مشروح اخبار


در جزیره کیش چه گذشت؟

3 دی 1391, 09:15

در جزیره کیش چه گذشت؟

صبح روز سه‌شنبه 28 آذر روابط عمومی سازمان منطقه آزاد کیش، پیامکی به مدیران دولتی این جزیره فرستاد تا صبح چهارشنبه در مراسم معارفه رئیس جدید«آموزش و پرورش»کیش درسالن همایش‌های خلیج‌فارس حضور یابند. خبر بین فرهنگیان دهان به دهان پخش شد. فرهنگیان با تعجب ازهمکاران اداری می‌پرسیدند: «داستان چیست؟» عزل و نصب رئیس آموزش و پرورش، آن هم وسط سال تحصیلی و در آستانه امتحانات امری بی‌سابقه است. نکته جالب داستان این بود که مدیران استانی در تماس فرهنگیان با اداره کل آموزش و پرورش هرمزگان از این تغییر و تحول اظهار بی‌اطلاعی می‌کردند. چند ساعت پس از ارسال این پیامک و پخش خبر در جزیره، خبر دیگری بین فرهنگیان پخش شد: «سازمان آموزش و پرورش هرمزگان طی نامه‌ای اداری ،هرگونه تغییر در مسئولیت اداره آموزش و پرورش کیش را شایعه دانسته و بر مسئولیت قانونی اسحاق جلالی، مدیر منصوب از سوی اداره کل هرمزگان تاکید می‌کند». با این حال سازمان منطقه آزاد نشان داد که روی حرف خود ایستاده است. روز چهارشنبه 29 آذر مراسم معارفه مجيد بزمون، سرپرست اداره آموزش و پرورش كيش بدون حضور اسحاق جلالی، رئیس معزول آموزش و پرورش برگزار شد. به گزارش روابط عمومی و امور بين‌الملل سازمان منطقه آزاد كيش، مراسم معارفه رئيس جدید آموزش و پرورش كيش، در سالن خليج‌فارس مركز همايش‌هاي بين‌المللي كيش برگزار شد و در حضور مسئولان ادارات محلی، متن حكم عليرضا عامري مديرعامل سازمان منطقه آزاد كيش خطاب به مجيد بزمون قرائت شد. در اين حكم آمده است: «نظر به تعهد، شايستگي و تجارب ارزشمند جنابعالي و بنا به پيشنهاد معاون فرهنگي و اجتماعي به استناد ماده 112 قانون برنامه پنجم توسعه جمهوري اسلامي ايران به موجب اين حكم به‌عنوان سرپرست آموزش‌وپرورش كيش منصوب مي شويد.از خداوند متعال توفيق شما را در راه خدمت به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در چهارچوب راهبردهاي رياست‌جمهوري براي پيشرفت و توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كيش در مدت تصدي آن اداره مسئلت مي نمايم». انتشار این حکم با واکنش متفاوت فرهنگیان استان مواجه شد. بسیاری از معلمان می‌پرسند: منظور رئیس سازمان آزاد کیش از «راهبردهای رئیس‌جمهوری» چیست و قرار است چه تغییراتی در سیاست‌های اداره آموزش و پرورش ایجاد شود؟ یکی از معلمان جزیره کیش گفت: «براساس برداشتی از قانون اداره مناطق آزاد رئیس مناطق آزاد می‌تواند مدیران ادارات دولتی در این مناطق را عزل و نصب کند، امابراساس قانونی کلی تر، تغییر مدیران آموزش و پرورش در سطح استان‌ها جزیی از اختیارات مدیرکل آموزش و پرو ش است و اقدام منطقه آزاد، نوعی تداخل وظایف قانونی دستگاه‌های دولتی محسوب می‌شود». وی در ادامه گفت: «اداراتی که با مسائل اقتصادی و تجاری مرتبط هستند باید با مدیریت منطقه آزاد هماهنگ باشند اما کار آموزش و پرورش ارتباطی با مسائل تجاری و اقتصادی جزیره ندارد. مدیران سازمان می‌گویند که آموزش و پرورش كيش نتوانسته هم پا و همگام با سايردستگاه‌ها و نهادها پیشرفت کند. معلوم نیست آنها چه انتظاراتی از آموزش و پرورش دارند؟» ابراهيم رضواني معاون فرهنگي و اجتماعي سازمان منطقه آزاد کیش در مراسم معارفه با اشاره به نقش حاکمیتی سازمان گفت: «آموزش و پرورش كيش هم پا و همگام با ساير دستگاه‌ها و نهادها نتوانسته است پيشرفت داشته باشد و انتظارات مردم را برآورده كند از اين رو مدير عامل سازمان منطقه آزاد كيش با بهره‌گيري از اختيارات قانوني خود درصدد رفع اين كاستي‌ها مي‌باشد». به گفته برخی از معلمان کیش، عزل و نصب مدیران آموزش و پرورش از سوی سازمان منطقه آزاد، با اصل مسئولیت و اختیار اداری سازگار نیست و رئیس جدید باید از این پس خود را در قبال سیاست‌ها و دستورالعمل‌های سازمان منطقه آزاد کیش مسئول بداند. مطابق بند الف ماده 112 قانون برنامه پنجم توسعه مدیران سازمان‌های مناطق آزاد بالاترین مقام منطقه محسوب می‌شوند و تمامی وظایف، اختیارات و مسئولیت‌های دستگاه‌های اجرائی دولتی مستقر در این مناطق به استثنای نهادهای دفاعی و امنیتی به عهده آنهاست.

ادامه خبر...


گفت وگویی خواندنی با یک شرخر:نگو شرخر،بگو..

2 دی 1391, 20:43

گفت وگویی خواندنی با یک شرخر:نگو شرخر،بگو..

 


دریکی از این گفت وگوها،فردی که به "اسمال شرخر" معروف است،درمورد تجربه خود صحبت های جالبی مطرح کرده است. به نوشته هفته نامه تجارت فردا «اسمال ‌شرخر» را می‌شود جلوی یکی از مجتمع‌های تجاری پایتخت پیدا کرد. نخستین بار که او را دیدم، منکر شرخری شد اما بعد خودش تماس گرفت. در این حرفه یکی از بهترین‌هاست و پیدا کردنش زیاد وقت نمی‌گیرد. با این حال دوست ندارد عکسش را منتشر کنیم. قدش زیاد بلند نیست اما هیکلش ورزیده است. روی صورتش جای دوزخم دیده می‌شود. یکی روی پیشانی که نشان از زخمی عمیق دارد و یکی روی گونه سمت راست که باریک اما طولانی است. می‌گوید بچه سه‌راه آذری است اما عمرش را در نظام‌آباد و یافت‌آباد سپری کرده و حالا شرخر یکی از مجتمع‌های تجاری پایتخت است.


*****************************


*می‌خواهم در مورد بازار شرخری با شما صحبت کنم. خیلی دوست دارم در مورد دستمزد شرخری، خطرهای این کار، حاشیه‌های آن و اهمیت آن صحبت کنیم. سوالم این است که از نظر شما شرخری چه معنی و مفهومی ‌دارد؟


ببخشید داداش همین اول کار بگم که من از اصطلاح شرخری خوشم نمیاد. کار ما مثل رابین هود می‌مونه. ما کار راه‌اندازیم و شرخر نیستیم. از آدمایی می‌گیریم که حساب کتاب سرشون نمیشه اگرنه چرا آدمای بد‌بخت بیان سراغ ما؟ اگه حساب و کتاب بازار درست باشه هیشکی سراغی از ما نمی‌گیره.


*نفهمیدم. چرا رابین هود؟


برای اینکه رابین هود از آدمای پولدار می‌گرفت و به آدم‌های فقیر می‌داد.


*اما اجیر‌کننده شما فقیر نیست. آدمی هم که از او با زور پولی می‌گیرید، لزوماً ثروتمند نیست. رابین هود قهرمان یک داستان قدیمی ‌است که فکر می‌کرد باید از آدم‌های پولدار بگیرد و به فقرای ناتینگهام کمک کند. من شباهتی بین شما و رابین هود نمی‌بینم و در ضمن خیلی هم از رابین هود خوشم نمی‌آید. چرا باید از یک عده به زور پول گرفت وبه یک عده دیگر داد؟ من فکر می‌کنم شرخری واژه بهتری است. من هنوز دوست دارم شما شرخری را تعریف کنید.


شرخری یعنی زنده کردن پول. من نمی‌فهمم چرا میگن شرخر اما از اینکه به من بگن شرخر خوشم نمیاد. همین قدر می‌فهمم که بعضی‌ها خودشون نمی‌تونن از حق خودشون دفاع کنن بعد میان سراغ ما. یکی مزاحم ناموسی داره. اون یکی مستاجرش سرموعد حاضر نیست خونه رو تحویل بده و یکی دیگه طلب داره اما پولش زنده نمیشه. میان سراغ ما. ما هم می‌گیم دقیقاً چی می‌خوای؟ طرف دردشو می‌گه ما هم گوش می‌کنیم. بعضی لقمه‌ها برا دهن ما گنده است می‌گیم نه. بعضی‌ها باب دندون ماست می‌گیم آره. ته خط هم یه چیزی گیر ما میاد طرف هم به هدفش می‌رسه.


*پس شرخر فقط دنبال نقد کردن طلب مردم نیست. یعنی کارهای دیگری هم هست که قبول می‌کنید.


خیلی پیش اومده که یک زن تنها اومده سراغ ما گفته همسایه‌اش مزاحم دخترش میشه. گفتیم باشه آبجی پول نمی‌گیریم برات حلش می‌کنیم. رفتیم جوون لندهور مردمو انداختیم تو ماشین بردیم زدیمش و ادبش کردیم و بعد ولش کردیم. یک بار یک پیرمرد سراغ منو از بچه محل‌ها گرفته بود. اومد پیشم گفت پسرم مشکل منو حل می‌کنی؟ گفتم مشکلت چیه؟ گفت یه پسر دارم که خیلی اذیتم می‌کنه. توهین می‌کنه و پول می‌دزده می‌خوام ادبش کنی. بعد هم یه چیزی بابت دستمزد داد و من هم رفتم سراغ پسره. دیدم پسره معتاده و خیلی هم بچه پر‌روست. گرفتیم با بچه‌ها بردیمش تو باغ یکی از دوستان تو شهریار. یک هفته کار من این بود که این لندهورو کتک بزنم. هی می‌زدمش و هی خون بالا می‌آورد. اون قدر زدمش که بیهوش شد. از صبح تا شب کلاغ پرش کردم اون قدر که پاهاش از خودش نبود. پس می‌بینی که همه‌ش مساله پول نیست.


*چرا نباید این کار را به قانون سپرد؟


خوب در نمیاد. اولاً می‌گیرن ولش می‌کنن. بعدهم خوب ادبش نمی‌کنن. من وقتی این جور آدما رو می‌گیرم اون قدر می‌زنمشون که خون بالا می‌آرن. قانون چنین کاری نمی‌تونه بکنه. خود من صد بار بازداشت شدم اما همیشه آزادم کردن. شاید باورت نشه اما لات‌ها خیلی دوست دارن اون تو باشند. تو زندان کار هست، کاسبی هست اما این بیرون نیست.


*آیا شرخری برای شما شغل محسوب می‌شود؟

من کار دیگه‌ای بلد نیستم. اصلاً بذار درمورد این کار صحبت کنم. خیلی‌ها فکر می‌کنند این کار کثیفه ولی ما کار راه‌انداز مردم هستیم. فامیلام از من بدشون میاد. با من قطع رابطه کردن و منو می‌بینن روشون رو می‌کنن اون ور. ولی من این کارو دوست دارم. درآمدم خیلی خوبه. قبلاً یه موتور هم نداشتم اما حالا واسه خودم خونه و ماشین دارم. دفتر اجاره کردم. همه منو می‌شناسن. تو بانک که میرم بدون صف کارم راه می‌‌افته. تعارف که نداریم می‌ترسن دیگه.


*اینکه مردم از شما می‌ترسند آیا مزیت محسوب می‌شود؟


مزیت؟ چرا نباشه؟ این همه آدم تو این مملکت داریم همه‌شون هم دوست دارن آدما جلوشون خم و راست شن. ببین داداش لات‌ها برا خودشون آدم دارن که بهشون میگن نوچه. هرکی واسه خودش نوچه‌ای داره. شما نداری؟ رئیس فلان اداره نداره؟ نماینده نداره؟ همه دارن. همه‌ام دوس دارن مردم جلوشون خم و راست شن. من وقتی میرم تو بانک جلوم خم و راست می‌شن. چرا؟ چون زور دارم و نترس هستم. یه بار از رئیس یه شعبه آدرس صاحاب چکو می‌خواستم نداد. رفتم توی پارکینگ و دور تا دور ماشین خوشگلشو خط‌خطی کردم. روش هم نوشتم رابین هود. وقتی اومد بره بیرون، آتیش گرفته بود. من آدم بد‌لجی هستم. فرداش رفتم تو بانک داد و بیداد راه انداخت و زنگ زد پلیس. منو بردن ولی مدرک نداشتن ولم کردن. دوباره رفتم بانک و این بار درگوشش گفتم یا آدرسو بده یا می‌زنم زندگیتو نابود می‌کنم. آدرس زن و بچتو دارم. بازهم چقری کرد و نداد. شب رفتم در خونه‌ش زنگ زدم. خودش اومد پشت آیفون گفتم منم رابین هود. گوشیو گذاشت. می‌دونستم زنگ می‌زنه پلیس. رفتم قایم شدم. تا پلیس رفت دوباره رفتم در خونه‌ش. شروع کردم داد و بیداد کردن که آی مردم این مرده حیثیت خونوادمو برده. زن و بچه داره اما به ناموس من نظر داره. نیومد بیرون ولی باز پلیس اومد. دوباره فرار کردم. باز که پلیس رفت برگشتم در خونه‌ش زنگ زدم. دیگه عصبانی شده بودم. قاطی کرده بودم. گفتم پسرتو می‌دزدم یا آدرسو بده. شماره‌مو رو دیوار نوشتم براش. طرفای ظهر بود که دیدم زنگ زد. گفت تو رو خدا دست از سرمون بردار. گفتم کاری ندارم آدرسو بده. بنده خدا داد ولی اگه نمی‌داد می‌رفتم بچه‌شو می‌دزدیدم.


*به بچه‌اش چه ربطی داشت؟

ببین داداش این چیزا مال قصه‌هاس. اینکه رحم کنی و نکنی، چیزی درست نمیشه. من شرخرم. گل‌کار که نیستم. معلم که نیستم. طرف پول مردمو خورده و نمی‌ده. بعد رفته برا زن و بچه‌ش لباس و ماشین خریده اون وقت چطور ربطی نداره؟ سرنوشت اینها همه به هم وصله و شوخی نیست. چطور منو بگیرن و ببرن زندان زن و بچه‌م گشنه می‌مونن و هیشکی نیست کمکشون کنه.


*شما زن و بچه هم داری؟


بله، دو تا دختر دارم.


*می‌توانی تصور کنی یک نفر آنها را گروگان بگیرد؟


 اوه اوه خدا اون روزو نیاره. قاطی می‌کنم بد جور. بین ما لات‌ها هم گاهی دعوا میشه. یه بار دارودسته مهدی‌سیاه با ما کج افتادن دستشون که به من نمی‌رسید دخترکوچیکه‌مو گروگان بردن. قاطی کردم. خدابیامرز مهدی‌سیاه رفیقم بود. زنگ زدم رو گوشی‌ش گفتم مهدی به بچه‌هات بگو تمومش کنند که اگه قاطی کنم، بد میشه. گوش نکرد. رفتم از بچه‌های نظام‌آباد چند نفر اجیر کردم. محل دعوا یکی از فرعی‌های شماره دو بود. آی زدیم همدیگه‌رو. قمه بود که فرو می‌رفت تو دل و جیگر بچه‌ها. خود من اون روز هفت تا چاقو خوردم ولی خدا خواست ما بردیم. مهدی سیاه به نوچه‌هاش دستور داد دخترمو آزاد کردن.


*شده تا حالا سر شرخری کتک هم بخوری؟


ببین داداش این کار کتک داره، فحش داره. بی‌ناموسی داره و همه چی داره. بذار برات تعریف کنم می‌فهمی چی میشه. یه بار یه بابایی جلو پاساژ منو دید وگفت تو اسمال ‌شرخری؟ گفتم آره، فرمایش؟ گفت: یه چک دارم مال یه بابایی که خیلی کله گنده‌س میگن فقط تو می‌تونی نقدش کنی. گفتم بیا بریم صحبت کنیم. رفتیم یه جا نشستیم صحبت کردیم. گفتم توکی هستی؟ گفت کارخونه گچ دارم. گفتم طرف کیه؟ گفت نماینده بوده والان داره تو خیابون فاطمی ساخت وساز می‌کنه. گفتم بادیگارد داره؟ گفت: آره راننده داره. طرف 300 میلیون بدهکار بود و قرار شد من هشت تا بگیرم و پولشو نقد کنم. می‌دونستم خیلی خطرناکه. بادیگارد طرف غول بود و می‌دونستم منو لت و پار می‌کنه. گفتم اسماعیل این دیگه ته خطه. خلاصه نشستم فکر کردن تا اینکه یه چیزی به ذهنم رسید. تعقیبش کردم دیدم میره سر ساختمونش تو خیابون فاطمی. هر روز یه سر می‌زد و نیم ساعتی اون جا بود و بعد می‌رفت دفتر کارش که بلوار کشاورز بود. یه روز که بادیگاردش از شرکت رفت بیرون، رفتم تو دفترش. به بهونه تعمیر تاسیسات ساختمون. تنها بود. یه لحظه پشیمون شدم اما دیگه نمی‌شد کاری کرد. رفتم جلو کپی چک رو گذاشتم جلوش. گفت این چیه؟ گفتم مال شماست. موبایلشو برداشت زنگ بزنه گفتم حاجی پول نشه، پولت می‌کنم. دو روز دیگه میام. زدم بیرون. شب رفته بودم قهوه خونه ممد میشی دیدم چند نفر گردن‌کلفت اومدن تو. درو بستن و اونقدر ما رو زدن که تو ادرارم خون بود. خلاصه دیدم این یارو خیلی چقره. نگو عکسمو از تو دوربین در آورده بودن و شناسایی کرده بودن. به قدری کتک خوردم اون روز که تا سه ماه بدنم درد می‌کرد.


*تا حال از کاری پشیمان شده‌اید؟

بله، ولی عادت کردم بهش فکر نکنم. ولی شب‌ها بعضی وقت‌ها خوابش را می‌بینم. یه بار اشتباهی کارد فرو کردم تو پهلوی یه نفر دیگه. به یکی زنگ زدم لیچار بارم کرد عصبانی شدم. رفتم سراغش. قیافه‌شو نمی‌شناختم. از یکی پرسیدم، گفت اونه. رفتم کاردو فرو کردم تو کتفش بعد فهمیدم اشتباه کردم و اون نبوده. خیلی ناراحت شدم. یه بار هم رفتم چک یه بدبختو نقد کنم. خونه‌ش تو منیریه بود. تاجری بود که حساب و کتابش به هم ریخته بود و خلاصه چک‌هاش برگشت می‌خورد. دو روز پشت در موندم و هیچ کس درو باز نکرد. می‌دونستم تو خونه اس. رفتم رو پشت بام و کولرشو قطع کردم. بازهم بیرون نیامد. خلاصه یه چند روزی علافش بودم تا اینکه با هزار بدبختی از پنجره رفتم تو خونه‌ش. اصلاً صدایی نمی‌آومد در حالی که می‌دونستم تو خونه‌اس. هرجا رو نیگا کردم نبود. ولی متوجه شدم از تو حموم صدا میاد. رفتم یواش درو وا کردم دیدم بدبخت افتاده رو زمین و دوش هم بازه و همین طور آب هم داره میره. دستکش دستم کردم و شیر آب رو بستم. ولی دیدم مرده و نفس نمی‌کشه وآب هم صورتشو پوسانده بود. قیافه‌ش تا مدت‌ها توی ذهنم بود. اون روز اومدم بیرون و زنگ زدم به پلیس و گفتم من شرخرم و چنین چیزی دیدم. نمی‌دونم من چقدر مقصر بودم اما در هرحال عذابش برام مونده.


*هرکدام از کارهایی که می‌کنید، قیمت کارهایی که می‌کنید چقدر است؟


هر چیزی قیمتی داره. گوش، انگشت، بند انگشت، مو، پهلو، سر. خلاصه همه چیز واسه خودش قیمت داره. یه بار یه بنده خدایی به من پول داد تا سگ یه خانومه رو بکشم. مثل اینکه به سگ خانومه حسودیش می‌شد. یه روز عصرکه خانومه تو فرمانیه داشت پیاده‌روی می‌کرد، سگشو دزدیدم. طرفای عصر بود که دزدیدمش و شب هم فروختمش به یکی دیگه.300 تا گرفتم. به هرحال چک یه نرخ داره، چک و توگوشی هم یه نرخ. کف‌گرگی هم قیمت خودشو داره. مثلاً مظنه چک،10 تا 20 درصده. شاید هم بتونی چک طرف رو بخری که در این صورت 50 درصد از مبلغ چک کم می‌کنی و بقیه اش رو میدی طرف. بعد ولی باید نقدش کنی دیگه.

 

*آقا اسماعیل برای من یک سوال خیلی مهم است. دقیقاً چندسال است که داری کار می‌کنی واینکه کدام سال کار شما بیشتر رونق داشته است؟


راستش کار ما همیشه رونق داره. سفارش زیاده. تا بی‌حسابی باشه، کار ما هم رونق داره. وقتی وضع مردم خوب شه، وضع ما بد میشه. وقتی وضع مردم بد شه وضع ماهم خوب میشه. در ضمن الان دست زیاد شده و هرکیو می‌بینی، قمه دست گرفته می‌آفته توخیابون دنبال باج‌خواهی و شرسازی. بعضی‌ها شرخر نیستند، شر‌سازند.


*در مورد چک‌های برگشتی می‌گویم.

بله. در مورد چک، بیشتر از همیشه پارسال رونق داشت. پارسال من دفتر زدم و 10 تا نوچه گرفتم. من الان 11 ساله دارم کار شرخری می‌کنم. الان 39 سال دارم و 11 ساله شرخرم. اولش هیچی نداشتم. کارم سرقت گوشی بود ولی بعد یه بنده خدایی بود به نام تقی معروف به تقی وانتی منو کشوند تو این راه. من بچه لات بودم و دعوا راه می‌نداختم. گفت بیا شرخری کن نون خوبی توش داره. برا بار اول رفتم سراغ کارمند یه شرکت. دفترش تو جردن بود. نشستم تو دفترش گفتم تا پول ندی نمیرم. اونقدر کثیف و بد‌بو بودم که طرف چک 500 هزارتومنی رو همون جا قرض کرد و پولشو داد. اون موقع ماهی دوسه تا چک برگشتی داشتیم الان ماهی 20 تا داریم شاید هم بیشتر. خودم دیگه کمتر از 100 میلیون کار نمی‌کنم ومعمولاً 10 تا 20 درصد می‌گیرم.


*فکر می‌کنید تا چه زمانی این کار را ادامه بدهید؟


دوست دارم دو سال دیگه بازنشسته کنم خودمو. شکر خدا الان خونه و ماشین و زندگی دارم ولی می‌خوام از نظام‌آباد بیام سمت یوسف‌آباد. یه خونه بزرگ می‌خوام و بعد یه ماشین و بعد هم بتونم یه گاراژ تو جاده قدیم بگیرم برا تعمیر پمپ و این طور چیزها. البته الان دیگه دعوا نمی‌کنم. رفتارم پخته شده و کمتر قلدری می‌کنم ولی همچنان احتمال قاطی کردنم هست.
منبع تجارت فردا

ادامه خبر...


بلاخره صداي "آقاي هنرپيشه" در آمد +تصاوير

2 دی 1391, 19:15

بلاخره صداي "آقاي هنرپيشه" در آمد +تصاوير

صداگذاري فيلم سينمايي "آقاي هنرپيشه" توسط فرامرز ابوالصدق طي روزهاي آينده آغاز مي شود. مجيد عباسي، تهيه كننده سينما گفت: هم اكنون تدوين فيلم سينمايي "آقاي هنرپيشه" به اتمام رسيده و صداگذاري آن طي چند روز آينده آغاز خواهد شد.

وي افزود: تدوين اين فيلم سينمايي توسط "كامران جاهدي" صورت گرفته و صداگذاري آن توسط "فرامرز ابوالصدق" طي روزها آتي آغاز خواهد شد.

alt


عباسي اظهار داشت: فيلم شركت در سي و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجر را پركرده و به محض اتمام يافتن مراحل پاياني فيلم به جشنواره فيلم فجر ارسال خواهد شد.

alt


لازم به ذكر است؛ در اين فيلم بازيگراني چون دانيال حكيمي، سميرا سهرابي، محمدرضا غياث آبادي و حديث تهراني به ايفاي نقش پرداخته ودر خلاصه داستان اين فيلم آمده "پرويز كيانفر" هنرپيشه مشهور سينما قرار است، ساعت ۴ بعد از ظهر با "نسترن كبيري" ازدواج كند، پيرمردي به سراغش مي آيد و او را در همان ساعت و همان تاريخ به مكاني ديگر دعوت مي كند.

alt


عباسي خاطر نشان كرد: اولين مكان نمايش عمومي براي اين فيلم سي و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجر خواهد بود كه طي چند روز آينده صداگذاري آن نيز آغاز خواهد شد.


alt


گفتني است؛ كارگرداني اين فيلم را "سعدي اسدي" به عهده دارد و "مجيد عباسي" نيز تهيه كنندگي اين فيلم را به عهده دارد.

ادامه خبر...


اوباما آماده سفر به تهران ودیدار با آیت الله خامنه ای است

2 دی 1391, 18:07

اوباما آماده سفر به تهران ودیدار با آیت الله خامنه ای است

مشکل اوباما در این زمینه، این است که سناریوی گفتگو با ایران، هزینه سیاسی بالایی در واشنگتن دارد.چشم پوشی آمریکا از نقش آفرینی فعلی ایران در منطقه بدون برانگیخته شدن ترس و خشم اسرائیل غیرممکن است. اسرائیل در واشنگتن از وزن سیاسی گسترده ای روبه رو است. alt روزنامه کویتی الرای در گزارشی به قلم "حسین عبدالحسین" خبرنگار خود در واشنگتن آورده است: باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا برای سفر به ایران و دیدار با آیت الله خامنه ای اعلام آمادگی کرده است.
 
به گزارش راک نیوز،"حسین عبدالحسین" خبرنگار روزنامه الرای کویت در واشنگتن  و پژوهشگر مهمان در مرکز مطالعات چاتهام هاوس بریتانیا نوشت: اوباما نظریه گفتگوی مستقیم و غیرمشروط با ایران در پیش گرفته است. حتی او به نزدیکانش گفته بود نگرانی ندارد که به تهران سفر کند و با آیت الله خامنه ای رهبر ارشد ایران و معاونان وی، دیدار کند به شرطی که این دیدار در اقناع ایران به دست برداشتن از برنامه هسته ای اش در مقابل باز شدن درهای آمریکا و جهان به روی این کشور و اعتراف به نقش منطقه ای آن تاثیر داشته باشد.

اوباما و هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا نیز قبل از این بارها پیشنهاد مذاکره مستقیم با ایران بر سرمسئله هسته ای این کشور را مطرح کرده بودند.

این گزارش روزنامه الرای ادامه می دهد: مشکل اوباما در این زمینه، این است که سناریوی گفتگو با ایران، هزینه سیاسی بالایی در واشنگتن دارد.  چشم پوشی آمریکا از نقش آفرینی فعلی ایران در منطقه بدون برانگیخته شدن ترس و خشم اسرائیل غیرممکن است. اسرائیل در واشنگتن از وزن سیاسی گسترده ای روبه رو است.

به همین دلیل اوباما یا "چاک هاگل" کاندیدای تصدی سمت وزیر دفاع یا هر مقامی که خواهان مذاکره غیرمشروط با ایران باشد ، خود را در معرض رویارویی سیاسی با اسرائیل و دوستان پرشمار آمریکایی آن قرار می دهد. این وضعیتی است که هم اکنون برای هاگل در حال روی دادن است. 

"چاک هاگل" سناتور سابق از حزب جمهوری خواه یکی از کاندیداها برای جایگزینی "لئون پانه تا" در راس وزارت دفاع است. شماری از اعضای کنگره آمریکا به همراه لابی های اسرائیل از کارنامه هاگل در موضوعات ایران و اسرائیل انتقاد کرده اند. گروه های مدافع اسرائیل در آمریکا می گویند هاگل که در سال 2009 ، سنا را ترک کرد در برخی مقاطع، در مقابل منافع اسرائیل ایستادگی کرد و بارها علیه تحریم ایران رای داده بود.

هاگل همزمان با انتشار خبرهایی درباره احتمال تصدی سمت وزیر دفاع آمریکا با حملات پرشمار و گسترده مخالفان روبه رو شده است.
این روند حملات، باعث شد حامیان هاگل در رسانه ها به حمایت از او بپردازند.

باراسیلیتی از حامیان هاگل ، درباره ضداسرائیلی بودن هاگل گفته است: این موضوع نادرست است. کارنامه فعالیت این سناتور در مجلس سنای آمریکا چنین چیزی را نشان نمی دهد. او از اوضاع اسرائیل و بازیگران آن به مانند هر سیاستمدار دیگری در واشنگتن، شناخت دارد.
عصر ایران

ادامه خبر...


فرهاد مجیدی رسما استقلالی شد

2 دی 1391, 17:35

فرهاد مجیدی رسما استقلالی شد

کاپیتان فصل گذشته تیم فوتبال استقلال قرارداد خود را با این باشگاه به طور رسمی ثبت کرد.  فرهاد مجیدی امروز عصر در هیئت فوتبال استان تهران حاضر شد و قراردادش را با باشگاه استقلال به مدت یک فصل و نیم در هیئت فوتبال تهران ثبت کرد.

مجیدی فصل گذشته کاپیتان استقلال بود که به یکباره در اواسط فصل از این تیم جدا شد و به یک تیم خارجی رفت.

مسئولان باشگاه استقلال برگه‌های فسخ قرارداد لیام ردی و توزی را به هیئت فوتبال استان تهران دادند تا بتوانند قرارداد مجیدی را ثبت کنند.

ادامه خبر...


هنرمندان و سینماگرانی که آذر و دی متولد شدند

2 دی 1391, 16:14

هنرمندان و سینماگرانی که آذر و دی متولد شدند

: آذر ماه سپری شده و دی ماه پیش‌رو ماههای تولد، جمشید مشایخی، مهدی هاشمی،داریوش مهرجویی،رسول صدرعاملی،کیومرث پوراحمد،بهرام بیضایی و علی رفیعی بوده و هست.

alt

 6 آذرماه سالروز تولد 78 سالگی جمشید مشایخی بود. این هنرمند یکی از ماندگارترین چهره‌های عرصه بازیگری، متولد 6 آذر 1313 در تهران است و از سال 1336 با نمایش «وظیفه پزشک» فعالیت بازیگریش را آغاز کرد و با فیلم کوتاه «جلد مار» در سال 42 مقابل دوربین رفت و دو سال بعد با فیلم «خشت و آینه» وارد سینما شد.

مشایخی تا به امروز ایفاگر نقش‌های ماندگاری بوده است که از جمله آنها می‌توان به فیلمهای «گاو»، «قیصر»، «شازده احتجاب»، «سوته‌دلان»، «خانه عنکبوت»، «کمال‌الملک»، «گل‌های داودی»، «آوار»، «پدر بزرگ»، «طلسم»، «سرب»، «روز واقعه»، «خانه روی آب»، «یک بوس کوچولو»، «جرم» و «سیزده59» و مجموعه‌های «هزاردستان»، «داستان های مولوی»، «سلطان صاحبقران»، «امام علی(ع)»، «پهلوانان نمی‌میرند» و «ستایش» اشاره کرد.

این بازیگر که قرار است بزرگداشتش در جشنواره 31 فجر برگزار شود این روزها فعالیت بازیگری ندارد و احتمالا اوایل سال بعد در کار جدید محمدرضا ورزی حضور پیدا کند.

alt


16 آذرماه مهدی هاشمی 66 ساله شد. بازیگر برگزیده جشنواره 29 فیلم فجر امسال با فیلم «فرزند چهارم» در جشنواره حاضر خواهد بود.

این بازیگر که آثاری چون «سلطان و شبان»، «زرد قناری» را در کارنامه‌ی کاریش دارد، متولد ۱۳۲۵ در لنگرود است. وی در سال ۱۳۵۲ در رشته هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. فعالیت در تئاتر به عنوان بازیگر را به همراه داریوش فرهنگ در سال ۱۳۴۸ آغاز کرد.

مهدی هاشمی بازیگر موفق دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد سینمای ایران، اولین بازی سینمایی‌اش را در فیلم «زنده‌باد» ساخته خسرو سینایی تجربه کرد. اما بازی او در مجموعه تلویزیونی «سلطان و شبان» بود که نامش را سر زبانها انداخت و او را به شهرت رساند. بازی او در فیلم «دو فیلم با یک بلیط» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول جشنواره نهم فیلم فجر را برای او به ارمغان آورد. مهدی هاشمی در دهه هفتاد باز هم در فیلم‌های «همسر» و «معجزه خنده» حضور درخشانی داشت.

او پس از چند سال کم کاری و دوری از تلویزیون و سینما با مجموعه‌های تلویزیونی «هزاران چشم» و «روزگار قریب» به کارگردانی کیانوش عیاری بازگشت موفقیت آمیزی به تلویزیون داشت و پس از آن با نقش آفرینی‌های در فیلم‌های متعدد سینمایی، توانایی‌اش را مجددا به اثبات رساند و در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر برای دومین بار موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم‌های «آلزایمر» و «آقا یوسف» شد.

«ضد گلوله» (مصطفی کیایی ، ۱۳۹۱)، «تلفن همراه رئیس جمهور» (علی عطشانی، ۱۳۹۰)، «خانه پدری» (کیانوش عیاری، ۱۳۸۹)، «آلزایمر» (احمدرضا معتمدی، ۱۳۸۹)، «آقا یوسف» (علی رفیعی، ۱۳۸۹)، «هیچ» (عبدالرضا کاهانی، ۱۳۸۸) از جمله فیلم‌هایی است که در سال‌های اخیر مهدی هاشمی در آنها به ایفای نقش پرداخته است.

alt

17 آذرماه داریوش مهرجویی 73 ساله شد. این کارگردان برجسته سینمای ایران این روزها «چک برگشتی» را در حال ساخت دارد تا اولین نمایش آن در جشنواره فیلم فجر باشد.

داریوش مهرجویی کارگردان «گاو»، «هامون»، «لیلا»، «سارا»، «پری»، «مهمان مامان»، «بمانی» و «سنتوری» چند سال قبل در جمع دانشجویان گفت: «برای فیلم ساختن، یعنی حرفه‌ای که مدام با آن درگیری دارم و با آن کار و زندگی می‌کنم، باید جوهره‌ی زندگی و زنده بودن را در خودم حفظ کنم، اما متاسفانه فضای فرهنگی ما چندان فضای انرژی‌زا نیست و بیشتر از آنکه ما را پُر کند ما را بیشتر خالی می‌کند. بنابراین راههایی برای شارژ دوباره باید وجود داشته باشد که شیوه‌ من خواندن کتابهای فلسفی، روانشناس و رمان است و اینگونه سعی می‌کنم در فضای فیلم‌سازی دوام بیاورم و کارم تداوم داشته باشد.»

این کارگردان متولد 1318 است. او فارغ‌التحصیل رشته‌ فلسفه از دانشگاه کالیفرنیا و فعالیت در سینما را با کارگردانی فیلم "الماس 33" آغاز کرد.

داریوش مهرجویی "الماس 33 "(1364)، "گاو" (1348)، "آقای هالو" (1349)،"پستچی"(1350)، "دایره مینا" (1353)، "مدرسه‌ای که می‌رفتیم" (1359)، "اجاره‌نشین‌ها" (1365)، "هامون" (1368)، "بانو" (1370)،‌"سارا"(1371)، "پری" (1373)، "لیلا" (1375)، "درخت گلابی" (1376)، "میکس" (1378)، "دختر دایی گمشده" (1378)، "بمانی" (1380)، "مهمان مامان" (1382) را در کارنامه‌ی کاریش دارد و آخرین فیلمی که از او به نمایش درآمده اپیزود «طهران تهران» است.

داریوش مهرجویی برای «گاو» جایزه‌ی مجمع منتقدان فیلم را از سوی دومین جشنواره ونیز ایتالیا گرفت.

همچنین "گاو" بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران را در رای‌گیری منتقدان در سال 1351 شده است. مهرجویی از جشنواره‌ فیلم فجر نیز سیمرغ‌های بلورین بهترین فیلمنامه و کارگردانی را برای "هامون"،‌ "سارا" و "پری" تاکنون در کنار جوایز بین‌المللی‌اش گرفته است.

او 7 سال قبل "سنتوری" را ساخت که اکران آن به تعویق افتاد و سرانجام بصورت غیرقانونی عرضه شد.

alt

22 آذرماه رسول صدرعاملی 58 ساله شد. این کارگردان که دوره گذشته جشنواره فیلم فجر با «در انتظار معجزه» حضور داشت و جایزه ویژه دبیر را دریافت کرد، فیلم جدیدی را مقابل دوربین نبرده است.

این هنرمند که متولد 1333 است از هفده سالگی با خبرنگاری فعالیتش را آغاز و تا سال ۱۳۵۹ به عنوان گزارشگر، قصه نویس، دبیر سرویس حوادث و سپس دبیر سرویس پارلمانی با روزنامه اطلاعات همکاری داشت.

فعالیت حرفه‌یی در سینما را با تهیه فیلم خونبارش (۱۳۵۹) اولین پروژه سینمایی پس از انقلاب را آغاز کرد و اولین فیلمش را به عنوان کارگردان به نام رهایی (۱۳۶۱) ساخت و سپس میلاد فیلم اولین شرکت تولید و توزیع فیلم سینمایی پس از انقلاب را در سال ۱۳۵۸ تاسیس کرد.

صدرعاملی ساخت فیلم‌های چون «گل‌های داودی» (۱۳۶۳)، «پاییزان» (۱۳۶۶)، «قربانی» (۱۳۷۰)، «سمفونی تهران» (۱۳۷۲)، «دختری با کفشهای کتانی» (۱۳۷۸)، «من، ترانه ۱۵سال دارم» (۱۳۸۰)، «دیشب باباتو دیدم آیدا» (۱۳۸۳)، «شب» (۱۳۸۵)، «هر شب تنهایی» (۱۳۸۶)، «زندگی با چشمان بسته» (۱۳۸۷) و «در انتظار معجزه» (۱۳۸۸) را در کارنامه‌ی کاریش دارد.

alt

25 آذرماه کیومرث پوراحمد 63 ساله شد. این کارگردان هم فعالیت جدیدی نداشته است و آخرین کار سینمایی‌اش مربوط به 6 سال پیش و ساخت فیلم موفق «اتوبوس شب» برمی‌گردد.

این هنرمند که سازنده‌ی آثاری چون «خواهران غریب»،«قصه‌های مجید»، «شب یلدا» است 25 آذر ماه 1328 متولد شده است

پوراحمد که شش سال قبل فیلم‌سینمایی «اتوبوس شب» را ساخت و دیگر در سینما فیلمی نساخت سال گذشته تئاتر «خرده خانم» را به صحنه برد.

این هنرمند در تدوین فیلم «کلاس هنرپیشگی» هم با علیرضا داودنژاد اخیرا همکاری داشت.

او کارش را با نقدنویسی آغاز کرد و از ۱۳۵۳ با دستیاری در مجموعه تلویزیونی «آتش بدون دود» وارد سینما شد.

alt

5 دی ماه هم مصادف با سالروز تولد بهرام بیضایی است.

این هنرمند این روزها در آمریکا به سر می‌برد و در ابتدا به دعوت دانشگاه «استنفورد»، برای برگزاری یک دوره آموزشی به این کشور سفر کرد.

بیضایی که سال 86 بعد از 10 سال دوری از فیلمسازی ، فیلم «وقتی همه خوابیم» را ساخته بود پس از آن قصد داشت تا ساخت دیگر فیلم‌نامه‌اش «مقصد» را آغاز کند هرچند این فیلم‌نامه پروانه ساخت گرفت، ساخت آن با مشکلاتی روبرو شد و بیضایی بهتر دید مدتی دست نگه دارد تا همچنان با فیلم‌هایی مانند «باشو غریبه کوچک»،«مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «کلاغ»، «سفر»، «مسافران»،«شاید وقتی دیگر»،«سگ‌کشی» و... یکی از کم‌کارترین و در عین‌حال اثر گذارترین فیلمسازان ایران باشد.

بهرام بیضایی مردی که نگران درختان این کشور است، هنرمندی که از قطع درختان هزاران ساله اندوهگین است، چند سال پیش در سالروز تولدش می‌گفت: «دهها فیلم نساخته‌ام تنها 9 فیلم بلند و سه فیلم کوتاه ساخته‌ام، هر چند برای ساخت همین فیلم‌ها هم تلاش بسیاری کرده‌ام.می‌خواستم از کارهایی که نکرده‌ام، بگویم اما آن قدر طولانی است که نه وقت و نه حوصله من و شما مجال پردختن به آن را نمی‌دهد و من هم قصد ندارم حرفهایم رنگ گلایه به خود بگیرد.»

 بهرام بیضایی زاده پنج دی‌ماه 1317 درتهران، کارگردان سینما و تئاتر، نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و پژوهشگر کشور است.

او علاوه بر کارگردانی و نمایشنامه‌نویسی در سینما و تئاتر، عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان‌بندی و تهیه‌کنندگی را هم تجربه کرده است.

بیضایی از سال 1340 تاکنون 24 فیلم کوتاه و بلند را کارگردانی و یا تدوین کرده است که فیلم‌های سینمایی بلند «چریکه‌تارا»، «مرگ یزدگرد»، «باشو غریبه کوچک»، «شاید وقتی دیگر»، «مسافران» و «سگ‌کشی» از مهم‌ترین آثار او به شمار می‌رود.

این کارگردان که نوشتن 30 نمایشنامه را در کارنامه‌ کاری‌اش دارد، تاکنون هشت اجرای تئاتر نیز داشته است. این هنرمند نگارش 51 فیلمنامه، پنج روایت و شش پژوهش را نیز در کارنامه خویش به ثبت رسانده است.

alt

دکترعلی رفیعی کارگردان سینما و تئاتر ایران 22 دی ماه 74 ساله می‌شود.

آخرین فعالیت سینمایی رفیعی ساخت فیلم «آقا یوسف» است.

این هنرمند فعال عرصه‌ی تئاتر متولد 22‌ دی‌ماه 1317 در اصفهان است که تحصیلات خود را در فرانسه انجام داده، او در کارنامه‌ی کاری خود اجرای نمایش‌هایی هم‌چون «خاطرات جامه‌دار از زندگی و مرگ میرزا تقی‌خان فراهانی»، «یک‌روز خاطره‌انگیز از زندگی دانشمند وو»، «عروسی‌ خون»، «کلفت‌ها»، «در مصر برف نمی‌بارد»، «خاطرات سال‌های شن» و ... را به ثبت رسانده و فیلم «ماهی‌ها هم عاشق می‌شوند» اولین اثر سینمایی او به‌شمار می‌آید.
.
.
.
اگر نام برده نشد شما برای ما در زیر نظر بدهید
.

ادامه خبر...


تصادف 10 کاميون وترافيک 20 کيلومتري درمحور...

2 دی 1391, 16:04

تصادف 10 کاميون وترافيک 20 کيلومتري درمحور...

برخورد 10 دستگاه تریلر ، 20 کیلومتر ترافیک در محور رفت جاده شیراز - مرودشت ایجاد کرده است .
بر اثر بارش شدید باران ، لغزندگی جاده ها و برخورد 3 تـریلی در محور شیراز - اصفهـان ، 7 تـریلی و کـامیون دیگر که به ترتیب پشت سر این خودروهـا در حرکت بودند به یکدیگر بر خورد کردند که این سانحه موجب ایجاد ترافیک 20 کیلومتری در این محور و کندی تردد شد .
در این سانحه راننده یکی از تریلی ها نیز کشته شد .
رئیس پلیس راه فـارس بـا اشـاره بـه ترافیک سنگین محـور رفت شیراز - اصفهان از رانندگـان و مسافران خواست ، تا بازگشایی کامل این جاده مسافرت خود را به تاخیر بیاندازند .
سرهنگ احمدی گفت : پیش بینی می شود ، محور شیراز - اصفهان تا 3 ساعت دیگر بازگشایی شود .
تصادف دیگر در محور شیراز - اصفهان ، 2 کشته و زخمی بر جا گذاشت .

رئیس پلیس راه فارس گفت: بر اثر واژگونی یک دستگاه پژو 405 راننده خودرو کشته و سرنشین دیگر به شدت زخمی و روانه بیمارستان شد .
سرهنگ احمدی افـزود : این حادثه رانندگی براثر انحراف به چپ خودرو روی داده است .

ادامه خبر...


یک استقلالی در آستانه پرسپولیسی شدن

2 دی 1391, 15:50

یک استقلالی در آستانه پرسپولیسی شدن

یکی از بازیکنان سابق استقلال در آستانه عقد قرارداد با پرسپولیس قرار دارد.

به گزارش نامه،‌ امروز آخرین روز نقل و انتقالات نیم فصل است و احتمالا بازیکنان زیادی به تیم های دیگر ملحق می شوند.

از باشگاه پرسپولیس خبر می رسد که مذاکراتی با یکی از بازیکنان سابق استقلال انجام شده و احتمالا این بازیکن امروز با قرمزها قرارداد منعقد می کند.

پرسپولیسی ها همچنین حمید علی عسگر را به طور قرضی به تیم راه آهن منتقل کردند.





ادامه خبر...


زورگیری در پمپ بنزین خیابان پاسداران

2 دی 1391, 15:43

زورگیری در پمپ بنزین خیابان پاسداران

کارمند یک پمپ بنزین در خیابان پاسداران تهران که اقدام به طراحی سرقتی ساختگی از پمپ بنزین محل کارش با همدستی یکی از سارقان سابقه‌دار کرده بود، توسط کاراگاهان پلیس آگاهی دستگیر شد.

به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ساعت 4:45 روز 22 آذرماه سال جاری یک مورد زورگیری در پمپ بنزینی واقع در خیابان پاسداران به 110 اعلام شد و پس از آن عوامل گشت پلیس به محل اعزام شدند.

پس از حضور عوامل انتظامی در محل این پمپ بنزین شخصی به هویت «محمد - ق» به ماموران مراجعه و مدعی شد که لحظاتی پیش فردی با خودروی سمند نقره‌ای رنگش پمپ بنزین را زیر نظر گرفته و هنگامی که کارگر پمپ بنزین به هویت «سجاد - م» برای قرار دادن پول‌ها در صندوق به داخل مراجعه کرده راننده سمند از پشت سر وارد شده و پس از وارد کردن ضربه‌ای به وسیله آجر به سر کارگر و بیهوش شدن وی اقدام به سرقت مبلغ 90 میلیون ریال وجه نقد کرده و از محل متواری شده است.

با کسب این اطلاعات پرونده‌ای با عنوان زورگیری تشکیل و برای بررسی بیشتر به پایگاه چهارم پلیس آگاهی ارسال شد که در این حین افسر پرونده پس از رویت فیلم ضبط شده از طریق دوربین‌های پمپ بنزین نسبت به صحت سرقت مشکوک شده و کارگر پمپ بنزین را که به عنوان شاکی در کلانتری نیز حضور داشت، برای تحقیقات بیشتر به پایگاه چهارم پلیس آگاهی احضار کردند.

پس از احضار شاکی به پلیس آگاهی، وی در اظهارات خود معترف شد که سرقت صحنه‌سازی و ساختگی بوده و این کار را با همدستی فردی به هویت «مجید - س» انجام داده است.

کارآگاهان پس از استماع اظهارات متهم به بررسی سوابق مجید پرداخته که متوجه شدند وی از سارقان سابقه‌دار است.

در ادامه طی قراری تلفنی میان سجاد و مجید در شهرک اندیشه کرج، ماموران با انجام تعقیب و مراقبت و اقدامات فنی سرانجام در تاریخ 23 آذرماه مخفیگاه مجید را شناسایی و در عملیات پلیسی وی را دستگیر کردند.

همچنین در بازرسی از مخفیگاه متهم 49 میلیون ریال وجه نقد نیز توسط ماموران کشف و ضبط شد و متهمان دستگیر شده پس از تشکیل پرونده برای ادامه روند رسیدگی به جرم، روانه دادسرا شدند.

ادامه خبر...


نجات استقلال تا این لحظه با گل بازیکن گچسارانی

2 دی 1391, 15:02

نجات استقلال تا این لحظه با گل بازیکن گچسارانی

دیدار دو تیم گهر دورود و استقلال از مرحله یک هشتم جام حذفی در ورزشگاه تختی دورود و در حضور حدود 2 هزار تماشاگر از ساعت 13:30 آغاز شد که نیمه اول با نتیجه تساوی بدون گل به پایان رسید.

یدالله‌ جهانبازی داور مسابقه است.


در آغاز نیمه دوم استقلال بازی تهاجمی خود را  سرلوحه کار قرار داددقایقی قبل با ضربه سر سید ایمان موسوی بازیکن تازه جذب شده وگچسارانی تیم استقلال  توانست گل برتری وتنها گل بازی را تا این دقیقه 73 بثمر برساند.
برنده این دیدار در مرحله یک چهارم روز 20 دی ماه به مصاف تیم ابومسلم مشهد می‌رود.

ادامه خبر...


در میان پیشنهادات این روزها، کدام را قابل اعتنا می‌دانید؟