی مکث کرده و ناگهان سالن از خنده منفجر شد.

حضور دادستان تهران برای دستگیری دانشجویان!

در میان صحبتهای لاریجانی عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران هم وارد سالن شد. رئیس قوه قضائیه هم در لابلای حرفهایش وقتی در مورد چند پرونده سوال شد گفت: البته آقای دولت آبادی فردی فاضل، جانباز و متدین هستند. الان هم آمدند تا کسی حرفی زد دستگیرش کنند. که باز تمامی دانشجویان خندیدند.

نگران نباشید سوالم تخصصی نیست!

یکی از دانشجویان وقتی که می خواست سوالی از آملی لاریجانی در خصوص دلیل تاخیر اجرای قانون جدید مجازات اسلامی کند گفت: من دانشجوی حقوق هستم و کمی سوالم ویژه است. رئیس قوه قضائیه گفت: سوالتان سخت نباشد. دانشجوی جوان گفت: نه نگران نباشید تخصصی نیست! و همه حاضران دوباره خندیدند.

آملی لاریجانی که در اواسط برنامه گرمش شده بود با روشن شدن کولرهای سالن گفت: الحمد لله هوای تازه ای هم آمد. بعد خطاب به دانشجویان گفت: هر کس هر سوالی جرات دارد می تواند بپرسد.

رئیس قوه قضائیه چی گفت چی نگفت!

رئیس قوه قضائیه نگفت از ریاست جمهوری برادرم علی لاریجانی حمایت می کنم ولی گفت: برادرم مظلوم و متدین است و دشمن زیاد دارد.

رئیس قوه قضائیه نگفت جواد لاریجانی برادرم زمین خوار است ولی گفت: 500 هزار پرونده از مشکلات حقوقی میان افراد و منابع طبیعی است یکی هم برای جواد لاریجانی!

رئیس قوه قضائیه نگفت چرا سعید مرتضوی بعد از این همه سال در پرونده کهریزک هنوز محاکمه نشده ولی گفت: تازه ایشان به رای اعتراض کرده و درخواست اعمال ماده 18 داده است.

رئیس قوه قضائیه نگفت چرا به پرونده محمد رضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور رسیدگی نمی شود بلکه گفت: اسم ایشان را نبرید چون ناراحت می شود.

رئیس قوه قضائیه نگفت چرا بعد از 3 سال هنوز نشست مطبوعاتی با خبرنگاران برگزار نکرده است بلکه گفت: صدا و سیما اقدامات قوه قضائیه را نشان نمی دهد.      

ادامه خبر...


اسامی رتبه های اول تا سوم کنکور سراسری دانشگاه آزاد

15 شهریور 1391, 14:51

اسامی رتبه های اول تا سوم کنکور سراسری دانشگاه آزاد

85 درصد پذیرفته شدگان آزمون سراسری پزشکی و غیرپزشکی دانشگاه آزاد در سال 91 در استان محل سکونت خود پذیرش شدند.
 راک نیوز : اسامی رتبه های اول تا سوم مجموعه های ریاضی و فنی مهندسی علوم تجربی، کشاورزی و دامپزشکی، علوم انسانی(مجموعه های 3 و 4)، علوم پزشکی، زبان‌های خارجه و هنر آزمون سراسری دانشگاه آزاد اسلامی سال 91 منتشر شد.

اسامی برگزیدگان این آزمون به شرح زیر است:

مجموعه اول ریاضی و فنی مهندسی

نفر اول، امیرعلی ولی‌نژاد، مهندسی برق- الکترونیک

نفر دوم، محمدرضا صدرزاده، مهندسی کامپیوتر- نرم افزار

نفر سوم، محمدامین شادی‌دیزناب، مهندسی برق- قدرت

مجموعه دوم علوم تجربی، کشاورزی و دامپزشکی

نفر اول، فاطمه ناصری‌طاهری، زیست شناسی سلولی و مولکولی- ژنتیک

نفر دوم، تینا نظری، زیست شناسی سلولی و مولکولی- میکروبیولوژی

نفر سوم، سحر ترکمان‌دهنوی، زیست شناسی سلولی و مولکولی- ژنتیک

مجموعه سوم علوم انسانی

نفر اول، وحید حامد، حقوق

نفر دوم، ریحانه آشتیانی‌عراقی، حقوق

نفر سوم، زهرا شیخیان، حقوق

مجموعه چهار علوم انسانی

نفر اول، فاطمه شیخ زاده‌نجار، روانشناسی- روانشناسی بالینی

نفر دوم، مهدی کیائی، مدیریت بازرگانی

نفر سوم، فؤاد حسن‌زاده خسروشاهی، روانشناسی- روانشناسی بالینی

مجموعه پنجم علوم پزشکی

نفر اول، غزاله تفاق، پزشکی- دکترای حرفه ای

نفر دوم، پدرام افشار بکشلو، پزشکی- دکترای حرفه ای

نفر سوم، آیدا چرکزی، پزشکی- دکترای حرفه ای

مجموعه ششم زبان های خارجه

نفر اول، یاسمن رنگین‌کمان، زبان و ادبیات انگلیسی

نفر دوم، زهرا حجرگشت، زبان و ادبیات انگلیسی

نفر سوم، هستی گرجانی، مترجمی زبان انگلیسی

مجموعه هفتم هنر

نفر اول، شیرین جعفری‌نسب‌کرمانی، موسیقی

نفر دوم، بشیر راستگوفر، ارتباط تصویری

نفر سوم، عطیه حسینی‌مقدم، عکاسی

 85 درصد پذیرفته شدگان آزمون سراسری پزشکی و غیرپزشکی دانشگاه آزاد در سال 91 در استان محل سکونت خود پذیرش شدند.

 درصد پذیرش بومی برای داوطلبان زن این آزمون 86 درصد و برای داوطلبان مرد این آزمون 83 درصد بوده است.    

ادامه خبر...


خوش‌ تیپ‌ ترین جنازه دنیا! +عکس

15 شهریور 1391, 14:45

خوش‌ تیپ‌ ترین جنازه دنیا! +عکس

 

 راک نیوز  :  برخي آداب و رسوم عجيب، هنوز در برخي نقاط جهان با وجود پيشرفت‌هاي فراوان بشر وجود دارد.
جام جم آنلاین: برخي آداب و رسوم عجيب، هنوز در برخي نقاط جهان با وجود پيشرفت‌هاي فراوان بشر وجود دارد.

 در یکی از قبایل اندونزی رسم است که جنازه مردگان خود را مومیایی و در روز تولدش آن را با لباس نو در جمع خود حاضر کنند .

alt      

ادامه خبر...


محاکمه دندانپزشک به اتهام آزار 78 زن

14 شهریور 1391, 01:51

محاکمه دندانپزشک به اتهام آزار 78 زن

دندانپزشک عراقي که متهم به آزار و اذيت بيماران خود است ديروز به صورت غيرعلني در شعبه 79 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.
مرد دندانپزشکي که متهم است 78 زن را مورد تعرض قرار داده است. پس از گذشت 10 سال از تشکيل پرونده، ديروز در دادگاه کيفري‌ استان تهران محاکمه شد.
اوايل سال 81 مرد دندانپزشکي به مأموران پليس مراجعه کرد و مدعي شد خانه‌اش مورد سرقت قرار گرفته ‌است. او ادعا کرد برخي از اسنادش به سرقت رفته ‌است و حدس مي‌زند، سارق کيست.
با اعلام شکايت مرد دندانپزشک تحقيقات پليس آغاز شد و ماموران دريافتند، سارق فردي حرفه اي و سابقه دار است که مدتي قبل از زندان آزاد شده است. بنابراين جوان سارق که فرهاد نام داشت بازداشت شد و ساعاتي پس از دستگيري به سرقت اعتراف کرد.
اين مرد گفت: من به سفارش يک زن جوان دست به سرقت زدم. او به من مبلغي پول داد تا يک فيلم از داخل خانه مرد دندانپزشک بدزدم. وقتي به آنجا رفتم چند فيلم بود که همه آنها را برداشتم و براي آنکه مشخص نشود فقط براي سرقت فيلم رفته ام مبلغي هم پول برداشتم و خارج شدم.
پليس در ادامه تحقيقات خود براي مشخص شدن انگيزه سرقت زن جوان را مورد بازجويي قرار داد و اعترافات اين زن از راز جنايات هولناک مرد دندانپزشک پرده برداشت.
اين زن گفت: دو سال پيش براي درمان يکي از دندان هايم نزد مرد دندانپزشک رفتم. او مقداري داروي بي حسي به من تزريق کرد. اما نمي‌دانم چرا بعد از چند دقيقه بيهوش شدم. وقتي به هوش آمدم متوجه شدم مرد دندانپزشک مرا مورد آزار قرار داده و از من فيلمبرداري کرده است. مرد دندانپزشک پس از آن با تهديد، چندين بار مرا به خانه اش کشاند و مورد آزار قرار داد، ولي چون از من فيلم داشت نمي‌توانستم حرفي بزنم تا اينکه بالاخره تصميم گرفتم فيلم را بدزدم.
اظهارات زن جوان آغازي براي تحقيقات گسترده از مرد دندانپزشک بود، با دستور بازپرس مرد دندانپزشک بازداشت شد و مطب او هم مورد بازرسي قرار گرفت. مأموران توانستند دوربين مخفي کار گذاشته‌شده در مطب را پيدا کنند. متهم با به دست آمدن اين مدارک مورد بازجويي قرار گرفت و مشخص شد او تبعه عراق است و از آنجايي که برادرش به دست حزب بعث به قتل رسيده، دندانپزشک که در آن زمان نوجوان بود به همراه خانواده‌اش به ايران آمد و درسش را ادامه داد.
اين مرد که به همراه خواهر و مادرش به ايران مهاجرت کرده‌ بود با توجه به تمکن مالي خانواده‌اش در ولنجک تهران مطب دندانپزشکي تاسيس کرد و مدتي بعد از آغاز به کار مطب مشتريان زن را در آن محل مورد تعرض قرار مي‌داد و از آنها فيلم تهيه مي‌کرد.
اين مرد اعتراف کرد 78 زن را مورد تعرض قرار داده است. وي آدرس و شماره تلفن همه آنها را هم دارد. با به دست آمدن اين آدرس‌ها پليس زناني را که مورد تعرض قرار گرفته‌ بودند، شناسايي کرد اما همه آنها حاضر به شکايت نشدند و 58 زن براي شکايت به اداره آگاهي مراجعه کردند. اين زنان عنوان کردند دندانپزشک جوان به بهانه ترميم دندانشان به آنها داروي بي‌حسي تزريق مي‌کرد و بعد از اينکه آنها را مورد تعرض قرار مي‌داد با وعده ازدواج آنها را ساکت مي‌کرد.
به اين ترتيب قاضي دادگاه عمومي کيفري اين متهم را محاکمه و او را به 10 سال حبس و لغو پروانه نظام پزشکي اش محکوم کرد.
با ارسال پرونده به دادگاه تجديد نظر اين راي مورد تاييد قرار گرفت. در ادامه پرونده مرد دندانپزشک با اتهام محاربه به دادگاه انقلاب فرستاده شد که پس از اختلاف بر سر صلاحيت دادگاه رسيدگي کننده، سرانجام حکم به رسيدگي در دادگاه کيفري استان تهران صادر شد.
در حال حاضر پرونده مرد دندانپزشک براي محاکمه به شعبه 79 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شده و متهم ديروز در برابر قاضي محمدي کشکولي و چهار قاضي مستشار به دفاع در برابر اتهاماتش پرداخت.
اين در حالي است ديروز تنها يک شاکي در دادگاه حضور داشت و دادگاه به صورت غيرعلني برگزار شد.

ادامه خبر...


رضا صادقي نمي‌خواست،«بي خداحافظي» زندگي او باشد

13 شهریور 1391, 17:27

رضا صادقي نمي‌خواست،«بي خداحافظي» زندگي او باشد

       نويسنده : هما گويا     

 اين روزها دوباره گيشه سينما‌هاي کشور رونق گرفته و آبي به سر و رو زده تا دوباره به حال بيايد.استقبال از «کلاه قرمزي و بچه ننه» چشم ما را به ديدن «صف» و ازدحام جلوي سينما روشن کرده و ضد گلوله هم مخاطبان را راضي به خانه بر مي‌گرداند. در اين ميان فيلم«بي‌خداحافظي» در حالي از اقبال کمتري برخوردار است که قبل از جشنواره امسال پيش بيني مي‌شد با حضور يک خواننده پاپ پر طرفدار و وام گرفتن از زندگي او و همچنين حضور ستارگان معروف سينما يکي از پول‌سازترين فيلم‌هاي ساليان اخير باشد. به بهانه اکران «بي‌خداحافظي» با کارگردان اين فيلم «احمد اميني» هم کلام مي‌شويم،تا شايد دليل اين کم اقبالي را پيدا کنيم.احمد اميني اي که سريال «اولين شب آرامش» او از کارهاي خوب و ماندگار تلويزيون است و فيلم «اين زن حرف نمي‌زند» هم کاري بود که مخاطب با آن ارتباط برقرار کرد.بعضي اوقات بعد از ديدن يک فيلم،از وقتي که براي آن گذاشته ايم،پشيمان مي‌شويم. من از ديدن «بي‌خداحافظي» ناراضي نيستم.از فيلم هم بدم نيامده. بخصوص که رضا صادقي از خواننده‌هائي است که کارها و صدايش را دوست دارم و در اين فيلم،بازي بعضي از بازيگر‌ها هم خيلي خوب بود. اما مشکل من اين است که در فيلمنامه سر در گم هستم و اصلا نه قصه و نه بيشتر کارآکترها را نمي‌شناسم.اجازه بدهيد با اين شروع کنم که وقتي گفته مي‌شود فقط پنج در صد از زندگي رضا صادقي در اين فيلم گنجانده شده،پس چه لزومي‌دارد که نام کارآکتر فيلم رضا صادقي باشد. آيا از نام رضا صادقي به عنوان يک «لوگو» يا «برند» براي فيلم استفاده شده است:

 

اينکه مي‌گوئيد که فيلم زندگي رضا صادقي نيست را از کجا مي‌دانيد. مگر شما از زندگي و سرگذشت رضا‌صادقي خبر داريدخير. من هيچ اطلاعي از زندگي شخصي رضا صادقي ندارم. اما اين گفته خود اوست و همچنين اعتمادي که به نوشته آغازين فيلم «بي خداحافظي» مي‌کنم که تاکيد دارد، اين فيلم زندگي او نيست

 

البته اين فيلم خيلي هم دور از زندگي رضا نيست. يک جوان جنوبي که استعداد داشته و صداي خوب و معلوليتي هم داشته و با همه مشکلات، موانع را رد کرده و به يک خواننده محبوب و مشهور بدل شده است. اينکه از اسم رضا صادقي استفاده شده که مسلما عمدي بوده و همانطور که گفتيد،اين اسم مثل يک برند مورد استفاده قرار گرفته و خواسته تهيه کننده و سرمايه گزار بوده است و اصولا به همين بهانه ساخته شده است. در ضمن،چرا فکر مي‌کنيد رضا صادقي حاضر بود تا زندگي شخصي خودش را در اختيار ما قرار بدهد که نويسنده بتواند با استفاده از موقعيت‌هاي دراماتيک آن قصه خوبي بنويسد. همانطور که مي‌دانيد،سعيد شاهسواري در کارنامه اش نشان داده که توانائي نوشتن يک فيلمنامه پر کشش و پر تعليق را دارد. ضمن اينکه اينجا ايران است و شرايط و فرهنگ ما اجازه نمي‌دهد که به راحتي وارد زندگي خصوصي يک فرد مشهور بشويم. شما در نظر بگيريد که حتي پرداختن به زندگي استاد شهريار و يا شهيد عباس بابائي هم تا چه اندازه مورد نقد و واکنش قرار گرفت.اينجا‌هاليوود نيست که به راحتي بشود يک زندگي را به تصوير کشيد و گرنه مي‌شد در همين «بي خداحافظي» از ماجراهاي عشقي گرفته تا جنائي و پليسي را گنجاند. حتي در هاليوود هم اين کار ساده نيست. مثلا وقتي که فيلم اسکاري دهه هشتاد «گاندي» را با مستندهائي که از زندگي او موجود است مقايسه مي‌کنيم،کاملا رعايت شده و با ملاحظه ساخته شده است. مثلا گاندي در زندگي خانوادگي،فرد سختگيري بود اما در فيلم تصوير ديگري از او ساخته شده است.در اين مواقع هنر فيلمنامه نويس در اين است که بتواند با داستانهاي فرعي به اصل قصه جذابيت بدهد.يعني به قصه شاخ و برگ داده شود اما در اين فيلم داستانهاي فرعي به قصه منگنه مي‌شود و شخصيت‌ها،هيچ کدام تعريفي ندارند. بجز شخصيت دو دوست رضا که بيشتر از آنکه ملموس بودن اين کارآکترها را مديون نويسنده باشيم،وام دار بازي فوق العاده «محمدرضا فروتن» و «افشين هاشمي» هستيم.مثلا شما به من بگوئيد که آن زن جنوبي با چادر مشکي که در اولين و آخرين سکانس‌ها مي‌بينيم،کيست.

 

آن زن مي‌تواند نماد «مادر» باشد يا «دختري» که رضا به او دلبسته بوده و يا نماد آرزوهائي که حالا در کما ودر روياهايش مي‌بيند.شخصيت را مخاطب بايد در فيلم پيدا کند و نه اينکه من و يا شما به عنوان کارگردان و يا آقاي شهسواري،او را تعريف کنيم. ما در اينجا مادر(مريم بوباني) را داريم، عشق‌هاي رضا را هم مي‌شناسيم،پس اين زن ناشناس همان فرعي است که به قصه منگنه شده است.مورد ديگر اينکه،جناب اميني،شما هم يک ژورناليست قديمي هستيد و بيگانه با محيط يک روزنامه...تاکيد مي‌کنم،روزنامه و نه نشريه،نيستيد.آيا اين روزنامه هيچ شباهتي به محيط روزنامه‌ها داشت. من هرگز از پيام دهکردي بازي بد نديده بودم که در اين دفتر روزنامه که متشکل از داماد و خواهر زن و دختر و نوه و...مي‌شد ديدم. حالا خوشبختانه ايشان در چند سکانس بيشتر حضور نداشت اما تمام کليد قصه که مي‌توانست،بار دراماتيکي که به گفته شما و به دليل و مخالفت رضا صادقي و موانع اجتماعي از فيلم سلب شده بود را به دوش بکشد،شخصيت نسيم(پگاه آهنگراني) است که ما هيچ چيز غير از يک شخصيت عروسکي و کارتوني از او نداريم.

 

به نظر من شخصيت نسيم يک شخصيت کاملا تعريف شده است. شخصيتي شبيه به خود رضا صادقي که به دلايلي در انزوا است و شوهر،يا نامزد يا عشقي دارد که به او وابسته است و مي‌تواند دليل دغدغه‌هاي او هم باشد و ما او را از دور مي‌شناسيم و در آخر صدايش را مي‌شنويم.دقيقا نکته همين جاست. خوب اين يک سبک است و جديد هم نيست. شخصيتي که ما در قصه،حسش مي‌کنيم و جايگاه دارد اما او را نمي‌بينيم.بهترين مثال هم مي‌تواند شخصيت مرد در فيلم «بانوي ارديبهشت» رخشان بني اعتماد باشد. اما اون شخصيت،تعريف شده است ولي شخصيت نويد هيچ تعريفي ندارد. حتي ما نمي‌دانيم که او لال است،روزه سکوت گرفته و چرا يکدفعه حرف مي‌زند.از اين لحاظ مي‌گويم که نمي‌دانيم که او لال است يا نه، چرا که در سکانسي که مربوط به دفتر روزنامه مي‌شود، دختر سردبير يا مدير مسئول روزنامه نسيم (ترلان پروانه)صحبت‌هاي دکتر را از روي مانيتور لب خواني مي‌کند و مي‌گويد که اين کار را از نويد ياد گرفته است.(سکانسي که بسيار غير منطقي است اما من در مورد آن چيزي از احمد اميني نپرسيديم چرا که فکر مي‌کردم ممکن است که هجوم انتقادهاي من دور از انصاف شود) شخصيت نويد کاملا تعريف نشده است. شما براي من از نسيم بگوئيد که چرا هيچ حس همذات پنداري با او نداريم. چرا احساساتش را درک نمي‌کنم ودر کلام عاميانه،چرا به من نمي‌چسبد.

 

اين البته نظر شماست و گرنه،يکي از همکارانتان مي‌گفت که چقدر با اين شخصيت ارتباط برقرار کرده و سکانسي که صداي نويد را مي‌شنود و يا در حال شستن زمين است روي او تاثير گذاشته است.

من فکر مي‌کنم نسيم،همان چيزي است که بايد باشد.نه اينکه بشود فيلم «جوليا» ساخته فردريک زينه‌مان را با بي خداحافظي مقايسه کرد اما براي اينکه بتوانم منظورم را برسانم مثال پشت مثال مي‌زنم که ممنون از بردباري شما. اما در جوليا ما در چند سکانس «ونساردگريو» را مي‌بينيم. ما هر حسي نسبت به او داريم را از «جين فوندا» مي‌گيريم.تمام اتفاقات زندگي جوليا براي ما پوشيده است. در اين فيلم هم که به قول شما امکان پرداختن زياد به رضا صادقي وجود نداشت،آيا شخصيت پگاه آهنگراني يک شخصيت کليدي نبود که ما در فيلم هيچ ري اکشني حتي در چهره او نمي‌بينيم که از زندگي رضا تاثير گرفته باشد.

 

-شايد حق با شما باشد اما من چنين حسي را نداشتم و آنقدر روي کارم حساس هستم که اگر چنين موردي را مي‌ديدم حتما به آن دقت مي‌کردم اما عقيده دارم که شخصيت نسيم،بايد همين مي‌بود. يعني دختر روزنامه نگاري که نا خواسته وارد زندگي رضا صادقي مي‌شود و سعي مي‌کند تا رازهاي زندگي او را پيدا کرده و بنويسد.در مورد بازيگرداني، که من با آن خيلي مخالفم و اعتقاد دارم که کارگردان بايد بدون واسطه با بازيگرش در ارتباط باشد. چطور شد که در اين فيلم از بازيگردان(پيام دهکردي) استفاده کرديد؟

 

خير. در اين کار،بازيگردان وجود نداشت و من خودم مستقيم بازي‌ها را هدايت مي‌کردم. فقط از آنجائي که رضا صادقي بازيگر حرفه اي نبود ونياز داشت تا با اصول بازي گري آشنا شود و بخصوص اينکه نقش اصلي فيلم هم بود از پيام دهکردي خواستيم که به او در بازي کمک کند و در حقيقت پيام دهکردي بازيگردان رضا بود.آيا رضاصادقي کاملا با متن فيلمنامه در ارتباط بود و به واسطه اسمش،مجاز به دخل و تصرف در فيلمنامه را داشت؟

 

اصولا نظر رضا در قصه مهم بود و بايد هم اينطور باشد. مثلا ما در نظر داشتيم که دليل سياه پوشيدن او را اينطور در فيلم بياوريم که او زن و فرزندي داشته که در يک تصادف از دست داده و احساس عذاب وجدان مي‌کند که او قبول نکرد و ما هم حذفش کرديم. اصولا زندگي رضا خيلي بار دراماتيکي نداشت و خودش هم نمي‌خواست که «بي خداحافظي» زندگي او باشد.فکر نمي‌کنيد اگر در فيلم به جاي بهره بردن از ستاره‌ها و چهره‌هاي آشنا از بازيگران معمولي ويا چهره‌هاي جديد استفاده مي‌کرديد،فيلم باورپذيرتر مي‌شد. بيشتر بازيگران خوب در اين فيلم مثل تيم فوتبال«رئال مادريد» است که از بس ستاره دارد، که ستاره‌ها نيمکت نشين هستند؟

 

اولا سرمايه گذاران اين پروژه مي‌خواستند که حتما از بازيگران به نام استفاده شود و ما هم سعي کرديم که از بهترين‌ها استفاده کنيم. مثلا «همايون ارشادي» که يک بازيگر بزرگ بين المللي است،بسيار به ما لطف کرد که در اين نقش کوتاه حضور دارد يا «کوروش تهامي» مي‌دانست که اين نقش در حد و اندازه او نيست اما به من محبت داشت و گفت که اين نقش را با وجود کوتاهي قبول مي‌کنم چون مي‌دانم حتما احمد اميني دليل موجهي براي انتخاب من داشته است و در مورد محمدرضا فروتن،در حقيقت مي‌خواستيم يک بازيگر سوپراستار را بگذاريم که نقش خودش را بازي کند. يعني مخاطب باور کند که او حالا يک سوپر استار شده است و فقط اسمش را عوض کرده بوديم.محمدرضا فروتن از آن بازيگراني است که علاوه برهنرمندي،وقتي که «دلي» بازي مي‌کند،کاملا حس مي‌شود و در اين بي خداحافظي چقدر خوب و باورپذير است و خوشبختانه شخصيتش هم در قصه با وجود کوتاهي،تعريف شده است.

 

بله همينطوره. فروتن بازيگر بزرگي است و من هميشه دوست داشتم که با او کار کنم و در «بي‌خداحافظي» گرچه کوتاه اما اين اتفاق افتاد و من بسيار از آن راضيم و فکر مي‌کنم يکي از بهترين سکانس‌هاي اين فيلم،سکانس مربوط به «قطار» باشد که من خيلي به آن علاقمندم.بله واقعا سکانس خوبي است. اصولا در اين فيلم فروتن،‌هاشمي، و بيات خيلي خوب هستند و هومن برق نورد، کوروش تهامي‌و شقايق فراهاني،شخصيت تعريف شده اي ندارند که بشود در مورد خوب يا بد بودنشان قضاوت کرد.ضمن اينکه حالا يا به واسطه کمک‌هاي پيام دهکردي و يا استعداد خودش يا هدايت شما،،رضا صادقي هم بازي خوبي دارد و براي مثال مي‌توان به آن صحنه اي اشاره کرد که بعد از اجراي کنسرت در پرورشگاه، در حال رفتن،بر مي‌گردد و با حسرت به پويان و ترانه نگاه مي‌کند و با لهجه جنوبي مي‌گويد: «چقدر شما دو تا به هم مياين!!». انگار دارد با جنوبي حرف زدن، گذشته محمد رضا فروتن را به يادش مي‌آورد

 

بله. رضا صادقي در اين کار خوب است و در مورد بقيه بازيگراني که اشاره کرديد بايد بگويم که قرار هم نيست، هومن برق نورد يا کوروش تهامي‌شخصيت خيلي تاثير گزار و تعريف شده اي داشته باشند و در مورد شقايق فراهاني به نظرم کاملا شخصيت تعريف شده اي داشت.عشق قديمي رضا که بعد از سالها با شوهرش به ايران برگشته است و به نظرم،خيلي خوب و موثر ديده مي‌شود. مثلا اون سکانسي رضا مي‌پرسد که «کي داره پيانو مي‌زنه!؟ چقد خوب مي‌زنه!؟ و او اشک تو چشماش جمع ميشه و جواب ميده: «پسرمه».ما بيشتر از اين نمي‌توانستيم که اين ماجراي عشقي را بسط بدهيم. به خصوص که شخصيت شقايق فراهاني در فيلم، يک زن شوهردار است و بايد حريم‌ها و حرمت‌ها حفظ مي‌شد.بازي «مژگان بيات» در نقش تهيه کننده هم خيلي خوب است.هنوز هم فکر مي‌کنم که شخصيت اين دو زن به عنوان نمادي از عشق و شکست در زندگي رضا صادقي،مي‌توانست بدون شکستن حريم‌ها بسط پيدا کند.

 

ترانه، يک تهيه کننده و بعد هم مدير برنامه‌هاي رضا صادقي بود که رضا حتي جرات ابراز علاقه کردن به او را نداشت و واقعا هم اگر مي‌خواستيم که آن را بسط بدهيم، هم اعتراض يک صنف رو در بر داشت و هم باز هم از خطوط قرمز و باورهاي فرهنگي و مذهبي ما عبور مي‌کرد و فکر نمي‌کنم،هيچ نيازي به بيشتر پرداختن به شخصيت او بود. به اين هم اشاره کنم که اين فيلم،يک قصه پر شخصيت دارد که گنجاندن و به چالش کشيدن زندگي اين همه پر سوناژ در يک فيلم سينمائي امکان پذير نبود. مسلما اگر يک سريال بود،جاي بيشتري براي شخصيت پردازي داشت.من يک انتقاد هم به شخص خود شما دارم. اين مسئله کليشه اي که سالها باب بود و خوشبختانه مدتهاست که در کارهاي قابل قبول،ديده نمي‌شد...کراوات زدن «بدمن»‌هاي قصه بود که حالا ما دوباره در بي خداحافظي آن را مي‌بينيم که از کارگردان حرفه اي مثل شما بعيد بود

 

اصلا چنين قصدي نبوده است. اگر شخصيت هومن برق نورد و يا کوروش تهامي‌در اين فيلم با کراوات به تصوير کشيده شده صرفا به دليل شرايط حرفه ايشان است و ربطي به خوب يا بد بودن شخصيت آنها ندارد.بيشتر پزشکان ما در مطب يا بيمارستان،کراوات مي‌زنند. آيا آنها "بد من" محسوب مي‌شوند.مطمئن باشيد که به هيچوجه عمدي در اين کار وجود نداشته و همه مي‌دانند که ديگر آن نگاه به ظاهر پرسوناژ‌ها که کسي که ريشش را از ته مي‌تراشد،سلطنت طلب است يا ته ريش دارد مذهبي است و يا سبيل دارد چپي محسوب مي‌شود بسيار قديمي‌و نخ نما شده است.براي جمع بندي گفت‌وگو مي‌خواهم بدانم که آيا از فيلم راضي هستيد:

 

مسلما اگر از سوژه، قصه و خود فيلم راضي نبودم،هرگز آن را نمي‌ساختممن در آخر بايد بگويم که خيلي انتقاد کردم و ممنونم از ظرفيت شما و فکر مي‌کنم «بي خداحافظي» جزو فيلمهائي باشد که در نيمه دوم اکران از گيشه بهتري برخوردار شود.

 

-اميدوارم که اينطور باشد.

    

ادامه خبر...


نامه یک پپه به ضرغامی درباره اختلاف فرهنگی !!

13 شهریور 1391, 17:22

نامه یک پپه به ضرغامی درباره اختلاف فرهنگی !!

برادر فرهیخته، جناب آقای مهندس ضرغامی (ماره)*

با سلام

احتراماً اینجانب، آقای پپه، از ارادتمندان جنابعالی و اشباک** تحت امر حضرتعالی ، از این که می بینم در روزهای اخیر ، به خاطر ماجرای ترجمه حرف های مَمّدمرسی ، بعضی عناصر مجهول الهویه و معلوم الحال خاطرتان را مکدر نموده اند ، خیلی حالاتم بد جوری دمق است.ضرغامی

لذا این پپه حقیر پیشنهاد می کند ، هر چه سریعتر ، با صدور بیانیه ای شدیداللحن ، مشت و بلکه لگد محکمی به دهان و بلکه نقاط دیگر این افراد که حتماً دست نشانده استکبار جهانی و در رأس آنها آمریکا هستند و اگر بگردی در خانه هایشان هم چیزهای مثلثی یافت می شود که نماد فراماسونری است ، بزنید.

البته نگارش بیانیه ، کار استادان فن است که در شبوک*** مختلف شما ، کم نیستند ولی جسارتاً محورهای زیر را پیشنهاد می کنم که از قلم نیفتند:

1 - اولاً خدای ناکرده اغفال نشوید و عذرخواهی نکنید که در این صورت ، فردا بابت گم شدن مادر هاچ زنبور عسل هم باید عذرخواهی کنید و روی مخاطبان زیاد می شود و ای بسا ناگزیر شوید به خاطر ماجرا زلزله و خنده بازار و این حرف ها (خودتون که می دونید!) هم گردن کج کنید.

2 - با بهره گیری از تجارب ارزشمند دوستان در وزارت خارجه ، می توانید تفاوت بین سخنان اصلی و ترجمه شده را ناشی از "اختلاف فرهنگی" اعلام کنید تا مردم هم مانند دفعه قبل متقاعد شوند و غائله تمام شود ؛ بالاخره اختلاف فرهنگی را برای این روزها گذاشته اند دیگر!

3 - از تجربیات خودتان در شبائک**** متخلف استفاده کنید و دست پیش را بگیرید و کلی هم طلبکار شوید. مثلاً بگویید مرسی تازه از راه رسیده بود و خسته بود و خودش هم نمی فهمید چه دارد می گوید ، کمکش کردیم تا آبرویش نرود.
حتی می توانید خبر فوری بروید که مرسی شخصاً از قاهره زنگ زده و شما را با اسم کوچک خطاب کرده و تشکر کرده که گافش را راست و ریس کرده اید.
باور کنید خیلی ها باور می کنند ؛ جدی می گم!

4 - برچسب بزنید ؛ هر کس در این باره انتقاد کرد فوری با چماق جریان انحرافی و فتنه گر و از این قبیل چیزها که خودتان استادید بکوبید توی ملاجش.

5 - می توانید دو پایتان را بکنید در یک کفش و بگویید که الّا و بلّا ، مرسی همین ها را گفته است که ما ترجمه کردیم.

6 - راه دیگر آن است که همه کاسه کوزه ها را بشکنید بر سر خود مرسی و بگویید که این ، مرسی بود که حرف های مترجم را تحریف کرد؛چرا از آن ور قضیه نگاه نمی کنید؟!

7 - و اما راه حل نهایی که لامصّب شاه کلید است برای خودش این که اصلاً به روی خودتان هم نیاورید ، بگذارید آنقدر انتقاد کنند تا جانشان درآید و آنقدر غر بزنند که غر دانشان رسماً پاره شود. کلاً دایورت را برای همین جور جاها اختراع کرده اند.

زیاده عرضی نیست ، فقط دستور بفرمایید قسمت آخر خداحافظ بچه را دوباره پخش کنند که عیال آن قسمت را ندید و همه اش می پرسد بالأخره بچه دار شدند یا نه؟ وقتش را هم زیاد کنید کلاً .

عزت زیاد
ارادتمند
آقای پپه

 

......................

* مخفف "مخلص آقای رئیس هم هستیم"
** جمع مکسر شبکه (ویژه رسانه ملی)
*** جمع مکسر شبکه (ویژه رسانه ملی)
**** جمع مکسر شبکه (ویژه رسانه ملی)

منبع/عصر ایران

ادامه خبر...


کشف جسد پنج نوجوان داخل کیسه زباله

13 شهریور 1391, 17:15

کشف جسد پنج نوجوان داخل کیسه زباله

 راک نیوز :  پلیس هندوراس از کشف جسد پنج نوجوان داخل چند کیسه زباله خبر داد. پلیس هندوراس با اعلام اینکه تنها جسد یک مرد میان این اجساد بود،‌ تصریح کرد: بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد این پنج تن پیش از آن که گردنشان جدا شود، مورد شکنجه شدید قرار گرفته بودند. یکی از مقامات پلیس هندوراس گفت: این کشور بیشترین میزان قتل در جهان را دارد اما نحوه کشته‌شدن این پنج تن همه را شوکه کرد. «جوز لاینز» سخنگوی پلیس هندوراس گفت: یکی از ساکنان محلی متوجه وجود این اجساد داخل سطل زباله شد و موضوع را به پلیس اطلاع داد.پزشکی‌قانونی نیز در گزارشی آورده‌ است که سن قربانیان از 16 تا 24 سال بوده و دست‌ها و پاهایشان برای مدت زیادی با طناب بسته شده و جراحت‌های عمیقی روی بدنشان وجود داشت. پلیس هندوراس تاکنون عوامل این جنایت را دستگیر نکرده و تحقیقات برای شناسایی هرچه سریع‌تر متهمان ادامه دارد.

ادامه خبر...


در میان پیشنهادات این روزها، کدام را قابل اعتنا می‌دانید؟