به گزارش راک نیوز به نقل از فارس : منابع خبری اعلام کردند که افراد مسلح یک اتوبوس حامل چندین زائر ایرانی را در زینبیه دمشق ربودند.
تروریستهای مسلح حدود ساعت ۱۱ صبح امروز (به وقت محلی) با حمله به یک اتوبوس حامل زائران ایرانی، همه ۴۸ سرنشین آن را ربودند.
زائران ایرانی در حال بازگشت از دمشق به مقصد تهران بودند.
پایگاه خبری دامپرس سوریه نیز دقایقی پیش در خبری فوری اعلام کرد که صبح امروز یک دستگاه اتوبوس در مسیر فرودگاه بینالمللی دمشق ربوده شد.
منابع خبری، مسئول این حادثه را که گفته میشود 48 ایرانی در آن بودند، گروههای تروریستی اعلام کردند.در این خبر به جزئیات بیشتری اشاره نشده است.
راک نیوز : متخصص جراحی عمومی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج گفت: برآمدگی شکم و تنگی نفس از جمله علایم بیماری این فرد بیمار بود.
دکتر شهبازی امروز در گفتگو با خبرنگار ما افزود: این توده ۱۰ کیلوگرمی سایر قسمتهای دستگاه گوارش بیمار را نیز درگیر کرده و موجب کمردرد و دشواری تنفس وی شده بود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج گفت: تودههای شکمی بدون علامت هستند و فرد مبتلا هنگامی از وجود آن آگاه میشود که توده بسیار حجیم شده و عملکرد اعضای دیگر بدن را نیز دچار اختلال کند.
وضعیت عمومی بیمار هم اکنون مناسب است.
( واحد مرکزی خبر)
فرمانده انتظامی استان کرمانشاه از انهدام باند سرقتی خبر داد که اعضاي آن با تعارف نوشیدنیهای مسموم بهعنوان نذري، طعمههای خود را بیهوش میکرد.
به گزارش راک نیوز :سردار کریم کشوری، در این خصوص گفت: اعضاي باند سرقتی که توسط دو زن هدایت میشد و تاکنون 9 تن را با تعارف نوشیدنی مسموم بیهوش و طلاجات آنان را به سرقت برده بودند، توسط ماموران دستگیر شدند.
وی افزود: از این باند که ترفند آنان دادن نذري به مردم و در نهایت اجرای سناریوی سرقت بود، هفت نفر دستگیر شدهاند.
کشوری تصریح کرد: تاکنون از افرادی که در دام این گروه گرفتار شدهاند، یک تن فوت شده و دو تن نیز در کما هستند.
فرمانده انتظامی استان کرمانشاه در پایان از مردم خواست با توجه به ایام مبارک ماه رمضان بیشتر توجه داشته باشند که افرادی با استفاده از ترفندهایی اینچنینی اقدام به فریب آنان نکنند.(ایسنا)
ادامه خبر...كارآگاهان پليس آگاهي تهران بزرگ اعضاي باند سارقان عتيقهجات را كه به سركردگي زني 24ساله فعاليت ميكردند را منهدم كردند.
به گزارش راک نیوز، در 21 تيرماه سالجاري، شخصي با مراجعه به کلانتري 123 نیاوران و تسليم شکوائيهاي به مأموران گفت كه دو مرد و دو خانم جوان به بهانه خرید وسایل قدیمی - تزئینی وارد منزلش شدند، با تهديد چاقو و قمه اقدام به بستن دست و پا و حبسکردنم داخل یکی از اتاقهای خانه کرده و پس از آن اقدام به سرقت خودرو سواری 206 و همچنین اموال داخل گاو صندوق شامل دو قاب ساعت مچيطلا، وجهنقد، دلار، يورو، اسناد مالیکت سهباب منزل مسكوني واقع در وليعصر و ستارخان، دفترچه حسابهای بانكی، تعدادي سكهطلا و نقره و همچنین چند تخته قالیچه دستباف کردند.
با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور بازپرس دادسرای ناحیه یک تهران، پرونده براي رسیدگی تخصصی در اختیار پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
با ارجاع پرونده به پلیس آگاهی، مالباخته پس از حضور در پایگاه یکم به کارآگاهان گفت كه شغل من در زمینه خرید و فروش اجناس قدیمی و تزئینی خانگی است و به واسطه آن مغازهای در محدوده میدان تجریش دارم، چند روز پیش از سرقت، دو خانم جوان با مراجعه به مغازه از من درخواست خرید تعدادی وسایل تزئینی ـ قدیمی را داشتند که به بهانه سفارش قرار شد تا برای دیدن تعدادی از وسایل نگهداری شده داخل خانه و خرید سفارشاتشان، به محل سکونتم واقع در خیابان عمار مراجعه كردند.
این دو خانم جوان به همراه دو مرد جوان (حدودا 25 و 30 ساله) با مراجعه به در منزل مالباخته و معرفی آنان به عنوان نامزدهایشان، به بهانه دیدن وسایل وارد خانه شده اما به محض ورود به خانه و بستهشدن در، این دو جوان با تهدید چاقو و قمه، با چاقو مرا مورد ضرب و جرح قرار داده و مجبورم کردند تا به داخل یکی از اتاقها بروم و پس از بستن دست و پا، با تهدید چاقو از من درخواست کلید گاوصندوق را كرده و من نیز از ترس جان خود محل کلید گاو صندوق را به آنان گفتم و پس از گذشت نزدیک به یک شبانهروز، اعضای خانوادهام که از چند روز قبل به شهرستان رفته بودند، مرا داخل اتاق پیدا کردند.
با توجه به شیوه و شگرد سرقت انجام شده، کارآگاهان اطمینان داشتند که سارقان از موضوع مسافرت اعضای خانواده مالباخته اطلاع کامل داشته و سارقان با استفاده از اطلاعات دقیق درباره محل کار (مغازه) و همچنین وجود اموال با ارزش در محل سکونت مالباخته، با طرح و نقشه قبلی اقدام به این سرقت کردهاند.
در ادامه رسیدگی به این پرونده، کارآگاهان با انجام تحقیقات از مالباخته و اعضای خانواده وی اطلاع پیدا کردند که یکی از دختران مالباخته از حدود یک سال پیش با دختری به نام «شقایق» ارتباط دوستانه پیدا کرده و در این مدت و به واسطه دوستی میان آن دو، شقایق در محل سکونت آنان تردد فراوانی داشته اما در طول چند روز گذشته و بر خلاف وعدهای که با دختر مالباخته داشته، هیچگونه مراجعهای به محل سکونت مالباخته نداشته و پس از زمان ارتکاب سرقت نیز پاسخگوی تماسها مکرر دختر مالباخته نبود.
با توجه به اطلاعات بدست آمده درباره هويت «شقایق»، کارآگاهان موفق به شناسایی محل سکونت شقایق در محدوده غرب تهران شدند که ضمن انجام هماهنگیهای قضایی اين دختر 24 ساله توسط کارآگاهان دستگیر و به پایگاه یکم پلیس آگاهی منتقل شد كه با دستگیری و انتقال «شقایق»، تحقیقات از وی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت، شقایق در تحقیقات اولیه منکر هرگونه اطلاع خود از موضوع سرقت شده اما در ادامه تحقیقات و با توجه به برخی مدارک بدست آمده در طول تحقیقات به ناچار لب به اعتراف گشود و دو خواهر به اسامی «مرضیه» 24 ساله و «مریم» 22 ساله را به عنوان دو سارق معرفی کرد.
با بدست آمدن هویت دقیق مرضیه و مریم ، مالباخته تصاویر هر دو نفر آنان را به عنوان دو خانم جوان در زمان سرقت مورد شناسایی قرار داد كه با شناسایی نقش و مشارکت این دو خواهر از سرقت، مخفیگاه آنان در محدوده شهرکقدس مورد شناسایی قرار گرفت و کارآگاهان این دو خواهر را نيز دستگیر كردند.
با مواجهه حضوری میان متهمان و شاکی پرونده و شناسایی دو خواهر از سوی مالباخته و همچنین اطلاع آنان از اعترافات صریح شقایق، آنان نیز به ناچار لب به اعتراف گشوده و عنوان داشتند که طرح و پیشنهاد سرقت از سوی شقایق صورت گرفته است.
این دو خواهر در ادامه اعترافات خود اظهار داشتند که شقایق به آنان اطمینان داده که تنها با یک بار سرقت به پول زیادی دست پیدا خواهند کرد و با این وسوسه آنان را راضی کرده تا با همدستی دو برادر به اسامی «عسگر» 30 ساله و «حسن» 27 ساله که از مدتی پیش با آنان آشنا شده بودند، اقدام به این سرقت كنند و آنان نیز پس از طرح پیشنهاد سرقت با این دو برادر و موافقت آنان، با نقشهای که از سوی شقایق طراحی شده بود، اقدام به این سرقت کردهاند.
با شناسایی هویت این دو برادر، کارآگاهان پس از شناسایی این دو برادر اقدام به دستگیری آنان کردند، در زمان دستگیری، «عسگر» و «حسن» با وجود دستور ایست کارآگاهان قصد فرار از محل را داشتند که کارآگاهان با رعایت قانون به کارگیری سلاح، حسن را از ناحیه پا مورد هدف گلوله قرار داده و برادر وی (عسگر) را نیز دستگیر و به پایگاه منتقل کردند كه با دستگیری متهمان و آغاز تحقیقات از این دو برادر، محل نگهداری اموال مسروقه در مخفیگاه «عسگر» واقع در شهر رودهن نیز مورد شناسایی قرار گرفت که در بازرسی از مخفیگاه دو برادر کلیه اموال سرقت شده نیز کشف شد.
به گزارش ايسنا، سرهنگ علیاکبرپور ، ريیس پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات صریح متهمان و کشف تمامی اموال سرقت شده، قرار قانونی از سوی بازپرس صادر و متهمان روانه زندان شدهاند.
ادامه خبر...راک نیوز : فرمانده انتظامي استان کرمانشاه از دستگيري متهمي که از سال 1377 به اتهام قتل فراري و تحتتعقيب پليس بود، خبر داد.
، سردار کشوري در تشريح اين خبر گفت: متهم اواخر مهرماه سال 1377 و در جريان نزاعي دستهجمعي که بر سر تقسيم سهميه آرد در يکي از روستاهاي حومه شهر کرمانشاه به وقوع پيوسته بود مردي 50 ساله را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده و متواري شده بود.
کشوري ادامه داد: پس از گذشت حدود 14 سال از زمان وقوع جرم و با پيگيري ويژه ماموران اداره مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي استان کرمانشاه مشخص شد متهم پس از فرار در يکي از شهرستانهاي استان البرز مخفي شده که در اين راستا ماموران براي بررسي موضوع به محل عزيمت کردند.
وي افزود: سرانجام پس از چندين روز تعقيب و مراقبت، کار اطلاعاتي با همکاري پليس استان البرز متهم را در مخفيگاهش شناسايي و در اقدامي غافلگيرانه دستگير كرد.
فرمانده انتظامي کرمانشاه با اشاره به اين مطلب که متهم پيش از اين به صورت غيابي به قصاص محکوم شده بود تصريح کرد: متهم پس از اعتراف به قتل و تکميل پرونده براي اجراي عدالت تحويل دادسرا شد.(ايسنا)
ادامه خبر...فرمانده انتظامي شهرستان بناب از دستگيري اعضاي باند کلاهبرداري از دختران خانوادهها تحت عنوان «اغفالگران» در اين شهرستان خبر داد.
به گزارش راک نیوز به نقل از (ایسنا)سرهنگ سلطانيوش در تشريح جزئيات اين خبر گفت: روش اعضاي اين باند به اين طريق بود كه پس از برقراري روابطدوستي با دختران، آنان را با خودشان همدست و هماهنگ ميكردند تا از منزل پدري خارج شوند و به پدرشان اعلام كنند كه ربوده شدهاند و در صورت واريز پول به حساب ربايندگان آزاد خواهند شد.
سلطانيوش افزود : دو دختر جوان كه به اين شيوه قرباني شده بودند با دو عضو باند دستگير شدند. اين دو دختر با ارسال پيامك به پدرشان اعلام كردند كه دو نفر، آنان را ربوده و بايد مبلغ کلاني پول به حساب آنان واريز كنند تا آزاد شوند.
وي گفت: با پيگيري كار آگاهان آگاهي مشخص شد كه موضوع كلاهبرداري بوده و محل آنان شناسايي و نامبردگان دستگير شدند و اعضاي باند به اين روش معترف شدند.
به گفته فرمانده انتظامي بناب دستگير شدگان با تشکيل پرونده براي سير مراحل قانوني تحويل دادسرا شدند.
ادامه خبر...به گزارش راک نیوز به نقل از ایسنا: پليس آمريكا در گزارشي از دستگيري مردي خبر داد كه مدت يك ماه نامزدش را مورد شكنجه و آزار قرار داده است.
بنابر اعلام پليس نيويورك، « آنتوني متيو» 31 ساله، در يك ماه گذشته نامزد 26 سالهاش را داخل آپارتمانش حبس و اقدام به شكنجه او كرد.
پليس نيويورك همچنين اعلام كرد: «آنتوني» با بستن دست و پاهاي نامزدش او را با آهن و پيچ گوشتي داغ سوزانده و به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده است.
پليس نيويورك پس از دريافت تماس مشكوكي مبني بر وقوع اين جنايت به محل اعزام شد و اين زن را كه به شدت آسيب ديده بود، پيدا كرد.
به گفته سخنگوي پليس نيويورك، «آنتوني» با ديدن نيرو هاي پليس قصد داشت از خروجي پشتي ساختمان فرار كند اما پيش از اين كه موفق شود به دام پليس افتاد.
بنابر اعلام پليس، اقدام به قتل نافرجام، آدمربايي، تجاوز و حمل غيرقانوني سلاح از جرائمي است كه متوجه «آنتوني» خواهد بود.
راک نیوز : خودروي حامل 18 هزار ليتر گاز مايع ساعت 12 و 30 دقيقه ظهر روز پنجشنبه در نزديکي روستاي «باباامان» از توابع بجنورد واژگون شد اما انفجاري رخ نداد.
مدير کل مديريت بحران استانداري با بيان اين مطلب به خبرنگار ما گفت: راننده يک دستگاه خودروي سوخت رسان گاز مايع (LpG) به دليل بي احتياطي کنترل خود را از دست داد و خودرو در وسط روستاي باباامان واژگون شد.
«سيدعلي ميرکريمي» افزود: اين خودرو حامل 18 هزار ليتر گاز مايع بود که اگر منفجر مي شد، کل روستاي «باباامان» را با خاک يکسان مي کرد. وي تصريح کرد: بلافاصله پس از اين حادثه 60 تا 70 تن از نيروهاي آتش نشاني، پتروشيمي، هلال احمر و مديريت بحران شهرستان و استان به منطقه اعزام شدند تا از بروز حوادث احتمالي پيشگيري کنند. وي بيان کرد: اين خودرو، هنگام سقوط دچار نشتي هم شد که با اقدام به موقع نيروهاي آتش نشاني و کارکنان پتروشيمي، نشتي آن به شکل موقت برطرف شد تا خودرو دچار حادثه نشود. «ميرکريمي» با اشاره به فعاليت هاي پيشگيرانه به منظور جلوگيري از بروز فاجعه انساني در اين حادثه اظهار داشت: هم زمان با حضور نيروهاي امدادي در محل حادثه تا شعاع 700 متري روستاي «باباامان» تخليه شد. وي گفت: به دليل اين که خودروي سقوط کرده بسيار سنگين بود، بخشي از سوخت داخل آن در خودرويي ديگر تخليه شد تا سبک تر شود و بتوان آن را بلند کرد. وي اظهار داشت: اين خودروي حمل سوخت که از بندر اميرآباد بارگيري شده بود، قرار بود در مشهد تخليه شود و طبق قانون انتقال خودروهايي که بار سوخت حمل مي کنند به داخل مناطق مسکوني خلاف است. وي خاطر نشان کرد: بر همين اساس با هماهنگي دادستان بجنورد، راننده خاطي بازداشت و خودروي وي توقيف و مقرر شد پس از تخليه بار در مشهد، به پارکينگ منتقل شود.
منبع/خراسان
راک نیوز :کامیون حاوی 37 تن الیاف کتان در حال سقوط است که زن شجاع قبل از وقوع حادثه ناگوار، شوهر و بچه خود را نجات می دهد.
این حادثه در استان ژجیانگ و در بزرگراه تایژو ونژو رخ داد و در یک لحظه قبل از سقوط کامیون با 37 تن الیاف کتان، زن شجاع شوهر و بچه خود را کنارکشیده تا به آنها آسیبی وارد نشود.
ادامه خبر...
به گزارش راک نیوز : نماينده دادستان كه در شعبه 74 براي محاكمه ريحانه و مادر و خواستگارش حاضر شده است، در مورد جزئيات قتل اينطور توضيح ميدهد: دو سال قبل زني به ماموران پليس يكي از شهرهاي حاشيهاي تهران خبر داد كه شوهرش گمشده است. در تحقيقاتي كه پليس انجام داد ابتدا چيز زيادي به دست نياورد و حاكي از آن بود كه مرد مفقودي كه خسرو نام داشت از خانه بيرون رفته و ديگر برنگشته است. وقتي تحقيقات پليسي به صورت نامحسوس انجام شد، ماموران متوجه شدند همسر مقتول از سرنوشت او خبر دارد. چراكه او و دخترش با مرد جواني رابطه دارند و اين ارتباط و گفتههاي آنها نشان ميدهد اين جوان عامل قتل خسرو بوده است. بنابراين مينا، مادر خانواده را بازداشت كردند. اين زن در بازجوييها اعتراف كرد با همدستي مرد جواني به نام آرش كه خواستگار دخترش بوده اين قتل را مرتكب شده است.
نماينده دادستان ادامه ميدهد: با توجه به جزئياتي كه از اين پرونده در دست است، آرش وقتي از ازدواج با ريحانه نااميد شد با همسر مقتول نقشه قتل او را طراحي كرد و بعد ريحانه را هم در جريان اين قتل قرار داد. مطابق نقشه مينا در شربت شوهرش داروي خوابآور ريخت و بعد آرش وارد خانه شد و او را به قتل رساند و جسدش را نيمه شب به بيابان منتقل كرد و در چاهي انداخت.
نماينده دادستان در مورد ادعاي متهمان درخصوص بدرفتاري و شكنجه از سوي مقتول ميگويد: شايد اين ادعا درست باشد اما صرف اينكه شخصي اعضاي خانوادهاش را آزار ميدهد، نميتوان حكم قتل براي او صادر كرد. اگر متهمان از اين موضوع ناراحت بودند، ميتوانستند به دادگاه شكايت كنند. آنها حق قتل مقتول را نداشتند و از نظر دادسرا هيچ فرقي نميكند كه مقتول چه جور فردي است. او به ناحق كشته شده است و بايد عاملان قتلش مجازات شوند.
من نيز كيفرخواست را تقديم دادگاه كردم و درخواست صدور حكم قانوني در اين خصوص را كردهام.
از كارم پشيمان هستم
آرش، متهم رديف اول اين پرونده است. او ميگويد اتهام را قبول دارد و از كارش پشيمان است اما عشق چشمان او را كور كرده بود و براي رسيدن به ريحانه حاضر بود هر كاري بكند.
آنطور كه در پرونده آمده است، تو فرد تحصيلكردهاي هستي. چطور توانستي يك نفر را بكشي؟
زماني كه اين اتفاق افتاد، من دانشجو بودم و ترمهاي آخر را ميگذراندم، براي آيندهام خيلي تلاش كرده بودم و فكر ميكردم ميتوانم زندگي خوبي براي خودم درست كنم، اما بيعقلي كردم.
چطور با ريحانه آشنا شدي؟
او همدانشگاهي من بود. در دانشگاه با هم آشنا شديم و من به او ابراز علاقه كردم و با هم دوست شديم. بعد هم قرار شد به خواستگاريش بروم.
تا به حال به خواستگاري ريحانه رفتهاي؟
بله. من و خانوادهام به خواستگاريش رفتيم. اما وقتي پدرم فهميد پدر ريحانه ايراني نيست، مخالفت كرد وگفت حاضر نيست با چنين فردي وصلت كند.
پدر ريحانه اهل كجا بود؟
او اهل افغانستان بود. هرچند مادر ريحانه ايراني بود اما پدرم ميگفت ريحانه افغان محسوب ميشود و حتي اگر خودش بسيار هم خوب باشد، چون پدرش افغان است نميتواند عروس خانواده ما باشد.
پسرها بدون اجازه پدر هم ميتوانند ازدواج كنند. تو ميتوانستي با ريحانه ازدواج كني، چرا پدرش را كشتي؟
وقتي پدر من مخالفت كرد، پدر ريحانه هم گفت حاضر نيست به اين ازدواج رضايت دهد و نامزدي ما را بههم زد. اما دليل اينكه تصميم گرفتم پدر ريحانه را بكشم اين نبود كه او با ازدواج ما مخالفت كرد.
دليلت براي كشتن پدر ريحانه چه بود؟
در مدتي كه با ريحانه رابطه داشتم، چندبار متوجه شدم حالش بد است و زخمهايي روي بدنش ديدم. اول نميگفت اين زخمها به خاطر چيست. اما بعد از مدتي كه به من اعتماد كرد، گفت اين زخمها بهخاطر ضرباتي است كه پدرش به بدن او وارد كرده است. او گفت پدرش مرتب كتكش ميزند. من هم از پدر ريحانه كينه به دل گرفتم. او حق نداشت دختري كه آنقدر خوب و موفق است را اينطور كتك بزند.
دليل بدرفتاريهاي پدر ريحانه را نپرسيدي؟
همان زمان پرسيدم. ريحانه گفت از وقتي بچه بود، پدرش او را كتك ميزد و فكر ميكرد او نحس است. البته پدر ريحانه فقط او را كتك نميزد بلكه همسر و فرزندانش را هم كتك ميزد و همه آنها از دست اين مرد در عذاب بودند.
وقتي نقشه قتل را كشيدي و موضوع را به مادر ريحانه گفتي، او مخالفتي با تو نكرد؟
اين زن شوهرش را دوست نداشت و آنها خيلي با هم بد بودند. وقتي به مادر ريحانه گفتم ميخواهم شوهرش را بكشم و نقشه كشيدم، قبول كرد و گفت حاضر است با من همكاري كند. مرگ پدر ريحانه فقط خواسته من نبود آنها همگي از اين اتفاق خوشحال بودند.
برادران ريحانه اعلام رضايت كردند و نماينده دادستان به عنوان وليقهري درخواست كرده است به فرزند صغير مقتول ديه بپردازي، حاضري اينكار را بكني؟
بله حاضرم. در دادگاه هم گفتم ديه را ميپردازم و از اوليايدم هم تشكر ميكنم كه رضايت دادند. آنها ميدانند پدرشان چه جور آدمي بود. هرچند من حق كشتن او را نداشتم و عشق ريحانه آنچنان مرا كور كرده بود كه نميتوانستم هيچ چيز بجز او را ببينم.
نقش ريحانه و مادرش چه بود؟
مادر ريحانه داروي خوابآور در شربت مقتول ريخت و او خوابيد، بعد من با سلاح مرد افغان را كشتم. ميخواستم با كمك دوستم جسد را به بيرون منتقل كنم كه پدرم تماس گرفت و از من خواست ماشين را برايش ببرم. جسد تا شب در خانه ماند. شب دوباره با ماشين به خانه ريحانه رفتم و با كمك او و مادرش جسد را در ماشين گذاشتيم و بعد من آن را به بيابان منتقل كردم و جسد را داخل چاهي انداختم و آن را با بنزين آتش زدم.
زندگيام تباه شده است
مادر ريحانه ميگويد از اتفاقي كه براي شوهرش افتاده، بسيار ناراحت است. او ماجراي آشنايي با شوهرش را اينطور تعريف ميكند: وقتي مادرم مرد، پدرم ديگر به من اهميت نميداد و پسرانش را خيلي دوست داشت و فكر ميكرد آنها هستند كه بهدردش ميخورند. به همين خاطر هم در 16سالگي مرا به خسرو داد. دو سال بعد وقتي ريحانه را باردار بودم متوجه شدم شوهرم افغان است. موضوع را به پدرم گفتم. او از من حمايت نكرد و گفت هرطور شده بايد بماني. شوهرم مرد بداخلاقي بود. خيلي من را كتك ميزد. خيلي فحاشي ميكرد. به من ميگفت تو به اندازه يك سگ هم براي من ارزش نداري. اما مجبور بودم تحملش كنم و چارهاي نداشتم.
تا اينكه ريحانه به دنيا آمد. وقتي شوهرم ديد بچه دختر است، ناراحت شد و گفت نحسي به خانه ما آمده است. از آن روز به بعد هم من را كتك ميزد و هم ريحانه را.
اين زن ميگويد: بجز ريحانه سه پسر به دنيا آوردم اما با آنها هم رفتار درستي نداشت. پسر بزرگم را وقتي ده ساله بود از خانه بيرون كرد. اجازه نداد پسرم را به خانه برگردانم. ديگر از پسرم خبري نداشتم تا اينكه پدرش مرد. او نميدانست پدرش كشته شده. آمد كه به ما سر بزند. فقط ميدانست پدرش مرده است. او ذرهاي بهخاطر مرگ پدرش ناراحت نشد، چون هيچ وقت از او محبت نديده بود. بعد متوجه شدم در اين سالها پسرم در شهرستاني كار ميكرده است و چقدر سختي كشيده تا اين سالها را گذرانده است.
اين زن در مورد اينكه چطور فرزندانش بدون قيد و شرط رضايت دادند، ميگويد: آنها پدرشان را دوست نداشتند، چون هيچوقت به اين بچهها محبت نكرد و هيچ وقت اجازه نداد آنها احساس كنند پدر دارند.
چرا بايد فردي كه هميشه كتكشان ميزد و باعث ميشد يك جاي بدنشان زخمي شود و درد داشته باشند، دوست داشته باشند.
مينا از اينكه در قتل شوهرش دست داشته است ابراز پشيماني ميكند و ميگويد: وقتي آرش اين پشنهاد را به من داد، قبول كردم چون ميخواستم انتقام ظلمهايي كه شوهرم به ما كردهاست را از او بگيرم. اما وقتي داروي خوابآور را به او دادم، پشيمان شدم. ريحانه به من گفت فراموش نكن با من و تو چه كرده است. بعد آرش آمد و او را كشت. در آن زمان دو پسرم را براي بازي بيرون فرستاده بودم. نشد كه جسد را بيرون ببرد و جسد تا شب در خانه ماند. خيلي ناراحت بودم و نميتوانستم كاري بكنم. تا اينكه شب شد و آرش آمد و با كمك من و ريحانه جسد را از خانه خارج كرد. وقتي فهميدم جسد را آتش زده است خيلي ناراحت شدم، چون نبايد اينكار را ميكرد و بايد حرمت مرده را نگه ميداشت.
اين زن ميداند زندگياش تباه شده است، ميگويد: ميدانم بايد مدتي در زندان بمانم و نميتوانم زندگي عادي داشته باشم، اما خانهاي كه با شوهرم داشتم برايم فرقي با زندان نداشت.
گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،