
همسر دروازه بان برزیلی و محبوب سرخ پوشان پایتخت در ایران دست به عمل زیبایی زده است.
نیلسون كوره آ اوایل فصل به همراه همسر و دختر كوچكش برای ادامه فوتبال و زندگی به ایران آمدند و ساكن تهران شدند. تغییر ظاهری همسر نیلسون در مدت زندگی در ایران شاید جالب باشد!
با مقایسه دو عكس زیر كه یكی مربوط به دوران حضور نیلسون و خانواده اش در برزیل و دیگری مربوط به همین اواخر در ایران است، متوجه عمل زیبایی بینی همسر آقای نیلسون خواهید شد!

به گزارش پایگاه خبریتحلیلی راک نیوز ؛ متهم که امیر نام دارد پیش از این از سوی دادگاه کیفری استان فارس به دو بار قصاص محکوم شده بود. ماموران آتشنشانی یکی از شهرهای اطراف شیراز، روز سوم مرداد دو سال قبل وقتی در جریان حریق در اتاق نگهبانی کارگاهی قرار گرفتند، به آنجا رفتند و آتش را مهار کردند. آنها بعد از ورود به اتاقک جنازه دو مرد را دیدند که به شدت سوخته بودند. به همین دلیل پلیس در جریان ماجرا قرار گرفت تا تحقیقاتی در این خصوص انجام شود. بررسی اولیه فاش کرد حریق به صورت عمدی ایجاد شده است. ماموران بعد از افشای هویت مقتولان تلاش کردند تا ردی از عامل یا عاملان این جنایت بهدست بیاورند. کارآگاهان با توجه به نوع جنایت اطمینان یافتند، قتل به دلیل خصومت شخصی بهوقوع پیوسته است، به همین دلیل سعی کردند از دوستان و آشنایان دو مقتول فهرستی تهیه و نقش احتمالی آنها را در این جنایت بررسی کنند.
آنها بعد از مدتی تحقیق به جوانی به نام امیر مظنون شدند و او را بازداشت کردند. امیر که از پیش با دو نگهبان کارگاه اختلاف داشت در بازجوییهای اولیه منکر اتهام قتل شد اما پس از چند روز به کشتن دو دوستش اعتراف کرد و گفت به خاطر کینهای که از آن دو به دل گرفته بود، این قتل را طراحی و اجرا کرد. متهم وقتی برای تحقیقات قضایی به دادسرای جنایی معرفی شد، ادعا کرد بیمار روانی است و تحت تاثیر بیماریاش دست به قتل زده است، به همین دلیل وی به پزشکی قانونی معرفی شد و تحت معاینه قرار گرفت اما متخصصان اعلام کردند امیر از نظر روانی در سلامت کامل بهسر میبرد. پرونده سرانجام با صدور کیفرخواست علیه متهم در اختیار قضات دادگاه کیفری استان فارس قرار گرفت. در جلسه رسیدگی به اتهام امیر ابتدا نماینده دادستان در جایگاه ایستاد و با محرز خواندن جرم این جوان خواستار مجازات وی شد. اولیای دم هر دو مقتول نیز اعلام کردند قصاص متهم را میخواهند. در ادامه وقتی نوبت به امیر رسید تا از خودش دفاع کند، با پذیرفتن اتهامش گفت: «مدتی قبل از این ماجرا دو مقتول من را به اتاقکشان کشانده و به زور مورد آزار جنسی قرار داده بودند. از این اتفاق به شدت ناراحت بودم و هر کاری میکردم نمیتوانستم آن اتفاق را از یاد ببرم. بالاخره بعد از مدتی تصمیم گرفتم از آن دو انتقام بگیرم.»
به گزارش شرق،متهم به قتل ادامه داد: «نقشههای طراحی کردم و شب حادثه در حالیکه مطمئن بودم آن دو به خواب عمیقی فرو رفتهاند، وارد اتاقک نگهبانی شدم و دورتادور اتاق را بنزین ریختم بعد کبریت را کشیدم و به سرعت از آنجا بیرون آمدم و در را هم قفل کردم تا نتوانند فرار کنند.» بنا بر این گزارش هیات قضات بعد از شنیدن دفاعیات متهم او را به دو بار قصاص محکوم کردند. سپس امیر به رای صادره اعتراض کرد و پرونده در دیوانعالی کشور مورد رسیدگی قرار گرفت. اکنون حکم صادره به تایید نهایی رسیده و نام این قاتل در فهرست اعدامیان قرار گرفته است.

ایرانسل از تخفیف 33 درصدی مودمهای USB وایمکس خود به مناسبت فرارسیدن خجسته زادروز حضرت فاطمه الزهرا (س) و روز مادر خبر داد. به گزارش پایگاه خبری تحلیلی راک نیوز ؛ تخفیف 33 درصدی مودمهای وایمکس ایرانسل مشمول متقاضیانی در استانهای آذربایجان شرقی، اصفهان، فارس و خراسان رضوی و شهرهای لواسان، قرچک، اسلامشهر، شهریار و ورامین استان تهران و نیز شهرهای اندیمشک، دزفول و آبادان استان خوزستان میشود که در روزهای 10 و 11 اردیبهشت 92 نسبت به ثبتنام سرویس وایمکس با مودم USB اقدام و از زمان ثبت نام، مراحل مربوطه و عملیات پرداخت خود را حداکثر ظرف مدت 5 روز انجام دهند.


اس ام اس تبریک روز معلم جدید اردیبهشت ۹۲

جدیدترین و زیباترین اس ام اس ها و جملات برای تبریک روز معلم ۱۲ اردیبهشت ماه ۹۲ را در این مطلب بخوانید و آنها را برای معلمان و عزیزانتان که به شغل شریف معلمی می پردازند ارسال کنید.....
برای مشاهده اس ام اس روز معلم به ادامه مطلب بروید...
معلم را بخش کردم اولش محبت آخرش محبت .
خدا تو را می خواست و انتخاب حق خدا بود . دانای عشق روزت مبارک . . .
::
::
اس ام اس تبریک روز معلم جدید
آموزش حرفه ای است که همه حرفه های دیگر را می آموزد.
و مسئولیت ان بر عهده معلم است
روزت مبارک
::
::
دیروز میگفتم : مشقهایم را خط بزن ... مرا مزن روی تخته خط بکش ... گوشم را مکش مهر
را در دلم جاری بکن ... جریمه مکن هر چه تکلیف میخواهی بگیر ... امتحان سخت مگیر
اما کنون .. مرا بزن ... گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان . . .
::
::
اس ام اس تبریک روز معلم ۹۲
سپاسگزر همچون معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را . . .
::
::
اس ام اس مناسبتی را در برنا بخوانید
::
::
عارفان علـم عاشـق می شوند / بهـترین مردم معلـم می شـوند
عشق با دانش متمم می شود / هر که عاشق شد معلم می شود
روز معلم مبارک باد
::
::
تبریک گفتن روز معلم
معلم را بخش کردم اولش محبت آخرش محبت .
خدا تو را می خواست و انتخاب حق خدا بود .
دانای عشق روزت مبارک
::
::
اس ام اس تبریک به معلم
دوستی
هدایت
نظم
علم
عشق
اعتماد
و آرامش را در یک شخص پیدا کردم
و او کسی نیست جز شما
معلمم روزت مبارک
::
::
اس ام اس تبریک روز معلم
معلم را بخش کردم اولش محبت آخرش محبت .
خدا تو را می خواست و انتخاب حق خدا بود . دانای عشق روزت مبارک . . .
::
::
متن جالب تبریک گفتن روز معلم
ای معلم : ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما لم یعلم )
هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود سرود قافله ی تمدن هستی .
::
::
پیامک تبریک روز معلم ۹۲
یادمه روز معلم در روی تخته سیاه کلاس نوشته بود:
معلم مانند شمعی است که می سوزد و دود میکنه
::
::
از پدر گر قالب تن یافتیم از معلم جان روشن یافتیم
هر روزت مبارک . . .
::
::
پیامک روز معلم ۱۲ اردیبهشت ۹۲
معلم باغبان باغ عشق است معلم قافله سالار عشق است
همه کار معلم کار عشق است . . .
::
::
معلم با تو من یاد گرفتم که چگونه زنده باشم و چگونه زندگی کنم . . .
روزت مبارک . . .
::
::
اس ام اس روز معلم اردیبهشت ۹۲
سپاسگزار معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت ، نه اندیشه ها را . .
::
::
فروغ صبح دانایی انیس روز نادانی چگونه پاس دارم تورا اینک که می دانم خدا هم نیز چون من تورا بسیار دوست می دارد من هم چون خدایم تو را دارم
با سپاس بی حد ... روزت مبارک
::
::
اس ام اس روز معلم ۹۲
معلم هدفت عشق است و ایثار
هزاران خفته از عشق تو بیدار
روزت مبارک
::
::
معلم گرامی از تو تشکر میکنم برای هدایت ما
و از اینکه بهترین راه را برای ساختن امروزمان نشان دادی
تویی که ما را از "هیچ" به "همه چیز" رساندی
شاگرد کوچک شما
::
::
پیامک تبریک روز معلم
چگونه می توانم تمام لحظه هایی که چون سرو در مقابلم ایستادی و با شور عشقت مرا سیراب کردی جبران کنم جز اینکه بهترین درود ها و دعاهای خیرم را بدرقه راهت کنم . . .
::
::
اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .
معلم شهید ، دکتر شریعتی
::
::
اس ام اس تبریک روز معلم
سلامت گفتم پیامم دادی ، پیامت چراغ راه زندگیم شد و مرا به سرزمین نور و آگاهی
هدایت کردی ای آینیه تمام نمای عشق و محبت و ایثار هرروزت مبارک باد . . .
::
::
معلم عزیزم دوستت دارم!
به او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریایست
که قایق کوچک دا من در آن غرق شده.
به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد.
وچشم هایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد.
::
::
جدیدترین اس ام اس روز معلم
روزهای اول تحصیل درمکتب عشق مدام با خودم مرور میکردم
عشق یعنی حاصل جمع دل عاشق ومعشوق.
عشق یعنی ضرب در ضربان یار.
کاش ازعشقم درپرانتزنگهداری میکردم
افسوس که دیر شده ودرعاشقی مشروط شدم
روزت مبارک
::
::
پیامک تبریک روز معلم ۹۲
TEACHER is a full form of
معلم یک فرم کامل است
T-Talent(استعداد درخشان)
E-Education(آموزش)
A-Attitude(نگرش)
C-Character(شخصیت)
H-Harmony(هارمونی)
E-Efficient(کارامد)
R-Relation(ارتباطات)
::
::
::
::
در مکتب تو همیشه شاگردم من
دور از رخ تو همیشه پر دردم من
در فصل بهار و روز استاد ببین
بی نور معلم این چنین زردم من
::
::
اس ام اس روز معلم جدید
وزیر اموزش و پرورش اعلام کرد:
معلمینی که چون شمع می سوزند
تا پایان سال ۹۲ گازسوز خواهند شد

به گزارش خبرگزاری فارس از کهگیلویه، قبرستان یا همان آرامستان همانگونه که از اسمش پیداست محلی است برای آرامش ابدی اموات و از دست رفتگان، ولی همین آرامستان در دهدشت امان از زندگان گرفته و داد آنها را درآورده است.
قبرستان دهدشت که دیر زمانی محلی کاملا دورافتاده از شهر بود به دلیل توسعه سریع شهر هم اکنون در حصار منازل مسکونی قرار گرفته و همین مسئله خود باعث و علل بروز مشکلات متعددی شده است.
*بروز برخی منکرات در قبرستان دهدشت
مشکلات و معضلاتی که در این قبرستان به وجود آمده از چند منظر قابل بررسی است که از ایجاد ترافیک و آلودگی صوتی ناشی از نالههای گاه و بیگاه خانوادههای داغدار که بگذریم بروز برخی اعمال منافی عفت و منکرات از مهمترین معضلاتی است که در قبرستان دهدشت به وجود آمده است.

گفتنی است با همه فراز و نشیبهایی که در انتقال قبرستان دهدشت به وجود آمد در نهایت با تصمیم شورای فرهنگ عمومی کهگیلویه و با عزم جدی شهردار دهدشت قرار شد که تمامی تدفینها از این پس در قبرستان جدید صورت گیرد.
جلوگیری از دفن اموات در قبرستان قدیم گر چه دیر بود ولی انجام شد و بنا به گفته شهردار باید شورای تامین، اعضای شورای شهر و شهروندان همت خود را برای اجرای این طرح به خرج دهند.
به هر حال و بنا به گفته شهردار از این پس باید خاکسپاری اموات در قبرستان جدید که به امکانات رفاهی و سردخانه نیز مجهز شده است انجام گیرد ولی شهر دهدشت و ساکنان اطراف قبرستان قدیم وارث یادگاری شوم شدهاند که تنها در اثر سوء مدیریت مسئولان فرهنگی به وجود آمده و اگر فکری برای رفع آن نشود به یکی از اصلیترین معضلات شهر تبدیل خواهد شد.
*سایبانهایی به نام مردگان و به کام خلافکاران
این موضوع شاید در نگاه اول و به ظاهر چندان مسئلهساز نباشد ولی با کمی دقت در عمق موضوع در خواهیم یافت که همه ما با دست خود و بیآنکه بخواهیم قبرستان شهرمان را به محلی مناسب برای برخی اعمال خلاف تبدیل کردهایم.

مسئله از آنجا ناشی میشود که سایبانها و دیوارهایی که زندگان بر فراز قبر مردگان بنا کردهاند علاوه بر این که تردد مردم در میان قبور را با مشکل مواجه کرده محل امنی برای برخی بزهکاران به وجود آورده تا با خیال راحت خلافکاری کنند.
حجتالله تقوی شهردار دهدشت با تایید این مطلب اذعان داشت: اولین کاری که شهرداری برای رفع معضل قبرستان انجام داد احداث دیوار حائل اطراف قبرستان قدیم بود.
تقوی با بیان اینکه وجود سایبان و دیوارهای اطراف قبور مشکلات و معضلات اجتماعی را به وجود آورده است افزود: برای رفع این معضل باید همه دستگاههای امنیتی و فرهنگی همت کنند تا شهرداری با فراغ بال بتواند نسبت به حذف سایبانها اقدام کند.
فرماندار کهگیلویه با بیان اینکه تاکنون گزارشی مبنی بر انجام اعمال خلاف در قبرستان دهدشت به شورای تامین ارجاع نشده میگوید: چیزی که در این بین اهمیت دارد همکاری مردم در اجرای این طرح است.
ساکنان اطراف قبرستان با تایید این که وجود سایبانها باعث بروز بسیاری مشکلات در قبرستان میشود از مسئولان میخواهند که به فکر چارهای اساسی برای رفع این معضل باشند.

لیلا سلطانی خانم جوان و ساکن کوی پاسداران با اشاره به این که تردد و ایاب و ذهاب در قبرستان دهدشت بسیار مشکل است، میافزاید: متاسفانه هر از چند گاه صحنههایی را در زیر سایبانهای قبور مشاهده میکنیم که ......
جدای از این مسئله چیزی که باید به آن توجه داشت و از آن به عنوان یک زنگ خطر یاد کرد زیادهروی برخی شهروندان در تزئینات قبور و ساخت گنبد و بارگاه بر روی قبرهاست که اگر جلوی این مسئله گرفته نشود به سایر مناطق و روستاها نیز رسوخ خواهد کرد.
*ساخت گنبد و بارگاه روی قبور
این در حالیست که در دین مبین اسلام بر ساده بودن قبر سفارش شده و در فرهنگ بومی مناطق مختلف استان به طور معمول قبرها بسیار ساده و قبرستانها همواره از کمترین تجملات برخوردار بودند.
امام جمعه دهدشت در این ارتباط با اشاره به این که ساخت گنبد و بارگاه بر روی قبور عوام مغایر با شرع مقدس است، اظهار داشت: امیدواریم که با کارهای فرهنگی که در این زمینه انجام میگیرد این کار تکرار نشود.


رئیس شورای فرهنگ عمومی کهگیلویه با بیان این که ساخت گنبد و بارگاه بر روی قبور و در قبرستانها هیچ الزامی ندارد، از شهرداری خواست نسبت به یکسانسازی قبور و جلوگیری از ساخت و ساز بارگاه بر روی قبور جلوگیری کند.
حسینی افزود: این نوع معماری در ساخت قبور ممکن است در نگاه آیندگان امامزاده تلقی شود و حرمت امامزادگان زیر سؤال برود به همین جهت باید به جد با این مسئله برخورد کرد.

در پایان با در نظر گرفتن همه جوانب میتوان دریافت که معضلات کنونی که دامنگیر قبرستان دهدشت شده در وهله نخست ناشی از سوء مدیریتها بوده و اگر مسئولان در اسرع وقت به فکر چاره ای برای رفع این معضلات فرهنگی و اجتماعی به وجود آمده در قبرستان نباشند این میراث شوم را به نسلهای آینده واگذار کرده و قطعا هر خبط و خطایی در این مورد صورت گیرد به پای مسئولان نوشته خواهد.
چه بهتر که مسئولان همت کنند و با این کار هم مایه آسایش و آرامش اموات را فراهم آورند و هم با این کار توشهای برای آخرت خود فراهم کنند.
================
گزارش از قاسم خشت زر
ادامه خبر...
بعد از سالها که تاخیر پرواز، بسیاری از شهروندانی که قصد استفاده از هواپیما را داشتند مجبور به انجام برنامهریزیهای مدیریت شده در زمان وقوع حوادث غیرمترقبه! کرده بود، بالاخره تاخیرها به حداقل رسید اما معضل جدیدی، مهر تاخیر را بر پرونده برخی پروازهای داخلی ایران حک کرد!
به گزارش راک نیوز به نقل از(ایسنا)، منطقه فارس، همراه شدن با یک پرواز شرکت هواپیمایی آسمان و 95 مسافر این پرواز که با تاخیر، از تهران به شیراز رسیدند! حکایت جالبی است از آنچه هنوز جایگاهش در پروازها خالی احساس میشود، این مهم چیزی نیست جز " مدیریت مطلوب" و احترام به حقوق و وقت دیگران.
با اطمینان از داشتن بلیط بازگشت و اینکه بهموقع به خانه خواهم رسید، یکساعت زودتر به مهرآباد میروم، درحالی که بارها وجود بلیط در کیفم، ساعت پرواز، شماره و تاریخ آن را مرور کردهام تا از هر اشتباهی پیشگیری شده باشد، نفسی به راحتی میکشم و تا زمان اعلام پرواز آدمها را تماشاگر میشوم.
سرساعت و با قرار گرفتن در صف همسفرهایم، کارت پرواز را دریافت کرده و به سمت سالن خروجی پرواز حرکت میکنیم، عبور از گیتهای بازرسی، آسانتر شده و ماموران با برخوردی خوب، عصری خوشآیند و پروازی مطلوب را نوید میدهند، لبخندها رد و بدل میشود تا داخل اتوبوس، و آن گاه استنشاق حدود 10 دقیقه دود غلیظ اگزوز اتوبوسهایی که نمیدانم چرا مجبورند در تمام مدت توقف هم روشن بمانند. گویا قرار است تمام مسافران (95 نفر) با یک اتوبوس به سمت هواپیما نقل مکان کنند.
هنوز دقایقی از جاگیر شدنم در صندلی خراب ردیف 12 نگذشته که پچ پچی بین مهمانداران در میگیرد و هرکدام از آنان یکبار تعداد مسافران را شمارش میکنند، یک، دو، سه، چهار، پنج...... نود و سه، نود و چهار، نود و پنج. .....
کسی به مسافران حرفی نمیزند، مدام میروند، میآیند و هواپیما از جایش حرکت نمیکند، قبل از آن که کسی سئوالی بکند، سرمهماندار از مسافران درخواست میکند که کارتهای پرواز خود را به همکاران او بدهند، اما کارت پرواز اصلیترین مدرک هویتی و سند اثبات کننده حقوق مسافر، در هر پرواز بهشمار میرود، باید تا پایان پرواز، نزد مسافر بماند، مهماندار اعلام میکند که کارتها پس از شمارش، مجددا بازگردانده خواهد شد که البته نمیشود.
طاقتها بعد از نیمساعت طاق میشود و یکی میپرسد: چه اتفاقی افتاده؟ مسافر مشکوکی دارید؟ پیشبینی حادثهای شده است؟ و در این میان حال و احوال چندین گردشگر ایتالیایی که مدام از راهنمایشان دلیل حرکت نکردن و رفتارهای مهمانداران را جویا میشوند، دیدنیتر است، و من مدام گردشگران را مینگرم که چهرههایشان متعجب است و راهنما عاجز از توضیح موضوع برای آنان!!
اعتراض مسافران شروع میشود و آغاز کننده آن پیرمردی است که کارت پروازش را لابلای سایر کاغذها و مدارکش گذاشته و قدری طول میکشد تا آن را بیابد و این در حالیست که سوالات آقای مهماندار که گویا قدری هم مشکوک شده، عصبانیت پیرمرد را به دنبال داشته، به گونهای که این پرس و جو را اهانت تلقی کرده و ضمن تحویل کارت پرواز خود با لهجه شیرین لری حسابی از خجالت مهماندار مودب و عذرخواه درمیآید. غرو لندش تا شیراز هم ادامه داشت.
سرانجام مشخص میشود که در تعداد کسانی که کارت پرواز گرفته و سوار هواپیما شدهاندف مغایرت وجود دارد، ترافیک آسمان در فرودگاه مهرآباد مدعی تعدادی مسافر است، ولی مسافران حاضر در هواپیما یک نفر بیشترند!! یک کارت پرواز اضافه، با بلیط یا بدون بلیط، علت چیست؟ مگر امکاندارد، همه کارها را رایانه انجام میدهد، این دیگر چه قصهای است؟
کار به سامان نمیرسد، مجموعه حاضر در فرودگاه حرف خود را میزنند و خدمه پرواز مستند به کارتها و تعداد مسافران حرف خود را. هواپیما تعداد صندلی مشخصی دارد، نمیتوان کسی را روی بوفه سوار کرد، پرواز اصولی دارد، وزن، اضافه بار و ...
هرچند من برای اولین بار شاهد این نابسامانی بودم اما بسیاری از همسفرانم شاهد تکرار دقیق همین ماجرا در پروازهای مشابه از مهرآباد به شیراز بودهاند، حتی یکی دو نفر از م
همانداران هم تلویحا وقوع و تکرارچنین معضلی را، تایید و از آن ابراز تاسف میکردند.
یکی از مسافران نیز ادعا می کرد چندین بار این مشکل را تجربه کرده است و اینکه در دفعه قبل ساعتی بعد از بروز همین مشکل، خلبان از مسافران درخواست کرد هواپیما را ترک کرده و برای حل مشکل به سالن ترانزیت برگردند که پس از پیاده شدن و بازگشت، در آستانه درب سالن ترانزیت مشکل حل شده است.
و من همچنان به گردشگرانی نگاه میکنم که بالاخره راهنما برایشان توضیح داده که مشکل کجاست.!!
اگرچه مسافران این پرواز راس ساعت 6 و 15 دقیقه انجام نشد، اما خدمه برای آنکه مسافران هرچند با تاخیر، به کارشان برسند صندلی خود را تقدیم مسافر اضافی کردند و بالاخره هواپیما پرید و خلبان تا شیراز بارها عذرخواهی و مسافران را شرمنده کرد تا خاطره این پرواز در ذهن من و بسیاری دیگر حک شود.
به گزارش ایسنا، هواپیمایی آسمان طی ماههای اخیر شاهد تغییراتی در سطوح مدیریتی بوده است، تغییراتی که مدیر عامل آسمان، تلاشی برای کیفیتبخشی به خدمات، عنوان کرده است، کاش اینگونه باشد...
ادامه خبر...
چهارمین جلسه دادگاه کهریزک هم با حاشیه هایی همراه بود. سکوت طرفین دادگاه پس از محاکمه ، انتظار مادری برای گفتن یک جمله به مرتضوی، ناپدید شدن حیدری فر پس از دادگاه و جذابیت کار خبرنگاران برای توریست های خارجی از مهمترین حاشیه های این دادگاه بود. امروز هم شاکیان و متهمان از دو در جداگانه وارد دادگاه شدند. اولیای دم و وکلای آنها از اصلی و متهمان از پشتی وارد شدند.
* حیدری فر مثل سه جلسه قبلی زودتر از دادستان سابق در محوطه دادگاه حاضر شد.او با دیدن خبرنگاران در جمع آنها حاضر شد و به سوال های آنها پاسخ داد.
* سعید مرتضوی هم با اسکورت همیشگی خود به محل برگزاری دادگاه آمد. او در این جلسه قبل و بعد از محاکمه حاضر به مصاحبه نشد.
* وقتی در پایان محاکمه خبرنگاران از مرتضوی خواستند مصاحبه کند او فقط از فاصله ای دور دستی تکان داد و سوار ماشین شد.
*به دلیل غیرعلنی بودن دادگاه خبرنگاران 150 دقیقه در مقابل در دادگاه که مقابل کاخ گلستان است منتظر بودند.تجمع خبرنگاران در مقابل دادگاه باعث تعجب توریست های خارجی شده و درباره علت آن سوال می کردند.
* زن میانسال نیز از صبح در مقابل در دادگاه منتظر ایستاده بود تا یک جمله را به دادستان سابق بگوید. او در جمع خبرنگاران گفت : دخترم را در آمریکا کشتند. برای پیگیری پرونده اش چند بار به دادسرا رفتم. اینقدر به آنجا رفت و آمد داشتم که یک روز مرتضوی مرا به سخره گرفت و گفت : امروز کارت ورود زده ای؟ امروز اینجا آمدم تا وقتی از دادگاه می آید به او بگویم کارت ورود و خروجت را زده ای؟ این مادر هنگام خروج مرتضوی از محوطه دادگاه خود را به ماشین دادستان سابق رساند و با صدای بلند گفت: بالاخره تو هم کارت زدی؟
* پس از جلسه دادگاه حیدری فر به از دید خبرنگاران ناپدید شد و معلوم نشد چطور محل دادگاه را ترک کرد.
* زمانی که روح الامینی در جمع خبرنگاران حاضر شد، پدر کامرانی به او اعتراض کرد و گفت: قرار بود کسی درباره دادگاه حرف نزد.
بازنشر از مهر

پایگاه خبری راک نیوز : مشایی مازندرانی الاصل است، در اوایل پنجمین دهه زندگیش به سر می برد، بنا بر برخی اقوال نام مستعارش در زمان حضور در کردستان اوایل دهه 60 "مرتضی محب الاولیاء"بوده است.مسوولیتهای گوناگونی در طول سال های پس از انقلاب برعهده داشته است، اما در 8 سال اخیر، حضورش در میدان سیاست و اجرا چشم گیرتر و البته همراه با حاشیههای گوناگون بوده است، در ادامه بیوگرافی و گفت و گوی ایسنا را با وی می خوانید،
رابطه صمیمانهای با رییس دولت دارد و همین رابطه شاید زمینهساز ازدواج دختر و پسر این دو با یکدیگر شد.دوستان دیروز احمدی نژاد در جریان اصولگرا از او بیشترین انتقاد را میکنند و به او لقب "لیدر جریان انحرافی" را دادهاند و تلاش کردهاند، بین او و رییس دولت فاصله ایجاد کنند. برای از میدان بدر کردن او شایعه کرده اند با رمال و جن گیر در ارتباط است و احمدی نژاد را با کمک این رمال ها سحر کرده است.
از او به عنوان عامل بسیاری از تصمیمات رییس جمهور و عزل و نصبها در بدنه دولت یاد میشود و معتقدند به دنبال زنده کردن فرهنگ ایرانی است و به همین منظور مکتب ایرانی را مطرح کرده است.اگر چه برخی مدافعان او مکتب ایرانی را ترجمه مکتب تشیع با خاستگاه ایرانی دانسته اند. نسبت به دیگر اعضای دولت رابطه بهتری با هنرمندان دارد، و شاید همین موضوع باعث شده منتقدانش از او به عنوان فردی لیبرال بخصوص در عرصه فرهنگ یاد کنند. همین افراد او را به مخالفت با روحانیت، مرجعیت و ولایت فقیه متهم میکنند، در برههای این مسائل به حدی افزایش پیدا کرد که برخی از مداحان با استفاده از تریبونهای خود بعضا اقدام به فحاشی علیه او کردند که نتیجه کار شکایت از این مداحان و در نهایت صدور آرایی بود که برخی آن را تعجب آمیز خواندند.
از مدتها قبل از او به عنوان کاندیدای احتمالی دولت در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم یاد میشود ، با توجه به نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات حرف و حدیثها در این زمینه جدیتر شده، گرچه دوستان اصولگرای سابق بر رد صلاحیت او از سوی شورای نگهبان تاکید میکنند، امری که شاید رییس دولت با اشاره ضمنی ، آن را نسخه پیچی برای شورای نگهبان خواند، اما از طرف دیگر همین منتقدان از او به عنوان یکی از مهمترین رقیبان خود یاد میکنند، رقابتی که هنوز وی برای حضور در آن رسما از خود رغبتی نشان نداده است.
مشایی که به تازگی به نسبت سنوات گذشته بیشتر در برابر خبرنگاران و عکاسان حضور پیدا میکند، در گفتوگویی به بسیاری از شبهات پیرامون خود، پاسخ داد.
سوال: رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود در مشهد مقدس تاکید بر حضور سلایق مختلف در انتخابات کردند و گفتند که باید جریانهای مختلف سیاسی در انتخابات حضور پیدا کنند، آقای رییسجمهور به تازگی چندین بار در سخنان خود بیان کردند که عدهای درصدد هستند سخنان مقام معظم رهبری را تحریف کنند، آقای رییسجمهور در این زمینه چه موردی را مشاهده کردند که اینگونه سخن میگویند؟
جواب: آقای احمدینژاد حرفهای آقا را نه تفسیر و نه تعبیر کردند. ایشان گفتند که آقا فرمودند باید حماسه سیاسی ایجاد شود و یکی از جلوههای حماسه، انتخابات است. نمیتوان گفت که در انتخابات درصد کمی از مردم حضور پیدا کنند و آن وقت در طول سال منتظر حماسه باشیم. کجا امکان دارد این حماسه رخ دهد جز انتخابات. یکی از مسائل اصلی در ارتباط با حماسه سیاسی، انتخابات است و این حماسه با حضور مردم صورت میگیرد. وقتی که مردم پای صندوقهای رای میآیند و آرای خود را در صندوقها میریزند، این نشان میدهد که مردم استقبال کردند، حضور دارند و این یعنی حماسه. برای اینکه این موضوع رخ دهد لازم است تمام جریانات سیاسی که نظام را قبول دارند و در چارچوب نظام هستند، حضور داشته باشند و این صریح بیانات مقام معظم رهبری است و ما نباید در برابر نص اجتهاد کنیم.
سوال: با توجه به این موضوع آقای رییسجمهور چرا تاکید دارند که برخی درصدد هستند صحبتهای مقام معظم رهبری را تعبیر و تفسیر کنند؟ چه چیزی را به صورت عینی مشاهده کردند؟ آیا تحریفی رخ داد؟
جواب: بله، این اتفاق افتاد؛ چراکه فلان خطیب گفت منظور آقا این نیست که فلان گروه بیاید، یا شخصی در روزنامه ای نوشت اگر فلان گروه بیاید ردصلاحیت میشود. اینگونه سخنان یعنی نقض صحبتهای مقام معظم رهبری و آقای احمدینژاد به این موضوع انتقاد دارند و از این جهت انتقاد میکنند. ایشان معتقدند که حماسه یک امر تزیینی نیست، یک امر توصیه شده نیست که اگر انجام شود، بهتر است. آقای احمدینژاد معتقدند وقتی که مقام معظم رهبری امسال را سال حماسه سیاسی و اقتصادی نامیدند این بر اساس یک ضرورت نامگذاری شده و باید حتما عینیت پیدا کند. ما برای گذر از شرایط امروز نیازمند حضور باشکوه مردم در انتخابات هستیم و آقای رییسجمهور بر اساس نظر رهبری عزیز معتقدند که همه مردم باید در صحنه انتخابات حضور داشته باشند و برای اینکه حضور همه مردم را شاهد باشیم باید جاذبهای در این زمینه وجود داشته باشد؛ چراکه افراد افکار،عقاید و اندیشههای متفاوت دارند.
در انتخابات قبلی گرایشهای مختلف مردم را دیدیم و اکنون نباید کسی به گونهای تحلیل کند و بعد بگوید مردم همین هستند. در انتخابات سال 88 که آقای احمدینژاد نزدیک به 25 میلیون رای داشتند، طرف مقابل هم میلیونی رای داشت، ضمن اینکه باید توجه داشت، جمعیتی نیز در کشور بودند که در انتخابات شرکت نکرده و حضور پیدا نکردند و ما باید همه اینها را حساب کنیم. برای تحقق حماسه اینها همه باید حضور داشته باشند. منظور آقای احمدینژاد منظور خاصی نیست. من معتقدم اگر حامیان دولت حتی در انتخابات کاندیدا داشته باشند و آقای احمدینژاد هم بیاید و بگوید که این آدم و فلان آقا باشد اما یک محدودیتهایی برای دیگران ایجاد شود مردم باز هم پای صندوقهای رای نمیآیند و ما در گرفتن نتیجه شکست خواهیم خورد.
خوشبختانه امروز چهره احمدینژاد برای مردم شناخته شده است و مردم میدانند که او به آرمانهای مردم و انقلاب وفادار است. مصلحت را تشخیص میدهد و به آن پایبند است و اگر حساسیتی به خرج میدهد برای این است که تمام آحاد مردم پای صندوقهای رای بیایند و رییسجمهور منتخب رای بالایی داشته باشد. کشور به این موضوع نیاز دارد و این اتفاق باید رخ دهد.
سوال: در عالم سیاست حق هر دولتی است که بخواهد در پایان دوره خود کاندیدایی را معرفی کند و در تلاش باشد که کسی در مسئولیت قرار بگیرد که راه او را ادامه دهد، برخی میگویند آقای مشایی کاندیدای دولت است؟ آیا این درست است؟
جواب: آیا مشایی در این ارتباط چیزی گفته؟ آیا آقای احمدینژاد در این ارتباط چیزی گفته؟ بارها ما گفتهایم که دولت اعتقادی ندارد که فضای کشور را انتخاباتی کند و مقام معظم رهبری نیز در ادوار گذشته بر این موضوع تاکید کردهاند و ما نیز دلیلی نمیبینیم که فضای کشور را در حال حاضر انتخاباتی کنیم. این حس و شور انتخاباتی را باید مردم بسازند، نه اینکه دولت فضا را انتخاباتی کند. در سال 88 نیز سیاست دولت اینگونه بود. حامیان دولت نیز اگر کاندیدایی داشته باشند و آقای احمدینژاد نیز نظری در این ارتباط داشته باشد و یک نفر از دولت بخواهد در این عرصه ثبتنام کند، در موقع ثبتنام کاندیداها این اقدام انجام میشود و در حال حاضر دولت معتقد است که اگر فضا را انتخاباتی کند فرصت خدمت و انگیزه کار از او گرفته میشود و این تصور ایجاد میشود که هر کاری میکند انتخاباتی است، لذا ما در دولت تلاش کردیم از فضای انتخاباتی فاصله بگیریم. در بیرون نیز طبیعی است که اظهارنظرهایی وجود داشته باشد و در محافل سیاسی عدهای تحلیل کنند که دولت کاندیدا دارد. چون دولتی است که کار کرده، خدمت کرده و دارای محبوبیت بالایی است.
سوال: نظر شما در این ارتباط چیست؟
جواب: اگر من اظهارنظری بکنم این همان انتخاباتی شدن فضاست و این چیزی است که ما به شدت از آن دوری میکنیم وگرنه ما مثل سایر مردم نظر داریم، ولی سکوت میکنیم که فضا انتخاباتی نشود و اگر شرایطی فراهم شد، نظر خود را نیز بیان میکنیم.
سوال: آیا ممکن است که در موقع ثبتنام کاندیداها ،آقای احمدینژاد از یک نفر به صورت صریح حمایت کند؟
جواب: اگر جواب این سوال را اکنون بدهم فضا انتخاباتی میشود. اگر در موقع ثبتنام کاندیداها یک نفر ثبتنام کرد قضیهاش جور دیگری است، ولی همانطور که گفتم ما نمیخواهیم فضا در حال حاضر انتخاباتی شود. این فضا باید در بین مردم باشد و مردم از شش ماه قبل تقریبا وارد این عرصه و فضا شدند، ولی دولت نباید اینگونه باشد و اگر دولت موضع بگیرد، رسما وارد فضا شده که دولت در حال حاضر از این امر خودداری میکند، ولی به یک نکته نیز باید توجه داشت، اگر کسی از اعضای دولت ثبتنام کند این به این معنا نخواهد بود که او کاندیدای دولت است؛ چراکه تشکیلات دولت وسیع است و ممکن است از این تشکیلات وسیع یک نفر بخواهد در این عرصه ثبتنام کند .
اما اگر کسی ثبتنام کرد و شخص آقای احمدینژاد ، موضع گرفت و از ایشان حمایت کرد این فرد را میتوان کاندیدای دولت عنوان کرد، ولی همانطور که گفتم اگر ما از همین اکنون بخواهیم موضعگیری کنیم، دیگر دولت نمیتواند کاری کند و تحرکی داشته باشد و دولت اگر بخواهد موضعگیری کند در موقع ثبتنامها این کار را انجام میدهد.
سوال: چرا در اذهان عمومی این تصور ایجاد شده که مشایی کاندیدای دولت است؟
جواب: این را چرا از من میپرسید، من نمیدانم.
سوال: نظر تحلیلگران و اذهان عمومی این است که آقای احمدینژاد اگر بخواهد از فردی حمایت کند آن شخص غیر از مشایی نخواهد بود؟
جواب: من در رسانهها اسم گزینههای مختلف را دیدم که از آنها به عنوان کاندیدای دولت نام برده شده است.
سوال: اما آقای مشایی نفر اول است؟ عدهای تحلیل میکنند که دولت چند نفر را برای ثبتنام کاندیدا خواهد کرد و گزینه اول مشایی خواهد بود و در صورتی که آقای مشایی تایید صلاحیت نشود بر روی دیگر گزینهها مانور خواهد داد؟
جواب: این تحلیلی است که بیان میکنند من چه بگویم.
سوال: نگفتید چرا افکار عمومی اینگونه فکر میکنند که آقای مشایی کاندیدای دولت است و تمرکز آقای احمدینژاد در این ارتباط بر روی آقای مشایی است؟
جواب: شما به عنوان کسی که به صورت مرتب با اخبار و تحلیلهای گوناگون سر کار دارید و در واقع جزء نخبگان جامعه هستید فکر میکنید که چرا این تحلیل وجود دارد؟ به عنوان فردی از آحاد جامعه جواب دهید.
سوال: خیلیها میگویند رابطه آقای احمدینژاد با مشایی یک رابطه فراتر از مسئولیت کاری است و بسیار عمیق است، تعبیر مراد و مریدی به کار برده میشود.
جواب: آیا عمیق بودن یک رابطه دلیلی بر این است که طرف برود رییسجمهور بشود؟
سوال: تحلیلگران میگویند که آقای احمدینژاد به مشایی اعتماد کامل دارد و اگر بخواهد کسی را انتخاب کند که فعالیتهای وی را در دور بعد ادامه دهد، وی کسی جز مشایی نخواهد بود و در واقع تعبیر پوتین مدودف را بیان میکند، در برابر تعبیر احمدینژاد مشایی.
جواب: به نظر من هر کس دیگری نیز باشد میشود این حرف را در مورد آن زد. احمدینژاد میتواند از هر فرد دیگری حمایت کند و با او قرار بگذارد که در دوره بعدتر او کاندیدا شود و این توافق را با او انجام دهد. این چه ربطی به مشایی دارد.
سوال: ولی رابطهای که احمدینژاد با مشایی دارد با دیگران ندارد؟
جواب: این چه ربطی به مدل پوتین مدودف دارد.
سوال: خب، وقتی این مدل پیاده شود احمدینژاد مطمئن خواهد بود که سیاستهای او ادامه پیدا خواهد کرد و میتواند در دولت مشایی معاون اول یا رییس دفتر باشد؟
جواب: ادامه دادن سیاستها اشکالی ندارد و این یک امر طبیعی است، ولی خیلیها میتوانند این کار را انجام دهند فقط مشایی نیست.
سوال: من جواب سوال شما را دادم، شما نگفتید نظرتان چیست؟ چرا چنین ذهنیتی وجود دارد؟
جواب:من چه بگویم، بگویم نخبگان چنین نظری دارند که البته مطمئن نیستم که نخبگان چنین نظری داشته باشند و اگر چنین چیزی را هم بگویم میگویند برای خودش دارد، تبلیغات میکند. من اگر راجع به این موضوع اظهارنظر کنم، فردا میزنند مشایی برای خودش تبلیغات کرد. من نباید این موضوع را تایید کنم، مردم باید قضاوت کنند و اینهایی که شما گفتید تحلیل است.
سوال: در جریان انتخابات سال 84 خیلی از افراد جریان اصولگرا از آقای احمدینژاد حمایت کردند؟
جواب: البته برخی حمایت کردند و برخی نیز حمایت نکردند، افراد متفاوتی بودند.
سوال: بله، افراد متفاوتی بودند، ولی بخش عمدهای از جریان اصولگرا حمایت کرد و در پی آن گفتمان 3 تیر ایجاد شد، ولی وقتی که آقای احمدینژاد رابطه نزدیکتری با شما برقرار کرد، گفتند که مشایی باعث فاصله گرفتن ما از احمدینژاد شده و شما را لیدر جریان انحرافی معرفی کردند، چرا از شما به عنوان لیدر جریان انحرافی یاد میشود؟
جواب:فرض کنید من راجع به یک چیزی و یا یک موضوعی موضعی داشته باشم و اگر فرد دیگری در چنین حوزه و موضعی نباشد، آیا من باید به او بگویم منحرف؟ آیا این خوب است؟ ما از چه چیزی منحرف شدیم. من تا به حالا هر چه فکر کردم متوجه نشدم که از چه چیزی منحرف شدم. هزار تا اتهام زدند و بعدا معلوم شد که خودشان متهم اعلی برای آن اتهامات هستند. این اتهامات به ما ربطی نداشت، انحراف نیز که میگویند یک مساله کلی است. هر چیزی نسبت به چیز دیگری منحرف است. باید بگویند ما از چه چیزی منحرف شدیم.
سوال: همین بحث مکتب ایرانی را مصداق این موضوع عنوان میکنند؟
جواب: آنها باید بگویند که ما از چه چیزی انحراف پیدا کردیم، یک واژه و یا یک کلمه دلیل بر انحراف نیست. میگویند فلانی این را گفت، آن را گفت، اینجا رفت، آنجا رفت و بعد میگویند انحراف. آیا ما هر کلمهای که میگوییم انحراف است؟ آنها هزاران اتهام زدند، این اتهامات چه شد؟ بعدا چه کسانی از مصادیق این اتهامات بودند که دیگر اسم آنها را نیز نمیگویند. همه رسانهها در طول این سالها در اختیار آنها بوده، از رادیو و تلویزیون گرفته تا رسانههای دیگر. آمدند و عکس یکی از نزدیکان رییسجمهور که اکنون معاون رییسجمهور است، در تلویزیون نمایش دادند و گفتند این فرد دارای تخلفات مالی و اخلاقی است و خلاف نص امام و رهبری عمل کرده است. تلویزیون حق ندارد این کار را بکند، ولی چون زیر فشار قدرت است از دستگاه ملی سوء استفاده میکند. روزنامهها نیز که بارها بارها بارها نوشتند، اتهاماتی به ما زده شد، اما نتیجه چه شد. هزاران و صدها هزار بار ما را به مسائل گوناگون متهم کردند و مردم نیز شنیدند، پس چرا اکنون اینقدر نگرانند، مگر برای مردم اطلاعرسانی نکردند، برای مردم تبیین نکردند که ما منحرف هستیم و مردم متوجه نشدند که ما منحرف هستیم پس چر اینقدر نگران هستند؟ شما میخواهید من چه چیزی را جواب بدهم. کسانی که این مطالب و اتهامات را مطرح کردند، باید جواب بدهند. معتقدم بهترین قضاوتکننده مردم هستند و باید دید از نظر مردم چه کسی منحرف است، از آنها سوال کرد. بهترین قضاوت را مردم میکنند.
سوال: خیلی از افرادی که در سال 84 از آقای احمدینژاد حمایت کردند و طرفدار گفتمان سوم تیر بودند. اکنون به خاطر نزدیکی احمدینژاد با شما از او حمایت نمیکنند و میگویند احمدینژاد تحت تاثیر مشایی است و ما دیگر از او حمایت نمیکنیم؟
جواب: اینکه خوب است، چه اشکالی دارد؟ اشکالی ندارد که مثلا یک گروه به هر دلیلی که دلیل آن نیز مهم نیست یک زمانی از فردی حمایت میکرده، به آن اعتقاد داشته و بعد به هر دلیلی بگوید که ما میخواهیم یک حرف دیگری بزنیم، به نحو دیگری عمل کنیم، اشکالش در چیست. ما استقبال میکنیم، احمدینژاد نیز استقبال میکند. نخبگان سیاسی و کسانی که اهل حزب،گروه و دسته هستند در نقاط مختلف دنیا بر اساس مواضع سیاسیشان عمل میکنند، اینها مهم نیستند، مهم مردم هستند.
مهم این است که وقتی دهها میلیون از مردم به فردی رای میدهند، رای آنها همسو با مردم است یا نیست. امروز دولت افتخارات بزرگی دارد از همه مهم ترآنکه روی اصول، انقلاب، ارزشهای اسلامی و ایرانی و روی حقوق مردم پافشاری کرد، عقبنشینی نکرد و اثبات کرد که مهمترین ارزش ملی و دینی، صیانت از حقوق مردم است. دین ما دینی است که حقوق آحاد مردم را محترم میشمارد. در این دولت بر روی ارزشها پافشاری شد و اقبال مردم نیز وجود داشت. میگویند اقبال مردم را به دست نیاورده است،این افرادی که چنین ادعایی را میکنند نترسند، فضا درست کنند و مردم خود نشان میدهند که کدام طیف را میپسندند. من کاری به سوم تیر، چهارم خرداد و پنجم مرداد ندارم، اینها مهم نیستند. اینها دم و دستگاهی است که خودمان درست کردیم، البته من احترام میگذارم، ولی معتقدم که اینها مهم نیستند، مهم این است که مردم چه نگاهی دارند و آرمان آنها چه چیزی است؟ افق مردم کجاست، لذا به همین خاطر میگوییم همه جریانات سیاسی در انتخابات حضور پیدا کنند، نه اینکه مثلا 10 نفر بیایند، ولی همه یک نفر باشند.
سوال: منظور شما از اینکه همه بیایند چیست؟
جواب: همه جریاناتی که نظام را قبول دارند، در چارچوب نظام هستند.
سوال: آیا منظور شما اصلاحطلبان نیز هست؟
جواب: فرقی نمیکند، من اصلا محدودیتی قائل نیستم. هر کسی و هر جریانی که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارد باید حضور داشته باشد تا انتخابات پرشور شود. چون در واقع با حضور خود به مردم احترام میگذارد، چون ممکن است یک بخشی از مردم آنها را بخواهند، پس باید اجازه داد آنها حضور داشته باشند و مردم باانگیزه باشند. این مهم است که رییسجمهور چقدر رای داشته باشد، ولی قبل از آن کل آرا مهم است، چون دنیا نگاه میکند که چقدر از مردم مشارکت کردند و آیا مردم از انتخابات استقبال کردند یا نه و تعداد آرای رییسجمهور منتخب در مرحله بعد اهمیت پیدا میکند، البته این نیز مساله مهمی است؛ چراکه وقتی رییسجمهور محترم دارای رای بالایی باشد، حرف او در جامعه ملی و بین المللی اثرگذارتر خواهد بود.
سوال: شما میگویید که اتهامات زیادی به شما وارد است و در پی این اتهامات بود که برخی از افراد از جمله مداحان شکایت کردید و حکمهایی به آنها داده شد که من نمیخواهم در مورد این حکمها صحبت کنم، ولی یکی از مسائلی که بارها در مورد شما مطرح شده رابطه مشایی با جن و رمالهاست و افرادی نیز اعلام شد که در این زمینه دستگیر شدند. رابطه مشایی با رمالها و جنگیرها چگونه است و علت اینکه این اتهامات به سمت شماست چیست؟
جواب: بنده یک مهندس الکترونیک هستم و کار یک مهندس الکترونیک با رمال و جنگیر جور در نمیآید. ما اهل محاسبه و حساب و کتاب هستیم و میگوییم دو بعلاوه دو میشود چهار و جن نمیتواند آن را پنج کند، البته ممکن است برخیها از جواب چهار خوششان نیاید و بخواهند دو به علاوه دو بشود، پنج که این کار رمالها و جنگیرهاست، ولی ما همیشه میگوییم که دو با دو میشود، چهار و بر همین اساس کارها را انجام میدهیم و این چیزها به درد ما نمیخورد، ولی اینکه چرا چنین اتهاماتی مطرح میشود مشخص است.
اگر این دولت موفق نبود، کارش پیش نمیرفت، هیچ اتهامی نیاز نداشت، چون عملکردش کافی بود و دیگر لازم نبود که به دولت اتهام بزنند، چون ثمره کار معلوم بود، نتیجه نگرفته بود و وقت کشور را نیز گرفته بود، ولی وقتی یک دولت موفق است و در مقیاس با گذشته عملکردش قابل مقایسه نیست و کسی یارای هماوردی و رقابت با او را ندارد این مسائل مطرح میشود. در سال 87 رییسجمهور بعد از سه سال عملکرد دولت نهم آمد و گزارشی از عملکرد صورت گرفته ارائه داد و در بسیاری از حوزهها عملکرد سه ساله با عملکرد 27 ساله قبلی رقابت میکرد. یک سال بعد انتخابات بود و رقیب با خود حساب میکند که چطور میتواند رقابت کند. خیلی از کسانی که در آن عرصه حضور داشتند، دارای عملکرد قبلی بودند و عملکردشان مشخص بود و قابل مقایسه با این دوران نبود و چون دیدند نمیتوانند رقابت کنند آمدند و گفتند دولت دروغ میگوید.
شعار رقبا این بود که دولت دروغگوست و همین الان نیز برخی از آقایان که کار را در این عرصه شروع کردند، میگویند که میخواهند دولت راستگو بیاورند، یعنی باز هم دولت را متهم به دروغگویی میکنند. من به آنها میگویم بابا چند بار میخواهید یک کار غلط را انجام دهید. آنهایی که در سال 88 گفتند دولت دروغ، چه نتیجهای گرفتند؟ به نظر من این مردم هستند که باید قضاوت کنند احمدینژاد درست میگوید یا غلط. مردم در سال 88 قضاوت کردند و اکنون چهار سال دیگر گذشته و باز هم آنها باید قضاوت کنند.
شما ببینید اکنون در بسیاری از شهرها و روستاها شاهد پروژههای عمرانی هستیم و تعداد این پروژهها در بعضی از موارد با مجموعه پروژههایی که در کل بعد از انقلاب صورت گرفته برابری میکند. باز هم تاکید میکنم که باید قضاوت را بر عهده مردم گذاشت. سوم تیر، چهار خرداد و پنجم مرداد مهم نیست، باید مردم بگویند که چه چیزی درست است و افرادی که اتهام به دولت میزنند چون نمیتوانند این عملکرد را کنار بگذارند اقدام به اتهامآفرینی میکنند.
سوال: چرا این اتهامات همه معطوف به شماست؟
جواب: چه چیزی معطوف به من نبود. آنها میگویند دنباله احمدینژاد را باید برید و قطع کرد. خودشان میگویند، البته دولت تنها من نیستم، من جزئی از دولت هستم.
سوال: ولی میگویند شما همه کاره دولتید و همه عزل و نصبهایی که در دولت صورت میگیرد، با اراده آقای مشایی صورت میگیرد؟
جواب:این را میگویند، ولی کار در دولت تخصصی است و این سخنان درست نیست. جایگاه من در دولت مشخص است. وقتی که این مسائل را متوجه من میکنند و میگویند من همه کاره هستم، باعث افتخار من است، چون این دولت موفق است و این استدلال وجود دارد که همهکاره دولتم، پس این موفقیت به من نسبت داده میشود و این باعث خوشحالی من است، ولی واقعیت این نیست و درست نیست. اینگونه سخنان بیانصافی است. در دولت نیروهای خدوم زیادی وجود دارند که شبانهروز کار میکنند و فعالیتها و موفقیتهای دولت کار یک نفر، دو نفر نیست. من نباید از این صحبتی که مطرح میشود فرار کنم این حرف به نفع من است، برای من تبلیغ میشود که همه تصمیمات در دولت کار مشایی است پس همه این توفیقات هم کار مشایی است، ولی همانطور که گفتم واقعیت این نیست و این بیانصافی است. علت اینکه این همه اتهام میزنند این است که توجیهی ندارند و نمیدانند در بیرون چه چیزی بگویند. البته خیلی از کارهایی که دولت نتوانسته بکند، وقتی از مردم در این مورد سوال میشود، مردم میگویند نگذاشتند که دولت این کار را بکند.
سوال: خودتان این را قبول دارید که نگذاشتد کار کنید؟
جواب:خیلی روشن است چرا از من میپرسید.
سوال: چه کسی نگذاشت که شما کار کنید، رییسجمهور نیز مرتبا این موضوع را میگوید؟
جواب: بگذارید مردم خود در این مورد قضاوت کنند. همه چیز را نباید ما بگوییم. من میگویم این ذهنیت در بین مردم وجود دارد و اگر من این حرف را بزنم ارزش و قیمتی ندارد و میگویند خودش برای خودش تبلیغ میکند. اگر این ذهنیت وجود دارد از آنها بپرسید که چرا در مردم چنین ذهنیتی وجود دارد؟
سوال: اجازه بدهید بحث را عوض کنم، آقای مشایی سال دیگر در کجاست؟
جواب: معلوم است در ایران.
سوال: منظورم این است که در پاستور کار میکند یا در جای دیگر، در کجا کار میکند؟
جواب: سوال سختی است، بستگی دارد که چه کسی رییسجمهور شود. شاید یک نفر رییسجمهور شود و از من خواست که در پاستور کمکش کنم و شاید یک نفر رییسجمهور شد و گفت شما لازم نیست که بیایید. بستگی دارد که چه کسی رییسجمهور شود.
سوال: خودتان دوست دارید که کجا باشید؟ کجا مسئولیت بر عهده بگیرید؟
جواب:سوال خوبی است، ولی من در مورد آن خیلی فکر نکردم که کجا باشم خوب است. البته من در مورد این مسائل زیاد سختگیر نیستم. هر جا خدمت باشد ما هم هستیم. من شغلهای مختلفی داشتم، ولی آیا دیدید که برخورد و ادبیات من عوض شده باشد، نه. هر جایی که خدمت باشد هستم، ولی تا حالا فکر نکردم که کجا دوست دارم باشم.
سوال: رابطه آقای مشایی و احمدینژاد چگونه است؟ میگویند آقای مشایی بر روی تصمیمات احمدینژاد تاثیرگذار است و احمدینژاد تاثیرپذیر از مشایی، رابطه مرید و مرادی یا فامیلی به کار گرفته میشود؟
جواب: خوب، من در مورد این موضوع خیلی چیزها میتوانم بگویم. ایشان استاد من است و من شاگرد ایشان. ایشان برادر من است و من برادر کوچکتر ایشان هستم. ایشان بزرگ من است و به من درسهای فراوانی داده، من خیلی چیزها را از ایشان یاد گرفتم. ایشان را خیلی دوست دارم ،چون ایشان یک شخصیت برجسته است و مصداق بارز عینی یک مومن انقلابی، عزیز و شریف که از حقوق مردم نمیگذرد، بر سر حقوق مردم معامله نمیکند و در واقع جیب ندارد، فامیل و غیرفامیل برایش معنایی ندارد، اگر چنین چیزهایی برای او مهم بود آدمهای نزدیکتر از من هم به او وجود داشتند، ولی الان به او نزدیک نیستند. اگر اهل فامیل و رفیقبازی بود اکنون خیلی از آدمها بودند که از من به او نزدیکتر و جلوتر بودند. مبنا فامیلی نبود، ما قبل از اینکه فامیل نیز بشویم رابطهمان اینگونه بود و بعد فامیل شدیم. مهمترین درسی که از احمدینژاد گرفتم این بود که من در واقع دین حقیقی واقعی و یک ولایت برخواسته از متن اسلام و حقیقت روشن توحید را من از احمدینژاد دیدم. مشی او تغییر نکرده، خیلیها در غرب نسبت به او شناختی نداشتند، ولی اکنون شناختها وسیعتر شده است. به صراحت میگویم که امروز احمدینژاد در اوج محبوبیت سالهای گذشته است. هرگز آقای احمدینژاد به اندازهای که امروز در ایران و دنیا محبوب است نبوده است، چون راه و مشی او عوض نشده است.
سوال: شما میگویید مشی آقای احمدینژاد عوض نشده است، ولی خیلیها میگویند احمدینژاد سال 84 با احمدینژاد سال 92 خیلی متفاوت است؟
جواب: کسانی که اینگونه صحبتها را مطرح میکنند، شاید فکر میکنند که احمدینژاد باید درجا میزده، همه عوض میشوند، ولی مهم این است که راه و خط عوص نشود، اصول عوض نشود ،ولی اگر قرار باشد که سطح عوض نشود که خیلی بد است، باید سطح عوض شود. به نظر من اگر آقای احمدینژاد پنجاه سال یگر مسئولیت بر عهده داشته باشد زندگی شخصی او عوض نمیشود، آرمانهایشان عوض نمیشود، پای حقوق مردم معامله نمیکند و هیچ سندی که خلاف مصالح مردم باشد را امضا نمیکند. طبیعی است که یک روزی افرادی به او نزدیک بودند و اکنون از او فاصله میگیرند، ولی مهم این است که خط و مشی احمدینژاد عوض نشده، آنها میگویند احمدینژاد عوض شده چون فاصله آنها با احمدینژاد زیاد شده است.
سوال: شما و آقای احمدینژاد در سخنانتان مبحث انسان کامل را مطرح میکنید، در مورد امام زمان صحبت میکنید و عدهای معتقدند که شما با مطرح کردن بحث انسان کامل سعی دارید ولایت فقیه را تحتالشعاع قرار بدهید، گرچه آقای احمدینژاد چندین بار گفته رابطه من با رهبری، پدر و فرزندی است، ولی خیلیها میگویند که جریان فکری شما تلاش دارد ولایت فقیه را با بحث امام زمان تحتالشعاع قرار دهد؟
جواب: این خیلیها را محکم نگویید، چون خیلی نیستند. من معتقدم که نباید زیاد روی این حرفها حساب باز کرد، نباید روی این آدمها حساب باز کرد، باید روی مردم حساب کرد، مردم اینگونه فکر و نگاه نمیکنند، خندهدار است که کسی از امام زمان صحبت کند بعد بگویند معنای این حرف این است که ولایت فقیه را قبول ندارد. اصلا ولایت فقیه مگر غیر از امام زمان موضوعیت دارد، ولایت فقیه یعنی چه؟ یعنی ولایت فقیهی در زمان غیبت و وقتی امام زمان موضوعیت نداشته باشد، ولایت فقیه هم موضوعیت نخواهد داشت، ولایت فقیه یک نظام مستقل سیاسی نیست، بلکه یک نظام سیاسی برآمده از فقاهت دوران غیبت است. آن کسی که صحبت از امام زمان نمیکند نمیتواند به ولایت فقیه معتقد باشد. آن کسی که از امام زمان یاد نمیکند، صحبت نمیکند، نمیتواند به ولایت فقیه معتقد باشد.
عدهای ولایت فقیه را یک جریان سیاسی میدانند که میخواهند از قبل آن چیزی گیرشان بیاید. مگر میشود یک نفر امام زمان را فراموش کند و بعد بگوید من معتقد به ولایت فقیهام. ما باید سوال کنیم که کسانی که نه اسم امام زمان را میبرند و نه یادی از او میکنند و نه مایل هستند اسمی از او مطرح شود، چطور دم از ولایت فقیه میزنند؟ من راجع به احمدینژاد به شما چه گفتم، من ولایت را از احمدینژاد در عمل فهمیدم. آیا اینکه یک نفر اموالش پر از کالاهای متحکر شده است و بیاید دم از ولایت فقیه بزند درست است. هزاران تن کالا در انبارهای خود مخفی کرده، ولی در جامعه دم از ولایت فقیه میزند و خود را اینگونه به مردم معرفی میکند آیا درست است؟ آیا صحبت از امام زمان کردن مسالهدار شدن در مورد ولایت فقیه است یا کسی که احتکار میکند، ترسیده است، جا زده است، سر پیمانها نیستاده است و اهل مبارزه نیست و میآید، دم از ولایت فقیه میزند. آنهایی ولایت فقیهشان زیر سوال است که وقتی آقای احمدینژاد با شجاعت نیروگاه نطنز را فک پلمپ کرد گفتند که نباید چنین کاری میکرد و نباید از حقوق مردم دفاع میکرد، کدام یک طرفدار ولایت فقیه هستند؟ اصلا ولایت فقیه چیست و مشخصات آن چیست. حقیقت امروز امام عصر است، انسان کامل است و این نظر امام خمینی و شهید مطهری است، ما این را از خودمان در نیاوردیم، این ادبیات مقام معظم رهبری است.
اینکه ما بخواهیم برای اینکه خودمان را مطرح کنیم، دیگران را نفی کنیم یک حسادت ناپسند است که همیشه مطرود بوده و هیچ وقت جواب نداده است. باید طرف خود را اثبات کند. ببینید وقتی آقای احمدینژاد میآید و در مورد ولایت فقیه صحبت میکند، ادبیاتش چگونه است، چگونه آن را بیان میکند. در نقطه مقابل نیز یک نفر وقتی میخواهد ولایت فقیه را مطرح کند میآید و میگوید ولایت فقیه همان کسی است که میتواند زن آدم را به صورت غیابی طلاق دهد، پس نوع نگاه فرق میکند. ما وقتی میگوییم ولایت فقیه، منظور کسی است که با ظلم و تبعیض مخالف است، با پایمال کردن حقوق مردم مخالف است، با پیشرفت، رشد و کمال جامعه موافق است. در جامعه ممکن است اسلام و ولایت فقیه را صد جور معرفی کنند. ولایت فقیهای که در چارچوب امام زمان مطرح میشود کسی است که عدالت را در جهان مستقر میکند و خطالراس است، پرچم است، ولی فقیه در زمان غیبت جامعه را به سمت امام هدایت میکند و به قول آقای احمدینژاد نظام ولایت فقیه تمرین زیستن در زمان امام زمان است، آیا از این تعبیر قشنگتر و زیباتر وجود دارد؟
سوال: پس چرا میگویند احمدینژاد و مشایی در مقابل ولایتند و این سخنان را مطرح میکنند؟
جواب:کسانی که اینگونه صحبتها را مطرح میکنند حساب کردند و گفتند اگر یکچنین جاهایی را خالی کنیم و احمدینژاد چنین جاهایی را نیز بگیرد پس ما کجا بایستیم. آنها حلقهای در این ارتباط درست کردند و کسی را در این حلقه راه نمیدهند.
سوال: ولی آقای احمدینژاد در مورد بحث وزیر اطلاعات آقای مصلحی به دیدگاه برخی از تحلیلگران در برابر رهبری ایستاد و با حکم رهبری مخالفت کرد؟
جواب: آقای احمدینژاد هرگز در برابر رهبری نایستادهاند. ممکن است جایی نظرشان با نظر رهبری یکی نباشد، ولی همواره نظر رهبری را تمکین کردند. هزاران جا ممکن است با نظرات ایشان موافق باشند و ممکن است یک جایی موافق نباشند، ولی تمیکن کردند مثلا در مورد یک فرد. ممکن است که آقای احمدینژاد نظر داشته باشند که فلان فرد در دولت نباشد و آقا بگویند مصلحت است که باشند که آقای احمدینژاد تبعیت کرده است. اکنون وزیر اطلاعات چه کسی است؟
سوال: اخیرا برخی از اعضای شورای نگهبان اعلام کردند که اگر کوچکترین بوی انحراف از کاندیداها مشاهده کنند، آنها را ردصلاحیت میکنند و با توجه به اینکه از شما به عنوان لیدر جریان انحرافی نام برده میشود عدهای میگویند ردصلاحیت میشوید، نظر شما در این ارتباط چیست؟
جواب: این حرفها چه اهمیتی دارد. خوب است شما بپرسید که وظیفه شورای نگهبان چیست؟
سوال: وظیفه شورای نگهبان چیست؟
جواب:باید به قانون عمل کند و ملاک قانون است.
سوال: برخی میگویند باید انتخابات را مهندسی کرد، البته بعدها توضیحاتی در این باره داده شد ، نظر شما چیست؟
جواب:من نمیدانم منظور کسانی که میگویند باید انتخابات را مهندسی کرد چیست؟ اگر منظورشان خط دادن به مردم است، این در جامعه جواب نمیدهد و یا به عبارت دیگر برعکس جواب میدهد. یک بار آقای احمدینژاد گفتند که مردم دیگران را مدیریت میکنند، باید به مردم اعتماد کرد و از طرف دیگر نظام ما نظامی نیست که خدای نکرده به خاطر یک انتخاب غلط دچار مشکل شود.
البته سلیقههای مختلف وقتی یک سلیقه دیگری انتخاب میشود ممکن است ناراحت شوند و این طبیعی است، ولی این عدم رضایت آنها نباید در جامعه تبدیل به معضل برای کشور شود. اکنون انتخابات برای ما مهم است بخصوص در این موقعیت کنونی که خیلیها در داخل و خارج منتظر نتیجه انتخابات هستند. همه باید در این عرصه حضور پیدا کنند و مردم به صالحترین و بهترین از نظر خودشان رای دهند. ما نمیگوییم چه کسی بهترین و اصلحترین است، این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند.
سوال: به نظر شما بهترین و اصلحترین چه ویژگیهایی دارد؟
جواب:به نظرم در این مورد به اندازه کافی صحبت شده است. مردم خود بهترین را انتخاب میکنند و رای بالایی نیز میدهند تا رییسجمهور منتخب در داخل و خارج اثرگذاری بیشتری داشته باشد. انتخابات باید موجب تحکیم روابط در داخل و اثرگذاری در مناسبات بینالمللی شود. باید وحدت و ایجاد آرامش در جامعه شود. بسیار مهم است که در تبلیغات انتخاباتی جانب آرامش و وحدت حفظ شود. ما همه اعضای یک خانواده هستیم و نباید به امر تخریب و نفی بپردازیم. نباید این رقابت تبدیل به خصومت شود.
ما تاکنون در کشور بیش از 30 انتخابات برگزار کردیم. مردم ما فهیم هستند و کشور ما از سیاسیترین جوامع است، دارای ظرفیت بالایی است. توصیه من این است که حرفی نزنیم و از ادبیاتی استفاده نکنیم که اساس آن بر تهمت و اتهام باشد، باید گفتوگو کنیم و هر کاندیدا نظر خود را اعلام کند تا مردم استفاده کنند و تصمیم بگیرند. من فکر نمیکنم که مردم دوست داشته باشند که یک نفر به آنها دائم توصیه کند و به مردم خط بدهد. مردم خود خطها را خوب میفهمند، خط بهتر، منطقیتر، قدرتمندتر، بانفوذتر و اثرگذارتر را خوب میفهمند.
سوال : سخن پایانی؟
جواب: انشاءالله که خیر است.
راه دانشجو/

نتايج بررسي پروندهاي در پزشكي قانوني نشان داد كه پنجمين نفري كه به دليل چرك كردن گلو به پزشك مراجعه كرده و تزريق پني سيلين چيني به مرگ وي منجر شده است.
دكتر ايرج خسرو نيا، رئيس جامعه متخصصين داخلي ايران در گفتگو با بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران گفت: فردي 40 ساله با بيماري چرك كردن گلو به پزشك مراجعه ميكند و پزشك براي وي پني سيلين تجويز ميكند اين بيمار پني سيلين تجويز شده توسط پزشك را تزريق كرده و بعد از تزريق به تب و لرز و پايين آمدن فشار خون دچار شده و راه تنفسي وي بسته ميشود كه با انجام عمليات احيا به هوش نيامده و متاسفانه بعد از 15 دقيقه بيمار فوت ميكند.
وي با اشاره به اين پرونده اظهار كرد: نتايج رسيدگي به اين پرونده نشان داد كه اين بيمار به دليل استفاده از پني سيلين وارداتي از چين، جان خود را از دست داده است.
وي افزود: اين فرد بيماري خاصي نداشته و تنها به دليل چرك كردن گلو به پزشك مراجعه كرده بوده و مشكل اصلي به اين دليل بوده كه اين پني سيلينها به صورت قاچاق وارد شده كه هيچ نشانهاي براي مشخص شدن تقلبي بودن آنها ندارد.
وي گفت: تاكنون اين پنجمين نفري بود كه تزريق پني سيلين منجر به مرگ شده است.
رئيس جامعه متخصصين داخلي ايران با اشاره به اينكه آمار مرگ و مير به دليل استفاده از داروهاي چيني بالاست تصريح كرد: متاسفانه در كشور ما نبود آمار در همه عرصهها از جمله مشكلات است.
درمیان فضای مجازی به وبلاگی برخوردیم که در آن تصاویری منتشر شده از نهال آرزوهای یک خانواده ازخطئه بختیاری که گویا چراغ وجودش با همین ره آورد کشور چین برای همیشه خاموش شد.

ادامه خبر...

| نويسنده : سيدحميدرضا خوشدل |
|
شنيدم گفت مشباقر به الياس که شصت درصد گران شد نرخ اجناس بکن آن نرخ قبلي را فراموش تورم را بگير اينک به آغوش تورم آن چنان خردت نمايد که بدبختي زچشمانت درآيد نبيني گوشت ديگر در خيالت دل سنگ آب ميگردد به حالت اگر خواهد دلت چند قطره روغن گذر بايد کني از چشم سوزن براي خودرو، آن پولي که داري کفافت ميدهد بر خر سواري چنان مسکن به اوج خود رسد باز که نقشش در خيالت نم کشد باز زقطع ارز کالاي اساسي نداري حق شرح ناسپاسي صدافزون گر کني هوش و نبوغت محال است سر کني با اين حقوقت اگر مفتوح گردد بر تو رحمت خوراکت اشکنه گردد به زحمت برنج و ميوه و کل حبوبات رود در چرخه علم نجومات اگر گاهي دو شيش آري به هر تاس خوري يک وعده نان ودوغ وکالباس خلاصه آن چنان بختت بگردد که اسبت در طويله، خر بگردد! بکن آسودگي از خاطرت پاک به رويش با غلطگيري بزن لاک در اين آشفتهبازار گراني زرنگي گرتواني زنده ماني مراقبباش که گر بيمار گردي ز خرجش از شفا بيزار گردي اگر خوشدل بر اين يارانه هستي شنو، رک گويمت ديوانه هستي اگر خوشدل به اميد بهاري بدان با کشت جو، گندم نداري
***
در آخر گفت با طعنه به الياس که بختت ميدرخشد همچو الماس ولي الياس بود آن گونه خاموش که گويي کر بود يا اين که مدهوش پس از آهي شررزا همچو آذر جوابش را شنو در بيت آخر: چنان پوستم دگر زبر و کلفت است که اشعارت برايم حرف مفت است! |