حـــامد مظفـــری: همه ما بادنجان را از نزدیک دیده ایم؛ چه به صورت خام و در میوه فروشیها و چه به صورت پخته و در سبد غذایی مان و البته هیچ گاه ندیده ایم رنگ پوست این گیاه که در تیره سیب زمینیان جای می گیرد به رنگ شلوار احسان علیخانی در آن برنامه کذایی شبیه بوده باشد! رنگ پوست بادنجان بنفش است، آن هم بنفش متمایل به تیره اما شلواری که احسان پوشیده بود قرمز رنگ بود! پس چرا باید احسان علیخانی به ما دروغ بگوید.
به گزارش کافه سینما به نقل از شبکه ایران٬ نوشتن درباره اوضاع اسفناک رسانه ملی و ریاکاری گریبانگیر برنامه های آن آن قدر اپیدمیک شده که آدمی نمی داند بنویسد بهتر است یا آن که کلا بی خیال قضیه شود اما اینکه اخیرا دو تن از مجریان رسانه ملی آشکارا راستی را دور زده و از دریچه وارونه نشان دادن حقایق با مخاطب خویش سخن گفتند به شدت نامنصفانه و غیرانسانی بود؛ فقط و فقط به دلیل قرار گرفتن در ماه مبارک رمضان که مثلا بناست رفتارهایمان در این ماه الگویی باشد برای سایر ماه ها!
پرده اول: جمعه شب است و نزدیکیهای افطار؛ احسان علیخانی مجری برنامه «ماه عسل» جلوی دوربین قرار گرفته و بعد از سلام و علیک با مخاطبانش از این می گوید که شب قبل شلواری بادنجانی رنگ پوشیده بود(!) اما این پوشش بدون لحاظ کردن اله مان پررنگ تر شدن رنگها در تلویزیون انجام شده بود و اگر عده ای او را با شلوار قرمز دیده اند برآمده از همین مساله است وگرنه شلوار او بادنجانی رنگ بوده است!
همه ما بادنجان را از نزدیک دیده ایم؛ چه به صورت خام و در میوه فروشیها و چه به صورت پخته و در سبد غذایی مان و البته هیچ گاه ندیده ایم رنگ پوست این گیاه که در تیره بوته جات جای می گیرد به رنگ شلوار احسان علیخانی در آن برنامه کذایی شبیه بوده باشد! رنگ پوست بادنجان بنفش است، آن هم بنفش متمایل به تیره اما شلواری که احسان پوشیده بود قرمز رنگ بود! پس چرا باید احسان علیخانی به ما دروغ بگوید. او می توانست به راحتی بگوید تعدادی از مخاطبان برنامه که اغلب هم نه مخاطب عام که مخاطبان ویژه(!) هستند به او فشار آورده اند که بابت شلوار قرمزش عذرخواهی کند؛ همین قدر کفایت می کرد و لازم به دوختن بادنجان به ماه عسل نبود!
پرده دوم: دقایق ابتدایی بامداد شنبه است و نزدیکیهای سحر؛ محمود گبرلو مجری برنامه «هفت» جلوی دوربین قرار گرفته و خرسند از اینکه توانسته گفتگویی که همکارانش با اصغر فرهادی در بدو ورود به ایران گرفته اند را روی آنتن بفرستد از این می گوید که انتقادات فرهادی از تلویزیون و اینکه فرهادی گفته «تلویزیون باید بابت رفتارهایش طی چند سال گذشته عذرخواهی کند» صرفا در حد یک شوخی بوده و اینکه گفتهاند فرهادی نسبت به صدا و سیما گلایه یا نکتهای داشته، کذب است.
آنها که اصغر فرهادی را دیده اند و یا گفتگوهایش را خوانده اند می دانند این کارگردان که روزگاری کارش را از تلویزیون شروع کرد در سالهای اخیر نه فقط منتقد شماره یک سیاستهای این سازمان بوده بلکه بارها و بارها به صراحت عملکرد این سازمان عریض و طویل را نقد کرده است؛ صددرصد که نقد او بر عملکرد رسانه ملی در فرودگاه امام(ره) و در بدو ورود به ایران هم در همین راستا بوده! پس چه دلیلی دارد که محمود گبرلو سخنان او را به شوخی ربط دهد؟ جالبتر اینجاست که گبرلو ابتدا می گوید:«اینکه گفتهاند فرهادی نسبت به صدا و سیما گلایه یا نکتهای داشته، کذب است چون با او صحبت داشتم و گلایه داشت که چرا برخی خبرنگاران مطبوعات، عین جملات را مطرح نمیکنند و امانتدار نیستند.» و در ادامه می افزاید:«صحبتهای او با خبرنگار «هفت» مذاح و شوخی بوده و اگر دردل و حرفی راجع به صدا وسیما داشته، گپ و گفتی به شوخی و خودمان بوده و نه جدی.»
گرفتید چه شد؟ گبرلو ابتدا می گوید که فرهادی سخنان خود را تکذیب کرده و به فاصله یکی دو ثانیه می گوید این سخنان، شوخی بوده! یعنی در آن ِ واحد هم حرفی زده نشده و هم حرفی زده شده اما به شوخی! واقعا چرا مجری «هفت» باید به مخاطبانش دروغ بگوید؟ او هم می توانست به راحتی بگوید که مدیران سازمان متبوعش با انتقادات فرهادی موافق نیستند و تمام!
این است دانشگاه انسان ساز؟!
بارها و بارها از بزرگانمان شنیده ایم که صداوسیما باید دانشگاهی انسان ساز باشد! انصافا کدام دانشگاهی را می شناسید که اساتید آن به جای راستی، دروغ و ناراستی را به دانشجویانش بیاموزد؟!
» اخبار مرتبط:
» اشتراک گزاری خبر