
عكس ايدين رهبر
رضا عطاران و سروش صحت جزو محبوبترين بازيگران کمدي تلويزيون و سينماي ايران هستند و هر دو طي سالها فعاليت در حوزههاي کمدي، تصوير و کاراکتري منحصر به فرد از خويش ارايه دادهاند، البته عطاران بيشتر کارگرداني کرده و بازي و سروش بيشتر نوشته و بازي هم داشته، عطاران اولين فيلم سينمايياش را ساخت و سروش صحت هم قصد دارد تا دو سال ديگر اولين فيلم سينمايياش را بسازد.
«خوابم ميآد» اولين ساخته رضا عطاران در سيامين دوره جشنواره فيلم فجر خوش درخشيد و صاحبنظران با توجه به محبوبيت و کارگرداني عطاران در عرصه کمدي اکران موفقي براي فيلم پيشبيني ميکنند. در سه، چهار نوروز اخير عطاران را بر صفحه تلويزيون نديدهايم و صحت نيز بيشتر در پشت دوربين حضور داشته و به کارگرداني سريالها پرداخته است، پس فرصت را مغتنم دانستيم تا براي ايام نوروز گپ و گفتي با اين دو هنرمند محبوب داشته باشيم، البته گفتوگوي اصلي بين صحت و عطاران در جريان است و ما به عنوان ميزبان تنها سر گپ و گفت را باز کردهايم.
اعتماد: سينما براي شما جذابيت بيشتري دارد يا تلويزيون؟
رضا عطاران: هيچ برنامهيي نداشتم که چه موقع و در چه مقطعي وارد سينما شوم و فکر نميکنم بتوانم فعاليتهاي حرفهيي را مرحلهبندي کنم، در مورد هنرهاي ديگر مثل نقاشي و مجسمهسازي هم خيلي قايل به اين دستهبنديها نيستم.
به نظرم نقاش ها و مجسمهسازان هم به حس و دلشان تصميم ميگيرند چه تابلويي را بکشند، من هم طي سالهاي اخير بيشتر سينما را انتخاب کردهام و هيچ خاصي و عجيب و غريبي ندارد و دوست داشتم در سينما حضور داشته باشم، اميدوارم که به نتيجه برسد.
اعتماد: فکر ميکنيد در سينما و بويژه کارگرداني فيلمتان «خوابم ميآد» موفق بودهايد؟
رضا عطاران: فيلم را خيلي دوست دارم. سعي کردهام شبيه فيلم ديگري نباشد و همين که تاثير خاصي از فيلمهاي ديگر نگرفته است، خوشحالم، هرچند گفته شد که متاثر از وودي آلن است. همچنين به عنوان اولين فيلمم ميخواستم فيلمي را که دوست دارم بسازم و در تمام جزييات حضور داشتم تا به نتيجهيي برسم که دلخواهم است.
البته در برخي جاها هم به آنچه که ميخواستم نرسيدم، از صد درصد اگر حساب کنيد به 50 تا 60درصد آن چيزي که ميخواستم رسيدم.
اعتماد: در مورد شمات چطور آقاي صحت؟
سروش صحت: در مورد من هم به آن صورت انتخابي نبوده بلکه بسته به پيشنهادي که به من در سينما و تلويزيون مي شده. بر اساس پيشنهاد مطرح شده، سبک- سنگين ميکنم و آن پيشنهادي که بهتر است، به معني اينکه پارامترهايي مثل گروه، پول، وقت را در نظر ميگيرم و به انتخاب نهاييام ميرسم، خيلي وقتها انتخابهايم اشتباه بود و گاهي انتخابهاي درستي انجام دادهام.
با اين حال هميشه سعيام اين بوده که بر اساس امکانات و پيشنهادات آن مقطع، بهترين انتخاب را داشته باشم ولي پيش ميآيد که محاسبات آدم اشتباه شود ولي ممکن هم هست که محاسبات درست باشد.
اعتماد: آقاي عطاران شما وقتي وارد سينما شديد ارتباطتان با تلويزيون را قطع کرديد؟
رضا عطاران: نه، ممکن است اگر از تلويزيون به من پيشنهادي شود قبول کنم و با تلويزيون کار کنم، ممکنه، همه چيز ممکنه. براي اينکه واقعا برنامهيي نداشتم و اين مدت دلم خواست در سينما کار کنم و شايد دوباره دلم بخواهد در تلويزيون کار کنم.
سروش صحت: فکر کنم براي همه همين جور است و فکر نميکنم کسي بگويد «من از اين به بعد اين کار را خواهم کرد که شدني نيست. مگر در همين روزنامه کسي ميتواند بگويد براي نوروز آينده چه خواهيد کرد. به نظرم اتفاقات، احساسات، تجربهها، شرايط زماني، مالي، اجتماعي، فکري و . . . در انتخابها دخيل است.
اعتماد: آقاي عطاران در مورد ايفاي نقشتان در فيلم «زندگي سگيسگي» انتقادات زيادي از شما شد، انتخابهايي از اين دست که نتيجه خوبي ندارند، چگونه شکل ميگيرند؟
رضا عطاران: در آن فيلم فکر ميکردم کار خوبي انجام خواهم داد، من اگر حس کنم قرار است کاري را انجام دهم که نتيجه خوبي ندارد، هيچ وقت آن کار را نميکنم. نه من بلکه هيچکس حاضر نيست کاري انجام دهد که خوب نخواهد شد، همه با اين ديد کارشان را شروع ميکنند که به نتيجه مطلوبي برسند. اما در مورد فيلم «هر چي خدا بخواهد» قرار بود کارگردان پرويز شهبازي باشد که يک مرتبه کارگرداني عوض شد و آنقدر اتفاقاتي از اين دست ميافتد که قابل پيشبيني نيست وگرنه هيچ کس نميخواهدکه کاري انجام دهد که نتيجه بدي داشته باشد.
سروش صحت: در زندگي هم همين جور است، آدم دوست دارد که کارهاي خوبي انجام دهد، اما نتيجه معکوس ميشود.
رضا عطاران: اين سوال را خيلي شنيدهام که ميپرسند «چرا اين فيلم را که خوب نبود بازي کرديد؟» انگار من از اول نيت کردهام در يک کار بد حضور داشته باشم.
سروش صحت: حالا اگر کاري خوب نباشد اما پول خيلي خيلي خيلي خيلي خوب باشد آن کار را ميپذيريد؟
رضا عطاران: بسته به شرايط کاريست، ببينيد در شروع کارم بايست پيشنهادات زيادي را ميپذيرفتم تا بعد بتوانم در کارهايي حضور داشته باشم که دوست دارم حق انتخابي داشته باشم. حالا شناخته شدهام و در هر فيلمي بازي کنم ممکن است عده زيادي بروند و فيلم را ببينند و ديگر کاري ندارند که تو به خاطر پول در اين فيلم بازي کردي يا به دليل گروه خوب کارگرداني يا هر دليل ديگري، وقتي فيلم روي پرده ميآيد مردم ديگر کاري به اين شرايط و دلايل ندارند. اين بخش مهمي از کار است (ميخندد) که من اواخر به اين نقطه رسيدهام که بايد اين دقتها را داشته باشم.
سروش صحت: باز هم نميشود گفت از اين به بعد اتفاق بدي نميافتد، چون اصولا همه چيز هماهنگ، با برنامه و قابل پيشبيني نيست.
رضا عطاران: دقيقا، با اين حال در مورد خودم بگويم که آدم برنامهريزي نيستم، براي همين طي سالها با آدمهاي مختلفي کار کردهام و کارنامهام زير و بالاي زيادي دارد، بعضي کارهايي که فکر ميکرديد بالاست، زير قرار گرفتند و کارهايي که فکر ميکرديد زير هستند بالا قرار گرفتند، از اين موارد خيلي اتفاق افتاده است.
سروش صحت: و سليقهها هم متفاوت است.
رضا عطاران: در نهايت برخي از فيلمهايي که بازي کردهام، به نظرم فيلمهاي خيلي خوبي هستند که حتي اگر همه بگويند کار بدي است، من ميگويم کار خوبي است و آن نظر خودم است که به هيچ چيز ربطي ندارد.
اعتماد: کارگرداني در سينما راحتتر بود يا در تلويزيون، در تلويزيون موقع کارگرداني چه دغدغههايي داشتي و حالا کارگرداني براي در سينما چه دغدغههايي داشتيد، در تلويزيون سريالي که ميسازيد از تلويزيون براي مخاطبان بسياري پخش ميشود ولي در سينما اکران فيلم دشواريهاي بيشتري دارد؟
رضا عطاران: در تلويزيون سريالهايي که ميساختم مناسبتي بودند، به همين دليل سر وقت پخش ميشد، وگرنه سريالهاي بسياري هستند که زمان پخششان معلوم نيست، اما در مورد سريالهاي مناسبتي کمتر اين اتفاق ميافتد که سروقت پخش نشوند.
اعتماد: حالا باتوجه به ساخت اولين فيلمتان فکر ميکنيد بيشتر به کارگرداني در سينما تمايل داريد يا تلويزيون؟
رضا عطاران: با يک فيلم ساختن امکان ندارد که بتوانم چنين تصميمي بگيرم، براي اينکه شرايط توليد در هر دفتري فرق ميکند، البته در نهايت من به دليل تنبلي و فشار قلبي(ميخندد) توجيحم اين است که در سينما کار کنم و قلبم نميکشد که سريالهاي 90 شبي کار کنم، واقعا نميتوانم اما فکر ميکنم براي سريالهاي عيد کشش داشته باشم. فکر ميکنم بخواهم روي يک فيلم تمرکز کنم.
اعتماد: اين خودش برنامهريزي است.
سروش صحت: ولي اين برنامه قطعي، جزمي و صد درصد نيست.
رضا عطاران: بيش از هر آنچه در لحظه الان هستم و در حال حاضر برنامهيي براي ساخت سريال و فيلم ندارم، اما فردا ممکنه.
اعتماد: با توجه به ساخت فيلم اولتان که در جشنواره موفق بوده و آنچه درباره اينکه آدمي هستيد که در لحظه حال زندگي ميکنيد و از طرف ديگر حالا جزو بازيگران مطرح و شناخته شده سينماي ايران هستيد که پيشنهاد کار زيادي داريد، دورنماي حرفهييتان را در حوزه کارگرداني سينما چگونه ميبينيد؟
رضا عطاران: اگر قدم به قدم به اين وضعيت نگاه کنيم، بله، بايد براي کار بعديام در ذهنم برنامهيي داشته باشم و تا جايي که بتوانم تلاشم را ميکنم تا فيلم مطلوبم را بسازم و کاري را به انجام برسانم که دوست دارم، اما همين جا اعلام ميکنم اگر وسط ساختن يک فيلم از شرايط خسته شوم و دوام نياورم کنار ميکشم، يعني اگر ببينم نميشود کار را تعطيل ميکنم و ميروم سراغ بازي کردن، چون کارگرداني مسووليت فوقالعادهيي دارد و اگر تلاشم نتيجهبخش نباشد، کارگرداني را رها ميکنم و به راحتي به بازيگري که خيلي دوستش دارم ميپردازم.
اعتماد: يعني وابسته به شرايط است يا به خودتان؟
رضا عطاران: هر دو.
اعتماد: اين خستگي از کجا ميآيد؟ اين خستگي تنها مربوط به شما نميشود و خيلي از سينماگران ايراني به اين خستگي اشاره دارند، چه چيز شما را آنقدر خسته کرده است؟
رضا عطاران: آقاي صحت.
سروش صحت: من که خسته نيستم، (ميخندد) من به جاي تو جواب ميدهم، تو هم خسته نيستي، تو بين دو کار آن کاري که ميتواني در مدت کوتاهتري انجام بدهي را انتخاب ميکني.
اعتماد: يعني بي?حوصله هم هستيد؟
رضا عطاران: نه، نه، تمام تلاشم را ميکنم.
سروش صحت: نه تنها بيحوصله نيست، بلکه خيلي باحوصله است، من چون هم به عنوان نويسنده و هم به عنوان بازيگر با آقاي عطاران کار کردهام، ميدانم که ايشان خيلي باحوصله هستند، تنبلي هم اشکالي ندارد، چون همه آدمها تنبلي دارند، مهم اين است که چگونه با وجود تنبلي بايد کار را سامان داد.
اعتماد: آقاي عطاران شما در شرايطي کار ميکنيد که همه عوامل مهيا باشد يا نه براي شرايط و عوامل کار، خودتان هم تلاش ميکنيد؟
رضا عطاران: خوشبختانه يا بدبختانه اگر کاري براي خودم باشد و کار دلم باشد، حتي به اندازه يک سر سوزن از کنار کار نميگذرم، اما آن بخشي که به تنبلي مربوط است، حجم کار است، در حجم زياد دقت من افت ميکند، در حجم کم ميتوانم تلاش بيشتري داشته باشم و درباره آنچه بهتر ميتوانم صحبت ميکنم، طبيعتا در حجم محدودتر در سينما اتفاق ميافتد.
سروش صحت: ميدانيد خيلي آدم خوبي هستيد.
رضا عطاران: آره.
سروش صحت: فکر ميکنم آدم خيلي خوبي هستي. به شدت خوب و دقيق مسيري را براساس جهانبيني مشخص که خيلي قابل توضيح نيست، طي ميکني. اتفاقا خيلي سختکوش، پرکار، دقيق و درست هستي. حالا امکان دارد وسط کار ول کني؟
رضا عطاران: ممکنه، اما شايد در حد حرف.
سروش صحت: به نظرم شدني نيست.
رضا عطاران: فکر ميکنم هر آدم خصوصيات منحصربهفردي دارد که اگر بر اساس آن خصوصيات عمل کند به نتايج بهتري ميرسند اما هر کسي کمتر متوجه اين خصوصيات منحصربهفرد خودش ميشود و آنها را در ديگران بهتر مييابد؟
سروش صحت: موافقم، چون آدم نسبت به ديگران بهتر ميبيند، اما نسبت به خودش کور است.
رضا عطاران: هر وقت اين حرفها را زدم مقاومت ديدم، البته به تو تا به حال چيزي نگفتم. فکر ميکنند، فکري که در مورد آنها دارم اشتباه است، ميتوانم مثال بزنم. مثلا مجيد صالحي بايد بيشتر به کارگرداني فکر کند. مثل خودم که ميگويم بازيگري را بيشتر دوست دارم البته او هم ميگويد باشد، ولي او هم بيشتر بازي ميکند.
سروش صحت: فکر ميکنم کساني که بازيگري را تجربه ميکنند، بعد از مدتي به آن علاقهمند ميشوند، براي اينکه بازي است. در مورد بازيگري به نتيجهيي رسيدهام که نميدانم موافقي يا نه؟ من فکر ميکنم هر کسي که خوب بازي ميکند؛ نصفش مربوط به کارگردان است و نصفش مربوط به بازيگر است ولي اگر بد بازي کند، همهاش مربوط به کارگردان است.
رضا عطاران: کاملا درست است، فقط به نظرم درصدي که گفتي خيلي دقيق نيست. به نظرم هر آدمي ميتواند بسته به توانايياش در نقشهايي خيلي خوب بازي کند که هيچ کس ديگري نميتواند، درواقع اين برميگردد به انتخاب کارگردان.
سروش صحت: به نظرت يک بازيگر بايد بتواند خيلي متفاوت بازي کند يا بايد سر جاش باشد حتي اگر تمام عمر يک جور بازي کند؟
رضا عطاران: اين همان چيزي است که ميگويم ما راجع به خودمان اشتباه فکر ميکنيم، در ذهنم ميگويم که ميتوانم خيلي متفاوت بازي کنم در صورتي که درستترين شکل کار هنري اين است که در جاي درستي که قرار گرفتهيي خودت را پرورش دهي. پرورش دادن يک شخصيت کار يک هنرمند است. چاپلين يک شخصيت را پرورش ميدهد که چاپلين است. با يک طراحي لباس و گريم ثابت کارهايي کرده که جزو ماندگارترين کارهاي سينماست.
سروش صحت: لورل و هاردي، هارولدلويد، بوگارت، کلارک گيبل.
رضا عطاران: بله، بهترين کارهايي که کردهاند آنهايي هستند که شخصيت واحدي را پرورش دادهاند. ولي هنرمندي ديوانه است که فکر ميکند بايد تنوع کاري داشته باشد، اگر ون گوگ شيوه و سبکش را تغيير ميداد ديگر ون گوگ نبود، همين وضع در مورد هيچکاک هم وجود دارد.
سروش صحت: البته نميتوان قاطعانه گفت، چون آدمهايي هستند که در زمينههايي ميتوانند کارهاي خوبي را ارايه دهند، مانند بيلي وايلدر که هم فيلمهاي کمدي فوقالعادهيي ساخته و هم فيلمهاي سياه فوقالعادهيي دارد.
رضا عطاران: اما حدود و کيفيت کارها متفاوت است.
سروش صحت: بله، آدم بايد بفهمد که در کدام زمينه قابليت بيشتري دارد و معمولا آدمها در مورد خودشان کور هستند.
رضا عطاران: بزرگترين مشکل آدمها اين است که با خودشان ميگويند همه کار ميتوانند بکنند، به نظرم دنيرو طي 20سال اول دوران بازيگرياش فوقالعاده است و رودست ندارد اما از زماني که خواست خيلي متنوع باشد نه اينکه خيلي بد باشد ولي کارهاي درخشانش طي سالهاي اخير که متنوع بازي کرده، فراموش شده است. تمرکز بر يک کار و پرورش آن نتيجه و ماندگاري بيشتري خواهد داشت تا بخواهي نامتمرکز و مختلف کار کني.
سروش صحت: برعکس فکر ميکنم هرکسي يک جور ميتواند کار کند و قاعده و قانوني ندارد، مثلا من عادت دارم در شلوغي و روز بنويسم، بر خلاف آن تصوري که در مورد نوشتن رايج است و غالبا فکر ميکنند براي نوشتن بايد در زمان و فضايي آرام بود. من لابلاي شلوغي و پراکندگي ايدههايم را پيدا ميکنم و اگر در اتاقي تنها باشم و سکوت برقرار باشد محال است که بتوانم يک خط بنويسم. به طور کلي آدمها بهتر است متمرکز باشند، اما برخي آدمها بهتر است متمرکز نباشند.
اعتماد: با توجه به بحث عطاران درباره ديد آدمها نسبت به خودشان فکر ميکنيد در شرايط حاضر چه کاري براي هر يک از شما مناسبتتر است؟
رضا عطاران: اگر به نتيجه قطعي ميرسيدم و برايم قطعي بود به آن عمل ميکردم اما هنوز به آن قطعيت نرسيدم. کار ميکنيم که ديده شود اما همين ديده شدنها هم توقعات متفاوت ايجاد ميکند. ببينيد مثلا در مورد «اسب حيوان نجيبي است» برخي تماشاگران صاذقانه از من خواستند که چنين فيلمهايي بازي نکنم، اما خودم آن کار را دوست داشتم، برخي منتقدان هم آن نقش را دوست داشتند، خب، پس ميبينيد که جلب رضايت همه ديدگاهها کار سختي است، پس نميشود به قطعيت رسيد، بيشترين انرژي که دريافت کردم فکر ميکنم از بابت سينمايي بوده که به آن سينماي سخيف ميگويند. در همين سختي و مشکلات زندگي مردم، به نظرم همين فيلمهاي سخيف تا حدي حال مردم را خوش کرده، مثلا برخي مردم ميگويند چرا در فيلمهايي مثل «خروس جنگي» بازي نميکنيد، اما خيليها به خاطر اسم فيلم، اين فيلم را نديدهاند، در صورتي?که به نظرم يکي از بهترين کمديهاي چند سال اخير است، فيلمي که قصه و کارگرداني مناسبي دارد و در انتها متعلق به سينماي اصطلاحا سخيف هستم.
سروش صحت: الان در حال نوشتن فيلمنامهيي به همراه ايمان صفايي براي نوروز هستم، در يک سريال بازي ميکنم، بعد قرار است يک سريال 90شبي بسازم، دلم ميخواهد در نهايت يک فيلمنامه سينمايي بنويسم و کارگرداني کنم.
اعتماد: فکر ميکنيد سينماي سخيف نتيجه منطقي روند سينماي ايران است؟
سروش صحت: به نظرم اين اصطلاح خيلي مناسب نيست، به نظرم سينماي تجاري هم خوب و بد دارد و سينماي تجاري خوب، خوب است.
رضا عطاران: بعد از انقلاب هر فيلمي که جواب ميداد تکرار ميشد، اوايل تنوع بود، بعد شد فيلمهاي اکشن، بعد شد فيلمهاي عشقي، بعد شد فيلمهاي سياسي- اجتماعي و بعد شد فيلمهاي کمدي. اگر در امريکا يک کمدي خوب ساخته شود ناگهان اسکورسيزي هم کمدي نميسازد، يا در اروپا وندرس ناگهان تصميم به کمدي ساختن نميگيرد. آنها کار خودشان را ميکنند و کمدي?ساز هم کمدي ميسازد، اما در ايران همه در يک استخر ميپرند و در يک جهت شنا ميکنند و به نتيجه خوبي نميرسند. به نظرم يکي از دلايلي که سينماي کمدي افت کرد اين بود که هرکس بلد نبود فيلم کمدي بسازد، کمدي ساخت، همانگونه که سالها پيش هر کس بلد نبود اکشن بسازد، اکشن ساخت. مطرح شدن کمدي به نفع سينماي ايران شد هر چند که به آن گفتند سينماي سخيف.
اعتماد: در ايران رابطه سينما با تماشاگران رابطه مستقيم و سرراستي نيست و همواره دولت و نظارتها و حمايتهايش بر سينماي ايران تاثير دارد، فکر ميکنيد در چنين شرايطي چقدر سينماي ايران محصول طبيعي شرايط پيرامونياش است؟
رضا عطاران: دقيقا نميدانم، ولي تا حدي سياستگذاريها موثر هستند، مثلا گفته ميشود کمدي ساخته شود، خب، همين مساله باعث ميشود عده زيادي بخواهند کمدي بسازند.
سروش صحت: چند فيلم کمدي که دوست داري اسم ببر؟
رضا عطاران: «زندگي زيباست» (روبرتو بنيني) بهترين کمدي است که خيلي دوستش دارم، «پول را بردار و فرار کن» (وودي آلن).
سروش صحت: کمدي ايراني چطور؟
رضا عطاران: «ورود آقايان ممنوع» (رامبد جوان)، «هوو» (محمدرضا داوودنژاد)، «اجارهنشينها»(داريوش مهرجويي)، «سن پطرزبورگ» (بهروز افخمي).
سروش صحت: من هم «دايي جان ناپلئون» (ناصر تقوايي) را دوست دارم.
اعتماد: به نظر شما سياستگذاريهاي دولتي چقدر تاثير مستقيم دارد؟
رضا عطاران: گفتم که سياستگذاري باعث يکنواختي فيلمهاي ما شده است، در صورتي که سينماي ما به تنوع نياز دارد تا در اين سينما اکشن، ترسناک و کمدي توليد شود.
سروش صحت: من سريال «وضعيت سفيد» (حميد نعمتالله) را خيلي دوست داشتم.
رضا عطاران: من سر کار بودم و نتوانستم ببينم و شنيدم سريال خوبي است.
سروش صحت: بايد در مورد آقاي عطاران بگويم که در پشت صحنه کارهاي آقاي عطاران خيلي خوش ميگذرد و برعکس آنچه گفت خيلي پرانرژي، صبور و راحت است.
اعتماد: آيا در کمدي سينماي ايران ميتوان به شخصيتپردازي دراماتيک دست يافت، يا همچنان غلبه با تيپسازي در فيلمهاي کمدي است و اين روند چه عواملي دارد؟
سروش صحت: فکر ميکنم در ژانر کمدي مرز تيپ و شخصيت خيلي به هم نزديک است چون به هر حال کمدي غلو دارد، در فيلمهاي کمدي ايران هم شخصيتپردازي داريم.
رضا عطاران: به عنوان مثال «اسب حيوان نجيبي است» کاملا مبتني بر شخصيتپردازي است و لوچ بودن چشم دال بر تيپ ساختن نيست چون آدمهاي زيادي چشمشان چپ است و من به عنوان شخصيت با اين نقش مواجه شدم. البته به نظرم آنجا که تيپسازي لازم است بايد به کار گرفته شود، به اين شرط که بازي تمام بازيگران در يک سطح باشد و يکدست باشند، به نظرم در سريال «زير آسمان شهر» همه درصدي از تيپسازي داشتند و چون اين تيپسازي يکدست بود نتيجه کار خوب بود، يکدستي بازي خيلي مهم است.
اعتماد: هيچ وقت شده فکر کنيد که فيلم غيرکمدي بسازيد؟
رضا عطاران: تا حالا به اين نتيجه نرسيدم.
سروش صحت: من کمي بهش فکر کردم ولي هنوز فيلم سينمايي کمديام را هم نساختهام ولي مطمئنم فيلم اولم مايههاي کميک قوي خواهد داشت، به نظرم هرکار کمدي در لحظاتي جدي ميشود و هر درامي در لحظاتي کميک ميشود.
رضا عطاران: با کمدي راحتترم.
سروش صحت: جهان براي من خيلي خيلي جدي و هم خيلي خيلي غيرجدي است.
رضا عطاران: پس کمديهاي خوبي ميتواني بسازي.
سروش صحت: تو هم همينطور.
رضا عطاران: ما خيلي خوبيم(ميخندد).
سروش صحت: فيلم 11:14 مثال خوبي از ترکيب جدي و کمدي است.